من طرحی دارم. بر اساس گزارش دقیق نظامی، اگر تعداد نیروهای ارتش لبنان به بیش از 20 هزار نفر برسد و موشک نیز خریداری کنند، میتوانند از جنوب به روشی مناسب دفاع کنند، البته با حمایت مردم. مردم را نیز باید مسلح کرد و به آنان آموزش داد. پس از آن، باید روستاهای در معرض خطر را مقاومسازی کرد. صندوقی که صندوق اسکان و شورای عمران نامیده میشود، به این مسئله هیچ کمکی نکرده است. تا کی میخواهند داراییها را در این صندوقها نگه دارند؟ ما اینها را میدانیم. من خودم مسئول هستم و میدانم.
درمورد برخورد با مهاجران نیز هرگز نباید با آنان همانند پناهنده رفتار کرد. اگر بخواهند با آنان مثل آواره برخورد کنند و آنان را در اردوگاه اسکان دهند، من همانگونه که گفتم شروع به اشغال خانههای خالی میکنم. هر خانه خالی حق شهروند لبنانی است. من این مسئه را تنها در سطح مردمی دنبال نمیکنم. در سطح سیاسی نیز چندین نشست با نمایندگان جنوب و وزرای جنوب و دیگر کسانی که از جنوب حمایت میکنند، داشتهام. توافق کردهایم که اگر این مطالبات در مدتی مشخص، که من فکر میکنم یک هفته باشد، برآورده نشود، من به وزرا پیشنهاد دادهام که استعفا دهند و آنان نیز آشکارا با این خواسته من موافقت کردهاند.
نمایندگان جنوب نیز تحت هر وضعیتی از مشارکت در دولت خودداری خواهند کرد. همه اینها برای آن است که بگوییم دولت تنها برای دیگر مناطق لبنان، دولت بوده است. من فکر میکنم که مردم و مسئولان مرا میشناسند. من آشوبگر یا به دنبال شرّ نیستم، بلکه برعکس، خواهان خیر و صلاح کشور هستم.
استقبالی که از دعوت امام صدر برای اعتصاب مشاهده کردیم، این حقیقت را تأیید میکند که حیات لبنان بدون جنوب معنا ندارد و هر تجاوزی به جنوب لبنان تجاوز به نظام و استقلال لبنان است. ازهاینهرو، ما در مقام وزرای جنوب و نمایندگان جنوب در این دولت دوست داریم با امام در آنچه گفتند اعلام همبستگی کنیم. ما در مناسبتهای متعدد خواستار حمایت از مردم جنوب و مستحکمسازی روستاهای جنوب شدهایم، ولی تا کنون هیچ پاسخ جامعی دریافت نکردهایم. ازهاینهرو بود که امام دعوت به اعتصابِ مسالمتآمیز کردند. بنابراین، تأکید میکنیم که ما دوباره مطالبات خود را برای حمایت دولت از جنوب به مسئولان اعلام میکنیم و اگر در این راه با ما همراهی نکردند، ما برای هر درخواستی که امام موسی صدر از ما داشته باشند، آمادهایم.
همراه شدن همه لبنانیان با این اعتصاب مسالمتآمیز به سبب همدردی با فریاد رنجی است که جنوب به آن گرفتار شده است. دعوت امام نیز برای آن است که سخنان و مطالبات چند ماه گذشته ما را به گوش دولت برسانند. اینکه ما در مقام وزرای جنوب در این دولت استعفا دهیم، کمترین کاری
موضوع: گفتوگوی تلویزیونی- اعتصاب سراسری گامی ملی برای حمایت از کیان کشور است.
مکان و تاریخ: تلویزیون لبنان، 27/5/70
مناسبت: اعتصاب سراسری موفقیتآمیز که به دعوت امام صدر در تاریخ 26/5/70 صورت گرفت.
منبع: آرشیو تلویزیون لبنان؛ آرشیو مجلس اعلای شیعیان؛ کتاب حوارات الصحفیه، مرکز الإمام الصدر للأبحاث و الدراسات
متن
پس از اعتصاب سراسری آقای عادل مالک در مصاحبهای تلویزیونی درباره علل و انگیزههای این اقدام با امام صدر گفتوگو کرد.
پیش از هر چیز دوست دارم از همه لبنانیان، از همه مناطق و از همه قشرها و گروهها و سندیکاها و نهادها تشکر کنم و به آنها بگویم که این اعتصاب فراگیر یک گام باشکوه ملی بود که برای حمایت از موجودیت لبنان برداشته شد تا به مردم جنوب تأکید کند که همه ملت مسئله جنوب را درک میکند. علت این اعتصاب روشن است. طی یک سال گذشته یا بیش از آن، ما برای مصلحت جنوب که مصلحت کل لبنان است، درخواست کمک کردیم. حتی از همین تلویزیون چند بار درخواست کردیم. در مناطق مختلف سخنرانی و اجتماع و دیدار و کنفرانس خبری برگزار کردیم، ولی اتفاقی نیفتاد. حقیقت این است که فاجعه جنوب فاجعهای برای کل لبنان است. اولاً، جنوب از لحاظ سازمانی و دفاعی و عمرانی و فرهنگی و تاریخی بخش مهمی از لبنان به شمار میآید. ازهاینهرو، فاجعه در جنوب فاجعه برای کل لبنان است.
ما با همه ابزارهای عادی مطالبه کردیم و سرانجام، صبر ما لبریز شد. در واقع، من آخرین کسی هستم که خشمگین میشوم، ولی در این مورد انکار نمیکنم که خشمگین شدم، زیرا دیدم بیتوجهی به معنای خوار کردن میهن و بیاعتنایی به میهن است. ازهاینهرو، در نخستین گام از مردم خواستیم که اعتصاب مسالمتآمیز برگزار کنند و تظاهرات به راه نیندازند. اما اگر مطالباتِ اعتصاب برآورده نشود، ناگزیر هستیم که اعتصاب را شدت بخشیم، یعنی هفته آینده ما اعتصاب خود را با تظاهرات ادامه میدهیم و کارهای بسیاری میکنیم. وقتی با بیمسئولیتی روبهرو میشویم، باید دولت را به قبول مسئولیت وادار کنیم. این کار بسیار مهم است.
مطالبات ما نیز معلوم است. ما از مقامات و مسئولان میخواهیم که مسئولیتهای خود را بر عهده بگیرند و به وظیفه خود در قبال منطقهای که دستخوش تهدید قرار گرفته، عمل کنند. در دنیا مناطق بسیاری وجود دارد که دستخوش تهدید است، ولی دولتها به مسئولیت خود در قبال آن عمل میکنند. دولت باید با هر ابزاری که میخواهد، دفاع و حمایت از جنوب را تقویت کند. ما به هر اقدامی که دولت برای دفاع از جنوب انجام دهد، اعتماد داریم و آن را تأیید میکنیم.
سوسیالیست، بیانیه حزب کمونیست لبنان و بیانیه هیئت ملی به ریاست امین العریسی. همچنین، رؤسای سندیکای روزنامهنگاران و سردبیران، جناب ریاض طه و جناب ملحم کرم، در بیانیههایی تعطیلی روزنامههای لبنان در روز دوشنبه 25 مه 1970 را اعلام کردند. سندیکای وکلا در جلسهای اضطراری تصمیم گرفت که از اقامه دعاوی در محاکم در روز اعتصاب خودداری کند. دانشجویان همراه با دانشآموزان مدارس رسمی و خصوصی در اعتصاب شرکت کردند. امام صدر در روز اعتصاب در تجمع عظیم دانشجویان در دانشگاه امریکایی حضور یافت و در سخنرانی خود اهداف اعتصاب را توضیح داد. سندیکای داروسازان نیز با توجه به ماهیت کار خود اعلام کرد که در اقدامی نمادین، به مدت دو ساعت داروخانهها را تعطیل میکند. انجمن بازرگانان بیروت و سندیکاهای بنادر و کشتیرانی در بیانیهای به امضای رئیس آن، آقای آنتوان بشاره، و دبیر کل آن، آقای عبدالقادر فاید، خواهان مشارکت عمومی در اعتصاب شدند. سندیکای کارمندان بانکها، سندیکای پارچهفروشان، سندیکای آموزشگاههای خیاطی، اتحادیه سندیکاهای اصناف، سندیکای آرایشگاهداران زنانه، انجمن کارمندان و کارگران هتلها و اغذیهفروشان و صاحبان مراکز سرگرمی، اتحادیه عمومیکارگران، اتحادیه ملی سندیکاهای کارگران و مستخدمان و دیگر انجمنها نیز از اعتصاب عمومی حمایت کردند.
مصیبت او هستند، یاری نخواهد، آن هم درهحالیهکه دشمن حلیهگر نیروهایش را از هر سو فراهم آورده است.
در دل این تاریکی که امت ما را فراگرفته است، ندا میدهیم تا ندایمان پرتویی بر این مسیر بیفکند، تا چشمها پیش از آنکه دیر شود به این پرتو التفات یابند.
کلمات این نامه آمیخته با خون پاکی است که از تعدی و ظلمی که بر روستاهای جنوب عزیز میرود، جاری شده و با مُشک پاک ارواح شهدا عطرآگین شده و با حرارت آه دل آوارگان و مهاجران ملتهب شده است. اینها کلامی نیست که گفته میشود، بلکه هشداری است که عمل به آن ملت ما را از تباهی نجات میدهد.
در این بحران سختی که وطن و هموطنان ما از آن رنج میبرند، از حکومت لبنان میخواهیم که با همدلی فعالانه و سرعت فوری پیشنهادهای زیر را اجرا کند:
1. خسارتهای مردم جنوب ناشی از تجاوزات ناجوانمردانه صهیونیستها را بهطور کامل جبران کند.
2. تمام توان خود را برای حمایت از منافع و مؤسسات و داراییهای مردم جنوب به کار گیرد.
3. برای آوارگان سرپناهی مناسب فراهم آورد که آنان را گرد هم آورد و از آوارگیشان جلوگیری کند.
4. برای آموزش نظامی افراد توانا اقدام و بدون درنگ آنان را به سلاحهایی مسلح کند که امکان ماندن در وطن و دفاع از خود و سرزمین را برایشان فراهم میکند.
5. نیاز منطقه جنوب را به پناهگاههای محکم که زنان و کودکان و پیران را از بمباران دشمن در امان دارد، برطرف کند.
6. در برابر مطبوعات و رسانهها بنا به رسالتی که برای تقویت روحیه ملت دارند، بدون پوشاندن حقایق از چشمان ملت، موضعی سرنوشتساز اتخاذ کنند.
7. دولت باید فوراً سیاست مالی قانونیای وضع کند که از طریق آن هزینههای سامان دادن به وضع موجود را فراهم آورد و راه آن مالیات تصاعدی بر افراد پر درآمد است، زیرا ثروتمندان لبنان با امکانات مادی فراوانی که در اختیار دارند، میتوانند نیازهای وطن خود را در این معرکه سرنوشتساز برآورند. کشور را نمیتوان با صدور بیانیه و جمعآوری صدقات حفظ کرد، بلکه راه حفظکشور، گرفتن حق کامل آن از صندوق فرزندان ثروتمندش است و کسی که در هنگام رویارویی با دشمن برای وطن خود سخاوت به خرج ندهد، مستحق انتساب به این وطن نیست.
8. دولت در اجرای این خواستهها، برنامهریزی قوی و دوراندیشانه را برای همگرایی عملی با همه نیروهای عرب، که در صدر این نامه به آن فراخواندیم، از نظر دور ندارد.
بیروت ـ 21 ربیعالأول 1390
25 مه 1970
شیخ عقل درزیها
محمد ابوشقرا
مفتی جمهوری اهل سنت
حسن خالد
2. حمایتهای احزاب و انجمنهای صنفی
احزاب و انجمنهای صنفی و کارگری نیز با صدور بیانیههایی، از اعتصاب حمایت کردند و خواستار نجات جنوب شدند. از آن جمله است: بیانیه مشترک حزب ترقیخواه سوسیالیست و حزب بعث
هرگز … به خدا قسم هیچ لبنانیای این ابزارها و روشها را نخواهد پذیرفت که حق شهروندان را نادیده میگیرد.
اعتصاب کمترین کاری است که میتوان انجام داد. اعتصاب آغاز مسیر ابراز محکومیت و سرپیچی است… گام نخستی است که امیدواریم با برداشتن آن، مسئولان سر عقل آیند و با روح مسئولیت و آگاهی درستِ ملی رفتار کنند.
ــ به کار گرفتن اموال و امکانات بلااستفاده در بخشهای مستقل و شورای مسکن و اموال و اداره کل عمران در مقاومسازی روستاهای در معرض خطر؛
ــ تقویت ابزارهای دفاع ملی؛
ــ آمادهسازی مردم برای دفاع از خود و سرزمینشان و فراهم آوردن اسباب امنیت و سلامت.
برآورده شدن این خواستههای حیاتی و خواستهها و تدابیر فوری که به مسئولان پیشنهاد میشود، مهمترین اهدافی است که اعتصاب عمومی روز سهشنبه 26 مه 1970 در صدد برآورده شدن آنهاست و دفاع از وطن و تأمین سلامت و امنیت آن مستلزم اجرایی شدن این خواستههاست.
مردم لبنان،
همراهی شما با مردم جنوب در این بحران، وطن شما را نجات میدهد و وحدت شما را تثبیت میکند و موضع درخشان شما را در برابر گرفتاریهای مناطق دیگر همانند الگویی شایسته در تاریخ ثبت میکند.
برای موفقیت و به ثمر نشستن این اعتصاب، سفارش میکنم که آرامش و انضباط خود را حفظ و از دست زدن به برگزاری تجمعات و تظاهرات خودداری کنید.
عزیزان، با حق باشید تا حق با شما باشد و خدا را یاری کنید تا شما را یاری کند و گامهایتان را استوار دارد.
موسی صدر
1. بیانیه حضرات مفتی و شیخ عقل
پس از دعوت امام موسی صدر به اعتصاب، مفتی اهل سنت لبنان، شیخ حسن خالد، و شیخ عقل درزیها، شیخ محمد ابوشقرا، بیانیه زیر را صادر کردند:
در سختیها، تمام لبنان باید یکصدا و یکدل باشند. مردم لبنان باید با همه فرقهها و گروهها و با همه امکاناتشان از وطن پاسداریکنند.
جراحت جنوب جراحت لبنان است. مصیبت مردم جنوب مصیبت همه مردم است. برای غلبه بر این مصیبت باید تعارفها را کنار بگذاریم و برای شکست دشمن باید روراست باشیم.
ما با زبان صریح شهروندی دلسوز و با ایمان به ضرورت زندگی شرافتمندانه به حاکمان و مسئولان لبنان هشدار میدهیم که برای ارتقای همکاری میان لبنان و کشورهای عربی به سطحی محکمتر و عمیقتر، گامهای فوری و محکم بردارند تا اراده عربی یکدست گردد و قدرت یکپارچه عربی مایه قدرت لبنان شود.
هر لحظه که میگذرد، کار سختتر میشود و دشمن که فریفته قدرت خویش است نه به کرامت انسان اعتقاد دارد و نه به قوانین بینالمللی.
عیب این نیست که برادران در سختیها و گرفتاریها گرد هم آیند و یکدست و یکصدا شوند و سدها و قیدها را پشت سر بگذارند. عیب آن است که انسان از برادرانش که در آستانه گرفتار شدن به
موضوع: بیانیه ـ ایستادگی شما در کنار فرزندان جنوب، وطنتان را نجات میدهد و وحدتتان را ثبات میبخشد
مکان و تاریخ: 26/5/1970
مناسبت: امام موسی صدر پس از دعوت به اعتصاب عمومی در روز 26 مه 1970، این بیانیه را در صبح روز اعتصاب صادر کرد.
منبع: آرشیو مجلس اعلای شیعیان
متن
فرزندان دانشجو و برادران کارگرم، روشنفکران و تحصیلکردگان،
ای صاحبان وجدانهای بیدار و مشاغل آزاد،
ای فرزندان جنوبی که در خطر است و امتحان میشود،
ای مسلمانانی که همگی به امور مردم اهتمام میورزید،
ای مسیحیانی که صلیب ستمدیدگان را بر دوش میکشید،
ای احزاب و صنوف لبنان،
ای لبنانیان عزیز،
از یک سالواندی پیش، در صدها جلسه و بحث و بیانیه و مصاحبههای رسمی و از طریق سخنرانیها و سخنهای بیشمار به نام مجلس اعلای شیعیان برای بازگرداندن امنیتِ در معرض خطر و حق به تاراجرفته جنوب، همانند دیگر دلسوزان آگاه، ضرورت توجه به وضع جنوب و تلاش جدی برای تأمین سلامت آن را گوشزد کردم و خواستار شدم و راهکار عملی آن را در مقاومسازی و آموزش نظامی و افزایش ظرفیتهای دفاعی و تقویت روحیه مردم جنوب دانستم.
تمامی این جنبوجوشها در زمانی صورت میگرفت که طمعورزیهای دشمن آشکار و روشن و تهدیداتش مستمر و مکرر شده بود و فاجعهای که از جنوب آغاز شده و تمام وطن را در هم خواهد پیچید، پیشبینیشدنی بود و نصیحت خیرخواهان رو به فزونی و مطالعات و برنامههای اجرایی دقیق و از جمله تجربههای واقعی در کشورهای عربی و در معرض تجاوز دشمن، در اختیار مسئولان بوده است.
سپس، فاجعهای عظیم در خلئی شگرف و در برابر دیدگان همگان به راه افتاد و کشت و ویران کرد و آواره ساخت و تمام وطن را در برابر تهدید قرار داد.
پس از این، مسئولان در انتظار چهاند؟
آیا از مردم جنوب میخواهند در برابر تمام این سستیها و بیتوجهیها سکوت کنند و مصیبتها و مرگ و ویرانی را تاب بیاورند، در حالی که درک و لمس میکنند که از ابتدایی و بدیهیترین حقوق شهروندی محروماند، آن هم پس از ادای همه وظایفشان در همه مراحل و زمانها در برابر وطن و هموطنان؟
یا اینکه خود مردم جنوب منتظر کمکهای اضطراری و بلاعوض مانند چادر و دارو و کنسرو باشند که احساس آوارگی و غربت و از دست دادن کرامت را بهکامشان میریزد و در پی سرپناه و لباس و دیگر وسایل ضروری زندگیاند؟
یا آنکه به خواهش و صدور بیانیه و راهپیمایی روی آورند تا وعدههای توخالی، دلشان را به آتش بکشد و بیتوجهیها روحشان را در هم بپیچد؟
اختصاص یافته است. چرا روستاهایی مستحکم در پشت خطوط برای کمک به روستاهای مرزی در مقابله با تجاوزات نمیسازیم؟ چرا این سی میلیون لیره این هدف را تحقق نبخشد؟ بخش اعظم اعتبارات عمومی پروژهها در مناطق مختلف لبنان هنوز آزاد است، زیرا این پروژهها هنوز سپرده نشده است. ازهاینهرو، من میپرسم: آیا، ضمانتی برای بقای لبنان در وضعیت فعلی وجود دارد که بتوانیم این بخش از بودجه را پس از وقوع فاجعه هزینه کنیم؟
حرف من این است که این بخش از اعتبارات را برای جنگ پایداری در جنوب اختصاص دهید. جنوب میدان پایداری همه لبنان است. بود و نبود لبنان منوط به جنوب است. اعتبارات سالهای 1968 و 1969 به سبب اجرا نشدن برخی پروژهها بهطور کامل تخصیص نیافت و همین امر این حق را به جنوب میدهد که این اعتبارات برای آن صرف شود.
ما صندوقی برای حوادث غیرمترقبه ویرانگر مانند زلزله داریم. آیا شما زلزلهای کوبندهتر از زلزله جنوب و فاجعهای بزرگتر از آن سراغ دارید؟
امام صدر چند لحظهای سکوت میکند و سپس ادامه میدهد:
امکانات و ابزارهای مالی متعددی در اختیار داریم که میتوان از آنها در این نبرد بهره گرفت. البته، به شرط آنکه حقیقتاً به نبردی که در جنوب داریم، اعتقاد داشته باشیم. هرگونه حرکت عمرانی برای مقاومسازی و سازندگی و توسعه در آینده، حرکت اقتصادی جدیدی در جنوب پدید میآورد که مصیبت گرسنگی مسلط بر مردم منطقه را کاهش میدهد و به آنان امید میبخشد و عزم آنان را برای بقا و مقاومت در مقابل هرگونه تجاوز تقویت میکند.
اما اگر وضع به همین شکل بیتوجهی و بیاعتنایی ادامه یابد و هر مسئولی احساس مسئولیت نکند و از مسئولیت تاریخی خود که نبرد سرنوشتساز جنوب بر دوشش گذاشته، شانه خالی کند … و اگر مصیبتزدگان با مصیبتشان رها شوند؛ گویی که فرزندان و حامیان این وطن نیستند …
من هشدار میدهم از عواقب و سرنوشت تاریک…
مدتی طولانی از همه مسئولان تقاضا کردم… و پیش از آنکه به برادرانم در جنوب بپیوندم، این آخرین ندای من است. و دیگر اینکه این ندای جنوب است… و بار دیگر میگویم، پیش از آنکه دیر شود، ندای ما را دریابید.
سوی دولت نمیبینم.
از این رو، من در طی این هفته و در فراخوان اخیر که شبیه نالههای فرد محتضر است، نمیتوانم موضع جنوبیها را در قبال خود و موضع خود را در قبال آنان تصور کنم، جز اینکه موضع ارمیای نبی را در برابر مردم خود پس از اینکه کار از کار گذشت، به یاد آورم. با این تفاوت که من به چاه نخواهم افتاد بلکه همراه برادرانم در جنوب خواهم بود.
پاسخ داد: راهحل این نیست که با وقوع هر فاجعه و هر تجاوزی، دو میلیون لیره، آن هم به اقساط، پرداخت شود.
لحظهای سکوت میکند و با تندی ادامه میدهد: اخباری حاکی از آن استکه دشمن به بنتجبیل و رأسالناقوره و عدسیه و مرکبا و بنیحیان و حوله تجاوز خواهد کرد. آیا باز هم برای باری دیگر دو میلیون لیره را در صورت وقوع فاجعهای تازه آماده کردهاند؟
گفت: ابعاد نظامی داریم و ابعاد مالی.
گفت: به لحاظ نظامی در جنوب مناطقی مهم و ممتاز داریم. این امکان وجود دارد که توپخانه را در دل صخرهها قرار دهیم و بمبهای دشمن به این توپخانهها نمیرسد، زیرا دژ دفاعی طبیعی دارند.
ارتش لبنان هم وارد نبرد شده است و بهترین دلیل آن هم درگیریهای اخیر در عرقوب است. باید حقیقت را آشکارا گفت و حقیقت این است که ارتش لبنان در درگیریهای اخیر با سلاحهایی به نبرد با دشمن وارد شده که با سلاحهای دشمن برابری نمیکند.
باید سلاحهای لازم برای رویارویی به بهترین شکل با دشمن در اختیار ارتش قرار گیرد، زیرا اسرائیل سلاحهای قویتری دارد که با آن میتواند اهداف دورتری را در هم بکوبد. ازهاینهرو، اگر امکان تقویت توان نیروی هوایی وجود ندارد، حداقل باید توان توپخانهای ارتش لبنان چه در بخش ثابت و چه در بخش زرهی و تانک و دیگر سازوکارها تقویت شود.
این وظیفهای ملی است که نبرد کنونی ایجاب میکند. رازی نظامی را فاش نکردهام اگر بگویم که علل تأخیر توپخانههای ارتش در سرکوب نیروهای دشمن، برد کوتاه آن بوده است. ارتش ما منتظر بوده است که نیروهای دشمن به تیررس توپخانهاش برسد، ولی نیروهای دشمن عقبنشینی کردند و از تیررس توپخانه ارتش دور شدند و با توپخانهای که بردش بسیار بیشتر از توپخانه ارتش ماست، مناطق ما را بمباران کردند. با این حال، سپر طبیعی اراضی ما بهترین دژ در برابر نیروهای دشمن است.
گذشته از تقویت ارتش، چنانکه گفتیم، نیروهای مردمی نیز باید مسلح شوند و تمرین داده شوند تا به کمک قوای نظامی بشتابند و آنان را در نبرد با دشمن یاری دهند.
به لحاظ نظامی ورود ما به این نبرد ایجاب میکند که ارتش و ملتی مجهز داشته باشیم و اگر میخواهیم حقیقتاً از وطن خود دفاع کنیم، چارهای جز تحقق این هدف بزرگ نداریم.
پاسخ داد: باید بسیح عمومی برای یاری جنوب به راه افتد.
سیگار دیگری روشن میکند و ادامه میدهد: حساب کن… مبلغ سی میلیون لیره از سوی شورای مسکن و اموال برای ساخت واحدهای مسکونی مردمی
پایداری کند … هر دستی که میخواهد از سرزمین و شرف و کرامت خود دفاع کند و بجنگد … هر دست وطندوستی که میخواهد از میهن و هممیهنانِ خود پاسداریکند.
فوراً پاسخ داد: گرسنگی!
گفت: به جنوب بروید تا مردم را در دو طرف جادهها، زیر آسمان و بیسرپناه ببینید و گرسنگی واقعی را از نزدیک مشاهده کنید.
گفت: زیرا دولت بر اساس وضعیت جنگی رفتار نمیکند و حتی وضعیت دفاعی هم به خود نگرفته است. جامعه لبنان نیازمند آن است که در مواجهه با پیکار سرنوشتسازی که فرارویش قرار دارد، وضعیت جنگی به خود بگیرد. دست کم بگذارید جنوب که با جنگ رویاروست، وضعیت جنگی داشته باشد تا بتواند بهگونهای که منافع ملی و وضعیت واقعی این نبرد ایجاب میکند، با دشمن مقابله کند.
گفت: سلامت کودکان و زنان و امکانات زندگی و حداقل سادهترین امکانات زندگی فراهم شود. در همان حال، باید مردان را مسلح کنیم و برای نبرد با دشمن آموزش دهیم.
گفت: من از دو سال پیش به این طرف در جلسات خود با مسئولان بلندپایه با روشهای منطقی مختلف از آنان خواستهام و تشویقشان کردهام و هشدار دادهام که با جرئت و واقعنگری برای این معرکه آماده شوند.
و ادامه داد: من به آنان گفتم که حقیقت مورد اجماع همه لبنانیها این است که باید لبنان صلحطلب و قدرتمند را بسازیم، زیرا صلحطلبی بدون قدرت در عالم درندگان فقط به معنای ضعف و تسلیم است، در برابر ما هم نمونههایی مانند سوئیس وجود دارد که ما هنوز میخواهیم ادای آن را درآوریم. من به آنان گفتم که لبنان سرزمین زیبایی است، ولی سرزمین کوهها هم هست. تاریخ شاهد این امر است. حتی سرود ملی هر روز در گوش ما از شمشیر و قلم آواز میخواند. پس کجاست شمشیر؟ … کجا؟
پرسیدم: آیا احساس اجابت و همدلی از سوی…
سخن مرا قطع کرد و پاسخ داد: اگر بگویم همه این هشدارها و تقاضاها با اجابت و همدلی مواجه شده است، وضعیت فعلی جنوب سخنم را تکذیب خواهد کرد.
ادامه داد: در تمام طول این مدت کوشیدهام که تفسیر معقولی برای این همه اهمال بیابم، اما نتوانستهام.
و سیگاری را روشن میکند … و واژهها بر روی لبش آتش میگیرند، که میگوید: بله، برای موضع حکومت در قبال جنوب یک تفسیر داشتهام و آن این است که مردم مناطق مختلف لبنان وضعیت جنوب را درک نکردهاند. این نیز برمیگردد به اینکه دولت مردم را از امور و مسائل کشور آگاه نکرده است. دولت مسئول آگاهسازی مردم درباره مسائل کشور و امور آن است. اما من پس از اینکه دریافتم ملت لبنان اخیراً در حال بیدار شدن است و رنج میکشد و ابعاد خطری را در مییابد که آن را تهدید میکند و نیز سرنوشت تاریکی را که در انتظارش است، دیگر هیچ توجیهی برای استمرار سیاست اهمال و بیتوجهی از
موضوع: گفتوگو ـ لبنان باید جامعهای مهیای جنگ باشد
مکان و تاریخ: بیروت، 22/5/1970
مناسبت: در تاریخ 12 مه نیروهای اسرائیلی تجاوزی وحشیانه و گسترده به روستاهای مرزی کردند که در نتیجه آن گروههای عظیمی از مردم، که در برخی از روستاها مانند بنتجبیل و عیترون و کفر شوربا و راشیا و الفخار و کفرحمام صددرصد جمعیتشان را شامل میشد، به مناطق دیگر کوچ کردند. در چنین اوضاعی، روزنامه المحرر این گفتوگو را با امام صدر انجام داد.
منبع: روزنامه المحرر، 22/5/1970
متن
اسعد مقدم نوشت:
این فقط سخنی عادی نیست؛ ندایی است که از دل برآمده است… به کسی که در اعماق وجودش ذرهای احساس باقی مانده است: این آخرین هشدار است به صاحبان پوست تمساح در دولتی بیمبالات، که پوستینشان را از روح خویش به در آورند تا شاید حقیقت اوضاع جنوب را دریابند.
این فریاد کسی است که در حلقه واژهها و دردی که راه گلویش را بسته است، احساس خفگی میکند؛ فریادی است بر سر هر آن کس که ادعای لبنانی بودن میکند. هر لبنانی به همان اندازه که وطنش بر ذمه و وجدان او حق دارد، بر گردن وطنش حق دارد.
این دعوتی است به اینکه با صداقت و مردانگی با واقعیت روبهرو شویم، آن هم درهحالیهکه لبنانیها مدتهاست از روبهرو شدن با آن سرباز زدهاند، زیرا گویی دیگر مردی و مردانگی برای آنان باقی نمانده و از دنیایشان جز خودفریبی و نه فریب ملل جهان چیزی باقی نمانده است.
با کسی به گفتوگو نشستیم که مردی غیرعادی است… روزی با وی عهد بستیم که تا آن هنگام که او در پیکار سرنوشتساز است، همراه او خواهیم بود و او نیز تا آنگاه که با او هستیم با ما خواهد بود، زیرا پیکار ما بر سر بقا و پایداری و ایمان است و ما و او از دل این پیکار برآمده و خود را وقف آن کردهایم… ما در مسیر فداکاری و ایثارگری رفاقتی قدیمی داریم و میخواهیم بمانیم تا لبنان بماند، آنچنانکه زیبنده آن است، وگرنه اصلاً نمیمانیم.
در دفترش که ساعتی بعد آن را به سوی دنیای آوارگان ترک خواهد کرد، ساعتی چند مانده به غروب با وی گفتوگو کردیم.
او را نه چنان یافتم که گذشتههای نزدیک و دور مییافتم؛ با آن تبسم شیرینش که ما را به امید فرامیخواند. جای آن تبسم شیرین ردپای دردی ژرف نشسته بود.
سیمایی که چونان دریای خرداد ماه آرام بود، در تلاطم امواج خشمی اندوهبار است. و چشمانی شفاف و با صفا که برق دوستی از آن ساطع بود، راوی قصه غصهای تلخ و آمیخته با بیخوابی طولانی است.
دست دراز میکند تا دستانم را بفشارد، گویی که این روزها مشتاق هر دستی است که به یاری به سویش دراز میشود.
پیش از آنکه بنشینیم، زیر لب میگوید: جنوب به یاری هر انسان صادقی نیازمند است که ابعاد مشکل را درک کرده است… به هر دست سازندهای نیازمند است… نیازمند هر دستی است که میخواهد
