گام به گام با امام موسی صدر جلد 3
«تجنید»، «تثبیت»، «تسجیل» این عبارت اسلامی است و با عذرخواهی باید بگویم که ما در لبنان بیشتر از دیگران با اصطلاحات اسلامی و مسیحی آشناییم.
امیدوارم ترس جناب دکتر الشرباصی از شرط های عقد ازدواج و مطالبات و انتظارات مدنی بیمورد باشد. دوست من، چشم اندازهای مدنی جدید، ما را درنوردیده و باعث شده است جوانان ما از ما پیشی بگیرند و ما را به ارتجاع و محافظه کاری و عقب ماندگی متهم کنند. ما نمی گوییم که باید از دست برویم. می خواهیم بگوییم خداوند در مواردی برای ما آسان گرفته و مباحهایی قرار داده و بنا بر اصطلاح جدید به ما مجوزهایی داده است که باید در چارچوب شریعت از آنها استفاده کنیم، همانند اجتهاد که در تفسیر آن گفتیم: چشم دوختن به آسمان در چارچوب شریعت است. این مجوزها کار ما را آسان می کند و خدای نکرده به معنای آن نیست که حکمی وضع کنیم یا حکمی را تغییر دهیم. به هیچ وجه نمی توانیم به انداز? سر سوزنی تغییر یا تشریع ایجاد کنیم، ولی وقتی می توانیم در چارچوب شریعت آسان اسلام، به این مجوزها استناد کنیم و از رهگذر آنها راهحل هایی برای مشکلات اجتماعی خود ارائه دهیم، جای هیچ ترس و نگرانی نیست.
دربار? ترس دوم و سومی که بیان کردند، ایشان گفتند که شاید زکات برای زنان و مردانِ گمراه و منحرف مصرف شود. این همایش در شهر تیزی اوزوی الجزایر برگزار می شود، کشوری که 136 سال از سیطر? استعمار رنج می برد، ولی تلاش استعمار نتوانست دین و عقیده و پایداری مردم را از بین ببرد. ما در همین جلسه شاهدیم که برادر مجاهد، استاد مولود قاسم با چه تدبیر و قاطعیتی مراسم را اداره می کند، به گونه ای که هیچکس جرئت مخالفت ندارد. پیشنهاد ما در مورد زکات نیز این است که به دست انسانی امانتدار سپرده شود تا آن را به مرحل? اجرا و تجربه درآورد. روشن است که هرچیزی احتمال دارد با مشکل روبهرو شود.
در مورد عنصر نیت و غیب باوری، من منظور دکتر الشرباصی را اصلاً نفهمیدم. ما از اصل و اساس غیب باوری صحبت کردیم: «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ.»[114] دربار? رابط? معاملات و ایمان به غیب صحبت نکردیم. در معاملات هم نیت وارد است.نیت همانطور که شما نیز گفتید در معاملات نقش مهمی دارد که از جمل? آن تفاوت میان اصرار و اکراه در معامله است. جمل? مشهوری که من ذکر کردم: «ما وَقَعَ لَمْ یُقْصَدْ وَ ما قُصِدَ لَمْ یَقَع.» (آنچه اتفاق افتاد مدنظر نبود و آنچه مدنظر بود اتفاق نیفتاد.) در بسیاری از کتابهای فقهی آمده است.
در مورد بحث کار نیز من با شما هم عقیدهام و تکلیف بودن کار به هیچ وجه با مزد گرفتن کارگر و حمایت دولت از کارگران در پرداخت حقوق کامل آنان ناسازگاری ندارد.
نکت? پایانی دربار? معامل? غرری و جزافی و مجهول است. فکر می کنم اصل حکم مورد اتفاق همگان است، زیرا هم? مذاهب به این حدیث عمل کرده اند که: «نَهَی النَّبیُ عن الغَرَر.» (پیامبر از معامل? غرری نهی فرمود.) یا گفته شده از معامل? غرری شیءِ و مجهول نهی فرمودهاند. هر معاملهای که مبتنی بر شانس و تصادف باشد در اسلام مردود است، چراکه فرد مؤمن آنها را معامله نمیداند.
اینها پاسخ متواضعان? من بود و با افتخار در انتظار شنیدن دیگر تحلیل ها و انتقادات می نشینم. والسلام علیکم.
[114].?«آنان که به غیب ایمان میآورند.» (بقره، 3)
