آزادی برای همگان است. خداوند نعمت استقلال را به ما ارزانی کرده و ما باید از این سرمایه و این کرامت پاسداری کنیم. باید از نظر فکری و فرهنگی و اخلاقی و اقتصادی و سیاسی و نظامی نیز مستقل شویم. باید به این استقلال عمق ببخشیم و عمق بخشیدن به آن در این است که همه ابعادش را محقق کنیم. استقلال واجد ابعاد سیاسی و اقتصادی و فکری و غیر این هاست. به دست آوردن استقلال کار مردم است، ولی عمق بخشیدن به آن کار رهبران است. آیا ما میتوانیم آزادی را برای همه مردم کشور فراهم کنیم؟ اگر بپذیریم که استقلال به معنای رشد دادن توانمندیهای انسان است، باید آزادی را برای همگان فراهم کنیم. عمق بخشیدن به آزادی و توسعه دادن آن برای استقلال حقیقی، کمال است و عاملی نیرومند برای حفظ استقلال به شمار میآید. باید آزادی را برای همگان فراهم کنیم و این کار تنها به توسعه اقتصاد نیست، بلکه به توسعه و عمق بخشیدن به عدالت اجتماعی نیز هست. من در مقام شهروند جنوبی به دیدار شما نیامدهام، بلکه شهروند لبنانی هستم که به استقلال و آزادی و کرامت این کشور اهتمام میورزد. استقلال حقیقی و کامل و پاسداشته،آن است که توسعه یابد و به هر فرد و هر منطقهای برسد.همانگونه که استقلال اساسی ملتها معنای خود را دارد، استقلال افراد نیز معنای خود را دارد. چگونه میتوان از منطقهای که تنها به بخش ناچیزی از حقوق خود رسیده و درهعینهحال، سنگینترین بارها را بر دوش کشیده است، انتظار داشت که در رویارویی با دشمن ایستادگی کند؟
وحدت ملی معاهده یا قرارداد نیست که بین جنوب و شمال یا میان مسیحی و مسلمان امضا شود، بلکه تحقق وحدت ملی در این است که مردمِ هر منطقه و فرقه و خاندانی احساس کنند که در خوشی و ناخوشی با یکدیگر شریکاند.
برادران عزیز، جنوب در خط آتش در دهان اژدها گرفتار آمده است. این منطقه سربلند جز به بخش بسیار اندکی از حقوق خود دستنیافته است، ولی این روزها از آن میخواهند که برای لبنان نقش شمشیر و سنگر و پشتیبان را داشته باشد و با برادران عرب در ادای وظیفه خود در سرزمینهای اشغالی مشارکت کند.
این وظیفه سنگین که هر لبنانی آن را درک میکند، بهطور مستقیم بر دوش جنوب گذاشته شده است. پس برماست به آنان نشان دهیم که ما برادران آنان هستیم؛ باید دریابند که ما به فکر آنان هستیم و از آنان پشتیبانی و دفاع میکنیم. اگر آنان را به حال کنونی خود رها کنیم، بهگونهای که احساس کنند در این میدان تنها هستند، دیگر چه انتظاری میتوانید از آنان داشته باشید؟
برادران، آیا شما به وحدت لبنان اعتقاد دارید؟ آیا میپذیرید که از یک وجب از خاک کشورتان چشمپوشی شود؟ (صدای مردم: نه …نه) پس بیایید این جمله سعید عقل را تکرار کنیم: «هر وجب از خاک ما در برابر قبر یکی از دشمنان ما.» باید از آنان پشتیبانی کنیم، ولی نه با اشک و گریه؛ در غیر این صورت، فاجعه تنها فاجعه جنوب نخواهد بود و کل لبنان را فراخواهد گرفت.
سالروز استقلال در ماه رمضان شما را فرا میخواند تا از استقلالتان پاسداری کنید و وحدت ملی خود را عینیت بخشید و به برادرانتان که با تمام وجود در خط آتش ایستادهاند، یاری رسانید تا این آزادی را عمق ببخشید و در نتیجه، هر فردی بتواند مانند شما از نعمت امنیت بهرمند شود و بدین ترتیب،
اگر انسان تحتِ استعمار نظامی باشد، قدرت اراده و انتخاب ندارد و اگر تحت استعمار اقتصادی باشد، قدرت رشد و پویایی ندارد.استقلال یعنی برنتافتن حاکمیت اشغالگرِ نظامی و استعمارگرِ سیاسی و استعمارگر اقتصادی.
نوع دیگر استعمار، استعمار فکری است که بدترین و خطرناکترین نوع استعمار است.استعمارگر وقتی از سلطه نظامی وسیاسی و اقتصادی ناامید میشود، تلاش میکند که وارد عقل و ذهن مردم شود و آنان را درباره آینده و سرنوشت وسوسه میکند. اینجاست که انسان اختیار خود را از دست میدهد، بدون آنکه احساس کند استعمار شده است.
متأسفانه، شرق، که سرچشمه تمدن و اندیشه است، شخصیت خود را از دست داده و در برابر اندیشه طغیانگر تسلیم شده است، بدون آنکه انسان شرقی خطر اینهمه خودباختگی را احساس کند. کار به جایی رسیده که ما معیارهای خیر و شر، پیشرفت و پسرفت، نیکوکاری و بدکاری را از خارج وارد میکنیم و خود را با آن معیارها در غل و زنجیر میکنیم.
اینجاست که زنگ خطر به صدا درمیآید. باید در اینباره بحث کنیم، باید تردید کنیم، چراکه شک مقدمه علم و آگاهی است. باید از انسانِ غربی و انسانِ شرقی و انسانِ مترقی بپرسیم: چرا این خوب است و این بد؟
چرا ما یکدیگر را با این معیارهای دروغینِ وارداتی تقسیمبندی میکنیم، در حالی که معیارهای اصیل شرقیِ ما همچون دینداری و مهماننوازی و احترام به حقوق همسایه و صله رحم و نجابت و ازخودگذشتگی و بخشندگی بیاستفاده مانده است؟
آخرین نوع استعمار که خطرناکترین نوع آن است، استعمار هوا و هوس است، یعنی سیطره شهوتها بر انسان و تسلیم بودن در برابر نفسِ خودخواه و منافع فردی و بیاعتنایی به حقوق و منافع دیگران.امام علی(ع) فرمودهاند: «مَن تَرَکَ الشَّهَواتِ کانَ حُرّا.» (هرکه شهوتها را رها کند، آزاده است.)
انسان موجودی اجتماعی است. جزئی از کل است، ولی نه مانند دیگر اجزا، بلکه جزئی است صاحب عقل و اراده و آزادی. بنابراین، خطمشی انسان در زندگی باید با خطمشی دیگران موازی و هماهنگ باشد. آهنگی که من مینوازم باید هماهنگ با آهنگی باشد که دیگران مینوازند تا نوایی یکنواخت پدید آید. اگر هر انسانی نقش خود را ایفا کند با مجموعه بشری و مجموعه جهان هستی هماهنگ و همسو میشود. اگر انسان از محدوده خود فراتر رود و حقوق دیگران را پایمال کند، خطمشی او با خطمشی دیگران هماهنگ نیست، یعنی نقشِ خود را در مقام فرد بر خلاف مجموعه بشری انجام داده است.
تعهد، قید و بند برای آزادی نیست بلکه تضمینی برای آن است اگر ما برای خود معیار و قانون و اصولی ملی وضع کردیم و به آنها پایبند شدیم، این کار تضمینی برای آزادی و به معنای تقدیس اراده انسانهاست.
اکنون خداوند نعمت استقلال را به شما ارزانی داشته است باید خدا را بابت این نعمت شکرگزار باشید. بدون استقلال شایستگیها رشد نمییابد. وقتی آزادی برای همه فراهم میشود، هر بذری و هر نهالی فضای مناسب برای رشد پیدا میکند و همه قابلیتهای خود را شکوفا میسازد.
بهترین راه برای کار و تلاش فراهم کردن
صدای شلیک گلوله هوایی از کلت و مسلسل و تفنگ همراه بود.
برادران ارجمند،
زبان من از بیان سپاس قلبیام در برابر عواطف صادقانهای که اکنون بروز یافت، ناتوان است.خود را اینگونه دلداری میدهم که این عواطف متوجه شخص من نیست بلکه متوجه ارزشهایی است که شما گمان میکنید من نماد آنها هستم. امیدوارم من آنگونه باشم که شما گمانِ نیک میبرید.
سخن گفتن در این مناسبت، که در دل و جان ما عزیز است، و در برابر شما حاضران و در این ماه مبارک، مایه افتخار من است. همزمانیِ سالروز استقلال با ماه رمضان تصادف مبارکی است؛ رمضان ماه روزهداری و پایداری و خو گرفتن به سختیها و ایستادن در برابر هر چیز وسوسهانگیز و ماه مبارزات قهرمانانه است.
از این همزمانی این حقیقتِ مهم را درمییابیم که استقلال را باید با پایداری و ایستادگی و با پایبندی به ارزشها و برانگیختن ارادهها و پالایش دلها و روشنگری عقلها حفظ کرد.
استقلال موهبتی آسمانی است، آسمان اهل زمین را سست و تنبل نمیپسندد، بلکه آنان را نیرومند و دلیر میخواهد تا شایسته این موهبت و نعمت باشند که اگر چنین نباشند، در دنیا موجودیتی ندارند. انسان تنبل و بینظم و سبکمغز و نادان در زیر آسمان جایی ندارد و وقتی دین میگوید که خداوند، زمین و آسمان را در شش روز آفرید یا وقتی ایمان میآوریم که حق و عدالت و اراده و دانش از صفات خداوند است، به این معناست که زمین و زندگی و انسان، بر پایه حق و زمان معین (اجل حتمی) آفریدهشدهاند و اگر انسان خطمشی معینی نداشته باشد، نمیتواند پیروز شود و اگر بخواهد با بینظمی و نادانی زندگی کند، زندگی او با جهان هستی بیگانه است.
به نظر من امسال عید استقلال حال و هوای خاصی دارد و امیدواریم پیش از آنکه پشیمان شویم، این واقعیت را درک کنیم. بحث درباره استقلال به مقدمهای کوتاه نیاز دارد.
فرق میان انسان و دیگر موجودات چیست؟ فرق آنها در دو چیز است:
1. آزادی اراده که آن را استقلال یا اختیار مینامیم.
2. دانش یعنی رشد عقلی و فکری انسان که بر زندگی و اندیشه او بازتاب مییابد و از این راه است که زندگی تعالی پیدا میکند. تمدن نتیجه رشد علم است. انسان تنها موجودی است که میتواند بیاموزد و دانش خود را بر زندگیاش بازتاب دهد.
یکی از تفاوتها اراده است. هیچیک از موجودات اراده ندارند، یعنی وقتی با خیر و شر روبهرو میشوند،توانِ درکِ هر دو را ندارند ونمیتوانند یکی از آنها را با اراده کامل انتخاب کنند. تنها انسان است که میتواند پس از درک شر،خیر را انتخاب کند و این انتخاب تمرینی عقلی و قلبی است که قدرت اراده را در انسان تقویت میکند و او را انسانی متعالی میگرداند: انسانی که به آسمان و به خدا نزدیک میشود.
انسانی که از اراده خود دست میکشد، از سطح انسانیت فرومیآید و به مرتبه حیوانیت میرسد. برای نمونه چند مفهوم برای استقلال وجود دارد: استقلال در برابر استعمار نظامی، استقلال در برابر استعمار سیاسی و استقلال در برابر استعمار اقتصادی.
موضوع: سخنرانی - استقلال حقیقی همه افراد و همه مناطق را در میبرگیرد.
مکان و تاریخ: سینما امپایر در زحله،21/11/1969
مناسبت: دعوت باشگاه جوانان زحله به مناسبت عید استقلال
منبع: روزنامه الحیاة، 25/11/1969؛ روزنامه الجریدة، 22/11/1969
مقدمه: امروز لبنان عید استقلال را جشن میگیرد. عیدی که نماد ایستادگی لبنان در صف واحد برای رهایی از قیمومت است.
متن
امسال عید بدون شور و هیجان برگزار میشود و غم و اندوه سینهها را میفشارد، زیرا لبنان هفت ماه است که با بحران کابینه دست به گریبان است. مردم امید داشتند عیدی آنان در عید استقلال تشکیل دولتی باشد که بحران را پایان دهد و امور را به وضع عادی بازگرداند، ولی این امید ساده تحقق نیافت و هنوز بحران بر مردان چیره است، نه مردان بر بحران.
بحرانِ کابینه تا این اندازه اهمیت پیدا کرده است، زیرا بحرانی خونین به دنبال داشته و به حد تجاوز نظامی رسیده است و افراد مسلح از هر سو به لبنان حمله کردهاند.
زحله برای نخستین بار عید استقلال را با حضور مردی چون امام موسی صدر جشن گرفت. هزاران نفر از مردم زحله در تظاهراتی خودجوش و حماسی به خیابانها آمدند. در طول مسیر دهها پلاکارد برای خوشامدگویی به امام نصب شده بود. جوانان زحله در حرکتی خودجوش برای نشان دادن شادی خود اسلحههای فردی (کلت) و مسلسل به دست گرفتند و در طول مسیر، امام صدر را با شلیک گلوله هوایی و نورافشانها همراهی کردند. امام در ضیافت افطاری شرکت کردکه در رستوران عرابی ترتیب داده شد.در آنجا تلگراف عذرخواهی استاد ژوزف طعمه سکاف که به سبب بیماری نتوانسته بود در مراسم حضور یابد، خوانده شد. سپس، آقای الیاس هراوی از طرف شهرداری سخنرانی کرد و گفت: زحله به کسی خوشامد میگوید که به وحدت ملی و محبت و دوستی بشارت داده است. وی خطاب به امام صدر گفت: زحله به میهندوستی معروف است و مایه خرسندی است که از امام صدر، این مرد میهندوست استقبال کند و به ندای اخیر او پاسخ گوید که «هر لبنانی باید برای دفاع از جنوب به پا خیزد.» امام نیز پاسخ کوتاهی داد و گفت که به زودی در مراسمی که به مناسبت عید استقلال برگزار میشود، سخنرانی خواهد کرد.
حاضران، سپس، به سینما امپایر رفتند؛ جایی که انجمن جوانان زحله از امام صدر و استاد ادمون رزق (نماینده پارلمان) و استاد سعید عقل برای سخنرانی در مراسم عید استقلال دعوت کرده بود.
مراسم با سخنان استاد جورج ساروفیم (استاندار) آغاز گردید و سخنان او با تشویق طولانی حاضران روبهرو شد. پس از پایان مراسم، او با امام ملاقات کرد و همراه ایشان به انجمن زحله رفت که در آنجا استاد امین عاصی سخنرانی کرد و سپس، برای صرف چای به دفتر انجمن جوانان رفتند.
مراسم بدرقه امام نیز مانند مراسم استقبال با
عشق به میهن و علاقه به خود را در دل آنان زنده نگه دارید، که با این کار هم ارتش لبنان را یاری کردهاید و هم مقاومت فلسطین را حفظ خواهید کرد و هسته مرکزی مقاومت ملی را هم برای روزهای سخت بهوجود آوردهاید.
برای یاری جنوب و نجات آن، کمیتههای مردمی تشکیل دهید، کمیتههایی که با کمک لبنانیان و دیگر ملتها و دولتهای عربی، برای اهل جنوب مدرسه و درمانگاههای سیار بسازد و طرحهای عمرانی اجرا کند و کارخانه و ابزار دفاعی و … برایشان فراهم کند.
بنده در همینجا تشکیل چنین کمیتهای را در مجلس اعلا اعلام میکنم و پیشنهاد میکنم که این کمیته پیگیریهای مشترک را آغاز کند.
پس از آن امام صدر در پاسخ به پرسشهای روزنامهنگاران، خاطرنشان کرد: «علت تشکیل کمیتههای مردمی آن است که امکانات دولت برای یاری جنوب چه از لحاظ بودجه و چه از نظر نیروی انسانی محدود است و هراندازه هم که بخواهیم جنوب را در اولویت قرار دهند، اگر یاری مردمی نباشد، نتیجه کار محدود و اندک خواهد بود.»
امام در ادامه افزود: «به رئیسجمهور خبر دادهایم که پیمانکاران از اجرای طرحهای جنوب امتناع کردهاند و این به معنای آن است که مردم باید در این امر مشارکت کنند و بخشی از بار را به دوش بکشند. کمیتههای مردمی با جمعآوری کمکهای کشورهای عربی و دیگر کشورهای جهان و با احداث بیمارستانهای سیار و مدارس و اجرای طرحهای حیاتی، به یاری جنوب میشتابند و شکی نیست که امکانات مردمی برای اجرای این طرحها، گسترده و بسیار شایان توجه است و تشکیل این کمیتهها، اهل جنوب را متقاعد میکند که لبنانیان به فکر یاری آناناند و آنان در صحنه تنها نیستند.»
امام در پاسخ به پرسشی دیگر تصریح کرد: «مجلس اعلای شیعیان با ارسال نامهای به نمایندگان پارلمان، از آنان خواسته که موضع خود را بر اساس اهتمام مسئولان به وضع جنوب مشخص کنند. در نشست رهبران فِرَق اسلامی که همزمان با وقایع اخیر برگزار شد، تصمیمات مشخصی اتخاذ شد که همه به آن پایبندند. از جمله این تصمیمات آن است که تا زمانی که دولت چهار درخواست را مدنظر قرار ندهد، هیچیک از مسلمانان در ترکیب دولت حضور نخواهند یافت. یکی از آن چهار خواسته، تقویت نیروی دفاعی و تحکیم و تقویت روستاهای مرزی و آموزش نظامی به جوانان این مناطق است.»
امـام صدر در پاسخ به پرسش دیگـر درخصوص اینکه «آیا به درخواستهای مؤدبانه و مسالمتآمیز مطرحشده در بیانیه اکتفا خواهند کرد، یا اینکه در صورت بیتوجهی به درخواستهای مطرحشده، تدابیر دیگری در پیش خواهند گرفت؟» تصریح کرد: «جنوب و بهطور کلی لبنان، اکنون با بحرانی مهم روبهروست و اگر اهل جنوب را بدون رسیدگی و تنها بگذاریم، دیگر جایی برای روشهای مسالمتآمیز نمیماند. آینده بهگونهای خواهد بود که بهترین روش مؤدبانه بهکارگیری خشونت است. من به چشم خود میبینم که جنوب در خطر است و این وضعیت مرا بر آن میدارد که اولین قدم را در رویارویی با این خطر بردارم و آن چیزی جز کشته شدن من در این راه نخواهد بود.»
تحول و رشد تدریجی فرصتها و تهدیدها و منافع و خطرهاست. همچنین، مشارکت حقیقی و بهحق در دردها و آرمانهای یکدیگر است. بقا و جاودانگی وطن ترانه یا رؤیا نیست، تعهد ملی و یا بینالمللی نیست بلکه وحدت و یکپارچگی حقیقی در هدف و در اصلی است که متشکل از دردها و منافع است و در غایتِ متجسم در آرزوها و اهداف است.
هر امت و ملتی پابرجا میماند، نه به سبب پابرجایی افراد و اشخاص بلکه به سبب اهداف و رسالت آن پابرجا میماند. هر امتی حتی اگر برخی از افرادش از میان بروند و هزارها و دهها هزار نفر از اعضای آن کشته شوند، باز هم پابرجا میماند. سِرّ قوت و ضعف در هر امتی همینجاست.
دشمن گمان میکرد که با بمباران فرودگاه میتواند این امت را به تجزیه بکشاند. دشمنانِ کمینکرده همواره به علت وجود فرقههای مختلف در انتظار فروپاشی لبناناند، اما دیدیم که گمانشان تباه بود و توطئهشان نقش بر آب شد. پس بر ماست که هدف ملی واحدمان را با مشارکتی حقیقی، که همان میثاق حقیقی و همان میهندوستی صادقانه و وحدت واقعی است، تقویت کنیم. در زمان صلح و آرامش تخصیص امکانات و اجرای طرحهای توسعه، در جنوب ظالمانه بود، اما این منطقه همه را تحمل کرده و به میثاق خود وفادار مانده است. پس ما باید بار گوشهای از سختیهای آنان را بر دوش گیریم و در این بحران یاریشان دهیم، تا ساکنان آن مناطق نیز، لااقل در لحظات سخت، بهوضوح احساس کنند که هموطنان ما هستند.
ساکنان جنوب در این لحظات دشوار، بسیار به مشارکت و همدردی و همکاری همه لبنانیها و همه اعراب نیازمندند، بهخصوص پس از این همه سهلانگاری که در حق آنان روا داشته شده و بسیاربسیار وعدههایی که هیچیک تحقق نیافته است.
تصمیم اهالی جنوب بر پایداری و شرطهای این پایداری
باید شما را از تمایل ساکنان جنوب و عزم آنان بر پایداری مقاومت و تحمل سختیها تا سرحد نابودی (که البته نابودی نیست) باخبر کنم. اما بر شماست که ابزار و امکانات این پایداری را فراهم و نیز پایداری آنان را مؤثرتر کنید. برای یک یا دو سال هم که شده در بودجه سالانه اولویت را به جنوب لبنان دهید، آن هم پس از مدتزمانی که جنوب دهها سال از نظر محرومیت مقام اول را داشته است. به طرحهای عمرانی مصوب و نیز به وعدههایی که دهها بار به آنان دادهاید، که نخستین آنها «طرح لیطانی» است، جامه عمل بپوشانید.
صدها قطعه زمین به تملک وزارت آموزش و پرورش درآمده و اسناد آن به ثبت رسیده تا در آنها مدرسه ساخته شود و مردم همچنان منتظر آغاز کارند. زمینهای بسیاری هم برای راهسازی و عبور لوله و ساخت آبانبار به تملک درآمده و چشمبهراه شروع کار است.
در بالا بردن روحیه اهل جنوب همکاری کنید. به دیدار آنان بروید. درباره آنان و منطقه آنان مقاله و گزارش چاپ کنید. در میان آنان مراسم و جشنهای ملی و جشنوارههای سالم برگزار کنید. به روستاهای دوردست آنان و بهویژه، روستاهای مرزی بسیار رفتوآمد کنید.
به جنوبیان آموزش نظامی بدهیـد و آنـان را مسلح کنیـد
3. از مؤثرترین اقدامات در این مبارزه محتوم، تضعیف دشمن به هر صورت و در هر زمینه است. همه ما میدانیم که بهترین وسیله تحقق این مهم وجود مقاومت فلسطینی و رشدونمو آن است. و این یعنی حمایت ما از مقاومت و همکاریمان در گسترش آن و اصرار ما برای سلامت آن. این تلاشها خود جزئی از آمادگی ما برای رویارویی با دشمن است و از همان چشمهای میجوشد که پاسداری و دفاع از وطن از آن جوشیده است و با آن تناقض ندارد.
4. مبارزه ما ابعاد گستردهای دارد؛ نبردی است فرهنگی و تمدنی و درازمدت و با ابعاد متعدد ملی و قومی و دینی؛ نبردی از گذشته تا آینده؛ جنگ سرنوشت. و این نکته بدان معناست که ضرورت کسب این آمادگیها فقط برای چند روز و چند هفته آینده نیست، بلکه برای سالها و برای دههها در همه جبههها و در تمام سطوح و با بهکارگیری همه تواناییهاست.
5. جنوب لبنان، با وضع فعلی خود، نقطهضعف بزرگی در جبهه نبرد با اسرائیل به حساب میآید، زیرا با توجه به موقعیت استراتژیک بینظیر منطقه و غنای طبیعی آن، در صورتی که دشمن به آن تجاوز کند، بر جنگ و دگرگون ساختن فاکتورهای جنگ و ایجاد توازن میان قوا بسیار تأثیر دارد. این امر یعنی افروخته شدن شعلههای طمعِ دشمن بر منطقهای که با کمال تأسف بهههیچهوجه آمادگیهای دفاعی و اجتماعی و روحی را برای دفاع از خود ندارد. این فاجعه است؛ فاجعهای برای لبنان، حتی پیش از آنکه بخواهد قدم در میدان جنگ بنهد.
6. جنوب لبنان، با وصفی که از آن گذشت، بهتنهایی نمیتواند از عهده دفاع در برابر دشمن برآید یا حتی مقدمات نبردی را آماده کند. اما با این حال، همواره عنصری مخلص و مؤثر در سرنوشت این کشور و این امت بهشمار آمده است. بنابراین، ایستادگی یا فروپاشی جنوب لبنان امری گذرا نیست، بلکه بهشدت بر دیگر مناطق اثر میگذارد.
7. در اینجا از مقدمات و اصول ششگانه مذکور به یک نتیجه قطعی میرسیم و آن عبارت است از: ضرورت مشارکت همه لبنانیها و بلکه تمامی اعراب در بهبود بخشیدن به اوضاع دفاعی و اقتصادی و روانی جنوب لبنان. باید آن را در برابر دشمن آماده کرد و بهمثابه اولین دژ قدرتمند در برابر پیشروی دشمن قرار داد.
مشارکت در امـر دفاع نهتنها وظیفهای دینـی و قومـی و میهنـی است، بلکه دفاع از خود برای هر هموطن لبنانی، هر عرب و هر انسان مؤمنی در خاورمیانه ضروری است.
تأکید بر این حقیقت آشکار چندان عجیب نیست، در حالی که بیمسئولیتی و بیمبالاتی برخی از هموطنانمان را مشاهده میکنیم. گویا گمان میکنند که در قرون وسطا زندگی میکنند؛ زمانی که مردم به محیط اطراف خود کاری نداشتند و صرفاً از خانواده یا روستایشان دفاع میکردند، در حالی که در میان بحران و شعلههای آتش، که پیرامونشان را فراگرفته، به سر میبردند.
نیـاز به وطن و میهن تفریح فکری یا تمایل بـه گستـرش محل سکونت یا قرارداد مکتوبی نیست که مناطقی را به هم پیوند میزند، بلکه جوهر و هسته
موضوع: کنفرانس مطبوعاتی- اسرائیل خطری برای جنوب است و دفاع از جنوب مسئولیت لبنان و اعراب است.
مکان و تاریخ: مقر مجلس اعلای شیعیان در حازمیه، هه/هه/ه9هه
منبع: روزنامههای لبنان، هه/هه/ه9هه
مقدمه: در این کنفرانس امام صدر بیانیهای خواند و در آن خطوط کلیای را ترسیم کرد که باید در پرتو آن، اصول حرکت به سوی آیندهای آکنده از خطرهای سرنوشتساز تعیین شود.
متن
بسم الله الرحمن الرحیم
برادران عزیز،
در ماه مبارک رمضان، ماه خاطرات جاوید، ماه تمرینهای روحی و ماه قهرمانیها؛ در حال روزهداری، با حالت پیوند دائمی با خداوند و پایبندی به اطاعت او با جسم و روح و عقل و قلب؛ با حالت همدردی با رنجدیدگان و محرومان؛ در این مکان، در خانه جنوب؛ خانه مرزبانان و پایمردان خط آتش؛ خانه پایداران در برابر طمعورزیها که با اخلاص و اشتیاق از این سرزمین و مردم آن دفاع میکنند؛ در این خانه که بهطور خاص به محمد (ص) و اهل بیت او، به علی (ع) و حسین (ع) و به شهیدان و قربانیان راه حق و کرامت انسان منسوب است؛ در اینجا و در این فضا، به شما خوشامد میگویم و از حضورتان سپاسگزارم و آرزو میکنم که در ادای رسالت ملی خود و بر دوش گرفتن مسئولیتی که در این اوضاع و احوال دشوار از شما انتظار میرود، موفق باشید.
عزیزان، دوست داشتم در این اوضاع و احوال شخصاً با شما دیدار کنم تا به سبب مسائل جنوب، تلاش و روشنگری بیشتری کنم و از شما بیشتر یاری بطلبم و از این راه، جنوب را هرچه بیشتر توانمند کنیم تا سهم خود را در مسئولیت تاریخی ادا کند.
در این نشست قصد انتقاد یا اعتراض ندارم بلکه میخواهم بهطور کاملاً روشن و ساده، آنچه را میدانم به اطلاع شما برسانم تا بتوانم اصل و قاعدهای را پیشنهاد کنم که همه هموطنان بتوانند بر اساس آن حرکت کنند و در پرتو آن خطوط کلی برای رویارویی با آینده نامعلوم و آکنده از خطرهای سرنوشتساز را تعیین کنند. چنین آیندهای میطلبد که همه ما آماده باشیم و اخلاص بورزیم و فداکارانه تلاش کنیم.
آقایان، اینک میتوانیم برخی از این اصول مورد اتفاق را به شرح زیر مطرح کنیم:
1. وجود اسرائیل در منطقه و اهدافی که تعقیب میکند، خطر بسیار بزرگی برای ماست؛ برای شمال و جنوب ما، برای سرزمین و ملت ما، برای ارزشها و فرهنگ ما، برای اقتصاد و سیاست ما. اسرائیل هم امروز برای ما ایجاد خطر کرده و هم در آینده ایجاد خطر خواهد کرد. این خطر سرتاسر منطقه و تاریخ و جغرافیا و مردم لبنان را تهدید میکند. این اصول نیازی به اثبات ندارند، مگر برای کسی که از ماهیت اسرائیل بیاطلاع است، یا خود را به نادانی میزند.
2. همجواری با این خطرِ دائم و بزرگ، مستلزم آمادگیهای دفاعی و سیاسی و تبلیغاتی و اقتصادی و نیز روانی است. چنانچه خود را آماده نسازیم، درحقیقت یا تسلیم شدهایم و یا خود را به نادانی زدهایم.
بزرگوار بر ما حلول میکند و کلیدهای پیروزی و اسباب عظمت را به ما تقدیم میدارد. پس به تعبیر پیامبر بزرگوار، بدبخت کسی است که از رحمت و مغفرت خدا در این ماه محروم بماند.
شما در این سال به روشنی و با قاطعیت بار دیگر بر اراده خود برای ورود به عرصه پیکار شرافتمندانه و پاسداری از وطن گرانارج خویش و مشارکت در آزادی سرزمینهای اشغالی پای فشردید. در برابر این حقیقت وظیفه ماست که وضعیت جدید خود را ارزیابی مجدد کنیم و بار دیگر نیروهای فراوانِ پراکنده و چگونگی بسیج مجموعه آنها را برای درگیری نهایی خود در روز بدر جدیدمان بررسی کنیم.
ماه بزرگ فرصتی بزرگ است تا جامعهمان را از حالت سستی به حالت جدیت و آمادگی درآوریم. این، فرصتی نادر برای تحقق شراکتِ حقیقی همه فرزندان میهن واحد با فرزندان جنوب ـ که در خطوط مقدم آتش قرار دارند ـ و دیگر مناطق نگرانکننده و مورد تهدید است. این فرصتِ یگانه ساختن لبنان استوار است؛ لبنان قدرت و فرهنگ، لبنانکوهها و زیباییها، لبنان شمشیر و قلم.
برادران،
اینها پارهای از مفاهیم پربرکت ماه رمضان است و این میهمان عزیز ماست و شاید نخستین بار است که در آن پیکار نهایی با آشکارترین چهرهاش تجسم یافته است. خدایتان رحمت کند، بشتابید به استقبال از ماه خدا؛ بشتابید به سوی بر دوش کشیدن همه مسئولیتها؛ بشتابید به آیندهسازی و به بدری تازه و سپیدهای درخشان. إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ.[15] والسلام علیکم
[15]ه«اگر خدا را یاری کنید، خدا نیز یاریتان میکند و گامهایتان را استوار میکند.» (محمد، 7)
موضوع: پیام - استقبال از ماه رمضان
مکان و تاریخ: بیروت، 10/11/1969
مناسبت: آغاز ماه مبارک رمضان.
منبع: روزنامه الحیاة، بیروت 11/11/1969
متن
اکنون ما به استقبال ماه بزرگ خدا میرویم؛ ماه مبارک رمضان، که با جسم و عقل و دل خود و با همه ابعاد وجودمان از آن استقبال میکنیم.
این ماه به ما روی آورده است تا جسم ما را در برگیرد و تغییری ژرف در آن پدید آورد و نظمی جدید به آن بدهد که در آن تمایلات و خواستهها به اراده الهی گردن مینهند و اعضا و ارکان بدن از خداوند فرمان میپذیرند.
هر عضوی از اعضای ما باید با قداست و پرهیزگاری زیست کند و همه سلولهای ما باید با یاد و رضای الهی و با خدا و نه جز او زنده باشد و این حیات مقدس، روزه را بر تمام وجود ما میگسترد و گوهر وجودمان را آشکار میکند تا در دیگر ایام قدرتی به زندگی ما ببخشد که با داشتن آن، قدرتِ رویارویی با عناصر فریبنده و مبارزه با دشواریها را بیابیم.
عقول ما نیز به استقبال این ماه میرود؛ عقولی که با ریاضتهای جسمانی و ژرفنگری و یاد همیشگی خدا رشد میکند و با نور و رحمت الهی درخشش مییابد و به فیض آیات روشن الهی آگاه میشود و در عروجی مدام در آفاق حکمت و معرفت حق اعتلا مییابد. ما با دلهایمان به استقبال روزه میرویم؛ دلهایی که سرشار از احساس درد رنجکشیدگان و محرومان و مالامال از عشق به خدمت دیگران و تمایل صادقانه به تلاش برای ارتقای سطح زندگی آنان است. این دلهایی که با ادراک زنده عینیتیافته، به خدا نزدیک میشود و احساس میکند که او به بندگانش نزدیک است، آنگاه که از او درخواست میکنند و دعای دعاکننده را اجابت میکند، آنگاه که او را میخواند.
ای مؤمنان،
ما به استقبال ماه مبارک رمضان میرویم و در کنار صفحات قهرمانیها و نبردها، صفحات ادعیه و انفاق را میخوانیم. وقایع فتح الهی مکه را مییابیم، ادعیه شبهای قدر و روز بدر کبرا را با آمیزهای از دعا و تضرع و مناجات مؤمنان میخوانیم. صفحه جنگها و نبردها را میبینیم، زیرا ما در میدانهای جنگ و فداکاری خدا را عبادت میکردیم، همانگونه که در محراب مساجد و عرصههای خدمت به خلق خدا را عبادت میکردیم.
ما به استقبال ماه بزرگ میرویم؛ درونمایه این ماه را تجربه میکنیم تا آن را قدر محتوم امت خود و شبهای قدر آن را سرنوشت افراد و گروههای عزتمند خویش قرار دهیم.
ای مؤمنان،
این موسمِ الهی عزیز در این سال چونان میهمانی
