وقایع قرار گرفته اند و در جنوب و دیگر مناطق، با خون خود بهای سنگینی پرداخته اند، با وجود این هنوز آتش اختلافات میان رهبران و بزرگان شیعه شعله ور است و بر مشکلات و رنج های آنان می افزاید. آیا وقت آن نرسیده که رهبران شیعه با هم به توافق برسند و با کنار گذاردن اختلافات، جنوب را از اشغال رها سازند و برای بازگشت اهالی جنوب به خانه های خود تلاش کنند؟

مشکل‌ و بحران‌ فزاینده‌ جنوب نمونه‌ای‌ بارز از مسئله‌ کلی‌ لبنان‌ است. بنابراین،‌ عوامل‌ مختلف‌ عربی‌ و بین‌المللی‌ در شکل‌گیری‌ وقایع‌ لبنان‌ نقش‌ داشته‌اند و زمینه‌ بروز آن‌ نیز وجود مشکلات و روزنه‌هایی‌ بوده‌ که‌ از آن‌ نفوذ کرده‌اند. اکنون‌ همگان‌ به‌ خوبی‌ دریافته‌اند که‌ یکی‌ از اهداف‌ ایجاد بحران‌ در لبنان‌ آن‌ است‌ که‌ کل‌ منطقه‌ را از لحاظ‌ مادی‌ و روحی‌ برای‌ پذیرش‌ هرگونه‌ صلح‌ تحمیلی‌ آماده‌ سازند. از این رو، به‌ عقیده‌ من‌ مشکل‌ جنوب‌ و به‌طور کلی‌ مشکل‌ شیعیان،‌ آن‌ بوده‌ که‌ از یک‌سو آنان‌ می‌خواستند با وجود امکانات‌ محدود و ضعیف، میهن‌ خود را پاس‌ بدارند و از سوی‌ دیگر، نمی‌خواستند از برخی‌ روش‌ها و شیوه‌هایی‌ استفاده کنند‌ که‌ فقط براساس‌ اصل «هدف‌ وسیله‌ را توجیه‌ می‌کند» در لبنان‌ به‌ کار می‌رود. به‌ عبارت‌ دیگر، شیعیان‌ می‌خواستند اهداف‌ شرافتمندانه‌ را با روش‌های‌ شرافتمندانه‌ دنبال‌ کنند. از این رو، مشکل‌ شیعیان‌ و مشکل‌ جنوب مسئله‌ای‌ تاریخی‌ است‌ و بهایی را‌ که‌ در این‌ راه‌ پرداخته‌اند، ادای‌ مسئولیت‌ تاریخی‌ خود می‌دانند، زیرا آزمون‌ دشواری‌ پیش‌ روی‌ خود می‌دیدند. در یک‌ کلام‌، باید گفت‌ که‌ مشکل‌ بسیار بزرگ‌ بوده‌ است‌ و گمان‌ نمی‌کنم‌ که‌ اختلاف‌ میان‌ رهبران‌ شیعه از علل‌ بحران‌ باشد. با وجود این، از سوی‌ خود و یارانم‌ در صفحات‌ روزنامه‌های‌ البیرق و لا روو دو لیبان متعهد می‌شوم‌ که‌ با رهبران‌ جنوب‌ و شیعه‌ همراه شویم‌ و بدون‌ قید و شرط‌ برای‌ تأمین‌ نیازهای‌ برادران‌ دردمند خویش‌ تلاش‌ کنیم.

در آغاز رویدادهایی که در لبنان به وقوع پیوست، شما میانجی ای موفق و مذاکره کننده ای مقبول میان جبهه لبنان و گروه مقابل بودید. اما چندی بعد رابطه شما با جبهه لبنان به گونه ای شد که بهبود این رابطه خود به میانجی و واسطه نیاز دارد. علت این امر چه بود و آیا تلاش هایی برای بهبود این روابط صورت می گیرد؟

پیش‌ از هرچیز باید به‌ یک‌ نکته‌ کلی‌ اشاره‌ کنم که علت اینکه‌ همواره شخص‌ این‌جانب‌ را رسانه‌های‌ راست‌گرا و چپ‌گرای‌ لبنان‌ و رسانه‌های‌ کشورهای‌ عربی‌ و دیگر کشورها در معرض‌ شدیدترین‌ حملات‌ تبلیغاتی‌ و اتهامات‌ ناروا قرار داده‌اند، واضح‌ است، زیرا‌ نخستین‌ هدف‌ از توطئه‌ بر ضد لبنان، ضربه‌‌زدن‌ به‌ همزیستی‌ موجود در این‌ کشور و اثبات‌ نظریه‌ صهیونیست‌ها مبنی‌ بر «ناممکن‌بودن همزیستی‌ ادیان‌ در خاورمیانه» بوده‌ است. وقتی‌ نخستین‌ هدفِ‌ توطئه‌ این‌ باشد، طبیعی‌ است‌ که‌ عناصر اجرایی‌ توطئه‌ و رسانه‌های‌ آنان، تمام‌ توان‌ خود را برای‌ ضربه‌زدن‌ به‌ نماد‌های‌ وحدت‌ ملی‌ و مخدوش‌‌کردن‌ چهره‌ آنان‌ و بیرون‌‌راندن‌ آن‌ها از صحنه‌ به‌ کار گیرند. بگذارید در اینجا تواضع‌ را کنار بگذارم‌ و به‌ صراحت‌ اعلام‌ کنم‌ که‌ بنده‌ از برجسته‌ترین‌ نماد‌های‌ همزیستی‌ اسلام‌ و مسیحیت‌ و از استوانه‌های‌ وحدت‌ لبنان‌ بوده‌ام. دعوت‌ من‌ به‌ کلیسای‌ کبوشیین‌ برای ایراد سخنرانی آغاز روزه که‌ جهان‌ نظیر آن‌ را سراغ‌ ندارد، هنوز در خاطره‌ها باقی‌ است. اکنون‌

به‌ صورت‌ ناخودآگاه‌ در ذهن‌ همه‌ وجود داشته‌ است‌ و این‌ مسئله‌ ما را به‌ سوی‌ گفت‌وگو سوق‌ می‌دهد، هرچند وضعیت دشواری‌ پیش‌ رو داریم.

اخباری که اخیراً درباره اسکان دائم فلسطینیان در لبنان منتشر می شود، چه اندازه صحت دارد و آیا مخالفت با این طرح ممکن است نقطه اشتراک تمامی لبنانیان و نقطه آغاز وفاق ملی باشد؟ به ویژه آنکه رئیس جمهور هم در این باره موضع گیری کرده اند.

درست‌ در همان‌ لحظاتی‌ که‌ جناب‌ رئیس‌جمهور در برابر شخصیت‌های دیپلماتیک در این‌‌باره‌ سخن‌ می‌گفتند، من‌ هم‌ در خطبه‌های‌ جمعه‌ و در ناب‌ترین‌ لحظه‌های‌ عبادت‌ و با صادقانه‌ترین‌ تعبیرات، همان‌ مطلب‌ را بیان‌ کردم‌ و گفته‌های‌ رئیس‌جمهور را تکرار کردم. به‌ نظر ما اسکان‌ فلسطینیان‌ توطئه‌ای‌ ویرانگر است‌ که‌ خود فلسطینیان‌ را نیز نابود می‌کند، زیرا اسکان‌ دائم‌ به‌ معنای‌ ایجاد وطن‌ بدیل‌ است‌ و پایان‌ عمر ملت فلسطین را درپی‌ دارد. در خطبه‌ جمعه‌، بر ضرورت‌ سامان‌دهی‌ حضور مسلحانه‌ فلسطینیان‌ در جنوب‌ بر اساس‌ توافق‌نامه‌ها و بر لزوم‌ گسترش‌ حاکمیت‌ دولت‌ لبنان‌ در تمامی‌ مناطق، حتی‌ مرزهای‌ جنوبی،‌ تأکید کردم.

در اینجا لازم‌ می‌دانم‌ که علت‌ خوش‌بینی‌ خودم‌ را بازگو کنم. در هفته‌های‌ اخیر به‌ نظر می‌رسد که‌ توجه‌ به‌ این‌ حقایق، نقطه‌ آغازی‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ وحدت‌ شده‌ است‌ و خطرهایی‌ که‌ لبنان‌ را تهدید می‌کند، هرچند هم‌ که‌ بزرگ‌ باشد، در برابر عظمت‌ اراده‌ لبنان‌ متحد یارای‌ مقاومت‌ ندارد. از سوی‌ دیگر، طرح‌ اسکان‌ دائم‌ فلسطینیان‌ را در اصل‌ مناخیم بگین‌، نخست‌وزیر اسرائیل‌، مطرح‌ کرده‌ و جزئیات‌ این‌ طرح‌ حاکی‌ از آن‌ است‌ که‌ اسرائیل‌ در صدد است‌ تا شمار فلسطینیان‌ ساکن‌ کرانه‌ باختری‌ را کاهش دهد تا بتواند آنان‌ را در داخل‌ اسرائیل‌ هضم کند و از بین‌ ببرد. این بدین معنی است که فلسطینیان در مکان‌های‌ فعلی‌ اسکان داده شوند تا به‌ سبب‌ سرخوردگی‌ ناشی‌ از شکست‌ و چه‌بسا اختلافات‌ درونی‌ و نبردهای‌ داخلی، با مشکلات‌ بسیاری‌ مواجه‌ شوند. علاوه‌ بر این‌ها، اجرای‌ این‌ طرح‌ موجب‌ پیدایش‌ مشکلات‌ جمعیتی، امنیتی، اجتماعی‌ و سیاسی‌ در کشورهای‌ همسایه‌ اسرائیل‌ خواهد شد. البته،‌ باید بگویم‌ که‌ مخالفت‌ قطعی‌ رهبران‌ و فرماندهان‌ حقیقی‌ نهضت‌ فلسطین‌ و انقلابیان‌ واقعی‌ با این‌ طرح، از دیگر علل‌ خوش‌بینی‌ ماست.

وفاق ملی به خواسته ای مهم تبدیل شده که چندین گروه از آن دم می زنند. اما آیا شعار دادن کافی است؟ آیا وقت آن فرانرسیده که گام های عملی و اجرایی در این راه برداشته شود؟

در واقع،‌ همه‌ گروه‌ها منتظر اعلام‌ موضع‌ جناب ‌ رئیس‌جمهورند، زیرا وفاقی‌ که‌ ایشان‌ مطرح‌ کند، علاوه‌ بر اینکه‌ از پشتوانه‌ رسمی و قانونی‌ برخوردار است‌ و بر اساس‌ بررسی‌های‌ بی‌طرفانه‌ و خیرخواهانه‌ شکل‌ گرفته‌ است، نیروهای‌ بین‌المللی‌ و کشورهای‌ عربی‌ نیز از آن حمایت‌ می‌کنند. چه‌بسا، جناب‌ رئیس‌جمهور ترجیح‌ می‌دهند که‌ در زمان‌ یا مکانی‌ خاص‌ یا یکی‌ از گروه‌ها اقداماتی‌ آغاز کند و پس‌ از آن‌ ایشان‌ وارد عمل‌ شوند. به غیر از این، به‌ نظر نمی‌رسد که‌ در عرصه‌ ملی‌ مانعی‌ برای‌ تحقق‌ وفاق‌ وجود داشته‌ باشد.

شیعیان لبنان بیش از هر گروه و فرقه دیگر تحت تأثیر

و تلاش بی قید و شرط، برآوردن نیازهای برادران و فرزندان رنج کشیده میسر شود.

امام تصریح کرد که اقدام انور سادات نتایج معکوس به بار می آورد. اگر نظر مرا می پرسید، حتماً پیشنهاد می کردم که این کار را انجام ندهد. بزرگ ترین خواسته ما در این خصوص آن است که انور سادات از این اقدام خود عقب نشینی کند، زیرا تلاش های انجام شده برای پرکردن شکاف موجود در جهان عرب، نتایج زودهنگام نخواهد داشت.

این ها مهم ترین عناوین و سرفصل های گفت وگوی ما با امام صدر بود. ایشان در سخنان خود به این پرسش ها پاسخ دادند:

جناب امام، یکی از مقامات بلندپایه، اوضاع کنونی جهان عرب را بسیار درهم و آشفته وصف کرده و چشم انداز پیش رو را مبهم و نامشخص دانسته است. به گفته وی حالت رکودی که در لبنان وجود دارد، به هیچ وجه به نفع لبنان نیست. ممکن است درخصوص جایگاه لبنان در تحولات اخیر و میزان تأثیرپذیری لبنان از وقایع جاری توضیح دهید؟

بی‌تردید، اوضاع‌ کنونی‌ بین‌المللی‌ از ناگوارترین‌ مراحل‌ دوران‌ صلح‌ به شمار می‌آید، زیرا جنگ‌ سرد میان‌ دو ابرقدرت در مناطقی‌ همچون‌ خاورمیانه‌ و شاخ‌ آفریقا و دیگر مناطق‌ همچنان‌ ادامه‌ دارد و شکی‌ نیست‌ که‌ در پس‌ این‌ درگیری‌ها، چانه‌زنی‌هایی‌ هم‌ بر سر گندم‌ و نفت‌ و سلاح‌های‌ استراتژیک‌ در «یالتایی»‌ جدید وجود دارد. به‌ نظر می‌رسد که‌ پیش‌ از رسیدن‌ به‌ این‌ توافق‌ جهانی، مرحله‌ بسیار دشواری‌ را باید پشت سر بگذاریم. تا زمان‌ پایان‌‌گرفتن‌ این‌ درگیری‌ها، تمامی‌ مناطق‌ جهان‌ به‌ویژه‌ مناطق‌ حساسی‌ که‌ نام‌ بردیم،‌ در معرض‌ گرفتاری‌ها و چالش‌های‌ مختلف‌ قرار خواهند داشت. به‌ عقیده‌ من‌ جهان‌ عرب‌ نیز یکی‌ از ناگوارترین‌ مراحل‌ را پشت سر می‌گذارد، به‌ویژه‌ اکنون‌ که‌ اسرائیل‌ مستقیماً‌ وارد نبرد شده‌ و همه‌ امکانات‌ خود را در این‌ راه‌ به‌کار گرفته‌ است. در لبنان‌ نیز با وجود همه‌ اختلافات‌ و تفاوت‌ دیدگاه‌های‌ مردم، مقوله‌هایی‌ همچون‌ وجود نقاط‌ اشتراک‌ و توجه‌ به‌ سرنوشت‌ مشترک‌ و تاریخ‌ و تمدن‌ و فرهنگ‌ و تجربه‌ مشترک،‌ لبنانیان را به‌ دیدگاهی‌ فراتر از اختلافات‌ موجود فرامی‌خواند تا اختلافات‌ را پشت‌ سر بگذارند. اما مشکل‌ بزرگ‌ در لبنان آن‌ است‌ که‌ عده‌ای‌ می‌خواهند هزینه‌ نبرد میان‌ اعراب‌ یا نبرد اعراب‌ و اسرائیل‌ و یا حتی‌ نبرد قدرت‌های‌ بزرگ‌ جهانی را با لبنان بپردازند. علت‌ این‌ امر نیز آن‌ است‌ که‌ در پیکره‌ لبنان‌ و در اذهان‌ لبنانیان، شکاف‌ها و روزنه‌هایی‌ وجود دارد و با وجود این‌ روزنه‌ها بیم‌ آن‌ می‌رود که‌ هرگونه‌ اختلاف‌ کوچک‌ و بزرگ، از این‌ روزنه‌ها به‌ داخل‌ لبنان‌ نفوذ کند. از این رو، با وجود آرام‌‌شدن‌ نسبی‌ اوضاع، باید به‌ این‌ حقیقت‌ تلخ‌ توجه‌ داشته‌ باشیم‌ که‌ اکنون‌ میهن‌ ما بیش‌ از هر زمان‌ دیگر در معرض سقوط، یا به‌ تعبیر دقیق‌تر، فروپاشی و تجزیه قرار دارد و برای‌ رهایی‌ از این‌ حقیقت‌ هولناک، چاره‌ای‌ جز مسدود‌کردن‌ این‌ روزنه‌ها و شکاف‌ها نداریم، و راه‌ رسیدن‌ به‌ این‌ هدف‌ نیز وفاق‌ ملی‌ است؛ وفاق‌ کامل‌ و بدون‌ قید و شرط‌ و بدون‌ چشم‌‌داشتن‌ به‌ غنایم جنگی‌ و بدون‌ پرداختن‌ به‌ شعارهایی‌ که‌ طرف‌های‌ درگیر تا کنون‌ سر داده‌اند. همچنین‌، لازم‌ است‌ که خطرها و تهدیدات‌ موجود را برای‌ مردم‌ آشکار کنیم‌ و آنان‌ را متقاعد سازیم‌ که‌ در این‌ مرحله‌ جز به‌ بقا و حفظ‌ لبنان، به‌ هیچ‌ امر دیگری‌ نیندیشند و همه‌ امور دیگر را به‌ زمان‌ دیگر موکول‌ کنند. به‌ عقیده‌ من‌ این‌ چشم‌انداز برای‌ همگان‌ آشکار شده‌ و چه‌بسا

سند شماره 17-01-78

موضوع: گفت‌وگوی مطبوعاتی- وفاق‌ و همدلی‌ راه نجات لبنان از سقوط.

مکان و تاریخ: مقر مجلس‌ اعلای‌ شیعیان‌- حازمیه، ‌16/1/1978

مناسبت: وخامت‌ اوضاع‌ در جنوب‌ لبنان‌

منابع: آرشیو مجلس‌ اعلای‌ شیعیان‌؛ روزنامه‌ البیرق، 17/01/1978

متن

به قلم ژوزف قصیفی:

امام موسی صدر در تاریخ معاصر لبنان به پدیده می ماند؛ پدیده ای که شیوه ای جدید را در زندگی روزمره به کار گرفته است که پیش از این در میان علما و روحانیان شبیه آن را سراغ نداشتیم. به عقیده رئیس مجلس اعلای شیعیان، سیاست مقوله ای است که جایگاه و اهمیت آن کمتر از دین نیست و چه بسا، سیاست چهره امروزی دین باشد. از این رو، همچون نماز و عبادت مهم است، زیرا سیاست نیز عملی روزمره و مشارکت خالصانه معنوی و مادی در رنج ها و دغدغه های مردم است. امام صدر رهبری دینی و معنوی بود که به امور مادی و دنیوی نیز رو کرد و در زعامت و رهبری از بسیاری دیگر پیشی گرفت و در صدد برآمد تا راه نجات و رهایی را به محرومان بیاموزد و در این کار موفق و پیشتاز شد.

در تفسیر و توضیح پدیده ای به نام «موسی صدر» بسیار سخن گفته اند، اما هرچه باشد امام صدر بیش از هرچیز، پدیده ای در لبنان معاصر و رئیس مجلس اعلای شیعیان است. بی وقفه همچون سندباد در سرزمین های عربی و غیرعربی سفر می کند و درباره مسائل سیاسی محلی، منطقه ای و بین المللی با رؤ سای جمهور و پادشاهان و حاکمان این سرزمین ها به گفت وگو می نشیند و راه حل های ممکن و محتمل را برای حل بحران منطقه بررسی می کند. ما نیز در دفتر امام در ساختمان مجلس اعلای شیعیان با ایشان دیدار کردیم و در فضایی آکنده از صدای قلیان چاق شده با تنباکوی ایرانی مدتی طولانی درباره موضوعات مختلف منطقه و جهان عرب با وی به گفت وگو نشستیم. امام تصریح کرد که اوضاع بین المللی در مرحله خطرناکی قرار دارد و لبنان بیش از هر زمان دیگر در معرض سقوط یا به تعبیر دقیق تر، فروپاشی و تجزیه، قرار دارد و وفاق ملی فراگیر و بی قید و شرط تنها راه نجات لبنان است.

به عقیده امام باید گروه ها و طرف های حاضر در صحنه را متقاعد کنیم که جز تلاش برای بقای لبنان، هر کار دیگر را به زمانی دیگر موکول کنند. ایشان معتقد است که این دیدگاه برای همگان واضح است و همین امر موجب خوشبینی می شود، هرچند اوضاع ناگوار و دشوار است.

امام پس از اعلام مخالفت با طرح اسکان فلسطینیان در لبنان، گسترش حاکمیت دولت در سراسر خاک لبنان را خواستار شد و گفت: خطرهایی که لبنان را تهدید می کند، هرچند هم که بزرگ باشند، در برابر عظمت اراده لبنانِ متحد توان ایستادگی ندارد.

امام از جانب خود و یارانش وعده داد که به سوی تمامی مقامات لبنان، به ویژه رهبران جنوب و رهبران شیعه دست دوستی دراز کند… تا با همدلی

مسئولیت تاریخی

امام‌ صدر در ادامه‌ تصریح‌ کرد: «اکنون‌ مسئولیتی تاریخی‌ برعهده‌ ماست‌ و نباید این‌ فرصت‌ را از دست‌ بدهیم.»

در ادامه،‌ حاضران‌ در جلسه‌ به‌ بررسی‌ راهکارهای‌ مناسب‌ برای‌ حل‌ این‌ معضل‌ پرداختند. خالد الحسن‌ پیشنهاد کرد که‌ کمیته‌ای‌ متشکل‌ از سران‌ فلسطین‌ و شخصیت‌های‌ جنوب‌ لبنان‌ تشکیل‌ شود تا برمبنای‌ مقتضیات‌ مرحله‌ جدید، درد را مشخص‌ و برای‌ درمان‌ آن‌ راه‌حلی‌ معین‌ کند.

امام‌ صدر نیز پیشنهاد کرد که‌ مراحل‌ اجرایی‌ تشکیل‌ کمیته‌ مذکور بلافاصله‌ آغاز شود و نخستین‌ مأموریت‌ آن، تغییر فرماندهان‌ مقاومت‌ فلسطین‌ در جنوب‌ باشد و فرماندهانی‌ به‌ جای‌ آنان‌ منصوب‌ شوند که‌ در قانون‌شکنی‌های‌ گذشته‌ شرکت‌ نداشته‌اند و شخصیت‌های‌ جنوبی‌ عضو کمیته‌ نیز آنان را بپذیرند. مقرر شد که کمیته‌ مذکور به‌ منزله‌ «دادگاه‌ عالی‌ امنیتی» یا کمیته‌ ارتباطی‌ تأثیرگذار و صاحب اختیارات‌ باشد و بتواند مصوبات‌ خود را فوراً‌ به‌ اجرا گذارد. حاضران‌ در جلسه‌، سپس،‌ مکان‌ و زمان‌ آغاز مراحل‌ اجرایی‌شدن‌ پیشنهادها را تعیین‌ کردند.

عصر پنج‌شنبه‌ گذشته (نوزدهم ماه‌ جاری) خالد الحسن‌ برای‌ دیداری‌ کوتاه‌ وارد بیروت‌ شد و بلافاصله‌ با فرماندهان‌ مقاومت‌ فلسطین و نیز با امام‌ صدر دیدار کرد و اقدامات‌ عملی‌ برای‌ اجرای‌ توافقات‌ انجام‌شده‌ در نشست‌ کویت‌ آغاز گردید.

اما نتیجه‌ چه‌ خواهد بود؟ آیا روند فزاینده‌ نگرانی‌ها که‌ جنوب‌ لبنان‌ را فراگرفته، رو به‌ پایان‌ خواهد نهاد؟ آیا برای‌ اهالی‌ جنوب‌ و فرماندهان‌ مقاومت گشایشی‌ حاصل‌ خواهد شد؟ پاسخ‌ این‌ پرسش‌ها در هفته‌های‌ آینده‌ مشخص‌ می‌شود.

زمام‌ امور از دست‌ خیرخواهان‌ و عقلا خارج‌ شده‌ و به‌ دست‌ عوام‌ افتاده‌ است. می‌دانید این‌ امر به‌ چه‌ معناست؟»

- شما بفرمایید و توضیح‌ دهید.

«منظورمان‌ این‌ است‌ که‌ اطلاعات‌ موجود حاکی‌ از آن‌ است‌ که‌ اوضاع‌ جنوب‌ به‌ سوی‌ قیامی همه‌جانبه‌ بر ضد تخلفات‌ و قانون‌شکنی‌های‌ موجود پیش‌ می‌رود. بعید نیست‌ که‌ روابط‌ و پیمان‌های میان‌ گروه‌ها دچار تغییراتی‌ شود و گروه‌ یا جریانی‌ که‌ دغدغه‌ آن‌ از بین‌بردن‌ وضعیت ناامیدکننده‌ کنونی‌ است، راضی‌ شود که‌ به‌ اقدامات‌ انتحاری، یا دست‌ کم‌ غیرطبیعی‌ و غیرمعمول، بر ضد‌ شما دست‌ بزند.»

خالد الحسن‌ پاسخ‌ داد: «این‌ امر بعید به‌ نظر می‌رسد، زیرا از زمان‌ توقف‌ اجرای‌ توافقات، رهبران‌ مقاومت‌ درصددند که سیاستی‌ را اِعمال کنند تا کنترل‌ اعضا را در دست‌ بگیرند و آنان‌ را از عرصه‌ مسائل‌ روزمره‌ ساکنان‌ جنوب‌ دور کنند و به‌ پادگان‌ها بازگردانند.»

امام‌ صدر ادامه‌ داد: «من‌ در جایگاه یاور و همراه‌ شما، به‌ شما نصیحت‌ می‌کنم‌ و هشدار می‌دهم‌ که‌ اوضاع‌ به‌ مرحله‌ خطرناکی‌ رسیده‌ است.‌ شما در مقام مسئولان‌ مقاومت، برای‌ کنترل‌ اوضاع‌ پیش‌ از فوت‌ وقت‌ چه‌ پیشنهادی‌ دارید؟ به‌ویژه‌ آنکه‌ توقف‌ ایجادشده‌ در تحولات‌ جنوب‌ ممکن‌ است‌ ماه‌ها و سال‌ها به‌ طول‌ انجامد و مقاومت‌ به‌ این‌ زودی‌ها از جنوب‌ خارج‌ نخواهد شد.»

در ادامه‌ جلسه‌ بحث‌های‌ شدیدی‌ درگرفت‌ و راهکارها و پیشنهادهای‌ عملی‌ نیز بررسی‌ شد. خالد الحسن‌ تأکید کرد که‌ علاقه‌ و تمایل‌ رهبران‌ مقاومت‌ برای‌ پایان‌دادن‌ هرچه‌ سریع‌تر به تخلفات‌ و تجاوزات‌ صورت‌گرفته، کمتر از اهالی‌ جنوب‌ و خود امام‌ صدر نبوده‌ و نیست. وی‌ افزود: «منابع‌ شناخته‌‌شده‌ شایعات بسیاری پخش می‌کنند تا تخلفات‌ و خشم‌ و نفرت‌ حاصل‌ از آن‌ را بزرگ‌تر از حد واقعی‌ جلوه‌ دهند. شایعه‌پراکنان‌ از گذشته‌ تا حال‌ و نیز در آینده‌ تلاش‌ می‌کنند که چهره‌ مقاومت‌ فلسطین‌ و نقش‌ و اهداف‌ آن‌ را خدشه‌دار کنند و مسئولیت‌ همه‌ نابسامانی‌های‌ لبنان‌ را متوجه‌ مقاومت‌ فلسطین کنند. آنان‌ با این‌ کار می‌خواهند بر اوضاع‌ مسلط‌ شوند و سیاست‌ خود را که‌ اکنون‌ آشکار و شناخته‌‌شده‌ است‌، به‌ اجرا درآورند. ما اخبار هولناکی‌ درباره‌ تخلفات‌ و قانون‌شکنی‌های‌ اعضای‌ مقاومت‌ شنیده‌ایم‌ و باید تأکید کنم‌ که‌ ضرر آن‌ بیش‌ و پیش‌ از هر کس، متوجه‌ خود مقاومت‌ بوده‌ است. ما به‌ سرعت‌ وارد عمل‌ شدیم‌ و بررسی‌ کردیم‌ که‌ آن‌ تخلفات‌ چه‌ بوده‌ و چگونه‌ و در کجا رخ‌ داده‌ است.»

خالد الحسن‌ در ادامه‌ خطاب‌ به‌ امام‌ صدر افزود: «جناب‌ امام، باید اعتراف‌ کنم‌ که‌ انقلابی‌ همچون‌ نهضت‌ فلسطین‌ که‌ برپاکنندگان‌ آن‌ همواره‌ با انواع‌ فشارها و توطئه‌های‌ نابودکننده‌ و ترس‌ و واهمه‌ جنگ‌ مواجه‌ بوده‌اند، هرگز از خطا و اشتباه‌ مصون‌ و معصوم‌ نیستند. گردانندگان‌ چنین‌ نهضتی‌ که‌ در دل‌ فقر و آوارگی‌ رشد کرده‌اند، هرگز نمی‌توانند با خویشتن‌داری‌ و عصمت‌ و عفت، دشواری‌ها را پشت‌ سر بگذارند. ما این‌ مسائل‌ را به‌خوبی‌ درک‌ می‌کنیم. اما در هر صورت‌، این‌ حقایق‌ وجود دارد و زاییده‌ اوضاع‌ سخت‌ و دشوار است‌ و لازم‌ است‌ برای‌ مقابله‌ با آن راهکارهای‌ مهم‌ و جدی‌ بیابیم. اما چنان‌که‌ گفتیم، بزرگ‌نمایی‌ و به‌ راه‌‌افتادن‌ جنگ‌ روانی‌ گسترده‌ بر ضد حضور خود در جنوب‌ لبنان‌ را نمی‌پذیریم.»

باید چشمان‌ خود را بر حقایقی‌ ببندیم که‌ همچون‌ خورشید آشکار است و از واقعیتی‌ چشم‌ بپوشیم‌ که‌ همچون‌ مصیبتی‌ همه‌ را تهدید می‌کند و آتش‌ نهفته‌ در زیر خاکستری‌ را شعله‌ور ساخته است که‌ اهل‌ جنوب‌ مصیبت‌ خود را زیر آن‌ پنهان‌ می‌کنند؟

چاره ای نداشتیم

پس‌ از سخنان‌ امام، خالد الحسن،‌ رئیس‌ هیئت‌ فلسطینی،‌ در پاسخ‌ چنین‌ گفت: «جناب‌ امام، ما به‌خوبی‌ آگاهیم‌ که‌ اهالی‌ جنوب‌ به‌ سبب اوضاع‌ ناهنجار و غیرمعقول‌ این‌ منطقه، با چه‌ مشکلاتی‌ مواجه‌‌اند. شما نیز از جزئیات‌ دقیق‌ مسائلی‌ که‌ اوضاع‌ را تا این‌ حد نابسامان‌ کرده باخبرید و از اوضاع‌ امنیتی‌ که‌ پس‌ از ورود نیروهای‌ بازدارنده‌ عربی‌ به‌ لبنان‌ پیش‌ آمده‌ و خلأ امنیتی‌ موجود در جنوب‌ و علل‌ و پیامدهای‌ جنگی‌ که‌ در یک‌ سال‌ گذشته‌ در جنوب‌ درگرفته‌ بود، مطلعید. روند حوادث‌ و ترتیب‌ وقوع‌ آن‌ها به‌‌گونه‌ای‌ بود که‌ مشخص‌ کرد مقاومت‌ فلسطین‌ چاره‌ و راه‌حلی‌ برای‌ جلوگیری‌ از حوادث‌ پیش‌آمده‌ نداشته‌ و ناچار به‌ این‌ وضع‌ تن‌ داده‌ است‌ و در هیچ‌ اوضاع و احوالی آغازگر درگیری نبوده‌ است. علاوه‌ بر این‌ها، اجرانشدن‌ آخرین‌ مرحله‌ از پیمان‌ شتورا را نمی‌توان‌ به‌ سبب‌ کوتاهی‌ مقاومت‌ دانست، زیرا از یک‌ سو، اسرائیل‌ بر شدت‌ اقدامات‌ خود افزوده‌ و از سوی‌ دیگر، دولت‌ لبنان‌ درخواست کرده که طرح‌ دیگری‌ جانشین پیمان‌ شتورا شود. در عین‌ حال‌، پیش‌ از آنکه‌ رهبران‌ مقاومت‌ فرصتی‌ برای‌ بررسی‌ وضعیت‌ جدید پیدا کنند، اوضاع‌ جهان‌ عرب‌ دگرگون‌ شد و در جنوب‌ نشانه‌های‌ رکود و توقف‌ تحولات‌ پدیدار شد. اعتراف‌ می‌کنیم‌ که‌ تخلفات‌ و تجاوزهایی‌ صورت‌ گرفته، اما این‌ اقدامات‌ نتیجه‌ اوضاع‌ دشواری‌ بوده‌ که‌ انقلاب‌ فلسطین‌ و انقلابیان‌ در آن‌ به سر می‌برده‌اند.

مصیبت ما، قانون شکنی های فلسطینیان است

در اینجا امام‌ صدر سخنان‌ خود را ادامه‌ داد و گفت: «بله، به‌ نکته‌ اصلی‌ بحث‌ اشاره‌ کردید: تخلفات‌ و قانون‌شکنی‌ها. فرض‌ کنیم‌ که‌ این‌ اتفاقات‌ به‌ سبب وضعیت‌ فوق‌العاده‌ و بحران‌زده‌ جنوب‌ رخ‌ داده‌ است. اما باید صریحاً‌ اعلام‌ کنم‌ که‌ باتوجه‌ به‌ گزارش‌های‌ روزانه‌ که‌ از روستاها و شهرهای‌ جنوب‌ به من‌ می‌رسد، این‌ قانون‌شکنی‌ها و تجاوزها، پیش‌ از توقف اجرای پیمان‌ها‌، بحران‌ و مصیبت‌ اصلی‌ ساکنان‌ جنوب‌ را رقم‌ زده‌ است… قانون‌شکنی‌ها… آیا به‌ بیان‌ معنای‌ آن‌ نیاز است؟ آیا لازم‌ است‌ آن‌ حوادث‌ را برای‌ شما بازگویم؟ به‌ گمانم‌ همه‌ خوب‌ به‌ یاد دارید. این‌ قانون‌شکنی‌ها و تجاوزاتِ‌ اعضای‌ مقاومت‌ فلسطین مخفی‌ یا پوشیده‌ نبوده، بلکه‌ همه‌ شاهد آن‌ بوده‌اند… اگر بگوییم‌ که‌ شدت‌یافتن‌ این‌ تجاوزات‌ موجب‌ فراموشی‌ اصل‌ نبرد و مبارزه‌ گردیده، سخن‌ به‌ گزاف‌ نگفته‌ایم. این تخلفات‌ و بازتاب‌ها و نتایج‌ آن‌ به‌ مرحله‌ای‌ رسید که‌ من‌ که‌ به‌ قضیه‌ فلسطین‌ تعصب‌ و علاقه‌ دارم، مجبور شدم‌ به‌ شما هشدار بدهم‌ که‌ اگر این‌ وضعیت‌ ناگوار ادامه‌ یابد و اگر رهبران‌ مقاومت‌ جلوی‌ این‌ خطر را نگیرند، منافع‌ شما در جنوب‌ از سوی‌ مهم‌ترین‌ و نزدیک‌ترین‌ هم‌پیمانتان‌ در معرض‌ تهدید قرار می‌گیرد.»

خالد الحسن‌ پرسید: «جناب‌ امام، آیا اطلاعات‌ دقیقی‌ درباره‌ ابعاد این‌ تهدید دارید، یا اینکه‌ به‌‌طور کلی‌ هشدار می‌دهید؟» امام‌ پاسخ‌ داد: «من‌ در جایگاه کسی‌ که‌ قضیه‌ فلسطین‌ را باور دارد و به‌ آن‌ پایبند است، جداً‌ هشدار می‌دهم‌ که‌ در جنوب

سند شماره 10-01-78

موضوع: صورت‌جلسه- قانون‌شکنی‌های‌ فلسطینییان‌ در جنوب، اصل‌ نبرد با اسرائیل‌ را از ذهن‌ها پاک‌ کرده‌ است

مکان و تاریخ: کویت، 9/1/1978

مناسبت: سفر امام‌ به‌ کویت‌ در عصر 9/1/1978. امام‌ موسی‌ صدر به‌ همراه‌ هیئتی‌ متشکل‌ از علی‌ بز‌ی،‌ وزیر اسبق‌ کابینه‌، و سید ‌حسین‌ الحسینی،‌ نماینده پارلمان، برای‌ عرض‌ تسلیت‌ به‌ مناسبت‌ درگذشت‌ امیر سابق‌ کویت،‌ شیخ‌ صباح‌ السالم الصباح، و تبریک‌ به‌ امیر جدید، شیخ‌ جابر الأحمد الصباح‌، وارد کویت‌ شد. شامگاه همان روز امام‌ صدر هیئتی‌ از شخصیت‌های‌ فلسطینی را‌ به‌ ریاست‌ خالد الحسن‌، از رهبران‌ مقاومت،‌ به‌ حضور پذیرفت. در این‌ دیدار مذاکراتی‌ صورت گرفت که‌ تا سحرگاه‌ ادامه‌ یافت.

منبع: مجله الصیاد، شماره 1736، 26/1/1978

گزیده ای از متن مذاکرات

امام صدر در سفر کوتاه خود به کویت، فقط به ادای مأموریت اصلی خود یعنی عرض تسلیت به مناسبت درگذشت امیر فقید و تبریک به امیر جدید این کشور اکتفا نکرد، بلکه اقدام سیاسی دیگری نیز انجام داد که به عقیده وی در این اوضاع، وظیفه ای مقدس و اجتناب ناپذیر به شمار می آید و آن عبارت است از حل بحران و مصیبت جنوب لبنان. به این منظور، ایشان به اتفاق هیئت همراه و دیگر افرادی که در کویت به ایشان ملحق شده بودند، با شخصیت های فلسطینی و در رأس آنان خالد الحسن جلسه ای طولانی برگزار کرد که از ساعت هفت بعدازظهر تا سحرگاه روز بعد ادامه یافت.

در این جلسه چه گذشت؟ جلسه ای که پس از مدتی طولانی «مهم ترین» نشست میان دو طرف لبنانی و فلسطینی نام گرفت؛ گروه هایی که از چندی پیش ابرهای تیره و تار، صفا و همدلی میان آنان را برهم زده است.

امام‌ صدر در ابتدا با تشریح‌ وضعیت‌ اجتماعی‌ ناگوار ساکنان‌ جنوب، خاطرنشان‌ کرد که‌ هجرت‌ مرزنشینان‌ به‌ شهرهای‌ کوچک‌ و بزرگ جنوب، کمربند فقری تشکیل‌ داده‌ که‌ هر لحظه‌ در معرض‌ انفجار و بحران‌ قرار دارد. از طرفی، درآمد ناچیز مهاجران‌ و کم‌توجهی‌ دولت‌ و سازمان‌ها و نهادهای‌ اداری‌ منطقه‌ به‌ مسائل‌ آنان، آن‌ها را در معرض‌ فروپاشی‌ اجتماعی‌ قرار داده‌ است. وقایع‌ و اوضاعی‌ که‌ موجب‌ شده‌ بود اهالی‌ جنوب‌ با انگیزه‌های‌ ملی‌ و روحیه‌ سلحشوری‌ به‌ دفاع‌ از سرزمین‌ و اصول‌ خود بپردازند، رو به‌ پایان‌ است. از جنگ‌ داخلی‌ مسلحانه‌ دیگر خبری‌ نیست‌ و اکنون‌ اهالی‌ جنوب‌ با آوارگی‌ و خواری‌ مواجه‌اند و هیچ‌ پشتوانه‌ ملی‌ای‌ نمی‌یابند که‌ آنان‌ را از اسارت‌ یا خشونت‌ نجات‌ دهد. از این رو، چه‌بسا از شدت‌ مصیبتی‌ که‌ بی‌جهت‌ بدان‌ دچار شده‌اند، خشم‌ خود را بر سر برادران‌ خود فرو بریزند که‌ با آنان‌ در یک‌ سنگر مبارزه‌ می‌کنند.

چرا؟ پاسخ‌ ساده‌ است، زیرا اهل‌ جنوب‌ کم‌کم‌ احساس‌ می‌کنند که‌ این‌ نبرد دیگر به‌ آنان‌ تعلق‌ ندارد و کسانی‌ که‌ لبنانیان‌ سرزمین‌ و روزی‌ و خانه‌ خود را با آنان‌ تقسیم‌ کرده‌اند، باید در معادلات‌ خود تجدیدنظر کنند و آن‌ها را از مخمصه دور کنند. دیگر توجیه‌ فایده‌ ندارد. از طرفی، دستاوردهایی‌ که‌ این‌ نبرد برای‌ قومیت عرب دارد، حتی‌ با بخش‌ کوچکی‌ از خسارت‌های‌ پیش‌‌آمده‌ برابری‌ نمی‌کند. چرا ما و شما (رهبران‌ و شخصیت‌های‌ فلسطینی)

زندگی‌ خود دور بمانند؟ خلاصه‌ آنکه‌ در نخستین‌ گام، باید زمام‌ امور را در دست‌ گیریم. وظیفه‌ ما فرزندان‌ جنوب‌ آن‌ است‌ که‌ با اسکان‌ فلسطینیان‌ در جنوب‌ مخالفت‌ کنیم‌ و توطئه‌ای‌ را که‌ با هدف‌ ایجاد فتنه‌ و اغتشاش‌ و درگیری‌ در جنوب‌ طراحی‌ شده، ناکام‌ گذاریم؛ با تعدی‌ها و رفتارهای ناشایست مخالفت‌ کنیم‌ و سامان‌دهی‌ روابط، سازمان‌دهی‌ حضور فلسطینیان‌ و گسترش‌ حاکمیت‌ دولت‌ لبنان‌ در جنوب‌ را خواستار شویم؛ و پیش‌ از هرچیز باید صفوف‌ خود را متحد و یک‌پارچه‌ کنیم. چنان‌که‌ گفتم، باید پرداختن‌ به‌ اختلافات‌ محلی‌ و منطقه‌ای‌ را به‌ زمان‌ دیگری‌ موکول‌ کنیم‌ و به‌ آنچه‌ از خارج‌ القا می‌شود، توجه‌ نکنیم.

برادران‌ عزیز، من‌ از خود شروع‌ می‌کنم‌ و به‌ همه‌ برادران‌ اعلام‌ می‌کنم‌ که‌ هر کس‌ امروز با وفاق‌ ملی‌ مخالف‌ باشد، در خدمت‌ دشمن‌ قرار دارد و به دشمنان‌ لبنان‌ خدمت‌ می‌کند و به‌ ابزاری‌ در دست‌ قدرت‌های‌ بزرگ‌ جهان‌ در منطقه‌ خاورمیانه‌ تبدیل‌ شده‌ است. هر کس‌ در هر روستا، شهر یا منطقه‌ای‌ با وفاق و همگرایی مخالفت‌ کند، به‌ توطئه‌های‌ دشمن‌ خدمت‌ کرده‌ است. امروز روز همبستگی‌ است؛ روز دیدار است؛ روز آرامش‌ است؛ روز حل‌ مشکلات‌ به‌ شیوه‌ امام‌ سجاد(ع) است. از خداوند متعال‌ می‌خواهیم‌ که‌ ما را هدایت‌ کند و قدرت‌ درس‌آموزی‌ و الهام‌گیری‌ از این‌ روز را به‌ ما عطا فرماید تا به‌ یاری‌ خدا بتوانیم‌ برای‌ هفته‌های‌ آینده‌ با بهره‌گیری‌ از این‌ روش، برنامه‌ریزی‌ کنیم که‌ خداوند یاریگر و یاور است.

ما با طرح‌ اسکان‌ فلسطینیان‌ در لبنان‌ مخالفیم، زیرا این‌ طرح‌ را مناخیم بگین،‌ نخست‌وزیر دشمن‌، ارائه‌ کرده‌ است. جزئیات‌ این‌ طرح‌ بیانگر آن‌ است‌ که‌ اسرائیل‌ در صدد است‌ عده فلسطینیان‌ ساکن‌ کرانه‌ باختری‌ را کاهش دهد تا به‌ مرور زمان‌ آنان را‌ در پیکره‌ کیان صهیونیست، هضم و ناپدید کند. این‌ طرح‌ بدان‌ معناست‌ که‌ سایر فلسطینی‌ها در محل‌ اقامت‌ کنونی‌ خود باقی‌ بمانند و بحران و مشکلاتی‌ بر اثر ناامیدی‌ و سرخوردگی‌ ایجاد کنند و اتهاماتی‌ به‌ یکدیگر وارد ‌کنند و در نتیجه، با یکدیگر به‌ نبردهای‌ خونین‌ برخیزند. از طرفی، این‌ امر موجب‌ پدید آمدن‌ مشکلات‌ جمعیتی، امنیتی، اجتماعی‌ و سیاسی‌ در کشورهای‌ همسایه‌ اسرائیل‌ خواهد شد. بدین‌ترتیب،‌ اسرائیل‌ برای‌ نابودکردن‌ فلسطین‌ و فلسطینیان‌ و هضم‌‌کردن‌ فلسطینی‌ها در داخل‌ پیکره‌ اسرائیل‌ و پراکندن‌ فلسطینیان‌ در گوشه‌ و کنار جهان‌ برنامه‌ریزی‌ کرده‌ است‌ و چه‌ بسا، به‌ فکر ایجاد وطنی‌ دیگر (به‌ جای‌ فلسطین) برای‌ آنان‌ باشد.

ما می‌دانیم‌ که‌ رهبران‌ مخلص‌ فلسطینی‌ هیچ‌گاه‌ وطن‌ دیگری‌ را به‌ جای‌ فلسطین‌ نپذیرفته‌اند. مناطقی‌ از سرزمین‌های‌ عربی‌ و غیرعربی‌ به‌ آن‌ها پیشنهاد شد، ولی‌ مخالفت‌ کردند. هرکس‌ وطن‌ دیگری‌ را بپذیرد، به‌ فلسطین‌ خیانت‌ کرده‌ و از بازگشت به میهن‌ و سرزمین‌ خود کوتاه آمده است. معقول‌ نیست‌ که‌ برادران‌ مخلص‌ و مبارز ما، طرح‌ وطن‌ دوم‌ را بپذیرند. اما طرح‌ این‌ موضوع‌ و ایجاد اضطراب‌ و نگرانی، پدیدآوردن‌ مشکلات‌ و ارتکاب‌ اعمال‌ ناشایست‌ و ناپسند که‌ برخی‌ عناصر مشکوک‌ به آن دست می‌زنند، همگی‌ موجب‌ شده‌ است‌ که‌ وضعیت‌ جنوب‌ به‌ بحران‌ نزدیک‌ شود.

وقتی‌ به‌ خود بازمی‌گردیم‌ و به‌ مسئولیت‌ خویش‌ می‌اندیشیم، باید به‌ یاد آوریم‌ که‌ توطئه‌ ادامه‌ دارد و همچنان‌ برای‌ ایجاد فتنه‌ و بحران‌ و درگیری‌ در جنوب، توطئه‌چینی‌ می‌شود. چنان‌که‌ گفتم‌ هر گلوله‌ای‌ که‌ امروز در لبنان‌ شلیک‌ شود، گویی‌ اسرائیل آن را‌ بر پیکر لبنان‌ شلیک‌ کرده‌ است. دشمن‌ از هر منفذی‌ سوءاستفاده‌ می‌کند. پس‌ باید هوشیار باشیم. ما و همه‌ کسانی‌ که‌ مخلصانه‌ درصدد حل‌‌و‌فصل‌ مسئله‌ فلسطین‌اند، باید پیش‌ از هرچیز توجه‌ کنیم‌ که‌ اخلاص‌ ما در قبال‌ میهن‌ چنین‌ اقتضا می‌کند که‌ اسکان‌ فلسطینیان‌ (در خارج‌ از فلسطین) را نپذیریم‌ و بر ضرورت‌ سامان‌دهی‌ روابط‌ لبنان‌ و فلسطین‌ و سازمان‌دهی‌ حضور مسلحانه‌ فلسطینیان‌ در جنوب‌ لبنان‌ براساس‌ توافقات‌ انجام‌شده‌ و لزوم‌ تثبیت‌ حاکمیت‌ دولت‌ لبنان‌ در جنوب، حضور ارتش‌ در مرزها، بازگشت‌ مهاجران‌ به‌ روستاها و از سرگیری‌ روند طبیعی‌ زندگی‌ در جنوب‌ تأکید کنیم.

این‌ اقدامات سرآغاز وفاق‌ ملی‌ است. وضعیت‌ کنونی‌ آوارگان‌ در فصل‌ سرما و برف‌ و باران، با زندگی‌ عزتمندانه‌ فاصله‌ دارد. دوری‌ آنان‌ از خانه‌ و کاشانه‌ خویش، حتی‌ اگر کمک‌هایی‌ هم‌ دریافت‌ کنند، با کرامت‌ آنان‌ منافات‌ دارد. هیچ‌یک‌ از مسئولان‌ لبنانی‌ چنین‌ وضعیتی‌ را برای‌ لبنانیان، که‌ فرهنگ‌ و تمدن‌ و کار و تجارت‌ را به‌ جهانیان‌ آموختند، نمی‌پذیرند. کسی‌ که‌ به‌ آفریقا یا آمریکای‌ جنوبی‌ رفته‌ باشد، می‌داند که‌ لبنانیان‌ تنها کسانی‌اند که‌ در دل‌ جنگل‌ها به‌ اماکن‌ ناشناخته‌ وارد می‌شوند و زندگی‌ شرافتمندانه‌ای‌ را پایه‌گذاری‌ می‌کنند و آمال‌ و آرزوهای‌ بزرگ‌ در دل‌ ساکنان‌ آنجا پدید می‌آورند تا به‌ محصولات‌ جنگل‌ها و بیشه‌ها اکتفا نکنند. چطور ممکن‌ است‌ که‌ لبنانیان‌ با این‌ روحیات‌ والا، صدقه‌خور باشند یا از شأن و سرزمین‌ و کار و