آن بر اصول فکری و عاطفی محکم از دو طریق تحقق مییابد:
مبانی و بنیانهای اسلام در اساس یکی است و امت واحده نیز در عقیده و کتاب و مبدأ و معاد با هم مشترکاند. بنابراین، چنین اشتراک گستردهای اقتضا میکند که این امت در جزئیات نیز وحدت داشته باشند. وحدت در جزئیات مختلف یا نزدیک کردن آنها به هم، آرزوی بزرگی است که دانشمندان گذشتهمان ـ قدسالله اسرارهم ـ از آن غافل نبودند. شیخ طوسی، هزار سال پیش کتابی به نام الخلاف در فقه تطبیقی تألیف میکند و نیز علامه حلی به پیروی از شیخ همین مسیر را با تألیف التذکرة ادامه میدهد. در واقع، فقه تطبیقی همان هسته صالح برای رویانیدن وحدت فقهی و تکمیل وحدت شریعت است.
در دوره ما از حدود سی سال پیش گروهی از نخبگان دانشمند و مجاهدان بزرگ از سلک علمای اسلام دست به تأسیس «دارالتقریب بین المذاهب الإسلامیة» در شهر قاهره زدند که از جمله آنان علمای گرانقدری همچون استاد بزرگ مرحوم شیخ عبدالمجید سلیم و استاد مرحوم شیخ محمود شلتوت و مرحوم شیخ محمد محمد المدنی، رئیس دانشکده شریعت الأزهر، را میتوان نام برد؛ و نیز از دیگر دانشمندان بزرگ در لبنان و ایران و عراق باید از آیتالله سیدعبدالحسین شرفالدین و مرجع بزرگ شیعیان جهان، مرحوم آیتاللهالعظمی سیدحسین بروجردی، و استاد علامه شیخ محمدتقی قمی، دبیر دائم دارالتقریب، نام برد. این دارالتقریب، افزون بر خدمات گستردهاش، طرحی را آغاز کرده که قدمهای اولیه آن را مرحوم پدرم سیدصدرالدین صدر با تألیف کتاب خود موسوم به لواء الحمد برداشته است. این کتاب تلاشی بود برای جمعآوری تمام روایاتی که مسلمانانِ فرقههای گوناگون از پیامبر(ص) در زمینههای عقیدتی و دینی و احکام نقل کرده بودند، تا پس از قرآن کریم مرجع مسلمانان باشد. به عبارتی دقیقتر، این کتاب تلاشی بود برای وحدت سنت مطهر نبوی.
در این مدت هم برخی از بزرگان پژوهشها و کتابهایی درباره فقه مذاهب اسلامی تألیف و منتشر کردهاند. سپس دوره تألیف دایرةالمعارفهای فقهی فرارسید؛ دانشگاه دمشق تألیف الموسوعة الفقهیة و دانشگاه الأزهر موسوعة عبدالناصر للفقه الإسلامی را آغاز کرد. هماکنون نیز در دانشگاه کویت تلاشهای گستردهای برای تکمیل الموسوعة الفقهیة صورت میگیرد.
استاد بزرگ جناب آقای سیدمحمدتقی حکیم، رئیس دانشکده فقه در نجف اشرف، نیز کتاب ارزشمندی درباره مبادی عمومی فقه تطبیقی تألیف کرده است. ثمرات این تلاشهای سازنده، که در فتاوای فقهای مسلمان آن را میتوان دید، مؤید آن است که ما با عنایت خداوند به مرحله و نقطه نزدیکی از اتحاد فقهی رسیدهایم.
اینگونه تلاشها در موقعیتهای استثنایی مثل موقعیت ما در لبنان سازگاری بیشتری دارند و سریعتر به نتیجه میرسد. این کار با بسیج امکانات مشترک برای تحقق اهداف متنوع و مشترک شکل میگیرد که در حد خود دستاوردی است وحدتبخش. این تلاش مشترک به پیوند و همبستگی کارگزارانِ
موضوع: نامه ـ در راه وحدت مسلمین
مکان و تاریخ: بیروت،1/10/1969
مناسبت: فعالیت امام موسی صدر برای وحدت کلمه مسلمانان.
منبع: دستنوشته امام موسی صدر در آرشیو مجلس اعلای شیعیان؛ روزنامههای محلی لبنان در تاریخ 9/10/1969
این نامه با عنوان «در راه وحدت مسلمین» در کتاب نای و نی درج شده است.
متن
رئیس مجلس اعلای شیعیان، امام موسی صدر، نامهای به مفتی اهل سنت لبنان شیخ حسن خالد نوشت و در آن پیشنهادهایی برای یکپارچهسازی تلاشهای اهل سنت و شیعیان در لبنان مطرح کرد. این نامه را دو عضو مجلس اعلای شیعیان، دکتر احمد زروی و آقای عباس بدرالدین، به جناب مفتی تقدیم کردند. مفتی نیز همکاری کامل خود را با این موضوع اعلام کرد و قول داد نامه را بررسی کند و به آن پاسخ دهد.
بسمالله الرحمن الرحیم
برادر بزرگوار جناب آقای شیخ حسن خالد، مفتی بزرگ اهل سنت لبنان، السلام علیکم و رحمةالله و برکاته.
در این ایام دشواری که امت اسلامی را نگرانی و اضطراب فراگرفته و در برابر خطرهایی که حال و آینده سراسر این منطقه را دستخوش توفان کرده، بیش از پیش نیاز مبرم مسلمانان به وحدت و یکپارچه کردن صفوف متفرق و هماهنگی و انسجام تلاشهای مختلف آنان نمایان میشود. این امر از آنرو ضروری است که مسلمانان باید در حرکت بهسوی آینده و ترسیم سرنوشت تاریخی و ادای مسئولیتهایشان مسیر خود را بشناسند و به خویشتن اعتماد کنند.
اتحاد کلمه و وحدت نیروها و افزایش توان فقط برای این نیست که این موارد بزرگترین هدفهای دینیاند، یا آنکه وصیت پیامبر عظیمالشأن ماست، بلکه این مسائل با تمامیت زندگی ما و کرامت ما و وجود نسلهای ما مرتبط است و خودْ مسئلهای حیاتی است. این اتحاد کلمه نباید فقط به صورت شعار یا جمله زیبا جلوهگر شود، بلکه باید در تار و پود اندیشه و احساس ما، در فکر ما، در تپش قلب ما و در راه و روش ما خودنمایی کند. این وحدت رکن اساسی برای آینده است.
این اتحاد جز با بذل عنایت فکری و در پی آن، با اهتمامی که از سر اعتقادی قلبی باشد و کوشش برای تحکیم آن بهدست نمیآید. اگر چنین شود، وحدت حقیقی بنیان گذاشته میشود و استوار میگردد و نمونه و الگویی پدید میآید که میتوان بدان اقتدا کرد.
حضرت والا، اکنون ما تجربه اندک خود را خالصانه در برابر شما مینهیم. پیش از این هم، در نخستین دیداری که چهار ماه پیش در دارالفتوای جعفری داشتیم، به شما عرض کردم که وحدت کلمه و اندیشه و احساس مسلمانان و به عبارتی دقیقتر، گسترش و تعمیق وحدت مسلمانان و استوار کردن
داده میشود، نزد آنان باقی میماند. تا هرگاه که برای آغاز نبرد فراخوانده میشوند، وظایفی را که فرماندهی خطوط مقدم برعهده آنان میگذارد، انجام دهند. میتوان مسئولیت این آموزش نظامی را به افسران و درجهداران ذخیره سپرد که فراخواندن آنان هزینه چندانی بر دولت ندارد، جز اینکه بنا به قوانین فعلی، مابهالتفاوت حقوق درجهدار بازنشسته و درجهدار شاغل به آنان پرداخت میشود.
3. با بهکار گرفتن همه امکانات موجود برای ارتقای سطح زندگی اجتماعی مردم جنوب که خود ضامن تقویت روحیه آنان و ظهور نمودهای دلبستگیشان به وطن میشود، و پس از آنکه از احساساتشان به وطن آگاهی یافتند و تفاوت میان تعهد به زمین و سرزمین و آوارگی و سرگردانی را به صورت مادی لمس کردند، سرنوشت خود را در ماندن خواهند جست.
مجلس اعلای شیعیان، با اطمینان از اینکه مسئولان در مسیر حراست از خاک پاک میهن و رسالتی که دشواری ادای آن را بر دوش دارند، از هر فرصتی بهرهبرداری و هر طرحی را مطالعه میکنند؛ و با درک حدود و حقوق شهروندی که مسئولان جز با وجود ملتی وظیفهشناس و آگاه، به نتایج مورد انتظارشان نخواهند رسید، همه نیروهای فکری و انسانی و مادیاش را در اختیار اولیای امور قرار میدهد و بهطور ویژه، آمادگی خود را برای تأسیس اردوگاهی ویژه آموزش نظامی تحت نظارت فنی مقامات مسئول اعلام میدارد. و خداوند توفیقبخش است.
رئیس مجلس اعلای شیعیان
موسی صدر
ادای وظیفه خویش در برابر شیعیان که این مجلس افتخار رسیدگی به امور آنان را دارد و اکثریت ساکنان جنوب نیز از این فرقهاند، خود را ملزم میداند که از مسئولان بخواهد تا تدابیر پیشگیرانهای را در برابر خطرها اتخاذ کنند و در اجرای آن تدابیر سرعت به خرج دهند. این مجلس بر موارد زیر تأکید میکند:
1. تبلیغ و تفهیم بالاترین سطوح وطندوستی به ملت بهگونهای که احساس وظیفه کند که باید در راه وطن از جانگذشتگی و ایثار و بذل جان کند و راهکار این امر نیز تصویب قانون نظام وظیفه اجباری است.
این مجلس با درک حد و حدود خویش و دخالت نکردن در امور مسئولان مربوطه، و با مطالعه مقتضیاتِ اجرایی این خواسته و امکانات مادی و انسانیای که نیاز است، معتقد است که میتوان از راههای مختلف بخشی از هزینهها را کاهش داد، که در صورت نیاز جزئیات آن را به مسئولان ارائه خواهد کرد.
مجلس بر این باور است که این خدمت سربازی که مدت آن یک سال برآورد شده است، در طی سه سال اجراشدنی است، بهگونهای که جوان شانزده ساله، چهار ماه سال را از 15 ژوئیه تا 15 اکتبر و سپس، در هفده سالگی نیز چهار ماه و نیز چهار ماه در هجده سالگی به خدمت فراخوانده میشود. به این ترتیب، غالب کسانی که در این سنین به خدمت سربازی فراخوانده میشوند، دانشآموزند و بنا به وضعیتی که اکنون لبنان دارد، نانآور خانواده نیستند. بر اساس قانون کار نیز اشتغال افراد کمتر از این سنین جز برای کارهای محدود ممنوع است و جوان هم در سه سال و در سه مرحله و آن هم در ایام تعطیلات تابستانی، خدمتش را میگذراند و اسکان او هم در اردوگاه است که دولت به راحتی میتواند از عهده تأمین آن برآید.
2. آموزش مردم جنوب برای ادای وظیفه مقدسشان و آمادهسازیشان برای امور زیر:
الف. حمل سلاح با همه شرایط فنی آن؛
ب. کمکهای اولیه با قابلیتهای گوناگون مطلوب؛
ج. تأسیس و گسترش پناهگاه.
بهمحض اینکه خدمت سربازی تبدیل به قانونی مصوّب شود، زمانی لازم است که ارتش بتواند نیروی لازم را آماده کند، بهگونهای که پس از چند سال میتوان شروع به چیدن میوه آن کرد. ولی در این مدت کسانی را که سنشان بالاتر از سن خدمت سربازی است ـ بهویژه مرزنشینان ـ نباید از مشارکت داوطلبانه در دفاع از وطن محروم کرد. راهحل این است که داوطلبان دفاع را به تشکیل ارتشی تودهای دعوت کرد تا به ارتش که در جبهه حضور دارد، از جبههای دیگر کمک کند.
مجلس معتقد است که این کار آسان و شدنی است و باید هستههای محلی تشکیل شود و هستههایی فرعی در روستاها با این هستهها مرتبط شود و این هستههای محلی یا بهطور مستقیم و یا از طریق سلسله مراتب هرمی با ارتشی که در جبهه میجنگد، ارتباط داشته باشد. کار آموزش نظامی را هم باید افسران و درجهداران بر عهده بگیرند، بهگونهای که هر افسری که فرماندهی یکی از هستهها را برعهده گرفته، شمار معینی از داوطلبانی را که به صفوف مقاومت مردمی پیوستهاند، تحت فرمان خود داشته باشد و درجهدارانی که مسئولیت آموزش نظامی را در روستاها بر عهده دارند، با شماری معین از داوطلبان مستقیماً از او فرمان ببرند. آموزش نظامی نیز بهطور دورهای و در اوقات فراغت انجام میشود و سلاحی که به داوطلبان
موضوع: یادداشت ـ پیشنهاد اتخاذ تدابیر سریع حکومت برای حراست از جنوب در برابر خطرها
مکان و تاریخ: بیروت، 24/9/1969
منبع: آرشیو مجلس اعلای شیعیان؛ روزنامه الحیاة، 25/9/1969
متن
از تاریخ 14/6/1969 اسرائیل تجاوزهای نظامی خود را به روستاهای مرزی جنوب لبنان آغاز کرد و نیروهای دشمن وارد اراضی مرزی لبنان شده و در آنجا مستقر شدند و برای خود راه باز کردند. پس از آن، مردم منطقه تقریباً هر روزه با گلولهباران توپخانهها و مسلسلها از راه خشکی و بمباران هوایی مواجه شدهاند.
با استمرار این تجاوزها و بهویژه، بمباران هوایی روستاها و شهرهای جنوب، هیئتی از طرف مجلس اعلای شیعیان به دیدار نخستوزیر، رشید کرامی، رفتند و این پیام را که وضعیت کشور و منطقه را توضیح میدهد و حاوی مطالبات اهالی جنوب نیز است، تقدیم وی کرد. این هیئت به ریاست امام صدر همین پیام را به رئیس جمهور، شارل حلو، و رئیس پارلمان و فرمانده ارتش، امیل سبتافی، تسلیم کرد.
در این اوضاع بحرانزده جهانی به حکم عادت، حقوق و پشتوانهها و آزادی ملتها تباه میشود، مگر آنکه ملتها از قدرت بازدارندهای بهرهمند باشند. در برابر خطرهای سرنوشتسازی که از ناحیه وجود اسرائیل و بروز مطامع سیاسی مختلف و منافع استعماری که این منطقه را فراگرفته است؛ و در برابر افزایش تجاوزات و اشغالگریهای اسرائیل در قبال کشورهای عربیِ همسایه که در سالهای اخیر شاهد بودهایم؛ و در مقابل موضع وادادگی کشورهای بزرگ که میبینیم به تثبیت امرِ واقع تمایل دارند و افزون بر آن، آنچه درباره تلاش برای تغییر جغرافیای منطقه به دور از اراده ملل منطقه شایع شده است؛ و با توجه به تکرار تجاوزات و تهاجمات اسرائیل به سرزمین لبنان به بهانه واهی دفاع از خود که هشداری است بر اینکه دشمنِ طمعکار عملاً طمعورزیهای تاریخی و اقتصادیاش را در لبنان آغاز کرده است؛ و با توجه به فضای روانی نگرانکننده موجود که بر لبنان عزیز ما مستولی است و منطقه جنوب در آن بهسر میبرد و احساس عمیق ناامنی و بیثباتی و خطر آوارگی بر سر ساکنان آن سایه افکنده است؛ و با توجه به این احساس ملی شکوهمندی که در دل مردم جنوب برای در پیش گرفتن راههای حفاظت و حراست از خویش با فراگرفتن آموزش نظامی شکل گرفته است؛ و با توجه به اینکه راههای حفاظت و حراست جنوبیان از خویش خارج از چارچوب طبیعی است، سبب سرسپردگی آنان به دیگران خواهد شد و این مسئله امری است بدیهی. تلاش خودجوش در این مسیر در حد خود، احساس میهندوستانه شریفی است که نشانه پایبندی به دفاع از کشور و سرزمین و اوج دلبستگی به کشور است؛ و با توجه به اینکه در این فضا که آکنده از ابرهای تیرهای است که سرنوشت لبنان را بهطور عام و سرنوشت جنوب را بهطور خاص تهدید میکند؛ مجلس اعلای شیعیان با احساس مسئولیت ملی بزرگ خویش و برای
تبلیغاتی اسرائیلی در این اوضاع نمیکوشند که توجه و عواطف مسیحیان و مسلمانان را از این معرکه دور کنند؟ بنابراین، اگر بتوانیم رؤسای فرقهها را در یک نشست گرد هم آوریم، خواهیم توانست وحدت ملی را تقویت و نگاهبانی کنیم و نیروهای عظیمی را در جهان به نفع مسئله خود بسیج کنیم.
ما شک نداریم که این نشست با دشواریهایی مواجه خواهد شد. ازهاینهرو، پوششتبلیغاتی آن را خواهانیم و از شما میخواهیم که این محور را دنبال کنید و از طرح این نشست دفاع کنید و بکوشید موانع را از برابر رؤسای فرقهها بردارید تا آنان با یکدیگر دیدار کنند.
موضوع: سخنرانی ـ در دیدار با رئیس سندیکای سردبیران به همراه سردبیران شیعه
مکان و تاریخ: بیروت، 3/9/1969
مناسبت: دیدار با گروهی از سردبیران به ریاست رئیس سندیکا، ملحم کرم.
منبع: روزنامه الحیاة، 4/9/1969
متن
من از جناب ملحم کرم و همکارانشان و اعضای شورای سندیکا و سردبیران شیعه بابت این دیدار تشکر میکنم. من معتقدم که مطالبی که ایشان مطرح کردند، درست و برحق است و بهزودی در بازنگری جدید قانون مجلس اعلای شیعیان، بر مشارکت همه سردبیران شیعه که عضو این سندیکا هستند، در انتخابات مجلس تصریح خواهد شد. خوشوقتم که اعلام کنم، اتاقی برای روزنامهنگاران در ساختمان مجلس اختصاص داده شده است.
شک نیست که شما در آمادهسازی افکار عمومی و به بار نشاندن امکانات گسترده موجود در لبنان و جهان عرب و میان مسلمانان و مسیحیان در همهجا نقش ویژهای دارید. بنابراین، ما و شما باید بیشترین مسئولیت را بر دوش بکشیم. به این مناسبت از شما میخواهم تا از موضعی که ما در این اوضاع اتخاذ کردهایم، پشتیبانی کنید، زیرا پس از به آتش کشیدن مسجدالأقصی و آشکار شدن نتایج خطرناک آن بهگونهایکه جایی برای شک و سستی باقی نمیگذارد، فکر کردیم چه کاری از دست ما برمیآید؟ آیا مستقیماً به سوی قدس به راه بیفتیم و با مجاهدان همراه شویم؟ چنین کاری به فرماندهان نظامی و رهبران مقاومت فلسطین مربوط است که هرگاه از ما بخواهند سلاح برگیریم، آمادگی داریم و در انتظار روز موعودیم و میکوشیم تمام نیروهایمان را در این راه بگذاریم.
اکنون ما در لبنان نیروی بسیار بزرگی داریم، زیرا هر فرقهای که در لبنان زندگی میکند، برادرانی در جهان دارد و این امر نتایج محسوسی را برای فرقههای مختلف داشته اشت. اگر توان بسیج این نیروهای جهانی را بیابیم که از اتحاد جماهیر شوروی ـ که اکثریت ارتدکس دارد ـ تا اروپا و امریکا و آسیا که کاتولیکها در آنجا اکثریت دارند تا جوامع اسلامی در تمام جهان، خواهیم توانست موج بنیانبرافکنی از حمایتها را پشت سر خود شکل دهیم که کمکهای فراوانی به ما خواهد کرد.
ما میدانیم که اسرائیل چگونه از فضای به اصطلاح آزاد اروپا بهره میگیرد تا حاکمانی را که بیشترشان از اسرائیل دل خوشی ندارند، پل رسیدن به اهداف خود قرار دهد.
با این نشست مفهوم منفی فرقهگرایی را به مفهومی مثبت تبدیل خواهیمکرد. از این گذشته، خواهیم توانست از وحدت ملی نگهبانی کنیم و از فروپاشی آن در برابر حوادث ساختگی و پیشبینیشدنی جلوگیری کنیم.
چه کسی میتواند تضمین کند که فردا باز هم کس دیگری اقدام به سوزاندن کلیسای قیامة نخواهد کرد و فاجعه سوزاندن مسجدالأقصی تکرار نخواهد شد؟ چه کسی میگوید که دستگاههای
برادران قهرمان، بابت اینهمه است که من معتقدم انقلاب شما بیش از دیگر انقلابها به فضیلت و بزرگی نیاز دارد، چراکه نیت خالصانه و تلاش بزرگوارانه شما را به خداوند، سرچشمه قدرت وحق و هوشیاری، نزدیک میگرداند و مسئله شما را به وجدانهای بیدار دنیا وارد میکند.
شما ای سلحشوران، بزرگ هستید و نیازی به خودبزرگبینی ندارید. شما بدون هیچ گزافهگویی انسانهایی باعظمت هستید که بدون توسل به عوامفریبی، دل صدها میلیون نفر را از آنِ خود ساختهاید. قدرت شما در بر حق بودن شما و در همراهی وجدان بشری با شما و در همسویی عواطف میلیونها عرب با شما و در حمایت میلیونها انسان از شماست.
برادران عزیز، من صدای برادران شما در جنوب لبنان، یکی از نیرومندترین پایگاههای شما و یکی ازمهمترین خاستگاههای شما، را به گوش شما میرسانم.
ما در محنتی جانکاه و حیرتی ابهامآلود بهسر میبریم. دشمن شما که دشمن ما نیز هست با حملهها و تهدیدها و گشتیهای خود شروع به فسادانگیزی کرده و آینده ما و این پایگاه (جنوب لبنان) را که تأثیری سرنوشتساز بر شما دارد، در معرض تهدید قرار داده است.
این محنت ناشی از وجود مقاومت یا فعالیتهای آن در سرزمین ما نیست که اگر چنین بود حملات دشمن را با بردباری و قدردانی و خوشنودی تحمل میکردیم. این محنت به سبب رفتارهای خودسرانه گروههایی است که مدعی عملیات چریکی هستند. آنان از نام شما سوءاستفاده و با اندوختههای شما سوداگری کردند و مردم را به مبارزه طلبیدند و بر ضد شما تحریک کردند.
آنان با ایجاد هرجومرج و حملههای حسابنشده خود واکنش جهانی را بر ضد شما برانگیختند و در لبنان نیز بیگناهانی را که دوستدار شما بودند، با چالش روبهرو کردند.
آنان با فعالیتهای خاص سیاسیشان باری بر بار سنگین شما میافزایند و اندوخته بزرگ شما را بر باد میدهند تا جایی که مردم را درباره اهتمام شما به لبنان و احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی آن به تردید انداختهاند.
برادران، پایدار ماندن لبنان به سود شماست و آزادسازی فلسطین نیز آینده لبنان را نجات میدهد. پس پیش به سوی همدلی و یکپارچگی و وحدت کلمه و سازماندهی کارها و فعالیتها و پیش به سوی پاسداری از خونهای پاکی که به سبب خرابکاریهای عدهای بر این سرزمین مقدس ریخته میشود.
پیش به سوی آینده ای مجاهدان قهرمان، به امید دیدار در میدان نبرد و در مسیر حرکت و در قدس مقدس. والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته.
صدها هزار تن از مؤمنان توطئه چید و ادیان را تحریف و حقایق را مسخ و تاریخ را تحریف کرد و به فساد و انحراف و بیبندوباری دامن زد.
شما ای سپاهیان دلیر خداوند، با جهاد خود خدا را تسبیح میگویید و او را از صفاتی که صهیونیسم برای خداوند میپندارد، منزه میدارید؛ صفاتی همچون فرق گذاشتن میان مخلوقات، جانبداری در برخوردها، دست بسته بودن، پیمانشکنی در ملکوت، به خطا رفتن در رسالت، متهم بودن پیامبران و عملی کردن وعده خود به آتش و آهن.
شما نمیپذیرید که خداوندِ بخشنده و مهربان را به بیزار بودن و دشمنی داشتن با اکثریت مخلوقاتش وصف کنند.
شما دستور حضرت مسیح را اجرا میکنید که فرمود: «قدس را به دست سگان و خوکان ندهید.» شما انتقام او را میستانید، زیرا مسیح را متهم به دروغگویی کردند و درصدد کشتن او برآمدند. شما مریم پاکدامن را تقدیس میکنید که به او اتهام زدند و داغدار فرزندش کردند.
شما این پیشگویی قرآن را محقق میسازید که: ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْکَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ[12] و از دستورات پیامبرِ بیمدهنده اطاعت میکنید.
شما به سوی سرزمینی در حرکتید که خداوند به آن برکت بخشیده و آن را پاکیزه ساخته است؛ به سوی شهر مقدسی که خاستگاه ادیان و تمدنهای بشری است و تمدنها در آن با یکدیگر پیوند خوردهاند؛ به سوی زادگاه مسیح و عروجگاه محمد(ص) و سرچشمه دانش و مدنیت در سپیدهدم تاریخ انسان.
خون شهیدان شما کرامت عرب را آبیاری میکند و حیات را به ادیان و ارزشهای انسانی بازمیگرداند. دشمن شما نماد باطل، همه باطل، است و انقلاب شما باید حق، همه حق را عینیت بخشد.
برادران قهرمان، اینها ابعاد انقلاب مقدس شماست. اینها مفاهیم جهاد دشوار و طولانی شماست. اگر سنگینی و دشواری کارِ شما از همه دیگر انقلابها بیشتر است، به سبب تلاش شما برای تناسب داشتن هدف و وسیله است. آیا هیچ انقلابی دشوارتر از انقلاب خود و هیچ جهادی خطرناکتر و نفسگیرتر از جهاد خود سراغ دارید؟ آیا انقلاب مردم ویتنام بر ضد استعمار آمریکا اینگونه بود؟ آمریکا خود بازیچه دست صهیونیسم جهانی است و به اندازه اسرائیل امکانات برای گمراهگری و سیطره بر عقل مردم و جلب عواطف عمومی به سوی خود در اختیار ندارد.
وقتی استعمار فرانسه با انقلاب الجزایر مقابله میکرد، خود مردم فرانسه نیز با این اقدامِ دولتِ خود مخالفت میکردند و همه میدانیم که رهبر بزرگ فرانسه به سبب موضعگیری بر ضد انقلاب الجزایر در آستانه مرگ (ترور) قرار گرفت. اما دشمن شما از وجدان بیبهره است. آیا طی این بیست سال از درون یا بیرون اسرائیل جز گزافهگویی و تندروی شنیدهاید؟ آنها همگی تاریکی و سیاهی هستند.
ای دلیرمردان، انقلاب شما بزرگتر از انقلاب طبقاتی و فراگیرتر از مبارزه بر ضد فساد و کفر و ژرفتر از ایستادن در برابر تعصبورزی دینی و سرسختتر از جنگ نژادی است. انقلاب شما انقلابی است بر ضد همه انواع و ابعاد باطل و سنگینترین انقلاب بر ضد خطرناکترین دشمن جهان بهشمار میآید.
[12]ه«مقدر شد بر آنها خواری و بیچارگی و با خشم خدا قرین شدند.» ( بقره،61)
موضوع: پیام ـ اسرائیل باطل مطلق است.
مناسبت: برگزاری دوره ششم مجلس ملی فلسطین، قاهره، 1/9 الی 6/9/69 .
منبع: آرشیو مجلس اعلای شیعیان 1/9/1969
امام صدر این پیام را توسط نماینده ویژه خود به جلسه ارسال کرد.
متن
برادران مجاهد،
درود و رحمت خداوندی که تسلیم شدن را برای بندگانش نمیپسندد، بر شما باد. در این نامه قصد آن ندارم که شما را به جهاد و فداکاری تشویق کنم، که شما جان خود را فدای امت خویش و روح خود را وقف حق و کرامت کردهاید؛ همچنانکه نیازی نمیبینم امید به پیروزی را در دلهای شما برانگیزم که شما امید را در شبِ تاریکِ ناامیدیِ این امت برافروختهاید. میخواهم فرصت را غنیمت بشمارم و برداشت خود را از ابعاد انقلابتان و بازتابهای جهادتان را برای شما بازگو کنم و تأکید کنم که کنفرانس ملی شما به ملت مبارز فلسطین اختصاص ندارد بلکه از این چارچوب فراتر میرود و وضع همه امت را دربرمیگیرد و به تاریخ و جغرافیای جهان پیوند میخورد و حتی از زمین درمیگذرد و به آسمان میرسد.
ای رزمندگان دلاور، انقلاب شما فقط انقلاب ملتی ستمدیده نیست، بلکه انقلاب امت بر ضد گذشته نزدیک و دور خود است؛ همان امتی که خطر را حس کرد، ولی در برابر آن خاموش ماند و تنبلی کرد و با ظلم همراه شد و بدینترتیب، ظالم نیرومند و استوار شد و پایگاه تاریکی را در خاستگاه نور بنا گذاشت. انقلاب شما انقلابی است بر ضد دنیایی که صهیونیسم را ندید یا نادیده گرفت و آن را پدید آورد و پرورش داد و همواره از آن پشتیبانی کرد تا بزرگ شد و دیگران را درید و پدر و مادر خود را نیز خواهد درید و بازمانده انسانیت موجود در جهان را بر باد خواهد داد.
آری، اسرائیل زاییده تمدن سرکش مادی و نتیجه حتمیِ مبانی تمدن غربی و طغیان خودخواهانه بشری است که در پایان قرون وسطا بر پایه انکار خدا و ارزشها بنا گذاشته شد و این، طغیان در ستمگری بود تا بدانجا که آسایشِ وجدانِ دروغینِ او با دست یازیدن بر دیگر ملتها حاصل میشد.
رژیم اسرائیل نماد کامل این تمدن از نظر انحصارطلبی و بهرهکشی و تفرقهافکنی نژادپرستانه و تعصبهای دینی و ستمگری و اشغالگری و سنگدلی است.
انقلاب شما انقلابی است در برابر گمراهی فراگیری که عقلها و دلها را تسخیر کرده و سبب شده است که به شکل احمقانهای درباره ستمگری و قتل و آوارگی بیندیشند. انقلاب شما انقلاب حق است که همچون سپیده صادق اندک اندک میدمد و گسترش مییابد و بر تاریکیِ این شبِ دراز فائق میآید و دنیا را سراسر نور و امید و حرکت سازنده و هوشیارانه میکند.
انقلاب شما انقلاب در برابر نژادی است که کفر ورزید و طغیان کرد و پیامبران را به ناحق کشت و احادیث و آموزههای دروغین جعل کرد و برضد
