سند شماره 16-03-78

موضوع: بیانیه‌ مجلس‌ اعلای‌ شیعیان‌ - اسرائیل مسئول وضعیت حاکم بر جنوب است

مکان و تاریخ: مجلس‌ اعلای‌ شیعیان‌- حازمیه، 15/3/1978

مناسبت: آغاز حمله‌ اسرائیل‌ به‌ جنوب‌ لبنان‌

منبع: آرشیو مجلس‌ اعلای‌ شیعیان‌؛ روزنامه‌ النهار، 16/3/1978

متن

ملت‌ لبنان،

میهن‌ ما از صبح‌ امروز مورد هجوم‌ گسترده‌ و بی‌امان‌ اسرائیل‌ قرار گرفته‌ و فرزندان‌ میهن‌ بیش‌ از پیش‌ هدف‌ بمباران‌ واقع‌ شده‌اند‌ و در معرض‌ آوارگی‌ و بی‌خانمانی‌ قرار دارند. اسرائیل‌ که‌ مسئول‌ وضعیت‌ پدیدآمده‌ در جنوب‌ لبنان‌ است، از اِ‌عمال‌ حاکمیت‌ مشروع‌ دولت‌ لبنان‌ و ادای وظایف‌ امنیتی‌ و اداری‌ دولت‌ در جنوب‌ جلوگیری‌ کرده‌ و مانع‌ ورود نیروهای‌ بازدارنده‌ عربی‌ به‌ این‌ منطقه‌ از خاک‌ میهن‌ شده‌ بود، و اکنون‌ با سوءاستفاده‌ از حادثه‌ روز شنبه‌ گذشته، هجوم‌ بی‌محابا را به‌ لبنان‌ آغاز کرده، چنان‌که‌ گویی‌ دولت‌ لبنان‌ مسئول‌ وقایع‌ مذکور بوده‌ است. هدف‌ اسرائیل‌ از این‌ تجاوز، تحقق‌ اهداف‌ سیاسی‌ و منطقه‌ای‌ خود در خاک‌ لبنان‌ است. اکنون ما از آحاد ملت‌ می‌خواهیم که از حاکمیت‌ مشروع‌ دولت‌ و مواضع‌ آن، که‌ دکتر سلیم‌ الحص،‌ نخست‌وزیر، آن‌ را در بیانات‌ خود اعلام‌ داشت، حمایت کنند و از تمامی‌ یاران‌ و دوست‌داران‌ لبنان‌ در سراسر جهان‌ می‌خواهیم‌ که‌ در اعتراض‌ به‌ این‌ تجاوز خصمانه، با دولت‌ لبنان‌ هم‌پیمان شوند. همچنین،‌ از مؤ‌سسات‌ و نهادهای‌ حکومتی‌ ذیربط‌ می‌خواهیم که به افرادی که بر اثر این تجاوز آواره شده‌اند، توجه و اهتمام داشته باشند.

شرافتمندانه میان دو ملت لبنان و ساحل عاج گسترش یابد. از خداوند می‌خواهیم که صلح را در سرتاسر قاره آفریقا و همه‌جای دنیا برقرار گرداند و ایمان را در دل همه مردم جای دهد و زبان و دل و جسم آنان را از شرک و دورویی و همه گناهان پاک بدارد و به همه مردم توفیق دهد که عدالت‌پیشه و ظلم‌ستیز باشند و از پلیدی و گناه و انحراف دوری کنند و در کنار همدیگر با صلح و برادری زندگی کنند، همان‌گونه که خداوند برای همه مردمان اراده فرموده است.

الْکِتَابِ وَیعْفُو عَن کَثِیرٍ قَدْ جَاءکُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِینٌ یهْدِی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَیخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیهْدِیهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ.»[1]

معنای آیه این است که همه رسالت‌های آسمانی و کتاب‌های الهی برای دو هدف آمده‌اند: اول، ترویج صلح. دوم، بیرون بردن مردم از تاریکی به سوی نور، یعنی از تاریکی نادانی و یا بیماری یا تنگدستی یا عقب‌ماندگی به سوی نور دانش و تندرستی و پیشرفت.

آیه دوم درباره گفت‌وگوست: «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَینَنَا وَبَینَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیئًا وَلاَ یتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ.»[2]

منظور از اهل کتاب، یهود و نصاری هستند. این آیه بیانگر اعتراض به استعمار سیاسی و امپریالیستی و همچنین، چیره نشدن فرهنگی و فکری عده‌ای بر عده دیگر است. گفت‌وگو به معنای برابری میان طرف‌ها به منظور رسیدن به راه‌حلی برای مشکلات است. بنابراین، گفت‌وگو در اسلام برای برقرار شدن صلح است و نه چیز دیگر.

بازگردیم به کشورتان لبنان. در حال حاضر شاهد هستیم که گام هایی برای برقراری صلح در این گوشه جنگ زده از دنیا برداشته می شود. شما تا چه حد به برقراری صلح در کشورتان امید بسته اید؟

در واقع، این روزها امید به صلح در لبنان بسیار است و ما هر روز منتظریم که رئیس‌جمهور سرکیس ساختار وفاق را به لبنانیان اعلام کند تا بدین‌ترتیب وفاق ملی شکل بگیرد و جنگ به‌طور کامل پایان یابد.

شما برای دومین بار است که به ساحل عاج سفر می کنید. احساس شما هنگام حضور در کشور ما چیست و به ساکنان این کشور چه می گویید؟

حقیقت این است که انسان وقتی پس از ده سال ساحل عاج را مشاهده می‌کند، بسیار شگفت‌زده می‌شود، زیرا همه ابعاد زندگی برخوردار از آبادانی و پیشرفت هستند و شهر ابیجان و دیگر شهرها شبیه شهرهای مدرن شده است. از این رو، برداشت من این است که آینده‌ای درخشان در انتظار این کشور و ملت آن است و امیدواریم این ملت، قدردان این وضع باشد و برای استمرار امنیت و شکوفایی کمک و همکاری کند.

شما پیشوایی بزرگ و افزون بر آن از نسل پیامبر (ص) هستید. بنابراین، نمی توانیم بدون درخواست برکت، از شما جدا شویم.

از خداوند متعال می‌خواهیم که به ساحل عاج و رئیس‌جمهور و معاونان رئیس‌جمهور و همه ملت ساحل عاج، تندرستی و امنیت و شکوفایی ارزانی دارد و ایمان و امنیت و صلح را در این کشور فراگیر کند. همچنان‌که برای کشورمان لبنان و رئیس‌جمهور و ملت آن نیز صلح و شکوفایی را آرزو می‌کنیم و امیدواریم روابط میان دو کشور و همکاری


?} [1].?«ای اهل کتاب، پیامبر ما نزد شما آمد تا بسیاری از کتاب خدا را که پنهان می‌داشتید برایتان بیان کند و از بسیاری درگذرد، و از جانب خدا نوری و کتابی صریح و آشکار بر شما نازل شده است، تا خدا بدان هرکس را که در پی خشنودی اوست به راه‌های سلامت هدایت کند و به فرمان خود از تاریکی به روشنایی‌شان ببرد و آنان را به راه راست هدایت کند.» (مائده، 15و16)

[2].?«بگو: ای اهل کتاب، بیایید از آن کلمه‌ای که پذیرفت? ما و شماست پیروی کنیم: آنکه جز خدای را نپرستیم و هیچ‌چیز را شریک او نسازیم و بعضی از ما بعضی دیگر را سوای خدا به پرستش نگیرد. اگر آنان رویگردان شدند، بگو: شاهد باشید که ما مسلمان هستیم.» (آل عمران، 64)


سند شماره 07-03-78

موضوع: گفت‌وگوی تلویزیونی- صلح هدف نخست همه رسالت‌های آسمانی

مکان و تاریخ: ساحل عاج، ابیجان، 7/3/1978

مناسبت: سفر امام صدر به ساحل عاج در ضمن سفر دوره‌ای به کشورهای افریقایی

منابع: تلویزیون ساحل عاج

متن

مقدمه:

برای من افتخار بزرگی است که امروز عصر با امام موسی صدر رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان گفت وگو کنم. او از روز سه شنبه 28 فوریه گذشته در ساحل عاج به سر می برد. او مردی برخوردار از فرهنگی بالاست که سخنش در محافل همه فرقه های لبنانی، از مسیحی و اسلامی، معتبر است و خریدار دارد. گفتنی است که ایشان از نسل پیامبر(ص) است. امام به زبان عربی صحبت می کند و آقای عبداللطیف مملوک، کاردار سفارت لبنان، سخنان او را ترجمه می کند.

س. حضرت امام، هدف شما از سفر به ساحل عاج چیست؟

این سفر سه هدف دارد: اولاً، دیدار با لبنانی‌های مقیم ساحل عاج و به‌طور خاص، اطمینان یافتن از وضع تربیتی و اخلاقی آنان. دوم، قدردانی از مقامات ساحل عاج و به‌ویژه جناب رئیس‌جمهور، به سبب توجه به لبنانی‌های مقیم این کشور، به‌خصوص در اوضاع و احوال دشوار لبنان که هزاران نفر از مردم لبنان به ساحل عاج پناه آورده‌اند. سوم، گفت‌وگو با جناب رئیس‌جمهور درباره مسئله خاور‌میانه و به‌ویژه وضع لبنان، زیرا نقش و نظر جناب رئیس‌جمهور در دنیا مؤثر است.

حضرت امام، شما رئیس مجلس اعلای شیعیان هستید. درباره این مجلس برای ما سخن بگویید.

در لبنان شانزده فرقه وجود دارد که همچون برادر و هم‌وطن در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و نظام حاکم بر لبنان نیز نظامی فرقه‌ای است، یعنی نهادهای رسمی بین فرقه‌های گوناگون تقسیم شده است. برای اداره امور دینی و امور سیاسی و امور مربوط به مشارکت در حکومت باید مؤسسه‌های مرکزی رسمی وجود داشته باشد که یکی از آن‌ها مجلس اعلای شیعیان است. این مؤسسات که دولت آنان را به رسمیت می‌شناسد، خدمات اجتماعی و انسانی و فرهنگی گسترده‌ای ارائه می‌کنند، از جمله ساخت مدرسه و مؤسسه فنی و بیمارستان و رسیدگی به امور بی‌سرپرستان و غیره.

حضرت امام، روزنامه فراترنیته ماتن درباره شما نوشته است که شما مرد صلح و مرد گفت وگو هستید. این رویکرد شما با تفکر رهبر ما، فیلیکس هوفیه پوانیه، بسیار سازگار است. صلح و گفت وگو در دین اسلام چه جایگاهی دارد؟

برای تبیین موضع اسلام کافی است که دو آیه از قرآن را بخوانیم: آیه‌ای درباره صلح و آیه‌ای درباره گفت‌وگو. آیه اول: «یا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءکُمْ رَسُولُنَا یبَینُ لَکُمْ کَثِیرًا مِّمَّا کُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ

به‌ سبب آنکه‌ چندشاخه‌ و پراکنده‌اند. هریک‌ از کشورهای‌ عربی از یکی‌ از گروه‌های‌ عضو مقاومت‌ فلسطین‌ حمایت‌ مالی‌ می‌کند؛ یک‌ گروه‌ را عراق، گروه‌ دیگر را لیبی‌ یا سعودی‌ و… حمایت‌ می‌کنند… اما سازمان‌ آزادی‌بخش‌ فلسطین‌ با وجود همه‌ این‌ مسائل‌ باید بتواند نیروهای‌ خود را منضبط کند و مشکل‌ هرج‌ و مرج‌ را در جنوب‌ پایان‌ دهد. چند روز پیش‌ از این‌ با مسئولان‌ فلسطینی‌ به‌‌طور جدی‌ در این‌ باره‌ بحث‌ کردم‌ و به‌ نظر می‌رسد که‌ آنان‌ تصمیم‌ دارند نیروهای‌ خود را منضبط‌ کنند. سازمان‌ آزادی‌بخش‌ فلسطین‌ باید به‌ دولت‌ لبنان‌ اجازه‌ دهد که‌ مسئولیت‌ و اختیارات‌ خود را در جنوب‌ اعمال‌ کند، زیرا در غیر این‌ صورت‌ اوضاع‌ بسیار خطرناک‌ خواهد شد.

آنچه‌ اکنون‌ در جریان‌ است، خوف‌ و هراس‌ مرا برانگیخته‌ و اگر آرامش‌ به‌ سرعت‌ حاکم‌ نشود، ارتش‌ اسرائیل‌ به‌ بهانه‌ حراست‌ از مرزهای‌ خود وارد عمل‌ می‌شود و مقاومت‌ فلسطین را از بین‌ می‌برد و اگر ارتش‌ اسرائیل‌ به‌ پیشروی‌ خود تا مرزهای‌ سوریه‌ و لبنان‌ و ارتفاعات‌ استراتژیک جبل‌ الشیخ‌ ادامه‌ دهد، سوریه‌ نیز با تهدید مواجه‌ خواهد شد و در آن‌ زمان، جنگی‌ فراگیر در تمام‌ لبنان‌ به‌ وقوع‌ می‌پیوندد.

گفته می شود که اسرائیل می خواهد جنوب لبنان را ضمیمه خاک خود کند. به نظر شما آیا چنین اتفاقی ممکن است؟

اسرائیل‌ همواره‌ اعلام‌ کرده‌ که‌ به‌ آب‌ رودخانه‌ لیطانی‌ نیاز دارد. در تمامی‌ وزارت‌خانه‌های‌ اسرائیل‌ هم‌ نقشه‌هایی‌ وجود دارد که‌ در آن‌ جنوب‌ لبنان‌ تا لیطانی‌ جزء خاک‌ اسرائیل‌ به‌ حساب‌ آمده‌ است، ولی‌ حتی‌ اگر اسرائیل به‌ این‌ منطقه‌ حمله کند، الزاماً به‌ معنای‌ آن نیست‌ که‌ در آنجا باقی‌ خواهد ماند. چه‌بسا، اشغال‌ این‌ منطقه‌ به صورت برگ‌ برنده‌ای‌ در مذاکرات‌ استفاده‌ شود، چنان‌‌که‌ شهرک‌های‌ یهودی‌نشین نیز‌ که‌ به‌ سرعت‌ در سرزمین‌های‌ اشغالی‌ در حال‌ احداث‌ است،‌ چنین‌ کارکردی‌ دارد.

فرضیه‌ دیگری‌ که‌ به‌ مراتب‌ نگرانی‌ بیشتری‌ ایجاد می‌کند آن‌ است‌ که‌ اسرائیل‌ بخواهد از جنوب‌ لبنان‌ به صورت منطقه‌ای‌ برای‌ گردآوردن‌ تمامی‌ فلسطینی‌های خارج‌ از اسرائیل‌ استفاده‌ کند تا ارتش‌ اسرائیل‌ به‌ سادگی‌ قادر به‌ کنترل‌ آنان‌ باشد. در برابر این‌ عقب‌نشینی، ممکن‌ است‌ اسرائیل‌ بخواهد نوار غزه‌ را که‌ از نظر آنان‌ منطقه‌ای‌ مهم‌ و استراتژیک‌ است، برای‌ خود نگه‌ دارد.

آیا به نظر شما اندیشه تشکیل دولت فلسطینی در کرانه باختری و غزه، راه حل اجرایی خواهد بود؟ آیا چنین کشوری با این مساحت کم و مرزهای محدود می تواند همه فلسطینیانی را که در کشورهای عربی و به ویژه در لبنان حضور دارند، در خود جای دهد؟

اینکه‌ کشوری‌ درنظر گرفته‌ شود و همه‌ فلسطینیان‌ در آن‌ مستقر شوند، مهم‌ نیست. مثلاً‌ لبنان‌ را درنظر بگیرید؛ شمار لبنانیان‌ مقیم‌ خارج‌ لبنان‌ دو‌ برابر لبنانیان‌ مقیم‌ داخل‌ است. آنچه‌ برای‌ ملتی‌ مهم‌ است‌ آن‌ است‌ که‌ هویت‌ خود را بازیابد. فلسطینیان‌ کشوری‌ خواهند داشت‌ و شهروندان‌ آن‌ به‌ شمار خواهند آمد، حتی‌ اگر لزوماً‌ در آن‌ سکونت‌ نکنند. بدین‌ ترتیب‌، دیگر برای‌ همیشه‌ در گوشه‌ و کنار دنیا پناهنده نخواهند بود.

جایی که درگیری های پشت پرده ای میان فلسطینیان و نیروهای محافظه کار و راست گرایان تحت حمایت اسرائیل روی می دهد. اما به نظر می رسد که میان فلسطینی ها و مسلمانان جنوب نیز که تا چندی پیش حامی آنان بودند، روابط رو به تیرگی می رود. نظر شما چیست؟

جنوب‌ لبنان‌ که‌ با مرزهای‌ شمالی‌ اسرائیل‌ همسایه‌ است، در حال‌ حاضر بیش‌ از دیگر مناطق‌ در معرض‌ خطر جنگ‌ قرار دارد، زیرا برخلاف‌ دیگر مناطق‌ لبنان، این‌ منطقه‌ حتی‌ تحت‌ نظارت‌ نیروهای‌ بازدارنده‌ عربی‌ هم‌ قرار ندارد. به این سبب که اسرائیل‌ حضور نیروهای‌ سوریه‌ را در نزدیکی‌ مرزهای‌ خود نمی‌پذیرد. در جنوب، حاکمیت‌ دولت‌ لبنان‌ و حضور پلیس‌ لبنان‌ را نیز شاهد نیستیم، زیرا حکومت‌ مرکزی‌ از سال ‌1974 میلادی یعنی‌ از زمان‌ آغاز جنگ‌ داخلی، منطقه‌ ما را ترک‌ کرده‌ است‌ و بدین‌ترتیب، فلسطینی‌های‌ مسلح‌ ابتدا به‌ عنوان‌ تنها نیروی‌ حاضر در منطقه‌ برای‌ حفظ‌ امنیت‌ مسلمانان‌ در برابر تجاوز اسرائیل‌ ظاهر شدند و در نهایت،‌ به‌ تنها نیروی‌ حاکم‌ در این‌ منطقه‌ تبدیل‌ شدند. اما دیری‌ نگذشت‌ که‌ درگیری‌هایی‌ به‌وجود آمد، به‌ویژه‌ آنکه‌ فلسطینی‌ها نیز به‌ اقدامات‌ خطرناکی‌ بر ضد‌ ساکنان‌ جنوب‌ دست‌ زدند.

آیا شما نیز در جایگاه رهبر عالی شیعیان، به سبب دفاع از فلسطینیان در میان پیروان خود با مشکلاتی مواجهید؟

ادامه‌ روند دفاع‌ کار ساده‌ای‌ نیست. تلاش‌ کرده‌ام‌ تا برای‌ شیعیان توضیح‌ دهم‌ که‌ آن‌ قبیل‌ اقدامات‌ را عموم‌ فلسطینی‌ها انجام‌ نمی‌دهند، بلکه‌ چند گروه‌ تندرو که‌ از سوی‌ عناصر نفوذی‌ تحریک‌ شده‌اند، عامل‌ اجرای‌ آن‌ اقدامات‌اند. معروف است که دستگاه‌ اطلاعاتی‌ اسرائیل قوی‌ترین‌ دستگاه امنیتی‌ جهان‌ است. از نظر اسرائیل، بهترین‌ راه‌ برای‌ از بین‌بردن‌ اعتبار و آبروی‌ فلسطین‌ و توجیه‌ سرسختی‌های‌ اسرائیل‌ آن‌ است‌ که‌ برخی‌ گروه‌ها را به‌ ارتکاب‌ اقدامات‌ تروریستی‌ وادار کنند. در حال‌ حاضر بهترین‌ متحد اسرائیل تندروها هستند، نه‌ میانه‌روها.

آیا نگران آنید که وضعیتی پیش آید که نتوانید نارضایتی مردم را کنترل کنید؟

بی‌تردید ما شیعیان‌ با فلسطینی‌ها ارتباطات‌ بسیاری‌ داریم، زیرا در کنار آنان‌ در جنوب‌ و در حومه‌ بیروت‌ زندگی‌ کرده‌ایم. به‌ علاوه‌، هم‌ ما و هم‌ فلسطینی‌ها در لبنان‌ از همه‌ گروه‌ها محروم‌تر بوده‌ایم. اغلب‌ فراموش‌ می‌کنیم‌ که‌ اهالی‌ جنوب‌ از سال ‌1948 رفتاری‌ قهرمانانه‌ داشته‌اند و همواره‌ با هرگونه‌ همکاری‌ اقتصادی‌ با اسرائیل‌ مخالفت‌ کرده‌اند و با وجود آنکه‌ از سال ‌1965 دولت‌ لبنان‌ نیز به‌ جنوب‌ کاملاً‌ بی‌توجهی‌ کرده‌ است، اهل‌ جنوب‌ با خون‌ خود همکاری‌شان‌ را با فلسطینیان‌ به‌ اثبات‌ رسانده‌اند. اما اکنون دلخوری‌ و رنجشی‌ پدید آمده‌ و تلاش‌ کرده‌ایم‌ جنوبیان‌ را به‌ شکیبایی‌ فراخوانیم‌ و تا کنون‌ هم‌ در این‌ کار موفق‌ بوده‌ایم‌ و آنان‌ را قانع‌ کرده‌ایم‌ که‌ نباید به‌ روی‌ فلسطینیان‌ اسلحه‌ بکشند. سلاح را اسرائیل و شاه ایران برای آنان تأمین می‌کنند. شاه تلاش می‌کند که به اهداف سیاست آمریکا خدمتی کند، لذا مسلمانان را علیه فلسطینی‌ها تحریک می‌کند.

فرض بر این است که مسئولان فلسطینی از این خطر آگاه اند. پس به چه علت نیروهای تحت امر خود را سامان دهی و کنترل نمی کنند؟

یا اینکه موضوع ساده تر از این هاست و فلسطینی ها فقط در فکر آن اند که در فتح لاند، آزادی عمل و قدرت تحرک داشته باشند؟ خواسته ای که در دیگر مناطق جهان عرب به آن دست نیافته اند. روستاییان شیعه مذهب جنوب لبنان با این امر موافق نیستند. البته، شمار آنان فراوان نیست و از لحاظ سلاح و تجهیزات هم با شمار سلاح مقاومت فلسطین مقایسه شدنی نیستند. اما گزینه های دیگری هم پیش روی آن هاست: اسرائیل در همسایگی آن ها، آماده است تا با آنان بر ضد فلسطینیان هم پیمان شود. شاه ایران آماده است که نقش میانجی را بازی کند و با آنان هم پیمان شود و با نام همبستگی با شیعیان، آن ها را آن گونه که امام صدر می گوید با انواع سلاح تجهیز کند.

در هر حال، شیعیان لبنان و علویان سوریه، پیوندهای جدیدی برقرار کرده اند. اقلیت شیعیان ساکن در مناطق سنی نشین نیز همین رویه را پیش گرفته اند و حافظ اسد که خود علوی است، این نکته را فراموش نمی کند. چنین به نظر می رسد که در لبنان هیچ چیز به سوی بهتر شدن در حرکت نیست، بلکه عکس این موضوع در جریان است.

گفت وگوی خبرنگار ما با امام موسی صدر را از نظر می گذرانیم. (ترجمه از فرانسوی: دکتر احمد زین الدین)

به نظر شما آیا رویارویی اخیر میان ارتش لبنان و ارتش سوریه در بیروت، نتیجه تشنج داخلی است یا، چنان که گفته می شود، به تحریک عوامل خارجی و برای فشار آوردن به دولت سوریه است؟

هر دو عامل‌ نقش‌ داشته‌اند، حضور نیروهای‌ بازدارنده‌ عربی جنگ‌ داخلی‌ را متوقف‌ کرد، اما راه‌حلی‌ ریشه‌ای‌ به‌ همراه‌ نداشت. مردم‌ باید خلع سلاح‌ شوند. اما پیش‌ از خلع‌ سلاح‌ فلسطینی‌ها، امکان‌ ندارد بتوان‌ سلاح‌های‌ سنگین‌ را از دست‌ لبنانی‌ها خارج‌ کرد. آنان‌ پس‌ از جنگ‌ دوساله، می‌خواهند به‌ هر قیمت‌ ممکن‌ سلاح‌ خود را حفظ‌ کنند، زیرا از آن‌ هراس‌ دارند که‌ در جنوب‌ نه‌ فقط‌ راست‌گرایان‌ لبنانی، بلکه‌ اسرائیل هم آن‌ها را‌ تهدید کند و در معرض‌ نابودی‌ قرار گیرند. سوری‌ها بی‌نتیجه تلاش‌ کرده‌اند که به‌ آنان‌ بقبولان‌اند که‌ برای‌ حمایت‌ از آنان‌ آمادگی‌ دارند. از طرفی، فلسطینی‌ها با توجه‌ به‌ مشکلاتی‌ که‌ با آن‌ روبه‌رو بوده‌اند، جز به‌ خود، به‌ کسی‌ اعتماد نمی‌کنند. در این‌ فضای‌ متشنج، بازی‌ بزرگان‌ و درگیری‌ کشورهای‌ عربی،‌ ممکن است هر لحظه‌ آتش‌ جنگ‌ را بار دیگر شعله‌ور کند. بدیهی‌ است‌ که‌ راست‌گرایان‌ لبنانی‌ به‌ تحریک‌ نیروهای‌ بیگانه‌ در صدد برآمده‌اند که‌ نه‌ تنها فلسطینیان‌ بلکه‌ سوریه‌ را نیز در موضع‌ ضعف‌ قرار دهند و از این‌ طریق، جبهه‌ پایداری را هم که در طرابلس‌ و الجزایر شکل گرفته است، تضعیف‌ کنند. سادات،‌ رئیس‌جمهور مصر، آشکارا سوریه‌ را تهدید کرده‌ که‌ با ایجاد آشوب‌های‌ خونین‌ در لبنان،‌ حکومت‌ حافظ‌ اسد را تضعیف‌ خواهد کرد. بی‌تردید، منافع‌ آمریکا، مصر، عربستان‌ سعودی‌ و دیگر دولت‌های‌ به‌ اصطلاح‌ میانه‌رو در گرو آن‌ است‌ که‌ جبهه‌ الجزایر را متلاشی‌ کنند و از میان‌ دیگر عناصر میانه‌روتر در سازمان‌ آزادی‌بخش‌ فلسطین‌ و افراد صاحب‌‌نفوذ در سرزمین‌های‌ اشغالی، جانشین‌ جدیدی‌ برای‌ جبهه‌ الجزایر در میان‌ فلسطینی‌ها به‌ وجود آورند.

عقیده بر آن است که اگر قرار باشد جنگ دیگری در لبنان به راه افتد، از جنوب آغاز خواهد شد، یعنی

سند شماره 05-03-78

موضوع: مصاحبه‌ مطبوعاتی‌ - اهالی جنوب در اثر تجاوزهای فلسطینیان مأیوس شده‌اند و اختلافات اعراب لبنان را در آستانه انفجار قرار داده است.

مکان و تاریخ: پاریس، نیمه فوریه 1978

مناسبت: در زمان‌ حضور امام‌ صدر در پاریس، مجله‌ لو نوول‌ آبزرواتور مصاحبه‌ای‌ با ایشان‌ انجام‌ داد.

منبع: مجله‌ فرانسوی‌ لو نوول آبزرواتور، 5/3/1978

متن

مقدمه به قلم دنیز مراد:

بی گمان ، جنگ ما پایان ندارد. با وجود گذشت پانزده ماه از پایان نبردهای داخلی، لبنانیان درمانده احساس می کنند که بار دیگر به سوی جنگ داخلی در حرکت اند. چرا؟ زیرا ورود نیروهای سوریه هرچند آرامش را در کشور مستقر کرده، مشکلات را به شکل ریشه ای حل نکرده است. اکنون در لبنانی که حضور سوریه بر آن سایه افکنده، دو پرسش اساسی مطرح است:

یکی آنکه وضعیت مسیحیان چگونه خواهد بود؟

و دیگر آنکه اوضاع فلسطینیان چگونه خواهد بود؟

این دو پرسش در اوضاع کنونی با جدیت مطرح است؛ پرسش نخست در شمال کشور مطرح است، و دیگری در جنوب.

در شمال و به طور مشخص در بیروت، درگیری های شدیدی میان مسیحیان و سوری ها، که پیش از این با هم متحد بودند، رخ داده است. اکنون مسیحیان بیم دارند که به شکلی بی سابقه تنها شوند. آیا سیاست سوریه که مسیحیان را به سوی ناامیدی سوق داده، درست بوده است؟ احتمالاً پاسخ منفی است. اما آنچه برای مسیحیان خطر بیشتری در بر دارد، این است که به متحد دورتر و خطرناک تری به نام اسرائیل گرایش پیدا کنند. بنابراین، باید چاره ای اندیشیده شود.

البته، اوضاع جنوب متفاوت است. از چندین ماه پیش مسیحیان تحت حمایت توپخانه های اسرائیلی، در روستاهای خود پناه گرفته اند و فلسطینی ها هم در مواضع خود اردو زده اند. عامل جدیدی پیش آمده است: اکنون روستاییان شیعه در برابر فلسطینی ها صف آرایی کرده اند. به راستی چگونه است که در دشوارترین اوضاع، چنین شکافی در صفوف مسلمانان پدید آمد و چرا دقیقاً حالا چنین شده است؟

امام موسی صدر رهبر شیعیان در مصاحبه ای که با خبرنگار ما، دنیز مراد، انجام داد، خود نیز به این نکته اذعان داشت که اکنون همچون گذشته بر پیروان خود تسلط کامل ندارد. در واقع، چنین به نظر می رسد که واکنش شدید شیعیان، واکنش به تجمع روزافزون و پرشمار فلسطینیان در جنوب لبنان است. این حضور و تجمع فلسطینیان، نه فقط «نظامی» بلکه «غیرنظامی» هم بوده است. فلسطینی ها در جنوب به فروش زمین روی آورده اند. روزنامه بیروتی لوروی تصاویری از قول نامه های فروش اراضی را منتشر کرده است. آیا این امر به معنای آن است که فلسطینی ها در تلاش اند تا در منطقه ای که بیشترین شمار مبارزان فلسطینی حضور دارند، جای پای خود را محکم کنند و علاوه بر آن ، باتوجه به اینکه بندر صور حالا تحت کنترل آن هاست ، راهی به دریا بیابند؟

و خاورمیانه و شاخ آفریقا هستیم. نظر شما درباره این نقش چیست و آن را چگونه تحلیل می کنید؟

این نقش آن‌گونه که پیداست بخشی از توطئه بین‌المللی است که در خلال جنگ آمریکا و ویتنام طراحی شد و بر این پایه استوار است که قدرت‌های بزرگ خود را در جهان سوم گرفتار نکنند تا از هزینه‌های سنگین و سیاست‌های دوگانه پیشگیری شود. این توطئه، همچنین، بر پایه حمایت از قدرت‌های محلی برای ایفای نقش مورد نظر استوار است. معنای عقب‌نشینی انگلیسی‌ها از خلیج در اوائل دهه هفتاد و معنای دخالت مغرب در جنگ زئیر-آنگولا-کاتانگا و معنای دخالت نکردن ایالات متحده در جنگ شاخ آفریقا، همین است.

سؤالی که باقی می‌ماند فایده و محتوای این نقش و موضع دیگر دولت‌های منطقه در قبال آن و به‌ویژه، موضع اتحاد جماهیر شوروری است که به نظر می‌رسد تا حدی با موضع غرب درباره شاخ آفریقا و جهان عرب و خلیج متفاوت است.

سؤال مهم‌تر این است که این تقسیم‌بندی جدید یا این یالتای تحول یافته، چگونه صورت می‌گیرد و موضع ما در قبال آن چیست؟ حقیقت تلخ این است که کوتاهی ما در ایفای نقش جهانی و همچنین، وجود شکاف‌هایی در پیکر وطن و بالأخره، بی‌بهره بودن از بینش و عمل در این عصر، عوامل سیاسی خطرناکی هستند که آزادی و استقلال حقیقی کشور را تباه می‌کنند و ما را ریزه‌خوار سفره قدرت‌های بزرگ قرار می‌دهند.

منطقی این است که این عبارت را اصلاح کنیم و بگوییم وفاق لبنانی‌ها با وجود دخالت فلسطینیان در امور و معادلات لبنان شکل نمی‌گیرد. در هر حال، من فکر می‌کنم که اگر وفاق در لبنان تحقق یابد، به خودی خود کل مشکل لبنان و همچنین، مشکل جنوب را حل می‌کند و من مطمئنم که در حل مشکل فلسطین نیز نقش خواهد داشت.

اخیراً روشن شده است که مردم جنوب سخت مشتاق رهایی از تجاوزهایی هستند که به دست فلسطینیان رخ می دهد و همچنین، معلوم شده است که شما بر این موج سوار می شوید. حضرت امام، شما با این موج به کجا خواهید رسید؟ آیا این کار صرفاً اقدامی آنی برای کاهش خشم در این وضعیت است؟

بله، جنوب در نگرانی و ناراحتی به سر می‌برد و سبب آن، ناراحتی‌ها و مشکلات مردم و خطرهایی است که آن‌ها را تهدید می‌کند و همچنین، اعترافات مسئولان مقاومت فلسطین است که به سبب حضورشان در جنوب مطرح می‌شود. اما من عقیده ندارم که راه خلاص، تحریک مردم جنوب بر ضد آنان یا با سوار شدن بر این موج است، زیرا این کار به کشتارهای هولناک و پناه بردن مردم به آغوش اسرائیل می‌انجامد.

راه‌حل این است که از حاکمیت قانونی حمایت کنیم و آن را تا جنوب امتداد دهیم و بر رهبران مقاومت فلسطین، هم به‌طور مستقیم و هم به واسطه دولت‌های عربی و به‌ویژه سوریه، برای این کار فشار بیاوریم. موضع درست همین است و ما نیز پیوسته در این مسیر تلاش می‌کنیم و امیدواریم همه نیز در این مسیر حرکت کنند.

اما سوق دادن مردم به سوی درگیری، کاری غیرمسئولانه است و نتیجه‌ای در بر ندارد و موضع درستی نیست. در پایان امیدوارم تعبیر «سوار شدن بر موج» را تکرار نکنید. من بر موج‌ها سوار نمی‌شوم بلکه اگر بر خلاف باورها و ناسازگار با شخصیت من باشد، در برابر آن می‌ایستم، بلکه من خود موج می‌سازم و آن را هدایت می‌کنم. همچنین، من درصدد فرونشاندن از خشم مردم در این اوضاع و احوال نیستم، بلکه آن را در راه اهداف و برای خدمت به مردم سوق می‌دهم.

با توجه به توافق شیعیان در نارضایتی از حضور فلسطینیان، چرا اختلاف میان شما و آقای کامل اسعد ادامه یافته است؟ با توجه به آنچه مردم درباره وفاق می گویند، آیا شایسته تر نیست شما و زعیم جنوبی، کامل اسعد، با یکدیگر به توافق برسید؟

حتی اگر احیاناً تفاوتی در دیدگاه‌ها وجود داشته باشد، اختلاف شخصی وجود ندارد. ما کودک نیستیم که آشتی کردن ما تنها دیدار کردن و اختلاف ما با لجبازی کردن و دوری کردن باشد. در حال حاضر، تلاش برای یک‌پارچه کردن مواضع در جریان است که امیدواریم در نزدیک‌ترین زمان تحقق یابد. من نمی‌توانم وارد جزئیات شوم، ولی یادآوری می‌کنم که مصلحت وطن همواره بالاتر از مصلحت افراد است و خدمت به وطن وظیفه‌ای است که هرگز نمی‌توان از آن شانه خالی کرد.

من مشتاقانه در انتظار روزی هستم که همگی گرد هم آییم و با همفکری و مشورت راه خدمت به وطن و نجات جنوب را برگزینیم.

اخیراً شاهد افزایش نقش ایران در منطقه و خلیج