ماه شعبان است که اطراف آن را به رحمت و خشنودی خود پوشاندی.
الَّذی کانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِه وَسَلَّمَ، یَدْاَبُ فی صِیامِهِ وَقِیامِهِ.
آن ماهی که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله و سلم کوشش بسیار داشت در روزه و شب زندهداریاش.
فی لَیالیهِ وَاَیَّامِهِ، بُخُوعاً لَکَ فی اِکْرامِهِ وَاِعْظامِهِ، اِلی مَحَلِ حِمامِهِ.
هم در شبها و هم در روزهایش، به خاطر فروتنی در برابر تو درمورد گرامی داشتن و بزرگ داشتنش تا هنگام مرگش.
اَللّهُمَّ فَاَعِنَّاعَلَی الْأِسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ، وَنَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ.
خدایا پس ما را کمک ده تا روش او را در این ماه پیروی کنیم و ��ه شفاعتی که نزد اوست برسیم.
اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لی شَفیعاً مُشَفَّعاً وَطَریقاً اِلَیْکَ مَهیَعاً، وَاجْعَلْنی لَهُ مُتَّبِعاً.
خدایا او را برای من شفیعی پذیرفته قرار ده و راهی به سویت که هموار باشد و مرا پیرو او گردان.
حَتّی اَلْقاکَ یَوْمَ الْقِیامَةِ عَنّی راضِیاً، وَ عَنْ ذُنُوبی غاضِیاً، قَدْ اَوْجَبْتَ لی مِنْکَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ.
تا به جایی که در روز قیامت تو را در حالی دیدار کنم که از من خشنود باشی و گناهانم را نادیده گیری و برای من از جانب خود رحمت و خشنودی را واجب کرده باشی.
وَاَنْزَلْتَنی دارَ الْقَرارِ وَمَحَلَّ الْأَخْیارِ.
و مرا در خانه همیشگی (بهشت جاویدان) و منزلگاه نیکان فرود آری.
***
این عبارتهای دعای شعبان و درودهایی که به پیامبر(ص) و خاندان ایشان فرستاده میشود، نشاندهنده جایگاه آنان و خدمات و تأثیرگذاریهای آنان است. این جملات، با توجه دادن انسان به جایگاه و شخصیت این بزرگان، عواطف او را برمیانگیزد و این عاطفه غالباً در پیروی و عمل به سیره آنان تجسم مییابد.
دعا با درود و صلوات آغاز میشود و سپس از خدا آنچه خیر و صلاح است، درخواست میکند. انسان در هر روزی که از ماه شعبان سپری میشود، این جملات را که سراسر خیر و برکت است، خطاب به خدا میگوید. خیر و ص��اح تنها آنگونه نیست که انسان برای خود میخواهد. این دعاها به ما نشان میدهد که چگونه خیر و صلاح بخواهیم. همانطور که شنیدید، در قسمت نخست دعا، از خدا میخواهیم: «مواسات و همدردی با کسانی را که رزق خود را بر آنان تنگ گرفتهای، روزیام گردان، از آن رو که از فضل خود به من گشایش عطا کردهای و رحمت خود را بر من گستراندهای.» خیر و صلاح در این نیست که مال و رحمت و خیر را تنها برای خود طلب کنی، بلکه در این است که نخست مواسات با کسانی را بخواهی که روزیشان تنگ است؛ یعنی مواسات با فقیر و محروم و نادان و انسانهای زحمتکش و رنجدیده، چراکه خدا از فضل خود به شما گشایش داده و رحمت خود را بر شما گسترانده است.
این دعا به ما میآموزد که اگر خیر و برکت میخواهی، در این نیست که همه خیرها و برکتها را برای خود طلب کنی. نه، برعکس، خیر در این است که احساس همدردی داشته باشی و از آنچه خدا به تو داده است، انفاق کنی. اگر امکانات مالی داری، به کسی که امکانات مالی ندارد، کمک کن. اگر امکانات تجربی و علمی داری، به کسی که به آنها
دعای ماه شعبان (بخش اول)
﴿ بسم الله الرحمن الرحیم ﴾
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد.
خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد.
شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ، وَمَوْضِعِ الرِّسالَةِ، وَمُخْتَلَفِ الْمَلائِکَةِ.
درخت نبوت و جایگاه رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان.
وَمَعْدِنِ الْعِلْمِ، وَاَهْلِ بَیْتِ الْوَحْیِ.
و معدن دانش و خاندان وحی.
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد و آل مُحَمَّد.
خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد.
الْفُلْکِ الْجارِیَةِ، فِی اللُّجَجِ الْغامِرَةِ، یَأْمَنُ مَنْ رَکِبَها، وَیَغْرَقُ مَنْ تَرَکَهَا،
کشتی جاری در اقیانوسهای بیکران. هر که سوار آن کشتی گردد ایمن شود و کسی که آن را واگذارد، غرق شود.
الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ، وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللّازِمُ لَهُمْ لاحِقٌ.
هر که بر ایشان تقدم جوید، از دین بیرون رفته و کسی که از ایشان عقب ماند، به نابودی گراید ولی ملازم ایشان خواهد رسید.
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآل�� مُحَمَّد، الْکَهْفِ الْحَصینِ.
خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد، آن پناهگاه محکم.
وَغِیاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَکینِ، وَمَلْجَأِ الْهارِبینَ، وَعِصْمَةِ الْمُعْتَصِمینَ.
و فریادرس بیچاره درمانده و پناهِ گریختگان و دستاویز محکم برای وسیلهجویان.
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، صَلوةً کَثیرَةً تَکُونُ لَهُمْ رِضاً.
خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد درود بسیاری که موجب خشنودی ایشان گردد.
وَلِحَقِ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد اَداءً وَقَضآءً، بِحَوْل مِنْکَ وَقُوَّة یا رَبَّ الْعالَمینَ.
و حق محمد و آل محمد ادا گشته و وظیفه ما ادا شده باشد، به حول و قوه تو ای پروردگار عالمیان.
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، الطَّیِّبینَ الْأَبْرارِ الْأَخْیارِ.
خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد، آن پاکان نیکوکار برگزیده.
الَّذینَ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ، وَفَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَوِلایَتَهُمْ.
آن کسانیکه حقوقشان را واجب کردی و اطاعت و دوستیشان را واجب نمودی.
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَاعْمُرْ قَلْبیبِطاعَتِکَ، وَلا تُخْزِنی بِمَعْصِیَتِکَ.
خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و دل مرا به اطاعت خود آباد کن و به وسیله نافرمانیات رسوایم مکن.
وَارْزُقْنی مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِکَ بِما وَسَّعْتَ عَلَیَّ مِنْ فَضْلِکَ.
و روزی من گردان که کمک مالی دهم به کسی که روزیات را بر او تنگ کردی، از آن جهت که از فضل خویش بر من فراخ گرداندی.
وَنَشَرْتَ عَلَیَّ مِنْ عَدْلِکَ، وَاَحْیَیْتَنی تَحْتَ ظِلِّکَ،
و بر من از عدل خویش گستردی و مرا در زیر سایهات زنده داشتی.
وَهذا شَهْرُ نَبِیِّکَ سَیِّدِ رُسُلِکَ.
و این ماه پیمبرت و آقای رسولانت است.
شَعْبانُ الَّذی حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ.
ما احاطه نداشته باشد؟ در مغازه و در مزرعه و در غربت و در وطن چطور؟ او با ماست هر کجا که باشیم. پس چرا ما همیشه با او نباشیم. چرا او را فراموش میکنیم. میتوانیم در همه کارهایمان او را قصد کنیم و او نیز از ما میپذیرد. هریک از ما میتواند کاری کند که زندگیاش از ابتدا تا هنگام مرگ یک سجده باشد. آیا این زیباترین نوع زندگی نیست؟ آیا این زندگی سودمندتر نیست؟ با این نگاه، انسان آرامش مییابد، رنج نمیبرد، زیاد از دیگران توقع و انتظار ندارد، زیاد از دیگران کینه به دل نمیگیرد، دل او پاک و باصفا میشود و از کار و تلاش بسیار خسته نمیشود.
پیامبر(ص) فرمودهاند و از امام حسین(ع) نیز نقل شده است که «مصیبت بر من آسان است، زیرا در برابر چشمان توست؛ چشمانی که به خواب نمیرود.» وقتی به شخصی ستمی میشود و او احساس میکند و میداند که خدا او را میبیند، دیگر نمیترسد، زیرا خود را در برابر چشمان خداوند، که هرگز به خواب نمیرود، میبیند و از این رو، تلخی ظلم و ستم را احساس نمیکند، درد کینهتوزی دیگران را احساس نمیکند، دیگر زیاد کینه نمیورزد، از کار خود خسته نمیشود، و سختی هجرت و غربت او را درمانده نمیکند. وقتی همه کارها رنگ عبادت پیدا کند، انسان آرامش بسیاری مییابد.
این نوع نگرش، آثار و نتایج دیگری نیز دارد. ادامه دهیم؟
ادامه دهید، جناب امام.
الآن ساعت چند است؟ ده و نیم؟
ادامه دهید، جناب امام.
انشاءالله شب آینده و شبهای آینده، جلساتی معنوی به همین شکل خواهیم داشت. شب همگی به خیر. موفق باشید.
آیه میخوانیم: هرکس در آسمانها و هرکس که در زمین است، خدا را سجده میکند. در زمین چه کسی است؟ انسان. اینطور نیست؟ «من» برای موجود «عاقل» به کار میرود که منظور انسان است، ولی چطور در ابتدای آیه میگوید: «هرکس که در زمین است، خدا را سجده میکند.» یعنی همه انسانها سجده میکنند، ولی در ذیل آیه میگوید: «و بسیاری از مردم.» آیا این تناقض است؟
خدا برتر از آن است که تناقضگویی کند. پاسخ این است که منظور از «من فی الارض» جنبه زمینی بشر است و منظور ��ز « ﴿ و کثیر من الناس ﴾ » جنبه انسانی و روحی بشر. جنبه زمینی یعنی جسم و بدن ما. سجده بدن ما چگونه است؟ به حرکت منظم قلب، حرکت منظم روح و نفس، حرکت منظم نبض، حرارت بدن، تندرستی، تبعیت بدن از فرمانها و قوانین طبیعی. سجده بدن به این است؛ سجده بدن یعنی انجام دادن کارهای مادی. قرآن از ما میخواهد که در مقام بشر و در مقام انسان، حقیقتاً و شرعاً در برابر خدا سجده کنیم، یعنی در خط خدا حرکت کنیم، در خطی که آفریدگار هستی و آفریدگار انسان برای ما ترسیم کرده است.
بنابراین، انسان میتواند همه نیازهای خود را از راه تجارت و کشاورزی و مهاجرت و کار، در مقام معلم یا منشی برآورده کند و در عین حال، همه این کارها عبادت باشد. شخصی به امام علی بن الحسین زینالعابدین(ع) گفت: سرورم، من به دنیا مشغول شدهام. امام از او پرسید: این دنیا چیست؟ گفت: من مشغول تجارت هستم. امام(ع) پرسید: هدف تو از تجارت چیست؟ گفت: میخواهم سودی ببرم تا نیازهای همسر و فرزندانم را تأمین کنم و به همسایگانم احسان کنم و با خویشانم رفت و آمد کنم و به نیازمندان شهرم کمک کنم. امام به او فرمود: به خدا سوگند، این دنیا نیست؛ این همان آخرت است. این نوع تجارت، عبادت است و بازار مؤمنان همچون مسجد آنان است. در حدیث آمده است: «مسجد زن خانهاش است.» از این حدیث چه میفهمید؟ آیا از رفتن زنان به مسجد جلوگیری کنیم؟ نه! اینکه «مسجد زن خانهاش است» یعنی خدمت و کار زن در خانه، همچون سجده و عبادت است. زن وقتی جارو میزند، نظافت میکند، شستوشو میکند، کودکان را شیر میدهد، تربیت میکند و دیگر کارهای خود را انجام میدهد نیز خدا را عبادت میکند. اگر در کارهایش اخلاص داشته باشد و نیت او مصلحت عمومی باشد، خدا را از رهگذر بندهاش، یعنی شوهر خود، خدمت کرده است. در حدیث شریف آمده است: «جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است.» زن میتواند در خانهاش، با هر گامی که برمیدارد و در هر حالتی، خدا را سجده کند؛ با هر کلمهای که به فرزندش میآموزد یا هنگامی که او را تربیت میکند یا خانه را تمیز میکند یا غذا آماده میکند یا از خستگی او میکاهد، در هریک از این حالتها، میتواند در برابر خداوند سجدهگزار باشد.
همچنانکه در بازار نیز انسان میتواند با هر معامله، هر کلمه، هر سفر و هر خرید و فروش، خدا را عبادت کند و در برابر او سجده گزارد. این همان شیوهای است که دین از ما میخواهد تا بر اساس آن زندگی کنیم. « ﴿ وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللهُ الدَّارَ الاخِرَةِ ﴾ .»[374] دین از ما میخواهد که در فعالیتهایمان احساس کنیم که ما در خط خدا هستیم. چه زمانی ما در محضر خدا نیستیم؟ آیا ساعتی از شب یا روز هست که خدا به
[374]. «در آنچه خدایت ارزانی داشته، سرای آخرت را بجوی.» (قصص، 7)
تفاوت دارد. آنان با خدا خلوت میکنند و هیچ کاری انجام نمیدهند و تنها با قلبهایشان به سوی خدا توجه میکنند، یعنی ریاضت روحی میکشند. برخی از مردم اینگونه عبادت میکنند و تنها به توجه روحی میپردازند، ولی در نماز، توجه روحی به خداوند به همراه فعالیتهای جسمی است. انسان با تمرین میتواند بهگونهای شود که با قلبش به سوی خداوند توجه داشته باشد و در عین حال کاری نیز انجام دهد. همین شیوه را وقتی در بازار هستیم عملی میکنیم. من میتوانم خرید و فروش کنم، ولی در دل خود نیت کنم که این خرید و فروش برای خدمت به عموم و خدمت به عیال خدا و خدمت به خدا باشد. میتوانم درخت را به نیت خدمت به عموم بکارم. پیامبر(ص) به ابوذر فرموده است: «فَلتَجعَل لَکَ مِن کُلِّ عَمَل نِیَّةً حَسَنَةً حَتّی النَّومَ وَالأکلَ» (در هر کاری، حتی در خوردن و خوابیدن، برای خود نیتی نیک قرار ده.) یعنی پیامبر(ص) میخواهد انسان بهگونهای باشد که حتی خوابیدن او پس از طهارت و وضو باشد و در جای حلال بخوابد و نیت او این باشد که جسمش استراحت کند تا برای ادامه فعالیت و تکمیل رسالت آماده شود. میخواهد انسان بهگونهای باشد که حتی در هنگام خوردن، نیت او این باشد که از مال حلال بخورد تا نیرو پیدا کند و توان خود را بازیابد و کار و وظیفه خود را در خدمت به بشر ادامه دهد و تجارت کند، درس بخواند، معالجه کند، مسافرت کند و... انسان در همه کارهایش میتواند قصد تقرب به خدا داشته باشد. چگونه توانستیم به این نگرش برسیم و به آیه « ﴿ وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللهُ الدَّارَ الاخِرَةِ ﴾ .»[372] عمل کنیم؟ از رهگذر نماز توانستیم به این نگرش برسیم. از رهگذر نماز این نوع زندگی را تجربه کردیم.
بنابراین، انسان همانگونه که خدا نیز از او چنین میخواهد، میتواند در کارهای مادی خود مانند بازرگانی، کشاورزی، تدریس، مسافرت، خوردن و نوشیدن [نیت خیر داشته باشد.] خداوند انسان را از پرداختن به این کارها بازنمیدارد. خدا انسان را نیازمند به این امور آفریده است. همانگونه که احساس گرسنگی نعمتی از جانب خداوند است، خوردن نیز نعمتی از سوی خداوند است. همانگونه که احساس تشنگی نعمتی از جانب خداوند است، آب نیز از نعمتهای الهی است. همانگونه که احساس نیاز زن به مرد و مرد به زن، نعمتی از سوی خداست، برآورده کردن این نیاز نیز نعمت است. همه این امور مقدس است و از نعمتهای خداوند به شمار میآید. اگر در این امور به حلال بسنده کنی و از حد تجاوز نکنی و از مسیر حق منحرف نشوی، خداوند نهتنها تو را از آنها نهی نمیکند، بلکه به آنها فرمان میدهد و حتی بالاتر از آن، آنها را سجده در برابر خود میخواند. آیا میخواهید این مطلب را برایتان ثابت کنم؟ پس به این آیه گوش دهید: « ﴿ أَلَم تَرَ أَ��َّ اللهَ یَسْجُدُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الارْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَکَثِیرٌ مِّنَ النَّاسِ ﴾ .»[373] سجده یعنی نهایت فروتنی و فرمانبری. خورشید در برابر خداوند، فروتن است و مطیع اوست و به اندازه سر مویی از نقش خود در جهان هستی تخلف نمیکند. درمورد ماه و ستارگان و درختان و حیوانات نیز همینگونه است، که درباره این بحث شبی دیگر صحبت خواهیم کرد. مهم این دو نکته است که در ابتدای
[372]. «در آنچه خدایت ارزانی داشته، سرای آخرت را بجوی.» (قصص، 77)
[373]. «آیا ندیدهای که هرکس در آسمانها و هرکس که در زمین است و آفتاب و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم خدا را سجده میکنند.» (حج، 18)
نمیگیرید؟ این طبیعی است که انسان از همسایه و دوست خود تأثیر بپذیرد و این امری ثابت است.
وقتی ما همصحبت خدا شویم، آیا صفات خدا را نمیگیریم؟ آیا اخلاق خدایی پیدا نمیکنیم؟ در شب اول نیز این مطلب را گفتیم. فردی که بین او و خدا همصحبتی و همنشینی وجود دارد، صفات خدا را پیدا میکند: قوی، شکستناپذیر، مهربان، روزیدهنده، عالم و عادل میشود. نماز این ویژگیها و صفات نیک را به ما میدهد. بنابراین، تا اینجا به سه تأثیر نماز اشاره کردیم: قوی شدن، دور شدن از صفات زشت، به دست آو��دن فضایل و صفات نیک.
چهارمین تأثیر نماز این است که نماز به ما آزادی میبخشد. چرا؟ چون در نماز قصد تقرب به خدا شرط است و اگر من نیت کنم که نماز بخوانم تا اعتبار و آبرو به دست آورم، آیا نمازم پذیرفته است؟ نه، زیرا ریا نماز را باطل میکند. نمازی پذیرفته است که با فروتنی در برابر خداوند خوانده شود. نمازی صحیح است که برای خدا خوانده شود، نه از روی ترس یا طمع نسبت به کسی.
بنابراین، در پرتو نماز، هر روز پنج بار و هر بار پنج دقیقه یا بیشتر، تنها برای خدا زندگی میکنی. تنها برای خدا برمیخیزی و مینشینی. تنها برای خدا رکوع و سجده میکنی. تنها برای خدا ذکر میگویی و سکوت میکنی. و بهتدریج تمرین میکنی تا عبادت و بندگی کنی و تنها برای خدا اخلاص بورزی. اخلاص داشتن برای خدا به چه معناست؟ اخلاص برای خدا به این معناست که من در نماز خود، با جسم و روح و عقل و قلب و عاطفه و زبانم، جز خدا را عبادت نمیکنم. در نماز، خود را به خدمت خدا درمیآورم و همه وجودم، جسم و روح و همه زندگیام را وقف خدا میکنم، بهگونهای که هیچ گوشه یا بخشی از وجود من باقی نماند که غیر خدا را بپرستد و در نفس من جایی برای پرستش فرزند و زن و ثروت و مقام و باغ وجود نداشته باشد.
وقتی خود را به نماز تمرین میدهم و خود را وقف عبادت خدا میکنم، در واقع از همه آنچه غیر خداست، آزاد میشوم: آزاد از هرچیز یا شخص یا ثروت یا مقام یا غیر آن. بنابراین، نماز به من آزادی میبخشد و مرا از غیر خدا آزاد میکند. بنابراین، چهار ویژگی قوی بودن و دوری از زشتیها و به دست آوردن صفات نیک و آزادی، در اثر نماز پدید میآید. آیا انسانی صالحتر از انسان آزاد و نیرومند و وارسته از زشتیها و آراسته به خوبیها میخواهید؟ انسانی شریفتر و خوشبختتر از این انسان وجود دارد؟ شما میتوانید این صفات را از رهگذر نماز به دست آورید.
پنجم. نماز ویژگی لطیف دیگری هم دارد که باید به فضل و برتری کسی که آن را به من آموخت، اعتراف کنم. او مستشرق بزرگی به نام محمد اسد است که اکنون در طنجه ساکن است و کتابهای ارزشمندی نوشته است. این نکتهای که میگویم از اوست، نه از خودم. نماز مجموعهای از اعمال و حرکات است. در همه مذاهب و ادیان، نماز مجموعهای از حرکات است: قنوت، سجده، رکوع، قیام، تسبیح گفتن، نشستن و... در همه مذاهب همینگونه است. این حرکات از جسم انسان صادر میشود، ولی در عین حال انسان به سوی خدا توجه دارد. بنابراین، شما در نماز به سوی خدا توجه دارید، ولی این توجه، شما را از انجام دادن فعالیتهای جسمی باز نمیدارد.
این نوع عبادت با عبادت برخی از عابدان یا زاهدان
را به قتل برساند، ولی به دلایل خاص داخلی چنین نکرد.
بنابراین، خداوند تواناتر از کندی و خروشچوف است. وقتی ما به چنین قدرتی ایمان بیاوریم، میتوانیم بگوییم قدرت خداوند مطلق و نامحدود است. وقتی با خداوند دوست شویم، یعنی میان ما و خدا دوستی به وجود آید، میتوانیم هر روز پنج یا شش یا ده بار با او سخن بگوییم، از او درخواست کنیم، با او درد دل کنیم و از دشمنان و مشکلاتی که داریم، نزد او شکایت بریم، بدون اینکه از رسوایی ترسی داشته باشیم. ما میترسیم برخی از مشکلات خود را برای دیگران و حتی برای برادر یا همسر خود مطرح کنیم، ولی از اینکه درهای قلب خود را به روی خداوند بگشاییم، هیچ ترسی نداریم، زیرا میدانیم که او از پیدا و پنهان آگاه است.
بنابراین، خدایی که توانستهایم به وسیله نماز به همصحبتی با او دست پیدا کنیم، ما را قوی و نیرومند ساخته است و انسان قوی از چیزی نمیترسد و اگر انسان در زندگی خود ترسی نداشته باشد، موفق است، زیرا آفت حرکت و پیشرفت، ترس و بزدلی است که با وجود قدرت از بین میرود. چرا نماز به ما قدرت میدهد؟
دوم. نماز صفات ناپسند را در ما ریشهکن میکند. چرا نماز صفات ناپسند و زشت را در ما ریشهکن میکند؟ زیرا سرچشمه همه صفات ناپسند، ضعف و ناتوانی است. دروغگویی و حیلهگری و تهمتزنی و حرصورزی و ترس، همگی ناشی از ضعف و ناتوانیاند. چطور؟ مثلاً درباره دروغگویی صحبت کنیم. چرا انسان دروغ میگوید؟ چون میترسد حقیقت را بگوید یا میخواهد مال یا مقام یا توجه کسی را به دست آورد. طمع دارد که چیزی به دست آورد و از این رو، دروغ میگوید. علت دورغگویی این است.
ترس و طمع، هر دو زاییده ناتوانی است. انسان ناتوان میترسد. انسان ضعیف طمعورزی میکند، اما انسان نیرومندی که به خدا اطمینان دارد، نه میترسد و نه طمع میورزد و نه دروغ میگوید و نه حیلهگری میکند و نه غیبت میکند و...
بنابراین، نماز به ما نیرو میدهد و ما را از صفات ناپسند اخلاقی بازمیدارد: «﴿إنَّ الصَّلوةَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَالمُنکَرِ.﴾»[371] اینطور نیست؟ نماز آنگونه که پیامبر(ص) توصیف کرده است، حمام یا نهر آبی است که هر روز پنج بار خود را در آن شستوشو میدهیم و از گناهانمان پاک میشویم و انسانهایی صالح میشویم و از زشتیهای اخلاقی پاکیزه میشویم. این نکته دوم.
اما نکته سوم این است که دوستی و همصحبتی با خداوند، به ما صفات نیک و پسندیده میدهد. مگر نه این است که انسان از دوست و همنشین خود تأثیر میگیرد؟ اگر با انسانی بخشنده همنشینی کند، بخشندگی را از او کسب میکند؛ اگر با انسانی دانشمند نشست و برخاست کند، علم و دانش را از او میآموزد؛ و اگر با فردی فرومایه و ناسزاگو همنشینی کند، آیا از او تأثیر نمیگیرد؟ چرا، طبیعی است که از او تأثیر بگیرد و از این رو، گفتهاند: «اگر خواستید کسی را بشناسید دوستان و همنشینانش را بشناسید.» انسان به همنشین و دوستش شناخته میشود. همصحبتی خواه با انسان، خواه با هر موجود دیگری، در انسان تأثیر میگذارد.
وقتی سیب میخورید، دست شما بوی سیب نمیگیرد؟ وقتی عطر میزنید، آیا بوی عطر
[371]. «نماز آدمی را از فحشا و منکر باز میدارد.» (عنکبوت، 45)
جنبه تربیتی نماز
( بسمالله الرحمن الرحیم )
نماز چیست؟ نماز رویارویی با خداوند است. اینطور نیست؟ زیرا شما در هنگام نماز میگویید: « ﴿ إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ * اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ ﴾ .»[368] با چه کسی صحبت میکنید؟ میگویند: «تو را» آیا روبهروی شما کسی است؟ کسی نیست؟ بنابراین، با که سخن میگویید؟ با خدا. آیا خدا از شما دور است؟ اگر از شما دور است، چطور عبارت «تو را» (ایّاک) را به کار میبرید؟ اگر از شما دور بود، باید از عبارت «او را» («ایّاه») استفاده میکردید. اینطور نیست؟ ما عرب هستیم و زبان عربی را میفهمیم. «ایّاک» یعنی خدا نزدیک ماست و احساس میکنیم روبهروی او و در کنار او ایستادهایم. احساس میکنی که با خدا سخن میگویی.
منظورم این نیست که در نماز خدا به ما نزدیک میشود. نه، خدا همواره به ما نزدیک است. خدا از شاهرگ گردن به شما نزدیکتر است. اینطور نیست؟ خدا به آسمانها و زمین و به انسان احاطه دارد. خدا قیوم (جاودان) است و بر همهچیزی چیرگی دارد و به اندازه سر مویی از ما جدا نمیشود. « ﴿ أَنَّ اللهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ ﴾ .»[369] بنابراین، ما در هنگام نماز، احساس میکنیم که خدا روبهروی ما و همراه ماست و ما او را خطاب قرار میدهیم. ما در هر روز پنج بار یا بیشتر در برابر پروردگار میایستیم و با او همصحبت میشویم. فایده این همصحبتی چیست، برادران؟
اول. اگر ما همصحبت خدا شویم، نخستین نتیجه آن احساس قدرت است. فردی که با رهبر یک کشور دوست و همصحبت است، آیا از پلیس یا استاندار یا نظامی ردهپایین میترسد؟ طبیعتاً نه، زیرا او دوست و همراه رئیس و رهبر است. اگر ما دوست و همصحبت خدا شویم، قوی و نیرومند میشویم؛ « ﴿ وَمَا قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالارْضُ جَمِیعًا قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَالسَّماوَاتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ ﴾ .»[370] خدا از هرکسی تواناتر و مقتدرتر است. خدا از کِنِدی [رئیس جمهور آمریکا] نیز قدرتمندتر است. من به این مسئله اطمینان دارم. این مرد که همه جهان را میترساند و هیچ قدرت مادی فراتر از او وجود ندارد. دهها هزار هواپیمای حملکننده بمب اتم یا موشک دارد. با اشاره او جنگی آغاز میشود و میلیونها انسان کشته میشوند. این ممکن است. بنابراین، او مردی قدرتمند است که نمیتوان در قدرت او تردید کرد. اگر در شخصیت او تردید داشته باشیم، در قدرت او تردید نداریم. چنین قدرتی در لحظهای کوتاه و به وسیله قدرتی غیرمادی که هیچ نظارتی فراتر از آن نیست و به وسیله دستگاهی که هیچ دستگاه دیگری به کارایی آن نمیرسد، نابود میشود، بهطوری که نامی از آن نمیماند. قدرت مادی این است.
مثالی از غرب زدم و جا دارد مثالی از شرق بزنم. خروشچوف شخصی که جهان را به حرکت درمیآورد و همانطور که میدانید، سازمان ملل را به تمسخر میکشید، این قهرمان در یک لحظه بزرگ به مرتبهای پایینتر از یک انسان عادی رسید. کسی که او را از حکومت به زیر کشید، میتوانست او
[368]. «تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم. ما را به راه راست هدایت کن.» (فاتحه، 5ـ6)
[369]. «خدا میان آدمی و قلبش حایل است.» (انفال، 24)
[370]. «خدا را نشناختند آنچنان که شایان شناخت اوست. و در روز قیامت، زمین یکجا در قبضه قدرت اوست و آسمانها در هم پیچیده، در ید قدرت او.» (زمر، 67)
دوام بیاورد؟ جامعهای که به دنبال رفاه و راحتطلبی شخصی و فردی است و فراموش کرده که در آستانه جنگ قرار دارد و خطرها از پس و پیش آن را محاصره کرده است. ما باید با تما�� نیرو، خودمان را برای زندگی در چنین اوضاعی آماده کنیم تا بتوانیم تمام توانمان را در رفع این مصیبت، که بزرگترینِ مصیبتهاست، یکجا جمع کنیم.
برادران، از امروز به بعد، هر روز و هر شب قبل از خواب باید از خودمان بپرسیم: آیا امروز برای حل این مشکل قدمی برداشتیم یا نه؟ اگر جوابمان منفی بود، خودمان را مخاطب قرآن کریم و انجیل و احادیثی مثل «إنَّ السّاکِتَ عَن الحَقِّ شَیطانٌ أخرَس» (کسی که از گفتن حق خاموش بماند، شیطانی لال است) قرار دهیم. باید هر شب خودمان را سرزنش کنیم که چرا امروز کاری انجام ندادیم. از خودمان حساب بکشیم. این است معنای عید. تا زمانی که این حالت در ما وجود ندارد، عید نداریم. با این امید به آینده فکر میکنیم و منتظریم که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. اگر این حالت را در خود ایجاد کردیم، آن وقت این عید بر همه ما مبارک خواهد بود. والسلام علیکم.
آیا مقاومت الجزایر نبود که مراکز و پایگاههای خود را در خاک تونس و مراکش و صحرا قرار داده بود؟ آیا در دوران حکومت نازیها جنبش مقاومت آزادیبخش کشورهای اروپایی در کشورهای همسایه تشکیل نشد؟ پس چه مانعی دارد که این مقاومت آزادیبخش هم، به حق همسایگی و برای دفاع از خود در اینجا تشکیل شود؟ هیچ مانعی نیست. ما مصرانه آرزو داریم و امیدواریم که این سخنان اثر خود را در دلهای آنان بگذارد و شاهد هماهنگی اقدامها و تقبل مسئولیتها در این سطح و در این شرایط سخت و دشوار باشیم.
آنچه به ما مربوط میشود و میتوانیم درباره آن صحبت کنیم، این است که باید به اموری که مربوط به خودمان است توجه کنیم، باید ایمان خود را تقویت کنیم و ارتباطمان را با خدا بیشتر کنیم، تا ایمان ما تقویت شود. ولی ما در جامعه زندگی میکنیم و باید خودمان را با این وضعیت و با جامعه وفق بدهیم. به همین سبب، باید تدابیر اساسی بیندیشیم، ازجمله اینکه دولت و پارلمان را دعوت کنیم و از آنها بخواهیم که قانون خدمت سربازی را اجرا کنند. غیر از انسانهای پست و فرومایه و بیتوجه به این مسائل، کسی از این اقدام فرار نخواهد کرد و بدینترتیب، هر کس که دنبال جهاد و مقاومت و خواهان عزت و شرف است، از نوجوانان و جوانها تا پیرمردها، همه آمادگی پیدا میکنند تا در دورههای سربازی شرکت کنند و مهیای مقاومت شوند. به این شکل میتوانیم تا حدودی بعضی از مشکلات اخلاقی را مخصوصاً در جوانان از بین ببریم.
برادران، جوانان ما سرشار از تکاپو و خواهان تغییر و تحولاند. از ویژگیهای جوان این است که دنبال تغییر است. او با جامعهای که در آن زندگی میکند، رابطه ارگانیک یا عقلی برقرار نمیکند و میخواهد آن را تغییر دهد و در مقابل آن میایستد. این نوعی ثروت است و باید از آن استفاده کنیم؛ باید جوانانمان را از غرق شدن در این دریای فساد نجات دهیم و برای این موج ویرانگر فساد که توان و پایداری و ایستادگی جوانانمان را از بین میبرد، مجالی نگذاریم.
باید فضا را از لحاظ فکری و عملی بهگونهای سمت و سو دهیم که جوانان به سمت این آرمان و هدف بزرگ کشیده شوند. باید به آنان سفارش کنیم و بگوییم که ما زیربنای این حرکت را میگذاریم و از شما توقع داریم که همراه ما یا بعد از ما، نتایج آن را به ثمر بنشانید و به این مصیبت خاتمه دهید.
ما خواستار اصلاح و بهبود بخشیدن به این وضع و ریشهکن کردن این فساد هستیم؛ فسادی که از راههای مختلف، مثل مجلات و برنامههای تلویزیونی و فیلمها و مجالس لهو و لعب و مراکز فحشا، وارد جامعه میشود. هیچ دولت و هیچ ملتی نمیتواند با این وضع زندگی کند و در مقابل آن هیچ احساس مسئولیتی نکند. برادر عزیزم، سخنران قبلی، همه اینها را در این یک کلمه خلاصه کرد: باید جامعه ما جامعهای آماده جنگ باشد.
هیچ مبالغهای در کار نیست. باید باور کنیم که در جامعهای زندگی میکنیم که درگیر جنگ است. برادر من، چرا باور نمیکنی؟ آیا باور آن سخت است؟ دیدیم که چه اتفاق افتاد و شنیدیم که چه چیزی قرار است، اتفاق بیفتد. نقشههایشان را شنیدیم. چرا باز هم تردید داریم؟ یا اگر باور کردهایم، چرا ساکت و بیحرکت نشستهایم؟ آیا همهچیز تغییر کرد؟ چه شد آن اهداف و آرزوها؟ کجا رفت آن عزت و شرف؟ چگونه ممکن است جامعهای با این بیمسئولیتیها
