گام به گام با امام موسی صدر جلد 3

جلد: 3
صفحه: 299

بی‌طرف باشند. افزون بر آن، وقتی مصلحت اقتضا کرد که مال فلانی یا باغ فلانی مصادره شود تا در آن، پل یا مدرسه یا مانند آن ساخته شود، عوض آن را باید به‌طور کامل به او پرداخت کرد و حقش را در این معاوضه ادا کرد بنابراین، نمی توان گفت دولت حق دارد دارایی افراد را سرقت یا آنان را ترور کند. اسلام آشکارا می گوید: همه‌چیز مسلمان از خون و مال و آبروی او محترم و تجاوز به آن حرام است. من بیم آن دارم که وقتی به‌طور مطلق قایل به ملی‌سازی شویم، برای زورگویان این امکان را فراهم آوریم که دولت مشورتی را که برای مال و آبروی مردم احترام قایل است، به دولتی کمونیستی تبدیل کنیم که حق مالکیت افراد را به رسمیت نمی شناسد. پس باید مقصود خود را مشخص کنیم.

اما در مورد بحث طلاق باید گفت که اسلام، اخلاق را زیربنای خانه و خانواده قرار داده است. اگر وضع تلویزیون به همین شکل باقی بماند و صحنه های فسادانگیز و حرام را نشان دهد و ما نیز بیاییم و طلاق را محدود و مقید کنیم، خانواده تباه می شود و مردان در پی همسران دیگری خواهند رفت. چرا؟ به این علت که جامعه ازهم‌گسیخته است. اگر جامعه بر پای? اخلاق بنا شود، می توان اطمینان یافت که اصول و سنت‌ها و روابط خانواده حفظ شود. روزی مردی نزد عمر آمد و گفت: می خواهم همسرم را طلاق دهم. گفت: چرا؟ آن مرد گفت: او را دوست ندارم. عمر گفت: وای بر تو! آیا هم? خانه ها و خانواده ها بر پای? محبت بنا شده است؟ پس مسؤلیت‌پذیری و وفاداری کجاست؟

این نگاهی زیباست و می توان بنیاد خانواده ها را از راه های بسیاری حفظ کرد. البته، اینکه خانواده را تنها بر روی کاغذ باقی نگه داریم - آن‌گونه که در ایتالیا و انگلستان و فرانسه رخ داده است - مصلحت اجتماعی است.

هنگامی که برای جدایی و پایان دادن به ازدواج های ناموفق، کلیسای کاتولیک مجبور به پذیرفتن حکم طلاق شد، مردم ایتالیا عید گرفتند و به شادی پرداختند. اسلام دینی خیالی نیست، بلکه دینی واقع گراست.

وقتی محبت در دل ها تبدیل به کینه می شود، همانند شیشه ای که شکسته باشد، جبران‌پذیر نیست. وقتی دل‌ها از یکدیگر بیزار شود، باقی‌ماندن خانواده بر روی کاغذ معنایی ندارد. به صراحت بگویم که محروم‌کردن مرد از حق طلاق چه به‌طور صوری و چه با وضعِ قانون یقیناً موجب می شود مرد اسیر ازدواج بر روی کاغذ باشد. پلیس الجزایر نمی تواند مردی را به زور به خانه اش ببرد که همسرش را دوست ندارد. چرا می خواهیم حق طلاق را از انسان بگیریم؟ گفتیم که طلاق ناخوشایندترین حلال در نزد خداوند است و گفتیم که طلاق مراحلی دارد و می توان فقه جعفری را در این زمینه داور قرار داد که طلاق بدعت آمیز محقق نمی َشود. طلاق باید در برابر دو شاهد باشد. در موارد بسیاری طلاق واقع نمی شود و این بدین‌سبب است که امر طلاق ترمزی داشته باشد. ولی باید توجه داشت که پایه و اساس طلاق، دینی یا اخلاقی است. اما پذیرفتنی نیست که امور به صورت وارداتی از خارج باشد.

شریعت اسلام فرصت زندگی نیافته است و من با جناب استاد موافقم که جمع آوری زکات را می توان به‌طور جدی بر عهد? دولت گذاشت، ولی آیا این مسئله - آن‌گونه که ایشان نامیدند - پیشرفت به حساب می آید؟ خیر، چرا‌که قبلاً نیز چنین چیزی بوده است. پیامبر(ص) کارگزاران زکات را به