چشم طمع نداریم. همان‌طور که گفته‌ام، افتخار من این است که در میان شما باشم، و ارزشمندترین مقام و بزرگ‌ترین شرافت برای من این است که در محراب رسول خدا، در مسجد نماز بگزارم. بزرگ‌ترین افتخار من این است که در میان شما بر فراز منبر رسول خدا بروم. بزرگ‌ترین افتخار، اعتماد و همراهی و تلاش شماست. چقدر شما تلاش کرده‌اید؟ از کجا به اینجا آمده‌اید؟ از جاهای دور آمده‌اید. آیا کسی برای شما ماشین کرایه کرده است؟ آیا کسی به شما یک لیره داده است؟ آیا کسی برای شما دعوت‌نامه فرستاده است؟ شما در یک حرکت عمومی دعوت را پذیرفتید و این بزرگ‌ترین افتخار و بزرگ‌ترین توفیق برای من است.

دیگر چه می‌خواهم؟ می‌خواهم این کشور حفظ شود و از گرفتار شدن آن به بحران و انفجار جلوگیری شود. مشکل چیست؟ عدالت. اگر عدالت نباشد، کشور در معرض انفجار قرار می‌گیرد. مسئولان بشنوند، بیدار شوند، آنچه به صلاحشان است، به کار برند. ما به یاری خدا، در این مسیر حرکت می‌کنیم.

من از اینجا، از نزد شما، از سر تعظیم و تأیید و تشویق و احترام و برابری، درودی به ارتش دلیر سوریه می‌فرستم که قهرمانانه و فداکارانه مبارزه می‌کند و جایگاه این امت را بالا می‌برد. درود ما به همه مجاهدان و همه کسانی که چه در داخل سرزمین‌های اشغالی و چه در خارج آن، در راه سعادت و کرامت این امت می‌جنگند.

درود ما به سربازان گمنامی که در میان ارتش ما و نیروهای امت ما در صفوف نگهبانان کشور فداکاری می‌کنند؛ آنان که در اوضاعی سخت وظیفه خود را انجام می‌دهند و از محرومیت و سختی‌های بسیار و پایین بودن دستمزد رنج می‌برند. آنان نیز جزو محرومان هستند. ما از وضعیت آنان آگاهیم و در کنار آنان هستیم. ما می‌دانیم که آنان در اوضاعی دشوار این مسیر را طی می‌کنند و نمی‌خواهند گزندی به ما برسد. ما از اوضاع آنان آگاهیم و به یاری خدا از حقوق و کرامت و معیشت آنان با همه توان دفاع خواهیم کرد.

ما ضد هیچ‌کس نیستیم. ما خیرخواه همگان هستیم. تنها یک دشمن داریم: شیطان و لشکریان شیطان یعنی ستمگران زمین؛ آنان که می‌خواهند بر مردم مسلط باشند، بدون آنکه خدمتی به آنان کنند؛ آنان که ده‌ها سال حکومت‌کرده‌اند بدون آنکه مدرسه‌ای بسازند یا مسجدی آباد کنند یا سنگی برای ساختن یک خانه یا یتیم‌خانه جابه‌جا کنند یا به دانشجویی کمک‌هزینه‌ تحصیلی بدهند. چنین افرادی لشکر شیطان‌اند.

برادران،

این‌ها خفاشان شب هستند؛ جرئت ندارند خود را نشان بدهند. بفرمایید… همان‌طور که می‌بینید، من در میان شما هستم و هیچ محافظی ندارم. شبانه‌روز با ماشین خودم تنها به اینجا و آنجا می‌روم و هیچ خطری مرا تهدید نمی‌کند، زیرا هیچ‌کس نیست.

آقا… این‌ها نیز شیطان‌اند. شیطان از اول شیطان نبود. ابلیس جزو مقربان بود. آنان نیز وقتی از صفات شیطانی خود دست بردارند، می‌توانند کنار ما بنشینند. خوش‌ آمدند، ولی باید از ریختن خون مردم دست بردارند؛ باید از توهین به کرامت مردم دست بردارند؛ باید از سلطه‌جویی بر مردم دست بردارند؛ باید از فتنه‌انگیزی میان مردم دست بردارند؛ باید از سوءاستفاده از خزانه دولت برای دلالی کردن به زیان مردم دست بردارند؛ از همه این‌ها دست بردارند و به درگاه خداوند توبه کنند. آغوش ما به روی آنان باز است.

که اگر این مطالبات را برآورده نکنید، ما از شما بر وطن خود بیمناک خواهیم بود. چراکه در آن صورت، حامیان کشور به خطری برای آن تبدیل شده‌اند. در این صورت، ما این وضعیت را تحمل نخواهیم کرد و با همکاری سایر هم‌وطنان، برای اصلاح امور اقدام خواهیم کرد؛ در مرحله اول با نرمی و مهربانی و در مرحله دوم با زور.

قدرت ما در صدای ماست؛ قدرت ما در وجدان ماست؛ قدرت ما در اخلاص ماست؛ قدرت ما در نگاه صادقانه ماست؛ قدرت ما در محدود نبودن ما به منافع شخصی است. همه منافع شخصی را باید برای منافع عموم مردم و منافع رنج‌دیدگان فدا کرد. ما در اینجا با شما نیز همان سوگندی را که در بعلبک خوردیم، تکرار می‌کنیم تا به مسئولان و به خودمان تأکید کنیم که مجالی برای عقب‌نشینی وجود ندارد؛ مجالی برای تردید کردن وجود ندارد. ما در سالروز شهادت فاطمه زهرا، رو به قبله می‌ایستیم و خداوند را بر سوگند خود گواه می‌گیریم:

به خدای بزرگ سوگند که پیگیری مطالبات خود را درمورد حقوق شهروندی و حقوق همه محرومان بدون هیچ درنگ یا ضعف یا سازشکاری ادامه خواهیم داد و تا زمانی که هیچ انسان یا منطقه محرومی در لبنان باقی نمانده باشد، آرام نخواهیم گرفت. ما امروز به این میثاق دینی که با شرف انسانی و کرامت ملی ما پیوند دارد، متعهد می‌شویم و به آن وفادار خواهیم ماند تا اهدافمان تحقق یابد. به زیبایی لبنان و به کوه‌ها و جنوب و شرق و شمال آن سوگند، به خون شهیدان، اشک یتیمان، آه مادران، درد مجروحان، دغدغه دانشجویان و فرهیختگان، ترس کودکان در مرزها، اراده و فداکاری مرزبانان و مجاهدان، شب‌های بیمناکان و روزهای بیچارگان، طرح‌های وانهاده‌شده و کرامت‌های پایمال‌شده، سردرگمی افراد فاقد تابعیت، به همه این‌ها سوگند که با ستم مبارزه خواهیم کرد و با دشمنان وطن و دشمنان هم‌وطنان خواهیم جنگید. خدا بر آنچه می‌گوییم، گواه است.

این سوگند… برادران، گوش کنید، گوش کنید، برادران، گوش کنید، فرصت سخن گفتن تمام شد. زیاد صحبت کردیم. تلاش بسیاری کردیم. حضور شما در اینجا در صور و با این جمعیت انبوه، قوی‌ترین سخن است.

برادران، دوره حرف زدن پایان یافت. این سوگند راه را بر ما بست. هرکه قلب دارد بفهمد، هرکه گوش دارد بشنود، هرکه عقل دارد بیندیشد. ما سوگند یاد کردیم و این سوگند همان‌طور که دیدید، سوگندی دینی و بر اساس آموزه‌های قرآن است. قرآن به شهر و به خورشید و ماه سوگند خورده است و ما به لبنان سوگند خوردیم و این تعهد در برابر ماست. هیچ راهی برای بازگشت وجود ندارد. ما همچون سربازان میهن و سازندگان آینده در این خط حرکت خواهیم کرد.

ما به دنبال برتری‌جویی و فسادانگیزی در زمین نیستیم.(32 )ما به دنبال… خدا از او درگذرد، ما به دنبال ویران کردن کشور نیستیم. ما خواهان محافظت از کشور و نجات آن از دست جماعتی هستیم که بر آن تسلط یافته‌اند. ما می‌خواهیم کشور را از دست کسانی که آن را جنگل پنداشته‌اند و مشغول غارت آن شده‌اند، نجات دهیم. ما خواهان سعادت کشوریم و به حکومت یا نمایندگی یا مقام یا هیچ‌چیز دیگری


32.اشاره به آیه «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ.» (این سرای آخرت را از آنِ کسانی ساخته‌ایم که در این جهان نه خواهان برتری‌جویی هستند و نه خواهان فساد و سرانجام نیک از آن پرهیزگاران است.) (قصص، 83)


کردند و جنوب هر سال 45 میلیون لیره به آن‌ها می‌دهد.

گفتند که طرح لیطانی به زمان نیاز دارد. عده‌ای از مهندسان شیر پاک‌خورده آمدند و گفتند که منطقه‌ای به نام مثلث یارین -‌یارون‌- کفرا را می‌توان با دریاچه‌ای مصنوعی آبیاری کرد. همان زمان برخی از مسئولان اشتیاق پیدا کردند و طرحی برای آبیاری این منطقه ارائه دادند. گوش کنید. این منطقه شامل یارین، ضهیره، لقیسیه، مطموره، ابوشاش، ام توت، زلوطیه، طیر حرفا، شیحین، مجدل زون، مروحین، رامیه، صالحانی، قوزح ابل، رمیش، عین ابل، رشاف، بیت لیف، صربین، یاطر، کفرا، حاریص، حداثا، طیری، عیتا الزط، تبنین، برعشیت، بیت یاحون، کونین، عیناتا، بنت‌جبیل، یارون و عیتاالشعب است. همه این مناطق آبیاری می‌شود، یعنی 67 هزار دونم. بودجه آن نیز از کمک‌های کشورهای عربی که چهار سال قبل دریافت شده، آماده است. اجرای این طرح آسان است، امّا ابداً اقدامی نمی‌کنند. طرح آماده اجراست، ولی هیچ تصمیمی برای اجرا وجود ندارد.

این درمورد طرح‌های جنوب؛ حال به طرح‌های بقاع بپردازیم.

طرح قاع-‌‌هرمل. در سال 36 فرانسویان مطالعه درباره این طرح را آغاز کردند و بخشی از این طرح، یعنی کانال را به اجرا درآوردند. ادامه طرح تا کنون متوقف مانده است.

طرح دریاچه یمونه، طرح لبوه، طرح عیون ارقش، آب‌های بعلبک، سدها، جاده‌ها. اخیراً قانونی تصویب کردند و دویست میلیون لیره به راه‌سازی اختصاص دادند. نتیجه چه شد؟ از این مبلغ 22 میلیون لیره برای جنوب و نوزده میلیون لیره برای بقاع اختصاص دادند. یعنی یک‌چهارم یا یک‌پنجم از این مبلغ برای دو استان هزینه شد و چهارپنجم بقیه برای دو استان دیگر.

اتوبان صور-صیدا- شتورا. ده‌ها کشتی در بندر صیدا صف کشیده‌اند و بازرگانان برای هر شب توقف پانزده هزار لیره اجاره می‌دهند، یعنی به ازای هر روز توقف، قیمت کالاها بالاتر می‌رود.

مشکل حومه بیروت، مدرسه‌ها در توابع هرمل، معادن لبنان… همه این‌ها مسائلی است که ما بارها مطرح کرده‌ایم.

و بالأخره، مسئله توتون. می‌دانید برادران که هر کیلو توتون در لبنان پنج‌و‌نیم لیره هزینه دارد، در حالی که هزینه جهانی آن یک لیره و نیم است. همه این‌ها هزینه است و اسراف و تجارت و باندبازی.

ادعا کردند که مبلغ بیشتری پرداخت خواهند کرد. قیمت جهانی سی تا پنجاه درصد افزایش داشت، ولی در لبنان، آن را تنها دوونیم درصد افزایش دادند.

الآن… گوش کنید. ما این مطالبات را اعلام کردیم و در کنار شما هستیم. روشن است که محرومان بسیاری وجود دارند. ما آماده‌ایم که دستمان را به سوی همه محرومانِ لبنان دراز کنیم و با آنان در راه ساختن لبنانی بهتر همکاری کنیم. چند نمونه عرض می‌کنم.

در لبنان ده میلیارد متر مکعب آب وجود دارد که تنها از 450 میلیون متر مکعب آن بهره‌برداری می‌شود. 23 مجرای فاضلاب از بیروت به دریا می‌ریزد. زندگی شهروندان در حومه بیروت و جاهای دیگر در معرض خطر و بلاست. چه کسی به شهروندان توجه می‌کند؟

برادران، در این دیدار و در این تجمع دوم نیز ما دستمان برای گفت‌وگو دراز است و اعلام می‌کنیم

گزارش برای اینکه سیاستمداران ساکت شوند و مردم سرگرم باشند، ولی در گزارش دیگر نوشتیم که امکان اجرای طرح لیطانی وجود ندارد. این طرح همچنان می‌چرخد و می‌چرخد، ولی اجرا نخواهد شد. نه دستگاهی در کار است، نه طرحی و نه پژوهشی. این سخنان در صورت‌جلسه‌های پارلمان ثبت شده است. ولی گفتند: نه… طرح لیطانی اجرا خواهد شد. در رادیو و تلویزیون و روزنامه‌های دولتی گفتند: اجرا می‌شود. آیا به حرف آنان گوش دهیم؟ نمی‌دانم. گفتند: امروز باران می‌بارد. روزی که ما در بقاع بودیم، گفتند: برف و باران می‌بارد، ولی در واقع هوا آفتابی بود. إن‌شاء‌الله امروز باران می‌بارد… این‌طور گفته‌اند. در هر حال، بگذارید به دروغ گفتنشان ادامه دهند. تا کنون که هیچ‌کس حرف آنان را باور نکرده است.

من به شما می‌گویم که جدول زمان‌بندی برای طرح لیطانی تنظیم کردند. ای خبرنگاران، این مطلب را با مسئولیت من ثبت کنید و بنویسید. برای طرح لیطانی جدول زمان‌بندی تنظیم کردند. گفتند که مناقصه اول برای اجرای مرحله اول طرح لیطانی در تاریخ 1/5/1974 برگزار خواهد شد، یعنی چهار روز پیش. آنان نمونه این ضرب‌المثل هستند که دروغگو فراموشکار است. ولی مردم فراموشکار نیستند. من فراموشکار نیستم. مناقصه چه شد؟ هیچ‌کاری انجام ندادند و نخواهند داد. گفتم که هیچ برنامه و نقشه‌ای وجود ندارد. مسئولی دولتی در تلویزیون گفت: «آیا هرچیزی لازم است با نقشه انجام شود؟» طرحی عریض و طویل را می‌خواهند بدون نقشه اجرا کنند.

گفتند که می‌خواهیم آب لیطانی را به بیروت انتقال دهیم، زیرا بیروت بی‌آب است. به آنان گفتیم: ای جماعت، شما مردم جنوب را با عطش بیمار کردید. اکنون می‌خواهید مردم بیروت را با بلهارسیا بیمار کنید؟ آب‌های لیطانی برای آشامیدن مناسب نیست. افزون بر آن، آب رودخانه بیروت که هست و مطالعات این طرح آماده است و هزینه کمتری نیز دارد. تنها اجرای آن مانده است.

آیا می‌دانید اگر آب لیطانی را به بیروت بکشند، چه پیش می‌آید؟ قبلاً 350 میلیون متر مکعب آب به رودخانه اوّلی انتقال داده‌اند و الآن می‌خواهند بین پنجاه تا شصت میلیون متر مکعب دیگر انتقال دهند و این یعنی سدی بدون آب خواهیم داشت. می‌گویند که شاهزاده‌ای هندی به نجف و کوفه آمد و گفت که پلی بین این دو شهر بسازید. گفتند: آبی بین این دو شهر نیست. گفت: ما پل را می‌سازیم، بعداً آب می‌آوریم. می‌خواهند پس از آنکه آب لیطانی را به بیروت منتقل کردند، روی آن سد بسازند. چرا از رودخانه بیروت آب نمی‌برند؟ چرا از رودخانه ابراهیم نمی‌برند؟ چرا از آب رودخانه کلب یا جعیتا استفاده نمی‌کنند که هم هزینه کمتری دارد و هم انتقال آن سریع‌تر انجام می‌شود؟ نه، می‌خواهند آب لیطانی را ببرند.

مسئولی دیگر می‌گوید که آب رودخانه بیروت در معرض زمین‌لرزه هزاره است. این چه هزاره‌ای است؟ این حرف‌ها قدیمی است. در این طرحْ مسئله زمین‌لرزه هزاره نیز بررسی شده است. طبیعتاً، کانال نیز بر اساس زمین‌لرزه هزاره بررسی شده است. ولی به این طرح فکر نمی‌کنند.

این طرح قاسمیه که دیده‌اید، ده تا دوازده میلیون لیره برای دولت هزینه داشته است. می‌دانید بازدهی و درآمد سالانه آن چقدر است؟ حداقل 45 میلیون لیره. دوازده میلیون لیره در جنوب هزینه

اینجاست؟ از او بپرسید. همه مدارک ثبت احوال آنان در صور موجود است. آنان لبنانی هستند.

عده‌ای از آنان، حدوداً ده نفر از آنان، تابعیت لبنانی گرفته‌اند، ولی بقیه نه… تابعیتی ندارند. همه آنان که تابعیتی گرفته‌اند، هزینه آن را پرداخت کرده‌اند.

در بقاع گروهی از عشایر هستند که لبنانی اصیل‌اند و بیش از هزار سال است که در لبنان هستند، ولی کارت شناسایی ندارند. در وادی خالد، در شمال، در عکار، عده بسیاری از لبنانیان کارت شناسایی ندارند. چرا؟ نمی‌خواهیم توازن فرقه‌ای در لبنان را برهم زنیم. به هرکه می‌خواهید در مقابل آنان تابعیت بدهید. ما خواهان بقای لبنان و صیانت از لبنان و برقراری توازن و عدالت در آن هستیم. مشکل را حل کنید.

و اما لیطانی. گفتند که 191 میلیون لیره از بودجه عمومی را طی ده سال به آن اختصاص داده‌اند تا این طرح اجرا شود. از آنان بپرسید. بپرسید که این مرحله اول است، مرحله دوم چیست؟ نمی‌دانند، چون مرحله دومی وجود ندارد. از آنان بپرسید که در مرحله اول قرار بود ده‌هزار هکتار را تحت آبیاری قرار دهید. آبیاری این ده‌هزار هکتار چه شد؟ نمی‌دانند. بررسی نمی‌کنند. هیچ کاری انجام نمی‌دهند. چرا ده هزار هکتار؟ بگویید که پنج هزار هکتار. هیچ‌کس نمی‌داند. من به شما می‌گویم چرا. زیرا آنان مطالعه و بررسی نمی‌کنند. بی‌‌اعتنا هستند. می‌دانید چرا؟ چون آنان این مبالغ را در فصل سوم بودجه گنجانده‌اند. از نمایندگان و کارشناسان در زمینه بودجه بپرسید که این به چه معناست؟ طرح‌هایی که در فصل سوم بودجه قرار دارند، اجرا نمی‌شوند. چون ما سیصد تا چهارصد میلیون لیره کسری بودجه داریم، فصل‌سوم به‌طور طبیعی حذف می‌شود و به اجرا در نمی‌آید. بنابراین، این طرح‌ها اجرا نمی‌شود.

از آنان می‌پرسم: مرحله اول چیست؟ چرا باید این مرحله انجام گیرد؟ نمی‌دانند. سازمان ملل متحد پژوهشی انجام داد که نُه میلیون لیره هزینه داشت و سه میلیون آن را لبنان و شش میلیون دیگر را سازمان ملل پرداخت کرد. در این پژوهش، نقشه‌هایی تدوین شد که اکنون موجود است. بر اساس این نقشه‌ها، مهندسانِ خود اداره‌کل لیطانی را موظف کردیم… این جوانان می‌خواهند مشغول کار شوند. بگذارید آنان کار کنند. با جوانان مستبدانه رفتار می‌کنند. پژوهشی صورت گرفت که ما آن را چاپ خواهیم کرد. این پژوهش… گوش کنید… این پژوهش روشن می‌کند که طرح لیطانی یک میلیارد و دویست میلیون لیره هزینه دارد. این طرح 45 هزار هکتار زمین را آبیاری می‌کند، یعنی 450 هزار دونم از زمین‌های جنوب. این نهایت بهره‌‌ای است که جنوب از این طرح می‌برد. ما از آنان پول نمی‌خواهیم. 191 میلیون لیره، نه کمتر و نه بیشتر، نمی‌خواهیم، بلکه به مهندسان و کارشناسان اجازه دهید تا مشغول کار شوند.

دولت امارات متحده عربی، هیئتی نزد من فرستادند و اعضای آن هیئت گفتند که آماده‌اند تا با همکاری من این طرح را به طرز صحیح اجرا کنند. ما از آنان پول نمی‌خواهیم.

گفتند که طرح لیطانی اجرا خواهد شد. ولی مسئولی از هیئت مدیره شرکت لیطانی در برابر کمیته پارلمانی آشکارا گفت: طرح لیطانی اجرا نخواهد شد. از او پرسیدند: چرا نامه‌ای به رئیس‌جمهور ننوشتید؟ پاسخ داد: ما دو گزارش فرستادیم؛ یک

آماده‌اند تا به مرزها بروند و دفاع کنند، ولی در قالب نقشه مشخص و حساب‌شده.

اما فایده‌ای نداشت. گفتیم که قانون خدمت سربازی را ارائه دهید. امروز خواندیم که آنان خدمت سربازی را تصویب کرده‌اند. خوب، خیر است. دولت جدید وقتی آمد، برای تنها طرحی که مدت مشخص کرد، خدمت سربازی بود. گفتند که طی دو ماه طرح خدمت سربازی تقدیم می‌شود. الآن یازده ماه گذشته است. چقدر باید زمان بگذرد؟ گویا ما در خواب اصحاب کهف هستیم. دشمن در کمین ماست و اوضاع پیوسته دگرگون می‌شود و منطقه در آستانه انفجار است. آنان نمی‌دانند پشت پرده در خصوص مناطق و به‌ویژه، در خصوص جنوب چه می‌گذرد. خطر سازش جهانی بر سر جنوب وجود دارد. طرح را کی تقدیم می‌کنند؟ کی تصویب می‌کنند؟ کی اجرا می‌کنند؟ کی برای آن بودجه اختصاص می‌دهند؟ فایده‌ای ندارد.

گفتیم: دفاع… گفتیم: خدمت سربازی… ولی اثری ندارد. ما فقط برای مردم می‌گوییم. چیزی برای خودمان نمی‌خواهیم. طرح‌ها را به منظور واسطه‌گری برای خودمان درخواست نمی‌کنیم. ما از این نوع درخواست‌ها نکرده‌ایم. هرچه خواسته‌ایم، برای کشور و پاسداری از کشور بوده است. می‌دانید چند ماه گذشته است؟ یازده ماه: از دوم ژوئن 1973 تا الآن یعنی پنجم می 1974. این مرحله آخر است. مراحل پیشین گذشت. به آنان گفتیم که به وضع افراد فاقد تابعیت رسیدگی کنید. گوش کنید برادران! قدرت باید با آگاهی همراه باشد. بیدار باشید و حقایق را بفهمید. علت چیست؟

به شما گفتند: چرا سید موسی عصبانی است؟ من عصبانی نیستم. آسوده و آرام هستم. با این حال، نمی‌پذیرم که من عظمت داشته باشم، ولی کشورم خوار باشد. نمی‌پذیرم… نمی‌پذیرم. هواپیماهای اسرائیلی هر روز حریم هوایی بیروت و شمال و بقاع را قبل از جنوب نقض می‌کنند.

حتی دختر کوچک من که دو سال دارد، وقتی صدای شکستن دیوار صوتی را می‌شنود، می‌گوید: هواپیماهای اسرائیلی. حتی دختر خردسال هم معنای شکستن دیوار صوتی را می‌فهمد. ای جماعت، این عزت نیست، خواری است. چگونه ممکن است کسی این خواری را بپذیرد؟ این هواپیماهایی که حریم هوایی ما را نقض می‌کنند، به کجا می‌روند؟ می‌روند تا برادران مجاهد ما را در سوریه بمباران کنند و از پشت به آنان خنجر بزنند. می‌روند تا مقرها و خانه‌های آنان را بمباران کنند. ما را از این خواری نجات دهید. هیچ‌کس نمی‌تواند در برابر این خواری صبر کند. هواپیماها می‌آیند و می‌روند و علاوه بر نقض حریم هوایی، شلیک می‌کنند و خانه‌‌ها را بمباران می‌کنند. فقط معامله می‌کنند و معامله می‌کنند. به اندازه‌ای که در این دو روز با تجمع ما مبارزه کردند، با اسرائیل مبارزه نکرده‌اند. چرا؟ چون این اجتماع آنان را رسوا خواهد کرد و نشان خواهد داد که مردم جنوب آزاد هستند؛ نمی‌توان آنان را خرید و اجیر کرد.

به آنان گفتیم… (می‌دانم عزیزم، می‌دانم… از عدیسه، از محیبیب، از مرجعیون، ادعاهای بیجای آنان را می‌دانم) به آنان گفتیم که به مسئله افراد فاقد تابعیت رسیدگی کنید. ای مردم، بنابر توافق‌نامه‌ها هفت روستای هونین، صلحا، تربیخا، قَدَس، مالکیه، ابل و القمح لبنانی است. مدارک ثبت احوال آن‌ها هنوز در صور است. از محمد بزی بپرسید. مأمور ثبت احوال اینجاست؟ آقای حلاوی

دشمن شما باشند، رسیدگی نکنید، در برابر کاخ‌های شما و قلب‌ها و سینه‌های شما می‌ایستند.

تجربه‌های تاریخی از شما دور نیست. تاریخ مناطق از شما دور نیست. هر منطقه‌ای، هر مکانی، هر گروهی، هر دوره‌ای از تاریخ، شاهد انفجارها و بحران‌هایی از این نوع بوده است. به مشکلات رسیدگی کنید. ما این را به آنان گفته‌ایم. بیست درخواست به آنان داده‌ایم. مطالبات ما چیست؟ گفته‌ایم مدرسه‌سازی. آن روز گفتم در بعلبک حتی یک ساختمان دولتی برای ساختن مدرسه وجود ندارد. و الآن نیز می‌گویم که در شهر صور حتی یک ساختمان دولتی برای ساختن مدرسه وجود ندارد. مجلس جنوب در اینجا در بص یک مدرسه می‌ساخت. آن را متوقف کردند. چرا؟ چون اموال مجلس جنوب باید در راه کشتار و ترور و خوشایند دیگران و فریبکاری صرف می‌شد؛ اموال میلیون‌ها انسان که اختصاص یافته است تا به محرومان و مصیبت‌زدگان داده شود. آیا می‌دانید که تا کنون غرامت خانه‌های ویران‌شده و کشته‌شدگان در منطقه بنت‌جبیل و مرجعیون پرداخت نشده و ربوده‌شدگان را هنوز برنگردانده‌اند؟ تا کنون در صور چندین خانه برای مردم ساخته شده است، اما آن‌ها را واگذار نمی‌کنند و به مردم نمی‌دهند. بی‌اعتنایی می‌کنند. ستم روی ستم… إنا لله و إنا إلیه راجعون.

به آنان گفتیم که مردم را دسته‌بندی نکنید. گفتیم که همه هم‌وطنان برابرند. گفتیم که همه مردم شایستگی آن را دارند که کارمند باشند. مردم را دسته‌بندی نکنید. بین فرقه‌ها تبعیض قایل نشوید. حق همه فرقه‌ها را بدهید. به انتصاب‌ها توجه کنید. شما از انتصاب‌هایی که تصویب شده، آگاه‌ترید. چطور عمل کرده‌اند؟ چگونه برخورد کرده‌اند؟ از پست‌های درجه اول، باید چهار پست دیگر به شیعیان بدهند. درمورد پست‌های درجه دوم و سوم و مؤسسه‌ها و سازمان‌های مستقل و اداره‌های تابع آن نیز حقوق ما داده نشده است.

به آنان گفتیم که از جنوب دفاع کنید. گفتیم که نخستین شرط مسئولیت‌های ملی، دفاع کردن است. در صدد برآمدند که ارتش را متهم کنند. به آنان گفتیم که ارتش آماده است. ای سیاستمداران بزدل، به ارتش فرمان دهید! به ارتش فرمان دهید! ارتش دفاع می‌کند و جانفشانی می‌کند.

یک کمیته نظامی فرانسوی در سال‌های 68 و 69 طرحی دفاعی آماده کرد و گفت که لبنان با موشک و تانک‌های سبک می‌تواند از جنوب دفاع کند، زیرا زمین‌هایی که خداوند سبحان به لبنان داده است، مثل شاخ است.

الان طرحی دفاعی ارائه کرده‌اند. من به شما خبر می‌دهم که این طرح دفاعی چیست. امروز در روزنامه‌ها خواندم که هشتصد میلیون لیره برای شبکه موشکی درخواست کرده‌اند، در حالی که پیشنهادی 55 میلیون لیره‌ای نیز وجود دارد. هشتصد میلیون لیره برای چه می‌خواهید؟ روشن است که مهریه را بالا می‌برید تا دخترتان را شوهر ندهید!

کدام طرح دفاعی؟ به شما گفتیم که این افراد مسلح و افراد دیگر را جمع‌آوری کنید و در قالب گارد ملی یا شبه‌نظامیان ملی یا یگانی آموزش‌دیده سازمان‌دهی کنید. ما را بفرستید! ما را بفرستید! به آنان گفتم که منِ روحانی آماده‌ام تا بروم و در دفاع از مرزها جان خود را فدا کنم تا کرامت‌مان حفظ شود. از وطن دفاع کنید. ما آماده‌ایم که برویم. این مردم همان‌گونه که این مسیر پر میخ و مانع را پیموده‌اند،

این است که پس از عمل کردن، سخن بگوییم. یعنی ما ابتدا عمل می‌کنیم. تصور می‌کنم که همه شما می‌دانید که ما عمل کرده‌ایم. این کشور نیز گواه است: مدرسه فنی‌وحرفه‌ای، مرکز آموزش علوم اسلامی، خانه دختران، باشگاه‌ها، مؤسسه‌ها، حسینیه‌ها، مسجدها، درمانگاه‌ها، ما در همه‌جا به اندازه توان خود تلاش کرده‌ایم و وظیفه ما این است که به حکومت نیز اصرار کنیم که عمل کند. از زمان تأسیس مجلس اعلای شیعیان از حکومت مطالبه کرده‌ایم. مجلس اعلای شیعیان در اواخر سال 69 میلادی تأسیس شد. در آن زمان، بحران کابینه شدید بود و تا هفت ماه کابینه تشکیل نشد. فشارهای ما در دفاع از کشور و مشارکت سازنده در صیانت از وحدت ملی معروف است. در سال هفتاد پس از تشکیل کابینه، ما با اعتصاب بر دولت فشار آوردیم که به تأسیس مجلس جنوب انجامید. این مدرسه‌ها و جاده‌ها و برقی که به آن افتخار می‌کنند، حاصل تلاش مجلس جنوب است که تماماً نتیجه اعتصاب عمومی لبنان در سال هفتاد بود.

پس از آن دوره، حکومت جدید از راه رسید و ما به آن دل بستیم و به وعده‌هایش اعتماد کردیم و صبر کردیم و گفتیم که به کرامت و حقوق خود در جنوب دست خواهیم یافت؛ ما شیعیان به حقوق و طرح‌هایمان خواهیم رسید؛ ما محرومان به کرامت و سطح زندگی شایسته خواهیم رسید؛ ما دوستداران لبنان و کسانی که به فکر آینده لبنان هستیم، به اهدافمان خواهیم رسید.

یک مثال عرض می‌کنم. خواهش می‌کنم گوش دهید. یکی از پادشاهان قدیم در چین، خودش را ذوالقرنین نامید، یعنی صاحب دو شاخ. چرا؟ چرا دو شاخ؟ او وقتی به قدرت رسید، دید کشورش در بدبختی به سر می‌برد و افراد بی‌کار بسیارند. او برای آباد کردن کشور و ایجاد شغل دست به کار شد و دستور داد در اطراف پایتخت ساختمانی بزرگ و شکوهمند بسازند و مردم را برای ساختن آن به کار گیرند و به آنان حقوق دهند تا بی‌کار نباشند. از این راه کشور حفظ و پایتخت آباد می‌شد. این مرحله شاخ اول نامیده شد. سپس، شروع به ساخت دیوار مشهور چین بر اطراف کشور کرد تا از این راه، کشور را حفظ کند و این، شاخ دوم بود. از این رو، او را صاحب دو شاخ نامیدند.

من و همراهانم و هرکس که از اوضاع لبنان آگاه باشد، بر این عقیده‌ایم که لبنان دارای دو شاخ است. یک شاخْ کمربند بیچارگی و مناطق محروم است… (ساکت باش برادر… ساکت باش عزیزم. این شجاعت نیست که با هفت‌تیر اینجا شلیک کنی) کمربندی که بیروت را فراگرفته عبارت است از منطقه کرنتینا، حی‌السلم، برج البراجنه، برج‌حمود، سن‌الفیل، النهر، دکوانه، تل‌الزعتر، جدیدة المتن. این کمربندْ کمربند بدبختی و بیچارگی و زندگی فقیرانه است. این شاخ اول است.

شاخ دوم در اطراف کشور است، از دورترین نقطه جنوب تا دورترین نقطه شمال. به آنان می‌گوییم: ای جماعت، مرزهاست که پایتخت را حفظ می‌کند و حومه پایتخت است که کشور را حفظ می‌کند. مرزها کشور را حفظ می‌کند و کمربند پایتخت، پایتخت را. این دو منطقه را آباد کنید، زیرا کشور ما به علت تفاوت فاحش میان مناطق گوناگون در خطر است. مسئله فرقه‌ نیست؛ مسئله مسئله شیعیان نیست. از بخت بد این فرقه است که غالباً در مرزها و در اطراف پایتخت زندگی می‌کند. اگر این مسئله را نادیده بگیرید و به این دو شاخ که باید شما را حفظ کنند و تیری در قلب

برادران،

یاد فاطمه(س) یاد عمل و شهادت است، یاد تحمل سختی در راه خداست. ما در این روز، فاطمه را شفیع خود گرفته‌ایم تا بگوییم: ای فاطمه، ای دختر رسول خدا، ای رسول خدا، ای پروردگار ما، ما از دوره کودکی عبور کرده‌ایم و به دوره پختگی و رشد رسیده‌ایم؛ ما دیگر قیم نمی‌خواهیم؛ ما دیگر نمی‌ترسیم؛ دیگر حرف زور نمی‌شنویم؛ دیگر زیر بار ستم نمی‌رویم؛ به‌رغم همه ابزارهایی که برای جلوگیری از ما به کار گرفتند، با جمعیتی انبوه اجتماع کردیم تا تأکید کنیم که دیگر قیمومت وجود ندارد.

ای فاطمه، ما در مسیر تو حرکت می‌کنیم. با عمل کردن، آغاز می‌کنیم و با شهادت، پایان می‌دهیم.

ای صور، ای شهر صور، ای شهر قهرمان، ما از اینجا آغاز کردیم. تو در روزهای محنت با ما بودی؛ همان روزهایی که دست‌های پنهان بازی می‌کرد، توطئه می‌چید، متهم می‌کرد و تقلب می‌کرد. ولی شهر صور اعتصاب کرد و ایستاد و خیل مردم از هرکجا برای دفاع از حق آمدند.

آنان به دنبال شر بودند، ولی خداوند در عوض به ما خیر عطا کرد. درست از همان روز بود که این حرکت آغاز شد؛ از همان روز بود که مجلس اعلای شیعیان تأسیس شد؛ از همان روز بود که خواب ستمگران آشفته شد و در نتیجه، به هر شکل شروع به توطئه‌چینی کردند و ما حرکت را آغاز کردیم.

درود لبنان، درود شیعیان، درود ارزش‌ها بر تو ای شهر صور، و درود تو و درود همه ما به مردم دلیر جنوب و مردم مرجعیون و بنت‌جبیل و نبطیه و زهرانی و صیدا و جزین که با وجود موانع و شبهه‌افکنی‌ها و شایعه‌ها و بیانیه‌ها در این اجتماع حضور یافته‌اند. درود همه ما به جنوب استوار، به مردم بقاع و بعلبک و هرمل که چهل روز پیش در هفدهم مارس با آنان گردهم آمدیم و سوگند شرف خوردیم که این راه را ادامه دهیم و راه را برای مسئولان بازگذاشتیم تا شروع به تصمیم‌گیری و اجرای طرح‌ها کنند. ولی تا کنون امیدمان تبدیل به یأس شده و جز سهل‌انگاری و تردیدافکنی و بن‌بست ندیده‌ایم. هیچ پاسخی دریافت نکرده‌ایم. از این سو و آن سو خود را عقب می‌کشند تا طرح‌ها با شکست روبه‌رو شود. از این رو بود که ناگزیر به برگزاری این تجمع با شرکت مردم بعلبک، هرمل، بیروت، بقاع غربی و شمالی شدیم. و اگر پاسخ ما را ندهند و اگر بر پاسداری از لبنان که جز با کاستن از دردها و رنج‌های این کشور تحقق نمی‌یابد، به توافق نرسند، ناگزیر می‌شویم که اقدام دیگری کنیم و تجمع بزرگی در قلب پایتخت ترتیب دهیم تا بدانند که دوست داشتن لبنان و دفاع از لبنان، تنها محدود به مردم بقاع و جنوب نیست، بلکه همه مردم لبنان در این راه حرکت می‌کنند.

برادران عزیز،

چرا این اجتماعات را برگزار می‌کنیم؟ این دیدارها در این کشور، کشوری که مسیح(ع) از آن عبور کرده و قلب جبل‌عامل در تاریخ بوده است، برای چیست؟ چرا ما در کشور صلح و دانش و فرهنگ و تمدن و خاستگاه خط، به شکلی خشن و با لحنی تند سخن می‌گوییم؟ علت آن چیست؟

من به شما می‌گویم که علت چیست. دین به ما آموخته است که عمل کنیم و حکومت را نیز به عمل کردن واداریم. کشور ما کشوری دموکراتیک است؛ کشور آزادی است؛ کشور ما کشور کرامت‌هاست؛ کشور ما کشور آزادی کلمه، آزادی انتخاب، آزادی سخن و آزادی بیان است. مسئولیت ما در این کشور

تبعیض و تمایزی میان افراد بشر نیست. همه شما فرزندان آدم هستید و آدم از خاک آفریده شد: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ.»(31)

یاد فاطمه، یاد عمل و قهرمانی و جهاد است. این مناسبت امسال بین روز کارگر و روز شهید قرار گرفته است. این تقارن تأکیدی است که انسان نمی‌تواند کرامت و حریم و آبرو و مقدسات دینی خود را حفظ کند، جز با عمل و در نهایت با شهادت.

آنان که خیال می‌کنند کشور با نشستن در سالن‌های پذیرایی و اظهارنظر کردن و وعده دادن و برگزاری جلسه در کاخ‌ها حفظ می‌شود و آنان که می‌پندارند مرزها با وعده دادن و حرف زدن حفظ می‌شود و کرامت‌ها با لقب دادن و اجتماع‌ کردن حفظ می‌شود؛ فاطمه(س) آنان را تکذیب می‌کند، حضرت محمد(ص) آنان را تکذیب می‌کند و می‌فرماید: «ای فاطمه، برای خود کار نیک انجام ده، چرا که من در پیشگاه خداوند هیچ سودی برای تو نخواهم داشت.»

کشور با جهاد حفظ می‌شود. کرامت‌ها با شهادت حفظ می‌شود. عزت و شکوفایی و آسایش به همّت جوانان و با تحمل کردن سختی‌ها به دست می‌آید.

ما امروز در شهر صور گردهم آمده‌ایم. همه مردم زیر آفتاب هستند، چطور من زیر سایه باشم؟ این معقول نیست. این را برای کسی غیر از من بگذارید. راحتی را برای تنبل‌ها و بی‌حال‌ها بگذارید.

عزیزان، تیراندازی نکنید… گوش کن عزیزم! گوش کن! گوش کن! دیشب در مسیر شما میخ ریخته بودند و به کسانی که به اینجا می‌آمدند، حمله کردند. وقتی هم باز می‌گردید، به شما حمله خواهند کرد. گلوله‌ها را برای دفاع از خودتان نگه دارید. فهمیدید؟ تیراندازی نکنید! تیراندازی نکنید! گلوله‌ها را نگه دارید. این میخ‌ها دیشب در مسیر شما ریخته شده بود. (در این هنگام امام کیسه‌ای پر از میخ را به مردم نشان داد.)

جوانان این میخ‌ها را نیمه‌شب جمع‌آوری کردند. راه جهاد پر از تیغ و خار است. ولی ما به یاری خدا این راه را طی می‌کنیم. جوانان، من برای شما حرف می‌زنم. ساکت باش عزیزم! ساکت باش! این کارِ درستی نیست، درست نیست. دیروز که شما آمدید، در مسیر شما میخ ریختند، به مردم تعدی کردند، به شیشه ماشین‌ها شلیک کردند، دروغ گفتند، تحریف کردند، مزاحمت ایجاد کردند، همه کار کردند. ولی شما آمدید. این اجتماع شما نشان می‌دهد که شما از بند ترس و از دام فئودالیسم، و از چنگ اوهام و خیالات رها شده‌اید. فشنگ‌های خود را نگه دارید تا به روستاهایتان باز گردید. ممکن است در راه بازگشت، خفاش‌های بزدل شب که نمی‌توانند در روز خود را نشان دهند… (بفرمایید… من در میان شما هستم… به من شلیک کنید… گروه‌های مزدور، ترسوتر از آن هستند که در روز تیراندازی کنند.) وقتی عصر به روستاهایتان بازمی‌گردید، ممکن است به شما حمله کنند. (تیراندازی را کم کنید. چند تیر برای بازگشت خود، برای روبه‌رو شدن با دشمن نگه دارید. تیراندازی نکنید.)

نوعی فشنگ هست که تنها ایجاد صدا می‌کند، ولی برای شلیک کردن نیست. برای این‌گونه مراسم است. باید مثل کشور سوئیس از این نوع فشنگ استفاده کنیم. اما شلیک این گلوله‌ها صحیح نیست، حرام است. این‌ها را باید برای سینه دشمنِ خارجی یا داخلی نگه دارید.


31.«هر آینه گرامی‌ترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست.» (حجرات، 13)