وضعیت‌ جهان‌ عرب‌ این‌‌گونه‌ است‌ و در عرصه‌ بین‌المللی‌ نیز منابع‌ مطلع‌ در سازمان‌ آزادی‌بخش‌ فلسطین‌ معتقدند که‌ در صورت‌ حمله‌ اسرائیل‌ به‌ جنوب‌ لبنان‌ و فلسطینیان‌ مقیم‌ این‌ منطقه، مسکو ساکت‌ نخواهد ماند، زیرا حمله‌ اسرائیل‌ تهدیدی‌ برای‌ سوریه‌ است؛ کشوری‌ که‌ نیروهای‌ آن‌ بخش‌ اعظم‌ نیروی‌ بازدارنده‌ عربی‌ را تشکیل‌ می‌دهد.

منابع‌ دیگری‌ در جنبش‌ ملی‌ لبنان‌ باخبر شده‌اند که‌ اسرائیل‌ برای‌ وارد آوردن‌ ضربه‌ نظامی‌ آمادگی‌ دارد. این‌ همه‌ در اوضاعی است‌ که‌ اهالی‌ جنوب‌ همچنان‌ سرگشته‌اند و از یک سو، به‌ سبب‌ گرایش‌های‌ ملی‌ و پایبندی‌ به‌ دو قضیه‌ لبنان‌ و فلسطین، صبر و شکیبایی‌ پیشه‌ می‌کنند و از سوی‌ دیگر، زخم‌ خون‌چکانی‌ در پیکر دارند که‌ صبر آنان‌ را لبریز می‌کند و طاقتشان‌ را به‌ انتها می‌رساند؛ جراحت‌ها و محنت‌هایی‌ که‌ علل‌ پیدایش‌ آن‌ها فقط به‌ لبنان‌ و فلسطین‌ محدود نمی‌شود، بلکه‌ به‌ عقیده‌ برخی‌ آگاهان، نقشه‌ها و طرح‌هایی‌ فراتر از لبنان‌ و فلسطین‌ علل‌ پدید‌آمدن‌ آن‌ها بوده است.

در این‌ میان،‌ اهالی‌ جنوب‌ که‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ امنیت‌ و ثبات‌ تلاش‌ می‌کنند، در برابر عقیده‌ و روش‌ جبهه‌ لبنان مبنی‌ بر «لزوم‌ بیرون‌راندن‌ همه‌ فلسطینیان‌ از جنوب»، زبان‌ به‌ انتقاد و سرزنش‌ می‌گشایند. اینجاست‌ که‌ جنوبیان‌،‌ حتی‌ آن‌هایی‌ که‌ به‌ سیاست‌ توجه‌ ندارند، خود را باز می‌یابند و به‌ یاری‌ فلسطینی‌ها می‌شتابند، حتی‌ اگر این‌ کار با منافع‌ لبنان‌ در تعارض‌ باشد، زیرا‌ به‌ تعبیر حسین‌ الحسینی‌، نماینده‌ شیعه‌ پارلمان، هرگونه‌ موضع‌گیری‌ علیه‌ فلسطینیان، نوعی‌ خدمت‌ به‌ اسرائیل‌ و نقشه‌های‌ اسرائیلی‌ به‌ شمار می‌آید و شیعیان‌ هرگز چنین‌ موضعی اتخاذ نخواهند کرد. شیعیان می‌دانند که‌ هدف‌ اسرائیل، ایجاد برخورد مسلحانه‌ میان‌ فلسطینیان‌ و شیعیان‌ جنوب‌ است‌ تا در جهان‌ چنین‌ تبلیغ‌ کند که‌ فلسطینیان، فقط با اسرائیل‌ مخالف‌ نیستند، بلکه‌ با مسلمانان‌ نیز اختلاف‌ دارند و از این رو،‌ تشکیل‌ دولت‌ مستقل‌ فلسطینی‌ در کرانه‌ باختری‌ و نوار غزه‌ پذیرفتنی‌ نیست.

شیعیان‌ که‌ شهدای‌ بسیاری‌ در راه‌ حق‌ تقدیم‌ کرده‌اند، نمی‌تواند بپذیرد که‌ شیعیان‌ در مقابل‌ ملت‌ فلسطین‌، که‌ حقوقشان‌ پایمال‌ شده‌، صف‌آرایی‌ کنند، یا بر ضد‌ مسئله فلسطین‌ اقدامی‌ انجام‌ دهند. اما در مقابل، نباید اقدامات‌ و رفتارهای‌ ناشایستی‌ بر ضد‌ شیعیان‌ در جنوب‌ صورت‌ گیرد و سازمان‌ آزادی‌بخش‌ فلسطین‌ وظیفه‌ دارد که‌ از وقوع‌ درگیری‌ ممانعت‌ کند و روش‌ این‌ کار آن‌ است‌ که‌ تمامی‌ فلسطینی‌هایی‌ را که‌ از چارچوب‌ تصمیمات‌ رهبران‌ خود تخطی‌ کرده‌ و رفتارهای‌ ناشایست‌ انجام‌ داده‌اند، با قدرت‌ و قاطعیت‌ سرکوب‌ کند.

عرفات‌ همان‌ شب‌ به‌‌سرعت‌ اعضای‌ کمیته‌ مرکزی‌ جنبش‌ فتح‌ را به‌ برگزاری‌ نشست‌ اضطراری‌ فراخواند و با رهبران‌ دیگر گروه‌های‌ فلسطینی‌ تماس‌ گرفت‌ تا هرچه‌ سریع‌تر از هرگونه‌ قانون‌شکنی کسانی‌ که‌ تخلف‌ و اعمال‌ ناشایست‌ آنان‌ در جنوب‌ به‌ اثبات‌ رسیده، جلوگیری و آنان را دستگیر کنند.

عرفات‌ در آن‌ شب‌ با ارسال‌ نامه‌هایی‌ خطاب‌ به‌ پادشاهان‌ و رؤ‌سای‌ جمهور کشورهای‌ عربی، اقدام‌ خود را تکمیل‌ کرد. یکی‌ از آن‌ نامه‌ها، که‌ به‌ سفرای‌ کشورهای‌ عربی‌ در بیروت‌ تسلیم‌ شد، نوشته‌ای‌ بود که‌ نزار عمار، فرستاده‌ اختصاصی‌ یاسر عرفات،‌ آن‌ را به‌ الیاس‌ سرکیس،‌ رئیس‌جمهور لبنان،‌ تسلیم‌ کرد. عرفات‌ در آن‌ نامه‌ ضمن‌ تشریح‌ وضعیت‌ فلسطین‌ و خطرهایی‌ که‌ از جانب‌ کشورهای‌ خارجی‌ فلسطینیان‌ را تهدید می‌کند، حمایت‌ از مسئله فلسطین‌ و تنها نماینده‌ مشروع‌ و قانونی‌ آن‌ را خواستار شده‌ بود. نزار عمار پس‌ از دیدار با الیاس‌ سرکیس، گزارشی‌ از مذاکرات‌ انجام‌‌شده‌ با وی‌ را به‌ اطلاع‌ عرفات‌ رسانید و او نیز کمیته‌ای‌ متشکل‌ از برخی فرماندهان‌ مقاومت‌، و در رأس‌ آنان‌ ابوحسن‌ سلامه، مسئول‌ امور امنیتی‌ جنبش‌ فتح‌، را برای‌ پیگیری‌ مذاکرات‌ تعیین‌ کرد.

حمله نظامی اسرائیل و اهداف آن

ابوحسن‌ سلامه‌ در سخنانی‌ تصریح‌ کرد که‌ هدف‌ کنونی‌ مقاومت فلسطین، جلوگیری‌ از هرگونه‌ تجاوزی‌ است‌ که‌ برخی‌ عناصر برای‌ بحرانی‌‌کردن‌ اوضاع‌ لبنان‌ و بدنام‌‌کردن‌ مقاومت‌ فلسطین و ایجاد درگیری‌های‌ خونین‌ میان‌ اعضای‌ مقاومت‌ و ساکنان‌ جنوب‌ انجام‌ می‌دهند تا به‌ منافع‌ خود برسند. وی‌ در ادامه‌ خاطرنشان‌ کرد که‌ برای‌ جلوگیری‌ از تجاوزات، برنامه‌ای‌ تدوین‌ شده‌ و به‌زودی‌ او به‌ همراه‌ دیگر اعضای‌ کمیته‌ برای‌ اجرایی‌کردن‌ آن‌ برنامه‌ عازم‌ شهر صور خواهند شد و اگر اوضاع و احوال اقتضا کند، حتی‌ حکم‌ اعدام‌ افرادی‌ را که‌ از دستورات‌ افسران‌ سرپیچی‌ کنند، صادر خواهد کرد. وی،‌ در عین‌ حال،‌ اظهار داشت‌ که‌ جلوگیری‌ از تجاوزات‌ بسیار ساده‌ است.

سلامه‌ در ادامه‌ تصریح‌ کرد که‌ اسرائیل‌ ناگزیر خواهد بود که در جنوب‌ لبنان‌ به‌ اقدام‌ نظامی‌ دست‌ بزند و هدف‌ از این‌ کار نه‌ تنها از بین‌‌بردن‌ شمار بسیاری‌ از فلسطینیان، بلکه‌ وارد‌کردن‌ ضربه‌ نظامی‌ به‌ سوریه‌ است.

وی‌ افزود: برخی‌ از فرماندهان‌ مقاومت‌ معتقدند که‌ اسرائیل‌ پس‌ از پایان‌ نخستین‌ دور از مذاکرات‌ مصر با این‌ کشور، دست‌ به‌ چنین‌ اقدامی‌ نخواهد زد، زیرا حمله‌ به‌ جنوب، مصر را در موضع‌ دشواری‌ قرار می‌دهد. اما هرگاه‌ تعلیق‌ یا توقف‌ مذاکرات‌ را ضروری‌ ببیند، به جنوب‌ حمله‌ خواهد کرد تا مصر به‌ قطع‌ مذاکرات‌ با اسرائیل‌ وادار شود و چه‌ بسا، به‌‌ناچار و یا عمداً اقدامات‌ دیگری‌ نیز بر ضد‌ اسرائیل‌ انجام‌ دهد.

اقدامات امام در دمشق

در این‌ میان‌ کسی‌ که‌ بیش‌ از همه‌ به اوضاع‌ جنوب‌ توجه‌ و اهتمام‌ دارد، امام‌ صدر است، به‌ویژه‌ که‌ ایشان‌ برای‌ بازگرداندن‌ ثبات‌ و امنیت‌ به‌ جنوب، از سوی‌ گروه‌های‌ مردمی‌ شیعیان‌ به‌ شدت‌ تحت‌ فشار قرار دارند. از این رو، امام‌ صدر در اواخر ژانویه ‌1978 میلادی به‌ همراه‌ حسین‌ الحسینی،‌ نماینده‌ شیعه‌ پارلمان،‌ عازم‌ دمشق‌ شد و در آنجا با عبدالله الأحمر، معاون‌ دبیرکل، و عبدالله الأحمد، عضو هیئت مرکزی‌ حزب‌ بعث‌ عرب‌ سوسیالیست،‌ دیدار و گفت‌وگو کرد و این‌ نخستین‌ گفت‌وگوی‌ جدی‌ و صریح‌ میان‌ امام‌ و مسئولان‌ سوری‌ از مدت‌ها پیش‌ بوده‌ است.

امام‌ صدر از سوریه‌ خواسته‌ است‌ که‌ موضع‌ خود را در قبال‌ جنوب‌ بیان‌ کند، زیرا اوضاع‌ این‌ منطقه‌ از آغاز درگیری‌ها و بحرانی‌ قریب‌الوقوع‌ حکایت‌ دارد. پاسخ‌ دمشق‌ آن‌ است‌ که‌ اوضاع‌ جنوب به‌ وضع‌ همه منطقه‌ ارتباط‌ دارد و حل‌ بحران‌ جنوب‌ تا حد بسیاری‌ مستلزم‌ دستیابی‌ به‌ راه‌حلی‌ کلی‌ و فراگیر است.

امام‌ صدر با ابراز تعجب‌ از این‌ پاسخ‌ معتقد است‌ که‌ دمشق‌ با توجه‌ به‌ روابط‌ خوبی‌ که‌ اکنون‌ با مقاومت‌ فلسطین‌ دارد، می‌تواند بر فلسطینیان‌ فشار وارد کند تا ضمن‌ خودداری‌ از تکرار تجاوزات، به‌ اجرای‌ توافق‌نامه‌های‌ منعقدشده‌ میان‌ خود و دولت‌ لبنان‌ پایبند باشند، زیرا این‌ کار منافع‌ هر سه‌ طرف، یعنی‌ مقاومت و دولت‌ لبنان‌ و سوریه‌ را در بر خواهد داشت.

آقای الأحمر در پاسخ‌ به‌ اظهارات‌ امام‌ تصریح‌ کرد که‌ سوریه‌ به‌ هیچ‌ عنوان‌ نمی‌خواهد با مقاومت‌ فلسطین‌ درگیر شود، زیرا این‌ کار زیان‌های‌ بزرگی‌ برای‌ قومیت‌ عرب‌ در بر دارد. امام‌ توضیح‌ داد که‌ درگیرشدن‌ با مقاومت‌ مدنظر نبوده‌ و راهکار مناسبی‌ هم‌ نیست، بلکه‌ هدف‌ از آن‌ درخواست، وارد کردن‌ فشار بر مقاومت‌ برای‌ حفظ‌ منافع‌ والای‌ قومی‌ و جلوگیری‌ از خون‌ریزی‌ است.

در ادامه‌، امام‌ با ارائه‌ طرحی، حضور نیروهای‌ ویژه بین‌المللی‌ در مرزهای‌ جنوب‌ لبنان‌ را خواستار شد تا اسرائیل‌ نتواند به‌ بهانه‌ وجود نیروهای‌ مقاومت‌ فلسطین‌ در برخی‌ مناطق‌ جنوب‌ لبنان، به‌ این‌ منطقه‌ تجاوز کند. مطالب‌ پیش‌گفته‌ در جلسه‌ صبح‌ مطرح‌ شد، اما در جلسه‌ بعدازظهر که‌ با تفاهم‌ و هماهنگی‌ بیشتری‌ همراه‌ بود، مسئولان‌ سوری‌ متعهد شدند که‌ با برقراری‌ تماس‌های‌ متعدد با رهبران‌ مقاومت، از آنان‌ بخواهند که‌ اقدامات‌ لازم‌ را به منظور‌ جلوگیری‌ از وخامت‌ اوضاع‌ انجام‌ دهند.

هشدار امام به عرفات

امام‌ صدر پس‌ از بازگشت‌ از دمشق‌ با یاسر عرفات،‌ رئیس‌ کمیته‌ اجرایی‌ سازمان‌ آزادی‌بخش‌ فلسطین،‌ دیدار کرد و اوضاع‌ جنوب،‌ به‌ویژه‌ وضعیت‌ شیعیان‌ این‌ منطقه‌، را به‌ اطلاع‌ وی‌ رساند و خاطرنشان‌ کرد که‌ جلوگیری‌ از وقوع‌ هرگونه‌ برخورد و درگیری‌ میان‌ مقاومت‌ فلسطین‌ و شیعیان‌ جنوب‌ همواره‌ مدنظر بوده‌ است. امام‌ صدر خطاب‌ به‌ عرفات‌ گفت که برخی‌ کشورهای‌ بیگانه‌ و محافل‌ دور و نزدیک‌ در تلاش‌اند که شیعیان‌ را برای‌ اسلحه‌‌کشیدن‌ در برابر مقاومت فلسطین تحریک‌ کنند.

امام‌ به‌ عرفات‌ یادآور شد که‌ زمینه‌ برای‌ وقوع‌ چنین‌ درگیری‌هایی‌ مهیاست‌ و خود ایشان‌ تاکنون‌ بارها در برابر اقدامات‌ جناح‌های‌ مختلف‌ که‌ برای‌ تحریک‌ شیعیان‌ علیه‌ مقاومت فلسطین‌ صورت‌ می‌گیرد، ایستادگی‌ کرده‌ است‌ و در مقام رهبر

سند شماره 04-02-78

موضوع: تحلیل‌ مطبوعاتی‌ - درخواست‌ امام‌ صدر از سوریه‌ برای‌ واردکردن‌ فشار بر فلسطینیان‌ به‌ منظور جلوگیری‌ از قانون‌شکنی‌ها و هشدار به‌ عرفات‌ مبنی‌ بر احتمال‌ وقوع‌ درگیری‌های‌ شدید

مکان و تاریخ: دمشق‌ و بیروت، ‌4/2/1978

مناسبت: در پی‌ تشدید بحران‌ در جنوب‌ میان‌ فلسطینیان‌ و اهالی‌ جنوب‌ لبنان‌ که‌ براثر قانون‌شکنی‌های‌ برخی‌ از عناصر عضو مقاومت‌ فلسطین‌ پدید آمده‌ بود، امام‌ صدر در گفت‌وگوهای خود با عرفات‌ و با مسئولان در سوریه‌ تلاش‌ می‌کرد که از وقوع‌ درگیری‌ میان‌ اهالی‌ جنوب‌ و مقاومت‌ فلسطین‌ جلوگیری‌ کند.

منبع: روزنامه‌ النهار عربی‌ و بین‌ المللی، ‌4/2/1978

متن

مقدمه به قلم نبیل ناصر:

آنچه در جنوب لبنان رخ می دهد، خطری بزرگ و هشداری بر وقوع نبردی عظیم است و این حقیقتی است که شماری از شخصیت های سیاسی لبنان، و در رأس آن ها امام موسی صدر، رئیس مجلس اعلای شیعیان، و صائب سلام، نخست وزیر سابق لبنان، بر آن اتفاق نظر دارند. حتی برخی از رهبران احزاب و نیروهای ملی و تحول خواه و شماری از فرماندهان مقاومت فلسطین نیز بدان اذعان دارند و از آن ابراز نگرانی کرده اند. الیاس سرکیس، رئیس جمهور لبنان ، نیز هنگام حضور ابوایاد، عضو کمیته مرکزی جنبش فتح، در کاخ ریاست ‌‌جمهوری واقع در بعبدا، در سی ام ژانوایه گذشته، درباره موضوع جنوب با وی تبادل نظر کرده بود. آقای کمیل شمعون نیز این مسئله را هفته گذشته با رئیس جمهور در میان گذاشته بود. به راستی، حقیقت مسئله جنوب چیست که مناقشات بسیاری را برانگیخته و مردم و مسئولان لبنانی، فلسطینی و سوری را نگران کرده؟

پس از دیدار

حقیقت‌ آن‌ است‌ که‌ به‌تازگی‌ در پی‌ سفر انور سادات‌ به‌ اسرائیل، نگاه‌ها به‌ سمت‌ جنوب‌ لبنان‌ معطوف‌ شده‌ است، زیرا این‌ منطقه‌ تنها عرصه‌ مناسبی‌ است‌ که‌ در صورت‌ گسترش‌ شکاف‌ و اختلاف‌ میان‌ کشورهای‌ خواهان‌ صلح‌ با اسرائیل‌ و کشورهای‌ جبهه پایداری، می‌توان‌ در آنجا به‌ هر اقدامی‌ بر ضد‌ مقاومت‌ فلسطین‌ و دولت‌ سوریه‌ دست‌ زد. به‌ عبارت‌ دیگر، در صورتی‌ که‌ روابط‌ میان‌ دو گروه‌ مذکور قطع‌ شود، اسرائیل‌ اقدامات‌ تلافی‌جویانه‌ بر ضد فلسطینیان‌ را در جنوب‌ لبنان‌ آغاز خواهد کرد و با اقدام‌ علیه‌ نیروهای‌ سوری‌ حاضر در خاک‌ لبنان، تلاش‌ خواهد کرد که‌ سوریه‌ را به‌ جنگی‌ تمام‌ عیار وارد کند.

بسیاری‌ از جریان‌های‌ لبنانی‌ و غیرلبنانی‌ با مطرح کردن قانون‌شکنی‌ها و تجاوزات‌ افراد، جمعیت‌ها یا سازمان‌های‌ مختلفی در جنوب‌ لبنان‌، در صدد جلب‌ توجه‌ افکار عمومی‌ به‌ اوضاع‌ جنوب‌ بوده‌اند. این‌ تجاوزها گاهی‌ حتی‌ به‌ درگیری‌ مسلحانه‌ میان‌ گروه‌های‌ مختلف‌ در داخل‌ شهرهای‌ صور و صیدا منجر شده‌ است‌ و در پی‌ آن،‌ اهالی‌ صیدا با اعتصاب‌ عمومی، خروج‌ نیروها و سازمان‌های‌ مسلح‌ و حضور قاطعانه‌ دولت‌ لبنان‌ را در منطقه‌ خواستار شده‌اند.

به‌مثابه شیوه‌ای‌ اجرایی‌ به‌ کار گرفته‌ شود. این پیشنهاد از این‌ قرار است‌ که‌ همه نمایندگان‌ سابق‌ پارلمان‌ که‌ در دوره‌ای‌ عضو پارلمان‌ بوده‌اند و در واقع،‌ نمایندگی‌ بخش‌ عمده‌ای‌ از ملت‌ را برعهده‌ داشته‌اند، به‌ نمایندگان‌ فعلی‌ اضافه‌ شوند، زیرا قانون‌ برای‌ آنان‌ حقوق‌ ماهانه‌ درنظر گرفته‌ است. پس‌ آنان‌ نیز در زمان‌ ممکن‌نبودن برگزاری‌ انتخابات‌ باید نمایندگی‌ ملت‌ را برعهده‌ گیرند تا در مقابل‌ حق‌ خود، تکلیفی‌ نیز ادا کنند.

ما شیوه‌ای‌ مشابه‌ را به‌ صورت‌ محدود در منطقه‌ بقاع‌ به‌ اجرا گذاردیم. در آن‌ هنگام‌ که‌ وقایع‌ ناگوار در اوج‌ خود بود و همه‌جا سخن‌ از «ادارات‌ محلی» و «دولت‌ در سایه» و دیگر شعارها به‌ گوش‌ می‌رسید، شورایی‌ ملی‌ برای‌ بازسازی‌ و حمایت‌ از نهادهای‌ حکومتی‌ تشکیل‌ شد که‌ نمایندگان‌ فعلی‌ و پیشین‌ عضو آن‌ بودند. با وجود مشکلاتی‌ که‌ در اجرای‌ این‌ پیشنهاد وجود دارد، برای‌ خروج‌ از بن‌بست‌ راه‌ مناسبی‌ خواهد بود.

رئیس‌جمهور به منظور‌ وفاق‌ ملی‌ حفظ‌ کنیم، به‌ویژه‌ آنکه‌ افکار عمومی‌ اکنون‌ بیش‌ از هر زمان‌ دیگری‌ نیازمند آن‌ است‌ که‌ مستقیماً‌ نظر خود را ابراز کند.

محافل رسمی و غیررسمی مخالفت خود را با طرح اسکان دائم فلسطینیان اعلام کرده اند. به عقیده شما راه حل مسئله حضور فلسطینیان در لبنان کدام است:

1. اجرای توافق نامه های منعقدشده میان دولت و مقاومت فلسطین (پیمان های قاهره، ملکارت و شتورا و ریاض)؛

2. پایان ‌‌دادن به حضور مسلحانه فلسطینیان ؛

3. تقسیم پناهندگان فلسطینی در کشورهای عربی، باتوجه به مساحت و امکانات هریک از آن ها تا زمان حل نهایی بحران در منطقه و قضیه فلسطین.

در این‌ مورد نیز باید دو راه‌حل‌ مورد توجه‌ قرار گیرد: یکی‌ راه‌حل‌ اساسی‌ که‌ همان بازگشت‌ فلسطینیان‌ به‌ میهن‌ خود یا به‌ تعبیر دقیق‌تر، اعطای‌ تابعیت‌ فلسطینی‌ به‌ فلسطینیان‌ و ایجاد وطنی‌ برای‌ آنان است. اما راه‌حل‌ دوم‌ عبارت‌ است‌ از همکاری‌ کامل‌ برای‌ گسترش‌ حاکمیت‌ قانونی‌ دولت‌ لبنان‌ بر سراسر خاک‌ کشور. راه‌حل‌های‌ دیگر همگی‌ یا بر فرض‌ و گمان‌ و رؤیا‌ استوارند و یا واکنش‌های‌ لحظه‌ای‌ به‌شمار می‌آیند.

اگر طرف های لبنانی درخصوص مسئله حضور فلسطینیان در لبنان به توافق نرسند، به نظر شما راه حل خروج از این بن بست چه خواهد بود؟

1. برگزاری همه پرسی در این باره با نظارت سازمان ملل و اتحادیه عرب ؛

2. استفاده از شیوه تمرکززدایی در اداره کشور، به گونه ای که وحدت ملت و تمامیت ارضی لبنان را خدشه دار نکند.

نیازی‌ به‌ مطرح‌کردن‌ این‌ گمانه‌ها وجود ندارد. اگر لبنانیان‌ در کنار هم‌ قرار گیرند، در نگرش و اراده‌ و ابزار اجرایی‌ کمبودی‌ نخواهند داشت. همچنین،‌ نباید برای‌ وفاق‌ ملی پیش‌شرط‌های‌ داخلی‌ یا خارجی‌ مطرح‌ شود، زیرا وفاق‌ در میان‌ مردم‌ خواهد بود. شرط‌ها معمولاً‌ از دل‌ نگرش‌ استراتژیک‌ بیرون‌ می‌آید و این‌ نگرش‌ بدون‌ رسیدن‌ به‌ توافق‌ پدید نخواهد آمد و توافق‌ و اتفاق‌نظر نیز نتیجه‌ وفاق‌ ملی‌ است.

پیش از این ، نمایندگان پارلمان دوره نمایندگی خود را دو سال تمدید کرده اند. طرح دیگری هم در دست تصویب است که دو سال دیگر نیز بر این مدت اضافه شود. آیا با این رویکرد موافقید و آن را در اوضاع کنونی موجه می دانید؟ و آیا این کار با روح دموکراسی مطابقت دارد؟

در این‌ خصوص‌ عده‌ای‌ معتقدند که‌ این‌ شیوه بدترین‌ راه‌حل‌ ممکن و در عین‌ حال‌، تنها راه‌حل‌ موجود است. اکنون‌ پارلمان‌ دوره‌ خود را یک‌ بار دیگر نیز تمدید کرده‌ است‌ و اگر راه‌حل‌ دیگری‌ وجود نداشته‌ باشد، بحث‌ و جدل‌ نیز در این‌‌باره‌ جایی‌ ندارد. اما من‌ شیوه‌ دیگری‌ را پیشنهاد می‌کنم‌ که‌ شاید مناسب‌ و اجرایی است و روش‌ فراگیرتری‌ برای‌ تعیین‌ نمایندگان‌ ملت‌ به‌ شمار می‌آید. این راه‌حل‌ عبارت‌ است‌ از موافقت‌ پارلمان‌ با برگزاری‌ همه‌پرسی، به‌ شیوه‌ای‌ که‌ در پرسش‌ ششم‌ مطرح‌ شد، به‌ منظور دستیابی‌ به‌ راه‌حل‌ موقت، تا زمانی‌ که‌ اجرای‌ انتخابات‌ ممکن‌ نباشد. در صورت‌ موافقت‌ مردم‌ با پیشنهاد مطرح‌شده‌ در همه‌پرسی، این‌ پیشنهاد

آن ها استوار شود و مورد اتفاق همه طرف های لبنانی قرار دارد، کدام است؟

به‌ نظر من‌ هنگامی‌ که‌ در پی‌ یافتن‌ مبنا و معیاری‌ برای‌ وفاقیم، باید دو مرحله‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ وفاق‌ درنظر بگیریم: نخست، از بین‌ بردن‌ ناآرامی‌ها و آثار برجامانده‌ از جنگ‌ داخلی، کاستن‌ از خشونت‌ها و جلوگیری‌ از تلاش‌ رهبران‌ جناح‌ها برای‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ جناحی و در نهایت،‌ بازگرداندن‌ افکار، منافع‌ و احساسات و عقل و روان‌ به‌ روند طبیعی. در این‌ روش‌ باید به‌ انگیزه‌ها و تحریکاتی نیز‌ که‌ از بیرون‌ به‌ داخل‌ کشور نفوذ می‌کند، توجه‌ شود.

اما مرحله‌ دوم‌ آن‌ است‌ که‌ به‌ یاد آوریم‌ تصویر صحیح‌ از جامعه‌ لبنان‌ که‌ با آمال‌ و اندیشه‌ و تاریخ‌ لبنانیان‌ و با تنوع‌ آرا و احساسات‌ آنان‌ متناسب‌ باشد، تصویری‌ است‌ که‌ از تجربیات‌ پویای‌ جهانی‌ و تاریخ‌ و جغرافیای‌ وطن‌ بهره‌ گیرد. از طرفی، این‌ سرزمین کشور بزرگان‌ است. اگر هم‌وطنان ما در لاک خود فرو روند، در زندان‌ وطن‌ خواهند مرد. این‌ سرزمین‌ از فرزندان‌ خود کوچک‌تر است. از این رو، به‌ عرصه‌های‌ وسیع‌تر نیاز دارند تا بتوانند دستاوردها و لیاقت‌های‌ خود را بروز دهند. پس‌ منطق‌ آنان‌ با منطق‌ استعمار تفاوت‌ دارد. اصول‌ و مبانی‌ جهانی‌ برای‌ ساختن‌ جامعه‌ و تجربیات‌ پویا نزد ما وجود دارد و تاریخ‌ این‌ کشور نیز بر همگان‌ آشکار است. پس‌ تنها چیزی‌ که‌ به‌ آن‌ نیاز داریم، گفت‌وگوی‌ آرام، بی‌طرفانه‌ و سازنده‌ است.

آیا به نظر شما میثاق ملی سال 1943 میلادی در گذر زمان بی اثر شده است، یا اینکه هنوز ممکن است نقطه آغاز مناسبی برای وفاق ملی باشد؟

در واقع‌، میثاق‌ ملی‌ سال ‌1943 میلادی بیش‌ از آنکه‌ میثاق باشد، اعلام‌ آتش‌بس‌ است. ترجمان‌ همزیستی‌ چندصد‌ساله‌ میان‌ لبنانیان‌ است، نه‌ روشی‌ اجرایی. آن‌ میثاق‌ دربردارنده‌ اراده‌ همه‌ لبنانیان‌ پاک‌طینت‌ برای‌ همزیستی‌ بود، تا در ادامه‌ بتوانند میثاقی‌ تنظیم‌ کنند که‌ در آن‌ تکالیف‌ و حقوق‌ هرکس‌ در قبال‌ دیگران‌ و در قبال‌ میهن‌ مشخص‌ شده‌ باشد؛ امری‌ که‌ تا کنون‌ محقق‌ نشده‌ و به‌ تعویق‌ افتاده‌ است. آن‌ میثاق‌ هنوز هم‌ ممکن است دروازه‌ رسیدن‌ به‌ میثاق‌ حقیقی‌ و دستیابی‌ به‌ شیوه‌ مطلوب‌ باشد و یا بنابر آنچه‌ در سؤ‌ال‌ ذکر شده، نقطه‌ آغازی‌ برای‌ وفاق‌ ملی‌ باشد.

به نظر شما کدام یک از گزینه های ذیل حق تعیین سرنوشت و آینده لبنان را دارد؟

1. نمایندگان پارلمان ؛

2. احزاب ؛

3. تشکل های برآمده از جنگ دوساله ؛

4. رهبران مذاهب مختلف ؛

5. تمامی لبنانیان از طریق همه پرسی.

من‌ گزینه‌ آخر را ترجیح‌ می‌دهم: همه‌پرسی‌ مصوب‌ در پارلمان، یعنی‌ پارلمان‌ قانونی‌ تصویب‌ کند و با تغییر قانون‌ اساسی، همه‌پرسی‌ را در آن‌ وارد کند. اما درمورد گزینه‌های‌ دیگر باید بگویم‌ که‌ تحولات‌ سریع‌ سال‌های‌ اخیر نشان‌ داد که‌ گزینه‌ نخست‌ (نمایندگان‌ پارلمان) برای‌ این‌ امر مناسب‌ نیست. احزاب‌ هم‌ با وجودی‌ که‌ تا حدودی‌ نماینده‌ اقشار مردم‌ به‌ شمار می‌آیند، بخش‌های‌ قابل‌ توجهی‌ از مردم‌ خارج‌ از آن‌ها قرار می‌گیرند. این‌ اشکال‌ در مورد گزینه‌ سوم‌ نیز به‌طور جدی‌ وجود دارد.

رهبران‌ مذاهب نیز جلوه‌ای‌ از روابط‌ اجتماعی‌اند که‌ با روابط‌ حقوقی‌ و مدنی‌ تفاوت‌ دارد. از این رو، باید همه‌پرسی‌ را به‌مثابه نیرویی‌ برای‌ حمایت‌ از اقدامات‌

سند شماره 31-01-78

موضوع: مصاحبه‌ مطبوعاتی‌ - وفاق‌ ملی، مانعی‌ در برابر فروپاشی

مکان و تاریخ: بیروت‌

مناسبت: روزنامه النهار با طرح‌ نُه‌ پرسش، دیدگاه‌ مخاطبان‌ را در خصوص‌ وفاق‌ ملی‌ خواستار شد و باب‌ گفت‌وگوی‌ ملی‌ را در این‌ روزنامه‌ گشود. این‌ پرسش‌ها برای‌ شخصیت‌ها و فعالان‌ عرصه‌های‌ سیاسی، دینی، اقتصادی‌ و اجتماعی‌ ارسال‌ شد. از جمله‌ کسانی‌ که‌ این‌ پرسش‌ها برای‌ آنان‌ ارسال‌ شد، امام‌ موسی‌ صدر بود که‌ کتبی به‌ آن‌ها پاسخ‌ دادند.

منبع: روزنامه‌ النهار، 31/1/1978

متن

در کوتاه مدت و بلندمدت، چه آینده ای را برای لبنان پیش بینی می کنید؟

حقیقت‌ آن‌ است‌ که‌ نبرد جاری‌ در عرصه‌ لبنان، فقط به‌ ابعاد منطقه‌ای‌ یا حتی‌ نبرد اعراب‌ و اسرائیل‌ و یا اختلافات‌ میان‌ کشورهای‌ عربی‌ محدود نمی‌شود، بلکه‌ امروزه‌ حتی‌ از نبرد و کشمکش‌ میان‌ ابرقدرت‌ها نیز تأثیر می‌پذیرد. از این رو، تعیین‌ چشم‌انداز دور و نزدیک‌ بسیار دشوار به‌ نظر می‌رسد. البته‌، همه‌ این‌ها در صورتی‌ صحیح‌ است‌ که‌ اوضاع‌ لبنان‌ به‌ همین‌ صورت‌ باقی‌ بماند و اراده‌ متحد در لبنان‌ پدید نیاید و به‌ عبارت‌ دیگر، به‌ سبب‌ ادامه‌ اختلافات‌ موجود، لبنان‌ همچنان‌ به جایگاه واقعی خود دست نیابد. اما اگر وفاق‌ ملی‌ پدید آید و اراده‌ و بینش‌ لبنانی‌ در عرصه‌ وارد شود، آینده‌ای‌ درخشان‌ در انتظار لبنانیان‌ خواهد بود. نباید جبرگرا باشیم، زیرا نه‌ تاریخ‌ جبری‌بودن ما‌ را می‌پذیرد و نه‌ ایمانِ‌ برخاسته‌ از عقل‌ و قلب‌ سلیم‌ چنین‌ اجازه‌ای‌ به‌ ما می‌دهد.

آیا در سال جاری (1978 میلادی) وفاق ملی پدید خواهد آمد؟

بله، وفاق‌ در این‌ سال‌ آغاز خواهد شد، زیرا در غیر این‌ صورت‌، کشور به‌ فروپاشی‌ خواهد رسید؛ به‌‌ویژه‌ حاکمیت‌ دولت، وحدت‌ و معادلات‌ منطقه‌ای‌ به‌ هم‌ خواهد خورد. این‌ عوامل‌ که‌ در معرض‌ تهدید قرار دارند، آغاز وفاق‌ را نوید می‌دهند. ضمناً‌، باید عامل‌ دیگری‌ هم را به‌ آن‌ بیفزاییم و آن‌ عبارت‌ است‌ از مردم‌ که‌ سقوط‌ کشور را نمی‌پذیرند.

به نظر شما روند وفاق ملی با هریک از مقوله های زیر چه ارتباطی دارد؟

1. حل بحران منطقه؛

2. حضور فلسطینیان در لبنان؛

3. حضور نیروهای بازدارنده عربی .

به‌ عقیده‌ من‌ در صورت‌ وجود عزم‌ و اراده‌ رسیدن‌ به‌ وفاق‌ ملی‌ که‌ از باور و اراده هم‌وطنان‌ سرچشمه‌ گرفته‌ باشد، این‌ سه‌ عامل‌ تأثیر خود را از دست‌ می‌دهند و حتی‌ به‌ عواملی‌ مؤ‌ثر در وفاق‌ و نزدیکی‌ مردم‌ به‌ یکدیگر تبدیل‌ می‌شوند. اما بدیهی‌ است‌ که‌ فقدان‌ اراده‌ ملی،‌ بحران‌ را پیچیده‌تر و شدیدتر می‌کند، حتی‌ اگر عوامل‌ مذکور دچار تغییر و تحول‌ شوند، زیرا‌ در این‌ صورت‌ منطقه‌ همچون‌ گذشته‌ آکنده‌ از عوامل‌ نبرد و درگیری‌ خواهد ماند.

به عقیده شما مبانی و اصولی که وفاق ملی باید بر

غانم،‌ فرمانده‌ ارتش، کمیته‌های‌ مشترکی‌ برای‌ بررسی‌ اوضاع‌ تشکیل‌ داد که‌ در نتیجه‌ مطالبات‌ معترضان‌ تأیید شد و گزارش‌هایی‌ به‌ رئیس‌جمهور فرنجیه‌ ارائه‌ شد و وی‌ با حضور در محل‌ مجلس‌ اعلا، بر عزم‌ دولت‌ برای‌ تحقق مطالبات تأکید کرد. سپس،‌ کابینه‌ نخست‌وزیر، تقی‌الدین‌ صلح‌، استعفا کرد و نخست‌وزیر بعدی،‌ رشید الصلح،‌ در نخستین‌ بیانیه‌ کابینه به‌ تأمین‌ خواسته‌های‌ جنبش‌ متعهد شد. پس از آن‌ هفت‌ ماه‌ فاصله‌ افتاد و بعد از آن‌ بود که‌ نبردها‌ در پی‌ کشته‌‌شدن‌ معروف‌ سعد در راهپیمایی‌ ماهیگیران‌ آغاز شد و حادثه‌ عین‌الرمانه‌ و دیگر حوادث‌ به‌ وقوع‌ پیوست. اکنون‌ که‌ مشخص‌ شد میان‌ تجمعات و آغاز نبرد هیچ‌ رابطه‌ای‌ وجود نداشته، می‌توانم‌ اعلام‌ کنم‌ که‌ اگر خواسته‌های‌ مردم‌ در سال ‌1974 میلادی تأمین‌ شده‌ بود، یا دست‌ کم‌ تأمین‌ خواسته‌ها آغاز شده‌ بود، در این‌ صورت‌، جمعیتی‌ که‌ در همایش‌ها حضور یافتند، به‌ سدی‌ مستحکم‌ برای‌ حفظ‌ صلح‌ تبدیل‌ می‌شدند.

بار دیگر یادآور می‌شوم‌ که‌ از آغاز تا پایان‌ وقایع، در برابر خطرها‌ و تهدیداتی‌ که‌ وطن‌ و وحدت‌ و کرامت‌ وطن‌ را هدف‌ قرار داده‌ بود، موضعی‌ واحد، باز و انعطاف‌پذیر اتخاذ می‌کردم. اما در برابر رسانه‌های‌ گمراه‌کننده‌ و تبلیغات‌ مسموم‌ که‌ حقایق‌ را تحریف‌ می‌کنند، چه‌ می‌توان‌ کرد؟

آیا ماجرای حادثه‌ روستای‌ القاع‌ را‌ شنیده‌اید؟ من‌ در تمام‌ سخنرانی‌های حماسی خود برای‌ حفظ‌ و حراست‌ این‌ روستای‌ آرام‌ و بانشاط‌ تلاش‌ کردم‌ و هیئت‌هایی‌ به‌ منطقه‌ اعزام‌ کردم. حتی‌ تحصن‌ خود را پایان‌ دادم‌ و برای‌ جلوگیری‌ از هجوم‌ به‌ این‌ روستا به‌ آنجا رفتم. یک‌ روز بعد از حمله، وارد روستا شدم‌ و به‌ مردم‌ دلداری‌ دادم‌ و با سخنرانی‌ در کلیسای‌ روستا، به‌ سبب کشته‌‌شدن‌ هفت‌ نفر از اهالی‌ به‌ مردم‌ تسلیت‌ گفتم. به‌ گلایه‌ها و شکوه‌های‌ آنان‌ گوش‌ سپردم‌ و مبلغی‌ را هم‌ برای‌ ترمیم‌ آب‌راهه‌ای‌ در نظر گرفتم که‌ درختان‌ روستا از آن‌ سیراب‌ می‌شد. اما وقتی‌ از آنجا برگشتم، در برخی‌ روزنامه‌ها مطالبی‌ را دیدم‌ که‌ مرا به‌ زمینه‌سازی‌ برای‌ حمله‌ به‌ این‌ روستا متهم‌ کرده‌ بودند. این‌ فقط یک‌ نمونه‌ از همه‌ اتهاماتی‌ است‌ که‌ با هدف‌ قطع‌ ارتباطات‌ و ایجاد جدایی‌ و تفرقه‌ صورت می‌گرفت. گویی‌ این‌ مأموریت، از مجموعه‌ اقدامات‌ پی‌درپی‌ تشکیل‌ شده‌ بود که‌ نخستین‌ آن‌ها به‌ انزواکشاندن‌ کتائب‌ بود و سپس‌، با حملات‌ متعدد به‌ گردهمایی‌های 77 شخصیت در سال ‌1977 ادامه‌ یافت‌ و با ایجاد اختلافات‌ و مشکلات‌ فرقه‌ای‌ و مذهبی‌ تکمیل‌ شد و وقایعی‌ رخ‌ داد که‌ همه‌ آن‌ها را به‌ خاطر ندارم. بنابراین‌، در اندیشه‌ و نگرش‌ و رفتار من‌ تغییری‌ ایجاد نشده‌ و فقط دردها و رنج‌های‌ متعدد جانم‌ را آکنده‌ است و البته،‌ برای‌ خود یا دوستانم‌ اندوهگین‌ نیستم، زیرا‌ خودم‌ و هرآنچه‌ را در اختیار دارم‌ برای‌ خدمت‌ به‌ میهن‌ و انسان‌ها وقف‌ کرده‌ام.

درمورد علت این هجوم تبلیغاتی که شما در معرض آن قرار داشته اید، مطالب مختلفی گفته شده است. عده ای معتقدند که بیان برخی مطالبات از دولت که به رهبری شما آغاز شد، در میان قشر گسترده ای از هم وطنان نوعی اعتراض و آشوب به وجود آورد و این موجب آغاز درگیری ها بود. عده ای هم بر این عقیده اند که نهضت شما نتوانسته است اعتراضات چپ گرایان را در خود جای دهد و از آن پیشی بگیرد و به همین سبب، شما قربانی نقشه کمونیسم شده اید. آیا این گفته صحیح است؟

خیال‌پردازی‌های‌ لبنانیان‌ دامنه‌ بسیار گسترده‌ای‌ دارد و جز با ارائه‌ اعداد و ارقام‌ نمی‌توان‌ آن‌ را محدود کرد. خوب‌ است‌ پرسشگران‌ به‌ یاد آورند که‌ همایش‌ بزرگ‌ شهر صور و همایش‌ بزرگ‌تری‌ که‌ قرار بود پس‌ از آن‌ در پایتخت‌ برگزار شود و در صورت‌ بی‌توجهی‌ دولت‌ به‌ خواسته‌ حاضران، تحصن‌ انجام‌ شود؛ و سپس‌ در مراسم افطاری‌ که در‌ منطقه‌ عشقوت‌ کسروان‌ برگزار شد، آشکار گردید که‌ دستگاه‌های‌ دولتی‌ در صدد ایجاد تشنج‌ و رعب‌ و هراس‌ در میان‌ مردم‌اند و می‌خواهند اعتراض‌ دموکراتیک‌ و اختلاف‌ میان‌ دولت‌ و مخالفان‌ را به‌ نبردی فرقه‌ای‌ میان‌ مردم‌ تبدیل‌ کنند. از این رو، آن‌ مراسم‌ که‌ پنجاه‌ روز پس‌ از همایش‌ صور برگزار شد، دیدگاه‌ رهبران‌ نهضت‌ را تغییر داد و آنان‌ را از برگزاری‌ همایش‌های‌ بیشتر منصرف‌ کرد. پس‌ از آن‌، از طریق‌ بنیاد هم‌اندیشی لبنان، تماس‌هایی‌ با نخبگان‌ همه‌ مذاهب‌ برقرار شد که‌ صدور بیانیه ‌190 نفر از نخبگانِ‌ متعهد خدمت‌ به‌ محرومان‌ را در پی‌ داشت. سپس،‌ دولت‌ با میانجیگری‌ سرتیپ‌ اسکندر