کرده است تا از این راه، جنگ روانی و مادی بر ضد جنوب لبنان به راه بیندازد. متأسفانه، وقتی سراغ طرف لبنانی مرز میرویم، با کوتاهی پشت کوتاهی و بیاعتنایی پشت بیاعتنایی روبهرو میشویم، بهگونهای که هر ناظری به نگرانی و تردید میافتد. ساخت روستاها به ذوق و امکانات خود روستاییان سپرده شده و دفاع از مردم و سرزمین به دشمنی که رحم ندارد، واگذار شده است، و امور اداری و اجتماعی به کشمکشهای محلی و دستهبندیهای روستایی. درمورد طرحهای توسعه و بودجه نیز قول و وعده و ادعا بسیار است، اما از عمل خبری نیست. کوتاهی در دفاع از امنیت و کرامت شهروندان نیز کمتر از کوتاهی در دفاع از خود کشور نیست.
اگر بگویم در جنوب از عصر به بعد از دولت خبری نیست، سخن گزافی نگفتهام، هرچند که در صبح هم خبری از آن ندیدهایم.
مجلس جنوب در نتیجه فشار اعتصاب سال 1970 میلادی که فراخوان آن را من دادم، تأسیس شد، ولی نتیجه این شد که مجلس جنوب جانشین وزارتخانهها شد و افزون بر آن، سیاستمداران برای تأمین منافع سیاسی خود، از آن سوءاستفاده کردند. مجلس جنوب حدود 25 میلیون لیره برای پارهای از طرحها هزینه کرد، امّا جنوب از 948 میلیون لیره که در بودجه عمومی برای رشد و توسعه به وزارتخانههای کار و دارایی و آموزش و پروش و کشاورزی اختصاص یافته بود، محروم شد. این نمونه برای روشن شدن محرومیت حاکم بر این منطقه کافی است، بهویژه آنکه میدانیم این منطقه به رسیدگی بیشتری نیاز دارد. وقتی از یک زن بیاباننشین پرسیدند که کدامیک از فرزندانت برایت عزیزتر است، گفت: آنکه کوچکتر است تا وقتی که بزرگ شود؛ آنکه غایب است تا وقتی که برگردد و آنکه بیمار است تا وقتی که شفا یابد.
شاید تعجب نکنید اگر بگویم من هر صبح جمعه که برای نماز جمعه و دیدار با مردم به جنوب میروم، با اهل خانهام به نحوی وداع میکنم که به بازگشت خود اطمینان ندارم. نمیتوانم خود را قانع کنم و باور کنم که من در داخل خاک کشورم در معرض خطر دشمن هستم. این فاجعه است و بدتر از آن اینکه گوش مسئولان نمیشنود و بلکه از صداهایی که شکوه میکنند و روزنامههایی که در این باره مینویسند، ناراحت میشوند و به آنها اتهامات گوناگونی میبندند. گویا میخواهند وجدانها با سازشکاری آنها همراهی کنند و ساکت بمانند تا اینکه فرصت از دست برود.
من نمیتوانم در این فرصت کوتاه و در این جنب و جوشی که مشاهده میکنید، مشکلات موجود را در زمینه دفاع و کشت توتون و وضعیت آب و بهویژه، طرح لیطانی بر شمارم، ولی مطمئنم که برادرانم در کویت آنچه را در اینجا میگذرد، با اهتمام دنبال میکنند.
دیدگاهها درباره آینده جنوب یا بخشی از آن در نقشه سیاسی خاورمیانه، نقشهای که به سرعت تغییر میکند، متفاوت است، ولی آنچه مسلّم است، این است که برنامههای غیرعادی و احتمالات گوناگونی وجود دارد که ممکن است جنوب در این چارچوب دستخوش آنها شود.
من تحلیلگر حوادث نیستم تا با مشاهده آنها کشف کنم که وضع جنوب یا بخشی از آن در آینده چه خواهد شد، بلکه وظیفه خود میدانم که بهرغم ناچیز بودن امکاناتی که در اختیار دارم، در ساختن آینده
موضوع: گفتوگوی مطبوعاتی- ساختار کنونی لبنان مایه محکومیت دولت نژادپرست دینی است
مکان و تاریخ: بیروت.
متن
به قلم مصطفی ابو لبده:
آیا مسئله مسئله کل شیعیان است یا مسئله جنوب لبنان که از نظر جغرافیایی در نقشه سیاسی خاورمیانه کانونی برای بحران شده است؟ یا اینکه صرفاً حادثهای است گذرا در هیاهوی بحث بر سر زعامت اختصاصی بر جنوب لبنان و شیعیان، در چارچوب ساختار نظام لبنان که به نظر میرسد هماکنون در آستانه تحولات بزرگی است؟
در غیر این صورت، جایگاه این رقابت بحرانزای کنونی میان امام موسی صدر، رئیس مجلس اعلای شیعیان، و آقای کامل اسعد، رئیس پارلمان لبنان، کجاست؟ پایگاههای بیرمق مردمی شیعه، از یک سو، و نیروهای انقلاب نهفته در مزارع توتون در کنار روابط چریکهای فلسطینی با مقامات لبنان، از سوی دیگر، و همچنین، روابط شیعه و سنی و مارونی و روابط لبنان و سوریه و ایران و عراق، همگی در این رقابت دخالت دارند.
امام صدر چندی پیش تهدید کرد که اقدام به شورش مسلحانه خواهد کرد و کربلایی جدید رقم خواهد زد و خواستار سیاسی شدن دین یا متدین شدن سیاست شده بود. وی همانگونه که مطرح است، سخن میگوید. او از این باب وارد بحث میشود که جنوب، به نحوی، قطعه کلیدی بخش بزرگی از پازل خاورمیانه است. او به تفصیل و با طمأنینه صحبت میکند.
چرا جنوب؟
جنوب برای لبنان و برای اعراب، در هرکجا که باشند، منطقه بسیار مهمی است، زیرا جنوب تنها منطقه راهبردی باقیمانده اعراب در برابر اسرائیل است. جنوب منطقهای سرسبز و حاصلخیز و پرآب و خوشآبوهواست که آثار باستانی فراوان دارد و از تاریخ تمدنی بینظیر از زمان فینیقیان و نیز تاریخ حضرت مسیح و حتی تاریخ ساکنان جبلعامل برخوردار است.
ما با توجه به اظهارات مسئولان اسرائیلی و نقشههای کشفشده در برخی از محافل اسرائیلی و پژوهشهایی که دانشجویان اسرائیلی در آمریکا و اروپا درمورد سرزمین و خاک جنوب لبنان انجام میدهند، میدانیم که اسرائیل چشم طمع به این منطقه دارد. همه این قراین حاکی از اهمیت جنوب و خطرناک بودن وضع آن است. از این رو، سزاوار است که مقامات لبنانی به این منطقه توجه بیشتری نشان دهند. جهان عرب نیز که عربها را صاحب سرنوشت مشترک و دغدغههای مشترک میداند، باید در خصوص این منطقه اهتمام بیشتری ورزد. از سوی دیگر، میبینیم که اسرائیل از زمان جنگ 1967 میلادی مزارع و روستاها را به شهرکهای دژبندیشده (کیبوتز) تبدیل کرده و به بهسازی جادهها و اجرای طرحهای روشنایی خیابانها و درختکاری و تزیین معابر در مناطق اشغالی اقدام
لیره برای منطقه جنوب شادی بسیاری کردند، در حالی که میدانیم مبلغ 948 میلیون لیره برای همه مناطق اختصاص یافته بود. پس سهم جنوب کجاست؟ سود ثروتهای جنوب و بندرهای صیدا و صور و غیر آن کجاست؟ از این روست که میگوییم 210 میلیون لیره برای اجرای طرحها هزینه شده است.»
امام صدر خطاب به مسئولان گفت: «ما خیرخواه و دلسوز شماییم. این روش شما مثل کندن قبر است. صدای ما صدای وجدان است. ما خیرخواه این کشور و مدافع تمامیت ارضی آن هستیم و هرکس نشنود، بر ماست که با زور به او بفهمانیم.»
امام در پایان گفت: «این تصویر اندوهباری است که بردباری و آرامش انسان را از او سلب میکند. ما از رهگذر سعی و تلاشمان، به دنبال خوشنودی خدا و خدمت به مردم هستیم. سروران، اگر ما خاموش بایستیم و به خیرخواهی و نصیحت بسنده کنیم، ظلم و ستم و نابرابری به عقده تبدیل میشود و عقدهها به زمینههایی برای انفجار و بحران، و این به صلاح لبنان نیست. اگر ما تلاش کنیم که سخن خود را با زور و با تندی به مسئولان بفهمانیم، در این صورت، لبنان را از محنت و فاجعه نجات دادهایم، زیرا منطقه در آستانه تحولاتی بنیادین است. اگر ما اوضاع اقتصادی و اجتماعی را سامان ندهیم و برای آینده آنها برنامهریزی نکنیم و اگر نیرومند نباشیم، کشورِ ما را از ما خواهند گرفت. ما نمیتوانیم صبر کنیم و درباره آنچه میگذرد، بیتوجه باشیم. اگر از راه گفتوگو و خیرخواهی نتوانیم، بر ماست که وارد عمل شویم و با اِعمال فشار اوضاع را تغییر دهیم. در این صورت است که نماز گزاردهایم و خدا را از راه خدمت به انسانیت عبادت کردهایم.»
بعد از سخنرانی، پرسش و پاسخ صورت نگرفت، زیرا مراسم به چیزی شبیه تجمع مردمی تبدیل شده بود.
امام، سپس، از بخشهای دیرالمخلص بازدید و با عدهای از کاهنان و راهبههای آنجا ملاقات کرد.
نشدیم. نیرویی بسیار کوچک در آنها میتواند در برابر نیرویی بزرگ ایستادگی کند، چه رسد به مسئله دفاع از کشور. پس مسئله دفاع از شهروندان چه شده است. هیچ ارتشی در برابر اسرائیل نایستاده. خوب، این را فهمیدیم، ولی در برابر دزدان و تبهکاران هم چنین است؟ تحمیل دیدگاههای شخصی بر مردم چطور؟ از نیروهای امنیتی برای آزار و اذیت مردم استفاده میکنند.»
توسعه و آبادانی
امام صدر، سپس، به بخش دوم از سخنان خود درباره توسعه و آبادانی در جنوب پرداخت و پرسید: «آیا لبنان امکان آبادانی و توسعه را برای جنوب فراهم کرده است، بهویژه آنکه این منطقه استعداد این را دارد؟» ایشان بهطور مفصل به تبیین وضعیت توتونکاران و میزان بیتوجهی دولت به مطالبات آنان و کوتاهی در بهبود اوضاع زندگی آنان، بهویژه با توجه به آنکه کشاورز جنوبی هر روز در معرض خطر اسرائیل است، پرداخت و دایره دخانیات را مسئول احتکار توتون و سوءاستفاده از کشاورز و فراهم نکردن زمینه برای ارتقای محصولات او دانست و گفت: «جنوب 75 درصد از تولید مرکبات لبنان را تأمین میکند و افزایش این میزان از آن روست که شرکتی وجود ندارد که محصول مرکبات را احتکار کند. همین امر سبب شده است که کیفیت تولید این محصول بهبود یابد و خود را به بازارهای جهانی تحمیل کند و همهجا با مرکبات اسرائیلی رقابت کند.»
امام گفت: «آبادانی جنوب آرزوی مردم جنوب است که هنوز تحقق پیدا نکرده است و بازسازی نکردن جنوب مردم این منطقه را به مهاجرت و سکونت در محلههای فقیرنشین پایتخت واداشته است.» امام به سرزنش مسئولان طرح لیطانی پرداخت که تا کنون چهارصد میلیون لیره برای امور اداری آن هزینه شده است، بدون آنکه مطالعاتی برای مشارکت در توسعه جنوب صورت گیرد. ایشان به این نکته نیز اشاره کرد که در روستاهای جنوبی مدرسه دولتی ساخته نشده است، علیرغم اینکه اهالی این روستاها زمینهایی را برای این منظور به وزارت آموزش و پرورش واگذار کردهاند.
امام به تبیین محرومیت جنوب در زمینه گردشگری پرداخت با وجود آنکه مهمترین مراکز باستانی در این منطقه قرار دارد. ایشان گفت: «دولت 210 میلیون لیره در لبنان هزینه کرده است، بدون آنکه حتی یک قرش از آن را به جنوب اختصاص دهد.»
مشارکتی با دو وجه
امام با اشاره به موضع لبنان در جنگ اکتبر گفت: «لبنان با برادران عرب خود در جنگ بر ضد اسرائیل مشارکت میکند و این مشارکت دو وجه دارد: وجه اول، مرگ و ویرانی که همه آن نصیب شهروند جنوبی است. وجه دیگر، قاچاق کالا و ثروتمند شدن دیگران از کیسه ملتهای فقیر و برگزار کردن کنفرانسهای مطبوعاتی است.»
امام صدر مثال دیگری زد و گفت: «وزارت آموزش و پرورش لبنان تصویب کرد که 86 مدرسه دولتی در منطقه جنوب ساخته شود و باور نمیکنید اگر بگویم که تنها نیمی از یک مدرسه در قلیعه ساخته شده است.
البته، پس از تلاشهای بسیار ما، چند مدرسه برایمان ساخته شد و مردم بابت صرف 25 میلیون
آن سخن گفت و بر قانا الجلیل گذشت. همه کسانی که انجیل را میخوانند و عدهشان در جهان به صدها میلیون نفر میرسد، از ماجرای عروسی قانا الجلیل در جنوب مطلعاند که به لبنان شکوهی مسیحی و جهانی بخشید.
جنوب با توتون خود سالانه بیش از 345 میلیون لیره به درآمد ملی میافزاید و این غیر از سودهایی است که دایره دخانیات میبرد. بگذریم از ارزش گردشگری جنوب.»
خانهای بدون سقف
امام پرسید: «چرا دولت در خصوص مطالبات و مشکلات جنوب کوتاهی میکند و به اوضاع آن توجه جدی ندارد و آن را چون لقمهای گوارا در کام دشمن صهیونیستی رها کرده است؛ دشمنی که کودکان و خاک جنوب را تهدید میکند. لبنان چه خدمتی به جنوب کرده است؟ آیا از آن دفاع میکند؟» امام گفت: «اولین وظیفه دولت دفاع است. انسان زمانی که در جنگل زندگی میکرد، در یک دست ابزار شکار و کشاورزی داشت و در دست دیگر ابزار دفاع. نیروهای او بین تولید و دفاع تقسیم میشد. پس از آن طومارِ غربت و ماجراجویی و زندگی ابتدایی در هم پیچیده شد و انسان به دنیای متمدن پا گذاشت. نخستین شرط شهروندی این است که از او دفاع شود. آیا از شهروند جنوبی دفاع میشود؟ ای مردم هرچه میخواهید بگویید. من همین امروز، چند ساعت قبل در دورترین نقطه جنوب بودم و از صور تا بنتجبیل و شقرا و عدیسه و دیر میماس و نبطیه و صیدا رفتم. هیچ دفاعی از جنوب صورت نمیگیرد. نه ارتش هست نه مرکزی برای دفاع، به جز گشتیهای ساده. نگویید ارتش گوش به زنگ است و تجربه دارد. من این مناطق را میشناسم و هیچ علتی برای بیدفاع رها کردن آنها وجود ندارد. در مسجد عدیسه صحبت میکردم و پاسگاههای اسرائیلی در چندمتری ما بود. احساس کردم سخنان من شنیده میشود، ولی بر خودم نپسندیدم که احساس کنم در خانهای بیسقف زندگی میکنم. سخنانم را قطع نکردم و هرچه خواستم گفتم. گویا در قلعهای مستحکم ایستادهام و بر خود نپسندیدم که بگویند از خشم دشمن و هجوم او میترسد. از این رو، هرآنچه میخواستم گفتم، ولی آیا این است عطای حکومت و دولت لبنان در حق جنوب؟ شهروند جنوب احساس نمیکند که در کشور خود حمایت میشود یا صاحب عزت است؛ شب و روز دستخوش تجاوز اسرائیل و خواری و تحقیر است. نگویید این بر عهده خود شهروند جنوبی است، چون او خود خواسته است که چنین باشد. این عذر بدتر از گناه است، چراکه او هیچ دخالت و هیچ مسئولیتی ندارد. او هیچ نقشی ندارد.
ما نمیگوییم لبنان در حال حاضر میتواند مدتی طولانی به دفاع بپردازد. در سال 1947 که تجزیه فلسطین صورت گرفت و دولت اسرائیل پایهگذاری شد، همه هموطنان دیدند که اسرائیلیان در مرز لبنان در حال ساختن شهرکهای مستحکم و دژبندیشدهای هستند که خودشان آنها را کیبوتز مینامند. آیا هیچ تردیدی وجود دارد که این شهرکها برای اهداف دفاعی یا جنگی ساخته شده است؟ از سال 1948 تا امروز ما چه کردهایم؟ ما تنها اقدامات آنان را تماشا کردیم و دولت نیز در کنار ما به تماشای آنچه میکنند، ایستاد و زمانی طولانی را از دست دادیم، بدون آنکه مسلح شویم. با وجود آنکه منطقه از نظر جغرافیایی طوری است که میتوان آن را به آسانی برای دفاع مجهز و آماده کرد، مسلح
موضوع: سخنرانی- جنوب پارهای از لبنان است.
گزیدهای از متن
سخنرانی دیروز رئیس مجلس اعلای شیعیان، امام موسی صدر، در خانه جوانان در دیرالمخلص به شبهتجمعی مردمی تبدیل شد که جمعیتی از همه روستاهای جنوب، بهویژه خیام و غازیه و روستاهای شهرستان زهرانی، در آن حضور یافتند. پیش از آنکه امام صدر سخنرانی خود را با عنوان «جنوب پارهای از لبنان است» آغاز کند، رئیس مدرسه دیرالمخلص و رئیس جنبش تشکل جوانان، که این سخنرانی را برگزار کرده بود، در سخنانی گفت: «امام صدر تنها امام مسلمانان نیست، بلکه امام قلبهاست و محبوب همه مؤمنان به خدا و انسان، از هر دین و فرقهای که باشد و هر مسلمان و غیرمسلمانی در رویدادهای ناگوار به او پناه میبرد. او از آن دیندارانی نیست که دین را خشک و بریده از مردم و محدود به عبادتهای در خلوت میفهمند، بلکه دینداری اجتماعی است که به کار و تلاش در کنار انسانها ایمان دارد و بر این باور است که هر دینی که به خدمت به انسان نینجامد، دینی آسمانی نیست.»
امام صدر سخنان خود را با توجه به موضوع سخنرانی، با تحلیلی منطقی و فلسفی از رابطه مادی و معنوی میان جزء و کل آغاز کرد و گفت: «درست نیست که جزء از کل جدا باشد، چراکه کل وامدار جزء است و از این رو، وظیفه دارد همانطور که از او بهره میگیرد، به او بهره دهد.» اشاره امام به درآمدهای کشاورزی جنوب برای لبنان و نقش فعال آن در رونق بخشیدن به درآمد ملی بود که بهرغم اینها لبنان هیچ سودی به جنوب نمیرساند.
جزء و کل
امام با طرح این سؤال که «آیا جنوب پارهای از لبنان و جزئی از آن هست یا نه؟» گفت: «مایه افتخار من است که این حسابرسی مخلصانه و حرکتآفرین و در نتیجه، سازنده، در قلب جنوب در این دیر و خانه جوانان باشد. حسابرسی من برای ایجاد ناامیدی نیست، چراکه در حرکت و پویایی، ناامیدی وجود ندارد. همچنین، برای رسیدن به اهداف شخصی نیست، چراکه در دین هدف شخصی وجود ندارد. اجازه دهید کمی سختگیرانه حسابرسی کنم. جنوب خدمات بسیاری به لبنان کرده است. جنوب در تاریخ برای لبنان افتخار آفریده است؛ افتخاراتی که در فینیقیه رقم خورده است. ابداع الفبا و صدور آن به آن سوی دریای مدیترانه موجب متمدن شدن یونان و اروپا و مناطق جنوبی دریای مدیترانه شد. لبنان از رهگذر جنوب، هدایای فرهنگی و تمدنیای به دنیا تقدیم کرده است. نمونه آن، بطلمیوس پایهگذار ریاضیات و مؤلف پرشمارگانترین کتاب در دنیا پس از کتابهای مقدس است.
مسیح از رهگذر جنوب بود که به لبنان برکت بخشید. او در صور حضور یافت و درباره سواحل
شدن مرحلهای با نیروهای چپگرا در جنوب باشد، آیا چنین اقدامی خواهید کرد؟
حقیقت این است که جز اسرائیل هیچ دشمن مشترکی وجود ندارد. من دولت و مسئولان را دشمن به شمار نمیآورم، ولی معادلات لبنان میطلبد که برای گرفتن حقوق خود اعمال فشار کنیم. گذشته از آن، من از کسانی نیستم که مردم را بر اساس التزام به چپ و راست و راه مستقیم، تقسیمبندی میکنند. من در راه حقخواهی و حقجویی، از همه گروههای لبنانی، از چپی و راستی درخواست کمک میکنم و به هیچ وجه از همکاری با هیچ گروه لبنانی برای رسیدن به هدف مشترک خودداری نمیکنم.
موضع شما درباره فعالیت چریکی در جنوب چیست؟
حقیقت این است که مسئله فلسطین مسئلهای مشترک است و اسرائیل دشمن فلسطین و لبنان است. اسرائیل بر فلسطین غلبه کرده و تلاش میکند تا بر لبنان نیز غلبه کند. بدون شک، دشمن مشترک و منافع مشترک و سرنوشت مشترک وجود دارد و هرگونه موضعگیری در جنوب لبنان، باید با همکاری کامل میان لبنانیان و فلسطینیان باشد تا کارها با هماهنگی پیش رود.
بنابر اطلاعات من مقاومت فلسطین مایل نیست که جنوب را در ورطه خطر بیندازد و این مسئله را در بسیاری از مواضع خود ثابت کرده است. از این رو، من از مسئولان میخواهم که هیچ اقدامی جز با همکاری و تفاهم کامل با برادران فلسطینی انجام ندهند.
به نظر شما راهحل مشکل جنوب چیست؟
مشکل جنوب مشکلی علاجناپذیر نیست، بلکه حل آن به اندکی توجه و مهربانی نیاز دارد. اگر مسئولان به جنوب بیندیشند، مشکل حل میشود. جنوب قانع و کوشاست و آمادگی دارد در راهحل مشکلش تلاش کند و در جهان عرب و بیرون از آن نیز مردمان بسیاری آماده همکاری برای آبادسازی جنوب هستند.
من در اینجا برای نخستین بار این خبر را منتشر میکنم که پیشنهادهایی از داخل جهان عرب به من شده است که همگی بیانگر آمادگی آنها برای سرمایهگذاری در لیطانی است، با اینکه میدانیم این سرمایهگذاری پانصد میلیون لیره هزینه دارد.
فکر نمیکنم مشکلی به نام مشکل جنوب وجود داشته باشد. مشکلی که هست، مشکل نیتهاست.
این مطالبات، تعهدی وجود دارد که میتوان به آن اعتماد کرد، در این صورت میتوان در هر موردی صحبت کرد.
میگویند آتش اختلاف میان شما و آقای کامل اسعد از تجاوزهای اسرائیل به جنوب در شانزده و هفده سپتامبر افروخته شد؛ شما میخواستید در مقام ریاست مجلس اعلای شیعیان بر توزیع غرامتها -که ده میلیون لیره برآورد شده بود- نظارت داشته باشید، ولی به درخواست و تمایل رئیس پارلمان، این کار به مجلس جنوب واگذار شد.
این نیز یکی دیگر از مسائل خلاف واقع است. مبلغ ده میلیون لیره پس از تجاوزها اختصاص داده شد و آقای رئیسجمهور مرا موظف کرد تا طرحی پیشنهادی ارائه کنم و بحث اجرا در میان نبود. ما نیز از طریق هیئت یاری جنوب چند طرح و راهحل ارائه کردیم و اصلاً در ذهن من یا ذهن رئیسجمهور نبود که بر این مسئله نظارت داشته باشیم. این نکته اوّل.
دوم اینکه: مجلس جنوب نیز این مبلغ را دریافت نکرد و این مبلغ هنوز بلوکه است و هزینه نشده است.
سوم اینکه: وقتی مجلس جنوب تأسیس شد، به من پیشنهاد دادند که ریاست آن را برعهده بگیرم و بر هزینهها نظارت کنم، ولی من نپذیرفتم، زیرا کارشناس مالی یا فنی نیستم.
اختلاف شما با آقای کامل اسعد در چیست؟
میان ما هیچ اختلافی نیست. من ابتدا گفتم که از نمایندگان و وزرای شیعه برای استعفا امضا گرفتیم، ولی نمایندگان فراکسیون کامل اسعد نپذیرفتند که امضا کنند. بعضی از آنان بر این عقیده بودند که مجلس اعلای شیعیان جای بحث در مورد حقوق شیعیان نیست و این طرح را بر ضد خود به حساب میآوردند، در حالی که این طرح بر ضد هیچکس نبود. من خودم را پیگیر مطالبات میدانم و هرکس بخواهد در برابر حق بایستد یا به مردم ستم کند، تلاش میکنم که حتیالإمکان از او دوری کنم. حال اگر او میخواهد خودش را دشمن به شمار آورد، آزاد است، ولی من هیچ کینهای از آقای کامل اسعد یا دیگر رهبران شیعه ندارم.
میگویند اختلاف میان شما و آقای کامل اسعد با مطرح شدن مسئله مادامالعمر شدن ریاست مجلس اعلای شیعیان شدیدتر شده است. رئیس پارلمان به این بهانه که عریضهای با امضای شصت نفر از علما در مخالفت با این قانون در نزد خود دارد، این قانون را متوقف کرده است. پاسخ شما چیست؟
من یکی از پایهگذاران مجلس اعلای شیعیان بودم و میتوانستم از همان روز اول این قانون را تصویب کنم، زیرا معتقدم بین کسی که حکومت میکند، ولی پادشاهی نمیکند با کسی که پادشاهی میکند، ولی حکومت نمیکند، فرق وجود دارد. انسان فعال و پویا نمیتواند همیشه در یک محل به فعالیت خود ادامه دهد. من خودم خواهان تصویب این قانون نبودم و طرحی که برای تمدید مدت ریاست به پارلمان تقدیم شد، از آنِ من نبود. این ماده در کمیسیون اداری و دادگستری پارلمان افزوده شد و هیچ اصراری برای پیگیری آن نیست، چراکه پیوند من با مردم و همکاران پیوندی معنوی است و فراتر از نهاد مجلس است. من وقتی جنبش خود را آغاز کردم، این طرح را از پارلمان پس گرفتم.
اگر پیروز شدن بر دشمن مشترک، نیازمند همپیمان
فشار را آغاز کردهام، مورد مشخصی را قصد نکرده و فشارم را متوجه شخص خاصی، شیعه یا غیرشیعه، نکردهام. من خودم را پیگیر حقوق برخی از افراد این کشور میدانم.
اگر خودتان را ناگزیر به ورود به سیاست، مثلاً از راه انتخابات پارلمانی، بدانید، آیا دست به چنین اقدامی میزنید؟
اینطور نیست که مصلحت حتماً چنین چیزی را اقتضا کند. مصلحت معمولاً اقتضا میکند که پستها به افراد متخصص داده شود و من در امور اداری و در سیاست متخصص نیستم.
بالاترین حد فشارهای شما برای رسیدن به اهدافتان چیست؟
نمیتوانم حد آن را مشخص کنم، ولی مطمئنم که تا محقق شدن اهداف، زمان زیادی طول نخواهد کشید. من به راه خود ادامه میدهم و هیچ فرصتی از شب یا روز را از دست نمیدهم.
ماجرای بیمارستان اختصاصی شیعیان چیست؟ میگویند شما میخواستید آن را در بیروت بسازید، ولی خانواده خلیل اصرار دارند که این بیمارستان در صور ساخته شود. آیا روابط شما با ایران، از یک سو، و با کاخ ریاستجمهوری، از سوی دیگر، تأثیری بر این مسئله داشته است؟
این مسئله در روزنامهها برخلاف واقع منتشر شد. خلاصه ماجرا این است که ما طرح ساخت بیمارستان را تصویب کردیم و راهحلهایی برای آن ارائه کردیم. برای اجرای این طرح، پیمانکاری از شوروی پذیرفته شد، زیرا پیشنهادی که او مطرح کرده بود، بهترین پیشنهاد بود. در هر حال، من مأمور مطالعه و بررسی این طرح شدم. سپس، دولت ایران اعلام کرد که آماده سرمایهگذاری برای این طرح است، ولی در پی تحولات سیاسی و غیرسیاسی دریافتیم که تمایلی برای سرمایهگذاری وجود ندارد و طبیعی است که ما از هیچ دولتی در دنیا هیچ توقعی نداریم. پس از آن، ابهاماتی پیش آمد که دوست ندارم به آنها اشاره کنم. این ابهامات سبب شد که کمکهای ایران متوقف شود. ولی ما بیکار نخواهیم نشست و منتظر کمکهای ناممکن نخواهیم ماند، بلکه به دنبال منابع تازهای برای سرمایهگذاری در این طرح هستیم. در این زمینه موفقیتهایی نیز به دست آوردهایم و پس از کامل شدن مطالعات، ساخت بیمارستان را آغاز خواهیم کرد. اگر هم از جایی کمک نرسد، من سجاده و فرش و دفتر خود را به زمین بئر حسن خواهم برد و در آنجا مشغول نماز خواهم شد و به گردآوری کمکها خواهم پرداخت.
اما مسئله انتقال بیمارستان از بیروت به صور، بهانهای سیاسی است و پذیرفتنی نیست و در روابط ما با هیچکس تأثیرگذار نخواهد بود.
رابطه شما با کاخ ریاستجمهوری چگونه است؟
طبیعتاً، حرکتی که آن را رهبری میکنم، برای مسئولان خوشایند نیست. از این رو، من چهار ماه است که با رئیسجمهور دیدار نکردهام و قصد ندارم که به این زودی با ایشان ملاقات کنم.
حتی اگر کاخ ریاستجمهوری درخواست ملاقات دهد؟
حتی اگر کاخ درخواست دهد… مگر اینکه مطالبات برآورده شود. اگر من احساس کنم که درمورد اجرای
برداشت خودم را از دین وسیاست توضیح دهم.
بدون تردید، اهتمام ورزیدن به امور رنجدیدگان جزو واجبات اصلی دین است که قبلاً نیز بر آن تأکید کردهام. با این حال، من از ورود در سیاست پرهیز داشتم. البته، آنچه من از مفهوم سیاست برداشت میکنم، در اصطلاح لبنانی، انتخاب افراد و تعیین جزئیات است، یعنی من در طول این مدت هیچ دخالتی در انتخاب فرماندار یا شهردار نداشتم و از هیچ نمایندهای حمایت نکردم، با وجود آنکه بیشتر وقت خود را صرف بهبود وضع معیشتی قشرهای گوناگون مردم میکنم.
سخنان ضد و نقیضی درباره تابعیت شما میگویند. آیا شما لبنانی هستید یا ایرانی؟
من تابعیت لبنانی دارم و تابعیت ایرانی خود را نیز حفظ کردهام.
شما از مبارزه خود دقیقاً چه هدفی دارید و این مبارزه در سایه ساختار کنونی لبنان و متعاقب دودستگی بین شیعیان هوادار شما و آقای اسعد، تا کجا ممکن است ادامه یابد؟
من متأسفم که در نتیجه تلاش برخی روزنامهها و محافظهکاریهای برخی سیاستمداران، ماهیت حرکت اخیر من هنوز برای عموم مردم روشن نیست. من تلاش میکنم که آنچه را رخ داده است، توضیح دهم. از مهمترین وظایف مجلس اعلای شیعیان، پاسداری از حقوق شیعیان است که در قانون اساسی لبنان نیز آمده است. من در مقام انسانی متدین برای پاسداری از حقوق هموطنان، چه شیعه و چه غیرشیعه، تلاش میکنم.
پس از تأسیس مجلس اعلای شیعیان و اطلاع یافتن از ابعاد گوناگون محرومیت شیعیان طرح مطالبات را آغاز کردم، ولی مطالبه کردن سودی نداشت. از این رو، خود را در برابر اندیشههایی جدید یافتم:
اولاً، ملاحظه کردم که ثلث آخر از دوره کنونی مجلس در حال سپری شدن است، ولی مجلس کنونی هنوز مهمترین وظیفه خود را انجام نداده است.
ثانیاً، حوادث ماه مه رخ داد و مسلمانان اهل سنت خواستند در این حرکت مشارکت کنند. در کشاکش این حوادث، جوانان شیعه از ما میپرسیدند که موضع شما در این حوادث چیست؟ طبیعتاً، ما همهجا در کنار حق هستیم. ولی به نظر من، اوضاع آن زمان وخیم بود و خطرهایی جنوب لبنان را مستقیماً تهدید میکرد و من از آنچه میگذشت، آگاه بودم. از این رو، فشار مطالبات را کم کردم.
پس از پایان حوادث ماه مه، از مجلس خواستم که جلسهای برگزار کند و تصمیم گرفتیم برای مطالبات خود راهی جدید، غیر از راههای متعارف که با شکست روبهرو شده، در پیش بگیریم. در همین چارچوب سندی تنظیم شد که به امضای همه نمایندگان شیعه رسید. بر طبق این سند، اگر تا چهار ماه بعد از رأی اعتماد گرفتن دولت، حقوق شیعیان ادا نشد، نمایندگان شیعه استعفا خواهند کرد.
آن چهار ماه گذشت و دو ماه دیگر نیز افزون بر آن سپری شد، بدون آنکه خواستهای برآورده شود. از این رو، ناگزیر شدم راه فشار (نمیگویم انقلاب) را در پیش بگیرم. باید واقعیتی را بیان کنم. حقیقت این است که در لبنان، حق گرفتنی است نه دادنی. معتقدم که این فشارها نیاز به وحدت کلمه ندارد. در اینجا دوست دارم بگویم من از وقتی که اعمال
