از درآمد شهرداریها به هفده میلیون لیره میرسد. این هفده میلیون لیره درآمد شهرداری از چند بخشنامه و سوخت و مواد مصرفی و غیر آن است.
سهم بیروت هفده میلیون و ششصد و هفتادوهفت هزار و هشت لیره است، در حالی که سهم هرمل شصتوپنج هزاروصدوهشتادوسه لیره. این آمار و ارقام سال 1971 و 1972 میلادی است. سهم عکار ششصد و چهارده هزار و صدوهفده لیره و سهم حاصبیا دویست و بیستویک هزار و ششصد و چهارده لیره بوده است؛ یعنی در بیروت سهم هر فرد از خدمات دولتی، غیر از بودجه عمومی، 245 لیره و 60 قرش است. این نسبت در خدمات شهرداری بقاع نه لیره و در خدمات شهرداریهای جنوب، ده لیره است، در حالی که این رقم در بیروت 245 است یعنی 25 برابر بیشتر.
به گمانم هیئت ارفد ما را از بحث درباره درآمد فردی بینیاز کند، هرچند آمار آن مربوط به حدود ده یا نه سال پیش است. این تحقیقات از واقعیت اجتماعی لبنان پرده برداشت و نشان داد اینکه میگویند لبنان بدون برنامهریزی و با وضع اجتماعی و اقتصادی کنونی بهگونهای است که همه مردم آن در رفاه و نعمت زندگی میکنند، و آن را معجزه مینامند، درست نیست.
دوست داشتم برای تکمیل این آمارها، وضع آب و برق و مدرسهها و رادیو و تلویزیون و روزنامهها -یعنی خدمات فرهنگی را هم که در کنار مدرسهها ارائه میشود- درمورد بیروت و مناطق مرزی مقایسه کنم، ولی فقط به ذکر نتیجه بسنده میکنم که شاید از آن شگفتزده شوید. من با تلاش و دقت بسیار توانستم ارقام زیر را از آمارهای یونسکو به دست آورم: نسبت بیسوادی در بیروت، یعنی در میان ساکنان اصلی آن نه کارگران مهاجر، یکوسه دهم درصد (3/1%)، در عکار هفتادوشش درصد (76%)، در هرمل پنجاهوسه درصد (53%)، و در مناطق مرزی جنوب سیوهفت (37%) درصد است. این در حالی است که کوتاهی از جانب مردم نیست، زیرا من در بسیاری از روستاها دیدهام که دانشآموز هر روز صبح مسیری به طول یک کیلومتر یا بیشتر را طی میکند تا به مدرسه برسد. من با چشم خود در روستاهای زهرانی در جنوب چنین موردی را مشاهده کردهام و یکی از افراد آگاه در وزارت آموزش و پرورش نیز به من خبر داد که عده دانشآموزان در دو سال تحصیلی (66-67 و 65-66) سی درصد افزایش داشته است که چنین نسبتی در دنیا بینظیر است. اشتیاق لبنانیان به آگاهی و به سوادآموزی و فداکاری پدران که از کمک فرزندانشان در مزارع توتونکاری چشمپوشی میکنند، از این آمارها معلوم است، ولی وسایل آموزشی فراهم نیست.
این آمار تکاندهنده است، بهخصوص نسبت3/1 درصدی بیسوادی در بیروت و نسبت 76 درصدی آن در عکار. این آمار پارهای از نتایج عدالت فرهنگی را، اگر چنین تعبیری درست باشد، یعنی عدالت در اشاعه فرهنگ را برای ما بازگو میکند. کمی هم درباره عدالت همگانی در بیروت و سایر مناطق صحبت کنیم: درباره امنیت، آزادیها، آب، معادن، ثروتهای فراوان لبنان.
مسئله دفاع و امنیت. فکر میکنم همه ما مثل هم هستیم؛ هم در مرزها و هم در پایتخت. هنوز حادثه تجاوز اسرائیل به بیروت و ترور سران مقاومت فلسطین و برخی از جوانان لبنان را به یاد دارید. امروز بعدازظهر شنیدم که به مناسبت گذشت یک سال از این تجاوز، نخستوزیر اسرائیل در اظهاراتی
جامعه را نیز در بر میگیرد. این سخن از من نیست، از قرآن کریم است. در تفسیر آیه «أَوَلَمْ یَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِی الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا وَاللّهُ یَحْکُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُکْمِهِ وَهُوَ سَرِیعُ الْحِسَابِ»(25)آمده است که منظور از جوانب زمین، فرهیختگان و دانشمندان هستند. از این رو، جانب و قلّه زمین، انسان است و جانب و قلّه انسانها نیز دانشمندان بیدار و در مرحله بعد سایر دانشمنداناند. قرآن وقتی میگوید که زمین را از اطراف و جوانب آن فرو مى کاهیم، نظر به مرگ انسانهای دانشمندِ فرهیخته و صاحب رسالت دارد. معنای فروکاستن از جوانب زمین این است، وگرنه از جوانب کره زمین کاسته نمیشود. مقصود از مرز، مرز جامعه است. اطراف و جوانب نیز با توجه به تقسیمبندیهای گوناگون معنا پیدا میکند: از یک نظر، فقیر و ثروتمند داریم؛ از نظرگاه سیاسی، حاکم و محکوم داریم؛ از نظرگاه فکر و اندیشه، افراد فرهیخته و صاحب رسالت داریم. واژه فرهیخته نیاز به تفسیر و توضیح دارد، زیرا فرق است بین فرهیخته و دانشمند و ملت زندهای که به آنان اعتماد دارد.
مرزی که امروزه مطرح است، به این معنی اجتماعی است و این مرز از مرز جغرافیایی خطرناکتر و حساستر است، زیرا در قرن بیستم کمتر اتفاق میافتد که مرز جغرافیایی مورد هجوم قرار گیرد. ولی چه کنیم؟ وضعیت و ضرورتها در برابر شما فارغالتحصیلان ما را بر آن میدارد که معنای پایتخت، یعنی بیروت، را بفهمیم، هرچند معنای پایتخت قانونی نیز جزو مفهوم آن است، یعنی محل صدور احکام ریاستی که معمولاً از دیرباز در پایتخت صادر شده است.
پس منظور ما از پایتخت، بیروت است و مرادمان از مرزها، روستاها که از ناقوره تا رودخانه کبیر تا دورترین مناطق عکار در اطراف رودخانه است. منظور ما این است. اما آیا به همین مفهوم جغرافیایی از پایتخت و مرز بسنده کنیم؟
من اطلاعاتی در اختیار شما قرار خواهم داد که شاید از آن باخبر باشید. در اینجا به مرور کوتاهی بسنده میکنیم و این پرونده را به انجمن شما هدیه میکنیم.
حتماً مطالعه هیئت اِرفِد در کتابخانه شما موجود است؛ همان تحقیقات چهاردرصدی که به آن اشاره کردم. اگر بخواهید میتوانید از محتوای آن مطلع شوید. من تمایل بسیاری دارم که این جدولها و گزارشها را در چارچوب حل مشکلات اجتماعیمان مطرح کنم. از شما خواهش میکنم که این کار را انجام دهید، و در آینده درباره آن صحبت خواهیم کرد. الآن دوست دارم که این جدولها و آمارها را ارائه کنم که نشاندهنده اختلاف سطح میان بیروت و همه مناطق مرزی لبنان -از جنوب وشمال و بقاع و عکار- است. بخشی از این آمارها را برای شما میگویم. در بیروت هر متر مربع زمین به 25 هزار لیره (هر لیره صد قرش است) فروخته میشود، در حالی که در بقاع و عکار هر متر زمین به آسانی به قیمت 25 قرش فروخته میشود، و زمینهای بسیاری برای فروش گذاشته شده است. یعنی در فاصلهای کمتر از صد کیلومتر در یک کشور کوچک تفاوت صدهزار برابر است. دولت به طور میانگین برای هر فرد در بیروت 430 لیره، در عکار 17 لیره، در بقاع 20 لیره و در جنوب 25 لیره هزینه میکند. اگر خدمات شهرداری را که در بیروت از نظر کمّی و کیفی بسیار بالاست، به آن اضافه کنیم، سهم بیروت
25.«آیا ندیده اند که ما [همواره] مى آییم و از اطراف این زمین مى کاهیم؟ و خداست که حکم مى کند. براى حکم او بازدارنده اى نیست، و او به سرعت حسابرسى مى کند.» (رعد، 41)
موضوع: سخنرانی- لبنان: از پایتخت تا مرزها
مناسبت: دعوت باشگاه فارغ التحصیلان دانشگاه عربی بیروت.
متن
امام صدر ساعت هفتونیم عصر دیروز در باشگاه فارغالتحصیلان دانشگاه عربی بیروت سخنرانیای تحت عنوان «لبنان: از پایتخت تا مرزها» ایراد کرد و درباره تفاوت بسیار میان سطح موجود در مناطق لبنان و اسباب و عوامل جنبشی که خود او رهبری میکند، بحث کرد و تأکید کرد: مشکل لبنانْ مشکل اجتماعی خاصی است که حال و آینده لبنان را تهدید میکند.
بسم الله الرحمن الرحیم
برادران گرامی،
مایه افتخار من است که دعوت فارغالتحصیلان فرهیخته از فرزندان این ملت پاک را بپذیرم؛ ملتی که همواره در کنار هر محنتزدهای ایستادهاند و امروز اراده کردهاند تا در کنار کسانی بایستند که به محنتی بزرگ گرفتار شدهاند، یعنی در کنار همه محرومان. موضوع این سخنرانی «لبنان: از پایتخت تا مرزها» است.
واژه «العاصمة» (پایتخت) در چند مورد به کار میرود؛ برای نمونه «الماء العاصم» یعنی آبی که ذاتاً پاک است و غیر خودش را نیز پاک میکند. شاید قواعد لغوی درمورد کلمه «عاصم» و «عاصمة» کمکی به مفهوم متعدی یا لازم بودن نکند، ولی در زبان عربی، واژه عاصم و عاصمه درمورد چیزی به کار میرود که هم از خود و هم از غیر خود محافظت کند. «المدینة العاصمة» (پایتخت) یعنی شهری که هم از خود و هم از دیگر شهرها محافظت میکند.
درمورد مفهوم «مرز» نیازی به بحث نیست و دوست ندارم وارد آن شوم. به بحث لغوی و اجتماعی درباره تحولاتی که در مفهوم پایتخت و مرز پدید آمده است، نیازی نیست، چراکه امروزه مرز جوامع و امتها، تنها مرز جغرافیایی آنها نیست، زیرا بقای امتها فقط به معنای پایدار ماندن آنها در برابر دشمن بیرونی نیست. جهان قرن بیستم مرز جغرافیایی را به معنای لفظی آن به رسمیت نمیشناسد، زیرا در بسیاری از موارد، خطر از درون یعنی از سمت و مرز جامعه و از سمت و مرز امت برآمده است، نه از مرزهای زمینی.
در مواردی نیز که خطر از بیرون باشد، دنیای امروز اتفاق نظر دارد که این خطر نیز برآمده از خطری درونی است و بر پایه وجود دشمنی درونی استوار است.
حتی در سختترین تجاوزها نیز بهندرت تجاوزی مانند تجاوز اسرائیل مشاهده میکنیم، هرچند اسرائیل نیز با سوءاستفاده از ضعف امت ما و غیاب آن در صحنه، دست به این تجاوز زد و پایههای دولت اسرائیل را در قلب مرزهای ما فرو کرد. بنابراین، مرز تنها به معنای مرز جغرافیایی نیست، بلکه مرز
قضات شرع و مفتیان کنونی و پیشین؛ علمای لبنانی فارغالتحصیلشده از حوزههای دینی و مراکز آموزشی؛ وزیران و نمایندگان کنونی و پیشین؛ قضات مدنی؛ استادان دانشگاه؛ وکلا؛ پزشکان؛ داروسازان؛ مهندسان عضو سندیکاها؛ کارمندان دولت درجه دوم به بالا؛ رؤسای شوراهای شهر در مراکز استانها و مراکز شهرستانها و اعضای شورای شهر بیروت؛ نمایندگان مؤسسههای اجتماعی و فرهنگی و انجمنهای خیریه در بیروت و حومه آن و مراکز استانها و مراکز شهرستانها؛ اصحاب روزنامهها و خبرگزاریها و سردبیران و هفت نفر از نویسندگان عضو سندیکا به انتخاب مجموعه نویسندگان عضو سندیکا؛ رئیس و اعضای شورای سندیکای روزنامهنگاران؛ رؤسا و اعضای اتاقهای بازرگانی و صنعت و کشاورزی و انجمن بانکداران و انجمن بازرگانان بخش صنعت؛ رؤسا و اعضای هیئتمدیرههای مؤسسات عمومی دولتی مانند سازمانهای مستقل و غیر آن؛ رؤسای شوراهای سندیکاهای کارگری و صنفی و شغلی؛ اعضای هیئت مدیرههای جامعههای لبنانیان در جهان و نمایندگان هیئتهای مهاجران لبنانی و زیرمجموعههای آنان.
موضوع: نام اعضای مجمع عمومی مجلس اعلای شیعیان
مکان و تاریخ: مجلس اعلای شیعیان در حازمیه.
مناسبت: معرفی افرادی که صلاحیت دارند در جلسه انتخاب اعضای دو هیئت شرعی و اجرایی مجلس اعلای شیعیان شرکت کنند.
متن
دبیر مجلس اعلای شیعیان با صدور بیانیهای ضوابط تعیین اعضای دو هیئت شرعی و اجرایی را اعلام کرد.
دبیر مجلس اعلای شیعیان لبنان، بنابر آنچه کمیتههای تخصصی در صورتجلسههای مدون و تأییدشده تصویب کردهاند، تعریف عالم دینی عضو مجمع عمومی را اعلام میکند: عالم دینی عضو مجمع عمومی عبارت است از کسی که از یکی از حوزههای علمیه فارغالتحصیل شده باشد، یعنی دروسی را که اصطلاحاً «سطح» نامیده میشود، کامل کرده و حداقل یک سال تحصیلی در درس «خارج» شرکت کرده و اجازه اجتهاد یا وکالت در امور حسبیه را اخذ کرده باشد و یا تأییدیهای از یکی از مراجع تقلید معروف داشته باشد که بیانگر اعتماد به او و یا اجازه جاری کردن امور دینی باشد. همچنین، کسی هم که از یکی از دانشکدههای تخصصی علوم دینی فارغالتحصیل شده باشد، عالم دین شمرده میشود.
هیئت مزبور برای معرفی اعضای مجمع عمومی بر اسناد و مدارکی که در نزد او موجود بوده، عمل کرده است. و از آنجا که مجلس اسناد و مدارک مربوط به برخی از علمای ارجمند را در اختیار نداشته، نام آنان در فهرست گنجانده نشده است. از این رو، مجلس از آنان درخواست میکند تا مدارکی را که در تفسیر پیشگفته از عالم دین ذکر شده است، در مدت قانونی مقرر در ماده هشت آییننامه داخلی، تسلیم مجلس (دفتر دبیر) کنند.
در ماده هشت چنین آمده است: «هریک از اعضای مجمع عمومی مجلس که نام او در فهرست انتخاباتی مجلس نیامده است، حق دارد درخواستی به ضمیمه مدارک لازم فراهم و تقدیم مجلس کند تا نام او در فهرست ثبت شود. همه کسانی که نامشان در فهرست ذکر شده است، حق دارند به درج هریک از نامها در فهرست اعتراض کنند. بدین منظور، باید اعتراض خود را در مدت سی روز از آخرین تاریخ انتشار فهرست در روزنامه، به مُخبر کمیته تخصصی تقدیم کنند.»
دبیرخانه اعلام میکند که بنابر تصمیم کمیته تخصصی، عنوان وکلا و قضات شامل اعضای کانونها میشود. کمیته در تبیین مفهوم «جمعیت»، جمعیتهای خانوادگی را بنابر ماده ششم از آییننامه داخلی، لحاظ نکرده است.
مجمع عمومی مزبور بنابر قانون شماره 72/67 مصوب 19 ژانویه 1967، از قشرهای زیر از شیعیان تشکیل میشود:
موسی صدر و پسر نقیب الأشراف شیخ محمد سلیم جلالالدین، قاضی اهل تسنن صیدا، گفت: «این دو نواده رسول خدا در اینجا هستند تا بر وحدت اسلامی و ایمانی تأکید کنند و دستهبندی فرقهای و مذهبی در اسلام را باطل سازند.»
شیخ سلیم سوسان رئیس اداره اوقاف اسلامی اهل تسنن صیدا نیز در آغاز مراسم، درباره سیره نبوی سخن راند و با اشاره به قطع شدن برق مسجد گفت: «ما چه با برق و چه بدون برق عید میلاد پیامبر(ص) را جشن میگیریم، زیرا ما از نور محمد(ص) روشنایی میگیریم و با آن هدایت میشویم. ما از اشراقات نور محمد(ص) نور میگیریم نه از دولت. صدای ما صدای حق است که نه تنها به بیرون مسجد که به آسمان نیز میرسد.»
پس از پایان مراسم، نمازگزاران و پیشاپیش آنان امام صدر و دیگر علما به سمت خانه أیتام عرب حرکت کردند و سپس، به سوی خیابان ریاض الصلح رفتند. امام صدر از آنجا صیدا را ترک کرد و حاضران به مسیر خود تا میدان جمال عبدالناصر ادامه دادند و آقای معروف سعد، نماینده سابق پارلمان، را با شلیکهای پیاپی هوایی همراهی کردند.
در برابر ساختمان سندیکای ماهیگیران، آقای سعد در سخنانی گفت: «ما از مطالبات امام درمورد جنوب تا آخر حمایت میکنیم. ما این مناسبت را غنیمت میشماریم تا بر مطالبات گذشته خود از دولت درمورد توسعه جنوب تأکید کنیم، زیرا از این پس دیگر سکوت جایز نیست.»
لیره؟ در پاسخ او گفتم: اگر منظور تو مالیات بر درآمد است، در جنوب هیچ درآمدی وجود ندارد. ما مالیات را از مالیاتهای غیرمستقیم وضعشده بر شکر و گندم و برنج و توتون میدهیم. جنوب و بقاع و شمال و عکار این مالیاتها را پرداخت میکنند. جنوب مالیات یا تاوان را با خون و ویرانی پرداخت میکند. شهروند جنوبی در طول شب از ترس اسرائیل در حالت احتیاط و نگرانی به سر میبرد. آیا مالیاتی یا تاوانی قویتر از تاوان ترس و هراس وجود دارد؟ ما میخواهیم جنوب جزئی از کل لبنان باشد؛ میخواهیم بقاع جزئی از کل لبنان باشد؛ میخواهیم عکار و شمال جزئی از کل لبنان باشد. ما معنای میلاد پیامبر را اینگونه میفهمیم.
رسول خدا برای ما الگوی نیکویی است. بر ماست که از این خط، خط لبنان، آینده را دنبال کنیم تا شهروندان احساس مسئولیت کنند؛ احساس سربلندی و کرامت کنند؛ احساس کنند هرگز در برابر ظلم سکوت نمیشود.
سلامتی سرباز و محفوظ ماندن لبنان و سربلندی اعراب، جز با کرامت انسان و پاسداری از حقوق او و حاکم شدن عدالت اجتماعی بر روابط مردم با یکدیگر، تحقق نمییابد. این عید که پس از جنگ رمضان از راه رسیده است، مبارکتر و هدایتگرتر و درخشانتر است و بیشتر ما را به پیمودن خط محمدی و ایستادن در کنار محرومان و دفاع از حقوق رنجدیدگان دعوت میکند تا بدینترتیب سطح جنوب لبنان ارتقا یابد و به نوک پیکانی تبدیل شود که به سوی دشمن نشانه رفته است.
ما جنوب را میخواهیم. ما هماکنون در صیدا یعنی در قلب جنوب هستیم. ما میخواهیم جنوب منطقهای استوار، صخرهای درهمشکننده آرزوهای اسرائیل، هسته آزادسازی فلسطین و جلودار مبارزه بر ضد اسرائیل باشد. میخواهیم جنوب نوک پیکان نشانهرفته به سوی اسرائیل و پایگاهی برای آزادسازی سرزمین مقدس باشد. ما جنوب تضعیفشده به شکل امروز یا به شکل کانتون نمیخواهیم. ما جنوبی یکپارچه با لبنان، مرتبط با این امت و متحد با اعراب میخواهیم که نوک پیکان اعراب باشد، نه جنوبی ضعیف و جداافتاده. ما جنوبی استوار و مقاوم میخواهیم. ما تلاش خواهیم کرد تا در جنوب از سیره رسول خدا پیروی کنیم.»
وقتی سخنان امام صدر پایان یافت، مردم گمان کردند که مراسم پایان یافته است و خواستند مسجد را ترک کنند، ولی امام از آنان خواست در مسجد بمانند و به سخنان شیخ فهیم ابوعبیه، نماینده بعثه الأزهر در لبنان گوش دهند. وی در سخنانی گفت: «عمامه سیاه سید موسی صدر و عمامه سفید من همانند سیاهی و سفیدی چشم است که با یکدیگر آمیخته شده و مکمل یکدیگرند. همه ما پیروان محمد(ص) هستیم و هیچ تفرقهای میان مذاهب وجود ندارد. ما با این سخن آقای صدر موافقیم که مسلمان نمیتواند مانند شیئی تزیینی و چشمنواز باشد و نمیتواند آخرت را به متاع دنیا بفروشد. مسلمان همواره تلاش میکند تا انسان را از قید و بندها آزاد کند و او را از گرفتاریها نجات دهد و نقابی را که ستمگران در ورای آن پنهان میشوند، بدرد.»
پیش از سخنان شیخ فهیم، شیخ احمد الزین، قاضی اهل تسنن حاصبیا، نیز در سخنانی به تفرقه میان مذاهب اسلامی حمله کرد و با اشاره به وجود دو تن از نوادگان رسول خدا در مسجد، یعنی سید
خواست که این عبارت را با او تکرار کنند: «خدایی جز خدای یگانه در آسمان و زمین نیست.»
سپس ادامه داد: «ما به دنبال اهدافی شخصی نیستیم، ولی آنان از ما میخواهند که ساکت شویم. اگر ما به نماز خواندن بسنده میکردیم و مشکلات مردم را نادیده میگرفتیم، هیچکس برای آنان عزیزتر از ما نبود و آنان ما را روی سر خود میگذاشتند. آنان ما را در حکم اشیای تزیینی و تابلوهای هنری بر روی دیوارها میدانند. این برخوردها سیره رسول خدا(ص) نیست و ما پیروان رسول خدا هستیم. من هنوز سیلی نخوردهام، ولی در انتظار آن هستم؛ هنوز گلولهای به من شلیک نشده است، ولی در انتظار آن هستم؛ هنوز پیشانی من زخم برنداشته است، ولی در انتظار آن هستم.
در این هنگام، امام که صدای انفجار و گلوله شنید، خطاب به نمازگزاران گفت: «خداوند در قرآن کریم فرموده است: «خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ.»(24 زینت مردان سلاح است و ما این زینت را با خود داریم و اسلحه بر دوش گرفتهایم.»
امام به محراب مسجد که در کنار آن ایستاده بود، رو کرد و گفت: «جایی را که بر آن ایستادهام، محراب نامیدهاند. ربط حرب (جنگ) به مسجد چیست؟ این به معنای جنگ با شیطان است. شیطان سربازان و یاورانی دارد. هر ستمگری شیطان است. هر ظالمی شیطان است. هر انسان خودکامهای شیطان است. هر غرغروی نقنقو شیطان است. هرکس از گفتن حق دم فرو بندد، شیطانی لال است، و ما با ستمگران خودکامه مبارزه خواهیم کرد.
اگر در برابر ستمگری به جنوبیان رنجدیده از حملات اسرائیل ساکت مینشستیم، اگر در برابر توطئهچینی و بلعیدن اموال مردم و گرانی و رشوهخواری ساکت مینشستیم، آنگاه هیچکس عزیزتر از ما نزد مسئولان نبود. ولی ما پیروان خط محمد(ص) هستیم: خط مبارزه با ظلم و ستم، چراکه هرکس از گفتن حق دم فرو بندد، شیطانی لال است و من شیطان نیستم.»
امام خطاب به علمای دین گفت: «برادران روحانی، هرگاه دیدید حاکمان بر شما خشم گرفتهاند، بدانید که در راه درست حرکت میکنید؛ راه محمد(ص) که بین عبادت خدا و خدمت به انسان فرق نمیگذاشت. پرستش خدایان زمین و ستمگران زمین را، هرکه باشند، برنتابید و در کنار انسان، در کنار ملت، در کنار رنجدیدگان زمین در جنوب بایستید.
از ما ذلت و خواری میخواهند. من نمیتوانم خوار و ذلیل باشم. از ما میخواهند تسلیم شویم. من نمیتوانم تسلیم شوم. از ما میخواهند چاپلوسی کنیم. من نمیتوانم چاپلوسی کنم. به همین علت است که میخروشم و حرف میزنم و خیر و صلاح لبنان و آینده آن را طلب میکنم. با من مبارزه میکنند. چرا؟ من که در صدد تجزیه لبنان نبودهام. من که در صدد زیان رساندن به لبنان نبودهام. آنان ترانه میخوانند: «بیا تا لبنان را بسازیم» و ما به آنان میگوییم که عمل کنید.
برای امور اداری طرح لیطانی چهارصد میلیون لیره هزینه کردهاند. یکی از آنان در بیروت از من پرسید: مگر جنوب چقدر مالیات میدهد؟ فقط 140 هزار
24.«به هنگام هر عبادت لباس خود بپوشید.» (اعراف 31)
موضوع: سخنرانی- من هنوز سیلی نخوردهام… هنوز تیری به من شلیک نکردهاند… پیشانی من هنوز زخم برنداشته است… ولی در انتظار آن هستم
مناسبت: سالروز میلاد پیامبر(ص).
متن
از صبح زود گروههای مردمی از صیدا و روستاهای جنوب در پاسخ به دعوت نماینده سابق صیدا، آقای معروف سعد، به مسجد العمری آمدند. بخشی از مردم صیدا نیز صبح زود با وجود باران شدید به ورودی شمالی صیدا رفتند تا از امام استقبال کنند. نیروهای امنیتی نه در محل استقبال و نه در شهر حضور نداشتند و تنها عوامل دولتی حاضر در این مراسم دو موتورسوار از شاخه نظامی صیدا بودند که جلوی ماشین امام حرکت میکردند. جوانان سازمان ناصریستها مسئولیت انتظامات را برعهده داشتند.
ساعت نه و پانزده دقیقه امام صدر به پل رودخانه اولی در ورودی صیدا رسید و جمعیت با شعار و شلیک گلوله از مسلسلها و سلاحهای سنگین و منفجر کردن دینامیت از وی استقبال کردند. کاروان امام صدر از خیابانهای اصلی و از میان جمعیتی که در دو طرف خیابان ریاض الصلح ایستاده بودند، به سمت مسجد بزرگ العمری رفت؛ جایی که جمعیت برای استقبال از او صف کشیده بود. در برابر مسجد، گروههای بسیاری از افراد مسلح با سلاحهای سبک و سنگین در چهارراهها بر روی پشتبامها ایستاده بودند تا ضمن تأمین امنیت، به امام صدر خوشامد بگویند. وقتی کاروان امام به آنجا رسید، صدای انفجار و غوغای خمپارهانداز و صفیر گلوله شهر را به لرزه انداخت.
امام صدر از میان جنگلی از اسلحه گذشت و در حالی که صدای هلهله زنان و شعارها در حمایت از او و اقدامات او بلند شده بود، وارد مسجد شد. ولی صدای انفجارها قطع نشد. وقتی فهمیدند که برق مسجد را قطع کردهاند تا از پخش سخنرانی امام از بلندگوها جلوگیری کنند، هیجان و خروش آنان بیشتر شد.
این مراسم دینی در حالی آغاز شد که صدای تواشیح دینی با صدای گلوله و بمب و دینامیت در هم آمیخته بود. وقتی امام صدر سخنرانی خود را آغاز کرد، این صدا نه تنها خاموش نشد، بلکه اوج گرفت.
وقتی امام صدر پشت تریبون رفت، با قطع برق روبهرو شد. از این رو، با صدای بلند خطاب به حاضران گفت: «برق نداریم… برق را قطع کردهاند تا صدا را نشنوید… من نیروگاه تولید برق ندارم… تا جایی که امکان دارد به من نزدیک شوید تا صدای مرا بشنوید.» امام سخنان خود را با تأکید بر وحدت مسلمانان، با گرایشهای گوناگون مذهبی که دارند، آغاز کرد و سپس گفت: «نخستین جملهای که بر زبان پیامبر(ص) جاری شد این بود: «بگویید خدایی جز خدای یگانه نیست تا رستگار شوید.» امام از حاضران
هستیم. محرومان و جنوب باید روزی به پا خیزند. به امید آنکه آن روز همین امروز باشد. من در برابر شما هستم. اگر با من همراه شدید، در تاریخ جاودان میمانید و اگر ساکت ماندید، تاریخ شما را فراموش خواهد کرد.
حق ما را بدهید تا ساکت شویم. چرا به ما دروغ میگویید؟ بیست سال است که آنان درمورد لیطانی و توتون و حمایت از مرزها وعده میدهند. از شما مردم این منطقه انتظار میرود که به حقوق خود آگاه باشید. هریک از شما زبانی راستگو و شمشیری آخته هستید. باید حرکت کنید و به آنان بگویید: صبر کردن بس است. درخواست ذلیلانه بس است. مردم مانند دندانههای شانه با یکدیگر برابرند. به کسی که به شما خدمت میکند، خدمت کنید و از کسی که به شما پشت کرده است، رو گردانید. این مایه افتخار من است که پیشینه من آمیخته با حمایت و همراهی شما بوده است، ولی اگر مردم مرا تنها گذارند و با من روراست نباشند، من اولین کس در طول تاریخ نیستم که سقوط میکند.
یکی از حاضران پرسید: چرا از فؤاد شهاب، رئیسجمهور اسبق، نخواستید که مطالبات را برآورده کند؟ امام پاسخ داد: «در دوره فؤاد شهاب من یک روحانی در صور بودم و رئیس مجلس اعلای شیعیان نبودم. در دوره شارل حلو نیز ما دعوت به اعتصاب کردیم و کل لبنان نیز آن را پذیرفت. در آن زمان هفت ماه طول کشید تا کابینه تشکیل شد. ما همواره در حال مطالبه بودهایم. رئیسجمهور سلیمان فرنجیه در ابتدای دوره ریاستش گفت: جنوب فرزند بیمار لبنان است و باید آن را درمان کرد. ما این سخن را به فال نیک گرفتیم، ولی سرانجام ناامید شدیم. الآن نیز ما به دنبال برتریجویی در زمین نیستیم، بلکه خواهان تحقق مطالباتمان درمورد محرومان جنوب و بقاع و برخی از محلههای بیروت هستیم.»
امام صدر گفت: «مدتی پیش، شخصی نزد او آمده و به او توصیه کرده است که به حدی به دولت برای یافتن نفت اصرار کند که ناتوانی دولت از این کار بر همگان آشکار شود. در حالی که میدانیم از چهار سال پیش هیئتهایی از رمانی و ژاپن و فرانسه در گزارشی اعلام کردهاند که در لبنان نفت وجود دارد. اما این طرح هنوز در قفسههای ادارات مانده است. آیا خیرخواهی ما برای کشورمان در حکم ناتوان ساختن دولت است؟»
امام در پایان گفت: «از سال 1952 میلادی طرحهایی در مناطق خاص اجرا شده، ولی طرح لیطانی هنوز اجرا نشده است. مسئولیت شما سنگین است. از شما میخواهم که انضباط و اتحاد داشته باشید. چون اگر موضعی یکپارچه و هماهنگ داشته باشید، همهچیز به دست میآوریم. اما اگر اختلاف پیدا کنیم، کاری از پیش نمیبریم. برآورده شدن مطالبات ما صفحهای نو برای جنوب و اهالی آن و همه محرومان خواهد بود.»
