گام به گام با امام موسی صدر جلد 3
بیش از چهار همسر دلالت دارد و قرآن دربار? حکم چندهمسری بهطور مطلق ساکت است و در سنت نیز روایتی دربار? جواز چندهمسری بهطور مطلق وجود ندارد. بنابراین، نمی توان از میان دلایل موجود، یک حکم مطلق و کلی استنباط کرد. این سخن امام به معنای نفی وجود نص از قرآن و سنت برای چندهمسری است. در حالی که چنین چیزی پذیرفتنی نیست و فهم دانشمندان ژرف نگر از زمان صحابه تا کنون غیر از این بوده است.
ابوداود نقل کرده است که عروةبنزبیر از عایشه(رض) دربار? آی? «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاء.» پرسید. عایشه گفت: ای خواهرزاده، منظور این آیه دختر یتیمی است که تحت سرپرستی ولیّ خود قرار دارد و در دارایی او شریک است. پس آن مرد شیفت? دارایی و زیبایی آن دختر یتیم می شود و در صدد ازدواج با او برمی آید بدون آنکه در مهری? او به عدالت رفتار کند و به آن دختر مهریه ای را بپردازد که به غیر او می پردازد. آی? شریفه مسلمانان را از ازدواج با دختران یتیم نهی می کند، مگر آنکه با آنان به عدالت رفتار کنند و بالاترین مهریه ای که درخور آنان است، بپردازند و درخصوص دیگر زنان به آنان فرمان داده شده که هرچه از آنان که پسندشان افتاده است، به زنی گیرند.
ربیعه نیز دربار? آی? «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى.» گفته است: منظور این است که اگر بیمناک بودید، آنان را رها کنید و برای شما [دیگر زنان] را حلال گردانیدم.
عایشه از آیه چنین فهمیده است که به مردان فرمان داده شده است با غیر از دختران یتیم ازدواج کنند و ربیعه، استاد مالکبنانس، نیز چنین فهمیده است که خداوند در این آیه آشکارا ازدواج با زنان را دو دو یا سه سه یا چهار چهار حلال کرده است. استناد پیامبر و اصحاب به آیه و عمل آنان به مفاد آن نشاندهند? صریح بودن آن است و این امری است که از زمان صحابه تا کنون مورد اجماع بوده است. برخی پنداشته اند که آی? نخست، عدالت را شرط چندهمسری دانسته و آی? دوم توانایی اجرای این عدالت را نفی کرده است و از جمع میان این دو آیه ممنوعیت چندهمسری را نتیجه گرفته اند. این سخنی کفرآمیز است و از کسانی صادر می شود که می خواهند با آیات قرآن بازی کنند.
عدالت مورد نظر در آی? نخست، عدالت در رفتار است که به هیچ وجه نمی توان آن را نادیده گرفت و عدالتی که توانایی اجرای آن وجود ندارد، عدالت در محبت و میل قلبی است که هیچکس به سبب آن سرزنش نمی شود، البته تا زمانی که به ستمگری و بی عدالتی در رفتار و عمل نینجامد. اگر اجرای این عدالت دشوار باشد، چندهمسری نه واجب است، نه مستحب، بلکه به سبب تحقق نیافتن شرط ممنوع است. گاهی نیز تعدد حرام است و این در صورتی است که به مفسده ای بینجامد و شرط آن نیز امکان پذیر نباشد. چندهمسری گاهی به سود مرد است و گاهی به مصلحت زن. گاهی نیز به سود جامعه است و اوضاع و احوال، آن را ایجاب می کند که در برخی اوضاع این امر روشن و واضح است و در برخی روشن نیست. مردی که در صحرا زندگی می کند و کودکانی دارد و همسرش بیمار شده و از کار افتاده است و نمی تواند به کودکان و شوهرش رسیدگی کند و، از سویی، در صحرا هیچ کمکی برای پخت و پز و مانند آن وجود ندارد و زندگی نیز دشوار است، چنین مردی چه کند؟ آیا او را طلاق دهد و با زن دیگری ازدواج
