و کمک به بازگشت حاکمیت قانونی به جنوب نیز به معنای تغییر در خط مشی کلی نیست.
مسئله مقاومت فلسطین در پرتو وجود لبنان و با تکیه بر قدرت و حاکمیت لبنان و کرامت مردم آن پیروز میشود و دیدگاه حکومت قانونی لبنان نیز همین است. اکثریت برادران عرب نیز بر این عقیدهاند که هیچ مصلحتی بر مصلحت لبنان مقدم نیست و همه دیگر مسئولیتها و از جمله رابطه با کشورهای عربی و با مقاومت فلسطین در پرتو همین خط مشی تعریف میشود. مقاومت فلسطین مسئول همه رفتارهای آسیبرسان در جنوب است.
می گویند شما در کویت با خالد الحسن بسیار تند برخورد کرده اید تا حدی که به او گفته اید که مردم جنوب با شما خواهند جنگید. شایع شده است که سران مقاومت فلسطین به شما پیشنهاد داده اند که کمیته هایی لبنانی- فلسطینی به مثابه دادگاه عالی در جنوب تشکیل شود. آیا این اخبار درست است و آیا این کمیته ها می تواند جانشین دولت قانونی باشد؟
این گفتوگو تا حدی در مطبوعات لبنان تحریف شد. آقای خالد الحسن از آگاهی و واقعگرایی فوقالعادهای برخوردار است و نه در گفتوگو و نه در جنوب هیچ تلاشی برای تشکیل کمیتههای مشترک لبنانی- فلسطینی بهمثابه جانشین دولت قانونی وجود نداشته است. به نظر ما راهحل در بازگشت حاکمیت دولت به جنوب است و این، شرافتمندانهترین راهحل برای خود مقاومت فلسطین نیز هست، زیرا در حال حاضر مسئولیت آنچه در داخل جنوب رخ میدهد و از جمله رفتارهای تجاوزکارانه و دشواریهای سنگین در زندگی مردم و نیز مسئله آوارگی بر عهده مقاومت فلسطین است. بنابراین، امروز ما درمورد همه آنچه در جنوب میگذرد، مقاومت فلسطین را مسئول میدانیم، هرچند پیش از آن چنین نبود. گذشته از آن، سرنوشت جنوب نیز بر عهده مقاومت فلسطین است، چراکه اگر از کسی یا سازمانی خطایی سر زند که به تجاوز اسرائیل بینجامد، مسئولیت آن با مقاومت فلسطین است. درمورد معادلات سیاسی نیز همین طور. از این رو، روشن میشود که مصلحت حقیقی فلسطینیان در جنوب نیز در وجود حاکمیت قانونی دولت لبنان و گسترش آن در جنوب و در به عهده گرفتن مسئولیت است و هیچ بدیلی برای آن وجود ندارد.
خبر رسیده است که شما در دمشق با رهبران مقاومت فلسطین دیدار کرده اید و تلاش های سوری- سعودی- فلسطینی برای اجرای توافق نامه ها در جنوب در جریان است. این خبر تا چه حد درست است و آیا در حال حاضر اجرای توافق نامه ها در جنوب ممکن است و چرا؟
وقتی به عربستان سعودی سفر کردم، مشکل جنوب و مسئله روابط لبنان و فلسطین را با مسئولان بلندپایه آنجا مطرح کردم. موضع آنها آمادگی کامل برای کمک کردن بود. موضع کویت نیز همینطور بود. من هنوز منتظر این اقدام مبارک عربستان سعودی با کمک سوریه هستم. با این اقدام دیگر هیچ مانعی بر سر راه اجرای توافقنامهها نخواهد بود.
دیدگاه های بسیاری تأکید می کند که با حضور فلسطینی ها، هیچ توافقی در لبنان شکل نمی گیرد. به نظر شما چاره چیست؟ آیا لبنان باید تا بی نهایت منتظر بماند تا بحران فلسطین حل شود و سپس، وفاق تحقق یابد؟
عمومی سیاسی در قالب جبهه مخالفان و پس از تنشهای سراسری.
ولی مسلح شدن بیهدف و مسلح شدن بر ضد هموطنان و مسلح شدن بدون نظم و قاعده همگی خطر است و بیتوجهی به فشار عمومی شیعیان سبب میشود که مردم در دامن احزاب یا گروهکها گرفتار شوند و این امر به تجزیه کشور کمک میکند (…) من پس از اندیشیدن در این باره، به ساختار «افواج المقاومة اللبنانیة» رسیدم که در برابر دشمن اسلحه به دست میگیرد، نه در برابر هموطن و عرصه فعالیت آن مرزهاست، نه شهرها و هدف آن نیز تنها پاسداری از میهن است، نه چیزی دیگر.
این ساختار موج را جهتدهی میکند، ولی با آن همراه نمیشود و با آن برخورد نمیکند و در عین حال، طرفدار حق است و به عدالت و کرامت دعوت میکند. و توان آن را دارد که مانع پیدایش تنش در داخل شود، بهخصوص که این تنش به شکلی انحرافآمیز در بقاع و جنوب رو به افزایش بود و علت آن نیز حوادث بیروت و دعوت برخی افراد تندرو بود. خلأ، محال است و تجربه نیز دیدگاه فلاسفه در این زمینه را تأیید میکند.
اگر فضای روانی در موضوعی معین دچار خلأ باشد، نزدیکترین گرایش آن را پر میکند. میدانیم که تلاش در این مسیر، نمادین و به علت هدایت عام بود.
من به شما اطمینان میدهم که این موضع نیز با ناخرسندی تندروها روبهرو شد. حتی احزاب سکولار در محافل ما نیز در برابر متهم شدن من به بیاهتمامی به منافع شیعیان ایستادند. تاریخ و وجدانهای باانصاف و بیدار و البته خداوند، به میزان اهمیت این موضع و سلامت و بهحق بودن آن و تأثیر آن بر نجات بیگناهان گواهی خواهند داد.
اما درمورد اتهامها و شایعهها و اعلام جنگ و انفجار در شیخ عثمان و حادثه القاع و دیگر مسائل، باید گفت که این مسائل به سبب عوامل و بیماریهای روانی پدید آمد و تبلیغات حزبی نیز به آن کمک کرد و آن را به همه تعمیم داد و در آینده حقایق آشکار خواهد شد. من تحولاتِ پدید آمده پس از بروز تنش را به خوانندگان یادآوری میکنم: تحولاتِ نیمههای سال 74، تجمع 77 نفر، مخالفت با به انزوا کشاندن کتائب، تحصن، تماسهای انجامشده برای نجات بیگناهان در خلال درگیریها، پایان دادن به تحصن به منظور فشار بر مهاجمان به القاع و بیانیه معروفی که در آن تیراندازی به القاع و دیرالأحمر را به منزله تیراندازی به سوی فرزندان و محراب خود به شمار آوردم. باید دانست که بسیاری از اهالی منطقه، از همه این مواضع ناخشنود بودند و به همین دلیل من هدف روشن رسانهها و روزنامههای تندروی چپگرا بودم. ولی آنچه مهم است، خوشنودی خدا و داوری وجدانها و خدمت خالصانه و بدون چشمداشتِ تشویقِ مردم است.
آیا همکاری شما با مقاومت فلسطین در جنوب، صرفاً تاکتیکی بر ضد برخی از رؤسای محلی آنجا بود یا راهبرد شماست که اکنون پس از نتایج جنگ دوساله به شکلی دیگر تکرار شده است؟
خیر، همکاری با مقاومت فلسطین وظیفهای انسانی و قومی و ملی بود و هیچگاه به زیان لبنان و در خدمت اهداف سیاسی نبوده است. حمایت از مقاومت فلسطین هیچگاه به معنای تذکر ندادن اشتباهات آن نبوده است. موضع کنونی ما در این اوضاع و احوال، یعنی فشار بر مقاومت فلسطین برای رعایت انضباط
مواضع و دیدگاههای مرا تأیید کرد.
از جمله باورهای من این بود که ایمان به خدا از خدمت به رنجدیدگان جدا نیست و کسی که به امور محرومان بیاعتنا باشد نیز کافر و منکر دین به شمار میآید. این مبنا را کتاب مقدس و قرآن کریم تأیید میکنند.
وقتی من مسئولیت خود را در مقام رهبر دینی شیعیان به دست گرفتم، دریافتم که قشرهای گستردهای از شیعیان و غیرشیعیان از انواع محرومیت رنج میبرند و شعارهای سیاسی احزاب با استقبال اولیه آنان روبهرو میشود و آنان را در برابر خرافههایی اعتقادی قرار میدهد و در نهایت، به کفر و پشت کردن به وطن میانجامد. از این رو، خود را در برابر مسئولیتی ایمانی و ملی و همچنین، در جایگاه رهبر دینی و مسئول امور همکیشان، بنا بر نصّ قانون، در برابر مسئولیتی عام یافتم.
من این مسئولیت را بر دوش گرفتم و از سال 1970 میلادی شروع به فعالیت در راه خدمت به مناطق محروم و بهویژه جنوب و نیز خدمت به انسانهای محروم کردم. مهمترین مأموریت مجلس اعلای شیعیان این بود که برای درمان این مشکل، که به نوبه خود سلامتی کشور را تهدید میکرد، مطالعاتی انجام دهد و برنامههایی ارائه کند.
مطالبه از مقامات رسمی و همچنین از مردم، از حد مصاحبه و بیانیه فراتر رفت و به برگزاری تظاهرات و تجمع و اعتصاب کشید. اکثریت قریب به اتفاق شیعیان جذب شدند و امید در دلهایشان جوانه زد و بر گرد رهبران دینی خود حلقه زدند. مقامات این فرصت استثنایی را غنیمت نشمردند و بلکه با آن مبارزه کردند و آن را جنگ سیاسی محلی و پدیدهای جدید به شمار آوردند که چهارچوبهای سنتی سیاسی مرسوم را تهدید میکند.
نیمههای سال 1974 میلادی نشانههای تنش نظامی پدیدار شد و شبهنظامیان شکل گرفتند و مسلح شدن مردم شدت گرفت و آشکارا معلوم شد که اوجگیری مطالبه حقوق محرومان و استمرار تجمعها، امنیت را تهدید میکند و بیم آن میرود که بحران و جنگ داخلی رخ دهد. از این رو، ما رویکرد خود را تغییر دادیم و اعتراضها و تظاهرات را متوقف کردیم و به گفتوگو با فرهیختگان ادیان و مذاهب گوناگون رو آوردیم. بدینترتیب، دبیرخانه «اندیشه متعهد برای خدمت به محرومان» تشکیل شد و ما تنش با مقامات را پایان دادیم، همچنانکه کمیتههای مشترکی بین ارتش و اعضای مجلس برای بررسی مطالبات و راهحلها و برنامههای پیشنهادی تشکیل شد و به این ترتیب، ما به نوبه خودمان کوشیدیم از وقوع انفجار که نزدیک مینمود، جلوگیری کنیم.
اما مسئله مسلح شدن و آموزش نظامی و شعار «اسلحه زینت مردان است» و حادثه انفجار در عینالبنیه و غیر آن، با هالهای از اوهام و تهمتها و گزافهگوییها همراه و در پرتو همانها تحلیل شد. با وجود استمرار آن تحلیلها، حقیقت این است که همه با فضای اقبال به مسلح شدن و تحریک ذهنها که در طول سالهای 1973 و 1974 اوج گرفت، آشنا هستند. این فضا در بین هموطنان و از جمله شیعیان، واکنشهایی به دنبال داشت.
در برابر این واقعیت و تحلیلهای رایج، موج اقبال عمومی به سوی اسلحه و آموزش نظامی آغاز شد که مورد سوءاستفاده احزاب و سوداگران اسلحه قرار گرفت و در نتیجه، فشار بر من در مقام رهبر دینی نیز شدت یافت، بهخصوص پس از طرح مسائل
موضوع: گفتوگوی مطبوعاتی – دخالت فلسطینیان در امور داخلی لبنان مانع وفاق داخلی است
مکان و تاریخ: بیروت، 17/2/1978
مناسبت: افزایش تنش در جنوب در اثر حملات اسرائیل و تجاوزهای فلسطینیان به مردم جنوب
منابع: روزنامه الأحرار
امام موسی صدر علی رغم آنکه شخصیت بزرگ دینی است، نقش و بلکه نقش های سیاسی مهمی در عرصه سیاسی لبنان ایفا می کند.
با توجه به آنچه در خاک جنوب می گذرد و با توجه به تجاوزهای فراوان فلسطینیان که اهالی جنوب را به تنگ آورده است، اهمیت ملاقات با امام صدر بُعد تازه ای به خود می گیرد.
روزنامه الأحرار با امام ملاقات کرد تا همه ابعاد حقیقی نقش او را قبل و بعد از حوادث و در طی آن، آشکار کند.
این ملاقات برای روشنگری بود، نه برای محاکمه. جزئیات ملاقات در زیر آمده است:
حضرت امام، مسیحیان در ابتدا از شما حتی فراتر از بزرگان دینی خود استقبال کردند و برای نمونه می توان به استقبال از شما در زحله اشاره کرد که مسیحیان به شما به مثابه نجات بخش نگاه می کردند؛ تا اینکه حادثه بعلبک (شیخ عثمان) رخ داد و ده ها نفر از طرفداران شما که در حال آموزش کار با اسلحه زیر نظر نیروهای مقاومت فلسطین بودند، کشته شدند. از آن پس محبوبیت شما در محافل مسیحی کاهش یافت. آیا ممکن است درباره آن دوره برای ما روشنگری کنید؟ و چطور شما از رهبری که مسیحیان با احترام و تکریم بر گرد او حلقه زده بودند، به شخصی تبدیل شدید که از او رو برتافتند، به خصوص که شما می گفتید: «اسحله زینت مردان است»؟
آن استقبال از سرِ منت یا بخشش نبود، چراکه چنین برخوردی از ملتی آگاه و جماعتی فرهیخته به دور است. علت آن اندیشههای دینی متجدد و پیشرفتهای بود که در نوشتهها و سخنرانیهای من مطرح میشد و با شیوهای علمی، صلاحیت و شایستگی دین را برای زندگی اثبات میکرد. دین در درجه اول، زندگی فردی و اجتماعی انسان بر روی زمین را ساماندهی میکند و زندگی پس از مرگ، نتیجه تعامل انسان و هستی است. این شیوه از ارشاد دینی، سودمند و پسندیده بود، بهویژه آنکه در اندیشههایی که مطرح میکردم، آزاداندیشی اصولی و مستند به منابع وجود داشت و ناشی از بیاعتنایی به تعهدات دینی نبود. این نگرش به نوبه خود برای منافع والای لبنان ضروری و سودمند بود.
رفتار روشن من نیز پشتوانه این اندیشهها بود، زیرا من با همه و بهخصوص عالمان دین، پیوندی تنگاتنگ داشتم و همه تواناییهای دینی خود را در خدمت انسان قرار میدادم. من در این راه دشواریها و رنجهای داخلی را تحمل کردم و استقامت ورزیدم و به راه خود ادامه دادم تا اینکه مرجع بزرگ شیعیان جهان در آن زمان، آیتالله سید محسن حکیم،
است که با هدف کاهش شمار فلسطینیها در کرانه باختری، تغییر فضای فرهنگی، اجتماعی و تربیتی آنان، هضمشدن فلسطینیان در محیط پیرامون، و سرانجام نابودی و پایان ملت فلسطین اجرا میشود.
اما حقیقت آن است که این ملت وجود دارد و هیچکس نمیتواند آنان را نادیده بگیرد و در جهان عرب نیز هیچکس این طرح را نپذیرفته است.
باز می گردیم به طرحی که کشورهای عربی در دست اجرا دارند و درباره آن سخن گفتید.
طرحی است که بهطور مشترک سوریه و عربستان سعودی و چهبسا با مشارکت کویت پیشنهاد دادهاند.
آیا در آینده نزدیک اجرا می شود؟
بله، بهزودی اجرا میشود و ممکن است مشکل را حل کند.
این نخستین بار است که سوری ها و سعودی ها در طرحی مشترک برای حل مشکلات جنوب وارد عمل می شوند. تا آنجا که به یاد داریم، این دو کشور در زمینه موضوع فلسطینیان مقیم لبنان، مواضع مختلف و متفاوتی داشته اند.
چنین نیست. این نخستین بار نیست که چنین اقدامی را شاهدیم. موضع واقعی سعودیها در قبال بحران لبنان همواره با موضع سوریه هماهنگ و منسجم بوده است.
من در قبال مسئله فلسطین نیست، زیرا از ابتدا نیز سخن و نصیحت من به رهبران فلسطینی همین بوده است.
جناب امام، آیا در تماس های مکرری که در هفته های اخیر با مقامات فلسطینی، لبنانی و دیگر کشورهای عربی داشته اید، به راهکار مشخصی برای پایان دادن سریع به توقف ایجاد شده در فعالیت ها در جنوب دست یافته اید؟
حقیقت آن است که اثری از توقف نمیبینیم و گفتوگو و تلاش برای قانعکردن دو طرف ادامه داشته است. کسانی که از مشکلات ملت فلسطین و موانع و دشواریهای پیش روی رهبران مقاومت در عرصههای داخلی، عربی و بینالمللی آگاهی دارند، میتوانند این وضعیت را بهخوبی درک کنند. به عقیده من، سوریه و جهان عرب برای اعلام حمایت از مواضع رسمی لبنان آمادگی دارند. بدیهی است که این حمایت فقط به تحت فشار قراردادن فلسطینیان برای اجرای توافقنامهها محدود نمیشود، بلکه کاستن از تأثیر گروههای لبنانی و جلوگیری از ورود به ابعاد خطیر و غیرمعقول بحران نیز بخشی از اقدامات سوریه و جهان عرب را تشکیل میدهد. بیگمان هنوز امیدهای بسیاری وجود دارد، بهویژه اگر تلاش رئیسجمهور برای رسیدن به وفاق ملی ادامه یابد.
آیا شما نیز حل قضیه جنوب را با ایجاد وفاق ملی در لبنان مرتبط می دانید؟
الزاماً اینطور نیست. اما وفاق ملی تأثیر بسیاری در اجرای توافقات و پرکردن خلأهای موجود در لبنان خواهد داشت، زیرا رسیدن به وفاق ملی موجب میشود از این پس فلسطینیها با دو منطق و با دو بیان متفاوت، که بر اثر تهدیدات و بیثباتی موجود در تمامی امور پیش آمده، مورد خطاب قرار نگیرند. در واقع، با دستیابی به وفاق ملی، ما منطق واحدی در مقابل فلسطینیان خواهیم داشت و در تمام مسائل لبنان نیز یکسان و منسجم عمل خواهیم کرد. به عقیده من منطق مورد استفاده ما همان زبانی خواهد بود که رئیسجمهور در ابتدای امسال خطاب به سفرا و دیپلماتها به کار گرفت، یعنی زبان منافع آشکار ملی که از قومیت عربی و مسئولیت انسانی ما درقبال مسئله فلسطین جدا نیست.
آیا به عقیده شما، طرح اسکان فلسطینیان در خارج از فلسطین اشغالی که این روزها غوغای بسیاری بر سر آن پدید آمده، طرحی واقعی است، یا فقط ابزاری برای محک و آزمودن نیت ها و توانایی هاست؟
طرح اسکان فلسطینیان گفتاری در میان محافل سیاسی و رؤیایی تثبیتشده در ذهن رهبران اسرائیل است، زیرا این طرح، نابودی ملت فلسطین و پایانیافتن وجود آنان در جایگاه یک ملت را درپی خواهد داشت. رؤیایی که اسرائیل زمانی آن را در قالب «به رسمیت نشناختن ملت فلسطین» تعبیر میکرد و مقاومت فلسطین را «مردانی از عربها» مینامید.
اسرائیل اکنون تلاش میکند که در اذهان ملتها و در تاریخ این پندار را تثبیت کند که در سرزمین فلسطین فقط یک ملت زندگی میکند که آن هم ملت یهود است، و عربهای مقیم این سرزمین، به زعم آنان، به اقتضای همسایگی در آنجا ساکناند و صاحبان اصلی سرزمین نیستند. طرح اسکان فلسطینیان در لبنان نیز بخشی از همین نقشه
حاکمیت و قانون را در این باره متوجه مقاومت فلسطین می دانید؟
عواملی که مانع از اجرای توافقنامه و بازگشت ارتش لبنان به جنوب شده، فقط از فلسطینیها ناشی نمیشود، بلکه بهانهتراشی اسرائیل هم در این میان تأثیر داشته است. اقدام اسرائیل در حراست از «دیوار دوستی» بیتأثیر نبوده است. من با توجه به اطلاعاتی که دارم و پیگیریهایی که انجام دادهام، بر این نکته تأکید میکنم و با وجود این معتقدم که منافع مقاومت فلسطین اقتضا میکند که اعضا و فرماندهان آن بر بازگشت حاکمیت دولت لبنان به جنوب اصرار ورزند و هر کمکی که از دستشان برمیآید، در این راه انجام دهند. کاری که تاکنون اتفاق نیفتاده است، بهویژه آنکه الیاس سرکیس، رئیسجمهور لبنان، متعهد شده که مسئولیت پیامدهای حاصل از عقبنشینی نیروهای فلسطینی از خطوط مقدم و پرکردن خلأ امنیتی موجود را برعهده گیرد.
رهبران مقاومت می گویند که اگر به تنهایی از مواضع خود در جنوب عقب نشینی کنند و نیروهای دولتی لبنان به موقع برای تحویل گرفتن این مواضع وارد نشوند، اسرائیل یا دیگران ممکن است از فرصت استفاده کنند و این محل ها را به تصرف درآورند و این امر، مقاومت فلسطین و نیز جنوب را در معرض خطرهای بیشتر و بزرگ تر قرار خواهد داد.
طرفهای عربی و بینالمللی که در این زمینه کار میکنند، به تعهدات الیاس سرکیس، رئیسجمهور لبنان، اطمینان دارند و میدانند که عقبنشینی نیروهای مقاومت فلسطین به ساماندهی اوضاع و تسهیل در ورود و استقرار ارتش لبنان منجر خواهد شد. از زمان تیرهشدن روابط مقاومت فلسطین و دولت لبنان در اوایل دهه 1970 میلادی، وجود کمیته لبنانی- فلسطینی ضرورتی اجتنابناپذیر بود، زیرا بسیاری از امور و مسائل لبنانیان و فلسطینیان در غیاب حکومت ملی مقتدر نیز حل و فصل میشد. اما تردیدی نیست که در اوضاع کنونی، اینگونه اقدامات مشترک بیش از هر زمان دیگر ضرورت دارد.
شنیده می شود که علت متوقف شدن روند اجرای توافق نامه ها در جنوب، آن هم در این زمان خاص، این است که سوریه - که عاملی مؤ ثر در تشویق طرف های لبنانی و فلسطینی برای پایان دادن به مشکلات اجرایی بود - در وضعیت موجود و در فضای جدیدی که به دنبال سفر سادات به اسرائیل پدید آمده، فعالیت خود را متوقف کرده است. نظر حضرت عالی چیست؟
یقیناً اینطور نیست، زیرا توافقنامهها و اجرای آنها و بازگشت حاکمیت مشروع دولت لبنان بر جنوب، چنانکه در ابتدای مصاحبه گفتم، صد درصد به نفع مقاومت فلسطین است و هرگز به معنای مجازات یا تنبیه و یا پایمال شدن حقوق فلسطینیان نیست. سوریه نیز همواره در کنار مقاومت بوده و اصرار دولت سوریه برای اجرای توافقنامهها و حضور در مذاکرات شتورا نشانه تمایل جدی این کشور برای حفظ و حراست از مقاومت فلسطین است.
ممکن است اخیراً از شدت اصرار و تأکید دولت سوریه برای اجرای توافقنامهها کاسته شده باشد. اما این به سبب آن است که مقامات سوری سرگرم مقابله با روند تضعیف موضع و موقعیت جهان عرب به سبب سفر ساداتاند و برخلاف این گفتهها، هرگز در روابط سوریه و فلسطین تغییر ایجاد نشده است. از طرفی، این گفته من هرگز به معنای تغییر موضع
فلسطین هم نمیتوانند نبود حاکمیت مشروع لبنان را در جنوب توجیه کنند، بهویژه که آن کسانی مانع از اعمال حاکمیت دولت لبنان شدهاند که خودشان به سبب تجاوز اسرائیل و محرومشدن از حق قانونی خود در حاکمیت بر وطن خویش، در رنج و محنت به سر میبرند، آن هم در اوضاعی که دولت لبنان مشروعیت خود را در این فضای تهدیدآمیز بازیافته و تنها راه نجات از بحران به شمار میآید. به عقیده من در اوضاع کنونی فقدان حاکمیت دولت لبنان بر جنوب موجب میشود که افکار عمومی جهان، رهبران فلسطینی را محکوم کند. از طرفی، حاکمیت مشروع دولت لبنان بر جنوبِ این کشور و در محلهای حضور فلسطینیان برای آنان فضایی مناسب پدید میآورد و جایگاه آنان را در جهان و منطقه تثبیت میکند تا به خواستهای مشروع خود برسند. به هر حال، این موضوع در تمام سطوح مصداق دارد و هر اندازه از حاکمیت دولت لبنان بر جنوب محقق شود، مثلاً نیروهای امنیتی در جنوب حضور یابند، بخشی از رنجها و محنتها کاسته میشود و هرچه این حاکمیت پررنگتر شود، برای مسئله فلسطین هم مفیدتر خواهد بود؛ هرچند در سالهای پیش از آغاز بحران هم حضور دولت لبنان در جنوب کمرنگ بود و مردم دل خوشی از آن نداشتند.
این معادله یک عامل اصلی دیگر هم دارد؛ اینکه جنوب به سبب نزدیکی به اسرائیل و به سبب تحولاتی که براثر جنگ و مسائل امنیتی اخیر پیش آمده، به عرصهای برای اجرای دسیسههای اسرائیل تبدیل شده و در معرض تجاوزهای خطرناک افراد، باندها، گروهها، احزاب و سازمانها قرار گرفته است. نبود حاکمیت لبنان بر این منطقه، مسئولیت تمام این وقایع را بر عهده مقاومت فلسطین میگذارد و باری بر دوش مقاومت مینهد که فراتر از طاقت و مسئولیت اوست، زیرا مقاومت هرچه تلاش کند تا امور جنوب را سر و سامان دهد، موفق نخواهد شد. مثلاً ایستادگی برخی از جریانها و گروههای لبنانی در مقابل غصب زمینها و مزارع که به بهانه ملیکردن اراضی صورت میگرفت و فرماندهان فلسطینی تلاش میکردند تا مانع از این کار شوند، با واکنش منفی آنان مواجه شدند و اینطور پاسخ شنیدند که این زمینها در خاک لبنان واقع است و ارتباطی به شما ندارد. این در حالی است که مردم لبنان بهویژه اهالی جنوب و حتی افکار عمومی جهان، مسئولیت این حوادث را بر عهده مقاومت فلسطین میدانند.
خلاصه اینکه بر عهدهگرفتن مسئولیت امور حیاتی مردم در جنوب، کاری است که از توان مقاومت فلسطین خارج است و بار اضافهای است که مقاومت طاقت بر دوشکشیدن آن را نخواهد داشت، زیرا مقاومت در وضعیتی نیست که بتواند در کنار وظایف و مسئولیتهایی که در قبال فلسطین بر عهده دارد، مسئولیتهای جدیدی نیز بپذیرد و این بدان معناست که افکار عمومی جهان، موضع مقاومت در قبال این مسئله را به دقت مدنظر دارد و به آن اهمیت بسیار میدهد و نحوه موضعگیری مقاومت فلسطین در قبال اعمال حاکمیت دولت در جنوب در تعیین موضع لبنانیها سرنوشتساز است.
از سخن شما چنین برداشت می شود که مسئولیت اجرایی نشدن توافق نامه های امضاشده با دولت لبنان، بر عهده مقاومت فلسطین است و شما نیز مسئولیت اوضاع نابسامان جنوب و استقرار نیافتن
موضوع: گفتوگوی مطبوعاتی - فقدان حاکمیت دولت لبنان در جنوب، عامل محکومیت مقاومت فلسطین است
مکان و تاریخ: مقر مجلس اعلای شیعیان- حازمیه، 9/2/1978
مناسبت: پس از توقف در روند تحولات لبنان که به دنبال سفر سادات به اسرائیل پدید آمد، امام با اقدامات و دیدارهایی در داخل و خارج لبنان، در صدد حل بحران جنوب بود. ایشان در این گفتوگوی مطبوعاتی اوضاع را تشریح کرده است.
منبع: مجله الصیاد، 9/2/1978
امام موسی صدر اکنون «صلیب جنوب لبنان» را بر دوش گرفته و آن را از کشوری به کشور دیگر، از مسئولی به نزد مسئول دیگر، و از کمیته ای به کمیته ای دیگر می برد تا سستی و توقفی را که به دنبال اقدام انور سادات در روند وقایع جنوب پدید آمده، از بین ببرد… از کویت تا سوریه، از نزد فرماندهان مقاومت تا مسئولان لبنانی و رهبران محلی جنوب و بیروت. امام صدر جنوب را همچون عبایی از دوش برمی گیرد و تلاش می کند که ثابت قدم بماند. صبح یک روزِ کاری، امام را خسته از تلاش ها و ملاقات های بی شمار و دغدغه های بسیار ملاقات کردیم و از ایشان پرسیدیم:
مجله الصیاد در آخرین شماره خود چنین آورده است که دیدار شما و خالد الحسن در کویت، به تشکیل کمیته ای عالی متشکل از شخصیت های لبنانی و فلسطینی به منظور کنترل و سامان دهی مسائل مهم جنوب منجر شده است. آیا به نظر شما بهترین راه حل همین است؟
منافع مقاومت فلسطین و ملت فلسطین چنین اقتضا میکند که زمینه مناسب برای تکمیل روند بازگشت حاکمیت دولت لبنان را فراهم کنند، زیرا مسئله فلسطین اکنون به حساسترین مرحله رسیده و دوره تحویل یا ثمردهی را میگذراند و اینجاست که حساسیت و دقت کار دوچندان میشود و تلاش برای اثبات شایستگی و یا ناشایستگی راهبران مقاومت فلسطین برای رهبری و هدایت مردم و اداره کشور فلسطین به اوج میرسد.
به عبارت دیگر، اسرائیل و بسیاری از نیروهای جهانی تلاش میکنند که سازمان آزادیبخش فلسطین در آزمون انتخاب رهبر آینده سرزمین و ملت فلسطین مردود شود. سران اسرائیل و همپیمانان آنها میخواهند که افکار عمومی جهان و سازمانها و مؤسسات بینالمللی را هم در این خصوص با خود همراه کنند. از این رو، تمام وقایع جنوب را بزرگنمایی میکنند و به حساسیت موضوع دامن میزنند. این آزمون، آزمون صلاحیت و شایستگی رهبران مقاومت، پس از آن وقایع خونین و محنتبار لبنان صورت میگیرد، یعنی درست در زمانی که وقایعِ جنوب جایگاه مقاومت فلسطین را تحتتأثیر قرار داده و گروههایی را بر آن داشته که با تغییر موضع خود «صلیب» لبنان را بر دوش کشند و در برابر مسئله فلسطین موضعگیری کنند.
بدینترتیب، وضعیت حساسی پیش آمده و نه تنها رهبران مقاومت، بلکه حتی طرفداران مسئله
موضوع: خطبههای جمعه - فلسطینیان باید قانون را در جنوب رعایت کنند
مکان و تاریخ: بیروت، مجتمع آموزشی عاملیه، مسجد الصفا، 3/2/1978
مناسبت: خطبه نماز جمعه
منابع: آرشیو مجلس اعلای شیعیان؛ روزنامه النهار، 5/2/1978؛ روزنامه السفیر، 5/2/1978
امام سیدموسی صدر ضمن فراخواندن همگان به حل هرچه سریعتر بحران جنوب، درباره بروز برخورد مسلحانه هشدار داد و با دعوت از همه طرفها و گروهها به ایجاد زمینه ورود ارتش لبنان به جنوب، از فلسطینیان خواست که نظم و قانون را رعایت کنند، زیرا در غیر این صورت، آنان هستند که زیان خواهند کرد.
امام تصریح کرد: «قضیه جنوب به مسئلهای بینالمللی تبدیل شده و اسرائیل که خطرناکترین دشمن در تمام دنیاست، میخواهد این بحران ادامه داشته باشد تا آن را همچون اسلحهای در برابر اعراب به کار گیرد و هرطور که میخواهد آنان را بازی دهد.»
امام در ادامه با اشاره به اینکه فلسطینیان دیگر فرصتی برای اشتباه ندارند، خاطرنشان کرد: «هرکس در اوضاع کنونی خواهان بیرون راندن فلسطینیان از جنوب شود، زمینه بروز قتل و کشتار را فراهم کرده است. اما فلسطینیها هم باید پایبند به قانون باشند و در غیر این صورت، زیان خواهند دید. آنان باید زمینه ورود ارتش لبنان را به جنوب مهیا سازند تا مسئولیت وقایع جنوب به عهده آنان نباشد. ما نیز باید از هر فشاری برای سازماندهی آنان استفاده کنیم و آنها را به پایبندی به توافقنامهها و معاهدات وادار کنیم، اما برخورد مسلحانه جایز نیست. علل و دستهای پشتپردهای برای پدید آمدن این برخورد در کار است و این خواسته اسرائیل است.»
امام در بخش دیگری از سخنان خود از گروهها و جریانهای لبنانی حاضر در جنوب خواست که «حل بحران جنوب را به دولت قانونی بسپارند و مانع ورود ارتش لبنان به مناطق مرزی نشوند.»
امام همگان را به تلاش برای تسهیل در «مأموریت تاریخی الیاس سرکیس، رئیسجمهور لبنان، در راه تحقق وفاق ملی» فراخواند و خاطرنشان کرد: «اسرائیل اجازه میدهد که اسلحه و مهمات به بندر صور برسد، زیرا میخواهد ادعا کند که این منطقه جزیرهای مسلح و وابسته به شوروی در کنار مرز اسرائیل است. این ادعا موجب پدیدآمدن کشتارها و اشغال جنوب با هدف تحمیل شروط خصمانه به دولت لبنان خواهد بود.»
ایشان در پایان تصریح کرد: «رهبران جنوب باید در دیدار با یکدیگر، راهکاری تدوین کنند و مسئولیت خود را در قبال این بحران ادا کنند. این وضع باید هرچه سریعتر پایان یابد.»
