صادر شده است، شنیدهاید. هر انسان محترمی دلگیر میشود وقتی میبیند دشمن ترسویی که ما در طول زندگیمان آن را ترسوترین ملتها به حساب میآوردیم، در نیمهشب وارد شهر ما میشود و ویرانی به بار میآورد، بدون آنکه ما هیچ جسد یا هیچ کشته یا هیچ خونی بر روی خاک لبنان مشاهده کنیم.
این کشور و این هموطن، پس از این دیگر بیداد و خواری و بیدفاع رها کردن منطقه را تحمل نمیکند. اگر خبرنگاری یا دوستی که از جنوب آمده بود، این ماجرا را برایم تعریف کرده بود، میگفتم که او مبالغه میکند، ولی من این را با چشم خود دیدم. برادران، در منطقهای به طول بیش از پنجاه کیلومتر از ظهیره و یارین تا طیبه، اسرائیلیها ساعت ده شب با بلدوزر و خودروهای زرهپوش وارد شدند و با بلندگو به مردم هشدار دادند و آنان را از خانهها بیرون و خانههایشان را ویران کردند و خانه عدهای از مردم ناتوان را که نتوانستند از خانه بیرون بیایند (مانند یک دختر و مادرش در محیبیب) بر سرشان خراب کردند. این عین حقیقت است. از صهیونیستها جز این چه انتظاری دارید؟ آیا از آنان انتظار شرافت و برخورد خوب و دلسوزی دارید؟
به خدا سوگند من مانند امام علی(ع) و مانند فرزندان این کشور هستم که اگر یک یهودی بخواهد بر من ترحم کند، این زندگی را نمیپذیرم و مرگ را بر آن ترجیح میدهم. ما از اسرائیل یا آمریکا یا هیچ کشور دیگری دلسوزی و ترحم نمیخواهیم. ما سروران جهان بودهایم و در آینده نیز سروران جهان خواهیم بود.
به خدا سوگند، به هیچ قومی در خانههایشان هجوم نیاوردند مگر آنکه آن قوم زبون خصم شدند. تا کی میخواهیم در خانههایمان منتظر بمانیم؟ مسئولانی که وظیفه دفاع از کشور را به آنان سپردهایم، در بستر خود خواباند و از خانه خود بیرون نمیآیند. تجاوزها تکرار میشود و هر روز شاهد مصیبتی هستیم. روز شنبه خواندیم که مسئولان در اظهاراتی گفتهاند: دولت برای مقابله با هرگونه حمله اسرائیل آماده است و دستور دفاع صادر شده است. به چه کسی میخندند؟
من به مناطق بسیاری رفتهام. نه دفاعی هست نه ارتشی نه سربازی و نه کسی برای دفاع کردن از این مناطق. کدام دفاع؟ این چه کشوری است؟ ما نمیخواهیم لبنان از همه قدرتها قویتر باشد. چنین ادعایی نمیکنیم. اما آیا حداقل نمونه این دو جوان، یوسف و موسی، برای ما کافی نیست؟ گروهی مهاجم وارد بیروت شدند و مجموعهای از نیروی دریایی و مجموعهای از نیروی هوایی همچنان مشغول آماده شدن بودند. دو جوان که در بهار زندگی خود بودند، نتوانستند تحمل کنند و در برابر آنان ایستادند و کشته شدند و همراه با سه نفر از سران مقاومت، به بخشی از وجدان و شرافت این امت و این کشور تبدیل شدند.
ای مردم لبنان، ما خواهان خیر و صلاح لبنان و خواستار عزت و کرامت آن هستیم. معامله کردن بر سر لبنان بس است. تردیدافکنی و توطئهچینی بر ضد لبنان بس است. ما خواهان شکوفایی این کشور هستیم. نمیخواهیم خوار و ذلیل باشیم، بلکه میخواهیم با کرامت زندگی کنیم. همین دیروز در میسالجبل هواپیماهای فانتوم آمریکایی اسرائیل را دیدم که از بالای سر ما و خاک ما عبور میکرد تا برادران ما در جولان را بمباران کند. با ارتفاع 100 یا 150 متر عبور کرد و زنان و کودکان را به وحشت انداخت.
سرزمینتان جولانگاه دشمنانتان گردید.»(29)
ای فرزندان علی، ای فرزندان امت علی، آیا سخنی را که امام علی چهارده قرن پیش گفته است، میشنوید؟ به ما میگوید منتظر چه هستید؟ آیا از یهود انتظار شرافت و بزرگواری دارید؟ آنان بودند که حضرت مسیح را کشتند؛ کسی که حیات را برای آنان میخواست. آیا با این حال انتظار دارید که به شما رحم کنند یا از شما درگذرند یا آبروی شما را حفظ کنند. آیا انتظار دارید که قوانین سازمان ملل متحد مشکل شما را حل کند؟ آیا تجربه آنان در تلاش برای کشتن مسیح و توطئهچینی بر ضد او برایتان کافی نیست؟ آنان طی چند سال، چهار بار مرزهای خود را گسترش دادهاند. آیا تجربه خود فلسطینیان که در میان شما در برجالبراجنه و در جنوب و بقاع و هرجای دیگری هستند، کافی نیست؟
از سال 1948 میلادی آنان صبر کردند و در اردوگاهها و در محل کارشان آرام بودند و تنها به رسانهها و تبلیغات و گفتوگوها تکیه میکردند. بیست سال صبر کردند تا شاید وجدان جهانی بیدار شود و شاید دولتهای عربی سرزمین آنان را آزاد کنند و شاید دولتهای بزرگ دخالت کنند و شاید دنیا راهحلی برای این ستم دنبالهدار پیدا کند. ولی صبر کردن هیچ سودی برای آنان نداشت.
شما ای مردم جنوب، ای مردم لبنان، با دیدگاه فکری اسرائیل و فلسفه جهانی آن (صهیونیسم) آشنا هستید. این دیدگاه بر پایه حق و عدالت و انصافْ استوار نیست، و بلکه ما و شما را «گوئیم» به شمار میآورد، یعنی انسان درجه دو. آنان حق دارند هرگونه که بخواهند و بدون هیچ ترس و عامل بازدارندهای ما را بکشند و کنار بزنند. آیا از صهیونیسم انتظار شرافت داریم، در حالی که دولت صهیونیست و این تجربهها در برابر چشمان ماست و تجربه امروز نیز از هر سو ما را فراگرفته است؟
آیا ما بودیم که در دهم آوریل به اسرائیل تجاوز کردیم؟ چه عاملی سبب شد اسرائیل به پایتخت ما حمله کند و وارد خانه ما شود و حریم کشور ما را نقض کند و دست به کشتار و ویرانگری بزند؟ آیا تجربه دیروز برای ما بس نیست؟ وارد خانه ما شدند و ویران کردند و سوزاندند و آواره کردند و کشتند و بازگشتند. تا کی میخواهیم منتظر بمانیم، برادران عزیز؟ «به خدا سوگند»… ما این سخن علی را تکرار میکنیم که «به خدا سوگند به هیچ قومی در خانههایشان هجوم نیاوردند مگر آنکه آن قوم زبون خصم شدند.» برادران گرامی، آماده شوید.
مراسم امروز در این مکان نشانه آن است که ما اراده کردهایم تاریخ را ورق بزنیم و گذشته را فراموش کنیم و کمکم آماده شویم تا از کشور خود و از خانه و شرف و آبرو و فرزندان و آینده خود دفاع کنیم. باید آماده شویم. دهها سال است که این را گفتهایم. سالهاست که ما این حرف را تکرار کردهایم و به حکومت و مسئولان گفتهایم: به ما آموزش نظامی دهید؛ ما را برای خدمت سربازی بسیج کنید؛ ما را برای دفاع از میهن آماده کنید؛ به ما توانایی دفاع از خانه خود را بدهید. اما ندای ما هیچ تأثیری در دلهای آنان نداشت و هیچ عزم و ارادهای در آنان پدید نیاورد.
چه میخواهید؟ آیا این فریادهایی را که از اینجا و آنجا بلند میشود، نمیشنوید؟ به خدا سوگند، من آنها را از این کار بازمیدارم و شما میدانید که من آنها را باز میدارم. بیانیهها و درخواستهایی را که برای تیراندازی نکردن و شلیک نکردن گلوله
29.نهجالبلاغه، خطبه 27.
موضوع: سخنرانی- میخواهیم تاریخ را ورق بزنیم
مناسبت: گرامیداشت نخستین سالگرد شهادت دو برادر، موسی ناصر و یوسف ناصر، که در دهم آوریل سال 1973 میلادی در عملیات کماندوهای اسرائیلی در بیروت به شهادت رسیدند. سه تن از سران مقاومت فلسطین، کمال عدوان، کمال ناصر و ابویوسف النجار، نیز در این عملیات به شهادت رسیدند.
متن
با وجود آنکه این مراسم برای گرامیداشت دو شهید قهرمان برپاشده و مناسبت آن مناسبت اندوه و مرگ است، زمان و مکان و اوضاع و احوالی که ما را در برگرفته است، هیچیک مرگ را نمیپذیرد و حزن و اندوه را برنمیتابد. شما در چهره حاضران و حتی در چهره برادران داغدار این دو شهید، اثری از اندوه نمیبینید، بلکه در چشمانشان شعله اراده زبانه میکشد. شما امروز در این مراسم اندوهبار، اثری از اندوه و مرگ نمیبینید. امام حسین سرور شهیدان و نیز قرآن کریم به ما آموختهاند که چگونه مرگ را نپذیریم و به ما آموختهاند که آن کس که شهید میشود، نمرده است: «بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ.»(27)
برگزاری مراسم گرامیداشت در این مکان بدان معناست که ما نمیخواهیم بمیریم، بلکه میخواهیم زنده بمانیم و زندگی بیارزش و کوتاه و فناپذیر خود را با زندگی جاودانه در نزد پروردگارمان و با حیاتی برتر و شریفتر عوض کنیم. این چیزی است که آرزو داریم و به آن دل بستهایم و در مسیر آن حرکت میکنیم. مکانی که در آن هستیم، مرگ و اندوه را برنمیتابد. زمان این مناسبت نیز روزی است که حضرت مسیح(ع) مرگ را نپذیرفت، روزی است که مسیح بر توطئههای یهود و بر کشته شدن و به صلیب کشیده شدن به دست یهود چیره شد. یهود خواست که او را بکشد، ولی او نپذیرفت. معنای عید بزرگ پاک که از نظر مسیحیان روز زندگی است، همین است: روز چیره شدن بر مرگ؛ روز چیره شدن بر ضعف بشری؛ روز انتقال (و بلکه بالا رفتن: بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَیْهِ(28) به جاودانگی و ابدیت و سربلندی. پس مکان و زمان و چهره شما همگی مرگ را نمیپذیرد. صداهایی هم که از اینجا و آنجا میشنویم، در نهایتْ مرگ و خواری را رد میکند. در چنین روزی بود که سخن امیر مؤمنان، علی بن ابی طالب(ع)، بار دیگر و بهگونهای ملموس به اثبات رسید: «شب و روز، در نهان و آشکارا شما را به نبرد با این قوم فرا خواندم و گفتم که پیش از آنکه سپاه بر شما حمله کند، بر آنان بتازید. به خدا سوگند به هیچ قومی در خانههایشان هجوم نیاوردند مگر آنکه آن قوم زبون خصم شدند. شما نیز آنقدر از کارزار سربرتافتید و کار را به گردن یکدیگر انداختید و یکدیگر را نصرت ندادید که هرچه داشتید به باد یغما رفت و
27.«بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند. از فضیلتی که خدا نصیبشان کرده است شادماناند. و برای آنها که در پیشان هستند و هنوز به آنها نپیوستهاند، خوشدلاند.» (آل عمران، 169-170)
28.«بلکه خداوند او را به نزد خود فرا برد.» (نساء، 158)
از ثروتمندان جنوب لبنان دعوت نمیکنید؟
امروز جلسهای با ثروتمندان جنوبی دارم. آنان اعلام خواهند کرد که به شرط ضمانت دولت آماده اجرای طرحها هستند. عذرخواهی میکنم، باید جلسه را ترک کنم. متشکرم.
برادران عزیز، این پدیده اجتماعی جدید، یعنی اختلاف مناطق که شکل دیگری است از اختلاف فرقهای، مشکل فرقهای نیست، بلکه مشکلی اجتماعیای است در مناطق مختلفِ مجاور که صدها بار با یکدیگر تفاوت دارند. مانند ارزش زمین در اینجا و جای دیگر.
این مشکل اجتماعی حال و آینده لبنان را تهدید میکند. اگر چیزی نگوییم و به مسئولان هشدار ندهیم و آنان را بابت داراییها و سطح زندگیشان توبیخ نکنیم، آینده نه از آنِ آنان خواهد بود و نه ما. ما میگوییم و انتقاد میکنیم و سخت میگیریم و به درد میآوریم؛ و بهطور طبیعی درد هم میکشیم و بر ما بیرحمی هم میرود و مانع ما هم میشوند و ستم هم میبینیم. آیا چنین ستمی را برخود میپذیریم؟ ما میدانیم با این وضع آینده لبنان انفجار منطقهای است، اگر این تعبیر درست باشد. نمیگوییم انفجار فرقهای. این اتفاق همه را تهدید میکند؛ من را تهدید میکند، همانگونه که مسئولان را تهدید میکند. چرا در این دوره بحرانی تاریخ امت عدالت را برای همه محقق نمیکنیم؟
طرحها آماده و مطالعات صورت گرفته است. بودجه هم هست و کاری سادهتر از این نیست. در یکی از اجتماعات گذشته گفتم که یکی از مسئولان بزرگ کشورهای خلیج گفت که ما حاضریم بودجه طرح لیطانی را تأمین کنیم به شرط آنکه با امانتداری و درست اجرا شود. به او گفتم: طرح لیطانی یک میلیارد لیره هزینه دارد. گفت: حتی اگر دو میلیارد لیره هم هزینه داشته باشد. شما میدانید که امروز سرمایهداران به دنبال مراکزی هستند که ثروتشان را به کار اندازد.
شکل تأمین بودجه مشکلی ندارد. همه طرحهای لبنان، همه شرکتها، همه کانالهای آبیاری، همه مدارس، همه طرحهای کشاورزی،همه را بیاورید و امانتدار بودجه اجرایی آنها باشید و برای مردم شغل ایجاد کنید.
یک دولت اروپایی معروف را به یاد میآورم که قرض میکند و برای تحقق عدالت اجتماعی شغل ایجاد میکند و راههایش را توسعه میدهد، زیرا مسئله دولت سودآوری نیست. تنباکو قیمت یکسانی در جهان دارد. میانگین قیمت تنباکو در نزد ما پنجونیم لیره است و از قیمت جهانی آن بالاتر است.
اطلاعات ما تأکید میکند که علتِ اختلاف قیمت، کشاورز و کیفیت تنباکو نیست، بلکه در لبنان یک کیلو تنباکو از دست کشاورز تا عرش کشتی پنجونیم لیره هزینه دارد و قیمت جهانی همین تنباکو 3/1 لیره است.
حفظ لبنان خواسته ماست. مفهوم پایتخت این است که حکومت و دولت اگر بخواهد مرزها را حفظ کند و اجتماع و لبنان را حفظ کند، راهی ندارد جز آنکه عدالت را برای همه محقق کند و این پدیده جدید را از بین ببرد: یعنی تفاوتِ در مناطق را. مشکل ما تفاوتِ میان مناطق است و هیچ درمانی جز عدالت و انصاف ندارد.
انگیزهها و ریشههای مشکل روشن است. درمان چیست؟
برای درمان حرکت کنی. اول باید فشار آورد. اگر سودی نبخشید باید با توجه به اوضاع و احوال تحرک بیشتر و بیشتری به خرج داد. انسان از سرمایهاش بیشتر از نیاز خرج نمیکند. آرزو میکنم که به نتیجه برسیم. مؤمن مأیوس نمیشود و دائماً امید دارد.
انفجار میشود. البته، امروز بهطور مشخص نشست سالانه سازمان ملل برای بحث درباره مواد اولیه آغاز شد. میدانید که این نشست بنابر درخواست دبیرکل سازمان ملل تشکیل شد.
امروز جهان از این بیمناک است که چینی گرسنه خطری باشد برای امریکایی سیر حتی با فاصلهای 5 هزار کیلومتری یا بیشتر. به هر حال، این نظریه در میان فلاسفه مطرح نبوده است. اما هنگامی که گروههای کاملاً غیرهمسطح کنار هم قرار میگیرند، کشور در معرض خطر است، مانند خطر تفاوت طبقاتی و نزاع طبقاتی. بیشک، فلاسفهای که مشکل اختلاف طبقاتی را مطرح کردند و به جامعه درباره انفجار طبقاتی هشدار دادند، دلیلشان این بود که بهطور طبیعی در نظام صنعتی در میان شهروندان ثروتمند و مالدار طبقه کارگر بهوجود میآید. تفاوتِ میانِ کارگر محدود و سرمایهدار بالانشین در فیلسوف حس خطر ایجاد کرد. چرا؟ زیرا در یک جامعه بین دو طبقه تفاوت وجود دارد. طبقه بتی نیست که پرستیده شود. مشکل در همین تفاوت است، هر تفاوتی که باشد. اگر گروههای متفاوت و مناطق مختلف از هم دور بودند، خطر کمتر بود. اما مناطق مختلف نزدیک یکدیگرند.مرزنشینان در چند ساعت در بیروت حاضرند. تلویزیون و روزنامه و پسر کارگر و دختر مهاجر و پسر عمو، همه و همه، لبنانیان را در مکان واحد و میدان واحد قرار میدهد.
من میبینم که بیشتر مناطق خاورمیانه، حتی مرزهای لبنان که من از بابت آنها شاکیام و آنها هم شاکی هستند، وضعیت بهتری از دیگر مناطق خاورمیانه دارند.
مشکل در تفاوت است. تفاوت در این عرصه مشکل اجتماعی جدیدی در لبنان ایجاد کرده است، غیر از مشکل جنگ و غیر از مشکل اختلاف طبقاتی. میتوانی این مشکل را «رقابت منطقهای» بنامی، که از بدشانسی رنگ فرقهای هم به خود گرفته است.
گرسنگی فرقه نمیشناسد و هر مؤمنی از ستم فرار میکند. این اختلاف چشمگیر در این کشور پنهان نیست. اگر سید موسی آن را بیان نکند و یا در باشگاه فارغالتحصیلان گفته نشود، در جای دیگری و افراد دیگری آن را خواهند گفت. اگر کسی هم حرفی از آن نزند، جوانان مسئولان را متهم خواهند کرد؛ متهم خواهند کرد آنان را که از جانشینان سخن میگویند؛ نمایندگان پارلمان را متهم خواهند کرد؛ جوانان و فرهیختگان همه را به توطئه متهم خواهند کرد.حدیث شریف میگوید:«کسی که حق را نگوید، شیطان گنگ است.»
باید بگوییم و متذکر شویم که در حدیث آمده است:«چه نزدیک است که فقر به کفر بینجامد.»
حدیث دیگری از یکی از صحابه بزرگ رسولالله میگوید:«در شگفتم از کسی که شب را گرسنه به سر میبرد و صبح شمشیر بر نمیکشد.» انسانی را میگوید که به ریاست و سیاست و اختلافات فکر نمیکند؛ انسانِ شهروند مؤمنِ متدین و او خود یکی از آنان است. حدیث دیگری میگوید:« فقر در هر دو جهان روسیاهی است.» این سؤال مطرح است: چرا به فقیری که از این دنیا محروم است، میگوییم که در آخرت هم محرومی؟ بله، درست است، زیرا فقیر به فقرش رضایت داده است. فقیر مظلوم نیست بلکه ظلمپذیر است و کسی که ظلم را میپذیرد، خود ظالم است؛ کسی که ظلم را تحمل میکند، در ظلم شریک است. «وَلاَ تَرْکَنُواْ إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ.»26 این آیه قرآن است و حرف من نیست.
26.« به ستمکاران میل مکنید که آتش بسوزاندتان.»(هود، 113)
کرد که براساس اندازه زمینلرزهها سد را خاکی و در اندازه مناسب طراحی کند، نه به شکل قوسی و بتنی. اما إنا لله و إنا إلیه راجعون، زیرا هرچه دور و بر ماست مبهم است.
این نوع سدسازی (خاکی) سد را در تکانهای شدید هم مقاوم میکند و میدانیم که این سدها منفجر نمیشوند. اگر این سد از میان برود، آب به کانال سد میریزد و تقریباً ظرفیت یکچهارم حجم آب را دارد و کانال میتواند سه میلیون متر مکعب آب در ساعت را عبور دهد. اگر سد بشکند، طی چهار یا پنج ساعت آب کانال بالا میآید و آب به سمت دریا جاری میشود و هیچ اتفاقی برای بیروت نخواهد افتاد و بیروت بدون هیچ آسیبی سالم خواهد ماند. اگر آب گرفتن از این سد را با آب گرفتن از لیطانی برای بیروت مقایسه کنیم، میبینیم که طرح آبکشی از لیطانی آماده نیست. رودخانه بیروت آماده است و فوراً میتوان از آن آب گرفت. مدت اجرای این کار هرگز از سه سال بیشتر نخواهد شد.
آب لیطانی برای آبیاری است. اگر بخواهیم آب بیروت را از لیطانی تأمین کنیم، اداره کل آب بیروت باید 750 هزار لیره هزینه کند، در حالی که آب رودخانه بیروت هزینهای ندارد و به دریا میریزد.
آب لیطانی به انگل بیلارزیا آلوده است. میگویند که ابزار تصفیه کردن آب از این انگل وجود دارد، اما هرگونه اتفاق و آلودگی دستگاههای تصفیه ساکنان بیروت را در معرض خطر بیلارزیا قرار میدهد و این مسئله به سرعت پایان نمییابد و سالهای سال ادامه خواهد یافت. در بین شما کسانی هستند که اطلاعات بیشتری دارند. آب رودخانه بیروت آلوده نیست، در حالی که هزینه نگهداشت و پاکسازی کانالهای رود لیطانی بالا و سخت است.
این سرنوشت مناطق مرزی و رفتار مسئولان در پایتخت است: آب را از مناطق فقیرنشین این کشور باید برای بیروت بکشند. وضع بقاع و عکار هم بهتر از جنوب نیست. طرح مطالعاتی جنوب از سال 1954 تا 1974 میلادی آماده نشده است. آیا بیست سال کافی نیست. واقعیت این است که طرح لیطانی طرحی مطالعه نشده است. اما طرحهای مطالعاتی بقاع و عکار آماده است. چیزی که باورکردنی نیست. دوست دارم علل و اسباب رنج و درد روشن ما را در تحرکمان و در تلاشمان و در فریادمان حس کنید.
تأخیر چه علتی دارد؟ آب هست، پول هست، طرحها آماده است، هیچچیزی لازم نیست، مگر یک امضا تا این طرحها اجرا شوند و به بهره برداری برسند.
بیروت همه مردم را به طرف خودش میکشد و طبیعتاً، از انفجار جمعیت شکایت میکند. چرا دولت راهسازی را توسعه نمیدهد که مردم، مثل همه جای دنیا، در شهر و خانهشان زندگی کنند و فقط برای کار به بیروت بیایند و دوباره به خانههایشان برگردند؟ در عکار تا سال 1973 میلادی 52 روستا از آب شرب محروم بودند. این آمار رسمی است. وضع جنوب بهتر است. در آمار رسمی فقط 24 روستا در جنوب از آب شرب محروماند. همین آمار رسمی میگوید که در بنتجلیل حتی یک روستای بدون آب وجود ندارد. اهالی بنتجلیل همین جا حاضرند. بپرسید آیا آب در بنتجلیل بیشتر از یک یا دو روز در هفته میآید؟
فکر کنم عدد و رقمها گویاست. در پایان سخنم مطلبی را میگویم تا فرصت برای سؤال و جواب باشد. اختلاف سطح زندگی از ازل در میان مردم بوده است و خواهد بود. هیچ یک از جامعهشناسان هم نگفته است که تفاوت سطح زندگی مردم باعث
چگونه به این مشکلات پی برد؟ کارشناس اول میگوید:مشکلات احتمالی. توضیحی بدهید تا ما هم بفهمیم. مشکلاتی هست… مشکلاتی نیست.(ما را گیج کردهاند.)
نتیجه این بررسی مضحک عقد قرارداد اداره کل آب بیروت با شرکتی شد که متولی انتخاب کارشناس است. کارشناس مشکلات احتمالی را مطرح کرد و اداره کل آب بیروت گزارش شرکت را مبنای رد طرح قرار داد.آیا این قضیه مبهم نیست؟ ادارهکل لیطانی بنابر وظیفهاش با جدیت با این موضوع مقابله کرد و طرح را فاجعه بزرگی دانست و پیشبینی کرد که ساخت سد رودخانه ابراهیم به صلاح نیست. در ادامه هم کل پروژه را تعطیل کرد و ختمی هم برای آن گرفت.
ما سد رودخانه ابراهیم را نمیخواهیم. چرا نمیخواهید؟ کسی نمیداند. باید علاوه بر 350 میلیون متر مکعب، از رودخانه لیطانی هم 50 میلیون متر مکعب دیگر آب بکشیم. در این صورت، سالهای بیباران آبی در جنوب نخواهد بود. اگر فرضاً سد لیطانی را هم احداث کردیم، آبی در آن نیست. درست مانند آن امیری که در نجف درباره فواید پل و ثواب فراوانی شنید که نصیب آن کس میشود که پلی بزند. امیر دستور داد که پلی میان نجف و کوفه بسازند. به او گفتند: ای امیر، بین نجف و کوفه آبی نیست. گفت: شما سد را بسازید، بعداً آب برایش روانه میکنیم. رودخانه لیطانی آبی دارد یا آبی ندارد؟ « بعداً آب میآوریم» و آب وارد لیطانی میکنیم. از کجا؟ هیچکس نمیداند. اما از سد ابراهیم کوتاه آمدیم و یکی از مهندسان جوان را مدت طولانی در ادارهکل لیطانی مأمور به این کار کردیم. به او گفتیم: گناه رود بیروت چیست؟ چرا از رودخانه بیروت برای شرب استفاده نمیکنیم؟ گفت: نخستین بار با مسئولین بلندمرتبه جلسهای گذاشتیم و بحث کردیم. گفتیم: میتوانیم برای اشراب بیروت از رودخانه بیروت آب بکشیم و در این خصوص مطالعاتی هم بکنیم. یکی از مسئولان بزرگ گفت که این کار به سبب زلزله هزاره خطرناک است. میدانید که هر هزار سال زلزلهای میآید که به آن زلزله هزاره میگویند و اتفاقات عجیب و غریبی هم در این زلزله میافتد. شاید این زلزله بیاید و سد جابجا شود و بیروت زیر آب برود. مهندس میگوید که من دیگر جوابی نداشتم . گفتم : بارکالله به این تحقیق و آگاهی و آیندهنگری. چگونه حواستان به این مسائل هست؟ به تحقیق مراجعه کردم و مصیبت را دیدم. مهندس میگوید که سد بیروت در هشت کیلومتری از مصب رودخانه است و 14 میلیون مترمکعب آب دارد. این آب برای شرب بیروت استفاده میشود و این آب برای کمک به تأمین آبی است که از جعیتا میآید. چنانکه میدانید آب بیروت از جعیتا است. از رودخانه بیروت چرا آب بکشیم؟ زیرا سد جعیتا در ایام بیباران آب بیروت را تأمین نمیکند. این ایام صد روز در سال است. این صد روز از اوایل تابستان تا اواخر پاییز است. سد رودخانه بیروت میتواند این کم آبی را جبران کند. یعنی سد بیروت بهطور کامل تا سال 2000 آب بیروت را تأمین میکند. یعنی میان نیاز شهر به آب سد جعیتا و ایام بیباران به مدت ده سال توازن ایجاد میشود.
سد رودخانه بیروت آماده است و فوراً میتوان آن را ترمیم کرد. ساخت آن 3 سال طول میکشد و طراحی آن آماده است.
نتیجه تحقیقات شرکت السدود را که از مشهورترین شرکتهای سدسازی است، ما وادار
و غیر از آب لیطانی آبی نداریم. چون هماکنون در بیروت سخن میگویم، اجازه دهید این مطلب را بگویم، هرچند از شنیدن آمار و ارقام خسته شدهاید، اجازه دهید واقعیت مسئله انتقال آب را به بیروت برای شما روشن کنم. در یک گزارش رسمی… من آن را نخواهم خواند، چون نویسنده آن به خطر میافتد و فایدهای ندارد. آنچه مهم است، این است که همه گزارشهای رسمی نزد آنان موجود است. همه پژوهشهایی که انجام میشود یا به فراموشی سپرده میشود یا به دست مسئولان نمیرسد. این، طبیعت لبنان است و الحمدلله ما نباید حرفی بزنیم که حکومت را به خطر بیندازد. درباره نیاز بیروت به آب و تشنه بودن آن در فصل کمآبی بحث و گفتوگو کردند. ما نیز برای آبرسانی به بیروت تلاش و جان و خون خود را فدا میکنیم، بهویژه آنکه بسیاری از مردم جنوب در بیروت هستند. ولی آنچه رخ داد… من این گزارش رسمی را برای شما میخوانم: بنابر مصوبه شماره 144 در تاریخ 27/2/1968، کمیتهای با عضویت مدیر کل تجهیزات توسعه آب و برق، مدیر کل سازمان آب بیروت، رئیس سازمان تصفیه آب و یک مهندس از اداره کل لیطانی تشکیل شد که مأموریت آن پیشنهاد برنامه مطالعاتی برای تأمین آب آشامیدنی برای بیروت در درازمدت است. از جمله توصیههای کمیته مزبور این است که شرکت لیطانی مطالعات و بررسیهای لازم را برای ساخت سد بر روی رودخانه ابراهیم برعهده گیرد. رودخانه ابراهیم را که میشناسید. توصیههای این کمیته را کارشناس مشهوری به نام ستیف تأیید کرده است. وی گفته است که ساخت سد در محل الجنة یعنی بر روی رودخانه ابراهیم با دشواری بسیاری روبهرو خواهد شد. اما منافع متعددی که ممکن است از ساخت این سد یعنی سد رودخانه ابراهیم با پنجاه میلیون متر مکعب آب به دست آید، از نظر ما دستیافتنی است. وی در پایان توصیه میکند که مطالعات لازم برای جمعآوری اطلاعات زیر صورت گیرد: بررسی توپوگرافیک و زمینشناختی، بررسی بستر رودخانه، بررسی چاههای گلی، آنالیز کردن مناطق خاکی و غیر اینها.
یعنی کمیته، کارشناسی را مأمور مطالعه کرد و او گفت: خوب است، عالی است، آب فراوانی دارد، تنها ممکن است دشواریهایی پیش آید. او فقط اطلاعات را ارائه داد. کارشناس که نمیتواند بگوید اینجا و آنجا چاه حفر کنید. آنان چه گفتند؟ این گزارش را مسکوت گذاشتند و آن را اجرا نکردند.
شرکت لیطانی تلاش خود را ادامه داد و کارشناس دیگری به نام ریشی کرانینگ را مأمور کردند. کارشناس دوم نیز همان مطالب را گفت. گزارش او را نیز مسکوت گذاشتند. کارشناس دیگری به نام پل براین آوردند. او گزارش خود را به سازمان آب بیروت داد. او گفته است که احتمالاً پارهای دشواریهای زمینشناختی وجود دارد. گفت پارهای نگفت زیاد… و گفت این محل تنها محلی است که در آن میتوان درباره امکان ساخت سد بر روی رودخانه بحث کرد. در نتیجه این بررسیها و مطالعات معلوم شد که ارتفاع سد باید 75 متر باشد تا بتواند 35 میلیون متر مکعب آب ذخیره کند. هزینه آن نیز چهل میلیون لیره برآورد شد.
این گزارش اصول کلی گزارش نخست را روشن کرد. کارشناس دوم گفته بود: نتیجهای حاصل نشد. کارشناس دوم از جانب اداره کل آب بیروت نظر کارشناس زمین شناسی را رد کرد. این کارشناس به مشکلاتی در احداث سد اشاره کرد.
لبنان را مسئول حادثه کریات شمونه دانسته است. نمیدانم چه فکری کردهاند، ولی درمورد مسئله دفاع اظهاراتی در خصوص اراده لبنان برای دفاع از مرزهایش شنیدهام. لایحهای درمورد تجهیزات یا خدمت سربازی تهیه و تقدیم شده است و ما امیدواریم این لایحه ارائه شود، زیرا مسئله دفاعْ مسئله کرامت و موجودیت کشور است.
ولی چه بگویم و چگونه به دستگاه اجرایی در حکومت فعلی خوشبین باشم؟ در بیانیه کابینه آمده بود که قانون خدمت سربازی را سه ماه پس از گرفتن رأی اعتماد تسلیم مجلس خواهد کرد. در بیانیه کابینه تنها ماده منطقی و بجا، قانون خدمت سربازی بود که الآن بیش از ده ماه گذشته و هیچ قانونی در این خصوص تسلیم مجلس نشده است. کی میخواهیم آماده شویم؟ کی میخواهیم احساس کنیم میهن است که باید از ملت و کرامت انسان دفاع کند؟ نمیدانم.
درمورد وضع امنیتی در جنوب، الحمدلله به برکت قانون وضعیت فوقالعاده، اوضاع بسیار بد است. من در عجبم! جوانان بسیاری پیگیر لغو قانون وضعیت فوقالعاده هستند. همه شما میدانید که هموطنان در فشارند. با فرهیختگان بدرفتاری میشود. به جوانان ستم میشود. برعکس، من دریافتهام آزادیهایی که در لبنان بر ضد جنوب وجود دارد، در هیچ جای دنیا وجود ندارد: آزادی در تجاوز به مردم و سخنرانان و علما، تجاوز گروههای مسلحی که به هرجا هجوم میبرند و همه اینها در برابر چشم و گوش مسئولان رخ میدهد. با وجود این، میگویند: چرا قانون وضعیت فوقالعاده را لغو نکنیم؟ اگر لغو کنیم چه کسی از گروههای مسلح در برابر خشم مردم حمایت کند؟
مسئله آب. در پژوهشی که درمورد آبهای زیرزمینی و آبهای جاری صورت گرفت، لبنان به سه بخش تقسیم شد و جنوبْ فقیرترین منطقه لبنان در این زمینه شناخته شد و آن را منطقه مرز نامیدند. این تقسیمبندی بر اساس مطالعات دانشگاهی بود. جنوب فقیرترین منطقه از نظر آب به شمار آمده است. بدبختانه این منطقه نیازمند آب است. منطقه بقاع هم در رنج و سختی همزاد آن است. هر دوی این مناطق تنها رود لیطانی را در اختیار دارند. با رود لیطانی چه کردند؟ نسل شما در زمان تأسیس ادارهکل لیطانی در سال 1954 میلادی حضور نداشت، ولی اطلاعاتی در این باره دارید. رودخانه لیطانی از بقاع سرچشمه میگیرد و به سمت جنوب، منطقه خردله، میآید و سپس، از نزدیکی صور در منطقه دوم، یعنی منطقه رودخانه معروف قاسمیه، به دریا میریزد. در تمام دنیا قانون و قاعده این است که آب را از مناطق سرشار از آب میگیرند و به مناطق کمآب میبرند. در همین چارچوب، در ابتدای تأسیس ادارهکل لیطانی، 350 میلیون متر مکعب از آبهای رودخانه لیطانی را به رودخانه اولی انتقال دادند و سه نیروگاه برق بر روی رودخانه اولی ساختند و گفتند که برای مردم جنوب نیز سه نیروگاه برق بر روی رودخانه لیطانی خواهیم ساخت. اما تا کنون این نیروگاهها ساخته نشده است. ابتدا 350 میلیون متر مکعب انتقال دادند و الآن نیز از انتقال پنجاه تا شصت میلیون متر مکعب دیگر از آب لیطانی به بیروت سخن میگویند. یکی از دوستان میگفت که فاجعه تغییر مسیر رودخانه اردن در درجه اول بود و فاجعه تغییر مسیر رودخانه لیطانی در درجه دوم است. پس از آن، به افکار عمومی بیروت هشدار دادند که بیروت تشنه است و به آب نیاز دارد
