نمیپذیرند، باید صحنه را خالی کنند و میدان را برای دیگران باز کنند تا بیایند و کاری را که آنان از انجام دادنش درماندهاند، به عهده گیرند.
مردم جنوب اهرمهای فشار گوناگونی به کار بردهاند تا دولت را وادارند که به آنان توجه کند، ولی همه تلاشهایشان به هدر رفته است. آیا فکر نمیکنید زمان آن فرارسیده است که ابزارهای دیگری به کار گرفته شود؛ ابزارهایی که میتوان آنها را ابزار خشونت نامید؟
مانعی ندارد که اهرمهای فشار مورد نظر را ابزار خشونت بنامیم، ولی [میزان و نوع] خشونت بهمثابه ابزار، بر اساس مراحل کار و اوضاع حاکم بر منطقه تعیین میشود. باید مرحلهای را که کشورهای عربی در آن قرار دارند، در نظر گرفت و نیز تهدیدات احتمالی اسرائیل را برای لبنان پیش چشم داشت. همچنان که باید گروههای مختلف در لبنان را مورد ملاحظه قرار داد و اهرم فشار مناسب را در سایه این امور انتخاب کرد. حال میتوانیم این فشار را خشونت بنامیم. آنچه مهم است رسیدن به نتایج مورد نظر است.
اگر وزیران شیعه استعفا نکردند، گام بعدی چیست؟
من مطمئنم راهکاری که ما در پیش میگیریم، سیاستمداران را از لحاظ پایگاه مردمی به سمتی حرکت میدهد که آنان مجبور به استعفا شوند. به یاد دارم در سال 1970 که به اعتصاب عمومی دعوت کردم، به این نتیجه رسیده بودم که چارهای جز اعتصاب وجود ندارد. و لبنانیها در همه مناطق یکپارچه در این اعتصاب شرکت کردند. من به همراهی مردم و هوشیاریشان به این مسئله اطمینان دارم. اگر همراهی و حضور مردم را جدی بگیریم، سیاستمداران نیز ناگزیر همراهی خواهند کرد. اگر با همکاری مردم توانستیم دولت را به موضعی مثبت وادار کنیم که به همان شیوه عمل میکنیم، وگرنه مجبور خواهیم شد که با همکاری مردم جنوب و مناطق دیگر، فشار را افزایش دهیم. من با این شیوه کاملاً موافقم. زمان آن فرارسیده است که چنین موضعی اتخاذ شود. من برای حرکت در این مسیر صحیح و موفقیتآمیز، همه محاسبات لازم را کردهام و اگر به دیگر اقداماتی که در آینده انجام خواهیم داد اشارهای نکردم، مرا معذور بدارید، زیرا هرچیز باید در زمان خود گفته شود.
تجربه و حوادث ثابت کرده است که دولت هیچ کاری انجام نمیدهد، مگر اینکه تحت فشار قرار گیرد. نمونههای فراوانی برای آن وجود دارد. آیا فکر میکنید ممکن است این قاعده درمورد مسئله جنوب تغییر کند؟
فراموش نکنید که نیمی از مردم جنوب و نیمی از مردم بقاع در بیروت هستند. فراموش نکنید که بیروت در محاصره مردم جنوب و بقاع است. دوباره میگویم: وقتی ما دعوت به اعتصاب کردیم، همه لبنانیان در بیروت و دیگر مناطق با ما همراهی کردند. بنابراین، من همچون گذشته به همراهی هموطنان اطمینان بسیاری دارم.
اکنون چهار سال از آن اعتصاب گذشته است. با این حال، هیچ یک از مطالباتی که آن زمان دنبال میکردید، برآورده نشد. فکر نمیکنید زمان آن رسیده است که حرکت تازهای انجام دهید؟
آن اعتصاب به تشکیل مجلس جنوب انجامید، افزون بر آنکه دولت طرحهایی را اجرا کرد، هرچند
