« ﴿ یُفْرَقُ کُلُّ أَمْر حَکِیم ﴾ .» همه امور محکم و استوار و ثابت روشن میشود. امور محکم بر دو نوعاند : امور خلقی تکوینی و امور شرعی تشریعی. این سوره توضیح میدهد که امر حکیمی که در این شب صادر میشود، امری شرعی است.
در آیه پنجم میخوانیم : « ﴿ أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنّا کُنّا مُرْسِلینَ ﴾ .» هنگامی که در مقام رسالت و ارسال و دعوت بودیم، هر امر حکیمی را روشن ساختیم، نه وقتی که در مقام خلق و تقدیر و اعجاز بودیم. این آیه تأکیدی است بر آنچه از عبارت « ﴿ إِنّا کُنّا مُنذِرِینَ ﴾ » دریافتیم. در ادامه آمده است : « ﴿ رَحْمَـةً مِنْ رَبِّک ﴾ .» بیشک، هنگامی که خدا هر امر حکیمی را روشن میکند، از روی رحمت است، زیرا او رسول و دین و قرآن را از روی رحمت برای جهانیان آفریده است. همچنین، هنگامی که این سوره میان دو کلمه «رب» و «رحمت» پیوند برقرار میسازد، پرتوهایی روشنکننده بر معنای شب قدر میافکند. یعنی این اعمال و توضیحات و متمایز ساختن امور حقیقی از باطل، رحمتی از جانب پروردگار است و خداوند در مقام تربیت و در مقام ساختن ذاتِ انسانی است، نه در مقام خلق. پروردگاری که تنها پروردگار تو نیست : « ﴿ رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَینَهُما إِنْ کُنْتُمْ مُوقِنِینَ ﴾ . ﴿ لا إِلهَ إِلّا هَوَ یُحْیی وَ یُمِیتُ رَبُّکُمْ وَ رَبُّ أبائِکُمُ الْأَوَّلِینَ ﴾ .» ای رسول، خداوند پروردگار تو و پروردگار آسمان و زمین است و آنچه میان آنهاست، از انسان و موجودات و پرندگان و حیوانات و همه آفریدهها و او پروردگار شما و نیاکان شماست.
این پروردگار است که آدمی را پرورش داده و برای هرکسی و هرچیزی قدری قرار داده و روابط میان انسان و موجودات را و انسان و انسان را و انسان با خود را مشخص کرده است. روابطی که از آنها به افعال و کارها تعبیر میشود. اینها همه رحمتی هستند از جانب خداوند در این شب. خداوند میان امور و مسائل فرق نهاده و در میان آنها واجب و حرام و خوب و بد و باطل و صحیح قرار داده است. بر این اساس، از مجموعه این آیات درمییابیم که شب قدر شب تقدیر احکام و مشخص شدن حقایق و روابطی است که میان انسان و پیرامون او پیوند برقرار میسازد. بدینمعنا که آدمی هنگامی که در حیات خویش با این روابط برخورد میکند و میخواهد آنها را میان خود و دیگران و میان خود و دیگر موجودات، تنظیم کند، برای این کار نیازمند رحمت خداوند است تا روابط صائب را برای او مشخص کند. فیالمثل، فلان کار بر او واجب است و فلان کار حرام و میان فعل و ترک برخی امور مختار است. این امور در قرآن کریم مشخص شدهاند؛ کتابی که راه خیر و شر و نور و ظلام را نمایانده و برای همه آدمیان مسائلی را تبیین کرده که باید به آن عمل کنند تا با رسالت و خلقت و وجود و حیاتِ خویش هماهنگ باشند. بنابراین، «ق در» یعنی شب نزول قرآن.
اما درباره مضمون آن حدیثِ شریفی که میگوید شب قدر تا ابد در امت رسول خدا باقی است، گوییم در پرتو آنچه از قرآن دریافتهایم، چنین میفهمیم که شب قدر با یادکرد آن باقی است. بدینمعنا که وقتی شب قدر را گرامی میداریم، قرآن را در هنگام نزول و تأثیر آن را بر حیات انسانی به یاد میآوریم. قرآن میان حیات آدمی، پیش و پس از این شب، فرق مینهد، زیرا که مقیاسها و اندازهها را مقرر کرده و همه امور حقیقی را از امور باطل نمایانده است. این شب را گرامی میداریم تا از آن آینهای بسازیم و نفس را محاسبه کنیم و مواضع درست خود را از نادرست بازشناسیم. این شب را گرامی میداریم تا خود را
مجلس و دولت هنگامی که بودجه را تصویب میکنند، به هنگام تصویب، میزان بودجه طرحها و حقوق کارمندان و دیگر امور دولت، ازجمله هزینهها و درآمدها و مالیاتها را مشخص میکنند. بودجه پیش از تصویب مراحل آمادهسازی را طی میکند. خلاصه اینکه این افراد میخواهند بگویند و یا اینکه نتیجه گفتهشان این است که شب قدر شب تصویب بودجه روزی و عمر و حاجات هر انسانی است.
بیشک، چنانکه در گذشته گفتیم، نمیتوان این معنا را معنای اسلامی شب قدر دانست. مفاهیم قرآنی و آموزههای اسلامی تأکید دارد که زندگی ثمره تلاش است : « ﴿ لَیسَ لِلْإنسانِ إلّا ما سَعی ﴾ .»[183] برای انسان چیزی جز کوشش نمیماند. ما میدانیم زندگی انسان در سالهای عمرش با وضعیت سلامت و بهداشت او در گذشته پیوند دارد. اصولاً بیماریهای انسان و خطرهایی که انسان از سر گذرانده و حوادثی که آدمی دچار آنها شده است و میزان مراقبتهای بهداشتی در حیات انسان اثر میگذارد. بنابراین، هرگاه کسی بیمار شود یا بمیرد، نمیتوانیم بگوییم که مرگ او همیشه به سبب حادثهای مانند سقوط هواپیما یا تصادف با ماشین بوده است، بلکه در بیشتر اوقات مرگ انسان یا سلامتی او یا طول عمرش با حوادث پیش از این شب خاص یا این سال خاص ارتباط دارد. بنابراین، زندگی آدمی از آغاز حیات شکل میگیرد و زندگی سلسلهای از حلقههای پیدرپی است و روزی نیز از این قاعده مستثنا نیست و نیازهای آدمی نیز از همین قاعده پیروی میکنند.
از سوی دیگر، اعتقاد به اینکه زمان خاص ناشناختهای وجود دارد که برخی آن را درک میکنند و برخی دیگر نه، بدون در نظر گرفتن شایستگی افراد، با عدل الهی ناسازگار است. علاوه بر اینها، میدانیم که قرآن بر قانون اسباب و مسببات و مسئله تقدیر تأکید میکند : « ﴿ قَد جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شَیء قَدراً ﴾ .»[184]
این مسائل همگی با این اعتقاد که برای آدمیان زمان ناشناختهای وجود دارد که باید به دنبال آن بگردند، شاید آن را کشف کنند و به آرزوهای خود برسند، بسیار ناسازگار است. به هر روی، بیآنکه این مسئله را انکار کنیم، آن را به اهلش وامیگذاریم و به معانیای میپردازیم که میتوان از شب قدر فهمید. مفهوم قرآنی شب قدر بهروشنی از این سوره و این آیات فهمیده میشود. « ﴿ إنّا أَنزَلناهُ ﴾ » یعنی قرآن را نازل کردیم. « ﴿ فِی لَیلَـة مُبارَکَـة ﴾ » در مبارکشبی. قرآن میافزاید. « ﴿ إِنّا کُنّا مُنذِرِینَ ﴾ .» هنگامی که قرآن را در این شب نازل میکردیم، در حالت انذار بودیم. «إنذار» و «تبشیر» دو حالت تشریع هستند. قرآن میگوید که ما درصدد إنذار و تربیت بشر و تشریع احکام برای بشر بودیم که قرآن را در این شب نازل کردیم. بنابراین، به مانند ابتدای خلقت درصدد خلق نبودیم. در ابتدای خلقت بر آن بودیم که چگونگی خلق زمین و آسمان و آنچه را میان اوست، بیان کنیم. اما هنگام نزول قرآن درصدد پرداختن به خلق انسان نبودیم، در پی نمایاندن معجزات هم نبودیم، بلکه درصدد تشریع و إنذار و تبشیر بودیم. پس، خداوند، جل و علا، در شب إنزال قرآن در مقام إنذار و تشریع، یعنی فقط در مقام إنزال احکام اسلامی و دینی بود.
خواندن سوره را ادامه میدهیم. سوره معنای شب قدر را توضیح میدهد : «فِیها» یعنی در شب قدر
[183]. «برای مردم پاداشی جز آنچه خود کردهاند، نیست.» (نجم، 39)
[184]. «خدا هرچیز را اندازهای قرار داده است.» (طلاق، 3)
حقایق را روشن و تبیین میکند. میدانیم که این قسم مانند همه انواع قسم قرآن با موضوع قسم متناسب است. این سوره به بیان و روشنگری حقایق و نزول قرآن و توضیح همه امور اساسی زندگی میپردازد. بنابراین، سخن از بیان و روشن کردن است و قسم نیز متناسب با این مضمون وارد شده است : « ﴿ والکتاب المبین ﴾ .» به «کتاب مبین» سوگند یاد میکنم که درست است آنچه پس از این جمله میآید. اما در این سوره به مباحث گوناگونی پرداخته شده است.
موضوع نخست درباره قدر و شب قدر است : « ﴿ إِنّا أَنزَلناهُ فِی لَیلَة مُبارَکَة ﴾ .» ما کتاب مبین را در مبارکشبی نازل کردیم. این شب همان شب قدر است که سوره قدر، بهطور خاص، بدان اشاره کرده است : « ﴿ إِنّا أَنزَلناهُ فِی لَیلَـةِ القَدرِ ﴾ .»[180] بنابر تأکید آیاتِ متعددی، قرآن دو بار نازل شده است. نزول نخست را قرآن «إنزال» میخواند که همان نزول دفعی قرآن در شب قدر بر قلب پیامبر است. این نزول دفعی در وقتی است که پیامبر بر اساس آمادگی و تلاش و شایستگی خود و نیز بنابر تعلق اراده خداوند، به مقام رسالت رسید. قلب پیامبر، در این هنگام، ملکوتِ آسمان و حقایق هستی را دریافت که به تعبیر قرآن، در پیوند انسان با خود و انسان با حیات و انسان با خدا جلوهگر است. بنابراین، پیامبر در یک زمان مشخص و در یک شب پا به حریم ملکوت نهاد و همه حقایق را به شکل مجمل دریافت. آیه دیگری بر این مسئله تأکید میکند : « ﴿ شَهرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ القُرآنُ ﴾ .»[181] بنابراین، قرآن در ماه رمضان و در شب قدر نازل شده است. نتیجه این دو آیه این است که شب قدر در ماه مبارک رمضان است.
مرحله دیگر نزول قرآن «تنزیل» است، یعنی نزول تدریجی قرآن. این مرحله با وحی اولین سوره مبارک بر پیامبر شروع میشود؛ سورهای که با این کلمات آغاز میشود : « ﴿ إقرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذِی خَلَقَ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِن عَلَق ﴾ .»[182] با این آیات که در شامگاه 27
رجب بر پیامبر نازل شد، تنزیل قرآن آغاز شد و 23 سال در طول زندگی پیامبر ادامه داشت. وقتی نزول تدریجی قرآن بر رسول گرامی آغاز شد، او باید منتظر میماند تا دستور ابلاغ و تنزیل تفصیلی برسد که آیه را به مردم ابلاغ کند. بنابراین، خداوند میفرماید که ما قرآن را در مبارکشبی نازل کردیم. این شب مبارک همان شب قدر است.
از شب قدر چه میفهمیم؟ با آنکه در جلسات تفسیری گذشته و مناسبتهای مختلف به این موضوع پرداختهایم، مناسب میبینم که امشب نیز با اندکی تفصیل بدان بپردازیم، زیرا در نزد مردم و مسلمانان مشهور است که شب قدر فرصت مبارکی است که برای برخی از مردم خوشبخت فراهم میشود و برخی دیگر از آن محروماند. میگویند که این شب نشانههایی دارد که با دیگر شبها متفاوت است. در میان مردم شایع است که اگر آدمی شب قدر را درک کند، میتواند هرچیزی بخواهد و این خواسته او اجابت میشود. در میان متدینان شایع است که اگر آدمی این ساعت را درک کند، میتواند در این شب عمر و رزق بیشتر و سعادت و حج و هرچیزی را بخواهد که در زندگی برایش مهم است. گویا این متدینان چنین میپندارند که این شب یا این لحظات به لحظه تصویب بودجه دولتها میماند.
[180]. «ما در شب قدرش نازل کردیم.» (قدر، 1)
[181]. «ماه رمضان، که در آن قرآن نازل شده است.» (بقره، 185)
[182]. «بخوان به نام پروردگارت که بیافرید. آدمی را از لخته خونی بیافرید.» (علق، 1 و 2)
این سوره با «حم» آغاز میشود؛ حروفی که مقطعه خوانده میشود. برخی دیگر از سورههای قرآن نیز با این حروف آغاز میشود. این حروف معانی و دلالتهایی دارند، اما نه دلالتهای وضعی، بلکه دلالتهای عقلی؛ دلالتهایی که در منطق به این نام خوانده میشود.
مفسران درباره معنای این حروف، که در آغاز برخی سورهها مانند «کهیعص»، «حم»، «عسق»، «الم»، «المر»، «ق» و غیر اینها آمده، بحثهای طولانی داشتهاند. حقیقت این است که اگر اوضاع و احوال نزول قرآن را بررسی کنیم، میبینیم که پیامبر با قرآن، فصحای عرب را به مبارزه میطلبید و برای این کار بر فصاحت قرآن و معانی آن، که معجزه است، تکیه داشت، یعنی اگر جن و انس گرد هم آیند تا کتابی مانند قرآن بیاورند، نخواهند توانست، و حتی نمیتوانند ده سوره مانند سورههای قرآن بیاورند. سرانجام، کار بدانجا رسید که قرآن فصحای عرب را به هماوردی خواست و گفت : نمیتوانید حتی یک سوره مانند سورههای قرآن بیاورید. بنابراین، فضای نزول آیات و سورههای مکی فضای مبارزهطلبی بوده است و «دخان» نیز از سور مکی است. شنوندگان مترصد بودند تا لغزشی بیابند و از قرآن ایراد بگیرند. اگر این حروفی که سورههای قرآن با آنها آغاز میشود، نامفهوم و نامأنوس و نامتناسب بود، صدای اعتراضها بلند میشد و شنوندگان پاسخ مبارزهطلبی را میدادند. اما در تفاسیر و سیرهها هرگز نشنیدهایم که عرب مخاطب وحی و معاصران نزول قرآن بر این حروف اعتراض کرده و یا از معانی این حروف پرسیده باشند. این مسئله بهروشنی و با دلالت عقلی مینماید که این حروف در نزد مخاطبان آن زمان مفهوم بوده است. پس، از این واژهها چه میفهمیم، جز آنچه در برخی از تفاسیر آمده است و آنچه به ذهن نزدیک است که حروف مقطعه اشارهای آشکار به حروف ابجد دارد : حروفی که کلمات قرآنی و سورههای قرآن از آن ساخته شده است. گویی پیامبر و خدا، که خود قرآن را بر پیامبر وحی میکند، میخواهند بگویند که از آوردن قرآنی عاجز و ناتوانید که از حروف نامتعارف و نامتداول ساخته نشده است. شما با این حروف الفاظ و کلمات و افکار و تعبیرات خود را میسازید. بنابراین، با اینکه حروف قرآن از همین کلمات و حروف تشکیل شده است، نمیتوانید مانند آن بیاورید. این مسئله تماماً مانند کار مهندسی است که وقتی پلی استوار میسازد، این پل از خاک و آهن و آسفالت و اینگونه مواد ساخته شده است.
وقتی که قرآن میگوید این کتاب و جملهها و کلمات آن از ترکیب همین حروف است، مبارزهطلبی و اعجاز قرآن به بالاترین درجه میرسد. با این وصف، قرآن معجزهای است که نه میتوان با آن مقابله کرد و نه مانندی دارد. آنچه بر این مسئله تأکید میکند، فراوانی بیشتر این حروف در سورههایی است که با همین حروف آغاز میشود. فیالمثل، میبینیم که در سوره «حم عسق» این حروف، بیش از سورههای دیگر به کار رفته است. سوره دخان نیز که در حال بررسی آن و تأمل در آن هستیم، چنین است. حروف «حاء» و «میم» در این سوره بسیار به کار رفته است و این مسئله تأکید میکند که این ویژگی نزد مخاطبان و فصحای عرب که قرآن آنان را به هماوردی خواسته، روشن بوده است. بنابراین، مقصود از «حم» چیزی نیست جز نشانهای از اعجاز و تثبیت و تأکید بر الهی بودن قرآن و آسمانی بودن کلمات آن.
در آیه دوم خداوند به «کتاب مبین» قسم خورده است که طبیعتاً همان قرآن کریم است. کتابی که
این گفتار در کتاب برای زندگی با عنوان «سوره دخان» درج شده است.
﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿حم﴾
حا، میم.
﴿ وَ الْکِتابِ الْمُبِینِ ﴾ .
سوگند به این کتاب روشنگر.
﴿ إِنّا أَنزَلناهُ فِی لَیلَة مُبارکَة إِنّا کُنّا مُنذِرِینَ ﴾ .
ما آن را در مبارک شبی نازل کردیم. ما بیمدهنده بودهایم.
﴿ فِیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْر حَکِیم ﴾ ،
در آن شب هر فرمانی بر حسب حکمت صادر میشود،
﴿ أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنّا کُنّا مُرسِلِینَ ﴾ .
فرمانی از جانب ما. و همواره فرستنده آن بودهایم.
﴿ رَحمَـةً مِن رَبِّک إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴾ .
فرمانی از جانب پروردگارت، و هر آینه او شنوا و داناست.
﴿ رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَینَهُما إِنْ کُنْتُمْ مُوقِنِینَ ﴾ .
اگر به یقین دریابید، اوست پروردگار آسمانها و زمین و هرچه میان آنهاست.
﴿ لَا إِلَهَ إِلّا هَوَ یُحْیی وَ یُمِیتُ رَبُّکُمْ وَ رَبُّ أبائِکُمُ الْأَوَّلِینَ ﴾
نیست خدایی به جز او. زنده میکند و میمیراند. پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست.
(دخان، 1-6)
در روایات مأثور آمده است که این سوره همراه با دو سوره روم و عنکبوت در شب قدر قرائت میشود. بهطور مشخص میبینیم که آیات آغازین سوره از شب قدر و نزول قرآن سخن میگوید. در این سوره مباحث گوناگون و جنبههای تربیتی مطرح شده است؛ مباحث و جنبههایی که اسلام در آیینها و شعایر و عبادات و آموزههای گوناگون خود بدانها اهتمام دارد. اسلام میخواهد انسانی جدید بسازد و بیشک، ساختن آدمی به همان اندازهای که به وجود جامعهای صالح بسته است، به این تربیت شخصی نیز بستگی دارد. آیات و مباحث مطرحشده در این سوره به جنبه تربیتی حیات آدمی میپردازد. از این رو، به مناسبت شب مبارک 23 رمضان، از این سوره تبرک میجوییم و آن را تلاوت میکنیم و به قدر توان در مفاهیم آن ژرف میاندیشیم. در احادیث آمده که بسیار متحمل است این شب شب قدر باشد. با تأمل در این سوره مبارک و در پرتو معانی آن، مباحثی را مطرح میکنیم که اکنون فرصت بررسی آن است.
انسانی هر دعایی کند، برآورده میشود، برتر است. این مفهوم در اسلام نیامده است. دعا در هر عملی که انسان بتواند با تلاش بشری آن را محقق کند، مجالی ندارد. اما در هر عملی که انسان از تحقق آن ناتوان و مضطر است و در راه کسب اسباب آن تلاش کند اما بدان دست نیابد، دعا مدخلیت دارد. بنابراین، دعا اگر در موضع درست خود باشد، در شب قدر مستجاب میشود. موضع دعا اضطرار است و دعا باید با تلاش و کار همراه شود. این مفهوم سوم و مفهومی نزدیکتر به معنای شب قدر است که به معنای باقی ماندن این شب در میان امت است. از خدا میخواهیم که بتوانیم از این شب استفاده کنیم. [...]
والسلام علیکم و رحمـةاللّه و برکاته.
علت که نگران بود دشمنان کتاب خدا و احکام او را تحریف کنند، چنانکه هشتاد سال یعنی هزار ماه به چنین کاری مشغول بودند. خداوند رسول خود را چنین تسلی میدهد که : ناراحت نباش. درست است که ما بر اساس حکمتی و بنابر علتی و برای اتمام حجت بر این امت چنین تقدیر کردیم که دشمنان تو هشتاد سال بر این امت حکومت کنند، اما تأثیر آنها بر این امت و تأثیرشان در تاریخ و تا ابد به اندازه تأثیر این شب یعنی شب نزول قرآن نیست. بنابراین، به هنگام مقایسه تاریخی و انسانی میان تأثیر این شب و تأثیر هشتاد سالی که دشمنان رسولالله و دشمنان اسلام بر این امت حکومت کردند، این شب بر هزار ماه یا بیشتر از هزار ماه برتری دارد. این مفهوم از آیه دیگری نیز دریافت میشود، آنجا که خدا تأکید میکند : « ﴿ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴾ .»[177] هر قدر که خرابکاران و تخریبکنندگان و سوءاستفادهکنندگان از اسلام و دین تلاش کردند تا سخن را از جای خود بگردانند و تحریف کنند، وجود قرآن و تأثیر این شب بر امت قویتر از آن بوده است.
قرآن کریم به یکی از معانی شب قدر که این شب شب نزول قرآن است، اشاره میکند. اما اخبار و روایات صحیح تأکید میکنند که شب قدر، یک شب نیست بلکه در میان امت باقی است تا زمانی که امت باقی است. بنابراین، برای ما راه تفکر در سایر معانی شب قدر گشوده میشود. یکی از معانی که از این روایات درمییابیم، این است که باقی ماندن شب قدر باقی ماندن یاد آن است. یعنی مسلمانان باید شب نزول قرآن را گرامی بدارند و به قرآن بازگردند و قرآن را به یاد و خاطره خود بازگردانند تا واقعیت اوضاع خویش را بررسی کنند و درباره انحرافات خود و اصلاح و افکار جدید و متجدد تحقیق کنند و سپس، این مسائل و موضوعات روز را از نو با قرآن کریم در میان بگذارند.
معنای دیگری نیز برای شب قدر میتوان دریافت که این معنا با دعا مرتبط است. چنانکه در آیات روزه بنگریم، آیه دعا ضمن آیات روزه آمده است : « ﴿ وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلیَستَجِیبُوا لِی ﴾ .»[178] این آیه، چنانکه گفتیم، ضمن آیات روزه آمده است که تأکید میکند ماه رمضان ماه دعاست. میان روزه و بیتوجهی به جسم و بیتوجهی به نیازهای مادی و جدایی موقت از زمین و زمینیان و نزدیکی به خدا و توجه به او، و پذیرش دعا هماهنگی وجود دارد. به همین سبب است که در خطبه رسول خدا آمده است که در ماه رمضان بسیار دعا کنید. البته، دعایی که بجا باشد. پیش از این درباره مکان و موضوع دعا سخن گفتیم که دعا جانشین تلاش و عمل و فعالیت نیست و دعا بدیل عمل و علتی برای ترک اعمال نیست؛ آدمی باید عمل کند و دعا هم کند؛ مگر هنگامی که مضطر شود، یعنی از اسباب قطع امید کند و دیگر از هر کار دیگری ناامید شود. در این هنگام میتواند به دعا تکیه کند. قرآن کریم میفرماید : « ﴿ أَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیکْشِفُ السُّوءَ ﴾ .»[179] بنابراین، دعا سرنوشت را تعیین میکند و حاجتی را برآورده میکند. این مفهوم از آنچه شایع است، یعنی تعبیری که میگوید در این شب هر
[177]. «ما قرآن را خود نازل کردهایم و خود نگهبانش هستیم.» (حجر، 9)
[178]. «چون بندگان من درباره من از تو میپرسند بگو که من نزدیکم و به ندای کسی که مرا بخواند پاسخ میدهم. پس به ندای من پاسخ میدهند ...» (بقره، 186)
[179]. «یا آنکه درمانده را چون بخواندش پاسخ میدهد و رنج از او دور میکند ...» (نمل، 62)
این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.
امشب، شب 23 ماه رمضان، شب قدر است و آن را گرامی میدارند. شب قدر در قرآن کریم شب نزول قرآن است. قدر بودن این شب به این است که احکام و تعالیم، حلال و حرام و هرآنچه امور آدمی را اصلاح میکند و هدایتگر او در زندگی است، در چنین شبی نازل شده است. پس بار دیگر این آیات را بیان میکنیم : « ﴿ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیلَـة مُبارَکَـة إِنّا کُنّا مُنذِرِینَ ﴾ »[173] که به معنای آن است که خدای تعالی هنگام نزول این آیه از قرآن، در مقام انذار و دعوت بوده است، نه در مقام آفریدن و تکوین. بنابراین، آنچه در این شب نازل شده دعوتی از سوی خدا و رسالتی از سوی اوست. در ادامه آیات چنین میفرماید : « ﴿ فِیهَا یفْرَقُ کُلُّ أَمْر حَکِیم ﴾ .»[174] حکیم یعنی محکم، یعنی در این شب همه امور محکم تفصیل و توضیح داده میشود و آشکار میشود. این امور محکم و ثابت چیست؟ آیا امور محکم امور هستی است؟ آیا رزق و روزی و عمر و سعادت و شقاوت جوامع است؟ در ادامه آیات، قرآن کریم این «امر محکم» را نیز توضیح میدهد، آنجا که میفرماید : «﴿أَمْرًا مِنْ عِنْدِنَا إِنَّا کُنَّا مُرْسِلِینَ رَحْمَـةً مِنْ رَبِّکَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ. ﴾»[175] بنابراین، امر محکمی که در این شب مبارک بیان میشود، امری است که نزد خدا حاصل شده، هنگامی که خدا رسول اکرم را بشارتدهنده و دعوتکننده و انذاردهنده فرستاد. از این آیات درمییابیم که امور محکم و نازلشده در قرآن برای احکام، برای حلال و حرام و برای تعالیم هدایتکننده بشر بوده است، چون قرآن کریم حاوی همه این مسائل است. بنابراین، شب قدر در منطق قرآن کریم یعنی شب نزول قرآن و شب قانون اساسی، شب روشن کردن حقایق شرعی، شبی که خدا، ( سبحانه و تعالی ) ، بر بندگان منت مینهد. شبی که با اعطای تعالیمی سعادت و هماهنگی بندگان با هستی و کمال یافتن همه ابعاد وجود را برای آدمی فراهم میکند. این دریافت قرآنی از شب قدر است. این مفهوم در سوره قدر نیز آمده است : «﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیلَـةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیلَـةُ الْقَدْرِ لَیلَـةُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَة وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْر سَلَامٌ هِی حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ. ﴾ »[176]
تفاوت میان شب قدر و هزار شب که در قرآن کریم آمده است و برتر و بالاتر بودن این شب از هزار شب علتی روشن دارد که سیوطی، رحمـةالله علیه، در کتاب الدرالمنثور آورده است. سیوطی میگوید : «رسولاللّه(ص) در رؤیا یا هنگام وحی دید که دشمنانش از منبر او بالا میروند. از همین رو، بسیار ناراحت شد، نه به این سبب که دشمنانش مقدرات امت را در دست گرفتهاند، بلکه به این
[173]. «ما آن را در مبارک شبی نازل کردیم. ما بیمدهنده بودهایم.» (دخان، 3)
[174]. «در آن شب هر فرمانی بر حسب حکمت صادر میشود.» (دخان، 4)
[175]. «فرمانی از جانب ما. و ما همواره فرستنده آن بودهایم. رحمتی است از جانب پروردگارت و هر آینه او شنوا و داناست.» (دخان، 5-6)
[176] «ما در شب قدرش نازل کردیم. و تو چه دانی که شب قدر چیست؟ شب قدر بهتر از هزار ماه است. در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان برای انجام دادن کارها نازل میشوند. آن شب تا طلوع بامداد همه سلام و درود است.» (قدر)
که در ماه رمضان در قلب مؤمن و در درجهای که مؤمن بدان میرسد، طراحی میشود. این بدان معناست که ماه رمضان ماه آموزش است و در نتیجه ایام قدر، آن هنگام که آدمی به این دوره آموزشی میرسد، به درجه کاملی رسیده است. این درجه به طبیعت حال در دهه آخر ماه رمضان قرار دارد. بنابراین، بسیاری از روایات تأکید دارد که شب قدر یکی از شبهای دهه آخر ماه رمضان است. در برخی از روایات آمده است که هر انسانی شب قدری دارد که با شب قدرِ انسان دیگر تفاوت دارد و این معنا بر مفهومی که از ارتباط میان شب قدر و روزه برگرفتیم منطبق است.
معنای دیگری نیز وجود دارد که با مفهوم دعا در پیوند است. هنگامی که آیات روزه را در ماه رمضان ملاحظه میکنیم، درمییابیم که قرآن کریم آیه دعا را ضمن آیات روزه قرار داده است : « ﴿ وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ﴾ .»[172] این آیه در میان آیات روزه است، بنابراین، آشکارا میان دعا و استجابت دعا و روزه ارتباط وجود دارد. طبیعی است انسانی که بینشی واضحتر و شعور و احساس بیشتری به مسائل دیگران دارد و در نتیجه، عقل و قلب او به نور ایمان نورانی است، به خدا نزدیکتر است و دعای او مستجاب. بیشک، دعا تأثیری شگرف در سرنوشت انسان و در تصمیم برای این سرنوشت دارد. بنابراین، ماه رمضان، زمان استجابت دعاست و دعا در این حالت، حال صفای قلب، حال دوری آدمی از کینهها، حال بینش انسان و احساس کردن مسائل دیگران و صبر اوست. در این حالت است که شروط دعا فراهم است و دعای آدمی مستجاب میشود. در نتیجه، ماه رمضانمان در سرنوشتمان تأثیر میگذارد. این معنا بر معنای دوم نیز منطق است، بدین اعتبار که رسیدن آدمی به درجهای عالی از مقام استجابت دعا عادتاً در دهه آخر است، چراکه زمانی طولانی از روزه گذشته و اینگونه به معنای جدیدی از شب قدر میرسیم که در این امت استمرار دارد. شاید شب قدر معنای دیگری نیز داشته باشد که خدا از آن مطلع است.
والسلام علیکم و رحمـةاللّه و برکاته.
[172]. «چون بندگان من درباره من از تو میپرسند، بگو که من نزدیکم و به ندای کسی که مرا بخواند، پاسخ میدهم.» (بقره، 186)
پیشین و معنای جمله این است که ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم، در شبی مبارک، در حالی که ما در آن شب بیمدهنده بودهایم. یعنی بر آن بودیم که بیم دهیم و درصدد خلق و تکوین نبودیم، یعنی بر آن بودیم آنچه را جایز نیست و محرمات را تشریع کنیم.
« ﴿ فیها یفرَقُ کُلُّ أَمر حکیم ﴾ .» همه امور محکم و ثابت را در این شب توضیح میدهند. این امر محکم چیست؟ « ﴿ أَمراً مِن عِندِنا إِنّا کُنّا مُرسِلِینَ ﴾ .» این جمله نیز برای جمله قبلی، بهمثابه حال است. یعنی در حالی که ما ارسالکننده بودیم و درصدد ارسال تعالیم دینی و احکام اسلامی بودیم، این امورِ محکم را میفرستادیم. خلاصه معنای این آیات این است که ما در حال انذار و در حال فرستادن رسولان و در حال رحمت از سوی خدا، قرآن کریم را در شبی مبارک نازل کردیم. پس شب قدر همان شب مبارک است. در حقیقت، شب تشریع ابعاد همه امور است. شب نزول قرآن یا به تعبیر امروزی شب قانون اساسی. بنابراین، هنگامی که مسلمانان شب قدر را گرامی میدارند، در حقیقت، خاطرات عزیزترین شب از شبهای تاریخ خود را گرامی میدارند. شبی که قرآن کریم در آن نازل شده و همهچیز برای امت تعریف شده و راه برای او تبیین شده است. زمانی که این شب را گرامی میداریم، با این شب تجدید عهد میکنیم و در برابر خویش تصویر جدیدی از نزول قرآن قرار میدهیم تا گذشته خویش را محاسبه و بررسی کنیم و راه و تصمیم آینده را برگیریم.
در روایاتی که از رسول خدا(ص) نقل شده، آمده است که شب قدر تا روز قیامت در این امت باقی است. معنای احادیث این است که شب قدر معنای دیگری غیر از مفهوم نزول قرآن نیز دارد. قرآن در شب قدر نازل شده، اما در این شب مبارک امر دیگری نیز وجود دارد. آن امر چیست؟ ای کسانی که این شب را گرامی میدارید و به آن ایمان دارید، در این شب مبارک چه چیز نازل شده است؟ به اعتقاد من، معنای شب قدر با مفهوم روزه در ماه رمضان کاملاً مرتبط است. ملاحظه میکنیم که روزه آمادهسازی انسان روزهدار است، در درجه اول حجاب را از برابر دیدگان عقل برمیدارد و سبب میشود که او ببیند و فکر کند و بیاموزد و بیشتر از روزهایی که غذا بیشتر میخورد، بفهمد. علاوه بر این، روزه انسان را به دردهای دیگران حساس میکند و اینگونه عاطفه او را حساستر و فراگیرتر میسازد. سوم اینکه روزه نوعی آمادگی و پایداری در خود انسان ایجاد میکند، چراکه او در برابر خواهشها و وسوسهها و سختیها میایستد و در نتیجه، صبر او بیشتر میشود و صبر با روزه رابطهای ژرف دارد. در آیه کریمه میفرماید : « ﴿ وَ استَعِینُوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلاةِ ﴾ .»[171] معنای صبر در احادیث همان روزه است. ملاحظه میکنیم که روزه به انسان روزهدار سه ویژگی میبخشد : فهم بیشتر و احساس بیشتر و صبر بیشتر. این عناصر سهگانه در حقیقت وسایلی است تا آدمی برای آینده خویش و تعیین سرنوشت خود تصمیم بگیرد. پس انسانی که روزه میگیرد، در نتیجه روزه خود بینشی روشنتر دارد و دردهای جامعه را بیشتر حس میکند و صبر او برای ادامه راه افزونتر میشود. پس این انسان، کسی است که میتواند تصمیم بگیرد و راهی برای آینده خویش ترسیم کند و سرنوشت خویش را از خلال این تصمیم مشخص کند.
ماه رمضان دوره آموزشی است که سرنوشت انسان را مشخص میکند و معنایش این است که سرنوشت او طی سال آینده بر اساس چارچوبی است
[171]. «از شکیبایی و نماز یاری جویید.» (بقره، 45)
