این اِعمال فشار بر اساس مراحلی که قبلاً تبیین کردم صورت خواهد گرفت. ما بر حفظ امنیت و آرامش کشور، بهویژه در اوضاع کنونی، بسیار پایبندیم. ولی حفظ امنیت کشور به حدّت و خشونت نیاز دارد، زیرا بنابر آنچه من در جنوب دیدم، بیم آن میرود که اگر ما با اراده خود خشونت به خرج ندهیم، روزی خواهد رسید که مجبور شویم دست به خشونت بزنیم.
آیا برنامه زمانبندیشدهای برای اقدامات خود در مرحله آینده دارید؟
بله، برنامه زمانبندیشدهای تدوین کردهام، ولی بهطور طبیعی برنامهای تقریبی است. آنچه از این برنامه اعلام شده است، برگزاری نشست مجمع عمومی مجلس اعلای شیعیان متشکل از 1600 نفر از نخبگان شیعه در دو ماه آینده است. در این نشست، ابعاد مختلف اوضاع کنونی را بررسی خواهیم کرد و تصمیمی مناسب خواهیم گرفت.
در کنار آن، از علمای دینی دیگر فرقهها برای تبادلنظر دعوت خواهد شد و با همه قشرهای دیگر مردم ارتباط برقرار خواهد شد. برای نمونه، من در روزهای آینده در شش مراسم در جنوب و بقاع و بیروت درباره مشکل جنوب صحبت خواهم کرد.
به نظر شما مردم جنوب تا کی صبر خواهند کرد؟
صبر مردم جنوب تمام شده است، پس ما همانند همه انسانهای خردمند اعمال فشار را آغاز خواهیم کرد و به تدریج، آن را افزایش خواهیم داد تا دولت را به توجّه و رسیدگی به این منطقه وادار کنیم.
چند روز پیش، اعضای هیئتی از حداثا -شهرکی که همواره دستخوش تجاوزهای اسرائیلی بوده و هست- با من دیدار کردند. آنان رنج و عذابی را که میکشند، بهتمامی برایم بازگو کردند که البته بیشتر آن را خودم میدانم. این وضع تحملناپذیر است. من از همه مردم لبنان خواهش میکنم که پیش از آنکه فرصت از دست برود، دلها و اذهان خود را برای درک مشکل جنوب باز کنند.
برخی از مسئولان در گذشته خواستار پاسخگویی به تجاوزات اسرائیل و حمایت از جنوب و برقراری امنیت در آن شدند، ولی وقتی به قدرت رسیدند، مواضع پیشین خود را فراموش کردند و اکنون ابراز تردید میکنند که این سخنان را گفته باشند.
آیا فکر نمیکنید این وضع اقتضا میکند که مردم جنوب را به نافرمانی مدنی فرابخوانید؟
هر اقدامی برای خدمت به جنوب و در چارچوب مصلحت کلان کشور امکانپذیر است، ولی باید هر اقدامی را به دقت بررسی کرد، زیرا همانطور که میدانید وضعیت بسیار حساس و نابسامان است و همانطور که قبلاً گفتم، تنها مسئله جنوب نیست؛ جنوب جبههای حساس در نبردی بزرگ است. با توجه به حساسیت اوضاع، هر اقدامی باید حسابشده و درست باشد.
آیا در بودجه جدید، اعتبار ویژهای برای جنوب درنظر گرفته شده است؟
به هیچ وجه، هیچ اعتباری در نظر گرفته نشده است و حتی اعتباری که برای ساخت سد میفدون اختصاص یافته بود، به دیگر مناطق اختصاص داده شده است.
تنها جنوب لبنان است که در این جنگ شرکت میکند؛ جنوب است که فداکاری میکند و سختی
در ابتدای دوره ریاستجمهوری فعلی، سازمان جهانی غذا و کشاورزی موظف شد تا پژوهشی اولیه برای اجرای طرح لیطانی انجام دهد. قرار شد این پژوهش طی 36 تا چهل ماه صورت بگیرد. ولی دیدیم این پژوهشها که در مرحله پایانی بود، بهناگاه بهطور کامل کنار گذاشته شد و برنامهای جدید به همراه جدولی زمانبندیشده برای آن تدوین شد. همه میدانیم که تا کنون دو ماه از تدوین آن جدول زمانبندیشده گذشته است، بدون آنکه هیچ گام عملی برداشته شده باشد.
دیگر اینکه از زبان مهندس ادوارد صوما شنیدم که خطاب به طرفداران اجرای طرح لیطانی به شیوهای که اخیراً تصویب شد، میگفت: آنان میگویند بر اساس این طرح، دههزار هکتار از زمینهای تشنه در اثنای اجرای طرح، آبیاری خواهد شد. اگر راست میگویند، آن منطقهای را که قرار است آبیاری شود، به من نشان دهند(…)
توجّه و اهتمام به یک منطقه معین از جنوب و رها کردن سایر مناطق، سؤالبرانگیز است. گذشته از آن، منطقه القطاع الأوسط در هیچ یک از طرحهای مربوط به لیطانی سیراب نمیشود. برای آبیاری این منطقه، طرح دریاچههای مصنوعی با هزینه یازده میلیون لیره تصویب شد. اما این طرح تنها به این سبب که در دولت پیشین به تصویب رسیده بود، متوقف شد.
گذشت زمان نشان میدهد که لبنان به مسئله بهرهبرداری از آبهای خود و آبرسانی به مناطق بیاعتناست و اسرائیل همین مسئله را در سازمان ملل بهانه قرار میدهد و در رسانههای مختلف خود بر روی آن متمرکز میشود. از همین جا روشن میشود که وضعیت تا چه حد خطرناک است.
شنیدم یکی از مسئولان در مصاحبهای تلویزیونی درمورد برخی سازمانها و دفاتر فنی-پژوهشی که طرح لیطانی را بررسی میکنند، ابراز تردید میکرد. من از اظهارات او شگفتزده شدم. آیا منظور این مسئول سازمان بینالمللی غذا و کشاورزی است که با همکاری هفده مهندس این طرح را مطالعه میکند و فعالیت آن به اندازه یکسوم از مبلغ اختصاصیافته به این طرح، یعنی یک میلیون دلار از اصل سه میلیون دلار است؟ چه عاملی مانع آشکار شدن این خطر و تأثیرگذاری این مراکز بر پیشرفت طرح میشود؟
بسیار اندوهبار است که مسئله لیطانی که مسئله درجه اول جنوب است، به راهی برای گزافهگوییهای سیاسی و ابزاری موسمی برای فعالیتهای انتخاباتی تبدیل شده است.
آنطور که از صحبتهای شما پیداست، همه آنچه درباره اجرای طرح لیطانی گفته میشود، جدی نیست!
بله همینطور است.
آیا این آخرین عاملی است که شما را به دست کشیدن از راهکارهای مثبت در تعامل با دولت وامیدارد؟
من کاملاً متقاعد شدهام که اِعمال فشار تنها راهی است که ما را به اهدافمان میرساند، ولی فشار مراحل متفاوتی دارد و نباید مرحله دوم را بر مرحله اول مقدّم داشت.
اعتصاب سال1970، نوعی اِعمال فشار بود و بنابر تحلیل شما، مرحله اول به شمار میآید و الآن باید مرحله دوم اجرا شود.
اینها کافی نبود. در واقع، مجلس جنوب به شکلی صحیح آغاز به کار کرد، ولی بعد از آن به دفتری سیاسی برای منافع انتخاباتی تبدیل شد. گذشته از آن، همه خدماتی که به جنوب عرضه میشود، منحصر در چارچوب بودجه این مجلس ناکارآمد است. این بودجه، تنها 25 میلیون لیره است در برابر 985 میلیون لیره که به دیگر مناطق لبنان اختصاص یافته است. از این رو، میتوان گفت که مجلس جنوب به ابزاری آرامبخش یا تسکیندهنده تبدیل شده است تا از بروز خشم مردم جنوب جلوگیری کند.
آیا برای تحقّق مطالباتی که به مسئولان عرضه کردهاید، رسماً وعدهای داده شده است؟
درمورد حقوق شیعیان وعدههایی داده شده است، ولی با وجود ارزشی که برای این وعدهها قایلیم، میبینیم که شرایط مانع تحقق آنهاست.
اما در مورد جنوب، هیچچیز حتی وعدهای نیز در کار نیست، به جز جملهای که رئیسجمهور در سخنرانی خود گفت و جنوب را فرزند بیمار خواند و ما امیدواریم که این بیمار پیش از آنکه فرصت از دست برود، درمان شود.
به نظر شما چه عاملی مانع تحقق وعدههاست؟
متأسفانه، علت آن نبودن فشار است، زیرا جنوب مطالبات خود را با نرمش و خواهش و بدون آنکه هیچ رنجش و مزاحمتی برای مسئولان پدید آورد، دنبال کرده است. اگر ده درصد از وخامت اوضاع جنوب در دیگر مناطق لبنان وجود داشت، هرگز آنچه را مردم جنوب تا کنون تحمل کردهاند، مردم دیگر مناطق تحمل نمیکردند. متأسفانه، مسئولان حتی از مطالبی هم که روزنامهها درباره جنوب مینویسند، ناراحت و آزرده میشوند.
آیا پس از تجربه سالهای گذشته، به این نتیجه رسیدهاید که تنها راه رسیدن به هدف اعمال فشار است؟
ما این راه را ادامه میدهیم و امیدواریم به اهدافمان برسیم.
برای آنکه نحوه رفتار دولت و ذهنیت حاکم بر آن روشن شود، نمونهای ساده ذکر میکنم. در خیابانی که از حازمیه تا میدان فرودگاه کشیده شده است، لامپهای فلورسنت در وسط خیابان نصب شده است، به جز در بخشی که از منطقه غبیری میگذرد. بیتوجهیها در مناطق حیالسلم، برجالبراجنه، برج حمود، و کرنتینا نیز عمدی به نظر میرسد و همین امر کینه گروهی از هموطنان را از دولت بیشتر کرده است، زیرا آنان در برخورد دولت با خودشان و دیگر گروههای لبنانی، تبعیضی آشکار مشاهده میکنند.
در دوره اخیر درباره طرح لیطانی و آغاز اجرای آن حرفهای بسیاری زدهاند. آیا اطلاعات دقیقی در این باره دارید؟
در سال 1970، یعنی شانزده سال بعد از تأسیس اداره کل لیطانی، به همراه مرحوم موریس جمیل در وزارت برنامهریزی جمع شدیم. من از نماینده سازمان پرسیدم که آیا برای طرح لیطانی مطالعات فنی و اقتصادی و جغرافیایی صورت گرفته است، چراکه این مطالعات نخستین گام برای اجرای طرح به شمار میآید. جواب آن مسئول منفی بود. تا آن زمان 320 میلیون لیره برای طرح لیطانی هزینه شده بود، ولی حتی نخستین گام اجرای طرح را برنداشته بودند. آیا این معقول است؟
نمیپذیرند، باید صحنه را خالی کنند و میدان را برای دیگران باز کنند تا بیایند و کاری را که آنان از انجام دادنش درماندهاند، به عهده گیرند.
مردم جنوب اهرمهای فشار گوناگونی به کار بردهاند تا دولت را وادارند که به آنان توجه کند، ولی همه تلاشهایشان به هدر رفته است. آیا فکر نمیکنید زمان آن فرارسیده است که ابزارهای دیگری به کار گرفته شود؛ ابزارهایی که میتوان آنها را ابزار خشونت نامید؟
مانعی ندارد که اهرمهای فشار مورد نظر را ابزار خشونت بنامیم، ولی [میزان و نوع] خشونت بهمثابه ابزار، بر اساس مراحل کار و اوضاع حاکم بر منطقه تعیین میشود. باید مرحلهای را که کشورهای عربی در آن قرار دارند، در نظر گرفت و نیز تهدیدات احتمالی اسرائیل را برای لبنان پیش چشم داشت. همچنان که باید گروههای مختلف در لبنان را مورد ملاحظه قرار داد و اهرم فشار مناسب را در سایه این امور انتخاب کرد. حال میتوانیم این فشار را خشونت بنامیم. آنچه مهم است رسیدن به نتایج مورد نظر است.
اگر وزیران شیعه استعفا نکردند، گام بعدی چیست؟
من مطمئنم راهکاری که ما در پیش میگیریم، سیاستمداران را از لحاظ پایگاه مردمی به سمتی حرکت میدهد که آنان مجبور به استعفا شوند. به یاد دارم در سال 1970 که به اعتصاب عمومی دعوت کردم، به این نتیجه رسیده بودم که چارهای جز اعتصاب وجود ندارد. و لبنانیها در همه مناطق یکپارچه در این اعتصاب شرکت کردند. من به همراهی مردم و هوشیاریشان به این مسئله اطمینان دارم. اگر همراهی و حضور مردم را جدی بگیریم، سیاستمداران نیز ناگزیر همراهی خواهند کرد. اگر با همکاری مردم توانستیم دولت را به موضعی مثبت وادار کنیم که به همان شیوه عمل میکنیم، وگرنه مجبور خواهیم شد که با همکاری مردم جنوب و مناطق دیگر، فشار را افزایش دهیم. من با این شیوه کاملاً موافقم. زمان آن فرارسیده است که چنین موضعی اتخاذ شود. من برای حرکت در این مسیر صحیح و موفقیتآمیز، همه محاسبات لازم را کردهام و اگر به دیگر اقداماتی که در آینده انجام خواهیم داد اشارهای نکردم، مرا معذور بدارید، زیرا هرچیز باید در زمان خود گفته شود.
تجربه و حوادث ثابت کرده است که دولت هیچ کاری انجام نمیدهد، مگر اینکه تحت فشار قرار گیرد. نمونههای فراوانی برای آن وجود دارد. آیا فکر میکنید ممکن است این قاعده درمورد مسئله جنوب تغییر کند؟
فراموش نکنید که نیمی از مردم جنوب و نیمی از مردم بقاع در بیروت هستند. فراموش نکنید که بیروت در محاصره مردم جنوب و بقاع است. دوباره میگویم: وقتی ما دعوت به اعتصاب کردیم، همه لبنانیان در بیروت و دیگر مناطق با ما همراهی کردند. بنابراین، من همچون گذشته به همراهی هموطنان اطمینان بسیاری دارم.
اکنون چهار سال از آن اعتصاب گذشته است. با این حال، هیچ یک از مطالباتی که آن زمان دنبال میکردید، برآورده نشد. فکر نمیکنید زمان آن رسیده است که حرکت تازهای انجام دهید؟
آن اعتصاب به تشکیل مجلس جنوب انجامید، افزون بر آنکه دولت طرحهایی را اجرا کرد، هرچند
این منطقه و طرحهایی دیگر به مطالعه و پژوهش فنی پرداختهایم تا امکان دستیابی مسئولان به راهحلهای جدی و سریع هموار باشد. با اینکه همه این مطالعات در اختیار آنان قرار داده شده است، هیچ توجهی به آنها نشان ندادهاند و همه پژوهشها معطل مانده است.
ما دیگر کمترین امیدی به هیچ اقدام مثبتی نداریم. تنها راهی که پیش پای ما مانده است، اِعمال فشار است. میگویم فشار نه تخریب، زیرا من مرد تخریب نیستم. ما در پی آنیم که با اِعمال فشارهای گوناگون، دولت را واداریم تا مطالبات برحق ما را برآورده سازد.
درمورد حقوق شیعیان معتقدم که اگر بتوانیم وزیران شیعه را که فرزندان شیعیان هستند و درد و رنج آنان را حس میکنند، وادار به استعفا کنیم، دولت را در برابر بحران کابینه و بلکه بحران حکومت قرار خواهیم داد و شاید بدینترتیب، دولت موضع خود را در برابر جنوب تغییر دهد و به مسائل این منطقه محروم بیشتر اهتمام ورزد. اگر اینطور شود، ناگزیر مشکل در جنوب نیز انعکاس خواهد یافت.
من از سیاستمداران دعوت خواهم کرد تا برای اتخاذ تصمیمی قاطع در قبال دولت گردهم آیند و تأکید میکنم که هموطنان حقیقت آنچه را میگذرد، درک میکنند. من هموطنان را فریب ندادهام و مشکل آنان را به فراموشی نسپردهام، بلکه همواره تلاش کردهام تا نقش آرامکننده را داشته باشم و آتش را فرونشانم. با وجود آنکه مردم جنوب در رنج و عذاب و گرسنگی و آوارگی و ناامیدی به سر میبرند، من اینگونه برخورد میکردم. ولی همه اینها باید پایان یابد.
من نمیخواهم کسی را نگران کنم، ولی حقایقی هست که باید گفته شود. بسیاری از لبنانیان مشکلات ملی خود را بهخوبی درک میکنند و مشکل گرانی و ناامنی و پایمال شدن کرامت انسانها را میفهمند. اینان ایستادگی خواهند کرد، زیرا مسئله جنوب مسئلهای ملی است نه منطقهای.
آیا بیم آن را دارید که بگویند شما در کارهای سیاسی دخالت میکنید؟
سیاست برای من مهم نیست. در واقع، آنچه من انجام میدهم، فعالیت سیاسی -به معنای محدود کلمه- نیست. من، در درجه نخست، در چارچوب مسئولیت دینی و مسئولیتهای ملی و عمومی خود حرکت میکنم. در حدیث شریف آمده است: «ما آمَنَ بِاللهِ وَ الیومِ الآخِر مَن باتَ شَبعاناً وَ جارُهُ جائِع» (کسی که سیر بخوابد ولی همسایهاش گرسنه باشد، به خدا و روز بازپسین ایمان نیاورده است.) بنابراین آنچه من انجام میدهم، در چارچوب مسئولیت دینی من است. اهتمام به بهبود وضعیت مردم از وظایف و رسالتهای اصلی ماست.
روشن است که سیاستمداران هیچ کاری از پیش نبردهاند، بلکه در برابر آنچه در جنوب میگذرد، ساکت بوده و هستند، تا جایی که شائبه توطئه و تبانی درمورد آنان وجود دارد. پس چطور شما توقع دارید که اعمال فشار سیاستمداران نتیجه دهد؟
مسئله اعمال فشار سیاستمداران تنها یک گام در این مسیر است و اگر پی بردیم که این گام هیچ فایدهای در پی نداشته است، مسلّماً گامهای دیگری برمیداریم. من معتقدم که هموطنان نیز با ما همصدا خواهند شد. من میگویم که انسان یا وظایف خود را انجام میدهد و مسئولیتهایش را میپذیرد یا چنین نمیکند. کسانی که مسئولیتهای خود را
موضوع: گفتوگوی مطبوعاتی- مردم جنوب تنها یک راه دارند: اعمال خشونت در دفاع از موجودیت خود
مکان و تاریخ: مجلس اعلای شیعیان.
متن
به قلم ریاض ابو ملحم
از آنجا که درخواست و مطالبه دیگر سودی ندارد و ناامیدی به غایت رسیده است و دولت قصد ندارد با جنوب منصفانه برخورد کند و آن را از محرومیت و غفلت و عقبماندگی و از خطر اسرائیل که آن را احاطه کرده است، نجات دهد، برای مردم جنوب تنها یک راه مانده است: اعمال خشونت در دفاع از موجودیت و سرزمین و معیشت خود و آینده فرزندانشان.
آنچه نقل شد، خلاصهای از اظهارات امام موسی صدر، رئیس مجلس اعلای شیعیان، در این مصاحبه بود. با اینکه او بر ضرورت آغاز حرکت در چارچوب ابزارهای منفی تأکید دارد، ترجیح میدهد که وارد جزئیات اقدامات مد نظرش در آینده نشود تا کارآمدی و امکان اجرای درست آنها حفظ شود. گذشته از آنکه عمل کردن بهتر از حرف زدن است و دیگر هیچ سخنی درباره جنوب و اوضاع نابسامان آن معنا و اعتبار ندارد.
امام صدر نمونههای بسیاری از مصائب مردم روستاهای مرزی را نقل کرد، بهویژه آنچه در دیدار اخیرش از این نواحی مشاهده کرده بود. او ایام عید را میان مردم بردبار جنوب سپری کرد و در بازگشت، تصویری بسیار تاریک از وضع جنوب و آینده مبهمی که در انتظار مردم جنوب و منطقه است، ارائه داد.
ایشان در حالی که از درد به خود میپیچد، میگوید: آنان همهچیز را از دست دادهاند: امنیت، سلامتی، رزق و روزی، امید و حتی لبخند. لبخند نیز که از نشانههای انسان بردبار است، از چهرههای آنان محو شده است. دیگر در جنوبْ عیدی وجود ندارد؛ همان عیدهایی که همه مردم لبنان جشن میگیرند. مشکل آنان فراتر از مشکل عقبماندگی است، چراکه در لبنان مناطق عقبماندهتری همچون عکار و هرمل وجود دارد. مشکل حقیقی اینجاست که دولت دیگر از جنوب حمایت نمیکند. گویا دیگر جنوب بخشی از لبنان نیست. در ادامه، امام صدر هشدار میدهد: مسئولان باید به یاد داشته باشند که نیمی از مردم جنوب به بیروت و اطراف آن آمدهاند. نیمی از مردم دیگر مناطق عقبمانده نیز به این مناطق آمدهاند. مسئولان باید این سخن را درک کنند که هر شبی پایانی دارد.
وزیران شیعه متعهد شده بودند که اگر دولت به وعدههای خود در مورد احقاق حقوق شیعیان، از یک سو، و رسیدگی به اوضاع جنوب و دیگر مناطق عقبمانده، از سوی دیگر، عمل نکند، استغفا خواهند کرد. این تعهد به کجا رسیده است و آیا ابزاری برای دستیابی به نتایج مطلوب به شمار میآید؟
درمورد جنوب، چهار سال است که ما درباره توتون و طرح لیطانی و ایجاد صنایع دستی، که با گذشت زمان نیمهخودکار میشود، و امکان کاشت چای در
که کمر اکثریت قریب به اتفاق مردم را شکسته است، مبارزه کنیم. اکثر مردم تحت فشارند و کمک و دستگیری به آنان سزاوارتر است تا به کسانی که به نام فقیر شناخته میشوند و ما به کمک کردن به آنان عادت کردهایم. این مردم بیشترین فشار را تحمل میکنند و همواره در فکر راهی برای کار و کسب معیشتاند و با خشم و ناراحتی و نگرانی به آینده مینگرند، چون در کابوس آینده، نابودی فرزندانشان را میبینند. از سوی دیگر، مسئولان به وعدههای خود عمل نکردهاند تا جایی که ما به رفتار آنان مشکوک شدهایم: نمیتوانند یا نمیخواهند؟! بنابراین، باید در کنار ایجاد فشار عمومی و فزاینده بر دولت، خودمان مستقیماً با گرانی مبارزه کنیم. ابزارهای مردمی بسیاری وجود دارد که هریک از شهروندان میتواند برای کاستن از فشار گرانی به کار گیرد: میانهروی در مصرف، مبارزه با احتکارکنندگان و تحریم توطئهچینان، خودداری از مصرف برخی کالاها، رسوا کردن کسانی که به احتکار و گرانفروشی ادامه میدهند، تشویق بازرگانانی که در قیمتها تخفیف میدهند، ایجاد ارتباط میان بازرگانان در هر شهر یا محله برای کاستن از فشارها و پایین آوردن قیمتها و ابزارهایی دیگر.
من در این عید مبارک و با تأکید بر مفهوم حقیقی آن، از شما میخواهم که در هر شهر و هر روستا و هر محلهای، برای مبارزه با گرانی جبهههای مردمی تشکیل دهید؛ جبهههایی که قشرهای آسیبپذیر و مسئولان آگاه و دیگر هموطنان مخلص در آن حضور یابند و پس از مطالعه و بررسی اوضاع و بهرهگیری از تجارب دیگران، کار خود را آغاز کنند.
دین بر مسئولیت جامعه در قبال مرگ انسان فقیر تأکید میکند. فقیر تنها از گرسنگی نمیمیرد، بلکه از سوءتغذیه نامناسب و وسایل معیشتی نامناسب و گرانی دارو نیز میمیرد. مردم جامعهای که در آن کسی از فقر میمیرد، از دیدگاه دین قاتلاند. پس مسئولیتهای خود را بپذیرید تا خداوند نیز این عید را بر شما مبارک گرداند، و تردیدی نیست که امید بستن به برکات این عید، حرکتی مثبت در راه مصلحت امت به شمار میآید.
موضوع: سخنرانی- نادیده گرفتن دردها و نیازهای مردم کفر و الحاد است.
مناسبت: عید قربان.
گزیدهای از متن
اگر در این مناسبت ژرف بنگریم، به مفهوم بزرگی که در جانشین شدن گوسفندی به جای اسماعیل -فرزند ابراهیم(ع)- نهفته است، پی میبریم. گوسفند کنایه از مادّیات و ثروت است: این نیاز انسانی که رشد میکند و فزونی میگیرد و دیگر نیازها را تحتالشعاع قرار میدهد و بدینترتیب، از شکل ابزار درمیآید و خودْ هدف میشود و به خدایی برای پرستش تبدیل میشود. بر اساس رتبهبندی، برآوردن این نیاز که نیاز مادّی نامیده میشود، باید در راه تأمین دیگر نیازهای انسان باشد و مبادلات میان انسانها را تسهیل کند و در نتیجه، در خدمت جامعه و موجب همکاری بیشتر میان اعضای آن شود. ولی نیاز مادّی، جای دیگر نیازها را اشغال کرده و عواطف انسانی را که عامل وحدت میان انسانهاست، از دل آنها زدوده است. کار به آنجا رسیده که مالاندوزی بر رفتار و روابط انسانها حکمفرما شده و آنان را به افرادی سوداگر و استثمارگر و استعمارگر تبدیل کرده که برای رسیدن به اهداف خود از ابزارهای جهنمی، همچون جنگ و فتنهانگیزی و تعصبآفرینی و طبقهبندی انسانها و تبعیض نژادی و مانند آنها، بهره میجویند. وقتی مادیات اهمیت مییابد و جایگاه آن بالا میرود، انسان به تحقیر دیگران و کلاهبرداری و گرانفروشی و مکیدن خون دیگر انسانها سوق داده میشود.
خداوند به ابراهیم(ع) فرمان داد که گوسفندی ذبح کند. این فرمان بدین معناست که انسان باید مال را در راه خدا قربانی کند. این ماجرا مفاهیم بلندتری دارد: ثروت اگر در راه مصلحت مردم خرج شود، برای انسان نعمت بزرگی است، ولی اگر انسان ثروت را برای خود نگه دارد و آن را مقدس بشمارد، مادیات بر همهچیز فزونی میگیرد و به ابزاری برای برکندن رحمت و مهربانی از دل انسان تبدیل میشود و کار به جایی میرسد که انسان، مردم و فرزندان آنان را قربانی میکند. (…)
با توجه به این نکات میکوشیم معنای عید را درک کنیم و دوباره به آن محتوا ببخشیم. ما در سطح داخل و خارج کشور با طغیان مادیات روبهروییم. اسرائیل و حامیان استعمارگر آن، بندگان ثروت و مکندگان خون ملتها هستند. احتکارگران و فرصتطلبان نیز در داخل کشور، بندگان ثروتاند. جشن گرفتن عید بدین معناست که در برابر اینان و آنان بایستیم و مال و ثروت را به جای انسان و در راه اطاعت خداوند و خدمت به بندگان او قربانی کنیم.
نادیده گرفتن دردهای مردم و نیازهای آنان، نوعی کفر و صورت دیگری از الحاد است و قرآن در سوره ماعون بر آن تأکید کرده است. بنابراین، اگر میخواهیم عید را جشن بگیریم و در مناسک حج با حجاج شریک باشیم، باید برای مبارزه با گرانی
