گام به گام با امام موسی صدر جلد 3
دارد؟ عجیب است که جناب مفتی با اینکه از حقایق آگاهاند، نگران ایناند که دادگاه محل طرح مسائلی باشد که به ناموس افراد مربوط می شود. این نگرانی بجاست، ولی جناب مفتی، چه می توان کرد؟ اوضاع و احوال اجتماعی کنونی بسیار دشوار است و شما به خوبی آگاهید که زن مسلمان و جوان مسلمان از مشکلاتی که در قانون احوال شخصیه وجود دارد رنج می برند. بنابراین، شایسته است برای دادگاه، وکالت در طلاق قرار دهیم؛ وکالتی که در تعهدی قبلی، زوجین یا فقط مرد صادر کرده باشد. اگر می ترسیم دادگاه محل سخن گفتن دربار? ناموس افراد باشد، برای حل آن باید دادگاههایمان را پاک کنیم و اوضاع خود را اصلاح کنیم.
جناب مفتی مژده دادند که مطالعات بانک اسلامی بدون ربا بهطور پیگیر ادامه دارد و بهزودی اجرا خواهد شد. ایشان دربار? جمهوری مصر صحبت کردند، ولی ایشان شرطی گذاشتند و گفتند وقتی که مسلمانان بر روی آن اجماع کنند. مشکل از همین جا ناشی می شود که چه زمانی مسلمانان بر روی آن اجماع میکنند؟ وگرنه امروزه هر دولت اسلامی، چه کوچک و چه بزرگ، می تواند برای خود تجربه ای محدود داشته باشد. مهم این است که این مطالعات و تحقیقات موجود را در برخی کشورها مثلاً در الجزایر در ولایت تیزی اوزو در کویت یا در مصر تجربه کنیم و اگر موفقیت آمیز بود، در هم? کشورها آن را اجرا کنیم. راه رسیدن به این چشم انداز دشوار نیست. جناب مفتی فرمودند که قوانین خانواده در جهان اسلام برگرفته از شرع است. من فقط در این نکته با ایشان مخالفم و همانگونه که گفتم این کافی نیست که قوانین موجود در یک کشور با احکام شرعی منطبق و سازگار باشد، وگرنه ناپلئون نیز قوانین را از مصر گرفت. ما می خواهیم قوانین برگرفته از قرآن کریم باشد. ما می خواهیم قوانین تابع بخش نامه و اینکه فلانی چنین گفته است نباشد، مگر اینکه بخش نامه ای آزمایشی باشد و اجرایی نباشد که در این صورت مانعی ندارد. اینکه ما هم? احکام اسلام را اجرا کنیم و اساس و بنیاد همهچیز را غیب باوری قرار دهیم، غیر از آن است که به برخی از احکام اسلام ایمان داشته باشیم و به برخی دیگر کافر باشیم. بنابراین، هیچیک از احکام اسلامی اجرا نشده است، زیرا هیچیک از قوانین کنونی بر پای? غیب باوری استوار نیست.
اما بین ما و دوست عزیزم استاد بزرگوار، دکتر الشرباصی، که همچون ستاره ای در همایش های اسلامی می درخشد، بحثی طولانی است، زیرا هم? سخنان ایشان نگرانی و بیم و ترس بود. ایشان از چه کسی می ترسند؟ عبارت «طموح الرسول» برای ایشان ناخوشایند بوده است، در حالی که قرآن کریم عبارتی بالاتر از این را به کار برده است. قرآن می فرماید: «لاَ تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ.»[113] احساسی را که خداوند متعال پیامبر را به سبب آن سرزنش کرده است من «طموح» نامیدم و تقرب به سوی خداوند یا رسالت یا دعوت نخواندم. این سرزنش را طموح خواندم و اگر ایشان با این اصطلاح موافق نیستند، من آماده ام با دل و جان این واژه را تغییر دهم.
اما در مورد واژ? «تکریس»، باید بگویم این واژه در سخنان و نوشته های اسلامی وجود دارد و علما نیز آن را به کار می برند. «تکریز» واژه ای مسیحی است. «کرز» یعنی تبشیر کرد، اما «تکریس» یعنی
[113].?«اگر بعضی از مردان و زنانشان را به چیزی بهرهور ساخته ایم، تو بدان نگاه مکن.» (حجر، 88)
