سرنوشت‌ساز قرار گرفته ‌است.

در برابر این ‌حوادث داد و فریادهای‌ بسیاری ‌بلند شده‌ است. ‌اما تأسف ‌تلخ‌ ما از این ‌است ‌که ‌همه‌ این‌ داد و فریادها از منطقه‌ای ‌معین ‌و از فرقه‌ای ‌مشخص‌ صورت ‌گرفته ‌است، اگرچه ‌اندکی همراهی و همدردی نیز ‌دیگران ‌ابراز کرده‌اند. تدابیر و اقدامات ‌با سختی ‌و کندی‌ همیشگی و با احتیاط ‌فراوان ‌اتخاذ می‌شود و اجرای ‌این تدابیر هم‌ با دشواری‌هایی‌ روبه‌روست. آیا این‌ پدیده اعلام مرگ میهن‌دوستی ‌و هشداری ‌برای ‌احساس ‌شهروندی ‌و مایه ‌بدبینی ‌برای‌آینده‌ و حیثیت ‌لبنان ‌نیست.

این ‌بی‌توجهی ‌عمومی دل‌ را از درد سرشار می‌کند و امید را می‌میراند. این ‌نکته‌ای ‌است‌ که ‌من ‌وظیفه‌ دارم ‌امشب ‌شما را بدان‌ توجه ‌دهم.

برادران‌ عزیز، بالاگرفتن ‌اختلافات ‌سیاسی ‌و سوءاستفاده‌ از اوضاع برای ‌کسب ‌منافع‌ ویژه بر ناراحتی‌ها می‌افزاید، گویی‌ که ‌اوضاع ‌کاملاً‌ آرام‌ است‌ و ما باید در جست‌وجوی ‌نیازهای ‌غیرضروری ‌باشیم‌ و یا بر سر سود اختلاف ‌ورزیم.

خطر زمانی ‌به ‌اوج‌ خود می‌رسد که برخی‌ می‌کوشند تا آتش ‌دشمنی‌ها را برافروزند و میان‌ برادران ‌و دوستان عداوت جدیدی ‌بیافرینند.

اینکه ‌لبنان ‌و مردم ‌لبنان ‌متهم‌ شوند و گویا مشکل ‌فلسطین ربطی ‌به ‌لبنان ‌ندارد و دشمن‌ صهیونیستی دشمن‌ لبنان ‌نیست، درهحالیهکه ‌لبنان، از نخستین ‌اهداف ‌صهیونیسم ‌جهانی ‌است‌ و در قلمرو طمع‌ورزی‌های‌ کوتاه‌مدت‌ اسرائیل ‌قرار دارد؛

و اینکه مقاومت ‌فلسطینی ‌را به ورود به ‌امور سیاسی ‌محلی ‌و داخلی ‌بکشانند و چنین ‌تصوری ‌را ایجاد کنند که ‌آرامش ‌و امنیت ‌لبنان ‌برای ‌فلسطینی‌ها اهمیتی ‌ندارد و آنان ‌مردم ‌لبنان ‌را در معرض‌ خطر قرار داده‌اند؛ این ‌تلاش‌ها برنده‌ترین ‌سلاح ‌در دست‌ دشمنی‌ فرصت‌طلب ‌است ‌که ‌برخوردهای ‌شدیدتر میان ‌برادران‌ را انتظار می‌کشد و می‌کوشد فضای ‌برهم‌زدن ‌همکاری‌ و ‌توافق‌نامه‌ قاهره‌ و حاکم ‌ساختن ‌هرج‌ومرج و تردید در دل‌ها را فراهم‌ سازد.

خطرناک‌تر از این، ‌تلاش‌ برای ‌ایجاد شک ‌و تردید در دل‌ها درباره ‌هر شخص و هر کس ‌و هر مؤ‌سسه‌ای است ‌و در نتیجه‌، فروپاشی ‌ثروت‌های ‌ملی ‌و قومی ‌و بدنام‌کردن ‌رهبران ‌مخلص ‌و بنا ساختن ‌کاخ‌ عظمت‌ خویش ‌بر روی ‌ویرانه‌های‌ ماست.

باز هم خطرناک‌تر این است که برخی در صدد از بین بردن ‌ایمان جوانان و فرهیختگان و همه ‌مردم‌اند؛ ایمان‌ به ‌خدا که ‌مایه ‌اطمینان ‌و امید است؛ ایمان ‌به ‌خدا مرگ ‌را با زندگی ‌پیوند می‌زند و هستی ‌انسان ‌و باروری ‌او را متکثر می‌کند؛ ایمانی ‌که ‌نیروهای ‌فرد را بسیج ‌و نیروهای ‌جامعه‌ را یک‌پارچه ‌و رفتار انسان ‌را با حرکت ‌هستی‌، در کاروانی‌که ‌از ازل‌ تا به ‌ابد امتداد دارد، هماهنگ ‌می‌کند؛ ایمان‌ به ‌خدا که ‌افتخارآمیزترین ‌تجربه ‌را برای ا‌عراب خلق‌ کرد و بلندترین‌ عظمت‌ها را برایشان ‌ساخت ‌و همچنان ‌صفحات ‌زندگی‌شان ‌را با رنگ ‌سرخ ‌منقش ‌می‌کند و در شب‌های تاریکشان، پرتوهای‌ امید می‌افروزد.

برخی بر این باورند که ‌این ایمان باید از بین برود، زیرا مایه شکست و سرخوردگی ‌بوده‌ است. آنان می‌خواهند که تاریکی بر زندگی این‌ امت چیره شود تا خفاش‌ها امکان تحرک بیابند.

این ایمان به خدا آنان را می‌آزارد. ازهاینهرو،

سند شماره 30-01-70

موضوع: پیام ـ ‌لبنان ‌در برابر خطری ‌بزرگ ‌و غافلگیرکننده است.

مکان و تاریخ: تلویزیون ‌لبنان، 29/1/1970

منبع: روزنامه‌های ‌لبنانی، 30/1/1970

متن

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

‌مردم‌ لبنان، وضعیت ‌خطرناک ‌لبنان ‌به ‌توضیح‌ نیازی ‌ندارد و گمان ‌نمی‌کنم‌ درک ‌ابعاد مصیبتی ‌که ‌دامن‌گیر وحدت ‌و سرنوشت ‌این ‌کشور شده ‌و حیات‌ و کرامت ‌فرزندان ‌این‌ کشور را تهدید می‌کند، کار مشکلی ‌باشد. خطری ‌که ‌جنوب ‌لبنان ‌را نشانه‌ رفته‌ است، در حقیقت‌ تمام‌ اراضی ‌لبنان ‌را تهدید می‌کند و سقوط‌ جنوب ‌قطعاً‌ سقوط ‌دیگر مناطق ‌را نیز در پی‌ خواهد داشت.

اگر در تاریخ ‌و یا در تاریخ باستان نام جبل ‌لبنان ‌و یا متصرفیه‌ها و اقالیم‌ لبنان ذکر شده؛

و اگر در پاره‌ای‌ حوادث ‌گذشته‌ دیدیم‌ که ‌منطقه‌ای‌ از لبنان ‌سقوط ‌کرده و دیگر مناطق‌ پابرجا مانده‌ و به ‌دفاع‌ یا هجوم ‌برخاسته‌ است؛

اگر چنین ‌اتفاقاتی ‌را شاهد بوده‌ایم، اکنون‌ دیگر ‌قرون ‌وسطا گذشته و این‌ حوادث ‌و اتفاقات ‌نادر و استثنایی ‌همراه ‌با آن‌ دفن ‌شده‌ است.

اکنون، ‌ماهیت ‌دشمن ‌صهیونیستی با ماهیت ‌هر دشمن‌ و یا استعمارگر دیگری ‌متفاوت‌ است‌ و کمی ‌تأمل‌ جدی‌ بی‌پایگی ‌این ‌فرضیه‌ها و ‌امکان‌ناپذیربودن‌ تکرار آن ‌حوادث ‌را در عصر ما ثابت ‌می‌کند.

برادران، درخواست‌ یاری ‌من ‌از شما فقط به ‌نام ‌برادران ‌جنوبی‌تان ‌نیست ‌که ‌همواره‌ حاملان ‌آمال ‌و آلام ‌شما بوده‌ و هستند و همواره ‌برای‌ سرافرازی ‌و تأمین ‌منافع ‌مادی‌ و معنوی‌تان ‌می‌کوشند و با اعتقاد و افتخار در میهن ‌خود ذوب ‌شده‌اند؛ بلکه ‌می‌خواهم ‌به ‌شما بگویم: ای‌ کسانی ‌که ‌رنج ‌بیگانگان‌ و غریبه‌ها را درک ‌می‌کنید و برای‌ هر حقی‌ که ‌در هرجا ضایع ‌می‌شود، احساس‌رنج ‌می‌کنید ‌و با انسان‌های ‌مصیبت‌زده‌ و مورد تعدی ‌قرار گرفته ‌همدردی‌ می‌کنید، شما که ‌کشورهای ‌بیگانه محل ‌اقامت‌ خویش ‌را چونان‌ وطن‌ می‌دانید و برای‌ آن‌ها فداکاری و دلبستگی‌تان ‌را به آن‌ها اثبات ‌می‌کنید، شما انسان‌دوستان، آیا نیاز به ‌محرک ‌و پیام ‌دارید تا برای‌ خدمت‌ به ‌جنوب‌ خود و کشورتان ‌لبنان ‌و حمایت ‌از فرزندان‌ خود حرکت ‌و تلاشی ‌انجام ‌دهید؟

کشور شما در برابر خطری ‌بزرگ‌ و ویرانگر است ‌و این‌ عین حقیقت ‌و واقعیت ‌است. اما آنچه ‌مایه ‌شگفتی ‌و دشواری ‌است ‌و راز خطر در آن ‌نهفته ‌است، ‌این ‌است ‌که خطر در بیخ‌ گوش ‌شما باشد و شما توجهی ‌به ‌آن ‌نداشته ‌باشید و اینکه ‌با خیال ‌راحت ‌و بدون ‌اعتنا ‌و بی‌کمترین ‌اندوهی تماشاگر وضعیت‌ و سرنوشت‌ جنوب ‌لبنان باشیم.

برادران عزیز، مصیبت ‌این ‌است. مروری ‌سریع ‌بر حوادث ‌اخیر و تجاوزهای ‌مکرر به ‌لبنان ‌و به ‌منطقه ‌ارزشمندی‌ از لبنان ‌که ‌از ارکان ‌اصلی‌ تاریخ ‌و موجودیت‌ و استقلال‌ و خودکفایی ‌این ‌کشور به ‌شمار می‌آید، نشان ‌می‌دهد که ‌این‌ کشور در برابر خطری ‌

تصویب شد که با توجه به قانون مجلس اعلای شیعیان، نظارت بر تبلیغات دینی‌ در برنامه‌های رادیویی برعهده این‌ مجلس‌ قرار گیرد. وزیر اطلاع‌رسانی این‌ خبر را به فراکسیون نمایندگان جنوب متشکل از محمد صفی‌الدین و رفیق شاهین و محمود عمار ابلاغ‌ کرد و از دیروز این تصمیم اجرا شده است.

24/11/1970

[سند شماره‌ 24-11-70]

امام موسی صدر در میان جمعی از فرهیختگان در ادامه بحث قبلی خود در تاریخ 17/11/1970 درباره عوامل عقب‌ماندگی مسلمانان سخنرانی کرد. امام صدر در این بخش درباره نقش امام مهدی(عج) در پیشرفت مسلمانان سخن گفت.

1/12/1970

[سند شماره‌ 01-12-70]

امام موسی‌ صدر در میان جمعی از تحصیل‌کردگان سخنرانی کرد و به بازکاوی اسباب عقب‌ماندگی‌ مسلمانان‌ از کاروان پیشرفت علمی و مادی پرداخت و تأثیر عامل غیب‌گرایی‌ را در این عقب‌ماندگی توضیح داد.

19/12/1970

[سند شماره‌ 19-12-70]

امام موسی صدر در ادامه بحث خویش درباره اسباب‌ عقب‌ماندگی مسلمانان از کاروان پیشرفت‌ علمی و مادی به پرسش‌های پرشماری پاسخ گفت که تحصیل‌کردگان‌ درباره اندیشه‌ اسلامی‌ و اهمیت‌ کار و مارکسیسم و نیز مسئله دخالت روحانیون در سیاست طرح کردند.

24/12/1970

[سند شماره‌ 24-12-70]

الف: امام موسی صدر به دعوت دانشجویان دانشکده ادبیات‌ شرقی‌ دانشگاه سنت ژوزف، سخنانی با موضوع «لبنان‌ میان فرقه‌گرایی و سکولاریسم» ایراد کرد. وی در بخشی از سخنرانی خود با تأکید بر اینکه «سکولاریسم‌ چارچوبی اجتماعی است‌ و نه‌ نظام» گفت: «فرقه‌گرایی‌ و سکولاریسم دو صفتی است‌ که جامعه‌ همانند فرد بدان‌ متصف‌ می‌شود.»

24/12/1970

[المحرر]

ب: امام موسی‌ صدر پیش از ظهر دیروز، شیخ‌ عبدالله احمر، رئیس مجلس ملی‌ جمهوری یمن،‌ را به حضور پذیرفت. در این‌ دیدار سیّد محمد عبدالقدوس‌ الوزیر، سفیر یمن‌ در لبنان‌، وی‌ را همراهی‌کرد.

شیعیان به ریاست امام موسی صدر با رئیس پارلمان، کامل اسعد، دیدار کرد. در این دیدار که در دفتر رئیس پارلمان‌ انجام شد، امام‌ صدر در سخنانی برای کامل‌ اسعد در ادای وظیفه‌ای‌ که بر دوش او افکنده شده است، آرزوی موفقیت‌ کرد و ابراز امیدواری کرد که قرار گرفتن‌ وی، که اهل جنوب است، در رأس قوه مقننه مایه خیر برای جنوب باشد و خدمت به جنوب نشان برجسته‌ دوره جدید باشد که جناب اسعد یکی از ارکان آن است، چنان‌که در سخنان‌ رئیس‌جمهور، فرنجیه‌، هم‌ مشاهده‌ کردیم. امام‌ صدر، همچنین، به این‌‌اشاره‌ کرد که قانون مصوب پارلمان درباره‌ تأسیس مجلس جنوب مبلغ‌ سی میلیون لیره را برای‌آن‌ درنظر گرفته، درهحالیهکه تنها مبلغ هشت و نیم میلیون لیره تاکنون هزینه شده‌ است. سپس، امام‌ صدر درباره پاره‌ای‌ درخواست‌های دیگرِ شیعیان سخن گفت. رئیس پارلمان ضمن خوشامدگویی به امام صدر و هیئت‌ همراه ایشان، ابراز امیدواری کرد که دوره جدید، دوره خیر و درمان مشکلات‌ جنوب باشد و شایستگی‌ها و اوصاف رئیس‌جمهور فرنجیه‌ و نخست‌وزیر صائب سلام را ستود.

آقای اسعد سپس تأکید کرد که همه‌ توان خود را در خدمت به جنوب و مسائل مربوط‌ به جنوب، که در حقیقت‌ مسائل همه لبنان است، قرار خواهد داد. وی، بر نقش ارشادی مجلس اعلای شیعیان برای عموم هم‌میهنان‌ تأکید و تصریح‌ کرد که هیچ‌کس‌ در عمل‌ به راهنمایی‌های این مجلس کوتاهی نخواهد کرد.

امام موسی‌صدر در دیدار با رئیس‌جمهور سلیمان‌ فرنجیه و نخست‌وزیر صائب سلام نیز موضوع‌ اعتبارات تخصیص‌یافته برای مجلس جنوب را مطرح کرده و خواستار هرچه‌ زودتر هزینه کردن بقیه آن شده بود.

7/11/1970

[الجریدة]

امام موسی صدر خوزه کامل، رئیس انجمن لبنانیان مقیم خارج، را که تا یکشنبه آینده در لبنان است، به حضور پذیرفت. جوزف نفاع،‌ سفیر مکزیک‌ در لبنان، وی را در این دیدار همراهی‌ کرد.

17/11/1970

[سند شماره 17-11-70]

امام موسی صدر در میان‌ جمعی‌ از تحصیل‌کردگان، درباره عوامل عقب‌ماندگی مسلمانان‌ و چگونگی درمان آن سخنرانی و نقش دانشمندان مسلمان‌ را در شکوفایی‌ علوم و فناوری‌ و تمدن تبیین‌ کرد.

18/11/1970

[الجریدة]

امام موسی‌ صدر در نامه‌ای به نخست‌وزیر، به نادیده گرفتن مجلس اعلای شیعیان درخصوص انتخاب شخصیت‌های دینی برای سخنرانی‌ مذهبی رادیو‌ در ماه‌ رمضان اعتراض‌ کرد. وی در این نامه آورده است‌که مجلس اعلای شیعیان بالاترین‌ مرجع شیعیان است و انتخاب چنین شخصیت‌هایی‌ حق این مجلس است. نخست‌وزیر این‌ نامه را به وزیر اطلاع‌رسانی ارجاع داد و وی تحقیقات خود را از مدیر رادیو درباره علل بی‌اعتنایی به فهرست‌ ارائه‌شده‌ از سوی‌ امام‌ صدر و مبنا قرار دادن فهرست ارائه‌شده را از رئیس‌ دادگاه جعفری، شیخ حسین خطیب،آغاز کرد.

در تکمیل این موضوع در جلسه‌ای که به ریاست رئیس‌جمهور و با حضور نخست‌وزیر و وزیر اطلاع‌رسانی در کاخ ریاست‌‌جمهوری برگزار شد،

مهمانی‌ شامی حضور یافت که شیخ الأزهر، محمد الفحام‌، به افتخار هیئت‌های اسلامی در هتل شبرد ترتیب داد.

10/10/1970

[الحیاة]

امام‌ صدر و هیئت همراه از سفر یک‌هفته‌ای به مصر، بابت شرکت‌ در مراسم تشییع‌ و ترحیم رئیس‌جمهور عبدالناصر، بازگشتند.

14/10/1970

[الجریدة]

پیش از ظهر دیروز، اعضای‌ هیئت یاری‌ جنوب با رئیس‌جمهور، سلیمان فرنجیه، دیدار و انتخاب وی را به ریاست‌جمهوری تبریک‌ گفتند. اعضای‌ حاضر در این‌ دیدار عبارت بودند از: امام موسی‌ صدر، رئیس هیئت، و اسقف اغناطیوس خریش و شیخ محمد سلیم حمود، مفتی صیدا، و اسقف یوسف الخوری و اسقف‌ جورج حداد و شیخ عبدالأمیر قبلان و اسقف الشاعر و اسقف باسیلیوس‌ الخوری و قاضی شیخ علی الزین و شیخ‌ قاضی نجیب قیس و کشیش‌ ودیع انطوان.

در این دیدار امام‌ صدر به نمایندگی از هیئت به رئیس‌جمهور فرنجیه تبریک گفت و در ادامه اظهار داشت: «رنج و محنت جنوب، اعضای این‌ هیئت را گرد هم‌ آورد تا برای ارائه خدمات‌ انسان‌دوستانه‌ و مشارکت‌ در کاهش دردهای مردم قدمی بردارند. اما نتیجه این گردهم آمدن، مجسم‌ کردن‌ واقعیت لبنان و امتیاز لبنان‌ در جهان است‌ که همانا همکاری‌ کامل‌ ادیان است. شک نداریم که این هیئت می‌تواند زبان لبنان در خارج از لبنان باشد و اینکه این‌ هیئت می‌تواند در حراست از جنوب و میهن عزیزمان مشارکت کند و ستون وحدت ملی‌ و نقطه جهش برجسته و درستی برای خدمت به مؤ‌منان به خدا در جهان باشد.»

رئیس‌جمهور فرنجیه در پاسخ با خوشامدگویی به اعضای این هیئت و سپاسگزاری‌ برای این‌ دیدار، تأکید کرد که مردم لبنان از فرقه‌های مختلف همیشه در فضای برادری و همکاری زیسته‌اند و اختلافات ناشی از سودجویی‌های‌ خاص است. فرنجیه آن‌گاه از اعضای این هیئت خواست که برنامه‌ها و فعالیت‌های خود را به صورت گسترده‌تر به اطلاع‌ افکار عمومی‌ برسانند و تأکید کرد که رسانه‌های رسمی با این هیئت نهایت همکاری را خواهند داشت. همچنین، پیش‌ازظهر دیروز از مجلس اعلای شیعیان هیئتی به ریاست امام صدر دیداری سنتی با رئیس‌جمهور فرنجیه‌ داشته‌اند.

1/11/1970

[سند شماره 01-11-70‌]

به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان، امام موسی صدر در پیامی به مردم لبنان، این ماه را دوره‌ تأمل‌ عمیق مؤ‌منان‌ خواند. وی خاطرنشان کرد که اوضاع دینی در جهان‌ رو به تنزل و سقوط است‌ و همراه آن انحطاطی‌ اخلاقی در جریان‌ است که روابط انسانی را تهدید می‌کند و در جهان‌ عرب به سبب مصیبت بزرگ‌ وجود اسرائیل و پیچیدگی‌های‌ سیاسی و بار سنگین‌ دفاعی‌ و دشواری‌های اجتماعی، مشکل دوچندان و پیچیده‌تر می‌شود.

4/11/1970

[الجریدة]

ظهر دیروز، سه‌شنبه، هیئتی از مجلس اعلای

مانند احساس هر شهروند آینده‌نگر لبنانی و عربی است. آقای عبدالناصر علی‌رغمِ نبودِ وحدت میان کشورهای عربی، خودش نماد وحدت عربی بود و همین امر او را شایسته آن کرده بود که در نبردهای موجود در خاور‌میانه و در موقعیت‌های بین‌المللی، سخنگوی اعراب باشد.»

در پی درگذشت رئیس‌جمهور مصر، جمال عبدالناصر، امام موسی‌ صدر گفت: «رئیس‌جمهور جمال عبدالناصر تجسم آرزوهای ملت عرب بود و این امر به‌وضوح پس از جنگ پنجم‌ ژوئن 1967 و در روزی که وی از مقام خود استعفا کرد، آشکار شد. مسئولان و توده‌های عرب واکنشی به این‌ اقدام نشان‌ دادند که گویای شکست نخوردن‌ و امید به پیروزی بود.» امام‌ صدر افزود: «مواضع‌ عبدالناصر در کشورش و نیز کشورهای مختلف شناخته‌شده‌ و بی‌نیاز از یادآوری است‌ و شخصیت جهانی‌اش در این دوره‌ به‌رغم تلاش دائمی دشمن برای بدنام‌ کردن او، به‌ویژه در جهان‌ غرب، برجسته‌تر بروز کرد و به‌رغم این‌ تلاش دشمن، شخصیت‌ عبدالناصر خود را بر شرق و غرب‌ تحمیل کرد.

جهان‌ عرب بدون‌ عبدالناصر به لحاظ عاطفی در شخصیت‌ خود احساس کوچکی و ضعف و ناتوانی می‌کند. اما به لحاظ منطقی در برابر اراده الهی هیچ مانعی نمی‌تواند در برابر خوش‌بینی‌ و امید ما به آینده‌ ایستادگی کند، زیرا اعراب می‌توانند وجود و حیات عبدالناصر را ادامه دهند و اگر اعراب می‌خواهند که عبدالناصر نمیرد، باید اهداف و مواضع‌ او را زنده نگه دارند؛ باید همبستگی داشته باشند و پیرامون اصول و شعارهایی که عبدالناصر برای وحدت و یک‌پارچگی ا‌عراب منادی آن بود، گرد هم آیند.

حوادث اخیر اردن نشان‌ داد که عبدالناصر خود را وقف خدمت به امت عرب‌ کرده بود و زیانی که امت‌ عرب از درگذشت عبدالناصر دید، بزرگ‌ و جبران‌ناپذیر است.

در طی‌ دیداری‌ که با این رئیس‌جمهور فقید داشتم، میزان انسانیت بی‌حد و نفرت او را از جنگ که به کشته‌شدن انسان‌ها منجر می‌شود، به‌خوبی‌ مشاهده کردم.ازهاین‌هرو، وی همیشه نگران قربانیان‌ جنگ‌ها بود و می‌کوشید که به صلح و نه تسلیم دست‌ یابد. اما مواضع مثبت عبدالناصر را در برابر لبنان همگان درک‌ کرده‌اند، زیرا او توجهی‌ ویژه به لبنان داشت‌ و به‌خوبی‌ اوضاع لبنان را شناخته بود.»

4-5/10/1970

[الحیاة ـ الأهرام]

امام موسی صدر برای شرکت‌ در مراسم‌ تشییع‌ جنازه رئیس‌جمهور مصر، جمال عبدالناصر، در رأس‌ هیئتی وارد قاهره شد. وی پس از شرکت‌ در تشییع‌ جنازه‌، به مسئولان بلندپایه مصری تسلیت گفت‌ و در مجلس فاتحه‌ای‌ که در سرادق‌ کبیر در عابدین برپا شد، شرکت کرد و به خانواده رئیس‌جمهور فقید تسلیت گفت. وی در مسجد رئیس‌جمهور، جمال عبدالناصر، که پیکر وی در صحن آن به خاک‌ سپرده شد، نماز میت به جا آورد. از برنامه‌های‌ دیگر سفر ایشان، گفت‌وگویی بود که در رادیو و تلویزیون‌ مصر پخش شد. امام‌ صدر و هیئت‌ همراه با رئیس‌جمهور موقت، انور سادات‌، دیدار کردند. امام‌ صدر در این‌ دیدار اظهار داشت: «رئیس‌جمهور بزرگ، عبدالناصر، تجسم‌ زنده‌ و متحرک آرمان‌های‌ اسلامی‌ و آرزوهای ملل‌ ستم‌دیده بود.» وی در مجلس یادبودی‌ که دانشجویان لبنانی دانشگاه‌های مصر برای عبدالناصر برگزار کردند، شرکت‌ کرد و در

در شهر زلقا درباره نقش این انجمن و اهمیت هم‌زیستی‌ و اوضاع‌ جنوب، سخنرانی پرباری ایراد کرد.

19/9/1970

[سند شماره 19-09-70]

ب: امام صدر در گفت‌وگوی مطبوعاتی مجله لاروو دو لیبان پس از بازگشت ایشان از سفر اروپا، از میزگردها و سخنرانی‌هایشان در آلمان و میزان تأثیرپذیری‌ رسانه‌های‌ اروپایی و اردوگاه سوسیالیسم‌ از صهیونیسم‌ سخن‌ گفتند و سپس، با نگرانی از اوضاع‌ لبنان یاد کردند و از اینکه اوضاع لبنان مانند اردن شود، ابراز نگرانی کردند و در پایان،‌ خواستار اجرایی شدن‌ طرح سربازی اجباری شدند.

25/9/1970

[لسان‌الحال]

امام موسی‌ صدر درباره نطق ریاستی‌ رئیس‌جمهور، سلیمان‌ فرنجیه‌، اظهار داشت: «نطق اول رئیس‌جمهور، سلیمان فرنجیه‌، که در حقیقت برنامه کاری‌ عالی و پویای ایشان است و بلکه به سبب مسبوق بودن آن به سوگند و تأکید بر ضرورت کار به جای‌ سخن گفتن، به تعهد مقدس ایشان تبدیل‌ شده‌ است، تأثیری عمیق در دل عموم هم‌وطنان ما داشته است. اما اشاره رئیس‌جمهور به مشکل‌ جوانان و اوضاع جنوب دو نقطه اوج سخنان ایشان و دو کلید امید و خوش‌بینی‌ به حال‌ و آینده بود. موضع‌ جناب رئیس‌جمهور درباره‌ جنوب و وصف پدرانه‌شان از جنوب، از درد و رنج جنوب و درمان مشکل بزرگ آن‌ فراتر رفته و موجب تثبیت وحدت ملی و عدالت و نیز صیانت از ارزشمندترین و سربلندترین‌ پاره و سنگر این‌ وطن‌ و تاریخ آن‌ خواهد شد. دعاها و درودها و نیروهای‌ ما همراه‌ و پشتیبان این اهداف مقدس و جلودار آن‌ خواهد بود.»

1/10/1970

[الأهرام]

امام موسی‌ صدر در تلگرافی خطاب‌ به شیخ الأزهر، محمد الفحام، درگذشت رئیس‌جمهور جمال‌ عبدالناصر را به وی‌ تسلیت گفت.

2/10/1970

[لسان الحال]

الف. مجلس اعلای شیعیان به مناسبت درگذشت رئیس‌جمهور فقید مصر، جمال عبدالناصر، مراسم فاتحه‌ای در محل مجلس در حازمیه برگزار کرد. در این مراسم که آیاتی از قرآن کریم تلاوت شد و عده بسیاری از شخصیت‌ها، وزیران، نمایندگان و هیئت‌های مردمی حضور داشتند، امام صدر در سخنانی اعلام کرد که به سبب غم از دست دادن آن مرحوم، پرچم‌های مؤسسات وابسته به مجلس، پایین کشیده خواهد شد.

2/10/1970

[الحیاة ـ لسان الحال]

ب. امام صدر در رأس هیئتی از مجلس اعلای شیعیان از جمله دکتر عدنان عیدو و آقای عباس بدرالدین و دیگر شخصیت‌های شیعه به قاهره سفر کرد تا در تشییع جنازه رئیس‌جمهور فقید مصر، عبدالناصر، شرکت کند. امام پیش از سفر خود در سخنانی به بیان احساس و احترام خود درباره عبدالناصر پرداخت و گفت: «در حقیقت سخنان من بیانگر احساس من است و احساس من

به‌رغم آنکه بیشتر این سفر را در بیمارستان گذراندم، با نگرانی‌ شدید تحولات اوضاع لبنان را پیگیری و با اهتمامی‌ فراوان‌ مسئله‌ ریاست‌جمهوری را تعقیب می‌کردم. من‌ معتقدم که در نتیجه انتخاب سلیمان فرنجیه‌ به ریاست‌جمهوری لبنان به این‌ شکل پارلمانی‌ و دموکراتیک‌، تصوری‌ مثبت در جهان پدید آمده‌ است، زیرا برای همه ثابت شده است‌که لبنان به‌رغم‌ مشکلات فراوانی که از آن‌ رنج می‌برد، کشور دموکراسی است. کاری‌ که از دست من برمی‌آید این است‌ که برای‌ رئیس‌جمهور جدید آرزوی‌ توفیق کامل کنم، زیرا من معتقدم‌ دشواری‌ها و مشقت‌هایی‌ که در شش سال آینده منتظر ماست، دشواری‌هایی‌ سرنوشت‌ساز در تاریخ لبنان است و إن‌شاءالله همکاریِ فرنجیه با همگان‌ و همکاری همگان با وی،‌ رئیس‌جمهور را در کار خود موفق‌ بدارد تا این‌ ملت قهرمان‌ که بارها از امتحانات پیروز و سربلند بیرون آمده‌ است، بتواند بر مشکلات‌ کنونی‌ و آینده فایق آید.»

4/9/1970

[المحرر]

الف: گروهی‌ به نمایندگی از کارگران‌ بخش کابل‌گذاری اداره مخابرات با امام موسی‌ صدر دیدار کردند و گزارشی از اوضاع این‌ کارگران را که شمار آنان به 472 تن می‌رسد، به استحضار ایشان رساندند و اشاره کردند که وزیر مخابرات، آقای فؤ‌اد غصن، یک هفته پیش ‌در بخش‌نامه‌ای خواسته بخشی از اعتصاب‌کنندگان را به استثنای کارگران کابل‌گذاری برآورده کرده است. امام‌ صدر به خواسته‌های آنان گوش فراداد و وعده‌ داد که شنبه پیگیر خواسته‌هایشان خواهد بود.

4/9/1970

[الحیاة]

ب: یک‌ منبع نزدیک به رئیس‌جمهور منتخب، سلیمان‌ فرنجیه، اظهار داشت‌ که فرنجیه‌ به‌زودی اداره‌ کل برنامه‌ریزی‌ اقتصادی‌ و اجتماعی را در کاخ ریاست‌جمهوری ایجاد خواهد کرد و مسئولیت آن‌ را به یک‌ شیعه‌ خواهد سپرد، چراکه تاکنون هیچ‌ کارمند شیعه‌ای در سطوح بالای نهاد ریاست‌جمهوری‌ حضور نداشته است و حتی‌ یک‌ مشاور شیعه در این نهاد وجود ندارد.

این منبع‌ اشاره‌ کرد که این اقدام پاسخی به درخواست امام موسی صدر از رئیس‌جمهور، شارل حلو، است که وی نیز وعده تحقق آن را داده بود، ولی اوضاع سیاسی کشور آن را با تأخیر مواجه کرد.

10/9/1970

[الحیاة]

رئیس‌جمهور جدید، سلیمان فرنجیه، در کاخ بیت‌الدین از امام موسی‌ صدر استقبال‌ کرد. در این‌ دیدار دو طرف درباره اوضاع جنوب گفت‌وگو کردند.

12/9/1970

[الجمهوریة]

امام موسی صدر دیروز آقای محمد عبد القدوس الوزیر‌، سفیر یمن‌ در بیروت، را به حضور پذیرفت. دو طرف درباره مسائل دو کشور و به‌ویژه، اوضاع جنوب لبنان گفت‌وگو کردند.

19/9/1970

[الجمهوریة]

الف: امام موسی صدر به دعوت انجمن الجواله

آنان‌ همدلی عمیق و درک بهتر اوضاع‌ را می‌دید، اهتمام‌ جدی‌ داشت. وی در طول دو هفته اقامت، برنامه‌های فشرده‌ و مفیدی‌ داشت؛ چهار سخنرانی برای دانشجویان دانشگاه‌ها و ده‌ دیدار با مسئولان‌ عالی‌رتبه و از جمله‌ دیدار با ویشنفسکی، دبیرکل حزب سوسیال‌ دموکرات حاکم، و شش تن از روحانیان‌ پرنفوذ مسیحی‌ آلمان و نیز شماری از روزنامه‌نگاران برجسته، بخشی از برنامه کاری ایشان بود.

به‌رغم‌ فشار صهیونیست‌ها که می‌کوشیدند ارتباطات‌ امام‌ را محدود و از انتشار اخبار سفر ایشان جلوگیری‌ کنند، اخبار فعالیت‌های‌ امام‌ در روزنامه‌ها و مجلات منتشر می‌شد و بسیاری‌ از سالن‌ها و ورودی‌ هتل‌ها و شهرداری‌ها به پرچم‌های لبنان در حال اهتزاز مزین شد و طبقات‌ مختلف به‌خوبی از این سفر استقبال‌ کردند.

30/8/1970

[سند شماره 30-08-70]

امام‌ صدر در گفت‌وگوی مطبوعاتی با روزنامه‌ فرانسوی لاکروا اظهار داشت: «وجود لبنان ضرورتی دینی‌ و تمدنی است و اسرائیل دولتی نژادپرست‌ و توسعه‌طلب است و با اتکا به ایالات‌ متحده به تجاوزات خود ادامه‌ می‌دهد.»

3/9/1970

[الجریدة‌ ـ الحیاة]

امام‌ صدر دیروز از سفر آلمان غربی بازگشت و در فرودگاه‌ وزیر کشاورزی به نمایندگی رئیس‌جمهور، و شیخ‌ حسن خالد، مفتی‌ اهل سنت لبنان، و جمعی از علمای شیعه از ایشان استقبال کردند. امام‌ صدر در سخنانی در فرودگاه اظهار داشت: «همان‌گونه‌ که می‌دانید، سفر من‌ در اصل‌ برای درمان‌ بوده است‌ و من شهر فرانکفورت را به سبب اینکه برخی دوستان عرب‌ و برخی‌ دانشجویان‌ در آنجا اقامت دارند، انتخاب‌ کردم. دولت فدرال آلمان‌ پس از اطلاع از حضور من در این شهر، از من دعوت کرد. برخی از برادران ما و برخی‌ از مؤ‌سسات‌ اسلامی در شهر هامبورگ نیز از من دعوت‌ کردند و برای ایراد سخنرانی‌ نیز دعوت‌نامه‌هایی‌ دریافت‌ کردم. در دعوت از اینجانب برای سخنرانی، دانشجویان‌ عرب‌ که شمارشان در آلمان فدرال به حدود 14 هزار نفر می‌رسد، مشارکت داشتند.

‌من این‌ فرصت را برای تبیین مشکلات بزرگ خود در خاورمیانه، مشکل فلسطین‌ و مصیبت و جهاد ملت فلسطین و به‌ویژه، مشکل‌ جنوب لبنان و رنج مردم جنوب و تجاوزات مکرر اسرائیل غنیمت شمردم. من به‌رغم‌ دشواری‌ها و موانع فراوانی‌ که در نتیجه فعالیت‌های صهیونیسم‌ جهانی در این سفر متحمل‌ شدم، کوشیدم این حقایق‌ را روشن‌ کنم. با وجود این‌ مشکلات و با همکاری دولت‌ آلمان و همدلی ملت‌ آلمان‌ که طبیعتاً‌ دوست‌دار اعراب و مردم‌ مشرق‌زمین‌ و خواهان‌ تعامل با آنان‌اند، توانستیم‌ بسیاری‌ از حقایق را روشن کنیم. درست است که من سختی‌های‌ بسیاری در این سفر کشیدم، درهعینهحال، متوجه شدم که این‌ سفر، سفری ضروری و مفید بود و باید تکرار و تعمیم یابد، زیرا نیاز حیاتی به همکاری‌ با ملت آلمان داریم، چنان‌که ملت آلمان نیز نیازمند همکاری با ماست. من مشاهده‌ کردم که در نتیجه‌ تبلیغات‌ گمراه‌کننده، فضایی به شدت مه‌آلود و پرابهام در برابر ملت‌ آلمان وجود دارد و امیدوارم این سفرها تکرار شود تا حقایقی که خیر و صلاح‌ ملت‌ و کشور ما را تأمین می‌کند، روشن‌ شود.