یعقوب در سخنانی گفت: «ما به راه خود ادامه خواهیم داد تا از لبنان حمایت کنیم. ما از لبنان دفاع و از هویت آن پاسداری خواهیم کرد. ما با هیچ‌کس دشمنی نداریم و به پست و مقام نیز طمع نداریم، بلکه خواهان حق خود و خواهان برابری با دیگر هم‌وطنان هستیم. ما نمی‌پذیریم که دو لبنان وجود داشته باشد. ما لبنانی واحد می‌خواهیم و خواهان وحدت میان مسیحیان و مسلمانان هستیم.»

سخنی مؤثرتر از گلوله

به محض اینکه شیخ یعقوب اعلام کرد که امام صدر سخنرانی خواهد کرد، باران گلوله باریدن گرفت. شلیک‌ها ادامه داشت و امام پشت تریبون منتظر ایستاده بود تا جو آرام شود. بیست دقیقه گذشت و شلیک گلوله همچنان بیشتر می‌شد.

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی خیر خلقه و خاتم رسله محمد و آله الطاهرین.

برادران عزیز، مراسم اربعین سیدالشهدا در شهر بعلبک، مرا به یاد روزی دیگر در این شهر در 1335 سال قبل می‌اندازد.

این سر و صدا مایه آزار و مزاحمت است. ای کسی که شلیک می‌کنی، ساکت باش و گلوله خود را برای سینه دشمن و زمان نیاز نگه دار. من سخنی خواهم گفت که از گلوله دردآورتر است… پس گوش دهید!

1335 سال پیش، شهر بعلبک شاهد مراسم دیگری بود: قافله اسیران اهل بیت و اصحاب امام حسین به همراه سر امام حسین که بالای نیزه بود، وارد این شهر شد تا از این مسیر به شام برود. دولت و تبلیغات دولتی و بلندگوها و تحریفگران گفتند: شورشیان و خوارج وارد بعلبک خواهند شد. خداوند آنان را خوار ساخت و خلیفه را یاری کرد.

مردم بعلبک به استقبال این قافله آمدند و به آنان رسیدند و پرسیدند: شما اسیران چه کسانی هستید؟ زینب دختر علی(ع) گفت: ما اسیران از آل محمد هستیم. مردم غیرتمند بعلبک برآشفتند و به پا خاستند و به مزدوران خلیفه حمله کردند و آنان را از شهر بیرون کردند. آنان در اربعین یاد أباعبدالله را گرامی داشتند. آنان مسجدی به نام مسجد رأس‌الحسین در نزدیکی رأس‌العین ساختند. ابن‌شهرآشوب این مطلب را در کتاب المناقب نقل کرده است. آنان، همچنین، مقامی برای دختر امام حسین ساختند که در اثر سختی‌های راه و رنج‌های اسارت از دنیا رفت.

پس از قیام مردم، ستمکاران و توطئه‌گران و گمراه‌کنندگان ترسیدند و فرار کردند و سر امام حسین(ع) را نیز با خود بردند تا به ستمگر پسر ستمگر، یزید بن معاویه، هدیه دهند.

آن روزْ نخستین مراسم در این شهر قهرمان‌پرور و به همت مردم قهرمان آن برای امام حسین(ع) برگزار شد و اینک ما در سالروز اربعین امام حسین(ع) مراسمی برگزار کرده‌ایم که از لحاظ اهداف و مواضع و نیز از لحاظ مبارزه با گمراه‌سازی‌ها، به آن مراسم شباهت دارد.

اما در مورد اهداف، امام حسین(ع) هنگامی که قیام کرد، فرمود: «ألا ترون أن الحق لایعمل به و أن الباطل لایتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاء الله حقاً.» (آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌کنند و از باطل بازنمی‌دارند. جای آن است که مؤمن به ملاقات خداوند رغبت پیدا کند.)

و طعان دندش و یکی از سران آل جعفر و بسیاری از بزرگان دیگر. وقتی یکی از این بزرگان با همراهان خود به میدان رأس‌العین می‌رسید، از دور پیاده می‌شد و در میان رگبار گلوله جلو می‌آمد.

برخی از شعارهای مردم

در حالی که توده‌های مردم منتظر رسیدن امام صدر بودند - انتظاری که طولانی شده بود - مجری مراسم به حاضران خوشامد می‌گفت و شعارهایی سر می‌داد، از جمله: «نعم للإمام الثائر، لا للمنزلقین فی بؤر الخیانة»(17)؛ «نعم للصمود فی وجه الطغیان، لا للإستسلام و العمالة»(18) ؛ «نعم لوحدة الصف و الکلمة، لا للحدود و المذهبیات»(19)؛ «نعم للنضال، لا للإقطاع السیاسی و الإقلیمیة»(20)؛ «لاتنظروا الدموع فی مآتینا، انتظروا السلاح بین أسناننا و أیدینا.»(21)

فضا آکنده از هیجان

فردی می‌آید و می‌گوید امام صدر تأخیر خواهد داشت، زیرا اهالی شهرک‌ها که در زحله منتظر او بوده‌اند، او را مجبور کرده‌اند که از شهرک‌هایشان دیدن کند. بدین‌ترتیب، امام از برخی روستاهای غرب و شمال شرقی بقاع دیدن کرد.

ساعت یازده‌ونیم ناگهان فضا از هیجان آکنده شد و شلیک‌های بی‌وقفه و فراوان تا ساعت دوازده ادامه یافت. هرکسی که اسلحه داشت، از خوشحالی شلیک می‌کرد: امام صدر به نزدیکی بعلبک رسیده است.

ماشین امام صدر از راه رسید و مردم گمان کردند اوست که رسیده است، ولی وقتی دیدند که او داخل ماشین نیست، غافل‌گیر شدند. صدای شلیک گلوله از دور بلند شد. معلوم شد که امام صدر فاصله ورودی شهر تا محل اجتماع در میدان رأس‌العین را پیاده می‌آید. امام مسافت پانصد متری را در یک ساعت پیمود و سرانجام، به ابتدای پارک رأس‌العین رسید. شلیک گلوله شدیدتر شد. افرادی بسیاری روی زمین دراز کشیدند، چون پوکه‌های گلوله بر روی سرها پرتاب می‌شد. فضا را دود و بوی باروت پرکرده بود.

نمایندگان و رؤسای منطقه تلاش کردند تا خود را به امام برسانند و از او استقبال کنند، ولی مردمی که مجموعه‌ای واحد بودند، مانع شدند.

از دور عمامه‌ای سیاه که بالاتر از دیگر عمامه‌هاست و دستی که برای مردم تکان می‌خورد، پدیدار می‌شود. موج گلوله شدیدتر می‌شود و تا پانزده دقیقه همچنان ادامه می‌یابد.

امام صدر پس از تلاش بسیار توانست وارد استراحتگاه شود. او با حاضران دست داد و سپس، کفش‌هایش را درآورد و پابرهنه جلو رفت. پاهایش از راه رفتن متورم شده بود. محل استراحتگاه در معرض هجوم و تحت فشار شدیدی بود و هرکس آنجا بود، تلاش می‌کرد وارد شود و با امام دست بدهد.

امام فاصله استراحتگاه تا تریبون را با دشواری بسیار طی کرد و حتی عبای او اندکی پاره شد. همه میخواستند به عبای او دست بکشند و او را در آغوش بگیرند.

امام روی پله تریبون نشست و شیخ محمد


17.«آری به امام انقلاب، نه به لغزندگان در ورطه خیانت.»

18.«آری به ایستادگی در برابر ظلم و ستم، نه به سازشکاری و مزدبگیری.»

19.«آری به یک‌پارچگی صفوف و اتحاد کلمه، نه به مرزبندی و مذهب‌گرایی.»

20.«آری به مبارزه، نه به فئودالیسم سیاسی و منطقه‌گرایی.»

21.«منتظر نباشید که ما را گریان ببینید، بلکه ما را تا دندان مسلح خواهید دید.»


سند شماره 18-03-74

موضوع: سخنرانی‌- ‌تجمع مردمی بعلبک، حسینیه سراسر خشم است.

مکان و تاریخ: میدان رأس العین بعلبک، 17/3/1974.

مناسبت: اربعین امام حسین(ع).

منبع: روزنامه النهار، 18/3/1974؛ نوار صوتی آرشیو جنبش أمل.

متن‌

تجمع مردمی بعلبک سرآغازی است بزرگ برای مسیری که شاید به عصیان بینجامد.

75 هزار نفر پشت سر امام صدر سوگند خوردند و میثاق شرف ‌بستند که مبارزه خود را ادامه خواهند داد تا اهدافشان تحقق یابد یا شهید شوند.

امام اعلام کرد که قصد دارد در یکی از مساجد بیروت تحصن کند و روزه بگیرد.

روز قیامت

برای مردم گویا روز قیامت است. جای سوزن انداختن نیست. در دست هرکسی اسلحه است. بیش از ده هزار قبضه اسلحه از انواع گوناگون در دست مردمی است که عده‌شان کمتر از 75 هزار نفر نیست. بالای سر هرکس یا مسلسل است یا تفنگ یا هفت‌تیر، و پیاپی تیر شلیک می‌شود… رگبار سنگین گلوله‌ای که قطع نمی‌شود و حنجره‌هایی که فریاد می‌زند: «ای نواده سیدالشهدا، حسین بن علی.»

مناسبت، اربعین امام حسین است و مکان، شهر بعلبک و امام موسی صدر سخنران این مراسم است.

دسته‌های مردمی از همه‌جا آمده‌اند و برای رسیدن به میدان رأس‌العین با یکدیگر مسابقه گذاشته‌اند. مردم روستاها در تقاطع جاده روستای خود با جاده زحله-بعلبک در انتظار رسیدن امام بودند. قرار بود امام ساعت ده به بعلبک برسد، ولی نتوانست قبل از ساعت دوازده برسد.

از صبح زود مسلسل‌ها و تفنگ‌ها در پیاده‌روی جلو خانه‌ها، کنار هم چیده شده بود و دسته‌های افراد مسلح از صبح زود به انتظار ایستاده بودند.

جمعیتی از همه‌جا

از ساعت نه صبح جوانان روستاها از سرتاسر منطقه بعلبک-هرمل به میدان رأس‌العین آمدند، در حالی که همچون جنگجویان اسلحه در دست داشتند و سرودهای حماسی می‌خواندند. مردانِ همه عشایر آمده بودند: آل دنداش، آل جعفر، آل ناصرالدین، آل أمهز، آل علّو، آل طلیس، حسینی، یاغی، حیدر، الرفاعی و… از سرتاسر بقاع، حتی از توابع آن و حتی از زحله نیز دسته‌های مردمی از یکدیگر پیشی می‌گرفتند.

از بیروت و حومه آن نیز عده بسیاری از افراد مسلح با ماشین آمدند و جمعیتی بیشتر از آنان از شهرستان‌های مختلف جنوب آمده بودند.

شخصیت‌ها و بزرگان در استراحتگاه میدان رأس‌العین نشسته بودند: از نمایندگان، آقایان حسین الحسینی و البر منصور و صبحی یاغی و عبدالمولی أمهز، و آقایان ریاض طه و خطار حیدر و محمد عباس یاغی و محمد دعاس زعیتر و شیخ سلیمان یحفوفی و دندش دندش و فضل‌الله دندش

را نمی‌پذیرم که از دولتی دیگر کمک بخواهم تا از کشورم دفاع کند، زیرا خود لبنان می‌تواند از منطقه جنوب دفاع کند.»

امام درباره پلیس بین‌الملل گفت: «باید بین پلیس بین‌الملل ناظر و پلیس بین‌الملل جنگجو و مدافع فرق گذاشت. در مصر و سوریه فقط پلیس بین‌الملل ناظر حضور دارد. آیا ما می‌توانیم برای دفاع از خود در لبنان از پلیس بین‌الملل کمک بخواهیم؟ قطعاً چنین چیزی محال است.»

از امام پرسیدند که آیا شما با احزاب ایدئولوژیک که معتقدند جنوب بین فئودالیسم سیاسی و طمع‌ورزی‌های اسرائیل گرفتار شده است، هم‌گرایی و هم‌سویی دارید؟ امام پاسخ داد: «چه کسی گفته است که من با آن‌ها هم‌گرایی ندارم؟ من با همه کسانی که در تلاش‌اند تا با محرومان و کسانی که حق آن‌ها پایمال شده است، به انصاف برخورد شود، هم‌سویی و هم‌گرایی دارم.» ایشان افزود: «مبارزه من با مبارزه احزاب سیاسی و هیئت‌های ترقی‌خواه متفاوت است. مبارزه من که روحانی هستم، در چارچوب رسالت من، یعنی دفاع از انسان‌های محروم و رنج‌دیده، محدود می‌شود و قضاوت درباره هیچ‌کس نیست. از من مواضع سیاسی نخواهید. مواضع من انسانی است. من وجدان این ملت خواهم بود و تا زمانی که یک محروم یا یک منطقه رهاشده وجود داشته باشد، بر سر مسئولان فریاد خواهم کشید و خواب را از چشمانشان خواهم گرفت.»

مهمات واقعی مانور می‌دهد. بر طبق نقشه‌ای که به دست آمریکاییان و یهودیان کشیده شده است، دولتی فلسطینی در کرانه باختری و نوار غزه و دیگر سرزمین‌ها تشکیل می‌شود و این مناطق که شامل نوار غزه و کرانه باختری و بلندی‌های جولان و بخشی از وادی حوله و جنوب لبنان را شامل می‌شود، همچون کمربندی امنیتی در اطراف اسرائیل خواهد بود. این نقشه خیانت به لبنان و مقاومت فلسطین است. چنین دولتی متزلزل و ناپایدار خواهد بود و همچون کمربندی امنیتی عمل خواهد کرد و از طریق آن، کالاهای اسرائیلی به دیگر کشورها صادر می‌شود. کدام شهروند شرافتمند عربی می‌تواند چنین چیزی را بپذیرد؟

7. عملیات چریکی فلسطینیان در جنوب

این مسئله در وهله نخست بهانه‌‌ای در دست اسرائیل است، ولی همه شاهد بودند و من خود از این مسئله مطمئن شدم که وقتی عملیات چریکی متوقف می‌شود، باز بمباران‌های اسرائیل ادامه می‌یابد. هم‌اکنون عملیات چریکی متوقف شده است، ولی بمباران اسرائیل ادامه دارد. پس دولت کجاست؟ مسئله فلسطین صحنه سوداگری‌ها و گزافه‌گویی‌ها و سهل‌انگاری‌ها شده است، ولی همین مسئله می‌تواند برگ برنده‌ای در دست دولت لبنان باشد. البته، اگر دولت لبنان عزم خود را جزم کند تا توانایی خود را به اثبات برساند. حمله‌های اسرائیل را به گردن مقاومت فلسطین و مردم جنوب می‌اندازند: ای جوانان، این ستم بزرگی بر ماست.

8. زندان بزرگ

امام از جوانان دانشجو خواست تا بر مسئولانی که سال‌هاست به مطالبات مردم بی‌اعتنایی می‌کنند، شرافتمندانه و از سر اخلاص فشار وارد کنند و گفت: «چرا برای رهایی کسانی که در زندان بزرگ جنوب زندانی شده‌اند، اقدامی نمی‌کنید؟ آری، جنوب برخلاف تبلیغات دروغینی که حقیقت را تحریف می‌کند، زندان است.» ایشان افزود: «این کافی نیست که تنها برای مطالبات دانشجویی حرکت کنید، بلکه قدمی برای جنوب بردارید. امور آن‌گونه که برخی معتقدند، پیچیده نیست بلکه ساده است. تنها به عقل و قلب نیاز دارد که یا هیچ‌یک وجود ندارند و یا روی آن‌ها با افراد مزدبگیر و حاشیه‌ای و با سخنان قشنگ پوشیده شده است.»

پرسش و پاسخ

امام در پاسخ به سؤالی گفت که او مردم را به قیام مسلحانه دعوت نکرده، بلکه به مسئولان هشدار داده است که استمرار بی‌اعتنایی به قیام و خشونت می‌انجامد و نقش او که عالمی دینی است، خیرخواهی و افزایش فشار از راه اعتصاب و شورش مدنی و بستن راه‌هاست.

ایشان در پاسخ به سؤال دیگری گفت: «حالت فوق‌العاده در جنوب برای دفاع نیست، بلکه ابزاری است در دست دولت برای بدرفتاری با شهروندان که من با آن مخالفم.»

وی درباره سفر خود به سوریه گفت: «من آنچه در حوزه اختیاراتم نباشد، انجام نمی‌دهم، اما از آنجا که از تأثیر سوریه بر جنوب آگاهم، به آنجا رفتم و با مسئولان دیدار کردم و در مقام مسئولی دینی از آنان درباره وضعیت کنونی و طرح جداسازی نیروها در جولان گزارشی شنیدم. اما اینکه می‌گویند من از سوریه درخواست کمک کرده‌ام، من چنین چیزی

مجلس جنوب در سال 1970 میلادی تأسیس شد، در هیچ‌یک از ادارات دولتی حتی یک برنامه برای جنوب نیافتیم. حتی یک دستور کار درمورد جنوب وجود نداشت. از این رو، مجلس تازه‌تأسیس ناگزیر شد تا برخی از پژوهش‌ها و مطالعات را برای راه‌سازی و مدرسه‌سازی به امانت بگیرد. مهاجران صنعت‌کار برای کمک به ما آمادگی دارند، ولی شروط ضروری برای اقدام فراهم نیست.

3. امور حیاتی روزمره

تقریباً در همه روستاهای جنوب، وسایل انتقال آب و برق وجود دارد، ولی فرق بسیاری بین وسیله و محتوا وجود دارد. آبْ جیره‌بندی شده است و هفته‌ای یک‌بار به هر روستا آب می‌رسد. بنت‌جبیل تنها روز پنج‌شنبه آب دارد و سایر روزها از آب برکه‌ها و آب‌انبارهای غیربهداشتی استفاده می‌شود. برای حدود صد روستای جنوبی همین برکه‌ها مایه حیات است. در این برکه‌ها که حیوانات از آن‌ها آب می‌نوشند، زن‌ها ظرف‌های خانه را می‌شویند و مردم از آن آب می‌نوشند. ای مردم لبنان، نظرتان درباره این وضع چیست؟

4. اداره کل لیطانی

این شرکت تا امروز بیش از چهارصد میلیون لیره هزینه کرده است. (این شرکت در سال 1954 میلادی تأسیس شد.) هدف این طرح آب‌رسانی به جنوب بود، ولی الآن هدف آن فروش برق شده است. خوب، این را پذیرفتیم. آنان سالانه بیست میلیون لیره برق می‌فروشند که هشت میلیون آن برای کارکنان هزینه می‌شود و ده میلیون برای پرداخت بدهی. تنها دو میلیون برای توسعه جنوب می‌ماند. اما مطالعاتی که هم‌اکنون به همت سازمان بین‌المللی غذا و کشاورزی با همکاری هفده مهندس صورت می‌گیرد و گفته می‌شود که در آخرِ این ماه به پایان می‌رسد، چه خواهد شد؟ آقای ادوار صوما درباره اجرای طرح هشدار داد و در آن تردید کرد و شک دارد که مسئولان بتوانند جدول زمان‌بندی‌شده را اجرا کنند، زیرا با واقعیت‌ها منافات دارد. نایب‌رئیس هیئت مدیره اداره کل لیطانی، آقای سلیم مقصود، در گزارشی به مسئولان گفت: ما مطالعات و بررسی‌ها را ارائه کردیم، ولی شرکت به هیچ وجه نخواهد توانست این طرح را اجرا کند. […]

5. توتون، مهم‌ترین مسئله

اما مهم‌ترین مسئله مسئله توتون است. دایره دخانیات در سال 1966 میلادی از دولت خواست تا برای واردات تجهیزات بسته‌بندی و صنعتی‌سازی به این دایره مجوز دهد. پاسخ دولت به سرعت برق آمد، ولی از سال 72 تا امروز این طرح محقق نشده است.

در مورد اتوبان جنوب نیز چون رئیس کمیته تملک اراضی به سِمَت دیگری منصوب شد، این طرح بر روی کاغذ ماند. امام درباره دیگر مطالبات نیز صحبت کرد و گفت که این طرح‌ها اگر هم بر روی کاغذ تصویب شود، با کندی و بی‌توجهی بسیار اجرا می‌شود.

6. طمع‌ورزی‌های خصمانه اسرائیل

هم‌اکنون نقشه خطرناکی در چارچوب گفت‌وگوهای صلح در حال اجراست. اسرائیل تلاش می‌کند که اهالی جنوب را وادار به مهاجرت کند. به گفته ناظران نظامی، اسرائیل نه تنها خانه‌ها و مزارع بلکه همه‌چیز را بمباران می‌کند. گویا در خاک جنوب با

سند شماره 16-03-74

موضوع: سخنرانی‌- بخشی از وجدان این کشور باقی خواهم ماند

مکان و تاریخ: دانشکده پزشکی دانشگاه یسوعی، 15/3/1974.
منبع: روزنامه لسان الحال، 17/3/1974؛ آرشیو مجلس اعلای شیعیان.

گزیده‌ای از متن

امام موسی صدر در سخنرانی دیروز خود در برابر دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه یسوعی به طرح مجموعه‌ای از مسائل جنوب پرداخت و از نقشه‌ای آمریکایی-اسرائیلی برای برپایی دولتی فلسطینی در جنوب لبنان پرده برداشت. امام صدر از اینکه دولت طرح لیطانی را اجرا کند، ابراز ناامیدی کرد و گفت که حالت فوق‌العاده در جنوب به ابزاری برای بدرفتاری با شهروندان تبدیل شده است. وی گفت که مردم را به انقلاب مسلحانه دعوت نکرده است، بلکه به سبب استمرار بی‌توجهی و کوتاهی مسئولان، به آنان هشدار می‌دهد و آنان را نصیحت می‌کند و فشار بر آنان را افزایش می‌دهد.

امام صدر با طرح این پرسش که شهروند جنوبی از چه مشکلاتی گله دارد، گفت که این مشکلات شش مورد است:

1. دفاع و امنیت

جنوبِ کشور بی‌دفاع است. گشتی‌ها فقط هنگام روز حضور دارند و از ساعت چهار بعدازظهر دیگر هیچ اثری از نیروهای نظامی حکومت نیست و منطقه به کام دشمن و طمع‌ورزی‌هایش رها می‌شود. درباره امکانات دفاعی سخنان بسیاری گفته می‌شود، ولی واقعیت این است که هیچ دولت تازه‌کار یا سابقه‌داری در دنیا نیست که بگوید نمی‌توانم از کشور دفاع کنم. در حقیقت، راه‌های دیگری نیز برای دفاع وجود دارد، مانند پیمان‌های همکاری، خدمت سربازی و غیر آن. دولت باید از کشور حمایت کند. مبانی قانونی و انسانی دفاع از کشور را واجب می‌داند.

امام به سخن یکی از رؤسای جمهور در گفت‌وگویی اختصاصی اشاره کرد که هیئتی نظامی از فرانسه پس از بررسی اوضاع لبنان، گزارشی به دست داد که در آن آمده بود: «اگر جنگ درگیرد و ما مقداری اسلحه سبک و موشک داشته باشیم، موقعیت جغرافیایی جنوب و مناطق نزدیک آن به‌گونه‌ای است که ظرف چند روز می‌توان آنجا را تحت پوشش دفاعی قرار داد.»

من تأکید می‌کنم که قدرت نداشتن برای دفاع از کشور، افسانه‌ای است که در اثر تکرار این ادعا پدید آمده است و هیچ پایه و اساس درستی ندارد.

در جنوب، امنیت وجود ندارد. هیچ‌کس در شب امنیت جانی ندارد. من وقتی از خانه خود به جنوب می‌روم، با کودکانم وداع می‌کنم، زیرا نمی‌دانم آیا سالم برخواهم گشت یا نه. درطول روز هم که نیروهای امنیتی حضور دارند، از مردم سوءاستفاده می‌شود و این کار با هدف وادار کردن مردم به پیروی از یک خط سیاسی معین و بدرفتاری با مردم به سبب عقاید و دیدگاه‌هایشان صورت می‌گیرد.

2. برنامه‌ریزی

برای جنوب هیچ برنامه‌ریزی‌ای وجود ندارد. وقتی

اسلام در مفهوم پویای آن (و نه به عنوان یک نهاد) و همچنین، در مفهوم مثبت و باز آن (و نه منفی و متعصبانه) که همان اسلام اصیل است، تا اندازه‌ای به میدان اصلاح اوضاع منطقه قدم گذاشته است. بدون شک، این سرآغاز مایه خوش‌بینی است، زیرا این باور و ایمان ما را به اثبات می‌رساند که اسلام می‌تواند بشریت را به سعادت برساند و آزاد سازد و جایگاه او را در تمام دنیا بالا ببرد.

بی‌تردید، این ابتدای کار است: یک گام از یک سفر هزار فرسنگی. ولی در هر حال، سرآغاز است. با توجه به تصمیماتی که در زمینه اقتصادی گرفته شده و به‌ویژه، پیشنهادهای مطرح‌شده درمورد قرار دادن نیرو در خدمت ملت‌های مسلمان دوستدار عدالت و با در نظر داشتن توجه کنفرانس به مسئله فلسطین که روح قضایای اسلامی در این مرحله به شمار می‌آید و همه سختی‌ها در برابر آن آسان است و با نظر به اینکه هم‌گرایی بنگلادش با پاکستان کمتر از آن نیست و نیز با توجه به نگرش باز اسلامی به مسیحیت (که حقیقت اسلام نیز همین است)، با توجه به همه این‌ها، درمی‌یابیم که از رهگذر این کنفرانس در منطقه ما نوری از انسانیت و معنویت و اقتدار در افق پدیدار می‌شود. مهم این است که کمیته پیگیری و دبیرخانه کنفرانس اسلامی در برداشتن گام‌هایی سریع برای پیمودن مسیر پیچیده پیش رو موفق باشند. من با آقای حسن التهامی، دبیرکل، تماس خواهم گرفت و تجارب و امکانات خود را در اختیار او خواهم گذاشت تا مأموریت کمیته پیگیری هموار شود، زیرا این تصمیمات کافی است تا گام اول برای تحول بزرگی که منطقه در انتظار آن است، برداشته شود.

دارای رودهای فرعی فراوان است. افزون بر آن، درباره اکتشاف معادن و منابع زیرزمینی و از جمله نفت در این منطقه اخیراً صحبت‌هایی شده است. گفته می‌شود که در این زمینه درخواست‌هایی بین‌المللی مطرح شده است.

این‌ها بدین‌معناست که اسرائیل قصد دارد بر این منطقه تسلط یابد و همان‌طور که تجربه کرده‌ایم، اسرائیل جز از فشار نظامی و سیاسی نمی‌ترسد. از این رو، اگر به این مسئله بی‌توجهی شود، خطری همه‌جانبه ما را تهدید می‌کند؛ یعنی خطر اشغال و خطر ضمیمه شدن جنوب به کمربند امنیتی اسرائیل با هدف جلوگیری از وقوع جنگ در خاک اسرائیل و توزیع بیشتر محصولات اسرائیلی، و خطرهای دیگر.

ولی فکر نمی‌کنم ما، به‌ویژه پس از جنگ رمضان که امیدها را بارور ساخت و در دل‌ها اعتماد ایجاد کرد، به اسرائیل اجازه دهیم تا به اهداف خود برسد. از این رو، من تا حد بسیاری به آینده جنوب اطمینان دارم.

طرح‌هایی که از زبان رهبران شیعه در جنوب پیشنهاد می‌شود، گاه مورد ارزیابی‌های متفاوتی قرار می‌گیرد؟

فِرَقِ لبنان که برادران و هم‌وطنان یکدیگر هستند، با رقابتی مثبت و سازنده در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. این رقابتْ آنان را بر آن می‌دارد که به کمک این طرح‌ها، سطح خود را بالا ببرند. در عین حال، این تلاش‌ها کشور را از ایجاد تبعیض میان هم‌وطنان و خطر دشمن و وقوع بحران نجات می‌دهد.

از این دیدگاه، طرح‌های ضروری برای بهبود اوضاع شیعیان بر دو نوع‌اند:

1. طرح‌هایی که ما آن‌ها را طرح توسعه به حساب می‌آوریم و دولت مسئول اجرای آن‌هاست و ما همواره آن‌ها را مطالبه کرده و می‌کنیم و حتی تنش کنونی در روابط ما با دولت، ناشی از پافشاری ما بر این مطالبات است.

2. طرح‌هایی که جنبه فرهنگی و اجتماعی و بهداشتی دارند و معمولاً در لبنان، خود فِرَق به دنبال اجرای آن‌ها هستند. در رأس این دسته از طرح‌ها، مجلس اعلای شیعیان طرح دانشگاه اسلامی با دانشکده‌های متعدد را دارد، به‌طوری که شکوه جبل‌عامل را احیا کند و به فرزندان ما در لبنان و در جهان عرب خدمات بیشتری عرضه کند و ابزار تحصیلات عالیه را در اختیار دوستان آفریقایی ما قرار دهد.

طبیعتاً، زیرساخت‌های این دانشگاه از طریق مدرسه فنی‌و‌حرفه‌ای در جنوب که به راحتی می‌توان آن را به دانشکده مهندسی تبدیل کرد، ایجاد شده است. مرکز آموزش علوم اسلامی در صور نیز به دانشکده علوم اسلامی تبدیل خواهد شد. بیمارستان جدیدی نیز که اکنون برای ساخت آن در بیروت تلاش می‌کنیم، مقدمه‌ای خواهد بود برای تأسیس دانشکده پزشکی. باید تأکید کنم که برادران ما در کویت در فراهم کردن مقدمات اجرای طرح بیمارستان مشارکت ارزشمندی کرده‌اند.

بنابر برخی تحلیل‌ها کنفرانس اسلامی اخیر در لاهور می‌تواند سرآغاز دوره تاریخی جدیدی باشد در تاریخ منطقه و بلکه در تاریخ آنچه جهان سوم نامیده می‌شود.

برداشت من از ساختار و تصمیمات و شرکت‌کنندگان کنفرانس لاهور، این است که این کنفرانس در عمل سرآغاز مرحله‌ای نو در تاریخ منطقه و جهان است.

و وضعی که جنوب باید داشته باشد، مشارکت کنم. مثلی لبنانی هست که می‌گوید: اموال بی‌صاحب، مردم را به دزدی وامی‌دارد. اگر حکومت لبنان قدرت ندارد تا با شمشیر و چشم و فکر خود از جنوب پاسداری کند و اگر در لبنان ملتی آگاه و مسئول و فداکار وجود ندارد تا از میهن با همه امکانات خود، از جمله ابزارها و روابط و سرمایه‌های انسانی لبنانیان مقیم خارج، محافظت کند و اگر اعراب حساسیت وضع جنوب را درک نمی‌کنند تا وجدان جهانی را بیدار سازند، اگر هیچ‌یک از این‌ها وجود ندارد، پس کار جنوب تمام است، زیرا طمع‌ورزی اسرائیل در دژهای مستحکم عربی و گنج‌هایی که، بنا بر افسانه معروف، اژدهایی روی آن خفته است، امری روشن است. چگونه ممکن است این دشمن از چنین لقمه گوارایی چشم بپوشد؟ همان‌طور که گفتم، من به‌رغم ناچیز بودن امکاناتم، همچنان وجدانی ملامتگر و صدایی خروشان و رسا باقی خواهم ماند تا اسرائیل نتواند این سرزمین مقدس را به راحتی ببلعد.

ولی طرح‌هایی فوری درمورد جنوب مطرح است که حداقل یکی از آن‌ها طرح اعلام شده درمورد پلیس بین‌المللی است. با وجود این، سخنان متفاوت و پیچیده‌تری درباره ساختار سنتی رژیم می‌شنویم.

تنها راه نجات جنوب لبنان یک‌پارچگی و همبستگی کامل جنوب و کشور است. ساختار کنونی لبنان مایه محکومیت و رسوایی دولت نژادپرست دینی است، و این ساختارْ بی‌بدیل است. شکایت ما از مسئولان به این معنا نیست که ما حتی یک لحظه در ضرورت حفظ و بقای این کشور تردید کرده‌ایم، بلکه برعکس، شکایت ما از خطری است که ناشی از کوتاهی مسئولان در حفظ کشور است.

در اسناد کشف‌شده‌ای که حاکی از نقشه صهیونیسم جهانی برای ایجاد دولت‌های ضعیف فرقه‌ای در اطراف اسرائیل است، هیچ اثری از دولت شیعی نیست. اگر هم باشد، من آن را زیرمجموعه نقشه خطرناک صهیونیستی به شمار می‌آورم.

آیا این نقشه هنوز پابرجاست؟

واقعاً پابرجاست. این خطر پیش از جنگ رمضان هم وجود داشت، ولی پس از جنگ از چند نظر کم‌رنگ شد.

و اما درباره چگونگی پاسداری از جنوب و پلیس بین‌الملل و غیر آن، من اصرار دارم که هرگونه اقدام قاطعانه برای آینده باید با تفاهم و هماهنگی با مقاومت فلسطین و همه دولت‌های عربی، به‌ویژه سوریه، صورت گیرد، زیرا مسئله جنوب پیوند عمیقی با این طرف‌ها دارد و به هیچ وجه نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت و از آن‌ها بهره نبرد؛ به‌ویژه آنکه مقاومت فلسطین و همه دولت‌های عربی اعلام کرده و همچنان اعلام می‌کنند که همواره حساسیت وضع جنوب را درک می‌کنند و برای اتخاذ مواضعی که جنوب را حفظ کند و آن را به ورطه خطر نیندازد، آماده‌اند.

اسرائیل در کنار اهداف توسعه‌طلبانه خود به دو سبب اساسی توجه خود را به منطقه عرقوب معطوف داشته است. اول اینکه دست برداشتن اسرائیل از بلندی‌های جولان و تسلط آن بر عرقوب، باعث می‌شود که سوریه بلندی‌های سوق‌الجیشی را از دست دهد و بدین‌ترتیب، اسرائیل به قلب سوریه و به خاکریزهای این کشور نزدیک می‌شود. در این صورت، شکافتن صفوف ارتش سوریه برای او آسان می‌شود.

دوم اینکه عرقوب سرچشمه آب‌های منطقه و