گام به گام با امام موسی صدر جلد 3
برای شناخت حکم خدا به وسیل? ادل? موجود، یعنی استنباط حکم خدا از طریق قرآن و از سنت پیامبر و از قیاس یا بنا بر گفت? برادران شیعه عقل، و از اجماع که گریزی از شناخت آن نیست. در اینجا می خواهم به برخی از مواردی اشاره کنم که در تطبیق آن اختلاف داریم. بنا بر قاعد? «لا إجتِهادَ مَعَ النَّصِ» (با وجود نص نمی توان اجتهاد کرد)، اگر خداوند چیزی بگوید، زبان ها در برابر آن کوتاه می شود و هیچکس نمی تواند آن را تغییر دهد یا دربار? آن اظهار نظر کند: «وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ.»[122] بنابراین، با وجود نص نمی توان اجتهاد کرد. این یک نکته.
حال چگونه مفهوم نصّ را بفهمیم؟ آیا با هوا و هوس یا با شیوه هایی که اوضاع محیطی و ضعف امت و انحطاط اخلاقی و مانند آن در آن دخالت دارد؟ در اینجا می خواهیم با درنگ بیشتری صحبت کنیم. هنگامی که خداوند بلندمرتبه به چیزی فرمان می دهد یا از چیزی نهی می کند، باید به آن امر و نهی عمل کنیم. اگر امری ولو از یک جهت شفاف و روشن باشد، هیچکس اجازه ندارد هوای نفس یا به تعبیر جدید دیدگاه و پیشنهاد خود را در پوشش نص اسلامی ارائه کند تا قداست نصّ، به فهم جدید بهدستآمده منتقل شود. وقتی می گوییم باید به قداست نص احترام گذاشت، به این سبب است که نص دارای ساختار نوشتاری و نیز معنای خاص خود را دارد که براساس قواعد شرعی نمی توان از چارچوب آن بیرون رفت. برای مثال مسئل? چندهمسری که امام صدر از موضع گیری جوامع اسلامی در برابر آن گلایه مند است، یقیناً مسئل? تأسفباری است. من نمی توانم قضایای خانواده و قوانین مربوط به آن را از قضایای جنایی و اخلاق در جامعه جدا بدانم.
برخی کشورها عملاً از چندهمسری جلوگیری کرده اند، ولی در عین حال در سای? قانون فرانسه زندگی می کنند که زنا را جایز می داند. این بدان معناست که من از ازدواج مرد با زنی جلوگیری کنم، ولی او بتواند به جای ازدواج حلال، او را دوست خود بگیرد و قانون حاکم در این کشورها که چندهمسری را ممنوع می داند، این کار را جایز می داند. ما از این تفاوت اساسی میان قانون اسلامی و قانون فرانسه یا انگلستان آگاهیم. ما شراب را حرام می دانیم، ولی قانون انگلیس یا فرانسه مستیکردن را حرام می داند. هرکس می تواند شراب بخورد، اما اگر مست شد و هذیان گفت و مردم را آزار داد، به جرم آشوب و اخلال دستگیر می شود، نه به جرم شرابخواری. ولی اسلام خودِ شراب را حرام می داند. اسلام می گوید که هرگونه ارتباط و تماس میان مرد و زن تا زمانی که در چارچوب شرع و از طریق ازدواج حاصل نشده باشد، حرام است، اما دیگران می گویند که این ارتباط جایز و ممکن است، به شرط آنکه اجبار در کار نباشد. با این فسادِ قانونیِ حاکم در هم? کشورهای اسلامی که حتی قوانین کیفری را نیز از خارج وارد می کنند و در چنین اوضاع و احوالی، وقتی ما قانون ممنوعیت چندهمسری را وارد می کنیم، بهروشنی به معنای آن است که ما حرام را حلال می کنیم و حلال را حرام، و این پیامد همان چیزی است که گمان می کنم امام صدر به آن اشاره کردند.
نکت? دیگری که می خواهم به آن توجه شود، مسئل? ارتباط میان شرط و جزاست. این بحثی رهزن و کژتاب است و من از استادمان مرحوم شیخ محمد
[122].?«هیچ مرد مؤمن و زن مؤمنی را نرسد که چون خدا و پیامبرش در کاری حکمی کردند، آنها را در آن کارشان اختیاری باشد.» (احزاب،36)
