و عبرت‌آموزی‌ و غلبه‌ بر رنج‌های‌ آن‌ اقدام‌ کنیم. اما تسلیم‌شدن‌ در برابر مصیبت، گریستن‌ بر آوارها، درد و بی‌تابی‌ و از دست‌‌دادن‌ اراده، این‌ها کار افراد ناتوان‌ است‌ که‌ در تاریخ‌ اثری‌ از آنان‌ نیست؛ کسانی‌ که‌ با یک‌ ضربه‌ از روند تاریخ‌ بیرون‌ رفتند و بازنگشتند. ما نمی‌توانیم‌ چنین‌ باشیم، زیرا در طول‌ تاریخ، پدران‌ و نیاکان‌ و بزرگان‌ ما در لبنان‌ و جنوب‌ لبنان‌ و خارج‌ از لبنان، همواره‌ در برابر تاریخ‌ سربلند بوده‌اند و برای‌ یافتن‌ چاره‌ و خروج‌ از بن‌بست‌ها اندیشیده‌اند. در اینجا نکته‌ای‌ را یادآوری‌ می‌کنم. نکته‌ای‌ که‌ همواره‌ آن‌ را در مجالس‌ و محافل‌ تکرار می‌کنیم‌ و حضرت‌ سیدالشهدا، امام‌ حسین‌‌بن‌‌علی‌(ع)، را به‌ یاد می‌آوریم. مواضع‌ آن‌ حضرت‌ و اوضاع‌ و احوال آن‌ دوره‌ را به‌ یاد می‌آوریم.

ای‌ مصیبت‌دیدگان، ای‌ رنج‌دیدگان، ای‌ کسانی‌ که‌ بیش‌ از آنکه‌ دشمن‌ و بیگانه‌ به شما ستم‌ کنند، دوستان‌ و برادران‌ ستم‌ کرده‌اند، به‌ یاد آورید که‌ امام‌ حسین‌(ع) در آن‌ دوره‌ چگونه‌ با مسائل‌ برخورد کرد. در یک‌ مرحله، امام‌ حسین‌(ع) هنگامی‌ که‌ در راه‌ مکه‌ به‌ کربلا بود، با عبیدالله‌بن‌حر جعفی، که‌ از قهرمانان‌ شجاع‌ و از بزرگان‌ قبیله خودش‌ بود، برخورد کرد و از او یاری‌ خواست. اندکی‌ بیندیشیم‌ و ببینیم‌ که‌ وضعیت‌ امام‌ در آن‌ زمان‌ چگونه‌ بود. چرا امام‌ حسین‌(ع) در آنجا و در آن‌ منزلگاه‌ بود؟ زیرا معاویه‌ از دنیا رفته‌ بود و کسی‌ خلافت را به دست گرفت که‌ وجدان‌ مسلمانان، وجدان‌ حق‌جویان‌ و روح‌ حقیقت‌ و عدالت‌ با او مخالف‌ بود. یزید کسانی‌ را برای‌ بیعت‌گرفتن‌ از حسین‌‌(ع) به‌ مدینه‌ فرستاده‌ بود. طبیعی‌ بود که‌ امام‌ حسین‌‌(ع) بگوید: «کسی‌ چون‌ من‌ با کسی‌ چون‌ او بیعت‌ نمی‌کند» و نیز طبیعی‌ بود که‌ یزید، والی‌ خود را تحت‌ فشار قرار دهد تا به‌ اجبار از حسین‌‌(ع) بیعت‌ بگیرد، زیرا بیعت‌ مردم‌ با یزید نه‌ از روی‌ اراده‌ و خواست‌ خود، بلکه‌ به‌ اجبار و از سر بیم‌ و هراس‌ بود. از حسین‌‌(ع) خواستند که‌ بیعت‌ کند و آن‌ حضرت‌ نپذیرفت. از طرفی،‌ ایشان‌ نمی‌توانست‌ در مدینه‌ بماند. به همین سبب، به‌ همراه‌ خانواده‌ و اصحاب‌ خود به‌ مکه‌ رفت‌ و در حرم‌ امن‌ الهی‌ و در کنار بیت‌الله‌الحرام‌ اقامت‌ گزید. در آنجا نیز پس‌ از چند ماه‌ احساس‌ کرد که‌ این‌ حالت‌ چندان به‌ طول‌ نمی‌انجامد و خطر او را احاطه‌ کرده‌ است؛ و هیهات‌ که‌ حسین‌ از خطر بگریزد، آنگاه‌ که‌ گذشتن‌ از جان‌ موجب‌ نجات‌ انسان‌ و پایداری‌ حق‌ می‌گردد. امام‌ حسین(ع) می‌خواست‌ حرمت‌ کعبه‌ و بیت‌الله‌الحرام‌ را حفظ‌ کند تا خون‌ فرزند رسول‌ خدا‌(ص) در حرم‌ ریخته‌ نشود و محرمات، مباح‌ نگردد و سرزمین‌ امن‌ الهی‌ در آینده‌ در معرض‌ تعدی‌ و تجاوز هر طغیانگر نابکار قرار نگیرد. به‌ همین‌ سبب‌ از مکه‌ خارج‌ شد. بنابراین،‌ حرمین‌ شریفین‌ مکه‌ و مدینه‌ در معرض‌ تهدید قرار داشتند و حسین‌‌(ع) نیز در آنجا در معرض تهدید بود. به‌ کجا باید می‌رفت؟ دعوت‌ اهل‌ کوفه‌ را لبیک‌ گفت؛ آن‌ها که‌ هزاران‌ نامه‌ برایش‌ نوشته‌ و از او دعوت‌ کرده‌ بودند که‌ به‌ کوفه‌ برود. گفته‌ بودند که‌ اگر به‌ نزد آنان‌ برود، با او بیعت‌ می‌کنند و یاری‌اش‌ می‌دهند و برای‌ اقامه‌ حق‌ و سرنگونی‌ باطل‌ در کنارش‌ می‌ایستند. از این رو، حسین‌(ع) به‌ سوی‌ کوفه‌ رفت. در میانه‌ راه‌ دریافت‌ که‌ اهل‌ کوفه‌ تحت‌تأثیر سرکوب‌ یا تطمیع، بیعت‌ خود را شکسته‌اند و نماینده‌ و پسرعموی‌ حسین‌(ع)، مسلم‌بن‌‌عقیل‌بن‌ابی‌طالب‌‌(ع) را به‌ شهادت‌ رسانده‌اند. حسین‌‌(ع) در میانه‌ راه‌ فهمید که‌ آسمان‌ و زمین‌ را به‌ روی‌ او بسته‌اند؛ مکه‌ و مدینه‌ جای‌ او نیست‌ و اهل کوفه‌ نیز به‌ او خیانت‌ کرده‌ و از یاری‌اش‌ دست‌ کشیده‌اند، و لشگر پیش‌رونده اهل‌ کوفه‌ به‌ فرماندهی‌

سند شماره 01-04-78

موضوع: خطبه‌های نماز‌ جمعه‌ - اشغال‌ جنوب‌ نتیجه‌ توطئه‌ بین‌المللی‌ و سهل‌انگاری‌ اعراب‌ است‌

مکان و تاریخ: بیروت، مجتمع آموزشی عاملیه‌، مسجد الصفا، ‌31/3/1978

مناسبت: خطبه‌ نماز جمعه‌

منابع: آرشیو مجلس‌ اعلای‌ شیعیان‌؛ روزنامه‌ النهار، 1/4/1978؛ روزنامه‌ السفیر، 1/4/1978

متن

خطبه اول

بِسم‌ اللهِ الرَّحمنِ‌ الرَّحیم

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ‌ الْعالَمین. وَ أشْهَدُ أَنْ‌ لا إلهَ‌ إلَّا اللّه?، نَتَوَکَّلُ‌ عَلَیهِ‌ وَ نَعوذُ بِهِ‌ مِن‌ شُرور أنْفُسِنَا وَ مِنْ‌ سَیئَاتِ‌ أعمَالنَا. و مَن‌ یهدالله فلآ مُضلٌّ‌ له‌ وَ مَنْ‌ یضلُّ‌ فَمَا لَهُ‌ مِن‌ هاد. وَ أَشهَدُ أَنَّ‌ مُحَمَّداً‌ عَبدُهُ‌ وَ رسولُهُ‌ أُرسِلَهُ‌ بِالهُدَی‌ وَ دِینِ‌ الحَقِّ‌ لِیظهِرَهُ‌ عَلَی‌ الدّینِ‌ کُلِّهِ‌ وَ لَو کَرِهَ‌ الکَافِرون.

حمد و ستایش‌ خداوندی‌ را که‌ در دشواری‌ها جز او را نستایند و شکر و سپاس‌ هم‌ او را که‌ بر ما ایمان‌ و آگاهی‌ و برابری‌ ارزانی‌ داشت‌ تا بدان‌ او را بپرستیم‌ و امور خویش‌ را بسنجیم‌ و دشواری‌های‌ زندگی‌ را پشت‌ سر گذاریم‌ و به‌ آینده‌ بیندیشیم.

برادران‌ مؤ‌من، همه ما می‌دانیم‌ که‌ در تعالیم‌ اسلامی، جمعه‌ روزی‌ است‌ که‌ خداوند در آن‌ مردم‌ را برای‌ حسابرسی‌ گرد هم‌ می‌آورد و ما همواره‌ این‌ موضوع‌ را گفته‌ و تکرار کرده‌ایم. روز جمعه‌ در پیشگاه‌ خداوند، که‌ از اسرار پنهان‌ آگاه‌ است، می‌ایستیم‌ و می‌اندیشیم، به‌ گذشته‌ و آینده‌ می‌نگریم‌ و پیش‌ از آنکه‌ خداوند متعال‌ و تاریخ‌ درباره‌ مواضع‌ و رفتارهای‌ ما به‌ قضاوت‌ بنشینند، خود‌ به‌ حساب‌ خویش‌ می‌رسیم. بنابراین‌، جمعه‌ روز محاسبه، درنگ، عبرت‌ و برنامه‌ریزی‌ است.

مصیبت‌ها هرچند هم‌ که‌ بزرگ‌ باشند، به‌ پایان‌ می‌رسند و از بین‌ می‌روند. مؤ‌من‌ نباید در برابر مصیبت‌های‌ بزرگی‌ که‌ این‌ روزها به‌ اوج‌ خود رسیده است، تعادل‌ و تحمل‌ خود را از دست‌ بدهد و نباید در برابر مصیبت‌ فرو افتد یا در برابر دشمنی تسلیم شود‌ که‌ این‌ مصیبت‌ها و این‌ فجایع‌ را پدید آورده است. اگر دشمن‌ ما، نفس‌ خودمان‌ و هواهای‌ نفسانی‌ یا اشتباهاتمان‌ است، پیش‌ از متهم‌‌کردن‌ دیگران‌ باید علل‌ و عوامل‌ مشکلات‌ را در خودمان جست‌وجو کنیم‌ و خویشتن و اطراف‌ خودمان‌ را بکاویم، پیش‌ از آنکه‌ آن‌ سوی‌ مرزها را بنگریم‌ و یا آن‌ دشمن‌ دورتر را جست‌وجو کنیم که‌ نقشه‌ توطئه‌ را طراحی‌ می‌کند و آن‌ را در سرزمین‌ پاک‌ و کشورهای‌ ما به‌ اجرا می‌گذارد. اگر در برابر مصیبت‌ها، ناله‌ و فریاد سر دهیم‌ و بی‌تابی‌ کنیم، حال‌ و آینده‌ را از دست‌ خواهیم‌ داد. اما اگر با نیروی‌ ایمان‌ به‌ مصیبت‌ بنگریم‌، همان‌ ایمانی‌ که‌ برمبنای‌ آن خداوند را در قلب‌ مؤ‌من‌ حاضر می‌دانیم‌ و معتقدیم‌ قلب مؤ‌من‌ عرش‌ خداوند رحمان‌ است؛ همان‌ ایمانی‌ که‌ ما را به‌ خداوند آفریننده‌ و تدبیرگر جهان‌ پیوند می‌دهد و ما را به‌ عقل و قلب‌ هستی‌ و اراده‌ و احساس‌ هستی‌ پیوند می‌دهد و تاریخ‌ تابناک‌ ما را رقم‌ زده‌ و به‌ اذن‌ خداوند، آینده‌ تابناک‌ ما را نیز ترسیم‌ خواهد کرد؛ اگر با چنین‌ باور و ایمانی‌ به‌ مصیبت‌ بنگریم، تلاش‌ می‌کنیم‌ که ابعاد آن‌ را دریابیم‌ و علت‌ آن‌ را جست‌وجو کنیم‌ و برای‌ رهایی‌

امنیت‌ منطقه‌ و جهان‌ را تهدید کنند. این‌طور نیست؟

و اکنون‌ پس‌ از اشغال‌، ما چه‌ می‌خواهیم؟ جنوب‌ چه‌ می‌خواهد؟ لبنان‌ از اعراب‌ چه‌ می‌خواهد؟ اکنون‌ لبنان‌ پس‌ از طرح‌ موضوع‌ اشغال‌ در شورای‌ امنیت، مسئولیت‌ قدرت‌های‌ بزرگ‌ و دیگر کشورها را به‌ آن‌ یادآور می‌شود. ما از این‌ حقیقت‌ باخبریم‌ که‌ اعراب‌ علاوه‌ بر نیروی‌ نظامی، سلاح‌های‌ دیگری‌ هم‌ در اختیار دارند که‌ همه‌ یا قسمتی‌ از آن‌ها را در جنگ ‌1973 میلادی به‌ کار گرفتند. سلاح‌هایی‌ چون‌ روابط‌ بین‌الملل‌ و روابط‌ دیپلماتیک، اقتصادی، سیاسی، نفتی، مالی‌ و فرهنگی. روابط‌ کشورهای‌ عربی‌ با جهان‌ سوم، مسلمانان، مسیحیان، کشورهای‌ سوسیالیست‌ و حتی‌ ایالات‌ متحده‌ در سطح‌ خوبی‌ قرار دارد. ایالات‌ متحده‌ در این‌‌باره‌ مسئول‌ و متعهد است‌ و متضرر می‌شود. این‌ کشور در جنگ‌ سومالی‌ نقشی‌ ایفا کرد که‌ تعجب‌ جهانیان‌ را برانگیخت.

پس‌ از این‌ چه‌ خواهد شد؟ اشغال‌ سرزمینی‌ دیگر و جهانیان‌ و اعراب، دوستان‌ و یاران، مؤ‌منان‌ و پایبندان‌ به‌ ارزش‌ها و اصول‌ و صلح‌ و حقیقت، هریک‌ مسئولیت‌ تاریخی‌ خویش‌ را در قبال‌ حق‌ و عدالت‌ و در مواجهه‌ با ظلم‌ و نابرابری‌ درک‌ خواهند کرد؛ ظلمی‌ که‌ بر پایه‌ سه‌ عامل‌ متحد تاریخی، از ازل‌ وجود داشته‌ و امروزه‌ آن‌ سه‌ عامل‌ را استعمار، استثمار و گمراهی‌ می‌نامیم‌ و قرآن‌ کریم‌ نیز آن‌ را استضعاف‌ نام‌ نهاده‌ است. پس‌ بنگرید که‌ پیش‌ روی‌ خود چه‌ می‌بینید؟ پس‌ از همه‌ این‌ها و مهم‌تر از همه‌ آنچه‌ گفتیم،‌ این‌ است‌ که‌ تمامی‌ اعراب‌ به‌ویژه‌ جبهه‌ پایداری‌ عربی‌ و سازمان‌ آزادی‌بخش‌ فلسطین، مسئولیت‌ خود را در قبال‌ مسئله فلسطین‌ ادا کنند و اجازه‌ ندهند که‌ اهالی‌ جنوب‌ لبنان‌ پس‌ از آن‌ همه‌ فداکاری‌ در راه‌ مهم‌ترین‌ مسئله عصر حاضر و در برابر خطرناک‌ترین‌ دشمن‌ تاریخ، بار مسئولیت‌ها را به‌تنهایی‌ بر دوش‌ کشند.

آیا خواسته‌ زیادی‌ مطرح‌ کرده‌ایم؟ چنین‌ نیست، زیرا همگان‌ در آینده نزدیک‌ بهای‌ خواسته‌ ما را خواهند پرداخت: «هَاأَنتُمْ هَؤُلَاء تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَمِنکُم مَّن یبْخَلُ وَمَن یبْخَلْ فَإِنَّمَا یبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِی وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء وَإِن تَتَوَلَّوْا یسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَیرَکُمْ ثُمَّ لَا یکُونُوا أَمْثَالَکُمْ.»[3]

صدق‌ الله‌ العظیم.


[3].?«آگاه باشید که شما را دعوت می‌کنند تا در راه خدا انفاق کنید. بعضی از شما بخل می‌ورزند؛ و هرکس که بخل ورزد، در حق خود بخل ورزیده است. زیرا خدا بی‌نیاز است و شما نیازمندانید. و اگر روی برتابید، به جای شما مردمی دیگر آرد که هرگز همسان شما نباشند.» (محمّد، 38)


اختلافی‌ ندارند. اسرائیل‌ کمربند امنیتی‌ می‌خواهد و نیروهای‌ امنیتی‌ اسرائیل‌ حتی‌ در خاک‌ اسرائیل‌ اجازه‌ نمی‌دهند که‌ صاحبان‌ زمین‌ و جویندگان‌ روزی‌ و زندگی‌ شرافتمندانه‌ به‌ فعالیت‌ خود ادامه‌ دهند، چه‌ رسد به‌ لبنان.

می‌دانید پس‌ از آن‌ اسرائیل‌ چه‌ می‌خواهد؟ آب، حتی‌ اگر صریحاً‌ به‌ این‌ موضوع‌ اشاره‌ نکند. پیش‌ از آغاز انقلاب‌ فلسطین، اسرائیل‌ برای‌ بردن‌ آب‌ از لبنان‌ آماده‌ شده‌ و نقشه‌ کشیده‌ و اجرای‌ این‌ طرح‌ را آغاز کرده‌ بود. خواسته‌ دیگر اسرائیل، تسلط‌ بر مناطق‌ استراتژیک‌ است‌ که‌ پیش‌ از این‌ هم‌ در موارد مختلف، پنج‌ بار آن‌ها را اشغال‌ کرده‌ بود. همان‌ مناطقی‌ که‌ به‌ گفته‌ وزیر دفاع‌ سابق‌ و وزیر خارجه‌ کنونی‌ این‌ کشور، «بدون‌ آن‌ها، مرزهای‌ اسرائیل‌ مطلوب‌ نخواهد بود.»

بنابراین‌، واضح و آشکار است که اسرائیل اشغالگر خاک لبنان است. مهم‌تر از همه‌ اینکه‌ اشغال‌ جنوب، علل‌ و توجیهات‌ دیگری‌ هم‌ دارد که‌ جهانیان‌ به‌ سبب آن‌ باید از اسرائیل‌ سپاسگزار باشند. خطرناک‌تر از همه‌ اینکه‌ شورای‌ امنیت‌ در محکوم‌‌کردن‌ اشغال جنوب‌ لبنان‌ تردید دارد و این‌ احتمال‌ وجود دارد که‌ یک‌ یا چند قدرت‌ بزرگ‌ برای‌ جلوگیری‌ از این‌ کار، از حق‌ وتو استفاده‌ کنند؛ همان‌ کشورهایی‌ که‌ پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ که‌ در آن‌ ده‌ها میلیون‌ نفر قربانی‌ نازیسم‌ شدند، گردهم‌ آمدند تا امنیت‌ بین‌المللی‌ را سامان‌ دهند، اکنون‌ با تأمین‌ امنیت‌ یکی‌ از کوچک‌ترین‌ اعضای‌ سازمان‌ ملل‌ از لحاظ‌ مساحت‌، که‌ در عین‌ حال‌ بیش‌ از همه‌ نیازمند امنیت‌ و صلح‌ است‌ و در تمدن‌ بشری‌ بیشترین‌ سهم‌ را ایفا کرده‌، مخالفت‌ می‌کنند، در حالی‌ که‌ این‌ کشورها همگی‌ منشور سازمان‌ ملل‌ متحد را پذیرفته‌اند و به‌ حراست‌ از تمامیت‌ ارضی‌ و حاکمیت‌ لبنان‌ و حفظ‌ مرزهای‌ بین‌المللی متعهدند.

اکنون، اعراب‌ چه‌ می‌خواهند؟ چه‌ می‌کنند؟ اصلاً‌ چه‌ خواسته‌اند؟ و با‌ لبنان، و به‌ویژه‌ جنوب‌ لبنان‌، چه‌ کرده‌اند؟ جنوب‌ واژه‌ای‌ است‌ کوچک‌ که‌ بر زبان‌ می‌آید، اما در واقع‌ سرزمین‌ تمدن‌ها، سرچشمه‌ فرهنگ‌ها، آموزگار الفباها، خاستگاه‌ حقوق‌ و روابط‌ بین‌الملل و سرزمین‌ انسان‌ و ایمان‌ است. جنوب، سرزمین‌ برج‌ها و قلعه‌های‌ مستحکم، مناطق‌ مهم‌ و استراتژیک، خاک‌های‌ حاصلخیز و 5/2‌ میلیارد متر مکعب‌ آب‌ شیرین‌ است. بدین‌ترتیب،‌ جنوب‌ لبنان‌ به‌ زعم‌ اسرائیل‌ امکان‌ سکونت‌ 250‌ هزار نفر مهاجر جدید و تجهیز یک‌صد هزار نیروی‌ نظامی‌ جدید و افزایش ‌20 درصدی‌ نیروهای‌ نظامی، اقتصادی‌ و انسانی‌ را برای‌ اسرائیل‌ فراهم‌ می‌کند؛ سرزمینی‌ که‌ محل‌ تلاقی‌ تاریخ‌ و جغرافیا و جایگاه‌ جنگ‌ و صلح‌ بوده‌ است. علاوه‌ بر همه‌ این‌ها، از نگاه‌ اعراب، جنوب‌ سرزمین‌ وفاداری‌ و مشعل‌ فروزان‌ قومیت‌ عربی‌ و عرصه‌ همراهی‌ با آمال‌ و آرزوها و رنج‌های‌ اعراب‌ از گذشته‌ تا حال‌ است‌ و بدین‌ترتیب، تبلور وفاداری‌ اعراب‌ به‌شمار می‌آید.

به‌راستی،‌ سقوط‌ جنوب‌ برای‌ اعراب‌ چه‌ معنا و مفهومی‌ دارد؟ سقوط‌ جنوب‌ به‌ معنای‌ سقوط‌ و تجزیه‌ لبنان‌ است‌ که‌ پراکندگی‌ ترکش‌ها و شراره‌های‌ حاصل‌ از آن، همه‌ جهان‌ عرب‌ و سراسر جهان، حتی‌ ایالات‌ متحده‌ را نیز در بر خواهد داشت. تجزیه‌ لبنان‌ سرآغازی‌ بر ورود جهان‌ به‌ عصر دولت‌های‌ خودمختار فرقه‌ای‌ خواهد بود. عصری‌ که‌ سردمدار آن‌ اسرائیل‌ است. سقوط‌ جنوب‌ لبنان‌ موجب‌ خواهد شد که‌ ملت‌ صلح‌‌دوست‌ لبنان‌ و اهالی‌ خون‌گرم‌ و آرام‌ جنوب، به‌ ملتی‌ ستم‌دیده‌ مبدل‌ شوند و چه‌بسا،

و دامن‌‌زدن‌ به‌ اختلافات‌ فرقه‌ای‌ و اعزام‌ گروه‌ها و فریب‌ گروهک‌ها، با سوءاستفاده‌ از بیم‌ و هراس‌ و فقر مردم‌ جنوب، گروهی‌ را مسلح‌ کرد و در مرزها دروازه دوستی (الجدار الطیب) ایجاد کرد و آنگاه‌ که‌ حکومت‌ لبنان خواستار‌ اعزام‌ نیروهای‌ بازدارنده‌ عربی به‌ جنوب‌ برای‌ پایان‌‌دادن‌ به‌ نبرد داخلی‌ و برقراری‌ امنیت‌ شد، اسرائیل‌ به‌ بهانه‌ حفظ‌ امنیت‌ و سلطه‌ خویش، لبنان‌ را به‌ جنگ‌ تهدید کرد. پس‌ از آن، هنگامی‌ که‌ مقامات‌ لبنانی‌ از نیروهای‌ حافظ‌ صلح‌ بین‌المللی‌ یاری‌ خواستند، اسرائیل‌ بار دیگر مخالفت‌ کرد و برای‌ ورود ارتش‌ لبنان‌ به‌ جنوب‌ این‌ کشور، قید و شرط‌ زمانی‌ و مکانی‌ و انسانی‌ مطرح‌ کرد و بدین‌ ترتیب، مقاومت‌ فلسطین‌ را به‌ هراس‌ افکند و بهانه‌ به‌ دست‌ آنان‌ داد تا پیمان‌ شتورا به‌ اجرا درنیاید و فلسطینیان‌ از پذیرش‌ حاکمیت‌ دولت‌ لبنان‌ امتناع‌ کنند.

اسرائیل‌ باز هم‌ به‌ فتنه‌انگیزی‌ ادامه‌ داد؛ با ارسال‌ سلاح‌ برای‌ طرف‌های‌ مختلف‌ در جنوب، از کاهش‌ هرج‌ و مرج‌ و استقرار امنیت‌ و ثبات‌ در این‌ منطقه‌ جلوگیری‌ کرد. از سوی‌ دیگر، بگین‌ همه‌ تلاش‌ها‌ برای برقراری‌ صلح‌، حتی‌ اقدامات‌ کوچک، را مکرراً رد کرد‌ و ضمن‌ اصرار بر ادامه‌ شهرک‌سازی، قطعنامه ‌242 را زیر پا گذاشت‌ و کرانه‌ باختری‌ را از مناطق‌ مذکور در این‌ قطعنامه‌ خارج‌ کرد.

بدین‌ترتیب، اسرائیل‌ پس‌ از ده‌ سال‌ مبارزه‌ مسلحانه، حقوق‌ ملت‌ فلسطین را‌ در برخورداری‌ از وطن‌ خود نادیده‌ گرفت‌ و موجودیت‌ آنان‌ را انکار کرد و فلسطینیان‌ را بار دیگر به‌ اقدامات‌ مأیوسانه‌ و انتحاری‌ واداشت، و در این‌ میان‌، به‌ شیوه‌ قرون‌ وسطا‌ و استعمار قدیم‌، مسئولیت‌ اقدامات‌ فلسطین‌ را متوجه‌ لبنان‌ و جنوب‌ لبنان‌ دانست‌ و به این‌ منطقه‌ تجاوز کرد و دریا و خشکی‌ را به‌ لوث‌ وجود خود آلود؛ بی‌محابا و بی‌هیچ‌ شرم‌ و حیا، کشت‌ و سوزاند و ویران‌ کرد و مدعی‌ شد که‌ در زمان‌ آغاز هجوم، ایالات‌ متحده‌ آمریکا و بریتانیا را از نیت‌ خود آگاه‌ کرده؛ حال‌ آنکه‌ جهانیان‌ از طریق‌ ماهواره‌ها به‌ حمله‌ اسرائیل‌ پی‌ بردند.

ایالات‌ متحده‌ از تجاوز اسرائیل‌ استقبال‌ کرد و فقط دو شرط‌ مقرر داشت، اینکه‌ به غیرنظامیان‌ و محیط زیست‌ تعرض‌ نکند و با نیروهای‌ بازدارنده‌ عربی‌ درگیر نشود. گویی‌ درگیر‌شدن‌ با لبنان‌ و زیرپا‌گذاردن‌ استقلال، حاکمیت، کرامت‌ و وحدت‌ این‌ کشور اهمیتی‌ ندارد. دنیا به‌ سکوتی‌ عمیق‌ فرو رفت‌ و شگفتا که‌ فقط یک‌ تظاهرات‌ با هدف‌ تعطیلی‌ دفاتر نمایندگی‌ سازمان‌ آزادی‌بخش‌ فلسطین‌ در فرانسه‌ صورت گرفت.

و اکنون‌ اسرائیل‌ در پایان‌ راه، امنیت‌ مطالبه‌ می‌کند و خواهان‌ امضای‌ پیمانی‌ است‌ که‌ در آن مدت‌ حضور نظامی‌اش‌ تعیین‌ شده‌ باشد. به‌راستی‌ اسرائیل‌ می‌خواهد با چه‌ کسی‌ معاهده‌ امضا کند؟ با سازمان‌ آزادی‌بخش‌ فلسطین‌ که‌ از نگاه‌ اسرائیل موجود نیست و نماینده‌ ملت‌ فلسطین‌ محسوب‌ نمی‌شود؟ یا با نیروهای‌ بازدارنده‌ عربی‌ که‌ اصلاً‌ در منطقه‌ مورد نظر حضور ندارند؟ یا به‌ گمان‌ وزیر دفاع‌ اسرائیل، با شبه‌نظامیان‌ و محافظه‌‌کاران‌؟ که‌ بعید می‌دانم‌ آنان‌ با قاتلان‌ مسیح‌ و سوداگران‌ معبد (نمی‌گویم‌ با یهودیان‌ و سامی‌ها) همکاری‌ کنند. بسیار بعید است‌ که‌ محافظه‌کاران‌ لبنانی زیاده‌خواهی‌های‌ اسرائیل‌ را در سرزمین‌ خود به‌ اجرا درآورند و برای‌ این‌ کار از میهن‌ و هم‌وطنان‌ خویش‌ هزینه‌ کنند، زیراکه‌ لبنانیان‌ و اعراب‌ اگر در هر مسئله‌ای‌ اختلاف‌ داشته‌ باشند، در اصلِ‌ همکاری‌نکردن‌ با اسرائیل‌

سند شماره 25-03-78

موضوع: پیام‌ - ای‌ امت‌ عرب، با‌ جنوب‌ لبنان‌ چه‌ کرده‌اید؟

مکان و تاریخ: بیروت‌

مناسبت: اشغال‌ جنوب‌ لبنان‌ - مارس ‌1978

منبع: آرشیو مجلس‌ اعلای‌ شیعیان‌؛ روزنامه‌ النهار عربی‌ و بین‌المللی، ‌25/3/1978

متن

مقدمه

چندین ماه است که بانگ رسای امام صدر درباره فاجعه ای در جنوب لبنان هشدار می دهد و مسئولان لبنان و فلسطین و دیگر کشورهای عربی را به اقداماتی برای جلوگیری از وخیم تر شدن اوضاع فرامی خواند. سرانجام، لشکرکشی اسرائیل به جنوب لبنان به وقوع پیوست و این منطقه به تعبیر دیپلمات بلندپایه عرب، به «کرانه باختری دوم» تبدیل شد و جنایات صورت گرفته در این بخش از خاک لبنان هم به پرونده قطور اشغالگری و سرسختی اسرائیل افزوده شد و در کنار موارد دیگری همچون کرانه باختری و نوار غزه، سینا و جولان، حق تعیین سرنوشت ملت فلسطین، شهرک سازی ها و تفسیر نادرست و شگفت آور از قطعنامه 242 قرار گرفت.

اکنون امام صدر نشریه النهار را به مثابه تریبونی برگزیده تا پیام خود را خطاب به اعراب تحت عنوان «با جنوب لبنان چه کرده اید، ای امت عرب؟» به گوش آنان برساند. متن پیام امام بدین شرح است:

با جنوب لبنان چه کرده اید، ای امت عرب؟

اکنون‌ که‌ حقایق‌ آشکار شده‌ و پرده‌ای‌ درباره جنوب لبنان از نمایش‌ توطئه‌ بین‌المللی‌ و اسرائیلی‌ در برابر دیدگان‌ تماشاچیان عرب به‌ اجرا درآمده‌ و ارتش‌ اسرائیل‌ به‌ کناره‌های‌ رود لیطانی‌ رسیده، آیا دیگر فرصتی‌ برای‌ تردید و خوش‌بینی‌ یا تعارف‌ و دودلی‌ برجا مانده‌ است؟ توطئه‌ای‌ که‌ از سال ‌1948 میلادی با تروریسم‌ دولتی‌ بگین‌ و اسرائیل‌ و با بیرون‌‌راندن‌ ملت‌ فلسطین‌ از سرزمین‌ خود به‌ جنوب‌ لبنان‌ آغاز شد و آرزوی‌ بازگشت‌ و تحقق‌ وعده‌ها و مذاکرات را در دل‌ آنان‌ برجا گذاشت. اسرائیل حقوق‌ این‌ ملت‌ در بهره‌مندی‌ از سرزمین‌ و دارایی‌ها و حتی‌ وجود آنان‌ را نادیده‌ گرفت‌ و آنگاه‌ که‌ فلسطینیان‌ ناگزیر به حمل سلاح و مبارزه مسلحانه‌ شدند، اسرائیل، انقلاب‌ و نهضت آنان‌ را تروریسم‌ و خراب‌کاری‌ نامید، حال‌ آنکه‌ این‌ قیام‌ پس‌ از بیست‌ سال‌ انتظار و مذاکره‌ آغاز شده‌ بود.

اسرائیل‌ انتقام‌گیری‌ از اهالی‌ جنوب‌ و روستاهای‌ جنوبی‌ را آغاز کرد و حملات‌ مسلحانه، آدم‌ربایی‌ و فتنه‌انگیزی‌ را در دستور کار خود قرار داد. مسیر رود اردن‌ را تغییر داد و از ورود آب‌های‌ جاری‌ به‌ویژه‌ آب‌ الوزانی‌ و الحاصبانی‌ جلوگیری‌ کرد و مانع بهره‌برداری‌ لبنان‌ از آب‌ لیطانی‌ شد و هم‌زمان‌ با این‌ اقدامات، با حفر قنوات‌ در امتداد لیطانی‌ و در نزدیکی‌ الخردلی، زمینه‌ را برای‌ اجرای‌ طرح‌ جانستون فراهم آورد‌- که‌ لبنان‌ با آن‌ مخالف‌ است-‌ و نهادها و طرح‌های‌ متعددی‌ را در خاک‌ خود به‌ اجرا گذارد. از طرفی، در زمانه‌ فتنه‌ و نبرد داخلی‌ لبنان، اسرائیل‌ علاوه‌ بر به‌ راه‌‌انداختن‌ جنگ‌ روانی‌

سند شماره 19-03-78

موضوع: قطعنامه بین‌المللی- قطعنامه شماره 425 شورای امنیت در خصوص عقب‌نشینی اسرائیل از جنوب لبنان

مکان و تاریخ: شورای امنیت سازمان ملل متحد- نیویورک، 19/3/1978

مناسبت: حمله اسرائیل به جنوب لبنان و رسیدن نیروهای اسرائیل تا رود لیطانی

منبع: قطعنامه‌های سازمان ملل درباره فلسطین و نزاع عربی- اسرائیلی، جلد دوم، سال‌های 1975 تا 1981؛

قطعنامه 425: مقدمات، پیش‌زمینه‌ها، وقایع، ابعاد، غسان توینی، انتشارات النهار، 1997

متن

شورای امنیت،

پس از مطلع شدن از دو نامه نماینده دائم لبنان (12600/س و 12606/س) و نامه نماینده دائم اسرائیل؛ و پس از شنیدن اظهارات هریک از نمایندگان دائم لبنان و اسرائیل در سازمان ملل؛

به شدت نگرانِ وضعِ بحرانی خاورمیانه و بازتاب این وضعیت بر صلح بین‌المللی است؛

و با نظر به اینکه این وضعیت رسیدن به صلح عادلانه را در خاورمیانه دشوار می‌کند:

1. خواهانِ احترام قاطع به تمامیت ارضی و حاکمیت و استقلال سیاسی لبنان در داخل مرزهای شناخته‌شده بین‌المللی است.

2. از اسرائیل می‌خواهد که فوراً عملیات نظامی بر ضد اراضی لبنان را متوقف کند و فوراً از همه خاک لبنان عقب‌نشینی کند.

3. مقرر می‌دارد که با توجه به درخواست دولت لبنان، به صورت فوری نیروهایی بین‌المللی تحت امر شورای امنیت در جنوب لبنان تشکیل دهد. این مسئله برای اطمینان از عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی و بازگشتِ صلح و امنیتِ بین‌المللی به حالتِ سابق و کمک به لبنان برای به دست آوردنِ حاکمیت مؤثر در منطقه است. نیروهای بین‌المللی از افرادِ کشورهای عضو سازمان ملل تشکیل می‌شود.

4. از دبیرکل می‌خواهد که 24 ساعت پس از اجرای این قطعنامه، گزارشی به شورای امنیت تقدیم کند.

شورای امنیت این قطعنامه را در جلسه شماره 2074 ب، با 12 رأی موافق و 2 رأی ممتنع و بدون مخالف به ترتیب زیر تصویب کرد:

موافقان

آلمان، بولیوی، گابن، فرانسه، ونزوئلا، کانادا، کویت، انگلیس، ایرلند شمالی، موریس، نیجریه، هند، آمریکا

مخالف

بدون مخالف

ممتنع

اتحاد جماهیر شوروی، چکسلواکی

ما در اوضاع‌ کنونی‌ باید بدترین‌ حالات‌ ممکن‌ را در نظر بگیریم‌ و ساده‌لوح‌ و خوش‌بین‌ نباشیم. موضوع‌ پیشنهاد انعقاد پیمان‌ امنیتی‌ و کمربند امن‌ از سوی‌ اسرائیل، پذیرفتنی نیست، زیرا هر پیمان‌ و معاهده‌ای‌ که‌ در زمان‌ اشغال‌ منعقد شود، در جهان‌ بی‌اعتبار است‌ و پذیرفتنی‌ نیست. اگر اسرائیل‌ از ورود نیروهای‌ بازدارنده عرب‌ به‌ جنوب‌ جلوگیری‌ نمی‌کرد و برای‌ ارتش‌ لبنان‌ مشکلاتی‌ پدید نمی‌آورد و مانع‌ ورود نیروهای‌ حافظ‌ صلح‌ بین‌المللی‌ به‌ مرزها نمی‌شد، اکنون‌ جنوب‌ در کمال‌ امنیت‌ و ثبات، حافظ‌ منافع‌ لبنان‌ و عامل‌ ثبات‌ و امنیت‌ کل‌ منطقه‌ بود. اما انعقاد پیمان‌ با اسرائیل‌ که‌ اشغالگر است‌ و تلاش‌ این‌ کشور برای‌ تحمیل‌ این‌ معاهده‌ به‌ مسئولان‌ لبنانی، آن‌ هم‌ به‌ شکلی‌ که‌ مدنظر اسرائیل‌ است، به‌ عقیده‌ من‌ مشکلی‌ را حل‌ نمی‌کند، زیرا اگر اسرائیل‌ در برابر ورود ارتش‌ لبنان‌ به‌ جنوب‌ مانع‌ ایجاد کند، مقامات‌ لبنانی‌ ابزاری‌ برای‌ حفظ‌ امنیت‌ لبنان‌ در اختیار نخواهند داشت. این‌ معاهده‌ ممکن‌ است‌ راهی‌ پیش‌ پای‌ ارتش‌ لبنان‌ بگشاید، اما به‌ محض‌ آنکه‌ حادثه‌ای‌ در جنوب‌ رخ‌ دهد، ارتش‌ اسرائیل‌ وارد این‌ منطقه‌ خواهد شد و به‌ همین‌ علت، راه‌حل‌ مناسبی‌ نیست.»

ارتش و مسئله جنوب

امام‌ در ادامه‌ خاطرنشان‌ کرد: «اکنون‌ بیش‌ از هر زمان‌ دیگری‌ زمینه‌ برای‌ استقرار ارتش‌ لبنان‌ در جنوب‌ مهیا شده‌ است، زیرا مسئله‌ لبنان‌ آشکارتر از همیشه است‌ و این‌ وضع‌ روند وفاق‌ ملی‌ لبنان‌ را به‌ پیش‌ می‌برد. هنگامی‌ که‌ مسئله‌ لبنان‌ در ذهن‌ لبنانیان‌ برجسته‌ می‌شود، گروه‌های‌ مختلف‌ ارتش‌ نیز برای‌ حل‌ مشکل‌ به پا می‌خیزند. بی‌گمان‌ در گذشته‌ مهم‌ترین‌ مشکل‌ ارتش‌ ازهم‌گسیخته‌ لبنان، فقدان‌ دغدغه‌ مشترک‌ بود. اما اکنون‌ که‌ چنین‌ امری پدید آمده، فرصتی‌ مناسب‌ ایجاد شده‌ تا ارتش‌ لبنان‌ به‌ حرکت‌ درآید و مسئولیت‌ خود را ادا کند. بی‌گمان‌ همه اهالی جنوب‌ نیز گرد ارتش‌ اجتماع‌ می‌کنند و نیروی‌ مقدسی‌ پدید می‌آورند که‌ بهترین‌ وسیله‌ برای‌ حفظ‌ امنیت‌ منطقه‌ خواهد بود.»

نخستین وظیفه

امام‌ صدر در پایان‌ تصریح‌ کرد: «باوجود همه‌ مشکلاتی‌ که‌ اهالی‌ جنوب‌ با آن‌ مواجه‌اند، علاقه‌مندی‌ و پایبندی‌ آنان‌ به‌ خانه‌ و سرزمین‌ خویش‌ وظیفه‌ آن‌هاست، زیرا تجربه‌ نشان‌ داده‌ که‌ مهاجرت و ترک‌ خانه‌ و کاشانه‌، سرزمین‌ ما را در معرض‌ زیاده‌خواهی‌های‌ اسرائیل‌ قرار می‌دهد و شرافت‌ اهالی‌ جنوب‌ و تاریخ‌ این‌ منطقه‌ حاکی‌ از آن‌ است‌ که‌ آن‌ها در سرزمین‌ خود باقی‌ خواهند ماند. اطلاعات‌ موجود بیانگر آن‌ است‌ که‌ برخی‌ از کودکان‌ محصل‌ و شماری‌ از زنان‌ ناتوان‌ از منطقه‌ بیرون‌ برده‌ شده‌اند و همین‌ امر نشان‌ می‌دهد که‌ مردم‌ آمادگی‌ ماندن‌ و حتی‌ مقابله‌ با تجاوزات‌ دشمن‌ را دارند. باتوجه‌ به‌ اینکه‌ من‌ از آفریقا بازگشته‌ام‌ و عازم‌ لبنانم، ساعتی‌ پیش‌ با بیروت‌ تماس‌ گرفتم‌ و دوستان‌ خبر دادند که‌ میزان‌ مهاجرت‌ مردم‌ اندک‌ است‌ و در برخی‌ موارد، فقط زنان‌ و کودکان‌ از جنوب‌ خارج‌ شده‌اند.»

اینکه‌ در اقدامات‌ خود، محافظه‌کارانه‌ عمل‌ کند، زیرا مشاهده می‌کند که‌ اقداماتش‌ در جنوب‌ لبنان‌ و در میان‌ اهالی‌ جنوب‌ بازتاب‌ می‌یابد، به‌ویژه‌ آنکه‌ اخیراً‌ تلاش‌هایی‌ صورت‌ گرفته تا حاکمیت‌ دولت‌ لبنان‌ در جنوب‌ نیز اعمال‌ شود، به‌‌گونه‌ای‌ که‌ مسئولیت‌ تهدیدات‌ خارجی‌ (که‌ جنوب‌ با آن‌ مواجه‌ است) دیگر بر عهده‌ مقاومت‌ فلسطین‌ نباشد.

بدون‌ تردید، کشورهای‌ عربی‌ علاوه‌ بر اسلحه‌ و نیروی‌ نظامی، سلاح‌ دیگری‌ در اختیار دارند که‌ روابط‌ بین‌المللی، اقتصاد و امکانات است. از این رو، آن‌ها می‌توانند بخشی‌ از توان‌ خود را برای‌ وارد آوردن‌ فشار بر ایالت‌ متحده‌ و دیگر کشورهایی‌ که‌ از تجاوزات‌ اسرائیل‌ حمایت‌ می‌کنند، به‌ کار گیرند تا در برابر این‌ تجاوزات‌- که‌ انسان‌ را به‌ یاد قرون‌ وسطا‌ می‌اندازد- موضعی‌ قاطع‌ اتخاذ کنند. اما با کمال‌ تأسف‌ شاهدیم‌ که‌ چنین‌ امری‌ محقق‌ نشده‌ است؛ حتی‌ اتحاد شوروی‌ که‌ تصور می‌شد موضعی‌ قاطع‌ در برابر اسرائیل‌ اتخاذ کند، در بیانیه‌ اخیر خود هیچ‌ ضمانت‌ یا راهکار اجرایی‌ برای‌ عقب‌نشینی‌ اسرائیل‌ ذکر نکرده‌ است. از این رو، اعلام‌ می‌کنیم‌ که‌ جز لبنان، همگان‌ در این‌ زمینه‌ مسئول‌اند، زیرا حکومت‌ قانونی‌ لبنان‌ در حال‌ حاضر ابزاری‌ در اختیار ندارد. آنچه‌ از دولت‌ لبنان‌ می‌خواهیم‌ این‌ است‌ که‌ با فراخوان‌ شورای‌ امنیت‌ و طرح‌ مسئله‌ در آن، مسئولیت‌ جهانیان‌ را به‌ آنان‌ یادآوری‌ کند، تا زمانی‌ که‌ نیروهای‌ بازدارنده‌ از لیطانی‌ عبور کنند، زیرا اسرائیل‌ اعلام‌ کرده‌ که‌ با نیروهای‌ بازدارنده‌ درگیر نخواهد شد. اکنون‌ لبنان‌ که‌ همواره‌ در خدمت‌ جهان‌ بوده‌ و در تمدن‌ جهانی‌ مشارکت‌ داشته و‌ نمونه‌ای‌ بارز از حکومت‌های‌ پایبند به‌ قوانین‌ سازمان‌ ملل‌ متحد بوده‌ است، وظیفه‌ دارد که‌ مسئولیت‌ و وظیفه‌ کشورهای‌ جهان‌ را به‌ آنان‌ گوشزد کند.»

در ادامه‌ امام‌ صدر در پاسخ‌ به‌ پرسشی‌ تصریح‌ کرد: «بی‌تردید، اگر بدون‌ فراهم‌‌کردن‌ مقدمات‌ لازم‌ به‌ شورای‌ امنیت‌ شکایت‌ کنیم، به‌ نتیجه‌ نخواهیم‌ رسید. از این رو، کشورهای‌ عربی‌ وظیفه‌ دارند که‌ در وهله‌ اول‌ کشورهای‌ بزرگ‌ را تحت‌ فشار قرار دهند. از طرفی، شورای‌ امنیت‌ اگر نتواند از طریق‌ دیپلماتیک‌ ما را یاری‌ کند، دست‌ کم‌ در بُعد سیاسی‌ و تبلیغاتی‌ می‌تواند یاور ما باشد. به‌ عقیده من‌، اختلاف‌ میان‌ بزرگان‌ اگر در برابر هرچیز مانع‌ ایجاد کند، از اهمیت‌ مسئله‌ وطن‌ چیزی کم نمی‌کند و آنگاه‌ که‌ شورای‌ امنیت‌ دریابد که‌ بخشی‌ از این‌ وطن‌ عظیم‌ تهدید شده، بی‌گمان‌ تصمیمی‌ قاطع‌ اتخاذ خواهد کرد، به‌ویژه‌ هنگامی‌ که‌ روند اشغالگری، به‌ کوچ‌ اجباری‌ و مهاجرت‌ دسته‌جمعی‌ منجر شود که‌ امنیت‌ را تهدید می‌کند.

در اینجا از فرصت‌ استفاده‌ می‌کنم‌ و بر این‌ نکته‌ تأکید می‌کنم که‌ جهانیان از سکوت‌ و خویشتن‌داری‌ لبنان‌ سوءاستفاده‌ نکنند، زیرا‌ لبنانیان‌ و اهالی‌ جنوب‌ اگر احساس‌ کنند که‌ جهانیان‌ به‌ آنان‌ بی‌توجهی‌ و بر ضد آن‌ها توطئه‌چینی‌ می‌کنند، چنان‌که‌ اکنون‌ شاهدیم‌، چه‌ بسا دست‌ به‌ اقداماتی‌ بزنند که‌ امنیت‌ جهان‌ را تهدید کند و برای‌ همگان‌ مشکل‌ساز ‌شود. تاریخ‌ پیش‌ روی‌ ماست‌ و نشان‌ می‌دهد که‌ نادیده‌‌گرفتن‌ حقوق‌ هر‌ ملت‌، هرچند هم‌ که‌ نجیب‌ و خویشتن‌دار باشند، تهدیدی‌ بر امنیت‌ منطقه‌ و حتی‌ امنیت‌ قدرت‌های‌ بزرگ‌ بوده‌ است.»

پذیرفتنی نیست!

امام‌ در پاسخ‌ به‌ پرسشی‌ دیگر گفت: «اسرائیل‌ ما را عادت‌ داده‌ که‌ عقب‌نشینی‌ نکند و کوتاه‌ نیاید.

سند شماره 17-03-78

موضوع: گفت‌وگوی‌ رادیویی‌ - جهانیان از سکوت و خویشتن‌داری لبنان سوء‌استفاده نکنند

مکان و تاریخ: مونت‌‌ کارلو، 16/3/1978

مناسبت: دو روز پس‌ از آغاز لشکرکشی‌ اسرائیل‌ به‌ جنوب، امام‌ صدر گفت‌وگویی‌ با رادیو مونت‌ کارلو انجام‌ داد.

منبع: آرشیو مجلس‌ اعلای‌ شیعیان‌؛ روزنامه‌ النهار، ‌16/3/1978

متن

لبنان هزینه اشتباهات دیگران را می پردازد

امام‌ موسی‌ صدر در گفت‌وگو با رادیو مونت‌کارلو تصریح‌ کرد: «آنچه‌ در جنوب‌ اتفاق‌ افتاد، دور از انتظار نبود. لبنان‌ سال‌هاست‌ که‌ بهای‌ سنگین‌ اشتباهات‌ دیگران‌ را می‌پردازد و امیدواریم‌ که ناچار نشود بخشی‌ از وجود خود یا همه‌ آن‌ را به‌ سبب خطاهای‌ دیگران‌ هزینه‌ کند. بی‌تردید، مسئولیت‌ این‌ تجاوزات‌ در وهله‌ اول‌ بر عهده‌ اسرائیل‌ و حامیان‌ و مدافعان‌ اوست. اسرائیل‌ مدعی‌ است‌ که‌ امنیتش‌ را‌ اعضای‌ مقاومت‌ فلسطین تهدید می‌کنند‌ که‌ در جنوب‌ لبنان مستقرند و به‌ این‌ بهانه‌ می‌خواهد که این‌ تهدید امنیتی‌ مستمر را پایان‌ دهد. اما چنان‌که‌ دولت‌ لبنان‌ بارها در مجامع‌ بین‌المللی‌ اعلام‌ کرده‌، مسئولیت‌ حضور فلسطینیان‌ در لبنان‌ بر عهده‌ اسرائیل‌ است، زیرا این‌ رژیم‌ فلسطینیان را از سرزمینشان‌ بیرون‌ رانده‌ و بیست‌ سال از گفت‌وگوی‌ مسالمت‌آمیز و بازگرداندن‌ حقوق‌ فلسطینیان‌ سر باز زده و آنان‌ را به‌ اقدامات‌ مسلحانه‌ وادار کرده است. پس‌ از کنفرانس‌های‌ ریاض‌ و قاهره، دولت‌ لبنان‌ در زمان‌ ریاست‌جمهوری‌ الیاس‌ سرکیس‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسید که‌ از نیروهای‌ بازدارنده‌ عربی‌ یاری‌ بخواهد و این‌ نیروها در همه‌‌جای‌ لبنان‌ مستقر شوند. اما اسرائیل‌ با ورود این‌ نیروها به‌ جنوب‌ مخالفت‌ کرد و پیش‌ از آن‌ نیز با استقرار نیروهای‌ حافظ‌ صلح‌ بین‌المللی‌ در مرزها مخالفت‌ کرده‌ بود. از طرفی، در مذاکراتی‌ که‌ برخی گروه‌ها درباره‌ اجرای‌ پیمان‌ شتورا انجام‌ دادند، اسرائیل‌ با استقرار ارتش‌ لبنان‌ در مرزها نیز مخالفت‌ و شرط‌هایی‌ تعیین‌ کرد. بنابراین، مسئولیت‌ ادامه‌ هرج‌ و مرج‌ و غیاب نیروهای‌ حکومتی‌ لبنان‌ در جنوب‌ بر عهده‌ اسرائیل‌ است. چگونه‌ ممکن‌ است‌ لبنان‌ و لبنانیان‌ و اهالی جنوب‌ را در این‌ زمینه‌ مقصر بدانیم؟ این‌ عین‌ ظلم‌ است.»

فرصتی برای تعارف و تعلل نمانده است

امام‌ در ادامه‌ افزود: «به‌ عقیده‌ من‌ دیگر فرصتی‌ برای‌ تعارف‌ و چانه‌زنی‌ نمانده‌ است‌ و باید بگوییم‌ که‌ همگان‌ به‌ یک‌ اندازه‌ مسئول‌ و مقصرند. بی‌گمان‌ در دوره‌ اخیر، بهترین‌ فرصت‌ برای‌ برقراری‌ صلح‌ به‌ اسرائیل‌ داده‌ شده‌ و اعراب‌ دیگر نمی‌توانند بیش‌ از این‌ امتیاز بدهند. اما باز هم‌ اسرائیل وجود وطنی مشخص‌ برای‌ فلسطینیان‌ را انکار می‌کند و می‌خواهد قطعنامه ‌242 را به‌گونه‌ای‌ تفسیر کند که‌ عقب‌نشینی‌ از کرانه‌ باختری‌ و نوار غزه‌ را شامل‌ نشود، که این رفتار موجب ناخشنودی امریکا شده است. بدین‌ترتیب،‌ اسرائیل‌ است‌ که‌ اعراب‌ را خلع سلاح کرده و آنان‌ را به‌ ناامیدی‌ مطلق‌ دچار کرده‌ است. شکی‌ نیست‌ که‌ در اوضاع فعلی‌ و با توجه‌ به‌ تیرگی‌ روابط، مقاومت‌ فلسطین‌ هم‌ چاره‌ای‌ ندارد‌ جز