موضوع: سخنرانی- حق ما را بدهید تا ساکت شویم
مناسبت: ضیافت شام به افتخار امام.
متن
باید اتفاقات اخیر را مرور کوتاهی کنم. باید مسئولیت کسانی را که با شعار مطالبه حقوق امت و ملت خود وارد تاریخ شدند، ولی بیشتر آنان در تاریخ سقوط کردند، روشن کنیم. آنان سقوط کردند، زیرا قومشان آنان را رها کرد و، فرد هرچند جایگاه بالایی داشته باشد، بدون پشتوانه دوام نمیآورد.
ثمره اعمال انسان امتحانی است برای او. ما از ستمگران که بسیارند حمایت میکنیم… از فرصتطلبانی که بسیارند حمایت میکنیم… از دزدانی که بسیارند حمایت میکنیم… باید بگویم: «هرکس از گفتن حق دم فرو بندد، شیطانی لال است.» وقتی انسانی در صدد آزادسازی امت خود از بندگی و عبودیت برمیآید و حقوق آن را مطالبه میکند، میشنویم که [میگویند] موسی صدر با دولتهای استعمارگر راستگرا همدست شده و دست به توطئه زده است و امروز میگویند که او با دولتی چپگرا دست به توطئه زده است. من بر ضد کسانی که حقوق ما را میخورند، توطئه میکنم. حقوق ما را بدهید تا ساکت شویم.
ما کی میخواهیم نجات پیدا کنیم؟ چرا آن روز امروز نباشد؟ باید حرکت کنیم. آنچه از شما انتظار میرود، تحرک و پویایی است، ای نخبگان جبلعامل. از شما انتظار میرود که هوشیاری بیشتری از خود نشان دهید.
میگویند موسی صدر ریاست مادامالعمر میخواهد. مجلس اعلای شیعیان را من تأسیس کردم. مجلس ساخته و پرداخته ماست، نه منصبی برای ما تا برای رسیدن به آن خود را به هلاکت بیندازیم. ریاست مجلس اعلای شیعیان اگر نتواند حق مردم را بگیرد، آیا چیزی جز ماشین و پرچم و محافظ است؟ این نهایت کوتهاندیشی است. من کی در پی ریاست بودهام؟ طرحی قانونی به مجلس نمایندگان تسلیم شده بود، ولی من آن را پس گرفتم. گفتند که من و آقای کامل اسعد اختلاف شخصی داریم. هیچ اختلافی وجود ندارد. آنچه هست، مطالبات و حقوق شیعیان است؛ بحث لیطانی و جنوب و بعلبک و هرمل است. برآوردن این خواستهها و بهبود اوضاع، همه آن چیزی است که ما مطالبه میکنیم.
برخی میگویند که موسی صدر میخواهد همه زعمای شیعه را نابود کند. من چهارده سال در صور بودم. آیا هیچگاه از شما خواستم به یک نماینده یا رئیس شورای شهر یا شهردار رأی بدهید؟ آن بتهایی که برای غصب کردن حقوق مردم به جان یکدیگر میافتند، وقتی مردم از حقوق خود آگاه میشوند، بهطور طبیعی نابود میشوند.
تکرار میکنم که هیچ اختلافی میان من و کس دیگری نیست. ما خواهان برآورده شدن مطالباتمان
اوضاع چگونه میهن خود را حفظ کند و بالا ببرد، خطاب به این ملت بگویم که حرکت کند و برای قرار دادن امور در جایگاه مناسب خود به مسئولان فشار بیاورد و کشور را از این وضع نابهسامان برهاند. من خطاب به لبنانیان و کسانی که به بهبود اوضاع لبنان اهتمام میورزند، تأکید میکنم که همچنان به عهدی که طی چهارده سال از عمر خود در لبنان به آن وفادار بودهام، پایبندم و إنشاءالله بر سر آن عهد باقی خواهم ماند.
ابراهیم، تونل زلقا - شتورا و غیر اینها.
من با چشمانی نگران و با دلی آشفته به حال و آینده لبنان مینگرم و متأسفانه میبینم که مسئولان به جای حل مشکلات، خود را به تأخیر آنها یا معامله بر سر آنها و یا دلداری یکدیگر سرگرم کردهاند و به آنچه در دل اکثریت غالب یا به عبارت بهتر، اکثریت مغلوب این کشور میگذرد، توجهی ندارند.
اینها خواستههای هموطنان و از جمله، شیعیان است. اما من همانگونه که گفتهام و با خدا نیز عهد کردهام، هیچچیز نمیخواهم و جزوی کوچک از وجدان این کشور باقی خواهم ماند و در راه خیر و صلاح لبنان و مردمش، سرزنش و اعتراض میکنم و به مسئولان فشار میآورم. از مجله ارزشمند الحوادث نیز خواهش میکنم که این حقیقت را به مسئولان و هموطنان و خوانندگان برساند و با شخصی کردن مسئله، آن را از بین نبرد. البته، من سخت اصرار دارم که سیاستمداران در امور دینی هموطنان دخالت نکنند و آن را بازیچه قرار ندهند و بگذارند این امور متعالی و درخشان و سالم باقی بماند.
لبنان و کل منطقه در آستانه دورهای جدید و مرحلهای حساس از تاریخ است. کشوری که به حال و آینده خود نیندیشد، در این مرحله و مراحل آینده هیچ اهمیت و اعتباری برای او در نظر گرفته نمیشود. ما معتقدیم که لبنان همواره مساحت کوچک خود را با نقش بزرگ خود، و تعداد و کمیت اندک شهروندانش را با کیفیت عالی و ارزشمندی مواضع آنان جبران کرده است. این ویژگی در اخبار روزنامههای لبنانی و اقداماتی که لبنانیان مقیم خارج در جهان عرب و غیرعرب صورت میدهند، به طرز برجستهای نمایان است.
ما میخواهیم لبنان فعال باشد نه منفعل؛ عطابخش باشد نه عطاپذیر؛ اقدامکننده باشد نه انتظارکشنده؛ ولی در اوضاع و احوال کنونی سیاست دفاعی و اقتصادی و آموزشی و اجتماعی لبنان سراسر انفعال و تأثیرپذیری و انتظار است.
به امام صدر گفتیم: میگویند گفتوگوی مستقیم میان شما و دولت قطع شده است. امام حرف ما را قطع کرد و گفت:
و گفتوگوی غیرمستقیم نیز.
گفتیم: شما با افزایش فشارهای خود به کجا میخواهید برسید؟ امام پاسخ داد:
بارها و بارها اعلام کردهام حرکت من که رهبر دینی یکی از فرقههای بزرگ لبنان هستم، از حدود اختیارات دینی و ملی من فراتر نمیرود. این بدان معناست که من همه انواع فشارها را در چارچوبی که مصلحت میهن و موجودیت کشور و آزادی بیان شیعیان را حفظ کند، به کار خواهم بست. این امر منحصر به مواضعی است که آن را مواضع منفی نامیدهایم. البته، این مواضع، قاطعانه و محکم و اثرگذار هستند. طبیعی است که وضعیت موجود در کشور و منطقه و پیشامدهای غیرمنتظره و اقداماتی که ممکن است صورت بگیرد، همگی بر آن مواضع اثرگذار خواهد بود. از این رو، من نمیتوانم الآن آنها را بهطور دقیق مشخص کنم.
امام صدر در پایان سخنانش گفت:
من فرصت گفتوگو با الحوادث را غنیمت میشمارم تا خطاب به وجدان لبنان که در اکثریت این ملت پاک نمود یافته است، ملتی که میداند در دشوارترین
این بدان معناست که برقراری عدالت در کنار بُعد انسانی آن، اقتضا میکند که مسئولان به توسعه مناطق عقبمانده در گوشه و کنار لبنان و در حومههای بیروت اهتمام ورزند و بودجهای به آن اختصاص دهند.
3. هزاران نفر از هموطنان شناسنامه لبنانی ندارند، در حالی که همه آنان هزاران سال است که لبنانی هستند. این مشکل با تشکیل دادگاه ویژه سیار برای حل و فصل اوضاع آنان و بهرهمند کردن آنان از حداقل حقوق شهروندی، یعنی داشتن شناسنامه، برطرف میشود.
4. اما فرصتهای برابر عبارتاند از:
فراهم کردن مدرسههایی در سطح شایسته و برابر برای همه هموطنان. من روز یکشنبه برای جمعیت حاضر در بعلبک گفتم که ما در شهر بعلبک جز مدرسهای که از دوره فرانسویان باقی مانده، حتی یک مدرسه نمیبینیم. بقیه مدرسهها اجارهای است و اوضاعی نامناسب دارد.
5. بهداشت نیز حق طبیعی هموطنانی است که صدهزار نفر از آنان در هرمل و حومه آن نه بیمارستان دارند و نه هیچ مرکز بهداشتی دولتی دیگری.
6. آب و برق نیز باید برای همه مناطق فراهم باشد. میدانید که صدها هزار نفر از هموطنان تنها یک روز در هفته آب آشامیدنی دارند. درمورد آب کشاورزی نیز بیش از 75 هزار هکتار از زمینهای جنوب آماده کشاورزی است، ولی برای آبیاری آنها جز آب چاهها و آبهای آلودهای که در برکهها جمع میشود، آبی وجود ندارد.
فرصت زندگی و کار نیز باید فراهم باشد. صنعتگران اتفاق نظر دارند که امکان ایجاد مراکز صنعتی یا انتقال آنها به جنوب و بقاع وجود دارد، زیرا شرایط مناسب برای صنعت، مانند حمل و نقل و امنیت و غیر آن، در آنجا وجود دارد. آنان تأکید میکنند که شرایطی مانند آب و هوا و فضای باز و نیروی کار ماهر، در جنوب بهتر فراهم است.
نبود این فرصتها عاملی است که به مهاجرت مردم جنوب به بیروت و زندگی کردن در محلههای بسیار عقبمانده در اطراف بیروت دامن میزند.
7. برای صدها هزار نفری که از گوشه و کنار لبنان در حومه بیروت ساکن شدهاند، باید وسایل زندگی آبرومندانه فراهم شود. ای کاش مجله الحوادث تصاویری گویا از حیالسلم در برجالبراجنه و کرنتینا و رملالعالی و برخی از محلههای برج حمود چاپ کند تا هموطنان عادی از علت فریادهای اندوهباری که از حنجرهها بیرون میآید، آگاه شوند.
8. احداث جادههای اصلی یا بزرگراهها به سمت جنوب و بقاع و شمال، میتواند فشار جمعیتی بیروت را بکاهد و زمینه زندگی با کرامت در خانه و رفتوآمد آسان را به محل کار، برای هموطنان فراهم کند.
9. در زمینه استخدامی باید به هموطنان دارای شایستگی این اطمینان داده شود که مناصب بر اساس تخصص افراد تقسیم میشود و جانبداریهای سیاسی و وابستگیهای گوناگون فرقهای هیچ تأثیری در آن ندارد و تنها شرط برای احراز مناصب وفاداری ملی و شایستگی است.
امام افزود: این مطالبات روشن و آسان را میتوان با پیشنهادهای مطرح شده در یادداشتی که برای اطلاع عموم منتشر شد، محقق کرد. از طرحهایی که باید اجرا شود، میتوان به موارد زیر اشاره کرد: لیطانی، عاصی، طرحهای توسعه، مدرسهسازی، انتقال ندادن آب لیطانی به بیروت و آبرسانی به بیروت از طریق رود بیروت یا رود
آیا میدانید که بیروت در کمتر از 24 ساعت فلج میشود؟ آیا میدانید کمربندی که پایتخت را احاطه کرده است، کمربندی شیعی است؟ نمایندهای دیگر با سردرگمی پرسید: امام چه میخواهد؟ این ماجرا چطور پایان خواهد یافت؟ شدت گرفتن دعوت امام، ممکن است به خارج شدن اوضاع از دست عقلا بینجامد.
نمایندهای دیگر پرسید: فکر نمیکنید که کلید حل این مسئله به دست رئیسجمهور است؟ او تنها کسی است که میتواند به این سؤال پاسخ دهد. یکی از نمایندگان حاضر گفت: من امروز به کاخ ریاستجمهوری رفتم. هیچگاه رئیسجمهور را مانند امروز آسودهخاطر ندیده بودم. او این اجتماع را امری غیرعادی نمیداند. وی گفت: مردم همیشه بر گرد علمای دین جمع میشوند، چه رسد به اینکه این عالمْ امام صدر باشد.
نتیجه بیشتر جلساتی که روز دوشنبه و سهشنبه برگزار شد، این بود که ضروری است با امام موسی صدر تماس بگیرند و از او بپرسند: به کجا میخواهد برود؟
عصر دوشنبه امام صدر در دفتر خود در طبقه دوم ساختمان مجلس اعلای شیعیان به این پرسشها پاسخ داد؛ پاسخی روشن و ساده که نشاندهنده اراده مردی است که میداند چه میخواهد و میداند آنچه میخواهد باید در چارچوب «انقلاب اجتماعی عادلانه و مشترک میان فرقههای گوناگون لبنان» تحقق یابد.
به امام صدر گفتیم: خواسته شما چیست؟
پاسخ داد: همه مطالبات در یک کلمه خلاصه میشود: عدالت برای همه هموطنان. طبیعتاً، مفهوم عدالت شامل همه اوضاع کنونی و آینده هموطنان میشود. یعنی دولت باید برای همه هموطنان و از جمله همه شیعیان، بدون استثنا و بدون در نظر گرفتن گرایشهایی که دارند، زندگی آبرومندانه و فرصتهای مطلوب و برابر فراهم کند.
بهطور تفصیلی ما میخواهیم تمام هموطنان که شیعیان نیز جزو آنان هستند، از زمان تولد و در زمان تحصیل و پس از فارغالتحصیل شدن، احساس کنند که شهروندی عادی هستند نه درجه دو یا سه. بدین منظور باید شروط زیر فراهم شود:
1. دولت باید از هموطنان در برابر دشمن خارجی و بهطور خاص، در برابر تجاوزهای اسرائیل حمایت کند. همچنین، باید در برابر تجاوزها و تعدیهایی هم که معمولاً به دست منحرفان و طمعکاران صورت میگیرد، از هموطنان حمایت کند تا آنان احساس کنند که صاحب کرامتاند و از سرزمین و آبرو و معاششان محافظت میشود، بدون آنکه ناگزیر شوند اسلحه به دست بگیرند و از کسی غیر از دولت یا حکومت خود کمک بخواهند.
2. بودجه عمومی کشور از مبالغی تأمین میشود که همه هموطنان بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به خزانه دولت پرداخت میکنند. از این رو، حق طبیعی و قانونی آنان است که به نسبت نیازی که به طرحهای عمرانی و توسعه دارند و در حد تأمین نیازهای ضروری زندگی، از این بودجه سهم داشته باشند.
به همین مناسبت، این داستان را به یاد آوردم که از زنی بیاباننشین پرسیدند: «کدامیک از فرزندانت برایت عزیزتر است؟» گفت: «آنکه کوچکتر است تا وقتی که بزرگ شود؛ آنکه غایب است تا وقتی که برگردد و آنکه بیمار است تا وقتی که شفا یابد.»
موضوع: گفتوگوی مطبوعاتی- ما خواهان عدالت برای همه هموطنان هستیم
مکان و تاریخ: مجلس اعلای شیعیان در حازمیه.
مناسبت: پس از موفقیت تجمع مردمی بعلبک، مجله الحوادث این سؤال را خطاب به امام صدر مطرح کرد: به کجا میخواهید برسید؟
متن
تجمع مردمیای که به دعوت امام موسی صدر در بعلبک برگزار شد، در محافل سیاسی و دیپلماتیک لبنان زلزلهای به پا کرد. پیش از این در هیچ گردهمایی سیاسیای چنین جمعیت انبوهی حضور نیافته بود. آنچه توجه صاحبنظران را به خود جلب کرد، این بود که حاضران در اجتماع خودشان آمده بودند. هیچکس برای آنان وسیله نقلیه تدارک ندیده بود. دعوت اعلام شد و به مردم گفتند: امام آنان را به اجتماع دعوت کرد. آنان نیز با سلاحهایشان آمدند و میدانها را پر کردند و فریاد زدند و شلیک کردند و سوگند خوردند که جان خود را در راه دعوت امام فدا کنند.
فضایی روحانی بر این اجتماع حاکم بود؛ چیزی که کمتر در اجتماعات سیاسی مشاهده شده بود. «امام کفشهایش را درآورد و پابرهنه راه رفت. پاهای او از راه رفتن متورم شده بود… امام فاصله استراحتگاه تا تریبون را با دشواری فراوانی طی کرد تا جایی که عبای او اندکی پاره شد. همه میخواستند به او دست بکشند و او را در آغوش بگیرند.»
قبل از این اجتماع، سران منطقه بعلبک و هرمل برای حمایت از حسین الحسینی در رقابت انتخاباتی در مقابل کامل اسعد، کمی تردید داشتند. آنان میترسیدند که الحسینی بر موج جنبش مردمی که پشت سر امام صدر به راه افتاده بود، سوار شود و زمام امور منطقه را از دست آنان بگیرد. به همین سبب بود که کنفرانس مطبوعاتیای که وی در 15/3/1974 برگزار کرد، از حمایت گستردهای که او در ابتدای مبارزات خود بر ضد اسعد به دست آورد، برخوردار نبود. ولی روز یکشنبه ورق برگشت. سران منطقه بعلبک و هرمل احساس کردند که پایگاههای مردمیای که برای رسیدن به کرسیهای پارلمان بر آن تکیه زدهاند، به دست امام صدر افتاده است و در برابر آنان گزینهای ندارند جز پیوستن به این جریان، پیش از آنکه جریان مذکور آنان را درنوردد.روز دوشنبه پس از آنکه عکسهای این تجمع در روزنامهها چاپ شد و نیز پس از چاپ سرمقالهای که آقای غسان توینی با عنوان «بیچاره و محروماند… و مسلّح» نوشت و شیعیان لبنان را «پرولتاریای زمین» وصف کرد و همچنین، بعد از آنکه این اجتماع بازتاب گستردهای در طول و عرض لبنان پیدا کرد، گروه بسیاری از سران و نمایندگان فرقههای گوناگون، جلسات متفرقهای برگزار کردند که محور همه آن جلسات این پرسش بود: تا به کجا؟
یکی از نمایندگان در حضور همکارانش پرسید: اگر امام صدر به مسجد جامع العمری در وسط بیروت برود و در آنجا تحصن کند، چه رخ میدهد؟
همان چیزی است که فریاد زدن را بر مردم حلال کرده است، زیرا فردا وقتی دیگر چیزی از آن نظام باقی نمانده باشد، جسد آنان را بین خود تقسیم خواهند کرد، در حالی که بوی بخور از آن بلند میشود و همانند حرفهای حاکمان همهجا را فرا میگیرد.
غسان توینی
راه رهایی از ظلم و مبارزه بر ضد ظالمان.
افزون بر آن، شیعیان در لبنان بنابر اصلاحات جدید اقتصادی-اجتماعی، به تنها طبقه پابرهنگان (پرولتاریا) در زمین تبدیل شدهاند، یعنی طبقهای که در ظاهر فرمانپذیرتر از دیگران است، ولی در باطن انقلابیتر. مَثَل آنان در جامعهای عقبمانده که هنوز صنعتی نشده است، مَثَل طبقهای است که در چین قیام کرد با وجود آنکه به نظر میرسید نظام اجتماعی در آنجا ابدی و همیشگی باشد، و قضایای مطرح در نزد آنان از نوع سیاسی-ملی بود؛ قضایایی که پرداختن به آن در نظر طبقات حاکم یکی از مظاهر تجمل فکری تفسیر میشد.
همه خطر «انقلاب شیعیان» دقیقاً در این است که این انقلاب، از چارچوبهای ملی و سنتی سیاسی فراتر رفته است؛ چارچوبی چون لبنانی بودن لبنان و قومیت و عربیت و قانون اساسی و نظام آن. این انقلاب به پدیدهای ریشهدارتر تبدیل شده است که به نیازهای حیاتی انسان مرتبطتر است، یعنی به مسئله اجتماعی و سیاسی: مسئله محرومیت و ستمدیدگی؛ یعنی همان مسئله حقیقی این سرزمین، سرزمینی که انسان از آن آب و نان میخواهد، اما گرسنه و تشنه میماند؛ سرزمینی که از انسان میخواهد که از آن حمایت کند، ولی انسان از حمایت آن درمیماند، همانگونه که از حمایت خود نیز درمانده است. و سرّ اینکه «انقلاب شیعیان» خطر فرقهای بودن را پشت سر گذاشته، در همین نکته نهفته است.
این، انقلابِ یک فرقه است، ولی انقلابی فرقهای نیست. انقلاب یک فرقه بر ضد فرقهای دیگر نیست، بلکه شاید انقلاب یک فرقه به نام دیگر فرقهها و برای همه آنها باشد: اینْ انقلابِ یک فرقه انقلابی است، زیرا این فرقه از همه محرومتر است. این فرقه دغدغه حکومت ندارد، چراکه حکومت از آنِ همگان است. دغدغه این فرقه این است که حکومت سر تا پا ظلم و ستم نباشد: نه بر این فرقه ستم کند و نه بر دیگر فرقهها.
و الآن دوباره باید پرسید: لبنان به کجا میرود؟
در چارچوب تحلیل اقتصادی-اجتماعی-فرقهای سخن نماینده بورژوای مارونی در پارلمان درباره این انقلاب، ابعادی تازه و خطرناک پیدا میکند. وی گفته است: «پایگاه مردمی نظام لبنان، طبقه متوسط بودند، ولی این طبقه در حال از بین رفتن است، زیرا ثروتمندان ثروتمندتر میشوند و فقیران فقیرتر و پرشمارتر.»
دولت در برابر آن چه میکند؟
همان کاری را انجام میدهد که در برابر سلاحهایی که به روی او کشیده شده است. نه میتواند با فقر مبارزه کند و نه با مسئله مسلح بودن، بلکه شاید به هر دو دامن میزند، به این گمان که یکی از این دو میتواند از او در برابر دیگری حمایت کند، غافل از اینکه هر دو او را در بیش از یک جبهه تهدید میکنند: گاه در قالب ارتکاب جرم و گاه در پوشش انقلاب. فاجعهآمیزترین بخش مسئله این است که خود دولت برای این فاجعه زمینهسازی میکند، هرچند خود نداند و چه بسیار چیزهایی که دولت نمیداند.
برخورد خشن دولت است که بر ضد او خشونتزایی میکند و رفتار ظالمانه اوست که مردم را به برخورد ظالمانه با او تحریک میکند.
اینکه دولت با پسران و دامادها و دوستان و نزدیکانِ خود غنایم حکومت را تقسیم میکنند،
ضمیمه سند شماره 18-03-74
سرمقاله روزنامه النهار لبنان در تاریخ 28/3/74 به قلم سردبیر آن استاد غسان توینی
به دنبال اعلام موجودیت «جنبش محرومان» به رهبری امام موسی صدر و در پی تجمع بزرگ مردمی در بعلبک و سخنرانی امام در تاریخ 17/3/74، استاد غسان توینی اندیشمند لبنانی و روزنامهنگار برجسته و وزیر پیشین، در سرمقاله روزنامه النهار تحلیل سیاسی زیر را نگاشت:
لبنان به کجا میرود؟
نظام آن به کدامین سو میرود؟
دموکراسی آن چطور؟
اینها پرسشهایی است که هر ناظری برای پاسخ دادن به آنها میتواند به گفتوگوهای پارلمان درباره بودجه مراجعه کند. چند نماینده پارلمان که در این گفتوگوها حضور داشتند، هریک به چیزی هشدار میدادند: یکی از فروپاشی صحبت میکرد، دیگری از وخامت اوضاع و برخی نیز بحث تکراری خطر انقلاب را به دست مردمی که انقلاب کردن از آنان بسیار بعید است، مطرح میکردند.
ولی حرف پارلمان ما چیزی است و سخن انقلاب درباره خود چیزی دیگر، بهویژه، وقتی انقلاب ردایی بر تن میکند که دیروز در بعلبک و هرمل مشاهده کردیم.
مگر آنچه دیروز رخ داد، غیر از انقلاب بود؟
حرکتی نظاممند همراه با سلاحی مشروع: سلاحی نیرومندتر و کارسازتر از اسلحه نظام.
دموکراسی نیز بود… و رهبران در برابر خدا و ملت سوگند یاد کردند که اگر لازم شد، حقوق جماعت خود را با اعمال زور بگیرند.
گویا نظام دموکراتیک ما غیر از این، زبانی را نمیفهمد؛ با محاکمه قلمها و پیگرد صاحبان آنها خود را سرگرم میکند تا اینکه با حمله هفتتیرها و تفنگها و مسلسلها و توپها، آری توپها، صدای مردم در مطالبه حقوقشان بلند شود، بدون آنکه به قانون دولت اعتنایی کنند؛ بلکه آن را به تمسخر میگیرند، همانطور که دولت آنان را به تمسخر گرفته بود. آنان تهدید را با تهدید پاسخ میدهند و در برابر خشونت، خشونتی شدیدتر نشان میدهند.
آری، این همان انقلاب است، هرچند تیرهایش فقط به سوی آسمان شلیک شود، آن هم در تشویق سخنان امامی که خدمت به انسان و اهتمام به حقوق و آزادیهای او را عبادت خدا میشمارد.
این همان انقلاب است و شگفتانگیز نیست که این انقلابْ انقلاب شیعیان است.
شاید این تقدیر شیعیان است که آنان در عصر فرقهها، پیشگام انقلاب همگان و همه مناطق و همه فرقهها و همه طبقات باشند.
مگر نه اینکه شیعیان فرقهای مصیبتزدهاند؟
مگر نه اینکه درد و رنج احساس آنان را در طول تاریخ لطیف و حساس کرده است و از این رو، دلهای آنان درباره حقوق پایمالشده و آزادیهای بربادرفته، زلال و شفاف شده و آنان از لحاظ عقلی آغوش خود را به روی پیشرفت و ترقی باز کرده و اشتیاقی بینهایت به آن پیدا کردهاند؛ گذشته از آنکه قدرت تحمل آنان بالا رفته است؛ تحمل ظلم و تحمل فداکاریها در
آنچه میگوییم، گواهاند. ما در کنار حق و در کنار میهن میایستیم و با دشمنان آن میجنگیم. با اسرائیل و دوستان اسرائیل و کسانی که پشت سر اسرائیل هستند، میجنگیم و خدا بر آنچه میگوییم، گواه است. و السلام علیکم.
در این هنگام از سلاحها باران گلوله باریدن گرفت و صدای بمب و مواد منفجره همهجا طنینانداز شد و حنجرهها شروع به هلهله و شادی کردند. دیگر هیچکس جملهای را که امام خواست با آن سخنانش را پایان دهد، نشنید. امام در حالی که گوشهایش را گرفته بود، از تریبون پایین آمد و وارد استراحتگاه شد. در آنجا نمایندگان فعلی و سابق پارلمان و دیگر شخصیتها امام را در آغوش گرفتند. امام مدتی نه چندان کوتاه منتظر ماند تا از ازدحام جمعیت کاسته شود، ولی جمعیت در جای خود ایستاده بود و شلیک هوایی گلوله ادامه داشت. امام صدر با دشواری از استراحتگاه بیرون آمد در حالی که صدای گلوله همهجا را پر کرده بود. پانزده دقیقه طول کشید تا امام سوار ماشین خود شود. چندین ماشین جیپ بدون سقف جلوی ماشین امام حرکت میکرد و افراد مسلح از بالای آنها تیراندازی میکردند.
امام صدر و عده بسیاری از حاضران به منزل آقای حسین الحسینی، نماینده پارلمان، رفتند و ناهار را در ساعت سهونیم عصر آنجا میل کردند. امام تا ساعت پنج همانجا ماند و دوباره با بدرقه گلولههای آتشین بعلبک را ترک کرد.
