گام به گام با امام موسی صدر جلد 3
است که دولت در جایگاه فرد توانگرِ ثروتمند قرار گیرد و برخی از کشورها با تأسیس بیم? اجتماعی این راهحل را در پیش گرفته اند.
در مورد قرضی که برای توسع? اقتصادی است، بسیاری از کشورها کوشیده اند مشکل را چنین حل کنند که طرح های اقتصادی را به دو بخش عمومی و خصوصی تقسیم کنند و بخش عمومی بر عهد? دولت باشد و در بخش خصوصی دست کسانی که توانایی رقابت دارند، باز گذاشته شود. ولی این راهحل، مشکلات عملی متعددی به دنبال داشته است که به آن نمی پردازم، زیرا دربار? آن تخصصی ندارم. والسلام علیکم.
بسم الله الرحمن الرحیم
سخنانی که مستمع آن بودیم در ده صفحه به تحریر در آمده است. تقریباً پنج صفحه از آن مربوط به مقدمه و خاتمه و دربار? ضرورت حاکم قرار دادن خداوند عزّوجلّ در امور مردم است. سه صفحه و نیم نخست آن تأکید بر این نکته است که حکم کردن بر طبق آنچه خداوند نازل فرموده، از ارکان ایمان و ترک آن نوعی شرک است. همگی بر این امر اتفاقنظر داریم. انکار احکام شرع و جانشین کردن آن با اندیشه ها و دیدگاه های وارداتی نوعی بازگشت به جاهلیت نخستین است. خداوند متعال فرموده است:«فَلاَ وَرَبِّکَ لاَ یُؤْمِنُونَ حَتَّىَ یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاَ یَجِدُواْ فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُواْ تَسْلِیمًا.»[115] قرآن نیز حکم کردن را به غیر آنچه خداوند نازل فرموده، شرک خوانده است. عدیبنحاتم - که مسیحی بود و، سپس، اسلام آورد - از پیامبر(ص) پرسید: ما دانشمندان و راهبان خود را نمی پرستیدیم، پس چرا قرآن دربار? ما گفته است: «اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِیَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا.»[116] پیامبر(ص) در پاسخ فرمود: «مسیحیان در مسائل خود به دانشمندان و راهبان مراجعه می کردند و آنان نیز آنچه را خداوند حرام کرده بود، حلال و آنچه را حلال کرده بود، حرام می شمردند و این همان پرستیدن دانشمندان و راهبان است، همانگونه که از نظر اعتقادی نیز عیسی را می پرستیدند.» ما بر این باوریم که نظرخواهی از غیراسلام دربار? امور مردم شرک است: «أَفَغَیْرَ اللّهِ أَبْتَغِی حَکَمًا وَهُوَ الَّذِی أَنَزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتَابَ مُفَصَّلًا[117] أَمْ لَهُمْ شُرَکَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّینِ مَا لَمْ یَأْذَن بِهِ اللَّهُ.»[118]
ما با جناب امام صدر در این مقدم? سه صفحه و نیمی موافقیم. همچنین، با نگاه تأسف بار ایشان در پایان سخنرانی نیز - که در یک صفحه و نیم تحریر شده است - موافقیم که واقعیت کنونی جهان اسلام ناشی از تقلید کورکورانه از استعمار فرهنگی شرق یا غرب است که از راه تحمیل معاملات و نگاه مادی آن به زندگی و تحمیل قوانین وضعی به جوامع اسلامی ایجاد شده است.
اما بین سه صفحه و نیم نخست و یک صفحه
[115].?«نه، سوگند به پروردگارت که ایمان نیاورند، مگر آنکه در نزاعی که میان آنهاست، تو را داور قرار دهند و از حکمی که تو میدهی هیچ ناخشنود نشوند و سراسر تسلیم آن گردند.» (نساء،65)
[116].?«حبرها و راهبان خویش و مسیح پسر مریم را به جای الله به خدایی گرفتند و حال آنکه مأمور بودند که تنها یک خدا را بپرستند، که هیچ خدایی جز او نیست.» (توبه،31)
[117].?«آیا داور دیگری جز خدا طلب کنم و حال آنکه اوست که این کتاب روشن را بر شما نازل کرده است؟» (انعام،114)
[118].?«آیا مشرکان را بتانی است که آیینی برایشان آوردهاند که خدا رخصت آن را نداده است؟» (شوری،21)
