در پیشگاه خداوند به حق گواهی دهیم.
به سخن کسی گوش میسپاریم که شهیدِ حق و تلاش و حرکتهای والای انسانی به سود او گواهی داده است.
بیروت- 8 نوامبر 1969
موسی صدر
موضوع: مقدمهای بر کتاب الإسلام بین الأمس والیوم
مکان و تاریخ: بیروت، 8 نوامبر 1969
مناسبت: انتشار کتاب الإسلام بین الأمس والیوم اثر پدر یوسف کرم.
منبع: مقدمه کتاب
متن
( یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا وَدَاعِیًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِیرًا) [13]صدق الله العظیم.
خداوند در طلیعه اهداف رسالت چنین قرار داد که محمد(ص) گواه و بشارتگر باشد. خداوند این صفت را برای امت محمد(ص) نیز قرار داده و فرموده است: ( وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا) [14]؛
در ذات خداوند، حق، با گواهی دادن به ایمان تبدیل میشود؛ در روابط انسان با هستی نیز حق، با گواهی دادن به دین تبدیل میشود. گواهی دادن، فطرتی را که خداوندْ مردم را بر آن سرشته است، به رفتار و اخلاق و منش نیکو تبدیل میکند. گواهی دادن، سرآغاز انتقال حق به حقیقت است؛ گواهی دادن عامل پاسداری از حق است؛ گواهی دادن، جهادی است که از گفتنِ سخن حق تا فدا کردن خون و جان امتداد دارد؛ و محمد(ص) گواه بر حق است و به آن گواهی داده است. او با گفتار و رفتار و جهاد خود به آن گواهی داد تا جایی که سراسر زندگی او گواهی دادن بود.
او دعوت خود را که در گواهی دادن تجسم یافته بود، به رفتاری کلی و همگانی برای امت خود مبدّل ساخت.
و بدینترتیب، گواهی دادن را در زمین جاودانه (نهادینه) کرد تا حق در گذر تاریخ محفوظ بماند و گواهی دادن، محراب ایمان در پرستشگاه جاودانگی باشد. و اینک ما در برابر پرتوی از این نور جاوید هستیم: گواهی دادنِ پدر گرانقدر یوسف کرم در محراب عدالت و در آوردگاه اندیشهها.
این بحث، بازتابی است از صدای محمد(ص) که در محکمه روزگار گواهی میدهد و نویسنده باوفای خود را نیز به این مسیر سوق میدهد. محمد(ص) به رسالت مسیح گواهی داد، همچنان که گواهی داد او کلمه خدا و روح خدا و انسان پاک و مطهّری بود که به اذن خدا، کور مادرزاد و مبتلا پیس را شفا میداد و مردگان را زنده میکرد.
قرآن گواهی میدهد که «نزدیکترین مردمان در دوستی با آنهایی که به رسول خدا ایمان آوردند، نصاری (مسیحیان) هستند» و تأکید میکند که «برخی از آنان، دانشمندان و راهبانیاند که تکبر نمیورزند و چون آنچه را بر پیامبر فرود آمده است میشنوند، اشک از چشمانشان سرازیر میشود.»
پس بیایید به گواهی این دانشمند، این دوست نزدیکی که تکبر نمیورزد، گوش فرا دهیم و همواره
[13]ه«ای پیامبر، ما تو را گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستادیم، و دعوتکننده به سوی خدا به فرمان او، و چراغی تابناک»(احزاب، 45 و 46)
[14]ه«و بدینگونه شما را امتی میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد.»(بقره، 143)
- رسیدگی به وضع لبنانیان طرفدار انقلاب فلسطین.
- هموار کردن راه فعالیت آن دسته از فلسطینیانی که در لبنان اقامت دارند.
نکته: پس از برملا شدن این دو توافقنامه و بندهای مهم توافقنامه ملکارت، هیچیک از مسئولان لبنانی امضاکننده توافقنامه، توضیحی درباره علت امضای چنین توافقنامهایی از سوی دولت لبنان و چشم پوشیدن از حاکمیت دولت بر مناطقی از خاک لبنان به نفع طرف مقابل ارائه نکرد، در حالی که این مسئولان از سال 1975 در جنگ داخلی پیوسته سنگ حاکمیت لبنان را به سینه میزدند و با شعار اهتمام به این حاکمیت و مستلزمات آن، کشور را تباه کردند.
امنیت ماشینهای دارای پلاک لبنان و همچنین، ماشینهایی را که با پلاک موقت صادر شده و از سوی گمرک لبنان وارد خاک لبنان شدهاند، آمارگیری کند تا به وضع قانونی آنها رسیدگی شود. بنابراین، بر اساس قانون راهنمایی و رانندگی لبنان اگر ماشینهای چریکی مجوّز قانونی نداشته باشند، باقی ماندن آنها در خاک لبنان ممنوع است.
طرف فلسطینی متعهد شد که همه بیگانگان به جز کسانی که به کارهای غیرنظامی و دارای جنبه انسانی یا مدنی مشغول هستند (مانند پزشک و بیمار و مترجم) را از لبنان اخراج کند.
مرکز ارتباط و زیرمجموعههای آن با هماهنگی طرف فلسطینی بر اجرای بندهای فوق اشراف دارند.
موضوع: توصیههای کمیته عالی مشترک در نشستهایی که در تاریخ 15-16-17همهه1973 برگزار کردهاند.
اعضای این کمیته:
اولاً، نمانیدگان طرف فلسطینی: سرهنگ ستاد ابوزعیم، ابوعدنان، سید صلاح صلاح.
ثانیاً، نمایندگان طرف لبنانی: سرهنگ ستاد احمد الحاج، سرهنگ نزیه راشد، سرهنگ دوم دیب کمال.
ثالثاً، مصوبات
- اعتمادسازی
- گفتوگوی مستقیم ساماندهی شده (تشکیلاتی)
- احیای کمیته هماهنگسازی در سطحی که بتواند تصمیمگیری کند.
- تقویت مرکز اصلی ارتباط و ایجاد مراکز فرعی ارتباط در مناطق با هدف فراهم کردن فرصت ارتباط مستقیم و رسیدگی سریعتر به مسائل.
- پرهیز از فرصتسوزی در حل مشکلات و انجام دادن هرچه سریعتر آنها.
- تعامل نکردن با افرادی که تحت پیگرد قضایی یا بدنام و بدسابقه هستند.
- بازگرداندن وضع چریکها در دو منطقه راشیا الوادی و دیر العشائر به وضع پیش از 20 آوریل 1972 ظرف 48 ساعت.
- بسیج تبلیغاتی از رسانههای شنیداری و شروع به اجرا ظرف 24 ساعت.
موضوع: درخواستهای طرف فلسطینی پس از نشستهای مشترک در تاریخ 15-16-17 مه 1972
- بازگرداندن فضا به وضع پیش از 2/5/1972.
- کاستن تدریجی از مظاهر تنش نظامی.
- کم کردن ایستهای بازرسی به عنوان اقدامی روانی.
- لغو حالت فوق العاده.
- رسیدگی به وضع کسانی که تحت پیگرد قضایی هستند، بهویژه آنهایی که به سبب حوادث 23 آوریل 1969 تحت پیگرد قرار گرفتهاند.
- آزاد کردن کسانی که در حوادث 2 آوریل 1973 دستگیر شدهاند.
- بازگرداندن اسلحههایی که در سال 1970 مصادره شده است.
1.طرف فلسطینی تأکید کرد که مرکز اصلی فرماندهی در دمشق است و این مرکز نمایندگانی در برخی کشورها و از جمله لبنان دارد.
2. طرف فلسطینی متعهد شد که تعداد دفاتر خود را کاهش دهد.
طرف فلسطینی تصریح کرد که مقاومت فلسطین در لبنان رسانه تبلیغاتی جز فلسطین الثورة و خبرگزاری وفا ندارد. افزون بر این دو، چند نشریه فرهنگی-تبلیغاتی داخلی و خارجی نیز از سوی سازمان فلسطینی منتشر میشود.
- طرف فلسطینی متعهد شد که این نشریهها به حاکمیت و مصلحت لبنان خدشهای وارد نخواهد کرد.
- طرف فلسطینی متعهد شد که هیچ ایستگاه رادیویی در لبنان ندارد.
- طرف فلسطینی متعهد شد که به سبب انتشار یا پخش هیچ خبر یا اطلاعیهای از سوی مقاومت، لبنان از نظر تبلیغاتی دچار مشکل نشود.
در این خصوص باید بنابر اصل حاکمیت لبنان، قانون لبنان اجرا شود و متخلفان به دادگاههای مربوط ارجاع داده شوند.
1. تجاوزها
1-1. در بخشهای نظامی
- پروندهها به کمیتههای محلی ارتباط ارجاع میشود.
- اگر کمیتهها به نتیجه نرسند، پرونده به کمیته عالی هماهنگسازی ارجاع میشود تا فوراً مسئله فیصله داده شود.
1-2. در داخل اردوگاهها
1-2-1. نیروهای پلیس امنیت میتوانند با همکاری مبارزان فلسطینی به اختیارات خود در پیگیری همه جرمهای جنایی و غیرجنایی (عادی) که در داخل اردوگاه رخ میدهد، عمل کنند. همچنین، میتوانند همه بخشنامهها و احکام دادگاهها را که در مورد افراد ساکن اردوگاهها صادر شده است، اجرا کنند.
1-2-2. حوادثی که در اردوگاه میان چریکها رخ میدهد و با امنیت و سلامت انقلاب فلسطین مرتبط است و تنها با دخالت مبارزان مسلح حل میشود، از بند پیشین استثنا میشود.
1-3. بیرون از اردوگاهها
1-3-1. با چریکهایی که بیرون از اردوگاه مرتکب جرم شوند، بر اساس قوانین لبنان برخورد میشود و بازداشت مرتکبان یا دیگر تصمیماتی که در مورد آنها گرفته میشود، به اطلاع فرماندهی مبارزان مسلح میرسد.
1-3-2. در صورتی که چریکی به سبب تخلفی بازداشت شود و برای رسیدگی به آن نیاز به همکاری دولت لبنان با مبارزان مسلح باشد، برای هماهنگی درمورد آن از راه مرکز ارتباط تماس برقرار میشود، به شرط آنکه تصمیمگیری نهایی درمورد فرد متخلف به دولت لبنان واگذار شود.
1-4. دستگیر کردن
طرف فلسطینی دستگیری هر فرد لبنانی یا بیگانه و بازجویی او بهدست عناصر گروههای مقاومت را محکوم کرد و متعهد شد این کار دیگر تکرار نشود.
1-5. تخلفات رانندگی
پیش از این توافق شد که مدیر کل نیروهای پلیس
مرجعیون ممنوع است، مگر آنکه برگه مأموریت یا مجوّز داشته باشند.
- به همراه داشتن اسلحه در شهرک مرجعیون ممنوع است.
نکته: باید وضع گذرگاه رودخانه حاصبانی اصلاح و همه
تجاوزهای صورتگرفته برطرف شود.
2-3-2. عرقوب شمالی و منطقه راشیا الوادی:
افراد مسلح باید از روستاها دور باشند.
افراد مسلح نباید در غرب جاده مصنع-هحاصبانی حضور داشته باشند.
نکته: باید همه تجاوزها برطرف شود و مرکز مرجالزهور از بین برود. همه روستاهای واقع در غرب جاده مصنع-هحاصبانی باید حتی از عناصر اداری تخلیه شود. بهطور کلی هر مکانی در غرب این جاده که در آن تمرکز نیرو وجود دارد، باید تخلیه شود.
2-3-3. بعلبک: غیر از مرکز آموزشی النبی سباط، چریکها نباید در این منطقه حضور داشته باشند.
1. داشتن سلاح سنگین و نیمهسنگین در این بخشها مجاز است.
2. حضور در داخل روستاهای لبنان ممنوع است.
3. باید هرگونه تجاوزی برطرف شود و همه تجهیزاتی که به لبنان آورده شده، از آن خارج شود.
1. در داخل لبنان: باید بدون اسلحه و با لباس غیرنظامی باشد.
2. در بخشها: باید با هماهنگی مسئولان نظامی لبنانی در این بخشها و بر اساس توافقنامههای امضا شده باشد.
3. در مورد رهبران و مسئولان نظامی:
1-3. نظامیان: به فرماندهان (از درجه ستوان به بالا) اجازه داده میشود به همراه اسلحه فردی و راننده خود رفتوآمد کنند.
2-3. مسئولان غیرنظامی: به عناصر مسئول مجوزهایی با شمارهگذاری و امضای مرکز ارتباطات لبنان داده میشود و این شمارهها به فرماندهان بخشها به صورت بخشنامه ارسال میشود. این مجوزها به درخواست کمیته سیاسی فلسطینیان در لبنان صادر و اعطا میگردد.
1. آموزش نظامی در اردوگاهها ممنوع است.
2. آموزش نظامی تنها در مرکز آموزشی النبی سباط مجاز است.
3. آموزش فنی در مکانهای توافقشده با هماهنگی فرماندهی کل نظامی لبنان (مرکز ارتباطا) مجاز است.
4. میدانهای تیری که بیرون از محل آموزش باشد، جمعآوری میشود.
1. بر اساس مصوبات شورای دفاع مشترک، آغاز هرگونه عملیات از سرزمینهای لبنانی باید متوقف شود.
2. نباید به قصد عملیات چریکی هیچگونه تحرکی از داخل لبنان به خارج آن انجام شود.
1-1. نیروی انسانی
1-1-1. چریکها نباید در اردوگاهها حضور داشته باشند.
1-1-2. گروه مسئول برقراری نظم تشکیل شود.
1-1-3. نیروی شبهنظامیان برقراری امنیت را در اطراف اردوگاه و داخل آن بهعهده میگیرند. منظور از شبهنظامیان آن دسته از فلسطینیان ساکن اردوگاه هستند که به عضویت گروههای مقاومت درنیامده باشند و در طول روز به کارهای روزمره خود مشغول باشند.
1-1-4. ایجاد پاسگاهی برای نیروهای پلیس امنیت لبنان در نزدیکی اردوگاه که درمورد مکان آن توافق میشود.
1-2. اسلحه
1-2-1. شبهنظامیان اسلحههای سبک شخصی را نزد خود نگه دارند.
1-2-2. سلاح سنگین و نیمهسنگین نباید در اردوگاهها وجود داشته باشد. برای نمونه میتوان خمپارهانداز و موشک و توپ و اسلحههای ضدزرهی را نام برد.
2-1. بخش غربی: هرگونه تمرکز نیروهای مسلح بیرون از اردوگاهها ممنوع است.
نکته: به تجاوزهایی که شده است باید رسیدگی شود و بهویژه مرکز «برغلیه» باید از بین برود.
2-2. بخش میانی: بنابر تصمیمات گرفتهشده در نشستهای میان مسئولان لبنانی و رهبری گروههای مقاومت در تاریخ 8/10/1972:
1-2-2. به افراد مسلح اجازه داده میشود در بیرون از روستاها در مکانهایی که مسئول نظامی لبنانی در آن بخش با آن موافقت کند، حضور داشته باشند.
2-2-2. حضور عناصر گروههای مقاومت در شرق و جنوب و داخل مناطق زیر ممنوع است:
قصیر، غندوریه، دیرکیفا، شهابیه، بیر السلاسل، سلطانیه، تبنین، حاریص، کفرا، صدیقین و قانا.
3-2-2. به گروههای مقاومت فلسطین اجازه داده میشود که در جنوب شهرک حداثا پاسگاه ایجاد کنند، بهشرط آنکه تعداد نیروهای پاسگاه بین 5 تا 10 نفر با لباس غیرنظامی باشند و از فعالیت نظامی خودداری کنند. تأمین تدارکات این پاسگاه با چارپایان صورت میگیرد.
4-2-2. حداکثر تعداد نیرو در همه مناطق 250 نفر است.
نکته: وضع حداثا باید اصلاح شود.
3-2. بخش شرقی:
بنابر تصمیمات گرفتهشده در نشست میان مقامات لبنانی و رهبری گروههای مقاومت:
1-3-2. عرقوب جنوبی: این منطقه شامل سه مرکز است: 1. ابوقمحه، 2. خریبه (پایگاه شهید صلاح)، 3. راشیا الفخار (جبل الشحار).
تعداد نیروهای هر مرکز حداکثر 20 تا 25 نفر است.
- تأمین تدارکات این مراکز با ماشینهای غیرنظامی انجام میشود.
- حرکت نیروهای این پاسگاهها به سمت
برای تسهیل در مبارزات فداییان بر موارد ذیل توافق شد:
1. تسهیل در امر تردد مبارزان فدایی و تعیین نقاطی برای عبور و بازرسی در مرزها.
2. احداث جاده ارتباطی برای منطقه عرقوب.
3. فرماندهان مبارزه مسلحانه ضمن ساماندهی اقدامات و رفتارهای تمامی افراد تحت امر خود، دخالت نکردن آنان در امور لبنان را تضمین میکنند.
4. میان مبارزان فلسطینی و ارتش لبنان پایبندی به نظم و انضباط متقابل حکمفرما خواهد بود.
5. توقف حملات و اقدامات تبلیغاتی طرفین بر ضد یکدیگر.
6. سرشماری تعداد مبارزان فلسطینی حاضر در لبنان توسط فرماندهان آنان.
7. تعیین نمایندگی از مبارزان فلسطینی نزد ارکان ارتش لبنان به منظور حل و فصل مسائل و حوادث غیرمترقبه.
8. بررسی و تعیین نقاط مناسب برای استقرار مبارزان در مرزها با موافقت ارکان ارتش لبنان.
9. ساماندهی ورود و خروج و گشتزنی مبارزان فلسطینی.
10. برچیده شدن پایگاه حیرون.
11. همکاری ارتش لبنان برای تسهیل در فعالیت مراکز درمانی و پشتیبانی و تدارکاتی مبارزان فلسطینی.
12. آزادسازی بازداشتشدگان و سلاحهای توقیفشده.
13. بدیهی است مقامات و نیروهای نظامی و غیرنظامی لبنان در تمامی مناطق این کشور و در هر وضعیتی با بهرهمندی از تمامی اختیارات، مسئولیتهای خود را در همه مناطق لبنان انجام میدهند.
14. طرفین بر این نکته تأکید دارند که مبارزه مسلحانه فلسطینیان منافع لبنان و منافع انقلاب فلسطین و تمامی اعراب را دربردارد.
15. مفاد این پیمان به کلی سرّی است و فقط فرماندهان و مقامات حق آگاهی از آن را خواهند داشت.
مواردی که در کمیته عالی مشترک بین طرفهای لبنانی و فلسطینی بر سر آن توافق شد، عبارتاند از:
1. تاریخ نشست: 15 و 16 و17 مه 1973
2. اعضا:
- طرف فلسطینی: سرهنگ ستاد ابوزعیم، ابوعدنان، صلاح صلاح.
- طرف لبنانی: سرهنگ ستاد احمد الحاج، سرهنگ نزیه راشد (سرهنگ دوم سلیم مغبغب) و سرهنگ دوم دیب کمال.
3. مواردی که بر سر آن توافق شد:
با توجه به پایبندی هر دو طرف به مسئله فلسطین و ادامه مبارزه در راه آن و پاسداری از استقلال و حاکمیت و ثبات لبنان و همچنین، بر اساس توافقنامههای پیشین و مصوّبات کشورهای عربی:
1-3. توافقنامه قاهره و همه پیوستهای آن؛
2-3. توافقنامههای امضاشده میان طرف لبنانی و رهبری گروههای مقاومت فلسطین؛
3-3. تصمیمات گرفتهشده در شورای مشترک دفاعی کشورهای عربی؛
بر سر همه موارد مطرحشده توافق صورت گرفت که در زیر میآید:
موضوع: توافقنامه - توافقنامه قاهره بین دولت لبنان و سازمان آزادیبخش فلسطین به همراه پیوست متن توافقنامه مِلکارت
مکان و تاریخ: قاهره، 2/11/1969
مناسبت: به دنبال درگیریهای خونین میان ارتش لبنان و فلسطینیان این توافقنامه صادر شد.
منبع: آرشیو مجلس اعلای شیعیان؛ نشریه أمل، شماره 485، 8/2/1987
متن
آغاز فعالیت نظامی مقاومت فلسطین در اواخر سال 1968 میلادی و زد وخوردهای نظامی که میان آن و ارتش لبنان رخ داد، یکی از عوامل امضای توافقنامه قاهره میان سازمان آزادیبخش فلسطین و دولت لبنان بود. البته، این ماجرا جنبهای سری هم داشت که برملا نشد و همانا بهای امضای این توافقنامه بود که به مسئولان لبنانی پرداخت شد.
در اثر تفسیرهای متناقضِ بندهای این توافقنامه، بحران میان ارتش لبنان و مبارزان مسلح فلسطینی ادامه پیدا کرد و منجر به درگیریهای متعدد شد. در اثر این درگیریها توافقنامهای در هتل ملکارت در منطقه الرملة البیضاء بیروت به امضا رسید.
در روز دوشنبه، دوم نوامبر 1969، هیئت لبنانی به ریاست امیل بستانی، فرمانده ارتش، و هیئت سازمان آزادیبخش فلسطین به ریاست یاسر عرفات، رئیس سازمان، تشکیل جلسه دادند. از طرف مصر آقای محمود ریاض، وزیر خارجه، و سپهبد محمد فوزی، وزیر جنگ، در جلسه حضور داشتند.
با توجه به روابط برادرانه و سرنوشت مشترک، روابط لبنان و نهضت آزادیبخش فلسطین باید همواره بر مبنای اعتماد شکل گیرد و با شفافیت و همکاری متقابل همراه باشد و این امر منافع هر دو طرف را در سایه حفظ حاکمیت لبنان به همراه خواهد داشت. بر این اساس، طرفین بر اصول و راهکارهای ذیل توافق کردند:
مقرر شد حضور فلسطینیان در لبنان براساس موارد ذیل مجدداً ساماندهی شود:
1.حق اقامت و کار و رفت و آمد برای فلسطینیانی که اکنون در لبنان اقامت دارند.
2. تشکیل کمیتهای محلی با حضور فلسطینیان در اردوگاهها برای حفظ منافع فلسطینیان مقیم این اردوگاهها و با همکاری مقامات محلی در چارچوب حاکمیت دولت لبنان.
3. تعیین پایگاههایی در داخل اردوگاهها برای مبارزه مسلحانه فلسطینیان. این پایگاهها به منظور ایجاد روابط مطلوب با مقامات لبنانی با کمیتههای محلی همکاری میکنند و ساماندهی سلاح و تعیین نوع و مراکز آن را در داخل اردوگاهها بر مبنای قوانین امنیتی لبنان و منافع انقلاب فلسطین به عهده دارند.
4. به فلسطینیان مقیم لبنان اجازه داده میشود که از طریق مشارکت در مبارزه مسلحانه و با رعایت اصول و مبانی حاکمیت و سلامت لبنان با نهضت فلسطین همکاری کنند.
عربی و اسلامی و دیگر نیروهای عرب و مسلمان و بلکه تمام وجدانهای بیدار و از جمله نخبگان ملت فرانسه، همگی در چارچوب رسالت تاریخیشان به حمایت از آنان برخاستند و زمانی که نبرد آزادیبخش بهثمر نشست، بهرغم وجود مشکلات داخلی که وجود داشت و دارد و ملت الجزایر را رنج میدهد، جای نگرانی نمیبینیم، زیرا الجزایر کشور خودشان است و اختلافشان داخلی است و در آینده آنان موفق خواهند شد که گزینههای برترشان را انتخاب کنند. این تجربهای موفق است که در برابر چشمان ما قرار دارد و چریکهای فلسطینی نیز منطقی خلاف این منطق ندارند.»
سخن که به الجزایر و نیروهای اسلامی کشید، کنفرانس اسلامی رباط به یادم آمد. نظر امام را درباره اینکه آیا اینکنفرانس شکست خورده و یا دستاوردی داشته است، جویا شدم و پرسیدم که آیا این کنفرانس در برخورد با مسئله فلسطین با توجه به مسئله قدس و بیتوجهی به ابعاد دیگر، به مقاومت فلسطین توهین نکرده است؟
امام پاسخ داد: «فکر نمیکنم که کنفرانس اسلامی با مقاومت رفتار بدی داشته است، زیرا در یکی از مصوبههای این کنفرانس عبارت «به رسمیت شناختن و مشروع دانستن تلاشهای ملت فلسطین برای باز پسگرفتن سرزمینش» گنجانده شده است.»
امام سخنش را چنین جمع و جور کرد: «شک نیست که نیروهای اسلامی که میتوانند وارد عرصه پیکار فلسطین شوند، که در حقیقت عرصه نبرد خودشان است، بسیار بیش از آن چیزی است که تاکنون وارد این عرصه شده است.»
در پایان از ایشان پرسیدم که در تلاش برای برونرفت از بحران لبنان که عملیات چریکی به افزودن بر دامنه این بحران متهم شده است، مجلس اعلای شیعیان چه جایگاهی دارد؟
حضرت امام پاسخ داد: «ما چنانکه در بیانیهمان نیز اشاره کردیم، از زمان شکلگیری این بحران نقش نیروی فشار داخلی را داشتهایم و نه نقش مسئولان یا نمایندگان یا وزرا و یا فرماندهان نظامی را.»
1 پرسیدم: آیا نمیکوشید از رابطه دوستانهتان با دیگر فرقهها برای تشکیل همایشی دینی به هدف برونرفت از این گرداب بهره گیرید؟ 1
جواب: «تلاشکردهایم و به تلاشهایمان ادامه میدهیم.»
سؤال دیگری باقی ماند که نتوانستم کتمانش کنم: در متن این درگیری میان چپ و راست، دلتان با کدام طرف است؟ حضرت امام که گویی آنچه را در خاطرم میگذشت، دریافته بود و درحالیکه عبای مشکیاش را جمعوجور میکرد، با لبخندیکه بر لبانش نقش بسته بود، پاسخ داد: «به لحاظ اصولی من به هیچ جریانی که در شکلگیری آن مشارکت نداشتهام و پیش از حضورم شکل گرفته است، وابسته نیستم. ازهاینهرو، منتسب دانستنم به جریان چپ را که از بیش از شش سال پیش بدان متهم بودهام و یا به جریان راست را که در این روزها برخی دوست دارند مرا بدان متهم کنند، ستمی به خود میدانم. من اصول خود را از صراط مستقیمی میگیرم که اسلام بدان دستور داده است و این راه را ادامه خواهم داد تا زمانی که با مرگ و یا شهادت به دیدار حق بشتابم.»
1 مهم این است که امام پیشنهاد میانجیگری برای گفتوگو با چریکها را داده است و گام بعدی را باید دولت بردارد که آیا میخواهد از بحران خارج شود؟ 1
