گام به گام با امام موسی صدر جلد 3

جلد: 3
صفحه: 296

و نیم پایانی حرف‌های بسیاری وجود دارد که به‌رغم احترام فراوانی که برای جناب امام صدر قایلم، احساس می کنم که هم در اصول و هم در فروع آن با یکدیگر اختلاف نظر داریم. در واقع، ایمان به خداوند می طلبد که او را بر همه‌چیز از عبادات و اعتقادات و معاملات حاکم بدانیم. برای نمونه، عبادت در آیه «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ.»[119] هم‌سنگ حکم شرعی قصاص در آی? «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ.»[120] است که خود هم‌سنگ با حکم سیاسی و حکومتی جهاد در آی? «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ.»[121] است. هم? این‌ها یک عنوان دارند، ولی ما در بررسی های فنی خود بین عبادات و اعتقادات و معاملات و اخلاق فرق می گذاریم و، در عین حال، احکام موجود در هم? این زمینه ها مورد اهتمام و تقدیس ماست. اصل این است که باید به حکم شرع احترام گذاشت.

اختلاف دیگری که با امام صدر داریم در این است که ایشان به غیب باوری استناد کردند. در واقع، احترام ما به احکام شرعی، برخاسته از ایمان به خدایی است که آشکار و نهان ما را می ّبیند. هنگامی که حکومتِ غیردینی فرمانی صادر می کند، انسان دوست دارد فرمان او را بی ارزش بداند یا از آن فرار کند یا در برخورد با آن نیرنگ به کار برد، ولی هنگامی که امام به حرمت تقلب و آب ریختن در شیر حکم می کند یا دختر به این باور می رسد که خداوند در تاریکی شب هم بر کارهای او آگاه است، این بدان معناست که دولت و ملت در اجرای احکام الهی و احترام به آن‌ها هر دو پشتیبان یکدیگرند. ولی روزی که فرمان حکومت بر خلاف اعتقادات و معنویات و روحیات جامعه و مبتنی بر نفسانیات باشد، تحمیلی و بی اساس خواهد بود و مخالف با آن خوشایند است و دوست داریم آن فرمان را دور بزنیم. بسیاری از مردم از پرداخت مالیات ناخرسندند، چرا؟ زیرا می بینند در برخی کشورها عملکرد دولت در دریافت مالیات و مصرف آن نادرست است و درصدی که برای مالیات تعیین می شود، غیرمنصفانه است. از این رو، خود را ناگزیر به فریب دولت و فرار از پرداخت مالیات می دانند. ولی وقتی زکات واجب می شود، خود افراد با دست خود زکات می پردازند و منتظر می مانند تا حاکم برای آنان دعا کند و خود آنان نیز برای موفقیت حاکم در این زمینه دعا می کنند. آیا این مسئله غیب باوری نامیده می شود؟ ما در نام‌گذاری قاعده ای که یک حکم مستند به آن است، اختلافی نداریم. این بحثی لفظی است که برادرم دکتر الشرباصی نیز به آن اشاره کردند. ما آن را قاعد? معنوی و اخلاقی می نامیم و امام صدر آن را غیب باوری نامیدند. در این نام‌گذاری اختلافی نداریم.

مطلب دوم اینکه ایشان میان اجتهاد و قانون‌گذاری تفاوت پیچیده ای قایل شدند. یقیناً قانون‌گذاری - اگر محترم و صحیح باشد - مبتنی بر اجتهاد صحیح است و اجتهاد صحیح نیز شروطی دارد. بله، گاهی عضوی از مجلس نمایندگان ساخت پل یا بیمارستانی را پیشنهاد می دهد و قانونی برای آن وضع می شود. این یکی از کارهای مادی یا دنیایی است که دربار? آن به ما گفته اند: «شما به امور دنیایتان داناترید.» در کارهای عادی بستر اجتهاد گسترده است و کافی است مبتنی بر نیت خیرخواهانه و هدفی شریف باشد تا پذیرفته شود. ولی در مسائل دینی، اجتهاد باید زیربنای قانون‌گذاری باشد و اجتهاد در اینجا - آن‌گونه که گفته اند - یعنی به کارگرفتن نهایت تلاش و کوشش خود


[119].?«روزه داشتن بر شما مقرر شد.» (بقره،183)

[120].?«قصاص بر شما مقرر شد.» (بقره،178)

[121].?«جنگ بر شما واجب شد.» (بقره،216)