نزد دل‌های‌ شکسته‌ هستم.»[65] «هرکس‌ که‌ از بیماری‌ عیادت‌ کند، مثل‌ این‌ است‌ که‌ مرا در عرشم‌ عیادت‌ کرده‌ است.» «نیکوکار آن‌گاه‌ که‌ نیکی‌ می‌ورزد با خدا مصافحه‌ می‌کند.»

چنین است کـه محقق، در مکتب‌ اسلام، تصور جدیدی‌ بــرای الله می‌یابد که‌ با همه‌ تصورها و صورت‌های‌ دیگر در سایر مکاتب‌ متفاوت‌ است. اگر ما بتوانیم‌ ایمان‌ مسیحیت‌ را به‌ خدا در این‌ جمله‌ خلاصه‌ کنیم‌ که‌ خدا محبت‌ است، می‌توانیم‌ ایمان‌ اسلامی‌ را به‌ خدا در این‌ جمله‌ خلاصه‌ کنیم‌ که‌ خدا حق‌ است، به‌تمامی‌ آنچه‌ از مفهوم‌ کلمه‌ حق‌ اراده‌ می‌شود. مترجمان‌ متأ‌خرِ قرآن‌ کریم‌ کلمه‌ الله را در ترجمه‌ خود حفظ‌ کرده‌ و تعبیر مشابهی‌ برای‌ آن‌ نیاورده‌اند و این‌ کار بسیار خوبی‌ است.

ملائکه‌

مسئله‌ فرشتگان‌ از کهن‌ترین‌ نظریه‌هایی‌ است‌ که‌ ادیان‌ مطرح‌ کرده‌اند. لکن‌ در اسلام‌ و در همه‌ ادیان‌ این‌ موضوع‌ با اندیشه‌هایی‌ که‌ در آرای‌ فلاسفه‌ به‌ نام‌ «ارباب‌ انواع»‌ و «مُثُل‌ افلاطونی»‌ و «انوار اسپهبدیه»‌ آمده‌ است،‌ به‌کلی‌ فرق‌ دارد. موضوع‌ ملائکه‌ در اسلام‌ در کتاب‌های‌ محققان‌ شرق‌ و غرب‌ به‌طور مشروح بررسی‌‌ شده است و در این‌ تحقیقات، بیانات‌ علمای‌ علم‌ کلام‌ و محققانِ اساطیر و افسانه‌ها و باورها درباره‌ فرشتگان‌ مقرب، از جمله‌ جبرائیل‌ و میکائیل‌ و اسرافیل‌ و عزرائیل و نیز آرای برخی مستشرقان بزرگ، از طریق بحث‌های تطبیقی‌شان، به‌ آنان کمک‌ کرده‌ است. این مستشرقان می‌گویند که اندیشه‌ وجود ملائکه‌ باوری وارداتی‌ در اسلام‌ است. دلیل آنان برای‌ این‌ سخن‌ ریشه‌ این‌ اسامی و موارد دیگری است. ما برای‌ بحث‌ درباره‌ نظر اسلام‌ در خصوص‌ ملائکه‌ به‌ شنوندگان‌ یادآوری می‌کنیم، همان‌گونه که در آغاز سخن‌ گفتیم،‌ اسلام‌ همه‌ ادیان‌ الهی‌ و محتوای آن‌ها را تأ‌یید می‌کند.

در اینجا باید بگویم‌ که مسئولیت‌ آنچه‌ علمای‌ کلام‌ و سـیره‌ و فقه‌ گفته‌اند، بر عهده‌ خودشان‌ است. منابع‌ اسلامی‌ از این‌ تفصیل‌ها خالی‌ است. منابع‌ اصیل‌ اسلامی‌ تنها به‌ ایمان‌ به‌ ملائکه‌ و جنبه‌ تربیتی‌ آن‌ پرداخته‌اند، اما درباره‌ حقیقت‌ ملائکه‌ و جزئیات‌ آن‌ و مجرد یا مادی‌ بودن‌ آن‌ها چیزی‌ نگفته‌اند. از همین‌ رو، اعتقاد به‌ این‌ تفاصیل‌ از ضروریات‌ ایمانِ‌ اسلامی‌ نیست. مؤ‌من‌ فقط‌ باید به ‌وجود ملائکه‌ معتقد باشد، آن‌چنان‌که‌ باید به‌ خدا و کتاب‌های‌ آسمانی‌ و پیامبران‌ خدا معتقد باشد، و اینکه خداوند از میان‌ ملائکه‌ رسولانی‌ برگزیده‌ است. آن‌ها شب‌ و روز خدا را می‌ستایند و از فرمان‌ خدا سرپیچی‌ نمی‌کنند و اوامر الهی‌ را انجام‌ می‌دهند. مسلمان‌ به‌ همه‌ این‌ها ایمان‌ دارد، زیرا نصِ‌ قرآن‌ است. غیر از آنچه‌ در انجیل‌ متی اصحاح‌ اول‌ و اعمال‌ رسولان درباره‌ ملائکه‌ آمده‌ است، منبع‌ یا دین‌ دیگری‌ را غیر اسلام نمی‌شناسم‌ که‌ به‌ بُعد عملی اعتقاد به ملائکه‌ پرداخته‌ باشد.

پاره‌ای‌ از آیات‌ قرآن‌ از ملائکه‌ به‌ فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا[66] تعبیر می‌کنند و بسیاری‌ از حوادث‌ بزرگ‌ در دنیا و آخرت‌ را به‌ ملائکه‌ نسبت‌ می‌دهند: إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی


[65]هدیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب الی الصواب، چاپ اول: قم، الشریف الرضی، 1412ق، ج1، ص 299.

[66]ه«آن‌ها که تدبیر کارها می‌کنند.» (نازعات،5)


وحدت‌ در ایمان و تشریع‌ (قانون‌گذاری) و هنر و تفسیر. اینک‌ به‌ شرح‌ پاره‌ای‌ از مسائل، به‌ویژه‌ آنچه‌ در عبارات‌ استاد ماسیه‌ آمده‌ است، می‌پردازیم، تا اصالت‌ و جوهره‌ اسلام‌ را با وضوحی‌ هرچه‌ بیشتر درک کنیم.

الله

خدای‌ متعال‌ آن‌ ذات‌ مقدسِ‌ واحد و احدی‌ است‌ که‌ همانند نـدارد و اسمای حسنی‌ و مثل اعلی‌ و همه‌ صفات‌ کمال تنها از آنِ اوست. او، بالاتر و برتر از هر نقصی‌ و نیازی، غنی‌ بالذات‌ است. نه‌ می‌زاید و نه‌ زاده‌ شده‌ است: لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَد.ْ[60] از انتساب‌ خاص‌ به‌ هرچیز و پدیده‌ و یا به‌ هر فردی‌ مبر‌است. همه‌ جهان‌ و همه‌ پدیده‌های‌ عالم‌ و تمامی‌ افراد بشر که‌ در پیشگاه‌ ربوبی‌اش‌ قرار دارند، یکسان‌اند. آفریننده‌ است‌ و آفرینندگی‌ او همیشگی‌ است. بدون‌ اراده‌ و تصرف‌ او وجود و پیدایش‌ موجودات‌ و بقای‌ آن‌ها امکان‌پذیر نیست. او عالِم‌ به‌ پنهان‌ و آشکار جهان‌ است‌ و به‌ اندازه‌ ذره‌ای‌ از دید وی‌ پنهان‌ نمی‌ماند.

این‌ کمال‌ مطلق‌ که‌ در تفسیر کلمه‌ الله متجـلی‌ است‌ و جوانب گوناگون‌ و زمینه‌های‌ عدیده‌ تربیتی‌ که‌ در ذات‌ مقدس‌ آفریننده‌ انعکاس‌ دارد، پژوهشگر را از نگاه‌ تجریدی‌ و داشتن‌ احساس‌ درونی‌ صرف‌ و تشریفات‌ مذهبی‌ محض‌ دور نگاه‌ می‌دارد. تعمق‌ در تجرد ذات‌ حق، و دوری‌ گزیدن‌ از تشبیه‌ و همانندی‌ برای‌ حضرتش، و برتری‌ و تعالی‌ آن‌ ذات‌ یگانه‌ از هرگونه‌ ارتباط‌ ویژه‌ای‌ به‌ فرد، شیء یا پدیده‌ای، خصیصه‌ قداست‌ ذاتی‌ هرچیزی‌ را نفی‌ می‌کند و انسان‌ را از هرگونه‌ قید و بندِ عقلی‌ یا علمی‌ و اجتماعی‌ و یا عملی‌ و عاطفی‌ آزاد می‌سازد و او را تنها بنده‌ خدا قرار می‌دهد و در همه‌ امور زندگی‌ که‌ هیچ‌گونه‌ مانعی‌ در راه‌ تعالی‌ و پیشرفتش‌ نیست، رها و آزاد می‌سازد. بدین‌ترتیب، کمال‌ الهی‌ در جهان‌ و به‌ویژه‌، در انسان‌ منعکس‌ می‌شود و جهان‌ و انسان‌ در بهترین‌ شکل و کامل‌ترین‌ قوام‌ و دقیق‌ترین‌ نظام‌ و برنامه‌ مشاهده‌ می‌شود.

اشراف‌ و احاطه‌ دائمی، بنابر تعبیر قرآن‌ کریم، میان‌ تجرد مطلق‌ الهی‌ و اینکه‌ خداوند از رگِ‌ گردن‌ به‌ انسان‌ نزدیک‌تر است، پیوند برقرار می‌سازد. همه‌ زمین‌ و آسمان‌ها در قبضه‌ قدرت‌ اوست: ‌مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ[61]، و نیز دیدگان‌ او را نمی‌یابند، لکن‌ او چشم‌ها را می‌بیند. خداوند از ادراک‌ عقول‌ بشری‌ فراتر است‌ و بر طبق‌ بیان‌ حدیث‌ شریف‌: «آنچه‌ را شما با وهم‌های‌ خود در دقیق‌ترین‌ معانی‌ می‌یابید، آفریده‌ اوهام‌ شماست‌ که‌ به‌ خود شما برمی‌گردد.»‌[62]

درهعینهحال، هرجـا که‌ باشید، او با شماست. از ایـن‌ حیث‌ کـه‌ او با همه‌ اشیاست، نه‌ به‌ مقارنه، و غیر هرچیز است، نه‌ به‌ جدایی.

چنین‌ احاطه‌ای به‌ انسان‌ اطمینان‌ و قدرت‌ می‌بخشد و وحشت‌ و نگرانی‌ را از او زایل‌ می‌کند و او را موجودی‌ مسئول‌ و متعهد می‌سازد. بدین‌گونه تأ‌ثیر چنین‌ اندیشه‌ ژرفی‌ را که به‌دور از تجرد است، در حیات‌ انسانی‌ مشاهده‌ می‌کنیم: وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ.[63]

در آثار و روایات‌ اسلام‌ مضامین‌ زیر جلب‌ توجه‌ می‌کند: «قلب مؤ‌من‌ عرش‌ رحمان‌ است.»[64] «من‌


[60]ه«[کسى را] نزاده و زاده نشده است.» (اخلاص، 3)

[61]ه«درهم پیچیده در ید قدرت اوست.» (زمر،67)

[62]همجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، چاپ دوم: بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق، ج 110، ص 34.

[63]ه«مشرق و مغرب از آنِ خداست. پس به هرجا که رو کنید، همان‌جا رو به خداست.» (بقره،115)

[64]همجلسی، محمدباقر، همان، ج 55، ص39.


را در ساحت‌های‌ مختلف‌ اسلام‌ دریابد. این‌ ویژگی‌ به‌ «توحید» تعبیر می‌شود و بدین‌سبب‌ اسلام‌ را دین‌ توحید نامیده‌اند. کلمه‌ «اسلام»، به‌ تعبیر قرآن، همانا تسلیم‌ شدن‌ در پیشگاه‌ خداوند رب‌العالمین‌ است: لَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ.[51]

بنابرایـن، اسلام یعنی ملحق شـدن و پیوستن به همه آنچـه در زمین و آسمان است و متحد شدن با آن‌ها در مبدأ و حرکت و معاد، اتحادی ازلی و ابدی. ‌اسلام، همچنین، براساس‌ تعابیر قرآن‌ کریم، همانا تسبیح‌ و تقدیس‌ و سجود ارادی‌ انسان‌ در پیشگاه‌ خداوند و پیوستن‌ به‌ حرکت‌ هماهنگ‌ و یک‌پارچه‌ کاروان‌ کائنات‌ است. مجموعه‌ای‌ که‌ تک‌تک‌ اجزایش‌ نیز همواره‌ در حال‌ سجده‌ و تسبیح‌ و ستایش‌ خداوند یگانه‌ در محرابِ‌ هستی‌ واحد هستند: أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَکَثِیرٌ مِّنَ النَّاسِ[52]؛ یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ[53]؛ وَیُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ[54]؛ تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ[55]؛ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ.[56]

انسان‌ با جسم‌ و روحش‌ موجودی‌ است‌ واحد، با وحدتی متکامل‌ و با تأ‌ثیر و تأ‌ثرهای‌ متقابل.

در زمینه‌ عقیده‌ و ایمان، خدا اول‌ و آخر و ظاهر و باطن‌ و مبدأ‌ و منتها و واحد است: إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ.[57]

علت‌ غایـی‌ و هدف‌ از سیـر و حـرکت و پویـایی‌ و عبـادت‌ و کوشش‌ و جهاد نیز خدای‌ واحد است: وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ[58]؛ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّه.[59]

در نظام‌های‌ اجتماعی و اقتصادی و مدنـی‌ و اخلاقی‌، بـه‌ یـک سلسله‌ کوشش‌های‌ روشن‌ و پیگیر برمی‌خوریم‌ که‌ هدفشان‌ این‌ است‌ که‌ این‌ برنامه‌ها و نظام‌ها همه‌ بر شالوده‌ و قاعده‌ واحدی‌ پی‌ریزی‌ شوند، آن‌طور که‌ میان‌ افراد آن‌چنان‌ نزدیکی‌ به‌وجود آید که‌ به‌ تعبیر دانشمندان‌ علم‌ منطق‌ هر واحدی‌ بعض‌ از کل‌ باشد، نه‌ فردی‌ از کلی. جالب‌ توجه‌ اینکه‌ تعبیر قرآن‌ مجید از اموال‌ و تعهدات‌ و نیروهای‌ مادی‌ و معنویِ افرادِ مختلف‌ این‌ است‌ که‌ همه‌ این‌ها برای‌ شما و در مسیر منافع‌ شما (لَکُم) قرار داده‌ شده‌ است‌. به‌ مجموعه‌ انسان‌ها و جامعه‌ تخصیص‌ داده‌ شده‌ تا بر این‌ نگرشِ‌ تربیتی‌ تأ‌کید شود.

هنر اسلامی‌ تحت‌ تأ‌ثیـر ایـن‌ خصلت، ویـژگی‌ انحنـا بـه‌ خود گرفت‌ و این‌ انحنا، علی‌رغم‌ انواع‌ و گوناگونی‌شان، یک‌ خط‌ واحد پدید آورد. خلاصه‌ و جان‌ کلام اینکه‌ ویژگی‌ اسلام‌ عبارت‌ است‌ از


[51]ه«آنچه در آسمان‌ها و زمین است خواه و ناخواه تسلیم فرمان او هستند و به نزد او بازگردانده می‌شوید.» (آل‌عمران،83)

[52]ه«آیا ندانستى که خداست که هر کس در آسمان‌ها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و [تمام] ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان و بسیارى از مردم براى او سجده مى کنند.» (حج، 18)

[53]ه«خدا را تسبیح می‌گویند هرچه در آسمان‌ها و هرچه در زمین است. فرمانروایی از آنِ اوست و حمد سزاوار اوست و او بر هرچیزی تواناست.» (تغابن،1)

[54]ه«رعد به ستایشِ او تسبیح می‌کند.» (رعد،13)

[55]ه«هفت آسمان و زمین و هرچه در آن‌هاست تسبیحش می‌کنند و هیچ موجودی نیست جز آنکه او را به پاکی می‌ستاید، ولی شما ذکر تسبیحشان را نمی‌فهمید.» (اسراء،هه)

[56]ه«آیا ندیده‌ای که هرچه در آسمان‌ها و زمین است و نیز مرغانی که در پروازند تسبیح‌گوی خدا هستند؟ همه نماز و تسبیح او را می‌دانند.» (نور،41)

[57]ه«ما از آنِ خدا هستیم و به او باز می‌گردیم.» (بقره،156)

[58]ه«و آنان را جز این فرمان ندادند که خدا را بپرستند درهحالیهکه در دین او اخلاص می‌ورزند.» (بیّنه،5)

[59]ه«و دین همه دین خدا گردد.» (انفال،39)


سند شماره 19-03-70

موضوع: سخنرانی ـ اسلام، اصالت، معنویت، امور جامعه و تحول

مکان و تاریخ: مقر اصلی جمعیت‌های جوانان مسلمان در قاهره، 19/3/1970

مناسبت: برگزاری‌ همایش پنجم ‌مجمع‌ پژوهش‌های اسلامی در قاهره‌

منبع: نشریه امل و رسالة، شماره 15 و 16

مقدمه: متن این سخنرانی همان متنی است که امام صدر در دانشگاه امریکایی بیروت در تاریخ 23/7/1966 در سلسله مباحث منابع فرهنگ در لبنان ایراد کرده است. امام مقدمه آن را حذف کرده است.

متن

الف. اصالت‌

با این‌ عنوان، نخست‌ آنچه‌‌ خاورشناسان‌ و بسیاری‌ از پژوهشگرانِ‌ اخیر در کتاب‌های‌ خود آورده‌اند، نقل‌ می‌کنیم‌ و در معرض‌ بحث‌ و نقد می‌گذاریم. ایشان‌ می‌گویند که اسلام در بسیاری‌ از زمینه‌ها تحت‌ تأ‌ثیر عقاید ادیان‌ آسمانی‌ دیگر قرار گرفته است؛ عقایدی‌ که‌ در آن‌ روز در جهان‌ عرب ـ در مسیر سفرهای پیامبر پیش از پیدایش اسلام‌ ـ‌ شایع‌ و رایج‌ بوده‌‌ است.‌ نیز اسلام‌ از اندیشه‌ها و رسوم‌ و عادات‌ بت‌پرستی‌ رایج‌ در جزیرةالعرب‌ و سرزمین‌های‌ فارس‌ و روم،‌ از طریق‌ ارتباطات‌ تجاری‌ و سیاسی‌ اعراب‌ مکه‌ متأ‌ثر شده‌ و رسوم و رفتار سومری‌ها و صابئین‌ بر عبادات‌ و کردار اسلامی‌ اثر گذاشته است. متن گفته‌های این خاورشناسان را برای جلوگیری از اطاله کلام نقل نمی‌کنم.

پیش‌ از آنکه‌ صحت‌ این‌ برداشت‌ها و اظهارنظرها را بررسی‌ کنیم، لازم‌ است‌ منطق‌ اسلام‌ را درباره‌ ادیان‌ آسمانی‌ بدانیم. قرآن‌ کریم‌ صریحاً‌ اعلام‌ می‌دارد که‌ رسالت‌ محمد(ص) ‌آخرین‌ حلقه‌ از سلسله‌ ادیان‌ الهی‌ است. ‌محمد(ص) خاتم‌ انبیا و مؤ‌من‌ به‌ رسولان‌ پیش‌ از خود و تصدیق‌کننده‌ رسالت‌ ایشان‌ است: قُلْ مَا کُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ[48]؛ آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ.[49]

نیز قــرآن‌ کریـم‌ تأ‌کیـد دارد که‌ دیـن‌ خـدا یکی‌ است‌ و آن‌ را اسلام‌ می‌خواند. همه‌ انبیا‌ به‌ همین‌ دین‌ واحد بشارت‌ داده‌اند و خداوند برای‌ هریک‌ از ایشان‌ شریعت‌ و راهی‌ قرار داده‌ است: شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ.[50]

در آیات‌ بسیاری‌ می‌بینیم‌ که‌ قــرآن‌ به‌ نقل‌ عقایـد و احکــام‌ و قصه‌های‌ تربیتی‌ ادیان‌ آسمانی‌ پیشین‌ می‌پردازد و به‌ آن‌ها استناد می‌کند. اگر چنین‌ منطقی‌ را مدِنظر قرار دهیم‌، دیگر هیچ‌گونه‌ شگفتی‌ یا مانعی‌ در تشابه‌ عقاید و احکام‌ و مبانی‌ اخلاقی‌ اسلام‌ با دیگر ادیان‌ نمی‌بینیم. اما، با وجود این، معتقدیم‌ که‌ اسلام‌ در تمامی‌ تعالیم‌ و قلمروها دیدگاه‌ خاص‌ خود را دارد و به‌ سبب‌ این‌ ویژگی‌ از دیگر ادیان‌ و مکاتب‌ متمایز است. هر محققی‌ به‌روشنی‌ می‌تواند این‌ تمایز


[48]ه«بگو: من از میان دیگر پیامبران بدعتی تازه نیستم.» (احقاف،ه)

[49]ه«پیامبر، خود به آنچه از جانب پروردگارش به او نازل شده است ایمان دارد. همه مؤمنان، به خدا و فرشتگانش و کتاب‌هایش و پیامبرانش ایمان دارند.» (بقره،ههه)

[50]ه«برای‌ شما آیینی‌ مقرر کرد، از همان‌‌گونه‌ که‌ به‌ نوح‌ توصیه‌ کرده‌ بود و از آنچه‌ بر تو وحی‌ کرده‌ایم‌ و به‌ ابراهیم‌ و موسی‌ و عیسی‌ توصیه‌ کرده‌ایم‌ که‌ دین‌ را بر‌پای‌ نگه‌ دارید و در آن‌ فرقه‌فرقه‌ مشوید.» (شورا،هه)


از این‌ منطقه‌ سرچشمه‌ می‌گیرد بیش ‌از یک‌ میلیارد و هشت‌صد میلیون‌ متر مکعب در سال ‌است. این‌ منطقه ‌بسیار حاصلخیز است‌ و صهیونیسم آرزوهای ‌تاریخی‌ دیگری‌ دارد که ‌جنوب ‌لبنان ‌را نقطه طمع ‌نزدیک ‌اسرائیل ‌قرار داده ‌است.

اسرائیل از مدت‌ها پیش ‌و حتی ‌پیش ‌از ژوئن‌ 1967 و پیش ‌از تأسیس جنبش‌ مقاومت ‌فلسطین، ‌به ‌تجاوز و تهدید لبنان ‌و حادثه‌سازی ‌و بهانه‌تراشی‌ اقدام‌ می‌کرد.

اکنون ‌بنا به ‌اطلاعی ‌که ‌دارم ‌برنامه‌ای‌ دفاعی ‌برای‌ جنوب ‌لبنان ‌طراحی ‌شده ‌است‌ که ‌در آن ‌از کوه‌ها و تپه‌ها بهره‌ گرفته‌ می‌شود و ابزارهای‌ دفاعی‌ جدید به ‌کار گرفته‌ می‌شود و دولت ‌لبنان ‌طرحی‌ را مصوب کرده است که اجازه می‌دهد برای خریداری ‌اسلحه‌ و ابزارهای ‌جنگی ‌مورد نیاز وام دریافت کند. اکنون ‌دولت‌ در تلاش ‌برای ‌تحقق ‌این‌ هدف ‌است.

اما فعالیت‌های ‌من‌ ‌هشداردادن به ‌ملت ‌و تقویت ‌روحیه آنان ‌و فراهم‌ آوردن ‌ابزارهای لازم‌ برای‌ هم‌پشتی ‌و همکاری ‌ملت ‌در مقابله ‌با تجاوزگران است. از جمله ‌تلاش‌های ‌من ‌و همکاران ‌من‌ در مجلس ‌اعلای‌ شیعیان، جلوگیری از موج ‌مهاجرت‌ و فراهم ‌آوردن‌ ابزارهای ‌دفاع شخصی ‌مانند پناهگاه‌ و سلاح‌های‌ سبک ‌و آموزش ‌نظامی ‌و توضیح ‌خطرهای ‌مهاجرت ‌برای ‌مردم ‌است… یکی‌ از تلاش‌هایی ‌که ‌لازم‌ می‌دانم ‌بدان ‌اشاره‌ کنم، ‌این‌ است‌ که ‌اخیراً‌ از همه ‌لبنانی‌ها خواسته‌ام که همه‌ نیروها و روابط‌ و دوستی‌های خود را در جهان‌ در راه ‌نجات‌ جنوب‌ بسیج‌ کنند و از رئیس‌جمهور خواسته‌ام‌ که با مسافرت‌ ‌به ‌کشورهای ‌مختلف، ‌حقوق‌ ملت‌های ‌عرب ‌و مسئله تجاوزگری ‌صهیونیست‌ها را برایشان ‌توضیح ‌دهد. همچنین‌، از رؤ‌سای فرقه‌ها ‌و شخصیت‌های‌ سیاسی ‌عالی‌رتبه ‌و همه‌ گروه‌های ‌لبنانی ‌ساکن ‌در کشورهای‌ جهان‌ خواسته‌ام‌ که پیش ‌از وقوع‌ فاجعه، ‌نیروهای‌ خود را برای‌ ورود به ‌این ‌عرصه ‌بسیج‌ کنند.

سؤ‌ال ‌آخر من ‌درباره ‌تشکیلات شیعیان ‌و روابط‌ درون این فرقه ‌است. اگر ممکن ‌است ‌در این‌ باره‌ نیز اطلاعاتی ‌به ‌ما بدهید.

سید موسی ‌صدر امام شیعیان‌ لبنان ‌در پاسخ‌ گفت:

در رأس‌ این فرقه مرجع ‌اعلایی قرار دارد ‌که ‌طبعاً‌ باید برترین‌ فقیه‌ باشد و به ‌صورتی ‌شبیه‌ همه‌پرسی‌ خودجوش ‌از میان‌ علمای ‌شیعه‌ در جهان‌ انتخاب‌ می‌شود. یعنی ‌هرگاه‌ مرجع ‌سابق ‌از دنیا می‌رود، هر عالمی ‌در منطقه‌ خود مردمی‌ را که ‌به ‌او رجوع ‌می‌کنند، به ‌کسی‌که ‌او اعلم ‌علما می‌داند، راهنمایی می‌کند. این ‌کار در مناطق ‌مختلف ‌به ‌صورت ‌خودجوش‌ و بدون‌ آنکه ‌هیچ‌کس ‌از موضع ‌دیگری ‌خبر داشته‌ باشد، تکرار می‌شود. پس‌ از مدت‌ کوتاهی ‌مشخص ‌می‌شود که ‌شخصی ‌که ‌اکثریت‌ شیعیان‌ جهان ‌به ‌او روی ‌آورده‌اند، مرجع ‌اعلاست. این امر که علمای ‌مناطق‌ مختلف‌ از ‌فارغ‌التحصیلان ‌حوزه‌ علمیه ‌نجف‌ در عراق‌اند، به ‌روند این ‌انتخاب ‌کمک‌ می‌کند. این ‌مرجع ‌بدون ‌دخالت‌ مقامات‌ سیاسی ‌هیچ‌ کشوری ‌برگزیده‌ می‌شود. این‌ مرجع در چارچوب ‌فقه‌ اسلامی‌ حق‌ صدور فتوا و اجتهاد در مسائل‌ جدید و مشکلات‌ روز ‌را دارد. انتخاب‌ من ‌نیز با انتخاب‌ و تأیید ایشان‌ بوده ‌است.

امر موافق نیستیم، ‌زیرا معنای‌ آن‌ محدودسازی ‌شایستگی‌ها و از کار انداختن‌ بسیاری ‌از نیروهاست.

مهم‌ترین ‌رهبران ‌شیعه‌ در لبنان، رهبران دینی‌اند یا رهبران‌سیاسی؟

‌رهبران ‌سیاسی ‌شیعه تفاوت ‌چندانی ‌با رهبران ‌سیاسی ‌دیگر فرقه‌ها ‌ندارند. ما رهبران‌ سیاسی ‌نیستیم ‌بلکه ‌کارشناسان ‌امور دینی ‌هستیم‌ که ‌در کنار وظایف ‌دینی‌مان ‌به ‌مسائل ‌اجتماعی ‌هم‌ توجه‌ داریم‌ و می‌کوشیم که ‌فرزندان فرقه ‌خود را به ‌سطح ‌دیگر هم‌وطنانمان ‌برسانیم. به ‌عبارت‌ دیگر، می‌کوشیم که ‌از رهگذر تلاش‌های ‌مشترک، ‌در ارتقای‌ سطح‌ زندگی شهروندان‌ مشارکت ‌ورزیم‌ و هرکس ‌در زمینه ‌و حوزه‌ خود ‌این‌ کار را می‌کند. ما در این ‌مسیر نیروهای ‌فرزندان فرقه ‌خود را بسیج ‌می‌کنیم ‌و از قدرت ‌معنوی‌ و اعتمادی‌ که ‌در میان ‌ما وجود دارد، بهره‌ می‌گیریم.

اگر میان ‌موضع فرقه‌ای ‌و موضع‌ سیاسی‌ تعارضی ‌پیش‌ آید، چه ‌می‌کنید؟ برای ‌مثال‌ ایران ‌کشوری ‌شیعه ‌است، ‌اما درهعینهحال، ‌موضعی ‌دشمنانه در قبال ‌مسئله ‌فلسطین‌ و خلیج‌ دارد. موضع ‌شما چیست؟

واقعیت‌ این‌ است ‌که ایران قدرتی ‌معنوی ‌یا دنیوی ‌بر ‌شیعیان ‌لبنان ‌ندارد. مرجع‌ معنوی ‌و مذهبی ‌اول ‌شیعیان‌ سیدمحسن ‌حکیم است‌ که ‌در عراق‌ ساکن ‌است. اگر مقصود از پرسش ‌شما وضعیت‌ ‌شیعیان ‌در ایران ‌است، باید با تأکید بگویم‌ که ‌شک‌ ندارم‌ احساس ‌ملت ‌ایران‌ در برابر مسئله‌ فلسطین‌ و هر مسئله ‌عربی ‌دیگری، کمتر از احساس ‌خود اعراب نیست. ملت ‌ایران در برابر مسائل عربی ملیت‌ خود را هم‌ فراموش ‌می‌کنند. من ‌بر این‌ امر شواهد متعدد دارم.

یکی ‌از شواهد را برایتان ‌ذکر می‌کنم. روز تجاوز سه‌جانبه ‌اسرائیل به ‌مصر در سال 1956 ‌فردی‌ نزد سفیر مصر در تهران رفت ‌و پاکتی ‌پول ‌به ‌او داد. سفیر از او پرسید: این ‌پاکت ‌چیست؟ پاسخ ‌داد: مبلغی ‌ناقابل ‌که ‌تقدیم ‌کسانی ‌می‌کنم‌ که ‌از شرف‌ همه ‌ما دفاع ‌می‌کنند. سفیر نام ‌آن ‌مرد ایرانی‌ را پرسید. او پاسخ ‌داد: بنویس ‌مسلمان.

از این رو، عجیب ‌نیست‌ که ‌پرشکوه‌ترین‌ تظاهرات ‌تاریخ ‌معاصر ایران، تظاهرات ‌حمایت ‌از فلسطین‌ است. اما موضع‌ دولتمردان مستند به ‌منافع‌ سیاسی ‌دیگری ‌است ‌و به ‌اهداف‌ و تمایلات ‌ملت‌ مسلمان ‌ایران ربطی ‌ندارد و این ‌دوگانگی ‌سبب ‌بسیاری ‌از مشکلات ‌و سختی‌ها و برخوردهاست.

من ‌امیدوارم ‌که ‌ملت ‌ایران ‌به ‌رابطه ‌برادرانه‌اش با ملت ‌عرب‌ ادامه ‌دهد و بسیاری ‌از خطاهایی ‌را که ‌چهره ‌احساسات ‌صادقانه ‌و مخلصانه‌اش‌ را تخریب کرده، تصحیح ‌کند.

اکنون ‌جنوب ‌لبنان ‌در برابر خطری ‌شگرف ‌قرار دارد… اکثریت‌ جمعیت ‌جنوب شیعه‌اند. برای ‌رویارویی ‌با این‌ چالش‌ که ‌اکنون ‌لبنان ‌در برابر آن ‌قرار گرفته ‌است، چه‌ کاری‌ می‌توان ‌کرد؟

مسئله و ‌مصیبت‌ جنوب ‌لبنان مسئله و مصیبت ‌همه ا‌عراب است، زیرا طمع‌ورزی‌ و مرگ ‌وجدان ‌جهانی، اسرائیل ‌را به ‌تکرار تجاوزهایش ‌تشویق‌ می‌کند. جنوب ‌لبنان ‌اهمیتی‌ ویژه‌ دارد که ‌سبب ‌شده ‌است ‌نزدیک‌ترین‌ نقطه ‌طمع ‌دشمن ‌صهیونیستی ‌باشد. جنوب‌ منطقه‌ راهبردی ‌مهمی ‌به ‌لحاظ ‌هجوم‌ و دفاع‌ است ‌و شاید تنها منطقه‌ پیرامون ‌اسرائیل ‌است ‌که ‌در دست‌ اعراب باقی ‌مانده‌ است. آبی ‌که ‌

ندارد، زیرا مسلمانان ‌به‌رغم ‌تفاوت ‌در مذاهب، در امور اساسی و قواعد اصلی‌ و نقاط ‌اساسی، تفاوت‌ آشکاری ‌ندارند.

آیا اصلاً‌ در اسلام روحانی وجود دارد؟

‌حقیقت ‌این‌ است ‌که ‌در اسلام روحانی ‌وجود ندارد، بلکه ‌کارشناس ‌امور دینی ‌و یا عالم‌ دینی‌ وجود دارد، زیرا در اسلام‌ میان ‌دین‌ و دنیا جدایی ‌نیست. امام ‌علی‌(ع) ‌در وصف ‌این‌ رابطه ‌گفته ‌است: «زهد آن ‌نیست‌ که ‌مالک ‌چیزی ‌نباشی، بلکه ‌آن‌ است‌ که ‌چیزی‌ مالک ‌تو نباشد.»

در برخی ‌کشورها، گاه ‌می‌بینیم‌ که گفت‌وگویی‌ میان‌ رهبران ‌مذاهب ‌شکل ‌می‌گیرد، ولی ‌گویی‌ رقابتی ‌بر سر نفوذ است ‌و نه ‌گفت‌وگوی ‌واقعی. اما همایش قاهره‌ که جمع‌کننده ‌علمای ‌همه ‌مذاهب ‌است، قدرت ‌بیشتری ‌برای ‌ایجاد هماهنگی ‌و وحدت دارد.

درخصوص ‌لبنان، چه ‌امکانی ‌برای ‌سازگاری ‌میان‌ مذاهب ‌اسلامی‌ در درون‌ این‌ کشور وجود دارد؟

‌از زمانی ‌که ‌به ‌ریاست ‌مجلس ‌اعلای ‌شیعیان ‌لبنان ‌برگزیده ‌شدم‌، ‌سخن ‌گفتن‌ درباره این ‌موضوع‌ را آغاز کرده‌ام ‌و دریافته‌ام‌ که ‌امکان ‌گفت‌وگو در قاهره ‌بیشتر از لبنان‌ است. من‌ برای ‌رسیدن ‌به ‌این هدف ‌مقدس‌ تلاش‌های‌ بسیاری ‌کرده‌ام ‌و موافقت ‌علمای‌ بزرگ ‌نجف ‌را نیز در این ‌موضوع‌ کسب ‌کرده‌ام. امیدوارم ‌که ‌این ‌سفرم ‌به ‌قاهره ‌نیز اثری ‌عمیق‌ در نزدیک‌ ساختن ‌راه داشته ‌باشد.

چه ‌الگوی ‌عملی برای ‌تقریب ‌طرح‌ شده ‌است؟

برای ‌دستیابی ‌به ‌وحدت ‌فقهی‌ به مقدماتی نیازمندیم. با تأسیس ‌مؤ‌سسه ‌دارالتقریب ‌بین‌ مذاهب ‌اسلامی ‌در قاهره ‌و آغاز تألیف ‌دایرة‌المعارف‌های ‌فقهی‌ این‌ اتفاق ‌افتاده ‌است. چنان‌که ‌در نجف، کتاب‌هایی‌ درباره اصول ‌عمومی‌ فقه تطبیقی منتشر شده‌ است. بنابراین، ‌زمینه‌ها و مقدمات محقق ‌شده ‌است ‌و تنها به دیدارها و گفت‌وگوها و وضع ‌مبانی نیازمند ‌است، و پیش‌ از طرح‌ ‌مجلس اعلا ‌در لبنان، کمیته‌ای ‌مقدماتی ‌با هدف ‌برنامه‌ریزی برای ‌تأسیس ‌مؤ‌سسه‌ای ‌واحد که ‌اهتمامش‌ تحقق ‌وحدت‌ فقهی ‌باشد، تشکیل ‌شد. من‌ معتقدم ‌که ‌این ‌کار شدنی ‌است‌ و نیازمند زحمت ‌فراوانی ‌نیست.

نظر شما درباره ساختار فرقه‌ای ‌لبنان ‌چیست؟ و به ‌تعبیر بهتر، نظر شما درباره ‌شعار سکولار کردن دولت ‌که ‌برخی ‌عناصر مخلص ‌در لبنان ‌طرح‌ کرده‌اند، چیست؟

‌واقعیت این ‌است ‌که ‌من در مقام عالمی ‌دینی، معتقدم ‌که این فرقه‌گرایی که ‌مبنای‌ دولت ‌در لبنان ‌شده‌ است، نسبتی ‌با دین‌ ندارد. این‌ فرقه‌گرایی ‌برای ‌تقسیم‌بندی‌ و طبقه‌بندی ‌شهروندان ‌و تفکیک‌ حقوق ‌و وظایف‌ دولت وضع ‌شده ‌است. ازهاینهرو، می‌بینیم ‌مطلوب ‌آن‌ است‌ که ‌در شناسنامه ‌نام فرقه ‌معین ‌نوشته‌ شود و مطلوب‌ آن ‌نیست ‌که ‌دارنده ‌این ‌شناسنامه‌ التزامی ‌دینی ‌داشته‌ باشد. شاید شما تعجب‌ کنید که ‌بیشترین‌ تعصب فرقه‌ای‌ را در لبنان، کسانی ‌دارند که ‌تدین کمتری ‌دارند؛ آنان ‌نه‌ با مسجد سروکار دارند و نه ‌با کلیسا. فرقه‌گرایی ‌‌دین ‌و راهبر ‌دولت نیست، بلکه ‌تنها برای‌ تقسیم‌ و طبقه‌بندی ‌مردم ‌نهاده ‌شده ‌است. بنابراین، فرقه‌گرایی ‌در لبنان بحثی ‌سیاسی ‌است ‌و نه‌ بحثی ‌دینی‌. ازهاینهرو، درباره این‌ موضوع‌ از حیث ‌سیاسی‌ بحث می‌شود و ما ‌با این‌

سند شماره 08-03-70

موضوع: گفت‌وگوی ‌مطبوعاتی ـ فرقه‌گرایی‌ در لبنان سیاسی ‌است‌ و نه دینی‌

مکان و تاریخ: قاهره، 5/3/1970

مناسبت: شرکت امام در کنفرانس مجمع پژوهش‌های اسلامی در قاهره

منبع: مجله المصور مصر، 5/3/1970؛ روزنامه ‌الأنوار بیروت، 8/3/1970

متن

نوشته مصطفی ‌نبیل

سید موسی ‌صدر، رئیس مجلس ‌اعلای ‌شیعیان ‌لبنان، ‌که برای حضور در همایش‌ مجمع‌ پژوهش‌های ‌اسلامی ‌به ‌قاهره ‌آمده ‌است، شخصیتی ‌دینی ‌است‌ که ‌در دو سال‌ گذشته ‌به ‌صورتی ‌ناگهانی ‌ظهور یافته ‌است. چند سالی ‌از حضورش ‌در لبنان ‌می‌گذشت ‌که ‌رئیس ‌مجلس ‌اعلای ‌شیعیان ‌لبنان ‌و یکی‌ از شخصیت‌های ‌مؤ‌ثر در ‌حوادث ‌لبنان ‌شد. وی خود را چنین ‌معرفی ‌می‌کند:

در خانواده‌ای ‌لبنانی‌الأصل ‌دیده ‌به ‌جهان گشودم‌ که ‌نسبش ‌به ‌امام‌ موسی‌بن‌جعفر ‌می‌رسد. زمانی‌ که ‌ستم ‌و سرکوب‌ ترکان‌ عثمانی ‌به ‌اوج‌ رسیده ‌بود و علمای‌ شیعه‌ کشته‌ می‌شدند و کتاب‌ها سوزانده‌ می‌شد، جدم ‌سید صدرالدین ‌از لبنان ‌بیرون رفت ‌و به ‌عراق ‌و سپس‌ به ‌ایران‌ عزیمت کرد ‌و در هر دو کشور خانواده ‌بزرگی‌ از وی ‌پاگرفت ‌که ‌علما و رهبران ‌و سیاستمدارانی ‌بزرگ ‌به ‌تدریج‌ از میان‌ این ‌خاندان ‌سر برآوردند که ‌از جمله‌ آن‌ها سیدمحمد صدر یکی ‌از نخست‌وزیران‌ سابق ‌و محمدمهدی صدر از رهبران ‌جنبش ‌استقلال ‌عراق‌اند.

من ‌در ایران ‌متولد شدم‌ و ‌پدرم‌ سید صدرالدین از ‌مؤ‌سسان ‌حوزه علمیه‌، در شهر قم ‌ساکن‌ بود. تحصیلات‌ اولیه‌ را در این ‌شهر و در این‌ حوزه‌ گذراندم. سپس، ‌وارد دانشکده‌ حقوق ‌دانشگاه ‌تهران ‌شدم ‌و از این‌ دانشگاه‌ فارغ‌التحصیل ‌شدم. پس ‌از آن، ‌در حوزه علمیه ‌نجف ‌در عراق ‌تحصیلاتم ‌را تکمیل‌ کردم‌ و پس ‌از وفات ‌امام‌ عبدالحسین ‌شرف‌الدین، در جنوب ‌لبنان عهده‌دار مسئولیت ‌دینی ‌شدم.

او با چند زبان ‌بیگانه‌ آشناست.

همایش‌های ‌علمای‌ مسلمان‌ برای ‌تحقق ‌موضوع ‌اساسی‌ و مهم ‌تقریب‌ میان ‌مذاهب ‌اسلامی ‌برگزار می‌شود. فکر می‌کنید این ‌همایش‌ها ‌تا چه ‌اندازه ‌در تحقق ‌این ‌هدف ‌موفق‌ بوده ‌است؟

‌وحدت ‌میان مذاهب‌ اسلامی ‌پس‌ از دستیابی ‌به وحدت ‌فقهی میان ‌این مذاهب ‌تحقق خواهد یافت ‌و نمی‌توان ‌با گفت‌وگو و نامه‌نگاری‌ میان ‌رهبران ‌این‌ مذاهب ‌بدان ‌دست‌ یافت، زیرا مذاهب ریشه‌ای‌ عمیق‌ در دل ‌اهل ‌مذاهب ‌دارند. من ‌معتقدم‌ که ‌این‌ گردهمایی ‌علمای ‌مسلمان ‌در قاهره، امید فراوانی ‌را برای‌ تحقق ‌این ‌هدف ‌برانگیخته ‌است… قاهره ‌نقش ‌رهبری ‌دارد و این ‌نقش ‌به ‌سبب ‌تأثیر آن ‌بر همه مناطق‌ جهان ‌اسلام ‌است. همچنین، ‌باید تأکید کنم‌ که ‌اختلافات ‌ما بر سر ‌اصول‌ اساسی نیست، زیرا مبانی ‌و اصول ‌یکی ‌است ‌و منابع‌ یکی ‌است‌که ‌همان ‌قرآن‌ و سنت ‌است. بر سر مسائل ‌اساسی ‌نیز اختلافی ‌نیست. برای ‌مثال‌ بر سر عربی ‌بودن‌ لبنان ‌و موضع ‌در برابر دشمن ‌صهیونیستی ‌اختلافی ‌وجود

دارد، ولی ما به کویت و غیر‌کویت در همه زمینه‌ها بسیار بسیار بیشتر از این امید بسته‌ایم؛ نه تنها در زمینه مشارکت مالی، که در زمینه تبلیغاتی و حتی در زمینه فعالیت‌های فردی نیز باید کمک کنند. ما نیز نباید تنها تماشاچی فعالیت دولت‌ها و ارتش‌ها باشیم. هریک از ما، از علمای دین گرفته تا افراد دارای ارتباط و نفوذ بین‌المللی، می‌توانیم فعالیتی گسترده در این خصوص داشته باشیم.

در هر حال، در این اوضاع‌و‌احوال دشوار باید ابعاد خطر را درک کنیم و حتماً این ابعاد را با عقل و دلمان درک می‌کنیم و برای ادای این امانت از همه ابزارهایی که خداوند سبحان در اختیار ما قرار داده است، بهره خواهیم برد، زیرا یهود که در طول تاریخ هیچ کیان و حکومتی نداشتند، توانستند بر بسیاری از مناطق جهان سیطره پیدا کنند.

فرانکلین، بنیانگذار ایالات متحده، در ابتدای به دست گرفتن حکومت پس از استقلال آمریکا، در سخنرانی خود خطاب به ملت آمریکا گفت: خدا را شکر کنید که در میان شما یهودی وجود ندارد، وگرنه یا شما یا فرزندانتان مستعمره آنان می‌شدید.

یهودیان علی‌رغم آنکه در ایالات متحده نبودند، توانستند با توطئه و نیرنگ بر بخش بزرگی از افکار عمومی و امور حیاتی ایالات متحده تسلط پیدا کنند. بنابراین، اکنون که حکومت تشکیل داده‌اند، خطرشان بزرگ‌تر و حساس‌تر و فراگیرتر است و ما نیز باید آماده باشیم. ولی، درهعینهحال، ما در برابر این خطر بزرگ تردیدی نداریم که امید نیز بزرگ است، زیرا ممکن نیست انسان مؤمن احساس ناامیدی کند. امید همزاد ایمان به خداوند است و این حقیقت روشنی است، به‌ویژه آنکه قرآن کریم تأکید می‌کند که خداوند متعال حق است و همو آسمان‌ها و زمین و هر آنچه میان آن دوست را آفریده و همو به حق و به عدالت بر هستی حکم می‌راند و زمین را برای بندگان شایسته‌اش به ارث می‌گذارد و آینده از آنِ نیکوکاران است: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ.[47]

بر این اساس، امید همزاد ایمان است و ما تردیدی نداریم که پیروزی نهایی از آنِ جبهه حق است، ولی ما باید در مسیر حق باشیم و حرکت خود را در مسیر حق تقویت و همه توان خود را در این راه بسیج کنیم.

من هر اندازه درباره این واقعیت دردناک و امیدهایی که داریم سخن بگویم، باز نمی‌توانم حق مطلب را ادا کنم. خدا را سپاسگزارم که تا حدی موفق شدم با برادران عزیزم صحبت کنم. از خداوند متعال می‌خواهم که همه آنان را موفق گرداند و از همه دستگیری کند، زیرا ما در لبنان احساس می‌کنیم که کویت خواهری غم‌خوار و همیار برای لبنان است و آبادانی و شکوفایی کویت، عمران و شکوفایی ماست؛ قدرت کویت قدرت ماست. من فکر می‌کنم که این احساس دوسویه است و تلاش خواهم کرد که عواطف و احساساتی را که در اینجا مشاهده کردم، برای مردم لبنان بازگو کنم و در آینده با امید و اطمینانی بیشتر بازگردم. خداوند متعال بهترین سرپرست و بهترین یاری‌رسان است. والسلام علیکم و رحمة الله.ً


[47]ه« خدا به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، وعده ‌داد که در روی زمین جانشین دیگرانشان کند، هم‌چنان که مردمی را که پیش از آنان بوده‌ند، جانشین دیگران کرد.» (نور، 55)


مناطق شرق و حتی غرب را نیز تهدید می‌کند. ولی، متأسفانه، حماقتِ جهانیِ ناشی از غروری که در برخی دولت‌های استعمارگر وجود دارد، عملاً مانع از آن است که ابعاد این حقیقت درک شود. شاید گمان می‌‌برند هر لحظه که بخواهند می‌توانند اسرائیل را سر جای خود بنشانند، ولی همه این‌ها خیال باطل است.

ما نیز در گذشته چنین خیال می‌کردیم و این خطای تاریخی در این منطقه اتفاق افتاد و اکنون خطر به مناطق نزدیک و از جمله جنوب لبنان رسیده است. منطقه‌ای که دوست دارم درباره آن برای برادرانم در این کشور صحبت کنم و تلاش می‌کنم که در این سخنان واقعیت را در برابر چشمانشان به تصویر بکشم.

اسرائیل به چند علت چشم طمع به جنوب لبنان دارد:

1. منطقه جنوب لبنان به سبب کوه‌های بلند و دشت‌ها و درّه‌هایی که دارد، منطقه‌ای بزرگ و راهبردی از نظر هجومی و دفاعی به شمار می‌آید و در واقع، برای جهان عرب هیچ منطقه راهبردی‌ای در این سطح باقی نمانده است.

2. آب موجود در جنوب لبنان ثروت بزرگی است و اسرائیل به این ثروت چشم طمع دوخته، همان‌گونه که به همه ثروت‌های جهان چشم طمع دارد. بنابر برخی آمارها، میانگین سالانه آب در جنوب، در برخی سال‌ها از هشتصد میلیون متر مکعب فراتر می‌رود و به حد یک میلیارد متر مکعب می‌رسد. میانگین آب سالانه رودخانه لیطانی و شاخه‌های آن بین پانصد تا ششصد میلیون متر مکعب است. طبیعتاً، اسرائیل به این آب‌ها به‌طور آشکار چشم طمع دارد.

3. حاصلخیزی این منطقه و برخی ویژگی‌های دیگر نیز سبب فزونی طمعِ اسرائیل به این منطقه شده است.

بدون شک، این طمع‌ورزی‌ها در جنوب متوقف نمی‌شود و گسترش می‌یابد، زیرا هر اندازه قدرت این دشمن افزایش یابد، طمع‌های او نیز بیشتر می‌شود. در برابر این طمع‌ها که برخاسته از نژادپرستیِ دینی و کینه‌های عمیق و دراز تاریخی است، ما فقط تماشاچی هستیم. درست است که بسیاری از فرزندان عرب و بسیاری از دوستداران آنان در دنیا به این مسئله پرداخته‌اند، ولی من فکر می‌کنم که این کار باید جدی‌تر و دقیق‌تر و پرتحرک‌تر از وضع کنونی دنبال شود. اگر یکی از ما احساس کند که خطر مستقیماً او یا خانه یا فرزندان یا آینده او را تهدید می‌کند، بالطبع، با تمام وجود حرکت می‌کند. اما حرکت ما کمتر از حد توانمندی‌های ماست و حتی به نظر من کمتر از یک‌چهارم توانمندی‌‌های ماست.

ملت و دولت کویت به‌طور خاص تلاش می‌کند که خدمات فراوان و بزرگی به میدان نبرد تقدیم کند، خواه از نظر مشارکت سخاوتمندانه در دفاعِ سازمان‌یافته عربی از راه شرکت در مسلح‌سازی و تأمین سرمایه بسیاری از ارتش‌های عربی و خواه از راه مشارکت در سازمان‌های مقاومت فلسطینی که امیدواریم إن‌شاء‌الله گسترش یابد و شکوفا شود و ساماندهی گردد و ارتقا یابد. در واقع، تنها راه‌حل مشکل فلسطین همین سازمان‌هاست. ظاهراً مسئله مقاومت فلسطین به حال خود باقی است، زیرا بحث درباره راه‌حل سیاسی و نظامی مختص به سرزمین‌های عربی غیر از فلسطین است و از نظر دنیا مسئله فلسطین تمام شده است.

در هر حال، کویت مشارکت فعالی در این زمینه