- او از دوستداران فوتبال است و در دوران تحصیل عضو تیم مدرسه بوده است.
- سه بار به اروپا سفر کرده و به کشورهای فرانسه و آلمان و دانمارک و بلژیک و سوییس و ایتالیا رفته است.
وقتی بازگشت از دیدگاه او درباره مکتب فکریای پرسیدم که میتواند انسان را به سعادت برساند: «اساساً، من با هر مسلک اجتماعی برای زندگی انسان که بر پایه ایمان به خداوند استوار نباشد، موافق نیستم. مکاتب اجتماعی با وجود گوناگونی و تنوعی که دارند، از نظر من یکساناند، هرچند برخی از آنها در بسیاری از دستاوردهای خود با آموزههای دینی اشتراک دارند. ما میدانیم که اروپا و اندیشمندان اروپایی پس از انقلاب علمی، به قرون وسطای اروپا نگاه خشمآلود داشتند و به سبب رفتارهای عالمان مسیحیت، دین را مسئول بستن راه علم میدانستند. این مسئله سبب شد که آنان در قبال دین موضعی منفی داشته باشند و سرانجام هم به نظر خودشان، از بند این «بت» آزاد شدند و گفتند تا زمانی که در آزمایشگاهها و دیگر عرصههای تجربی تأثیری برای ماوراءالطبیعه نیابیم، بحث درباره ماوراءالطبیعه را کنار میگذاریم و به بحث درباره زندگی مادی خود میپردازیم و تمدن خود را با تکیه بر قانون کلی علیت و بر پایه عوامل و اسباب علمی بنا میکنیم. گویا میخواستند برای خداوند بدیلی همچون مواد شیمیایی یا درجه حرارتی مشخص یا میزان بارندگی در فصل زراعت یا دیگر عوامل طبیعی قرار دهند. آنان تمدن خود را بر این اساس استوار ساختند. سپس، تمدن مادی را با همه نقاط قوت و ضعفی که دارد و با انواع دیدگاههای اجتماعیِ شرقی و غربی که در آن مطرح است، نقطه شروع حرکت خود قرار دادند و انسان را پدیدهای ویژه در جهان هستی به شمار آوردند.
روشن است که از نظر مؤمن این دیدگاهها کامل نیستند. تردیدی نیست که این مکاتب اجتماعی در تأمین آزادی و سعادت مادی انسان با یکدیگر اختلاف دارند، ولی من به همه آنها نگاهی مرحلهای دارم و آنها را به مثابه مسلک کاملی که بتواند سعادت همه افراد در همه ابعاد را تأمین کند، قبول ندارم.»
در این هنگام تلفن زنگ زد و تماس با بعلبک که امام اندکی قبل درخواست کرده بود، برقرار شد. آن سوی خط شیخ الیحفوفی بود. امام صدر از او خواست با بزرگان یمونه تماس بگیرد و از آنان بخواهد که آرامش را حفظ کنند، زیرا یکی از مسئولان بلندپایه به او قول داده است که مطالبات آنان طی چند روز آینده برآورده شود.
امام صدر از هیچیک از مکاتب فکری یا اجتماعی معاصر تأثیر نپذیرفته است، ولی این به معنای دور بودن او از تجدد و نگاه امروزی نیست. او صاحب فرهنگ اصیل اسلامی است، ولی در عینحال، آغوش او به روی اندیشههای مترقی باز است.
از سخنانش آشکارا پیداست که از شیوه علامه محمدحسین طباطبایی و سبک او در تفسیر المیزان تأثیر پذیرفته است. او به سبب تحصیلات دانشگاهیاش کتابهای بسیاری را از دانشمندان شرقی و غربی در زمینههای فلسفه و اقتصاد و سیاست مطالعه کرده است و این مطالعات نیز آثار روشنی در زندگی و اندیشههای او داشته است.
جوان، بر گرد او نشستهاند. در گوشهای سه زن محجّبه منتظرند تا نوبتشان برسد. طی شش ساعت نخست روز، او به شکایتهایی از هر نوع گوش میداد.
«عالم دین اگر فروتن و خوش اخلاق باشد، راه به دلهای مردم خواهد برد و خواهد توانست با آنان تعامل کند و از نظر فکری و عاطفی حقیقتا" با آنان ارتباط برقرار کند.»
ساعت از یک بعدازظهر گذشته بود که حسینیه از مراجعهکنندگان خالی شد.
دور نخست گفتوگوی ما آغاز شد.
من در ایران در خانوادهای اهل علم که اصالتاً لبنانی هستند، متولد شدم. خاندان ما به همراه بزرگ آن، سید صدرالدین، در اواخر دوره عثمانی از لبنان مهاجرت کرد و خاندانی بزرگ در عراق و ایران پدید آورد. در مدرسههای جدید درس خواندم و تحصیلات دانشگاهی را در دانشکده حقوق دانشگاه تهران کامل کردم و در رشته اقتصاد فارغالتحصیل شدم. تحصیلات دینی را نیز در حوزه نجف تمام کردم.
وقتی از تاریخ تولدش پرسیدم، لبخندی زد و فوراً پاسخ داد:
من متولد 1928 میلادی هستم. سپس، ادامه داد: «من به مطالعه فرهنگهای گوناگون و تحولات اجتماعی و مکاتب فکری جدید بسیار اهتمام میورزیدم و محیط دینیای که در آن پرورش یافتم، کار انتخاب رسالت و هدف را برایم آسان کرد، چراکه من برای خدمت به انسانها از راه دعوت دینی از پشتوانه بزرگی برخوردار بودم. شاید آشنایی من با فرهنگهای گوناگون و ارتباط خانوادگیام با کشورهایی با تمدنها و فرهنگها و زبانهای گوناگون، در انتخاب روشی که دارم و در مسلک دینی و شیوه دعوتی که در پیش گرفتهام، تأثیرگذار بوده است. اساساً، با توجه به آموزههای قرآنی، خط کلی رسالت من این است که اطمینان داشته باشم و به دیگران نیز اطمینان دهم که دین بهترین مسلک برای زندگی و بهترین وسیله برای تأمین سعادت و آسایش انسان و به کمال رسیدن جهان و بهترین راه برای تأمین زندگیِ درستِ معنوی است. به دیگر سخن، سعادت انسان پس از مرگ تا حد بسیاری با درست بودن رفتارهای او در زندگی مرتبط است.»
مصرّانه از او خواستم مراحل مهم زندگیاش را برایم بگوید. لبخندی زد و با لحن آرامَش پاسخ داد:
«در زندگی شخصی و تحصیلاتی که دارم چیز خارقالعادهای برای گفتن وجود ندارد. انسانی عادی هستم که پیوسته کار و تلاش میکند و در حد توان میکوشد درخصوص اهدافش اخلاص داشته باشد.»
ایمان به خدا اصلیترین عامل
امام به گوشهای رفت که خانمها نشسته بودند و من در این فرصت آخرین سخنانی را که درباره زندگیاش گفته بود، ثبت کردم:
- او سه برادر و هفت خواهر دارد.
- پس از پایان تحصیلات دانشگاهی و حوزوی در سن 27 سالگی ازدواج کرد و اکنون سه فرزند دارد: دو پسر که در مجتمع آموزشی المقاصد در حال تحصیل هستند و یک دختر پنج ساله[11].
[11]هدختر دیگر امام صدر در سال 1971 میلادی متولد شد.
موضوع: گفتوگوی مطبوعاتی ـ جز مقاومت راهی برای آزادسازی فلسطین وجود ندارد.
مکان و تاریخ: باشگاه فرهنگی امام صادق (ع)، صور
مناسبت: انتخاب امام صدر به ریاست مجلس اعلای شیعیان.
منبع: روزنامه اللواء ، 13/6/1969؛ کتاب حوارات صحفیه، مرکز الإمام الصدر للأبحاث و الدراسات
متن
انسانی عادی برنامه میریزد و از جنوب سرزمین جوش و خروش حرکت میکند…
از جنوب، سرزمین جوش و خروش، به یکباره برای کل لبنان پدیدار شد.
در یک شبانهروز به حرف نخست لبنانیها تبدیل شد؛ لبنانی که با مشاهده فعالیتهای رئیس جدید مجلس اعلای شیعیان نزدیک بود بحران خود را فراموش کند.
البته، این جای شگفتی ندارد…
مسئله جنوب بحران امروز لبنان است و سیدموسی صدر پیشوای کل جنوب شده است.
اللواء دو روز در سرزمین جوشوخروش همراه سیده موسی صدر بود: از بیروت به صور و از آنجا به برخی روستاهای مرزی. اللواء در این مدت در گفتوگوهای امام صدر با مردم این منطقه پایدار حضور داشت و در دیدارها و سفرها و گفتوگوهای او و با دیدگاهها و اندیشههایش همراه بود و این تحقیق کامل درباره سیره و شخصیت و فرهنگ او را فراهم آورد.
وقتی نزد او مینشینی، احساس میکنی از دیرباز او را میشناسی. او را به قامت سترگش، چشمان درشتش، لهجه آرامَش، لبخند ملایمش و فروتنی فراوانش میشناسی و سپس، به سخنان سادهاش که نیاز همگان را برآورده میکند. او بیگانه از لبنان نیست. ریشه خانوادگیاش به خاندانهای کهن جبلعامل میرسد. فشار هجرت در طی سالیان نتوانسته است پیوند میان ریشه و شاخه را قطع کند.
با وجود آنکه تنها چند سال از بازگشت او به لبنان میگذرد، توانسته است خلأ غیبت پدران و اجداد خود را پر کند. او دریافته است که چگونه برای التیام زخمها وارد دلهای دردمند مردم شود.
مردم به کسی نیاز دارند که مشکلات آنان را درک کند و بدون هیچ محدودیتی، با هر منصبی که دارد و از هر فرقهای که هست، با دلهای آنان سخن بگوید. باید در میان مردم زندگی کنی، اگر در درک مشکلات آنان اخلاص داری و این بهدست نمیآید، مگر آنکه خود را بین آنان جا دهی و مجالی برای به وجود آمدن مانع میان خود و مردم باقی نگذاری.
او امام موسی صدر است.
وقتی وارد دفتر او میشوی، احساس میکنی وارد دفتر دوستی مهربان شدهای، نه نگهبانی هست، نه معاونی، نه دربانی.
سید موسی با قامت بلند خود برمیخیزد و به استقبال تو میآید و تو را نزدیک خود مینشاند و اگر مشکلی داشته باشی، به آن گوش میدهد. این فروتنی او همان پلی است که از طریق آن وارد دلهای همه شده است.
انسانی عادی هستم که پیوسته کار و تلاش میکند.
در حسینیه شهر صور، انبوهی از مردان، از پیر و
موضوع: مقاله ـ آنگاه که با وی همنشین میشوی، احساس میکنی که تشیع فقط صفت شیعیان نیست، بلکه صفت تو نیز هست.
مکان: بیروت
مناسبت: جورج جرداق پس از انتخاب امام موسی صدر به ریاست مجلس اعلای شیعیان، این مقاله را نگاشت.
منبع: مجله الصیاد، 12/6/1969
متن
با خبر انتخاب امام موسی صدر به ریاست مجلس اعلای شیعیان لبنان، غافلگیر نشدم. از شادی همه مردم لبنان، از شیعیان گرفته تا مسیحیان و اهل سنت به یک اندازه، برای انتخاب این مرد بزرگ به این منصب بزرگ غافلگیر نشدم، زیرا امام موسی صدر سیمایی آرمانی و زیبا و بزرگوار از عالم دینی است؛ اخلاقی والا و دلی مهربان و سینهای گشاده به روی همه مردم دارد که برای عشق کامل و فراگیر گنجایش دارد؛ و عقلی روشنگر و چهرهای مطمئن دارد.
با او دیدار میکنی، گویی که پدرت یا برادرت یا کسی را دیدهای که آرزوی دیدارش را داشتهای و دست تقدیر آن را برایت میسر کرده است.
امام موسی صدر سیمای زیبا و باشکوه انسان است، آنگونه که امام بزرگوار علیبنابیطالب(ع) خواسته است: دادگر و راستگو و پاکدست و عالِم و عامل به علم خویش است و مجال نیکوکاری را غنیمت میشمرد و در مسیر هدایت، به سبب اندکیِ شمار پویندگان آن دچار هراس نمیشود و نزدیکی او به مردم با نرمخویی و مهربانی و بخشش مال و گشادهدستی همراه است.
این صفات علوی والا که در شخصیت امام موسی صدر گرد آمده، بارقهای از اینحدس را بر تو میافکند که گویی امام از زبان امام بزرگوار، پسر ابوطالب، به تو میگوید: «برآنم که بسیاری از کارهای نیک را انجام دهم و به دستهای از آنها عمل میکنم و بر آنچه از کفم رفته است، حسرت میخورم که چگونه بدان عمل نکردهام.»
سادهترین سخنی که میتوان درباره شخصیت امام موسی صدر گفت، این است که اگر با او همنشین شوی و گرمای مهرورزی و مهربانی و خلق کریمش تو را در بر گیرد، احساس میکنیکه تشیع فقط صفت شیعیان نیست بلکه در درجه نخست،از آنِ تو نیز هست. ادیان در حقیقتِ نهاییشان، همان اصول اخلاقی متعالیاند که همه در خدمت انساناند، از سرچشمه و مجرا گرفته تا مصب؛ و فقط کسانی میان آنها جدایی میافکنند که نتوانستهاند به بوستانهای روحانیتی که پیامبران بزرگ در آن و زیر ستارگان ابدی آن زیستهاند، راه یابند و حایلی در برابر وزش نسیم روح شدهاند و آن دین را ابزار سود یا جاهطلبی یا هر دو قرار دادهاند.
ما به امام سید موسی صدر زندهباد میگوییم و سخن جد او، امام بزرگوار حسین(ع)، را تکرار میکنیم که: «صاحب همت بزرگ جز از سربلندی، سر باز میزند و چونان زبانه آتش است که برافروزانندهاش پنهانش میکند، ولی جز برآمدن و زبانه کشیدن نتواند.»
جورج جرداق
از محبت، مشکلات را برطرف سازید. خدا و ملت و نسلها و انسانهای دردمند، مُجدانه تمام حقوق خود را از شما مطالبه میکنند و بهدقت از شما حساب میکشند.
شیعیان چون شهروندان این کشورند و نیز بدینسبب که در قلب این بحران قرار گرفتهاند، آمادهاند تا تمامی توان خویش را بهکار گیرند و جان خود را در راه دفاع از وطن و سیادت و حفظ یکپارچگی اراضی آن تقدیم دارند. آنان آمادگی کامل دارند که آموزش نظامی ببینند و سلاح برگیرند و آمادهاند به صفوف خدمت وظیفه بپیوندند و برای تقویت ارتش و تجهیز آن به سلاحهای مدرنِ دفاعی، سختیها را تحمل کنند تا ارتش از وطن خویش دفاع کند و در آزادسازی اراضی مقدس، با سایر دولتهای برادر عرب مشارکت جوید و به جنبش حقطلبانه مقاومتِ فلسطین یاری رساند. آنان آماده هرگونه فعالیت رسانهای و روشنگرانه از قبیل اعزام هیئتهای گوناگون به نقاط مختلف جهاناند، تا با نمایندگان رسمی دولتها و با هموطنان خارج از کشور که صاحب نفوذ هم هستند، به مذاکره بنشینند و مسائل کشورمان و تجاوزات دشمن را برای آنان و تمامی جهانیان شرح دهند و موجبات حمایت بیشتر آنان را از ما در این بحران فراهم آورند. شیعیان برای تمامی این کارها آمادهاند و به جد خواستار همکاری مسئولان و ادای تکلیف آنان هستند. از مسئولان میخواهند که زمینههای فعالیت را برای آنان فراهم سازند و منطقه خطر یعنی جنوب را از لحاظ دفاعی و اجتماعی استحکام بخشند.
مجلس اعلای شیـعیـان که بـهتازگـی تأسیـس شـده اسـت و امروزه درون خود را میسازد، برای این بهوجود نیامده که در قالب فرقهای جدید باعث دردسر بیشتر شود و از نو تفرقهای در میان ملت اندازد. این مجلس برای این هم بهوجود نیامده که جانشین مسئولان در سطوح مختلف باشد و وظایف آنان را انجام دهد. بلکه تأسیس شده تا اعضای خود را برای ایفای نقشی مثبت برای خدمت به مردم بسیج کند و ایمان و آگاهی و اخلاص آنان را ارتقا دهد تا با این کار سطح زندگی کلیه فرزندان این کشور را اعتلا بخشد.
مجلس برای این تأسیس شده که بهمثابه نیروی داخلی و اهرمی قدرتمند باشد، نصیحت کند، بیدار باشد، بازخواست کند، شکافها را پر کند، مانع اهمال و سستی باشد و جلوی جدایی و تفرقه را بگیرد.
بر این اساس، مجلس با همه اخلاص این خدمات را در اختیار همه هموطنان و مسئولان قرار میدهد و بهویژه، بر نقش مسئولان شیعه تأکید میکند. از رئیس پارلمان و آقایان وزرا و نمایندگان و تمامی کسانی که زمام امور به دست آنان است، میخواهیم به تلاشهای پیوسته خود ادامه دهند و از آنان بیداری و اخلاص و تحرک بیشتری توقع داریم. توفیق و استواری ایشان را از خداوند خواستاریم.
موضوع: پیام ـ بر حذر داشتن لبنانیها از خطرهایی که کیان کشور را تهدید میکند و توجه دادن به مسئله جنوب
مکان و تاریخ: بیروت، 10/6/1969
مناسبت: انتخاب امام موسی صدر به ریاست مجلس اعلای شیعیان.
منبع: روزنامه الحیاة، 11/6/1969
این بیانیه در کتاب نای و نی تحت عنوان «درد مشترک» درج شده است.
متن
برادران و خواهران عزیز، مردم شریف لبنان، در این ایام خطرهایی کشور ما را احاطه و کیان آن را تهدید و کرامت آن را لکهدار و منظومه تمدن درخشان و ارزشهای انسانی آن را با خطر نابودی روبهرو کرده است. همه ما میدانیم که بقای هر ملتی در صفحات روزگار، در گروی مواضع قهرمانانه و ایثارگرانه فرزندان آن و حس مسئولیتپذیری دقیق و آگاهانه مردم آن کشور است. تاریخ گواه آن است که بسیاری از امتهای پیشین به سبب آنکه تکلیف خود را ادا نکردهاند و تمایلات و منافع فردی را بر مصلحت عموم مقدم شمردهاند و به سبب رفتارهای ناآگاهانه، فرهنگ و تمدنشان ازهم گسیخته و نابود شده است.
اکنون ما نیز در برابر این تجربه و آزمون قرار گرفتهایم. مسئولیت بر دوش ماست و امانت به دست ما؛ مسئولیت و امانتی که پیش از ما نسلهای پیشین آن را بر دوش گرفتند و با آگاهی و فداکاری از آن محافظت و از کشور و کرامت آن پاسداری کردند.
بحران کنونی جنوب، درواقع، بحرانی است برای تمام لبنان، برای جهان عرب و برای فلسطین دردمند؛ بحران انسانیت است در هر زمان و در هر مکان. در این اوضاع پرتنش، تکلیف خود میبینم که این پیام را برای شما بدون استثنا و خصوصاً، برای مسئولان در همه سطوح کشور ارسال کنم.
من در مقام شهروندی عادی با شما سخن میگویم. در بحرانها تمامی هموطنان یکساناند. کشور با آن گذشته تابناک و این حال دردمند و آیندهای که در گروی مواضع آگاهانه شماست، اکنون با صدای بلند از شما مدد میطلبد؛ فرزندان شما و نسلهای آینده در گوش وجدانهای شما فریاد میزنند؛ فلسطین و اراضی مقدس و جنبش مقاومت فلسطین بر شما نهیب میزنند؛ کرامت انسان و حق و عدالت شما را به فریادرسی میخوانند؛ خداوند حقوق خلقش و حفظ شرف بندگانش را از شما مطالبه میکند؛ ادیان آسمانی و ارزشهای اخلاقی و وجدانهای پاک شما را به حفظ شعایر و رعایت اصول خود فرمان میدهند. بیایید اختلافات سنتی را کنار گذاریم و دلگیریهای گذشته را به فراموشی بسپاریم و تمامی گرایشها و حساسیتها و دیدگاههای حزبی و طبقاتی و فرقهای و اقلیمی خود را به زمانی بعد از حل این بحران موکول کنیم.
اکنون، بزرگترین مسئولیت بر دوش شماست، چراکه با یکپارچه ساختن صفوف خود خواهید توانست بر تمامی مشکلات فایق آیید و گردنهها را یکی پس از دیگری پشت سرگذارید. با سختیها روبهرو شوید و با برخورداری از روح ایمان و فداکاری و با بهرهمندی از عقلی برتر و روشن و با قلبی سرشار
و شرط تقریب گفتوگو است و گفتوگو جز با سازماندهی فرقههای اسلامی محقق نخواهد شد. این موضع ماست و دست ما برای دوستی دراز و دل ما به روی همه فرقهها گشوده است و مجلس ما نه سیاسی است و نه فرقهگرا؛ بلکه میخواهد با فرقهگرایی مبارزه کند. همکاری ما با دیگر فرقهها در عرصه ملی و دینی و آرمانها و ارزشها ضروری است.
ما امروز در برابر مشکلات اجتماعی و عمومی قرار گرفتهایم، در برابر فساد و سستدینی و وارفتگی و بیهویتی پسران و دختران جوان. در این زمینه، یعنی جلوگیری از فساد اخلاقی فزایندهای که سرنوشت لبنان و جهان را تهدید میکند، با همه مذاهب و فِرَق در لبنان همراه خواهیم بود و با تمام اخلاص همکاری خواهیم کرد و طبیعی است که این تلاش باید بهطور قطع با همکاری فرقههای دیگر و مقامات مسئول همراه باشد. در زمینه ملی نیز با همه اخلاص با دیگر فرقهها همکاری خواهیمکرد. ما در این کار پیشگامیم و خود و نیروها و عناصر و هستی خود و همه داراییمان را در راه بهروزی میهن مشترک تقدیم میکنیم. ما در خط مقدمیم و وظیفه خود را در مقام ملتی آگاه که در وضعیت جنگی بهسر میبرد، ادا خواهیم کرد و چونان ملتی تنبل نخواهیم بود که توجهی وظیفه خود ندارد.
ما در این منطقه با کمک مسئولان وظیفه خود را ادا خواهیم کرد تا از سرزمین و کرامت و شرافت و تاریخ خود پاسداری کنیم. شک نیست که ما با قدرت خود و قدرت منطق خود به دو هدف دست مییابیم: حراست از سرزمینمان و مشارکت با برادرنمان در آزادسازی اراضی اشغالی.»
امام صدر سخن خود را چنین پایان داد: «شیعیان هیچگاه از مسئولیتهای ملی و قومی خود شانه خالی نکردند و فرزندان مهاجر ما هم که در جایجای جهان زندگی میکنند، نقش پیشتازانهای در مسائل ملی و قومی ایفا میکنند.»
موضوع: گفتوگوی مطبوعاتی ـ مخالفتها با تأسیس مجلس و اهداف و برنامه کاری در آینده
مکان و تاریخ: بیروت
مناسبت: انتخاب امام صدر به ریاست مجلس اعلای شیعیان.
منبع: روزنامه الناس، 9/6/1969، روزنامه العمل، 9/6/1969
متن
امام صدر در گفتوگو با الناس درباره اهداف و برنامه کاری آینده مجلس اعلای شیعیان سخن گفت. وی گفت: مجلس اعلا در واژه سازماندهی یا به تعبیر دقیقتر تلاش برای سازماندهی امور شیعیان در لبنان خلاصه میشود. وی توضیح داد که این سازمان اساساً باعث جدایی میان مسلمانان نخواهد بود بلکه ادای وظیفه همبستگی کامل مسلمانان را از راه گفتوگو و تفاهم و تقریب، تسهیل خواهد کرد. وی تأکید کرد که این مجلس نه سیاسی است و نه فرقهگرا، بلکه مبارزه با فرقهگرایی در رأس اهداف آن قرار دارد. او نیز اشاره کرد که مخالفتهایی که با مجلس شد، علت اصلی قوت آن است.
امام صدر درباره مخالفتهایی که با برپایی این مجلس شده، ابراز داشت: «ما در دورهای که برای تأسیس مجلس تلاش میکردیم، از مخالفتهای زیادی رنج میبردیم و همین مخالفتها عامل اساسی قدرت مجلس شد، زیرا اندیشه تأسیس این مجلس را به همه دلها وارد کرد. مخالفتْ امری طبیعی است و وجود آن به مجلس خدمت کرده و این مجلس اکنون به شکلی قانونی تأسیس شده است و باید محلی برای گردهم آمدن همگان و محور مشترک همه شیعیان باشد.»
امام صدر در پاسخ به پرسشی چنین گفت: «مجلسدر کلمه سازماندهی و به تعبیر دقیقتر در کلمه تلاش برای سازماندهی خلاصه میشود، زیرا شیعیان همواره امکانات مادی و فرهنگی و فکری و انسانی داشته و برخوردار از شایستگیهایی بودهاند، اما هیچ عاملی این فرقه را گرد یکدیگر نمیآورده و نیروهای آن پراکنده و چهبسا، مشغول مبارزه با هم بودهاند. ما روز انتخاباتِ هیئتهای شرعی و اجرایی، تلاش کردیم این نیروها را گردهم آوریم.
واژه سازماندهی واژهای کوچک، ولی دلالتی بزرگ دارد، زیرا اساس هر چیزی است. کار نامنظم و نهاد تشکلنایافته از پیش محکوم به شکست است. شیعه از آغاز تاریخ به سبب مواضع صادقانهاش مورد ستم قرار گرفته و هیچگاه موجودیتی مستقل نداشته است. فرزندان این فرقه همواره پراکنده و تحت تعقیب بودهاند و نتوانستهاند گِرد هم آیند و تشکلی برپا کنند، تا اینکه در این کشورِ آزاد فضایی مناسب یافتند و فضاهایی نیز در کشورهای دیگر یافتند. اما فرزندان این فرقه هنوز نیز خشونت تاریخ و هراس و سرگشتگی گذشته را لمس میکنند. مجلس اعلای شیعیان نخستین تشکل از نوع خود در تمام تاریخ شیعه است. ازهاینهرو، کاری بزرگ و دستاوردی عظیم است.»
امام صدر توضیح داد: «مجلس اعلا به هیچ روی عامل تفرقه میان مسلمانان نیست، زیرا شرط همبستگی میان مسلمانان تقریب آنان به یکدیگر است
شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ.[10] بنابراین، وجود قبایل و شعوب و نظایر آنها تا زمانی که مبدأ شناخت و آشنایی باشند، یعنی شناخت هر گروه از گروه دیگر، که به همکاری و تعامل میان آنان منجر میشود، امری است که مدنظر دین است.
این بحث، بحثی علمی و تاریخی و بسیار گسترده است. از شما میخواهم با توجه به کمبود وقت آن را به زمان دیگری موکول کنید تا من برای شما و روزنامه گرامیتان در این باره تحقیقی جامع ارائه کنم.
امروز عصر (چهارشنبه چهارم ژوئن) بیانیهای در همینباره از جانب مجلس اعلای شیعیان صادر میشود که میتوانید آن را خلاصه و به این مصاحبه اضافه کنید.
در میان شیعه و سنی مطلقاً تناقضی وجود ندارد. هر دو مذاهب یک دیناند. من ماه پیش مقالهای درباره این موضوع به ضمیمه روزنامه النهار فرستادم. همچنین، در یک سخنرانی که در منشورات نهاد هماندیشی لبنان (الندوة اللبنانیة) هم چاپ شده است، بهتفصیل به این موضوع پرداختهام.
قرار بود در این گفتوگو پرسشهای دیگری درباره تعامل انسان با محیط و ذوب شدن او در جامعه به شکل یک واحد اجتماعی و نیز درباره موضع پیروان یک مذهب در قبال پیروان دیگر مذاهب مطرح شود. ولی جمعیتی که برای تبریک و دیدار آمده بودند، مکان را پر کرده بودند و زمان برای گفتوگو با علامه صدر تنگ بود. ازهاینهرو، همهچیز به زمانی مناسب برای ادامه گفتوگو موکول شد.
[10]ه«ای مردم، ما شما را از نری و مادهای بیافریدیم و شما را جماعتها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را بشناسید. هرآینه گرامیترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست.» (حجرات،13)
پیوند کلی به معنای مشخص کردن حد و مرز جایگاه انسان در هستی و آفرینش است، و تبیین و تعیین مسیر کلی رسالت زندگی نتیجه طبیعی ایمان به خدا و درمان اضطراب اوست. اما معنای این سخن محدود کردن حرکت انسان و ابعاد فعالیتهای حیاتی او نیست. ازهاینهرو، انسان مؤمن با مشکلات بسیاری در راه روبهرو میشود و حیران میماند و در تجربهها خطا میکند. اما در چنین مواقعی، به قول ما، احساس اضطراب ذاتی نمیکند، بلکه اضطراب او نتیجه حتمی توقعات متعالی او و نارضایتیاش از آن چیزی است که در پیرامون او جریان دارد. همچنین، ممکن است ناشی از تلاش همیشگی وی برای ساختن آیندهای بهتر باشد. به عبارتی دقیقتر، قلب این انسان، مطمئن و در پایگاهی تزلزلناپذیر قرار دارد و به آینده مینگرد و این صفت مردان بزرگِ سازنده تاریخ است. اما انسان بزرگی که دچار اضطراب ذاتی میشود و در حالت شک و تردید قرار دارد، نمیتواند در ساختن آینده مشارکت کند، زیرا مسیر حیات او که قبل از وی آغاز شده و با ذات او ادامه مییابد، هنوز معین نشده، لذا دست و پا میزند. البته، انکار نمیکنم که عدهای از مردان بزرگ که دچار اضطراب هم بودهاند خدماتی به انسانیت کرده و ارمغانهایی به او عرضه داشتهاند. اما من مایلم این خدمات را ثمره ریشههای ایمان در عقل باطنی آنها یا ضمیر ناخودآگاهشان بدانم که آنان را راهنماست.
گمان میکنم در گفتوگوی قبلی خود به این مطلب هم اشارهای کردهام. احساس عشق و روابط جنسی و نیازهای بشری و اندیشه درباره سرنوشت، همه از ژرفای وجود انسان سرچشمه میگیرد و ایمان نیز برای این نیازها پاسخ و رهنمودهایی دارد. اگر انسان به این پاسخها و راهحلها و رهنمودها توجه کند، ایمانش نیرو میگیرد، وگرنه ایمان او هم ضعیف میشود. البته، تعامل و هماهنگی احساسات انسانی با یکدیگر انکارشدنی نیست، اما درباره همان شمار اندک بزرگمردان شاید بتوان آنان را با این قاعده کلی تفسیر کرد که توجه بیش از حد به هر بُعد از ابعاد وجودی منجر به رشد بیش از حد آن بُعد نسبت به سایر ابعاد و نیازها و توانمندیها میشود.
گرایش دینی و ملیگرایی
اگر ملیگرایی بر اساس ایمان به برتری عنصری بر دیگر عناصر تکیه کند، ما آن را نژادپرستی میخوانیم. ملیگرایی به معنی گردهم آمدن عدهای از بنیبشر است که صاحب تاریخی مشترک و آمال و دردهای مشابه و فرهنگی نزدیک به هماند. زبان تأثیر بسزایی در این گردهم آمدن دارد. این ملیگرایی مرحلهای طبیعی در زندگی انسان، مرحلهای بین انسان فرد و انسان جهانی، بهشمار میآید. شکی نیست که پایه تکوین جوامع بر تعامل و مبادله تجربیات و در اختیار گذاردن دستاوردها میان انسانها استوار شده است. ملیگرایی در تکوین این تواناییها نقش بزرگی دارد. این تعریف و تفسیر از ملیگرایی بهطور حتم با تعالیم دینی منافات ندارد. قرآن کریم میفرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ
