سبب دیگر وجود دارد که مسئله لبنان را بهتنهایی در اذهان مطرح میکند، حتی اگر تبعات مسائل و مشکلات خارج ـ چنانکه اکنون دامنگیر شده است ـ دامنگیر لبنان نشود.
نویسنده معروف لبنانی، حنّا غصن، از طرفهای درگیر موجود در وطن خود با نام «قبایل هفتاد» یاد میکند. این نامگذاری از آن روست که درگیریهای شعلهوری اکنون برای کسب مقام اول در کشور در میان مجموعهای متضاد از رهبران سیاسی در جریان است و نویسنده لبنانی ترجیح داده است که آنان را به قبایل وصف کند. از آن رو که این درگیری در سال 1970 رخ میدهد، این نویسنده واژه هفتاد را وصفی مناسب برای اینگروهها یافته است که میتوان تفاسیر مختلفی از آن داشت.
با این حال، حنا غصن نخواسته است به عوامل جدید و خطرناکی که در این موضع بروز یافته است اشاره کند، چنانکه مطبوعات لبنان همگی این کار را کردهاند. این عوامل ممکن است به تغییر عرفهای قانون اساسی بینجامد که از زمان استقلال تاکنون بر کشور حاکم است. این عوامل عبارتاند از فزونی این باور در توده مسیحیان لبنان که ریاستجمهوری در چند سال آینده، به کورهای آتش تبدیل خواهد شد که متولی آن امید نجاتی نخواهد داشت. خود پییر جمّیل هم به روشنی بیان کرده است که رئیسجمهور آینده قربانی خواهد شد.
چون ادامه اوضاع در لبنان به صورت کنونی امکانپذیر نیست؛ اوضاعی که ناظر به بقای حالت تعادل میان نیروها و جریانات گوناگون است و نیز به همگان اجازه میدهد که نیرومند و مقتدر جلوه کنند، چندانکه به این امر باور داشته باشند. درهحالیهکه در واقع زمام امور به دست عواملی از شعبه دوم وابسته به ارتش است که به هیچکس امکان تحرک منفی و مثبت نمیدهد، مگر آنکه چراغ سبز ایشان را ببیند.
ادامه این وضع به این علت غیرممکن است که شعله درگیریها میان اعراب و اسرائیل در خارج شدت یافته است و چریکهای فلسطینی در داخل حضور دارند، زیرا چریکهای فلسطینی که به نظر میرسد بیش از پیش جنبوجوش دارند، هزینه چندانی برای حفظ انزوا و بیطرفی لبنان در قضیه اعراب، در عین تأکید بر گرایش عربی خویش، نمیپردازند. چراکه انزوایی اینچنین با ضرورت پیکار سرنوشتسازی که به همه نیروها و ساز و برگهای نظامی نیاز دارد، و نیز با وابستگی منطقی لبنان به جهان عرب ناهمخوان است.
طرفداران سیاست انزوا در لبنان، ناچارند توسعه عملیات چریکی را متوقف کنند تا «وضع خاصی» را که از آن برخوردارند، حفظ کنند و منافع اقتصادی خود را به دور از زیان درگیری و جنگ ادامه دهند، هرچند غالب این درآمد نتیجه مستقیم اکتشافات نفتی در خلیج است. وضع خاصی که در لبنان فراوان از آن سخن میگویند.
این وضع خاص یعنی صبغه مسیحی لبنان عربی باید درک شود و به عبارتی دیگر، حضور مسیحیان که چهره و هویتی غربی دارند، در میان دریاچهای اسلامی، امتیازات شگفتانگیزی به لبنانیهای مسلمان در جهان عرب و جهان غرب داده است، چراکه برای قدرتهای بزرگ بینالمللی و در رأسشان فرانسه و ایالات متحده امریکا، حفظ
موضوع: تحلیل روزنامه ـ سید موسی صدر رئیسجمهور لبنان
مکان و تاریخ: کویت، 16/4/1970
مناسبت: مجله صوت الخلیج پس از نقشآفرینی امام صدر در لبنان بهویژه موضعگیری ایشان درباره مقاومت فلسطینی این تحلیل را منتشرکرد.
منبع: مجله صوت الخلیج کویت، شماره 398، تاریخ 16/4/1970
متن
هرگز یکی به نعل و یکی به میخ نخواهیم زد، زیرا اوضاع و احوال، تحمل وادادگی و نامردمی را ندارد. نمیخواهیم به خاشاکی بیچاره و ضعیف بر روی آب روان تبدیل شویم. بهزودی حقایق را همانگونه که هست، ناب و عریان بیان خواهیم کرد؛ محکم چونان چکش و بران چونان لبه خنجر. نمیپذیریم که امتمان تباه شود و دهانهامان بسته بماند؛ حقیقت را خواهیم گفت، تمام حقیقت را برای تاریخ و نسلهای آینده، و ما همه هزینهها را با رضایت و طیب خاطر خواهیم پرداخت. میدانیم آنچه در این تحلیل آمده است، بسیاری را برخواهد آشفت. زبانهای بیشرم را به دشنام واخواهد داشت، اما تا زمانیکه هدف در برابر ما روشن است، اینها مهم نیست.
زبانه آتش نزاع در لبنان در حال رسیدن به گوشهگوشه جهان عرب تا سواحل خلیج است، زیرا لبنان جایگاهی ویژه دارد که همواره آن را در متن اهتمام اعراب و جهانیان قرار داده است. لبنان کشور توازن میان همه طرفهای عربی و بینالمللی است، زیرا همه در آنجا حضور دارند. حتی گویی ریش مشهور کاسترو از لابهلای حوادثیکه به سمتی نامعلوم در حرکت است، آشکار است.
لبنان امروزه، چنانکه آشکار است، دورهای حساس را در تاریخ جدیدش پشت سر میگذارد. اشارات و نشانههای فراوانی از لبنان میرسد که گویای آن است که در آنجا اتفاقی بزرگ خواهد افتاد. اما پیش از آن باید این پرسش را مطرح کرد که چرا این همه اهتمام و توجه به لبنان معطوف میشود؟
نخست اینکه نظام فعلی لبنان از اندک حکومتهای عربی است که مستند به مشروعیت است، حال صفت و کیفیت این مشروعیت هرچه میخواهد باشد.
دوم اینکه دشمن با شرارت خود به بخش بزرگی از جنوب اینکشور چشم طمع دارد.
سوم اینکه حضور مسیحیان در اینکشور وضعی خاص به آن میبخشد و آن را به پل ارتباط با جهان غرب تبدیل میکند.
چهارم اینکه میتوان جنوب را به دژ استواری برای مقاومت عربی تبدیلکرد.
پنجم اینکه اگر کشمکشها و منازعات کنونی در لبنان از وضع فعلیاش خارج شود، پای نیروهای بینالمللی را از خارج از منطقه به کانون چالش باز خواهد کرد.
همین موارد یادشده کافی است که مسئله لبنان را از مهمترین و بزرگترین محورهای اهتمام جهان عرب قرار دهد. علاوه بر اینکه صدها علت و
هستند. ما تصمیمات دولت را درباره تقویت قوا و مقاومت در جنوب پیگیری کردیم، اما این پروژهها هنوز در کشوی پارلمان است.
ما هماهنگی کردن با چریکهای فلسطینی را تأیید میکنیم، زیرا چریکها به اندازه آزادی فلسطین به تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان اهتمام دارند. برای ادامه این وضعیت لازم است میان سازمانهای چریکی و نیروهای لبنانی هماهنگی وجود داشته باشد.
روحیه مردم جنوب روزبهروز در حال کاهش و فرسایش است. حتی تا امروز نتوانستهایم ارتشی ملی تشکیل دهیم. غالب ساکنان روستاهای جنوب، شب را در خانههای خود نمیگذرانند، اگر ساکنینی وجود داشته باشد. غالب روستاهای جنوب خالی از سکنه است. وضعیت بسیاری از مناطق خوشایند نیست بلکه مایه ننگ و شرم است.
دولت توانسته است با ایجاد حوادث در بیروت و غیر آن افکار عمومی را از حوادث جنوب غافل کند و همچنان میبینیم که روزنامهها توجهی به اخبار جنوب نشان نمیدهند. ما برای از دست دادن قدس گریه کردیم و در آینده برای از دست دادن جنوب خواهیم گریست.
بیروتی و طرابلسی درد جنوب را درک نمیکند؛ گویی که جنوب، جنوب آفریقاست. من از کارشناسان و متخصصان شنیدهام که لبنان توان دفاع از خویش را تا توقف جنگ دارد. ازهاینهرو، ما خواهان مسلحکردن مردم جنوب و آمادهسازی ارتشی مردمی برای تقویت روحیه مردمیم. من امیدوارم که این صدای ما راهی به دل مسئولان بیابد.
موضوع: سخنرانی ـ اوضاع جنوب و امکانات لبنان در برابر طمعورزیهای اسرائیل
مکان و تاریخ: صیدا، هتل صیدون، 8/4/1970
مناسبت: ضیافت شام انجمن دوستداران قدس
منبع: روزنامههای محلی لبنان، 10/4/1970، روزنامه الحیاة، 10/4/1970
گزیدهای از متن
امیدوارم این سخنان من راهی به دل مسئولان باز کند. وظیفه خدمت به قدس اشغالشده و دورافتاده، همانند خدمت به جنوب که همچنان در برابر ماست و ما بر روی زمین آن زندگی میکنیم، امری واجب است، با این تفاوت که وضع قدس بدتر از اینکه هست نخواهد شد، اما جنوب در دست ماست و همه ما بر آن بیمناکیم. جنوب در وضع کنونیاش در برابر خطر اشغال قرار دارد و اگر ما جنوب را همچنان در اختیار داریم، به شکل صوری است، زیرا جنوب با توجه به وضعیت استراتژیکش، مورد طمع اسرائیل است و اسرائیل همه مناطق استراتژیک را اشغال کرده و تنها جنوب است که هنوز از اشغال اسرائیل به دور مانده است.
جهان از کمبود آب مینالد و اسرائیل بهطور خاص از این کمبود رنج میبرد و وجود این ثروت آبی در جنوب لبنان، اسرائیل را به شدت به طمع انداخته است. لبنان در برابر این تهدیدهای پیاپی اسرائیل چه چیزی در اختیار دارد؟ من نمیخواهم درباره این موضوع بسیار سخن بگویم تا بتوانم به پشتیبانی قدرتمند برای آینده جنوب دست یابم. ما تاکنون چه کردهایم؟ قدرت دفاعی ما چهقدر است؟
قدرت ما در چند عنصر نهفته است: عنصر اول، قوای دفاعی لبنان، که این عنصر به هواپیماها و ابزارهای دفاعی چندانی نیازمند نیست، چراکه زمین و کوهها و بیابانها صعبالعبور است. این نظر کارشناسان است. با این حال، نیروی لبنان تا حد بسیاری بر مقاومت مردم لبنان و قدرت روحی آنان و همکاری آنان با خویش، متکی است.
عنصر دوم: نیروهای عربی منطقه ماست.
اما عنصر سوم: نیروهای جهانیاند. وجدان جهانی اساساً وجود ندارد. منظورم دوستان لبناناند. مدتی پیش شنیدیم که ارتدکسهای اتحاد جماهیر شوروی تأسیس بیمارستانی را در بیروت تعهد کردهاند و دوازده میلیون لیره هم پرداختهاند. این امر نشانه اهتمام سیاسی و مردمی به فرقه ارتدکس لبنان است. معنای سخن من جواز جلب حمایت از بیگانگان نیست. ما میتوانیم از ارتباطات دوستانهمان در عرصه بینالمللی بهره گیریم و از نیروهای ملتهای دوست استفاده کنیم.
اسرائیل هر روز برای تجاوز به جنوب بهانهتراشی میکند. یکی از بهانههای اسرائیل حضور چریکهای فلسطینی در منطقه جنوب است. این بهانه به لحاظ حقوقی بهانهای باطل است، زیرا لبنان پلیس حامی اسرائیل نیست، چنانکه منطقی نیست از لبنان بخواهند از آموزشهای نظامی چریکهای فلسطینی جلوگیری کند.
مسئله فلسطین پایان نیافته است و نیروهای مقاومت فلسطینی پشتوانه لبنان و مدافع لبنان
است و نه اینجا.»
و چنین ادامه داد: «دهها میلیون تن از مؤمنان به خدا و دوستداران اهلبیت با جان و دل و همتهایی مردانه با مشقت تمام، بار سنگین نبرد را بر دوش میکشند و شب و روزشان را در وضعیت جنگی سپری میکنند.»
وی افزود: «مشقتها و سختیهای نبرد ملت مصر را از اندیشیدن به شما بازنداشته است. رئیسجمهور آنان همانگونه که به کشور خود فکر میکند، با تمام اخلاص و امانت و درک اوضاع، به لبنان هم میاندیشد. ملت مصر با شما همدرد است و در مصیبتهایتان در کنار شماست. فکر نمیکنم که دوستداران شما منحصر به مردم این کشور دوست باشند، زیرا همه شما در گوشه و کنار جهان و در صفوف ملل جهان و حتی در میان صفوف دشمنان هم دوستداران و مدافعانی دارید. اما تمام این نیروها در صورتی کارآمدی دارند که شما بر هوا و هوسها و منافع شخصی غلبه کنید و تنگنظرانه به حق ننگرید، زیرا حتی خداوند که از مادر هم با ما مهربانتر است، امکان ندارد که ما را یاری دهد، مگر آنگاه که ما او را یاری دهیم و یاری کردن خدا با صرفنظر کردن از هواها و منافع شخصی است.»
امام صدر سخنانش را چنین ادامه داد: «پنهان نمیکنم که در میهمانی ناهاری با سران مقاومت فلسطین، آنان با تأکید بیان کردند که دفاع از فلسطین و آزادسازی سرزمینهای مقدس از حاکمیت لبنان و حفظ تمامیت ارضی آن تفکیکناپذیر است.» (دوباره صدای شلیک گلوله بلند شد و امام صدر خطاب به مردم حاضر گفت: من شلیک را نمیپذیرم. گلوله برای سینه دشمن است.)
پس از این سخنرانی، مراسمی برگزار شد که آقای ابراهیم الدایخ مجری آن بود و آقای لویس هاشم از عاقوره سخنرانی کرد. سپس، امام صدر از دستاوردهای این سفر سخن گفت و ابراز داشت که در این سفر، اطمینان بیشتری یافته که لبنانیها در این محنت تنها نیستند و «اینکه مسائلِ برادران عربمان، آنان را از اندیشیدن به گرفتاریهای ما بازنداشته و این امر بر ما ایجاب میکند که به گرفتاریهای آنان بیندیشیم و امکاناتی را که در زمینههای رسانهای و دیپلماتیک و روابط دوستانه با جهان داریم و همچنین، توان هموطنان مقیم خارج را در اختیارشان قرار دهیم و به خدمت مسئله اعراب درآوریم. من دریافتم که کشورهای عرب وضع لبنان را کاملاً بهتر از خود لبنانیها درک میکنند و رهبران مقاومت مسلحانه در قاهره نیز بهخوبی این وضع را درک میکنند و نمیخواهند لبنان را در وسط معرکه قرار دهند و حاضر نیستند که یک وجب از خاک لبنان را به باد دهند. ما با حسننیت و صرفنظر از خودخواهیها و هواپرستیها میتوانیم مسئولانه با همه مشکلات رویارو شویم.»
امام صدر در ادامه تأکید کرد: «من همه تلاش خود را برای خدمت به این مسئله اعراب به کار خواهم گرفت و با رئیسجمهور، شارل حلو، دیدار خواهم کرد و با همه منطقی که در اختیار دارم ایشان را قانع خواهم کرد که تحرکی دیپلماتیک و تبلیغاتی داشته باشند، زیرا ما قدرت دفاعی چندانی برای این مشکل جهان عرب نداریم.»
در دورهای که در سفر بودم اخبار بحران لبنان و بهویژه، جنوب را میشنیدم و دلم خون میگریست. من در مسیر خدمت به اینکشور و حفظ اراضی آن از هیچ کاری فروگذار نخواهم کرد و اگر خوب تأمل کنیم، مشکلی وجود ندارد، زیرا عملاً دریافتهام که کشورهای عرب وضع لبنان را بسیار بهتر از خود لبنانیها درک میکنند. از سوی دیگر، دیدهام که فرماندهی مبارزه مسلحانه نیز بهخوبی این وضع را درک میکند. ازهاینهرو، تأکید میکنم که در این اوضاع حسن نیت وجود دارد و با اندکی بلندنظری، که ما امیدواریم به مدد آن مسئولانه در برابر مشکلات بایستیم و بهویژه، با تلاشی که مسئولان مبذول میدارند، خواهیم توانست این بحرانها را پشت سر گذاریم و بر همه مشکلات و دشواریها غلبه کنیم. بیشک، اگر به این کار اقدام کنیم، به بندگان خدا و بلاد خدا خدمت کردهایم و اگر به بندگان و بلاد خدا خدمت کنیم، بدون تردید، خداوند سبحان ما را یاری خواهد داد، زیرا خدا یاران خود را یاری میدهد.
بخش دوم
از سوی دیگر، عبداللطیف الزین، نماینده رئیسجمهور، در استقبال از امام صدر اظهار داشت: «لازم میدانم چند جملهای به این مناسبت بیان کنم. امام علی(ع) از تعبیر «عزت بدون تکبر و تواضع بدون ذلت» استفاده کرده است و امام صدر اینگونه بر دو میزبان بزرگوارش، حاکم کشور کویت و رئیسجمهور عبدالناصر، وارد شد و چه کسی بهتر از امام صدر که فرستاده و پیامرسان صادق و با اخلاص لبنان با همه گروههایش و بیانکننده موضع این ملت در قبال مسائل عربی است؟ سخنان امام صدر در قاهره درباره اوضاع لبنان و جنوب دلیلی قاطع است بر اینکه ایشان هرجا که حضور یابد، تمام لبنان حضور یافته است و هنگامی که تصریح میکند که لبنان و جنوب دوقلو هستند و از هم جدا نمیشوند، سخنی حق را در حراست از لبنان بر زبان رانده است و این نشانه وفاداری به مسئله عربی است، زیرا حمایت از لبنان خاستگاه حمایت از مسئله اعراب است.»
بخش سوم
امام صدر از فراز بالکن ساختمان مجلس اعلای شیعیان خطاب به مردم چنین گفت: «من در همان حال که به دیدار از دو کشور دوست کویت و مصر مشغول بودم، هر صبح و شام همراهتان بودم و دردها و رنجها و دشواریهای شما را ـ که دلم را خون میکرد ـ لمس میکردم.
با این حال، هرچه دشمن خطرناک باشد و منتظر باشد که ما گرفتار سختی و ناگواری شویم و رنجها هرچه سهمگین باشند، وحدت ملی شما و ایمان شما به خدا و محبت شما به یکدیگر مانند دژ محکمی است که امیدها و طمعهای دشمن را بر باد میدهد. شما رنجهایی سختتر از این را تجربه کردید، ولی بر آنان غالب آمدید و به مدد ایمان و دینورزی و وطندوستیتان در آینده بر تمام این رنجها چیره خواهید شد. شما در این میدان تنها نیستید، زیرا در کشورهای عربی و بهویژه، در مصر دهها میلیون تن از برادران شما که ایمان در ژرفای دلهایشان ریشه دوانیده و سرشار از عشق به اهلبیتاند، همراه شمایند.» در این لحظات صدای شلیک تیربار و مسلسل بلند شد و امام صدر چنین واکنش نشان داد: «اگر میخواهید با هم سخن بگوییم، صدای گلولهها را خاموش کنید. جای شلیک گلوله جبهه
موضوع: سخنرانی - مصر تیردان خدا برای تیر و سلاح و رزمنده
مکان و تاریخ: فرودگاه بیروت، 22/2/70 و مجلس اعلای شیعیان
مناسبت: بازگشت امام صدر به بیروت پس از دیدار از کویت و مشارکت در پنجمین کنفرانس مجمع پژوهشهای اسلامی در قاهره
منبع: روزنامه الجریدة، 23/3/1970؛ روزنامه الحیاة، 23/3/1970
بخش نخست
سخنان امام در فرودگاه
سفر من دو بخش داشت: در بخش نخست از کشور برادر کویت دیدار کردم و در بخش دوم به دعوت دانشگاه الأزهر و مجمع پژوهشهای اسلامی به مصر رفتم. حقیقت این است که در هر دو بخش از مسافرت قصدم این بود که حمایت بیشتری را برای لبنان جلب کنم و وضعیت لبنان را توضیح دهم و تلاشها و فداکاریهای برادرانمان را در کشورهای مختلف عربی در عرصه رویارویی بزرگ بازگو کنم. اکنون احساس عمیق خویش را از استقبالی که در هر دو بخش از سفر خود مشاهده کردم، ابراز میدارم. من در همه بخشهای مردمی و رسمی، چنین رفتاری را به خویش و کشور لبنان احساسکردم؛ بهویژه، در مصر که کسی حجم گرفتاریهای این کشور را در رویارویی با دشمن نمیداند. در همهجای این کشور از فرودگاهها و خیابانها گرفته تا راهها و مزارع، آثار جنگ به وضوح مشاهده میشود. شبها مقررات تاریکی اجرا میشود و روزها برنامههای دقیقی به اجرا درمیآید و همه مردم در سطوح مختلف آمادگی ورود به نبرد بزرگ را دارند و بیشترین رنج ممکن را در این مسیر تحمل میکنند.
در اینکشور متوجه شدم که چرا رسول اکرم مصر را تیردان خدا نامیده است. گویی این کشور جعبهای از تیر و سلاح و نیروی انسانی و محبت و خدمت به مسائل جهان عرب و تأیید اسلام و پشتیبانی از حق است. در حقیقت، زمانی که در این وضعیت با آنان دیدار کردم، دریافتم که مشکلات رهبری، مانع از توجه و فکر کردن دقیق رئیسجمهور مصر، جمال عبدالناصر، به مسائل لبنان نشده است. مشکلات جنگ نیز مانع عواطف ملت مصر درباره لبنان نشده است. همین احساس را در کویت و هنگام دیدار با امیر کویت و زمان روبهرو شدن با ملت کویت در سخنرانیهایم داشتم. در برنامههای تلویزیونی و دیدارهای عمومی هم چنین احساسی داشتم. در این سفر امید و اعتمادم بسیار فزونی گرفت. در این سفر دریافتم که در این رنج ما تنها نیستیم و درد و رنجی که دیگران میکشند، آنان را از فکر کردن به ما باز نداشته است. این امر وظایفی را بر دوش ما مینهد. شک نیست که ما به لطف الهی در مسیر عمل به این وظایفیم. اما اعتماد من و امیدم به این کشور بسیار بیش از آن است که انجام میدهیم. ما میتوانیم در حوزه تبلیغاتی و رسانهای و دیپلماتیک در جهان، از طریق مهاجران و بهواسطه ارتباطات دوستانه، خدمات فراوانی به ملت خود و امت عرب عرضه کنیم. امیدوارم که پس از این سفر و پس از بازگشت و در دیدارهایی که با دوستانم خواهم داشت، به این وظیفه عمل کنم.
دستاوردهای این کنفرانس دارید؟
وقتی به چنین کنفرانسی دعوت شدم که با شرکت علمای بزرگ اسلام از مناطق مختلف جهان و با اشراف الأزهر شریف و در این اوضاع دشوار برگزار شد، تصورم این بود که این گردهمایی گامی بزرگ در راه مسئولیتشناسی و بسیج نیروهای امت در مسیر پیکار سرنوشتسازِ ما با دشمن صهیونیستی و چالشهای زمانه است. حقیقت این است که من شاهد تلاشهای مشترک شرکتکنندگان در این کنفرانس بودهام و تلاشهای جدی آنان بازتاب مسئولیتپذیریشان است.
اما پنهان نمیکنم که به نظر من مصوبات این کنفرانس برآیند همه نیروهای علمای اسلام نیست. برای مثال من معتقد بودم و این نکته را در کنفرانس هم گفتهام که علمای اسلام به قاهره آمدهاند تا برنامههایی را به مسئولان مصر پیشنهاد کنند، زیرا این کشور بیش از هر کشور دیگری با خطرها و ناملایمات جنگ دست به گریبان است. ما به این کنفرانس آمدهایم تا از تجارب و امکاناتمان در رویارویی با دشمن به صراحت و با جرئت سخن بگوییم. طبعاً، امکانات هر کشوری با کشور دیگر متفاوت است. ازهاینهرو، ما باید اولاً وضعیت واقعیکشورهای اسلامی را بشناسیم و سپس جدولی زمانی برای تعهدات خود در قبال این کنفرانس تدوین کنیم، بهگونهای که مقر این کنفرانس دفتر پیگیری و ارتباطات و ارزیابی میزان تحقق پیشنهادها باشد. بحثهای مفید و متنوعی به کنفرانس ارائه شد، ولی این بحثها به سبب تنگی وقت به صورت دقیق در جلسات بررسی نشد و نهایتاً، در قالب توصیههایی در جلسه پایانی منتشر شد.
دیدار با عبدالناصر
من از طریق سخنان و سخنرانیهای رئیسجمهور عبدالناصر و دوستانی که با وی ارتباط مستقیم دارند، با ایشان آشنا بودهام، ولی با ملاقاتی که با ایشان داشتم احساس کردم شنیدههایم با آنچه خود احساس کردم، تفاوت بسیاری دارد.
[سکوت میکند، گویی که خاطره این دیدار را در ذهنش مرور میکند.]
در حقیقت ویژگی متمایز رئیسجمهور عبدالناصر قدرت شگرف ایشان است که در کمتر انسانی چنین قدرت اعصاب و حافظه قوی و اطلاعات وسیع یافت میشود و جاذبه شدیدی دارد که عواطف همنشینان ایشان را در عشق و احترام و اخلاص به ایشان برمیانگیزد. او انسانی مخلص و صریح است و به قطعیتِ پیروزی امت عرب در پیکار با اسرائیل ایمان دارد.
جنبوجوش برای مقابله با آن ملموس است. عملاً تلاشهای مردمی و رسمی برای تدارک امکانات دفاعی باقیمانده آغاز شده است.
من شخصاً به نام مجلس اعلا تلاشهای بسیاری کردهام و همان شعاری را مطرح کردم که امام حسین مطرح کرد: «نه ذلیلانه دست بیعت خواهم داد و نه چونان بردگان از شما خواهم گریخت»، زیرا مقاومت در برابر اسرائیل متجاوز، حتی در وضعیتی نابرابر که به مرگ منجر شود، در حد خود قویترین سلاح در مبارزه ملتهاست.
پیشتر گفتهام که عملیات چریکی تنها راهحل مشکل فلسطین اشغالی است و جستوجوی راهحل سیاسی به صورت سلبی یا ایجابی، درباره سرزمینهای عربی است و نه فلسطین. مسئله فلسطین در مجامع جهانی به مسئلهای مختومه تبدیل شده و درمانی جز مقاومت خود فلسطینیها ندارد. ازهاینهرو، وظیفه هر فرد و ملت و حکومتی است که هر تلاشی را برای اینان که پیشگامان این امتاند، مبذول دارد. آنان تا پای مرگ هم میمانند و در برابرشان نباید هیچگونه مخالفتی روا داشت. اما اینکه از ضرورت هماهنگی و تفاهم سخن به میان آمده، برای آن است که فعالیتهای آنان تأثیر بیشتر و زیان کمتری داشته باشد. من معتقدم که توافقنامه قاهره مجالی را برای تحرک مقاومت فلسطینی و ارتش لبنان در چارچوبی درست و پیشرفته گشوده است. دوست دارم که بگویم عملیات چریکی فلسطینیها و حراست از جنوب دو وظیفهای است که با یک استراتژی تأمین میشود.
اما برخی بیم از آن دارند که پس از تجاوزهای اخیر اسرائیل به لبنان، حوادث اکتبر تکرار شود.
من چنین اتفاقی را بعید میدانم و بعید میدانم که دولت لبنان زیر توافقنامه قاهره بزند و چنانکه گفتم عملیات چریکی و حراست از جنوب مسئلهای واحد است.
با حسن نیت و حکمتی که وجود دارد، فکر نمیکنم که تعدد فِرَق سیاسی در لبنان خطری داخلی ایجاد کرده باشد، چراکه وضعیت فِرَق و همزیستی برادرانهشان دو مسئلهای است که از قدیم وجود داشته است. درست است که فرقهگرایی سیاسی در برخی اوضاع و احوال مانعی بر سر راه رشد و توسعهطلبی لبنان بوده است، میتوان گفت که لبنان تنها تجربه تمدنی موفق در جهان است، چراکه ما در تمام جهان تکهای کوچک نمییابیم که عرصه همزیستی 16 فرقه و بستر ظهور سه تمدن و مجموعهای از تاریخها و انواع فرهنگها باشد. حقیقت این است که باید اذعان کنیم که این تجربه، تجربهای موفق بوده و تاکنون هم دوام داشته است. امیدوارم که مسئله تجاوز صهیونیستها نتواند این تجربه را که خود حاکی از محکومیت اسرائیل است، نابود کند.
موضوع: گفتوگوی مطبوعاتی ـ ابعاد دینی نبرد با اسرائیل
مکان و تاریخ: قاهره
مناسبت: برگزاری پنجمین همایش مجمع پژوهشهای اسلامی
منبع: روزنامههای لبنانی و مصری، روزنامه المحرر بیروت، 21/3/1970
جناب سید موسی صدر، رئیس مجلس اعلای شیعیان، پس از شرکت در جلسات همایش علمای مسلمان به دیدار خود از قاهره ادامه میدهد. وی در جلسات متعددی شرکت و با بسیاری از علمای الأزهر و علمای دینی در قاهره و در رأس آنان جناب امام اکبر دکتر شیخ محمد الفحام، شیخ الأزهر، و دکتر شیخ عبدالحلیم محمود، دبیرکل مجمع پژوهشهای اسلامی، و دکتر عبدالعزیز کامل، وزیر اوقاف، و شماری دیگر از شخصیتهای دینی دیدار کرده است. در گفتوگویی که با امام داشتم درباره ابعاد دینی نبرد با اسرائیل از ایشان پرسیدم و نظرشان را درباره دستاوردهای همایش اخیر علمای مسلمان در قاهره و مسئله تجاوزات پیدرپی اسرائیل به جنوب لبنان پرسیدم.
سید موسی صدر در ابتدا از عرصه نبرد با اسرائیل سخن گفت: «اسرائیل با تمام نیروهایش وارد این عرصه شده است، اما از سوی اعراب تنها ارتشها وارد شدند. ازهاینهرو، نیروهای ما که به میدان شتافتهاند، کفاف این نبرد را نمیدهند و نمیتوان مسئله را به همین صورت کنونی رها کرد. باید نیروهای دوست یا بشردوست جهانی را جذب کرد تا نیروهایی که اکنون دوست و هوادار اسرائیلاند، از آن روی برگردانند… چنین تلاشهایی ضروری است، اما در درجه دوم اهمیت قرار دارد. وظیفه و تکلیف فوری ما ورود همه اعراب با همه نیروهایشان به این عرصه است. ما به بسیج نیروهای فکری در جهان عرب و اسلام نیازمندیم. این کار خود شروطی را اقتضا دارد، از جمله: شکلگیری جامعه جنگی یا جامعهای که خود را در وضعیت جنگی ببیند. متأسفانه، بخشی اندک از جامعه عرب خود را در چنین وضعی میبیند. اکثریت اعراب همچنان در وضعیت رفاه و آسودگی به سر میبرند.» ایشان مثالی از تبلیغات فیلمهایی مانند «پدرم بالای درخت است» یا «همسر پنج مرد» و غیر اینها ذکر کرد و ابراز داشت که آنچه وی ـ در جایگاه مسلمان و نه روحانی ـ در بیروت مشاهده میکند، لهو اغراقآمیز و غلیظ است. اگر میان این وضعیت و وضعیت شهر لندن در جنگ جهانی دوم مقایسه کنیم، درمییابیم که میان انسان شرقی و انسان غربی تفاوت بسیار است.
احساس عمومی مردم لبنان تفاوتی با احساس عموم مردم جهان عرب ندارد. به صورت ویژه، در منطقه جنوب احساس خطر بیشتری میشود و
