سند شماره 22-06-78

موضوع: نامه- می‌دانم که به حقوق مردم کاملاً متعهد هستید

مکان و تاریخ: مجلس اعلای شیعیان، 23 رجب 1398هـ.

مناسبت: شرکت لبنانی اوتاک که در عربستان تأسیس شد و همانجا فعالیت می‌کند، به دلایلی بسیار، متحمل زیانی سنگین شد. امام صدر نامه‌ای به امیر فهد، ولیعهد و معاون نخست‌وزیر عربستان نوشت تا به حل این مشکل کمک کند.

منبع: نسخه دست‌نویس در آرشیو مجلس اعلای شیعیان

پاسخ امیر فهد به این درخواست مثبت بود، به‌گونه‌ای که همه خسارت این شرکت جبران شد.

متن

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور عالیجناب امیر فهد بن عبدالعزیز، ولیعهد و معاون نخست‌وزیر

سلام علیکم و رحمة‌الله وبرکاته

از وضع شرکت اوتاک که بیشتر کارکنان آن لبنانی هستند، باخبر شدم. آن‌گونه که به نظر می‌رسد این شرکت، شرکت فعالی است که اقدامات سازنده‌ و بزرگی در کشور عربستان و دیگر کشورهای عربی صورت داده و می‌دهد.

این شرکت پس از امضای دو توافق‌نامه درمورد آب‌راه‌ها (لوله‌کشی) در قطیف و تخلیه آب باران و پس از شروع به اجرای طرح‌ها، با دشواری‌های غیر‌منتظره‌ای روبه‌رو شده است که عامل آن افزایش غیر‌منتظره قیمت مواد اولیه و دستمزد کارگران و تورم مالی جهانی و افزون بر آن، پیامدهای بحران لبنان و بازتاب آن بر وضع شرکت و بروز مشکلات مالی است. ادامه فعالیت شرکت و پیگیری اجرای طرح‌ها بنابر برآورد مسئولان، زیان و فشاری بر شرکت است و ستمی در حق مصالح این شرکت به حساب می‌آید.

عالی‌جناب، من با توجه به شناختی که از شما دارم که با ستم کاملاً مخالف هستید و به حقوق مردم، هرچند کوچک باشد، کاملاً متعهد هستید، یقین دارم که به وضع این شرکت بدون هیچ چشمداشتی اهتمام و عنایت می‌ورزید و دیوان بازرسی را موظف می‌کنید که درمورد مطالبات این شرکت تحقیقی انجام دهد و حقیقت را روشن کند و از زیان و پیامدهای پیش‌بینی‌نشده آن جلوگیری کند. درود و دعای مرا با لطف و عنایت خود پذیرا باشید. والسلام علیکم.

من حقیقت و علت‌ اصلی‌ اقدامات‌ مرا روشن‌ کند. از زمان‌ اعلام‌ فراخوان‌ برای‌ به انزواکشاندن کتائب‌ و آغاز جنگ، تا تشکیل‌ کمیته‌های‌ ارتباط‌ و دولت‌ شش‌‌نفره، کشتارهای‌ فرقه‌ای‌ که‌ به‌ بقاع‌ و جنوب هم‌ رسید، تا اعلام‌ میثاق‌ قانون‌ اساسی‌ و جنگ‌ در جبل‌ و هتل‌ها، و اخیراً‌ دخالت‌ سوریه‌ و کنفرانس‌ ریاض‌ و…، همواره‌ با گروه‌هایی درگیر بوده‌ام‌ که‌ از نصیحت‌های‌ من‌ خشمگین‌ می‌شدند.

رابطه تان با سوریه چگونه است؟

رابطه‌ام‌ با رئیس‌جمهور سوریه‌ بر مبنای‌ دوستی، احترام‌ متقابل‌ و ارتباط‌ صادقانه‌ و مستحکم‌ استوار است. علاوه‌ بر این، می‌دانید که‌ سوریه‌ نیز- مانند هر کشور دیگری- سازمان‌ و احزاب‌ خاص‌ خود را دارد. در این‌ کشور حزب‌ بعث‌ در رأس‌ کشور قرار دارد و این‌ حزب‌ نیز عقاید و منافع‌ خود را دارد و طبعاً‌، از آن‌ دفاع‌ می‌کند و طبیعی‌ است‌ که‌ توافق‌ کامل‌ و دائم‌ میان‌ ما وجود ندارد. اما واقعیتی‌ هست‌ که‌ نمی‌توان‌ آن‌ را نادیده‌ گرفت‌ و آن‌ عبارت‌ است‌ از اهمیت‌ حضور سوریه‌ در لبنان‌ و تأثیر مهم‌ آن‌ بر روند وقایع‌ مصیبت‌بار آن‌ مرحله؛ و کسی‌ نمی‌تواند تأثیر آن‌ اقدام‌ شجاعانه‌ را انکار کند که‌ امنیت‌ را به‌ نوعی‌ در کشور حاکم‌ کرد و در جلوگیری‌ از تجزیه‌ لبنان‌ نقش‌ مهمی‌ داشت‌. باید اضافه‌ کنم‌ که‌ فضای‌ سیاسی-اجتماعی‌ لبنان‌ در حال‌ حاضر ایجاب‌ می‌کند که‌ حضور سوریه‌ تا زمان‌ سامان‌دهی‌ روابط‌ لبنان‌ و فلسطین‌ و ناکام‌‌ماندن‌ توسعه‌طلبی‌های‌ اسرائیل‌ ادامه‌ یابد.

در پایان‌ این‌ بخش‌ باید بگویم‌ که‌ روابط‌ من‌ با مقامات‌ سوری‌ و تمام‌ فعالیت‌های‌ سیاسی‌ من‌ در خدمت‌ لبنان‌ است‌ و هیچ‌گاه‌ برخلاف‌ منافع‌ و حاکمیت‌ لبنان‌ نبوده‌ و نخواهد بود.

نظرتان در مورد سفر رئیس جمهور لبنان به سوریه و نتایج نشست لاذقیه چیست؟

باید بگویم‌ که‌ از محتوای‌ مذاکرات‌ دو رئیس‌جمهور اطلاع‌ ندارم. ولی‌ با توجه‌ به‌ مطالب‌ مطرح‌‌شده‌ در کنفرانس‌ مطبوعاتی‌ آنان‌ می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ در نشست‌ دو رئیس‌جمهور، رویکرد جدیدی‌ در قبال بحران‌ ایجاد شده‌ و موجب‌ امیدواری‌ است. تأکید حافظ‌ اسد، رئیس‌جمهور سوریه،‌ مبنی‌ بر اینکه‌ ارتش‌ وارد جنوب‌ خواهد شد، به‌ معنای‌ عقب‌نشینی‌ اسرائیل و پایبندی‌ فلسطینیان‌ به‌ تعهدات‌ خود و نیز احاطه‌ حاکمیت‌ دولت‌ لبنان‌ بر همه‌ خاک‌ کشور است‌ و نشان‌ از بازسازی‌ ارتش‌ برمبنای‌ وحدت‌ ملی‌ دارد.

این‌ها همه‌ حاصل‌ رویکرد آینده‌نگری‌ است‌ که‌ دو رئیس‌جمهور بر تحقق‌ آن‌ تأکید کرده‌اند. خوش‌بینی‌ و امیدواری‌ الیاس‌ سرکیس،‌ رئیس‌جمهور لبنان،‌ به‌ تحقق‌ امنیت، بدان‌ معناست‌ که‌ تلاش‌های‌ دو کشور با هم‌ انسجام‌ و هماهنگی‌ کامل‌ دارد و این‌ نوید را می‌دهد که‌ حوادثی‌ همانند آنچه‌ در فیاضیه‌ و عین‌الرمانه‌ رخ‌ داد، هرگز تکرار نشود. بینشی‌ آشکار و درکی‌ عمیق‌ فضای‌ نشست‌ دو رئیس‌جمهور را فراگرفته‌ بود. من‌ نیز شخصاً‌ همچون‌ گذشته‌ همه تلاش‌ خود را در خدمت‌ تحکیم‌ این‌ روابط‌ قرار می‌دهم‌ تا امید همه‌ لبنانیان‌ به‌ داشتن‌ فردایی‌ بهتر محقق‌ شود. در پایان‌، از آحاد لبنانیان‌ تقاضا دارم که امور خویش‌ را خود به‌ دست‌ گیرند و اتحاد و برادری‌ همیشگی‌ خود را بازیابند که‌ مدت‌های‌ طولانی، نمونه‌ و الگوی‌ فرهنگ‌ و تمدن‌ بوده‌ است.

که‌ در معرض‌ خطر نابودی‌ قرار گرفته، نزاع‌های‌ روزمره‌ میان‌ گروه‌ها و جریان‌ها به‌ پایان‌ می‌رسد. هیئت‌ یاری‌ جنوب در زمان‌ تشکیل، بهترین‌ الگوی‌ سیاسی‌ برای‌ خدمت‌ به‌ جنوب‌ و مقابله‌ با مشکلات‌ جنوب‌ به‌شمار می‌آمد. در وضعیت‌ کنونی‌ امیدوارم‌ این‌ هیئت‌ فراگیر شود و دیگر نیروهای‌ سیاسی‌ با رویکردهای‌ مختلف‌ را هم‌ در خود جای‌ دهد. این‌ را به آن‌ علت می‌گویم‌ که‌ به‌ عقیده‌ من، جنوب‌ نقطه‌ آغاز هر حرکت‌ و دستیابی‌ به‌ هرگونه آشتی است. خدمت‌ به‌ جنوب‌ از طریق‌ گام برداشتن‌ در مسیر گفت‌وگو و وحدت‌ ملی‌ و وحدت‌ اجتماعی‌ ممکن‌ خواهد بود و این‌ تنها راه‌ ممکن‌ برای‌ ایجاد جبهه‌ ملی‌ فراگیر است‌ که‌ می‌تواند خلأ و شکاف‌ حاصل‌ از درگیری‌ها و اختلافات‌ سیاسی‌ و سنتی‌ را پر کند.

رابطه شما با جبهه لبنان چگونه است؟

به‌طور کلی، جبهه‌ لبنان‌ را مجموعه‌ای‌ از افراد تشکیل‌ می‌دهند که‌ تاکنون‌ به نظر من مشکل‌ساز نبوده‌اند، زیرا من‌ به‌ اصل‌ همزیستی‌ در کنار یکدیگر معتقدم. در ابتدا دشمن‌ ما صهیونیست‌ها بودند. سپس،‌ روند امور دگرگون‌ شد و بحران‌ پدید آمد و به‌ فاجعه‌ انجامید. من‌ شخصاً‌ هنوز به‌ وحدت‌ ادیان در لبنان‌ معتقدم‌ و مأموریت‌ لبنان‌ را همچون‌ مأموریت‌ و وظیفه‌ خود- در مقام رهبر یکی‌ از مذاهب‌ لبنان‌- می‌دانم. من‌ بخش‌ عمده‌ فعالیت‌ خود را به‌ این‌ امر اختصاص‌ داده‌ام‌ که‌ ثابت‌ کنم‌ لبنان می‌تواند این‌ مأموریت‌ و این‌ وظیفه‌ را به انجام رساند، زیرا باور دارم‌ که‌ ایجاد دولتی‌ عادلانه‌ و به‌دور از نابرابری‌ اجتماعی‌ ممکن‌ است.

اما در یک‌ شب‌ ناگهان‌ اوضاع‌ دگرگون‌ شد و من‌ دریافتم‌ که‌ چنین‌ ارزش‌ها و باورهایی‌ دیگر در جامعه‌ رواج‌ ندارد و این‌ موجب‌ خشم‌ من‌ شد و مورد هجوم جبهه‌ لبنان‌ قرار گرفتم‌ و سیل‌ حملات‌ و اتهامات‌ بر ضد‌ من‌ شدت‌ یافت‌ و عجیب‌ آن‌ است‌ که‌ اتهامات‌ مطرح‌شده‌ از جانب‌ جبهه‌ لبنان، در بسیاری‌ موارد شبیه‌ اتهاماتی‌ است‌ که‌ دشمن‌ این‌ جبهه‌ علیه‌ من‌ مطرح‌ می‌کند. اما احساس‌ من به‌ عموم‌ مسیحیان‌ و به‌ویژه‌ مارونی‌ها، هرگز در طول‌ زندگی‌ام‌ دگرگون‌ نشده‌ و با اصول‌ و باورهایم‌ هماهنگ‌ بوده‌ است. هنوز هم‌ احترام‌ و تقدیر‌ عمیقِ هم‌وطنانم را‌ در دل‌ دارم‌ و طبعاً‌ این‌ احساس، کسانی‌ را نیز شامل می‌شود که‌ از لحاظ‌ سیاسی‌ با من‌ اختلاف‌ دارند. اکنون‌ من‌ بیش‌ از هر زمان‌ دیگری از گفت‌وگو و هم‌اندیشی‌ استقبال‌ می‌کنم.

شما با فلسطینیان در ارتباط بوده اید. رابطه خود را با آنان در حال حاضر چگونه ارزیابی می کنید؟

در واقع،‌ از نخستین‌ ساعات‌ آغاز بحران‌ در لبنان، از رابطه‌ من‌ با سازمان‌ آزادی‌بخش‌ فلسطین‌ برداشت‌ نادرستی‌ شده‌ و درست درک نشده است. حقیقت‌ آن‌ است‌ که‌ اگر من‌ در فعالیت‌های‌ خود به‌ مسئله برحق‌ فلسطین‌ توجه‌ داشته‌ام‌ و ابعاد و آثار مخرب‌ ناشی‌ از نزاع‌ با فلسطینیان‌ را بر لبنان موردتوجه‌ قرار داده‌ام و اگر وجود دشمنی‌ مترصد و فرصت‌طلب‌ همچون‌ اسرائیل‌ را همواره‌ مدنظر داشته‌ام، هیچ‌یک‌ از این‌ رویکردها برخلاف‌ منافع‌ لبنان‌ یا هیچ‌یک‌ از گروه‌ها و جریان‌های‌ حاضر در کشور نبوده‌ است. مایلم‌ خوانندگان‌ مجله لا روو دو لیبان از این‌ موضوع‌ آگاه‌ شوند که‌ موضع‌ مقاومت‌ فلسطین‌ در قبالِ من، همیشه‌ مثبت‌ و دوستانه‌ نبوده‌ است. گروه‌های‌ تندرو در مقاومت‌ فلسطین‌ همواره‌ با من‌ اظهار دشمنی‌ کرده‌اند و هنوز هم‌ می‌کنند. امیدوارم‌ این‌ سخن

از خود لبنان‌ قوی‌تر بود. واقعیت‌های‌ اجتماعی‌ و سیاسی‌ لبنان‌ را باید در‌ این‌ معادله‌ در نظر بگیریم؛ حضور فلسطینیان‌ مسلح‌ را نیز در لبنان باید به این مسائل بیفزاییم؛ ملتی‌ که‌ دغدغه و آرزویش‌ بازگشت‌ به‌ وطن‌ خویش‌ است و تقریباً‌ در همه‌جای‌ دنیا، به‌ویژه‌ در جهان‌ عرب، از آنان حمایت‌ می‌شود.

درست‌ است‌ که‌ سوریه‌ تنها کشور عربی‌ هم‌جوار لبنان‌ است، اما کشورهای‌ عربی‌ دیگر نیز با کشور ما پیوندهایی‌ داشته‌اند و این‌ پیوندها در بیست‌ سال‌ اخیر بر اثر حضور سازمان‌ آزادی‌بخش‌ فلسطین در لبنان، افزایشی‌ مستمر داشته‌ است.

پس‌ از این‌ مقدمه‌، می‌توانم‌ علت‌ سفرهای‌ مکرر خود را به‌ سوریه‌ و عربستان‌ سعودی‌ تشریح‌ کنم. اخیراً‌ اوضاع نابسامان‌ جنوب‌ شدیداً‌ آشفته‌ شده‌ و از خطری‌ بزرگ‌ حکایت‌ دارد. مصر دیگر مانند سال‌های ‌1975 و 1976 میلادی در لبنان‌ تأثیرگذار نیست‌ و عربستان‌ سعودی‌ و سوریه‌ بیشترین‌ تأثیر را در عرصه‌ لبنان‌ دارند. لازم‌ بود تلاش‌های‌ ما به‌ سوی‌ محور دمشق ‌- ریاض‌ سوق‌ داده‌ شود، به‌ویژه‌ آنکه‌ این‌ دو کشور هم‌ بر سازمان‌ آزادی‌بخش‌ فلسطین‌ تأثیرگذارند و هم‌ می‌توانند برخی‌ از قدرت‌های‌ بزرگ‌ را تحت‌تأثیر قرار دهند و این‌ دو عامل‌ تأثیر دو کشور را بر‌ روند بازگشت‌ امنیت‌ و توازن‌ نیروهای‌ سیاسی در کشور ما دوچندان‌ می‌کند. علت‌ سفر من‌ به‌ عربستان‌ و هدف‌ از دیدار با مسئولان‌ سعودی‌، به‌ویژه‌ امیر فهد‌بن‌‌عبدالعزیر، همین‌ بوده‌ است. اکنون‌ که‌ از این‌ سفر بازگشته‌ام‌ خوش‌بین‌ و امیدوارم، زیرا از یک‌سو آنان‌ ماهیت‌ مشکل‌ لبنان‌ را درک‌ کرده‌اند و از سوی‌ دیگر، پذیرفته‌اند که‌ زمان‌ حل‌ بحران‌ لبنان‌ فرارسیده‌ است.

چنین به نظر می رسد که جنوب لبنان انگیزه اصلی شما برای فعالیت سیاسی است، زیرا سخن از جنوب همواره در بیانات شما مطرح می شود. وضعیت حال و آینده این منطقه را چگونه می بینید؟

چنان‌که‌ می‌دانید لبنان‌ از لحاظ‌ موقعیت‌ جغرافیایی‌ در محلی‌ قرار دارد که‌ می‌توان‌ آن‌ را قلب‌ عالم‌ نامید. این‌ موقعیت‌ مهم‌ موجب‌ شده‌ که‌ لبنان‌ و به‌ویژه‌ جنوب‌ آن،‌ مورد طمع‌ قدرت‌های‌ متخاصم‌ قرار گیرد، مخصوصاً‌ امسال که‌ جنگ‌ سرد‌ میان‌ دو ابرقدرت‌ به‌ اوج‌ رسیده‌ و هر دوی آن‌ها خواهان‌ دستیابی‌ به‌ موقعیت‌های‌ استراتژیک‌ و جایگاه‌ برتر در مذاکرات‌ آینده‌‌اند تا مناطق‌ تحت‌ نفوذ بیشتری‌ در اختیار داشته‌ باشند و بتوانند تصمیمات‌ مهمی‌ به‌ نفع‌ خود به‌ تصویب‌ برسانند، مانند در نظر‌گرفتن‌ سهمی‌ از نفت‌ خاورمیانه‌ برای‌ اتحاد شوروی‌ و تعیین‌ جایگاه‌ دو ابرقدرت‌ در روند خلع‌ سلاح و یا حتی‌ تصمیم‌گیری‌ در خصوص‌ فروش‌ گندم‌ آمریکا به‌ شوروی.

با تشدید جنگ‌ سرد، جنوب‌ لبنان‌ در غیاب‌ حاکمیت‌ دولت‌ به‌ محل‌ مناسبی‌ برای‌ نزاع‌ و درگیری‌های‌ بین‌المللی‌ و نبرد بر سر نفت‌ اعراب‌ تبدیل‌ شده‌ است. از سوی‌ دیگر، در صورتی‌ که‌ درگیری‌ میان‌ افراد مسلح‌ و نیروهای‌ بین‌المللی‌ در جنوب‌ ادامه‌ یابد، خطر بروز جنگ‌ دیگر و اشغال‌ مجدد جنوب‌ به دست اسرائیل‌ وجود دارد که‌ به‌ هرج‌ و مرج‌ بی‌سابقه‌ در این‌ منطقه‌ از جهان‌ منجر خواهد شد.

در حال حاضر رابطه شما با تشکل اسلامی و هیئت یاری جنوب چگونه است؟

رابطه‌ میان‌ ما خوب، محکم‌ و ضروری است. باید این‌ نکته‌ را دریابیم‌ که‌ هر لحظه‌ ملت‌ احساس‌ کند

سند شماره 10-06-78

موضوع: مصاحبه‌ مصبوعاتی‌ - همه‌ امکانات‌ و ارتباطات‌ خود را برای‌ خدمت‌ به‌ لبنان‌ بسیج‌ کرده‌ام

مکان و تاریخ: بیروت، 10/6/1978

منبع: مجله لا روو دو لیبان

متن

مقدمه به قلم نیکول حرفوش ملحمه:

به جرئت می توان گفت که در یک دوره ، به ویژه در آغاز جنگ دوساله ، امام صدر محبوب ترین رهبر دینی در تمام لبنان بود. پس از آن وقایع دردناک، خود را کنار کشید و رفت و آمدهای خود را میان پایتخت های عربی، به ویژه دمشق و ریاض ، که با سران آن ها روابط مستحکم دارد، دوچندان کرد. در فاصله میان سفر به این دو پایتخت، با رئیس مجلس اعلای شیعیان گفت وگویی کردیم و ایشان با صراحت کامل به تمامی پرسش ها، حتی سؤالات حساسیت برانگیز، پاسخ دادند. عناوین پاسخ های امام بدین صورت است:

- رابطه من با فلسطینیان نادرست تعبیر شده و درباره آن سوءتفاهم وجود دارد.

- رفتار اعضای مقاومت فلسطین با من مطلوب نبوده است.

- تمامی امکانات و ارتباطات خود را برای خدمت به لبنان بسیج کرده ام.

- دمشق و ریاض می توانند نقش مهمی در حل نهایی بحران لبنان ایفا کنند.

- همواره به لزوم ایجاد کشوری متحد، قدرتمند و مبتنی بر عدالت، اعتقاد داشته ام.

- هم جبهه لبنان و هم مخالفان این جبهه، به طور هم زمان به من حمله کرده اند.

- تا زمان عادی شدن روابط لبنان و فلسطین، سوریه باید در لبنان بماند.

- نتایج و دستاوردهای نشست لاذقیه امیدوارکننده است.

- خاضعانه از لبنانیان می خواهم که سرنوشت خود را در دست گیرند و تمایل به همزیستی را در جان خود زنده کنند.

(ترجمه به عربی: دکتر احمد زین الدین )

باتوجه به اینکه به تازگی از عربستان سعودی برگشته اید، پرسش های خود را با سؤال درباره سفرهای مکرر به این کشور و نتایجی که در دیدار با مسئولان سعودی حاصل شده، آغاز می کنیم.

ابتدا باید به‌ این‌ نکته‌ اشاره‌ کنم‌ که‌ اگر اختلاف‌ موجود میان‌ کشورهای‌ عربی‌ نبود، توطئه‌ای‌ که‌ زیربنای‌ سیاسی، اقتصادی‌ و اجتماعی‌ لبنان‌ را به‌ لرزه‌ افکنده، به‌ اجرا درنمی‌آمد. به‌ عقیده من‌ اختلاف‌های‌ کشورهای‌ عربی‌ نقش‌ مهمی‌ در بروز بحران‌ لبنان‌ داشته‌ است. البته،‌ نباید توطئه‌ و دسیسه‌چینی‌ اسرائیل‌ و سناریوهای‌ هنری‌ کسینجر و موافقت‌ دو ابرقدرت‌ را در این‌ میان‌ نادیده‌ گرفت. بی‌شک‌، لبنان‌ از مشکلات‌ اجتماعی‌ رنج‌ برده‌ است و از زمان‌ استقلال، اختلافات‌ سیاسی‌ گوناگون‌ آ‌ن را از هم‌گسیخته کرده است و باتوجه‌ به‌ این‌ مسائل‌ می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ در سایه‌ این‌ اختلاف، توطئه‌ای‌ که‌ بر ضد لبنان‌ بی‌دفاع‌ ترتیب‌ داده‌ شد،

درگذرد، درقبال‌ وقایع‌ جنوب‌ مسئول‌اند، زیرا‌ به‌ جای‌ توجه‌ به‌ منافع‌ ملی‌ لبنان، سرگرم‌ تعصبات‌ و نفوذ و قدرت‌ خویش‌اند و بدین‌ترتیب،‌ زمینه‌ را مهیا کرده‌اند تا افرادی‌ که‌ منافع‌ لبنان‌ برایشان اهمیتی‌ ندارد، سرنوشت‌ لبنان‌ را به‌ دست‌ گیرند.

حتماً‌ شما نیز با این‌ نظر موافقید که‌ همه‌ اعراب‌ در خصوص‌ وقایع‌ لبنان‌، به‌ویژه‌ جنوب‌، مسئول‌ نیستند؛ فقط کسانی‌ در قبال‌ این‌ حوادث‌ مقصرند که‌ سوداگرانه‌ و کینه‌توزانه لبنان‌ را محل‌ مناسبی‌ برای‌ پنهان‌شدن‌ و محلی برای فرار از ادای‌ وظایف‌ قومی‌ خویش‌ یافته‌اند و لبنان‌ و لبنانیان‌ را در این راه‌ قربانی‌ کرده‌اند و هر روز آن‌ را سر می‌بُرند تا افکار عمومی‌ کشور خویش‌ را بدان‌ سرگرم‌ کنند و توجه‌ ملت‌ خود را از ماهیت‌ و نقش حقیقی‌ خویش منحرف سازند؛ از جمله از سوداگری‌ در عرصه سیاست و قاچاق و جمع‌ ثروت‌ از راه‌ غارت‌ و چپاول‌ و سرقت‌.

این‌ وضعیت‌ اندوه‌بار جزای‌ کسانی‌ است‌ که‌ به‌ قومیت‌ عربی‌ معتقدند و قومیت‌گرایی را مبنا و معیار می‌دانند؛ همان‌ها که‌ برای مسئله فلسطین، ده‌ سال‌ حملات‌ اسرائیل‌ را تحمل‌ کردند و سرانجام،‌ در کنار مقاومت‌ فلسطین، رو در روی‌ دولت‌ و ارتش‌ خود ایستادند، تا جایی‌ که‌ حاکمیت‌ مشروع‌ دولت‌ از سرزمین‌ آنان‌ رخت‌ بربست‌ و سپس،‌ اسرائیل‌ به‌ بهانه‌ نبرد با مقاومت با هواپیماها و بمب‌های‌ خوشه‌ای‌ وارد شد و جهنمی‌ پدید آورد و کشتارهای‌ هولناک‌ به‌ راه‌ انداخت.

این‌ دور باطل‌ تکرار می‌شود. جهانیان‌ تماشاچی‌اند. حتی‌ اعراب‌ به‌ تماشا ایستاده‌اند. جهان‌ قطعنامه‌ صادر می‌کند و برای‌ نجات‌ آنان‌ به‌ جنوب‌ می‌آید. مصیبت‌ اهالی‌ جنوب‌ از هر مصیبتی‌ فراتر است. هیچ‌کس‌ از آنان‌ سخن‌ نمی‌گوید و با آنان‌ همدردی‌ نمی‌کند و آنان‌ را احساس‌ نمی‌کند، بلکه‌ آن‌ها باید چنین‌ کنند.

و اکنون‌ سخن‌ از شهرک‌ها و شهرک‌‌سازی‌ها و… به‌ میان‌ آمده‌ است. شما را به‌ غیرت‌ عربی‌ و اسلامی‌ که‌ در وجودتان‌ سراغ‌ دارم، و به‌ محبتی‌ که‌ در دیدارهایمان‌ در وجود شما احساس‌ کردم، و به‌ هزار و یک‌ علت، از شما می‌خواهم‌ که‌ بنویسید و سخن‌ بگویید تا اندکی‌ از رنج‌ این‌ مردم‌ و از رنج‌ لبنان‌ که‌ به‌ شدت‌ تحت‌تأثیر مصیبت‌ جنوب‌ قرار دارد، کاسته‌ شود.

حضرت امام، دل‌های‌ همه‌ ما برای‌ لبنان‌ می‌تپد و چه‌بسا این‌ پایین‌ترین‌ مرتبه‌ ایمان‌ باشد، اما چنان‌که‌ گفته‌ایم‌ و می‌گوییم‌ و در وقایع‌ لبنان‌ مشاهده‌ کرده‌ایم، باید سیاستمداران‌ لبنانی خود به‌ حکم‌ وجدان‌ خویش‌ درباره‌ آنچه‌ در کشورشان‌ روی‌ می‌دهد، سخن‌ گویند؛ هرچند تیغ‌ سانسور سوریه رسانه‌های‌ لبنان‌ را زیر نظر دارد. در جهان‌ عرب‌ نیز آنان‌ که‌ خاموش‌ مانده‌اند، باید سخن‌ گویند و حقایق‌ لبنان‌ را با صراحت‌ برای‌ جهان‌ عرب‌ بازگویند، زیرا به‌ باور من‌ تا زمانی‌ که‌ اعراب‌ با هم‌ به‌ صراحت‌ سخن‌ نگویند و از مسائل‌ حساسیت‌برانگیز پرهیز نکنند و مواضع‌ خود را آشکار بیان‌ نکنند، خیر و نیکی‌ نصیب‌ آنان‌ نخواهد شد. به‌ عقیده‌ من‌ این‌ها همه‌ سرآغاز حل‌ مشکل‌ جنوب‌ لبنان، یا به‌ تعبیر بهتر، مشکل‌ سراسر لبنان‌ خواهد بود. خداوند شما را موفق‌ بدارد و پیکار و مبارزه‌ شما در راه‌ لبنان‌ را برکت‌ عطا کند.

سند شماره 19-05-78

موضوع: نامه‌ - اعراب‌ ناتوان از نجات‌ برادری‌ که‌ همواره‌ دلش‌ برای‌ آنان‌ می‌تپد

مکان و تاریخ: بیروت‌

مناسبت: انتخاب‌ آقای‌ علی‌ حمدی‌ الجمال‌ به‌ ریاست کانون‌ نویسندگان‌

منبع: روزنامه‌ الاهرام‌ چاپ‌ قاهره، 19/5/1978

متن

این سند شامل دو بخش است:

1. بخشی از نامه امام صدر

2. پاسخ علی حمدی الجمال به نامه امام

1. گزیده ای از نامه امام صدر

اخبار درگذشت‌ مرحوم‌ استاد السباعی‌، رئیس‌ سابق‌ کانون‌ نویسندگان،‌ و سپس‌ انتخاب‌ جناب‌عالی را‌ به‌ جای‌ ایشان‌ پیگیری‌ می‌کردم‌ و استمرار خدمات‌ شما به‌ اندیشه جهان‌ عرب و خودداری‌ شما از معامله‌ بر سر ارزش‌ها را شاهد بودم، همان‌ مصیبتی‌ که‌ نوعی‌ شرک‌ به‌ خدا و پرستش‌ انسان‌ها به‌ شمار می‌آید. خداوند شما را از هر شر‌ و بدی‌ مصون‌ بدارد.

آری، این‌ همه‌ را از نزدیک‌ شاهد بودم، اما چه‌ کنم‌ که‌ رنج‌ و محنت‌ بزرگ‌ لبنان‌ و خطرهایی‌ که‌ سراسر کشور، به‌ ویژه‌ جنوب‌، را تهدید می‌کند و آینده‌ را در معرض‌ خطر قرار می‌دهد، مرا از ادای وظیفه‌ در قبال‌ شما بازداشته‌ و بازمی‌دارد.

برادرم، چه‌ باید کرد؟ تفرقه‌ و ازهم‌گسیختگی جهان‌ عرب‌ را از پا درآورده‌ و منافع‌ موهوم‌ شخصی به‌ انگیزه‌ اصلی‌ تبدیل‌ شده‌ است. اسرائیل، لبنان‌ را اشغال‌ می‌کند و سازمان‌ ملل قطعنامه‌هایی‌ تصویب‌ می‌کند و از سراسر جهان نیروهایی‌ به‌ لبنان‌ اعزام‌ می‌کند، در حالی‌‌که‌ لبنان‌ در آتش‌ اختلافات‌ داخلی‌ گرفتار شده که‌ از اختلافات‌ میان‌ اعراب‌ نشئت‌ می‌گیرد و از اتخاذ موضع‌ ناتوان‌ است. اعراب‌ با هم‌ اختلاف‌ دارند و از اقدام‌ برای‌ نجات‌ برادری‌ عاجز مانده‌اند که‌ قلبش‌ همواره‌ برای‌ آنان‌ می‌تپیده است.

اسرائیل‌ تا نوار مرزی‌ یا کمربند امن‌ عقب‌نشینی‌ کرده‌ و بار دیگر برخورد میان‌ مقاومت‌ فلسطین‌ و نیروهای‌ بین‌المللی‌ براثر بی‌انضباطی‌ برخی‌ عناصر یا به‌ تحریک‌ برخی‌ دوستان، آغاز شده‌ و این‌ درگیری‌ها بهانه‌ اسرائیل‌ برای‌ ماندن‌ در مرزها یا پیشروی‌ دوباره‌ پس‌ از عقب‌نشینی‌ نیروهای‌ بین‌المللی‌ خواهد بود، یا چه‌‌بسا، این‌ نیروها هم‌ به‌ مقابله‌ با مقاومت‌ فلسطین‌ برخیزند و نبردی‌ بین‌المللی، همانند آنچه‌ در کره‌ پدید آمد، در جنوب‌ تکرار شود.

2. پاسخ آقای علی حمدی الجمال

حضرت‌ امام، این‌ نخستین‌ بار نیست‌ که‌ از شما در این‌‌باره‌ می‌شنوم. بارها با یکدیگر درباره‌ وقایع‌ جنوب‌ سخن‌ گفته‌ایم‌ و همه‌ پیش‌بینی‌های‌ شما درباره‌ جنوب به‌درستی‌ تحقق‌ یافت؛ چنان‌که‌ گویی‌ شما از غیب‌ آگاهی‌ دارید. من‌ هنوز هم‌ درباره‌ علل‌ و عوامل‌ حوادث‌ جنوب‌ بر نظر پیشین‌ خود پابرجا هستم‌ و با وجود آنکه‌ نظرم‌ را شفاهی در ملاقات‌های‌ گذشته‌ برای‌ شما بازگو کرده‌ام، اکنون‌ نیز آن‌ را کتباً اعلام‌ می‌کنم.

بیشتر سیاستمداران‌ لبنان‌، که‌ خدای‌ از آنان‌

ناکرده‌ وقت‌گذرانی‌ و بی‌توجهی‌ را نمی‌پذیرند. به‌ امید آنکه‌ روابط‌ و نامه‌نگاری‌ منظم‌ خود را با دفتر امور دانشجویان‌ در مجلس‌ اعلا حفظ‌ کنی‌ و عذر ما را به‌ سبب‌ تأخیری‌ که‌ پیش‌ آمد، بپذیری؛ و به‌ یاد داشته‌ باشی‌ که‌ همکاری‌ و کمک‌ ناچیز ما درحد توانمان‌ بود و بیش‌ از آن‌ در توان‌ نداشتیم.

در پایان، به‌ امید آنکه‌ در از بین‌بردن‌ جهل‌ و عقب‌ماندگی‌ و رفع‌ شبهات‌ و انحرافات‌ و کج‌رفتاری‌ها از میان‌ برادرانت‌ ما را یاری‌ دهی‌ و به‌ یاری‌ خداوند، زبان‌ حق‌‌گو، قلم‌ حق‌نگار، گام‌ استوار و امید آینده‌ جنوب‌ و لبنان‌ و خانواده‌ و دوستان‌ خود باشی. به‌ امید دیدار، تو را به‌ خداوند رحمان‌ و رحیم‌ می‌سپارم.والسلام‌ علیکم‌ و رحمة‌الله و برکاته.

15/5/1978

برادرت، موسی صدر

با حملات‌ تحقیرکننده چریک‌های‌ اسرائیل‌ کسب‌ کرده‌ بودیم.

بیگانه‌ و آشنا، منافع‌ سرزمین‌ ما، جنوب‌ عزیز، را نادیده‌ گرفتند و دشمن‌ اسرائیلی‌ و متحدان‌ او با توسل‌ به‌ بهانه‌های‌ واهی، توطئه‌ کردند و جنوب‌ را به‌ اشغال‌ خود درآوردند.

فرزندان‌ جنوب‌ که‌ حتی‌ از داشتن‌ پناهگاه‌ و ابزارهای‌ دفاعی‌ ساده‌ محروم‌ بودند، با فروتنی‌ و با قهرمانی‌های‌ کم‌نظیر، چون‌ حسین‌‌(ع)، به‌ دفاع‌ برخاستند. قهرمانی‌ و رشادت‌ آنان‌ حتی‌ در رسانه‌های‌ محلی، عربی‌ و بین‌المللی‌ منعکس‌ نشد. صدهاتن‌ از آنان‌ به‌ شهادت‌ رسیدند.

اما هجوم‌ دشمن‌ بس‌ سهمگین‌ بود، هواپیماهای‌ اف ‌15 و اف ‌16 و بمب‌های‌ خوشه‌ای‌ برای‌ نخستین‌بار در تاریخ‌ استفاده‌ شد. جهنمی‌ پُرشَرر پدید آمد و اهالی جنوب، زن‌ و کودک‌ و غیرنظامی، ناچار به‌ مهاجرت‌ شدند و به‌ ناحق‌ از دیار خود آواره‌ گشتند.

نمی‌خواهم‌ از مواضع‌ سرزنش‌آمیز و ملامت‌گرانه‌ برخی‌ هم‌وطنان‌ سخن‌ بگویم، زیرا همزیستی‌ موجود در لبنان‌ را ودیعه‌ای‌ تاریخی‌ و جهانی و تقدیر و رسالت‌ خویش‌ می‌دانیم‌ و به‌ آن‌ پایبند و متعهدیم، حتی‌ اگر این‌ پایبندی‌ یک‌‌طرفه‌ باشد. اما لازم‌ می‌دانم‌ بر این‌ نکته‌ تأکید کنم‌ که‌ وظیفه‌شناسی‌ و مسئولیت‌پذیری‌ ملی‌ و قومی‌ ما و پایبندی‌ ما به‌ سرزمین‌ پاک‌ خویش، فراتر از وصف‌ و بیان‌ بوده‌ است و آوارگی ظالمانه در آن خدشه‌ای وارد نکرده است.

اکنون،‌ اسرائیل‌ در نوار مرزی‌ حضور دارد و برخی‌ از گروه‌های‌ تندرو نیز با نیروهای‌ حافظ‌ صلح‌ بین‌المللی‌ درگیر شده‌اند که‌ همین‌ امر بهانه‌ای‌ برای‌ ماندن‌ اسرائیل‌ خواهد بود.

چه‌ بسا خدای‌ ناکرده،‌ مشکلات‌ دیگری‌ نیز پدید آید که‌ از چگونگی‌ و ابعاد آن‌ بی‌خبریم.‌ از این رو، با جدیت‌ و اصرار، می‌خواهیم که قطعنامه‌های ‌425 و 426 شورای‌ امنیت‌ اجرا شود و بر گسترش‌ حاکمیت‌ و سیطره‌ دولت‌ لبنان‌ در همه‌ مناطق‌ کشور تأکید داریم، تا دیگر برای‌ اسرائیل‌ عذر و بهانه‌ای‌ باقی‌ نماند.

آزادسازی‌ جنوب‌ از اشغال‌ اسرائیل‌ و مزدوران‌ آن‌ را وظیفه‌ لبنانیان‌ می‌دانیم‌ و با تمامی‌ ابزارهای‌ دیپلماتیک، سیاسی، تبلیغاتی‌ و حتی‌ نظامی‌ برای‌ تحقق‌ آن‌ تلاش‌ می‌کنیم. این‌ کار فقط وظیفه‌ ماست‌ و برادران‌ ما در کشورهای‌ عربی‌ نیز باید از ما حمایت‌ کنند، نه‌ اینکه‌ به‌ جای‌ ما وارد عمل‌ شوند و برای‌ آزادی‌ سرزمین‌ ما و در خاک‌ ما بجنگند.

اوضاع‌ سیاسی‌ به‌طور کلی‌ براثر وضعیت‌ جنوب‌ بحرانی‌ است‌ و علت‌ آن، تفکرات‌ سیاسی‌ عقب‌مانده‌ و رشدنیافته‌ای‌ است‌ که‌ ظاهراً‌ تغییر نکرده‌ و نخواهد کرد. به‌ هر تقدیر، ما به‌ یاری‌ خداوند و با همت‌ مردان‌ و جوانان‌ خویش، موضوع‌ را با‌ آگاهی‌ و دوراندیشی‌ مسئولانه‌ پیگیری‌ خواهیم‌ کرد و خداوند، یاریگر و توفیق‌دهنده‌ است.

فرزند عزیز، این‌ مختصر را بدان‌ سبب‌ نوشتم‌ که‌ با وجود این‌ همه‌ تبلیغات‌ گمراه‌کننده، از مواضع‌ صحیح‌ برادرانت‌ در لبنان‌ آگاه‌ شوی‌ و مطابق‌ با قوانین‌ و مقررات‌ کشوری‌ که‌ اکنون‌ به‌ تو خدمات‌ دانشگاهی‌ ارائه‌ می‌کند، برای‌ اطلاع‌رسانی، روشنگری‌ و تبیین‌ بیطرفانه و آرام حقیقت، تلاش‌ کنی‌ تا نگاه‌ جهانیان‌ به‌ دیدگاه‌ها و مواضع‌ ما معطوف‌ شود؛ و نیز با تمام‌ توان‌ در راه‌ کسب‌ علم‌ و تجربه‌ بکوشی‌ و پس‌ از آن‌ به‌ کشور خود بازگردی، زیرا همگان‌ چشم‌ به‌ راه‌ تو هستند و کم‌کاری‌ یا خدای‌

سند شماره 15-05-78

موضوع: نامه‌ - خواهان اجرای قطعنامه‌های 425 و 426 شورای امنیت سازمان ملل هستیم

مکان و تاریخ: بیروت، 15/5/1978

مناسبت: یکی‌ از دانشجویان‌ لبنانی‌ به‌ نام‌ هاشم‌ طه‌ (از اهالی‌ صیدا) که‌ در دوسلدروف‌ آلمان‌ مشغول‌ تحصیل‌ بود، در نامه‌ای‌ خطاب‌ به‌ امام‌ موسی‌ صدر، پرسش‌هایی‌ درباره‌ اوضاع‌ داخلی‌ لبنان‌ و موضع‌ ایشان‌ در قبال‌ نیروهای‌ حافظ‌ صلح‌ بین‌المللی‌ مطرح‌ کرده‌ بود و امام‌ در این‌ نامه‌ به‌ پرسش‌های‌ وی‌ پاسخ‌ دادند.

منبع: آرشیو مجلس‌ اعلای‌ شیعیان‌ (تصویر نامه‌ که‌‌ امام‌ امضا کرده‌ است.)

متن

فرزند گران‌مایه‌ و امید آینده‌ کشور، سلام‌ و درود و برکات‌ خداوند بر تو و خانواده‌ ارجمند و کشورت‌ که‌ از دوست‌ و دشمن‌ زخم‌ خورده‌ و بازگشت‌ سرافرازانه‌ و مصمم‌ تو را چشم‌ به‌ راه‌ است.

وقایع‌ دردناکی‌ که‌ سراسر لبنان و به‌ویژه‌ سرزمین‌ ما و اهالی‌ آن‌ را در بر‌گرفته‌ است، موجب قطع‌ ارتباط‌ ما با تو و دوستانت‌ گردیده‌ بود، زیرا‌ متأسفانه‌ بخش‌های‌ مختلف‌ مجلس‌ اعلا قادر به‌ پیگیری‌ فعالیت‌های‌ خود نبودند. اما اکنون،‌ پس‌ از سامان‌دهی‌ امور بخش‌ها و زیرمجموعه‌ها، به‌ویژه‌ دفتر امور دانشجویان، و پس‌ از بهبود نسبی‌ اوضاع، بر آن‌ شدم‌ که‌ خطاب‌ به‌ تو بنویسم‌ و پس‌ از ابلاغ‌ درود و دعای‌ خیر، از باب‌ تذکر و یادآوری، شرح‌ مختصری‌ از اوضاع‌ کل‌ کشور را بازگویم‌ و بر این‌ نکته‌ تأکید کنم‌ که‌ کشور، هم‌کیشان، خانواده‌ و آینده‌ای‌ درخشان‌ در انتظار تو هستند و به‌ بازگشت‌ تو چشم‌ دوخته‌اند تا با کوله‌باری‌ از توانایی، فرهنگ‌ و تجربه، بازآیی‌ و بر زخم‌ وطن‌ مرهم‌ گذاری‌ و برادران‌ نیکوکارت‌ را در مسیر پیشرفت‌ و ترقی‌ یاری‌ دهی؛ همان‌ها که‌ همه‌چیز خود را تقدیم‌ کردند، اما از داشتن‌ همه‌چیز محروم‌ ماندند.

تندباد توطئه‌ بزرگ‌ و ناجوانمردانه‌ داخلی، اسرائیلی‌ و بین‌المللی‌ همچنان‌ لبنان‌ را درمی‌نوردد و برادران‌ عرب، ما را و این‌ صحنه‌ را با دیدگان‌ خواب‌آلود می‌نگرند؛ و اگر برخی‌ موضع‌گیری‌های‌ شرافتمندانه‌ در جهان‌ عرب‌ نبود، آدمی‌ را این‌ گمان‌ به‌ ذهن‌ می‌رسید که‌ آنان‌ نیز در توطئه‌ شریک‌ یا تماشاچی‌اند.

نابودکردن‌ همزیستی‌ در لبنان‌ برای منافع‌ رژیم‌ صهیونیستی، انتقام‌گیری‌ از لبنان‌ و عرب‌ها، ضربه‌‌زدن‌ به‌ مقاومت‌ فلسطین‌ و منحرف‌‌کردن‌ افکار عمومی‌ جهان‌ عرب‌ و سوریه و دامن‌زدن‌ به‌ مسئله‌ اقلیت‌های‌ دینی، فقط برخی‌ از اهداف‌ این‌ توطئه‌ بوده‌ است، و موضوع‌ اخیر (مسئله‌ اقلیت‌ها) شیعیان را هدف‌ قرار داده‌ است‌ و این‌ در حالی‌ است‌ که‌ شیعیان‌ بیش‌ از دیگر مردم لبنان‌ از تجزیه‌ کشور متضرر خواهند شد.

درد و رنجی‌ را متحمل‌ شدیم‌ که‌ از حد و اندازه‌ فزون‌ است، زیرا برای‌ مقاومت‌ در برابر بخش‌ جدیدی‌ از توطئه، یعنی‌ هجوم‌ نظامی،‌ آمادگی‌ نداشتیم. اما میهن‌ را کاملاً‌ باور داشتیم و این‌ باور را می‌توان‌ از مناطق‌ و محله‌های‌ ما در جنوب‌ و از آماده‌نبودن‌ قبلی‌ ما در بُعد نظامی به‌خوبی‌ دریافت. تمام‌ توان‌ ما، امکانات‌ و آمادگی‌ مختصری‌ بود که‌ برای‌ مقابله‌