سند شماره 23-05-69

موضوع: سخنرانی ـ نقش شیعیان و اهمیت سامان‌دهی امور آنان

مکان و تاریخ: بیروت، دارالفتوای جعفری، 22/5/1969

مناسبت: سخنان امام پس از جلسه دو هیئت اجرایی و شرعی و در پی انتخاب ایشان به ریاست مجلس اعلای شیعیان.

منبع: آرشیو مجلس اعلای شیعیان؛ روزنامه‌های محلی لبنان، 23/5/1969

این سخنرانی با عنوان «تشکیلات شیعیان» در کتاب نای و نی درج شده است.

متن

بسم‌‌الله و له الحمد

به سبب اطمینانی‌ که‌ در حق‌ مـن‌ مبذول داشتید، صمیمانه سپـاس می‌گویم و برای‌ کسانی که در این امر تلاش‌ کردند و به‌ تشکیل این‌ مجلس که‌ نخستین‌ سنگ بنای آن پنج‌ سال پیش‌ گذارده‌ شده بود، تحقق بخشیدند‌، مخلصانه دعا می‌کنم‌ و برای‌ کسب خشنودی الهی و توفیق بر ادای واجبات و توانایی تحملِ‌ مسئولیت‌ها به‌ درگاه خداوند توانا و بی‌نیاز روی نیاز می‌آورم.

مجلس اعلای شیعیان که‌ در مراحل شکل‌گیری آن‌ به‌سر می‌بریم، در واژه سازمان‌دهی‌ و به‌ تعبیری‌ دقیق‌تر، تلاش‌ برای‌ سازمان‌دهی‌ شیعه در‌ لبنان خلاصه‌ می‌شود. سازمان‌دهی‌ شرطی‌ اساسی برای موفقیت هر کاری‌ در این جهان و در نظام‌ هستی‌ است. در جهانی که خداوند آن‌ را بر نظم تمام و سازمان‌دهی‌ دقیق‌ آفریده‌ است، هرگونه‌ فعالیت‌ سازماندهی نشده‌ و نامنظم، عملی‌ مغایر این هستی و محکوم به نابودی است. قرآن‌ نیز این نکته را به‌ ما می‌آموزد: وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ[7] و شاید سازمان‌دهی‌ دقیق‌ از اولین ثمره‌ها و دستاوردهای‌ تمدن‌ بشری‌ باشد و این خود بر ضرورت سازمان‌دهی در هر کاری‌ بنابر مقتضیات زمان قاطعانه‌ تأ‌کید می‌کند. بنابراین، می‌توانیم بگوییم وظایف‌ و نقش‌هایی‌ که‌ در قلمرو و سطوح‌ مختلف اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و غیره‌ بر عهده‌ شیعیان‌ گذاشته‌ شده بود، پس‌ از شکل‌گیری‌ این مجلس، به‌گونه‌ای‌ دقیق‌تر و به‌ صورتی بهتر ادا خواهد شد.

شیعیان‌ در لبنان صاحب نقشی تاریخی و فرهنگی‌ و ملی‌‌اند و تاریخ با سرافرازی‌ بدین‌ امر شهادت می‌دهد. شیعیان، همچنین، نقش جغرافیایی عمیقی‌ دارند، زیرا‌ آنان همواره‌ در مرزهای‌ لبنان سکونت‌ داشته‌اند و با مجاهدان مخلص مرزداری می‌کنند.

شیعیان، همچنین، در پهنه‌ دانش‌ و فرهنگ و نیز در عرصه‌ نواندیشی‌ و تحول‌ افکار دینی‌ و اجتهاد در فقه و تفسیر و فلسفه صاحب چهره‌های تابناکی‌ در اسلام بوده‌اند. همچنین، برای‌ رشد و شکوفایی روح‌ دینی‌ و اخلاقی‌ در جامعه انسانی و گفت‌و‌گوهای مثبت و سازنده‌ با اهل ادیان‌ و فِرَق، مشارکت‌های‌ آشکار داشته‌اند. شرح بسیاری از این مناظرات‌ در کتاب‌ها بیان‌ شده، که‌ برجسته‌ترین آن‌ها را می‌توان مجالس‌ مناظره‌ امام‌ جواد(ع) و هشام‌بن‌حکم دانست.

شیعیان از مسئولیت قومی و ملی در هیچ عصر و مکانی هیچ‌گاه شانه‌ خالی‌ نکرده‌اند و هم‌اکنون


[7]هآسمان را برافراخت‌ و ترازو را برنهاد. تا در ترازو تجاوز مکنید.» (الرحمن،7ـ8)


و نعیم‌ نعمة و محمد علی رضا.

برخی‌ دیگر از نامزدان ترجیح دادند که به‌طور مستقل و با اتکا به اعتبار شخصی‌ خود نزد مجمع عمومی مجلس وارد عرصه انتخابات‌ شوند.

پیش از آغاز رأی‌گیری، استاد کاظم سنان، مدیر کل سازمان سرمایه‌گذاری، از نامزدی‌اش انصراف داد.

کار شمارش آرا از ساعت‌ 13 آغاز و تا ساعت 23:30 ادامه یافت. پس‌ از آن‌ آقای‌ صبری حمادة نام نامزدهای پیروز را اعلام کرد که عبارت‌اند از: دکتر توفیق مرتضی 264 رأی؛ دکتر عباس‌ فرحات 262 رأی، استاد عباس بدرالدین 216 رأی؛ قاضی زید الزین 205 رأی؛ قاضی سمیح فیاض 196 رأی؛ مهندس بهیج منصور 189 رأی؛ قاضی‌ حسن الحاج 188 رأی؛ دکتر احمد زروی‌ 177 رأی، وکیل محسن‌ سلیم 170 رأی؛ دکتر عدنان حیدر 169 رأی و مهندس محمد کنج 167 رأی.

همچنین، وکیل نبیه بری و استاد عدنان حمادة‌ هر دو 164 رأی کسب کردند، ولی هیئت نظارت بر انتخابات استاد حمادة را به سبب داشتن سن بیشتر پیروز تشخیص داد.

تعداد آرای نامزدهای دیگر از این قرار است: حسین حیدر 101 رأی؛ محمد الساحلی 103 رأی؛ محسن الحاج 163 رأی؛ دکتر محمد علی احمد 154 رأی؛ حکمت قصیر 127 رأی؛ مهندس محمد علی احمد 150 رأی؛ ریاض طه 85 رأی؛ رضا التامر 140 رأی؛ نجیب نصار 77 رأی؛ احمد قبیسی 107 رأی؛ سامی‌ ابوخلیل 141 رأی؛ حسین الحسینی 86 رأی؛ نجیب‌ جمال‌الدین 104 رأی؛ ابراهیم کوثرانی 80 رأی؛ محمد علی‌رضا 100 رأی؛ علی فران 115 رأی؛ عبدالرؤ‌وف فضل‌الله 113 رأی؛ فؤ‌اد خلیفة 87 رأی؛ معین عسیران 162 رأی؛ عبدالحسن‌ زبیب 73 رأی؛ نعیم نعمة 66 رأی؛ کاظم‌ سنان 26 رأی؛ حسین قطیش 84 رأی؛ محمد مهنا 56 رأی؛ احمد عطوی 20 رأی؛ محمد الجشی 51 رأی و ابراهیم العبدالله 103 رأی.

ریاض طه به‌رغم آنکه نامزد عضویت در هیئت اجرایی‌ نشده بود و دیروز بیرون از بیروت به‌سر می‌برد، 85 رأی کسب کرد.

قرار است پس از پایان یافتن انتخابات هیئت‌های شرعی و اجرایی‌که دیروز عصر صورت گرفت، اعضای این دو هیئت، همراه با نمایندگان شیعه پارلمان برای انتخاب رئیس‌ مجلس اعلای شیعیان و دو نایب وی تشکیل جلسه دهند. تقریباً از هم‌اکنون روشن است که علامه سیدموسی‌ صدر به سمت رئیس و شیخ سلیمان الیحفوفی مفتی بعلبک و هرمل به سمت نایب‌رئیس اول و دکتر توفیق مرتضی یا دکتر عباس فرحات به سمت نایب‌رئیس دوم برگزیده می‌شوند.

سند شماره 19-05-69

موضوع: انتخابات اعضای هیئت شرعی‌ و هیئت اجرایی مجلس اعلای شیعیان

مکان و تاریخ: بیروت، سالن یونسکو، 18/5/1969

مناسبت: دعوت به انتخابات هیئت اجرایی و هیئت شرعی مجلس.

منبع: روزنامه الحیاة،19/5/1969؛ صورت‌جلسه مجلس اعلای شیعیان

متن

دیروز در سالن یونسکو انتخابات اعضای هیئت شرعی‌ و هیئت اجرایی‌ مجلس اعلای شیعیان‌ برگزار شد. در این انتخابات 46 نفر که یا مستقل و یا ائتلافی نامزد شده بودند و از 820 نفری‌ که حق‌ رأی داشتند 484 نفر رأی خود را به صندوق انداختند.

علما به فهرستی‌ که از میان‌ خود برگزیده بودند، به اجماع رأی دادند. این فهرست شامل این افراد می‌شود:

شیخ سلیمان آل‌سلیمان و سید نورالدین نورالدین و شیخ موسی شراره و سید حسین الحسینی و شیخ سلیمان الیحفوفی و سید محمد باقر ابراهیم و شیخ خلیل یاسین و سیدعباس ابوالحسن و شیخ عبدالأمیر قبلان و سیدعلی فضل‌الله و سیدمحسن السبیتی و سید محمد علی الأمین.

اعضای این فهرست هیئت شرعی مجلس را تشکیل می‌دهند.

صبری حمادة، رئیس پارلمان، که بر انتخابات هیئت شرعی‌ نظارت داشت، در سخنانی از علما تشکر کرد و به منتخبان تبریک گفت.

در ساعت 11:30 صبری‌ حمادة، آغاز رأی‌گیری برای انتخاب اعضای هیئت اجرایی مجلس اعلای شیعیان را اعلام‌کرد.

پیش از اینکه آقای حماده آغاز رأی‌گیری را اعلام کند، جلسه‌ای طولانی‌مدت با حضور شماری از نمایندگان شیعه پارلمان برگزار شد. در آن جلسه نمایندگان پارلمان بر فهرستی ائتلافی که شامل این افراد می‌شد، توافق کردند: توفیق مرتضی و رضا التامر و زید الزین و نجیب جمال‌الدین و محمد کنج و دکتر محمد علی احمد و عدنان حمادة و عباس فرحات و فایز خلیل و عباس بدرالدین و دکتر محسن الحاج و معین‌ عسیران. چند دقیقه پیش از آغاز رأی‌گیری، این فهرست میان‌ نمایندگان توزیع شد.

علاوه بر فهرست ائتلافیِ نمایندگان شیعه پارلمان، سه فهرست ائتلافی دیگر نیز ارائه شد که فهرست اول‌ عبارت بود از آقایان: رضا التامر و ریاض طه و عدنان حمادة و نجیب‌ نصار و زید الزین و حسن الحاج و دکتر سامی ابوخلیل و دکتر محمد علی احمد و نجیب‌ جمال‌الدین و احمد قبیسی و حسین الحسینی و ابراهیم کوثرانی.

فهرست دوم‌ عبارت بود از آقایان: توفیق مرتضی و سمیح فیاض و عباس فرحات و محسن‌ سلیم و حسین‌ حیدر و محمد الساحلی و نبیه‌ بری و احمد زروی و محسن‌ الحاج و محمد علی احمد و بهیج منصور و حکمت قصیر.

فهرست سوم نیز عبارت بود از آقایان: علی فران و دکتر عدنان حیدر و محمد کنج و عبدالرؤ‌وف فضل‌الله و دکتر فؤ‌اد خلیفه و عباس بدرالدین و معین عسیران و ابراهیم العبدالله و عبدالحسن زبیب

حق‌ گرد هم‌ آورد و بر آنچه رضای خدا در آن است، موفق گرداند.

شیخ حسین الخطیب، رئیس دادگاه عالی جعفری، و عبدالصاحب الحسینی و موسی‌ عزالدین و عبدالله شرف الدین و حسین محمد محسن و محسن‌ السبیتی و عبدالله نعمة و عبدالکریم الحر و محمد خلیل الزین و احمد قبیسی و محمد علی ابراهیم و عبدالکریم صادق و محمد علی الحسینی و محمد زغیب و عبدالله سعد و محمد علی شمس‌الدین و عبدالحلیم الزین و زین‌العابدین شمس‌الدین و عبدالکریم نورالدین و نورالدین شرف‌الدین و خلیل یاسین و محمد حسین قعیق و علی نورالدین و محمد علی المقداد و حسن شمس‌الدین و مهدی ابراهیم و محمد علی ناصر و محمد جواد و محمد عزالدین و محمد الحاج و سیدعلی فضل‌الله و عبدالله مدیحلی و علی العسیلی و عبدالحسین نعمة و علی مهدی ابراهیم و حسین‌ العسیلی و محمد علی مهدی ابراهیم و عبدالله الطفیلی و محمد جعفر المهاجر و محمد علی المهاجر و محمد جواد شرف‌الدین و جعفر صادق و سیدمحمد علی ابراهیم العیتانی و عبدالحمید الحر و ابراهیم الخطیب.

سند شماره 15-05-69

موضوع: بیانیه‌، از جانب شماری از علمای شیعه درباره تحریم انتخابات مجلس اعلای شیعه‌

مکان و تاریخ: بیروت، 15/5/1969

مناسبت: دعوت به انتخابات هیئت اجرایی و هیئت شرعی مجلس

منبع: روزنامه الجریدة، 16/5/1969؛ خبرگزاری المصورة، 15/5/1969

متن

بسم‌الله الرحمن‌الرحیم

‌علمای شیعه‌ در لبنان همواره تأکیدی تام بر تأسیس مجلس اعلای شیعه‌ داشته‌اند، تا از این طریق، صفوف‌ این فرقه همبسته و سخنانشان یکی و اهداف اصلاحی‌شان محقق شود. سرانجام، قانونی برای این مجلس به تصویب رسید که با اهداف اساسی آن‌ همخوانی نداشت. در واکنش به آن، قاطبه علما یادداشتی‌ را امضا کردند و در آن خواستار تعدیل برخی ‌از مواد این قانون شدند، ولی خواسته‌شان برآورده نشد.

علما به‌منظور برآورده‌شدن انتظارات شیعه برای تأسیس این مجلس تلاش و آن‌ را از هر جهت بررسی کردند. اما پس از بررسی‌ها، علمای مخلص دریافتند که مسئله سویه‌ طبیعی و سیر صحیحی ندارد و این چیزی بود که از پیش انتظارش را داشتند. اکنون، با توجه به وضعیت بغرنج کنونی که ‌مآل‌اندیشی و هوشیاری ما را اقتضا می‌کند و آنچه از محنت‌ها و بحران‌هایی که اعراب در کشورهای خود از آن‌ رنج می‌برند و البته، لبنان به‌خصوص در تحمل این بارهای‌ سنگین با آنان شریک است… به اجماع و با اصرار و پافشاری خواهان تعویق انتخابات مجلس هستند و تصمیم گرفته‌اند که در انتخابات هیئت‌های مجلس در مقطع کنونی شرکت نکنند، زیرا حوادث روی‌داده حساس‌تر و خطرناک‌تر است.

ما از نخبگان‌ مخلص شیعه می‌خواهیم که اهمیت این حوادث را درک و از هرگونه‌ تفرقه پرهیز کنند و به علمای مخلص و رجال نیک و سخت‌کوش خود که بر مصلحت و خیر این فرقه پافشاری دارند، خوش‌گمان باشند. ما تأکید می‌کنیم که در راه خدمت خالصانه به این مجلس که در ژرفای اندیشه و جان ما ریشه‌ دارد، همبستگی داریم و برای‌ عملی‌ شدن آن در وقت مناسب و برطرف شدن این گرفتاری و رفع خطرها از لبنان و کشورهای دوست عرب، تلاش‌ کرده و خواهیم‌ کرد.

ما ضمن ارج نهادن به متفکران مذهب خود بر آنان نهیب می‌زنیم که تسلیم عواطف ـ با هر انگیزه‌ای که باشدهـ نشوند و اینکه بدانند به حکم واقعیت و اقتضائات و ضرورت‌های زندگی و نگاه‌ خردمندانه، باید اهم را بر مهم مقدم داشت. ما یک‌پارچه اعلام می‌کنیم و با خدای متعال پیمان می‌بندیم‌ که در این زمان دشواری که هر عرب و لبنانی‌ مخلصی باید در اندیشه‌ خلاصی از این بحران و مبارزه با آن‌ و غلبه بر آن باشد، در انتخابات شرکت نخواهیم کرد.

از رهبران‌ و رجال‌ سیاسی انتظار داریم که این مسئله را آن‌گونه که سزاوار آن است، بنگرند و برای وحدت کلمه‌ و نیرومندی‌ صفوف به این خواسته پاسخ‌ مثبت‌ دهند.

از خداوند متعال می‌خواهیم که ما را بر محور

بوده‌ است، زیرا با نظم می‌توان به اهداف نزدیک شد و نه‌ با هرج‌ومرج‌، و اهداف با عقل و منطق تحقق‌ می‌یابد و نه با شور و عاطفه صرف. در نتیجه،‌ سلامت و درستی طرح، ما را به تسلط بر خویش و رفتار منظم و تعقل و بینش وامی‌دارد.

3. علمای دین رهبران پیشگام‌ و حاملان‌ امانت‌‌اند، زیرا آنان حلقه‌های نورانی رساندن آموزه‌های این مذهب به این عصرند؛ آنان چراغ‌های‌ فروزانی‌اند که انوار علوم پیامبر بزرگوار و اهل‌بیت او را به امت می‌تابانند. وظیفه دینی مقتضی حفظ امانت و تکریم حاملان آن است و وفاداری به مذهب اهل‌بیت و اخلاص به آن و متولیان آن‌ را می‌طلبد. اما اختلاف آرا به سود طرح ماست و مخالفت سازنده راهی به سوی تکامل اهداف و کاستن از حجم خطاهای آن‌ است.

4. مجلس اعلای شیعیان پس‌ از شکل‌گیری قانونی‌اش‌، که هنوز نوشته‌ای بر روی کاغذ و کلماتی بر سر زبان‌ها و آرزویی‌ در دل‌هاست، باید محلی درخور شأن فرزندان این‌ فرقه داشته باشد و بودجه‌ای‌ کافی برای تأمین هزینه تحقق اهداف و خدمات مورد انتظار در اختیارش باشد و دستگاهی وزین و تلاشی جدی در کار باشد تا راه مسدود آن را در دل جامعه بگشاید؛ جامعه‌ای که وجود آن را نخستین‌بار احساس می‌کند. این مجلس، از این همه، هیچ ندارد تا چه‌ رسد به آرزوهای دور و درازی که در سطوح‌ مختلف از آن انتظار می‌رود.

ازهاینهرو، به افرادی که برای تحمل این سختی‌ها آماده‌اند، می‌گویم این مجلس نیازمند آن است که تلاش‌هایی برای آن صورت گیرد و در راه آن فداکاری شود و عناصر موفقی تمام‌وقت به این کار بپردازند؛ دست به‌دست هم دهند و از جان و تن و افتخارات خود مایه بگذارند و مجلس را بنا کنند. مجلس در مرحله تأسیس به کسی نیازمند است که فداکاری کند و نه کسی که می‌خواهد آن‌ را مایه‌ آوازه و فخر خویش سازد.

‌شیعیان در این مرحله‌ دشوار فقط از فرزندان فعال و قدرتمند خویش می‌خواهند که گامی‌ به پیش‌گذارند و خود را نشان دهند و نقش خود را در تحقق این وظیفه تاریخی ادا کنند.

برادران عزیز،

دست‌های امانتداری که قانون را اجرا می‌کنند برای تحقق امیدهایتان تلاش و دقت خواهند کرد و حق امانتداری را به‌جا خواهند آورد که برای موفقیت طرح از آنان انتظار داریم و این نیز یکی از مظاهر عنایت الهی است و خداوند توفیق‌بخش است.

سند شماره 07-05-69

موضوع: بیانیه ـ اوضاع حاکم‌ بر تأسیس مجلس اعلای شیعیان

مکان و تاریخ: بیروت، 6‌/5/1969

مناسبت: پارلمان لبنان قانون ساماندهی به امور شیعیان را صادر کرد.

منبع: روزنامه الحیاة، 7‌/5/1969؛ روزنامه الکفاح‌، 7/5/1969

متن

بسم الله الرحمن الرحیم

برادران عزیز و ارجمند،

تا تأسیس مجلس اعلای شیعیان که وظیفه‌اش سامان‌دهی امور شیعیان است، جز چند روزی باقی نمانده و جز دوره‌هایی کوتاه که آن را مرحله به مرحله و ثانیه به ثانیه می‌شماریم.

خداوند چنین خواسته است که آن‌ مجلس در اوضاعی حساس تشکیل شود و شکل‌گیری آن با بحران و گرفتاری‌هایی از هر سو همراه باشد. چه می‌دانیم؟ شاید حکمت این است که سامان‌دهی امور شیعیان را، که تولد دوباره آن‌ است، در اوضاعی دشوار شاهد باشیم که کشور و منطقه نیازمند فرزندانی سخت‌کوش و مقاوم در برابر سختی‌ها و تربیت‌شده برای‌ درافتادن با زمانه و مشکلات دنیاست.

در حقیقت، از میان‌ مجالس شانزده فرقه لبنانی دیگر، مجلس اعلای شیعیان تنها مجلسی است که اولاً‌، با تأخیر فراوان تشکیل شده و ثانیاً‌، از زمان شکل‌گیری طرحِ آن، با دشواری‌های فراوانی بر سر راهش مواجه شده است و این مشکلات تا الان‌ که آخرین گام‌های‌ تشکیل این مجلس را برمی‌داریم، ادامه دارد و موانع فراوانی را احساس می‌کنیم که سرنوشت‌ آن را تهدید می‌کند. اما همان عنایت الهی‌که در پنج سال گذشته حافظ‌ آن بود، همچنان در هر گام و تا پایان، آن را همراهی خواهد کرد. این عنایت مقدس ‌در جهاد خالصانه شما و هوشیاری دائمی شما در پیمودن مسیر این طرح و اجابت مستمر شما به ندای‌ مسئولان آن نیز تجلی‌ یافته است.

برادران عزیز،

من‌ از زمان طرح اولیه تأسیس این مجلس تاکنون یکی از همراهان آن‌ بوده‌ام و به‌همین سبب، همراه با شما سختی‌های شگفتی را از سر گذرانده‌ام. اکنون و به این اعتبار، برادرانه‌ و مصرانه و با امید بسیار این درخواست‌ها را از شما دارم:

1. اوضاع منطقه به‌طور عام و اوضاع لبنان به‌طور خاص، بر ما ایجاب می‌کند که در این ایام نیروهای خیرخواهانه را فراهم آوریم و فعالیت‌های متنوع را با هدف حفظ سلامت وضع داخلی و تحرک صحیح‌ و فزاینده برای رهایی منطقه از خطر دشمن‌ تاریخی‌اش، مجتمع و متمرکز کنیم. ما وظیفه داریم که از پراکندگی‌ها و انشعاب‌های داخلی بیشتر و هدر دادن بیش از پیش نیروهایمان پرهیز کنیم.

2. اهداف و دستاوردهای بزرگی که در جهان تحقق یافته است، از سویی نتیجه اخلاص و جهاد رهبران و از دیگر سو، نتیجه آگاهی ملت‌ها و درستی رفتارشان

آن در برابر کارگران سخن‌ گفتید.

در پاسخ‌ باید بگوییم‌ که‌ این مسئله‌ به‌ بحثی‌ تمدنی و عمیق‌ باز می‌گردد. به‌ صورت‌ خلاصه باید بگویم که در تمدن‌ مؤمن‌ شرق به کارگران‌ ظلمی‌ نمی‌شد و جامعه را طبقه‌بندی نمی‌کرد. در این جوامع‌ کارگر دشمن‌ کارفرما نبود و کارفرما هم‌ از کارگر سوء‌استفاده نمی‌کرد.

علت این‌ بود که‌ تمدن‌ بر پایه‌ ایدئولوژی معنوی‌ و اخلاقی‌ بنا شده بود. اندیشه‌های‌ اخلاقی‌ و معنوی روابط‌ میان‌ افراد و گروه‌ها را تنظیم می‌کرد. مثال‌ در این مورد بسیار است که یکی‌ از آن‌ها را ذکر می‌کنم. در تمدن‌ شرقی‌ ما به‌ کارگر کارآموز یا شاگرد گفته‌ می‌شد، زیرا کارگر نزد کارفرما حرفه‌ و صنعتی می‌آموخت تا این آموزش‌ مقدمه‌ای‌ برای‌ شریک شدن در آن‌ حرفه‌ و یا کار مستقل برای کارگر شود. پس‌ کارگر به‌ نوعی‌ شاگرد و فرزند صاحب‌‌کار بود.

اما هنگامی‌ که‌ تمدن‌ غرب فقط‌ بر ماده‌ بنیان نهاده‌ شد و مانع‌ دخالت متافیزیک در زندگی و جامعه‌مان شد، مادی‌گرایی‌ بی‌هیچ‌ قید و شرطی‌ سیطره یافت. از این زمان صاحب کار تنها هدف خود را افزایش‌ ثروت، آن‌ هم‌ بدون‌ هیچ شرط‌ و اندازه‌ای دانست. از همین‌رو، بر کارگر فشار می‌آورد و حق‌ او را به‌ شیوه‌های‌ گوناگون غصب‌ می‌کرد تا سود بیشتری‌ ببرد. این مسئله‌ تا جایی‌ ادامه پیدا کرد که‌ کارفرما فقط به اندازه زنده ماندن‌ به‌ کارگر مزد می‌داد و کارگر مانند حیوانی‌ در خدمت‌ کارفرما می‌ماند. به‌طور طبیعی،‌ این وضعیت‌ به‌ انفجار انجامید و کارگر شورید و تجمع‌ کرد و حق‌ خود را گرفت‌ و کارخانه ساخت و بر املاک دیگران سیطره‌ یافت. و این سرنوشت همه‌ ابعاد تمدن‌ مادی‌ غرب و شرق است، بدون‌ استثنا و نه‌ فقط در موضوع کار و کارگر.

از همین‌ رو، دین و دین‌شناسان‌ در برابر مسائل تازه‌ای‌ قرار گرفتند، که‌ پیش از این در سرزمین‌ خودشان‌ وجود نداشت. بنابراین، برای این‌ نوع مسائل‌ باید چاره‌ای می‌اندیشیدند و نظر درست‌ را می‌گفتند و از آن‌ دفاع‌ می‌کردند و ستم را از هر جایی‌ که‌ باشد، می‌کاستند. به‌ این سازمان تبریک می‌گویم و امیدوارم‌ فراگیر شود و سازما‌ن‌های مشابه آن تأسیس شود و با قدرت‌ و هماهنگی در کارها و افکار ژرف به راه‌ خود ادامه دهد. و الله من‌ وراء القصد و هو ولی التوفیق.

1. پیامبران‌ و ائمه‌ از طبقه‌ کارگر بودند. ابراهیم و موسی‌ گوسفند می‌چراندند. عیسی‌ نجار بود و محمد در کودکی چوپانی می‌کرد، سپس در مکه و شام کارگر تاجر بود. علی‌(ع) نیز کشاورز بود. برخی‌ همچون امام کاظم(ع) به‌ این مسئله‌ می‌بالیدند:

«علی‌‌بن‌‌حمزه می‌گوید که‌ پدرم‌ گفت: امام‌ کاظم‌ را دیدم‌ که‌ در زمینش کار می‌کند و پاهایش‌ عرق کرده است. به‌ او گفتم: فدایت شوم. دیگران‌ کجایند؟ امام‌ گفت: ای‌ علی، کسانی‌ با دستانشان‌ کار کردند که‌ بهتر از من‌ بوده‌اند. از امام‌ پرسیدم: آنان‌ چه‌ کسانی‌اند؟ گفت: رسول‌ خدا و امیرالمؤ‌منین و پدرانم‌‌(ع). همه آنان با دست خود کار می‌کردند و پیامبران‌ و رسولان‌ و اوصیا و صالحان‌ نیز همین‌ کار را می‌کردند.»

2. در بسیاری‌ از آموزه‌های دینی اهتمام شایانی به کار و کارگر مشاهده‌ می‌کنیم و این آموزه‌ها در زمانی بوده است‌ که‌ کار با مقام‌ شخصیت‌ها در عرف آن زمان، متناسب‌ نبوده است.

‌در روایت آمده است‌ وقتی‌ کسی نزد رسول‌الله‌ می‌آمد، پیامبر از او می‌پرسید: «آیا حرفه‌ای داری؟» و اگر می‌گفت: «نه»، از او روی برمی‌گرداند. پیامبر می‌فرمودند: «کسی که حرفه ندارد با دَین و قرض خود زندگی می‌کند.» پیامبر دست کارگری را که‌ پینه‌ بسته‌ بود، بوسه‌ می‌زد و می‌گفت: «این دستی است‌ که‌ خداوند و رسول‌ او دوستش می‌دارند.»

3. دین کار را عبادت می‌داند. در آثار دینی‌ عبادت هفتاد جزء دارد و برترینش کار است. دین تأکید دارد که‌ کشاورزی و درختکاری‌ و تجارت و ساختمان‌سازی و دیگر کارها عبادت‌اند و پاداش آنان نزد خداوند است.

به‌‌طور کلی اسلام‌ می‌کوشد تا همه زندگی‌ مؤ‌من را عبادت و سجود و تسبیح و نماز کند. این مسئله‌ از طریق‌ درستی کار و درست‌ انجام دادن آن و از طریق‌ درستی نیت‌ و والایی آن است.

این قداست، برای‌ تکریم کار و کوشش‌ و برای‌ کاستن سختی از کارگر است، زیرا کارگر با کار خود خداوند را عبادت می‌کند. همچنین، انجام‌ دادن‌ کار باعث‌ می‌شود که آدمی‌ کار را درست‌ انجام دهد، و در هنگام ضرر مادی‌ احساس خسران‌ نکند. این اصل‌ نیروهای فرد را بسیج‌ و تلاش‌های‌ جماعت و همه افراد را هماهنگ‌ می‌کند. همچنین، آغاز و پایان و امکانات را نزد همه یکسان‌ می‌کند.

باعث‌ می‌شود آدمی‌ احساس کند که‌ با همه هستی و همه موجودات‌ هماهنگی تام‌ دارد. موجوداتی‌ که‌ بنابر تعبیر قرآن‌ برای‌ خدا سجده‌ می‌کنند و حمد او را می‌گویند و برای‌ او نماز می‌گزارند. پس‌ کسی که کار می‌کند، همراه با کاروانی ابدی و ازلی، خدا را عبادت می‌کند. این احساس‌ ژرف به او آرامش می‌دهد، مشوقش است، انگیزه‌اش را بالا می‌برد و امید او را برمی‌انگیزد.

در پایان پرسشی‌ را متوجه خود و سازمان‌ جوانان‌ کارگر مسیحی می‌کنم که‌ مرا دعوت‌ کرده‌ است. پرسش‌ این است‌ که‌ چرا این سخنان‌ و این ویژگی‌ها را امروز مطرح‌ می‌کنید و پیش از این، که‌ صاحبان‌ کار به‌ کارگر ستم می‌کردند و بر او سخت می‌گرفتند و خونش‌ را می‌مکیدند، چیزی‌ نمی‌گفتید؟ حال که صبر کارگران لبریز شد، سپس آگاه شدند، حرکت‌ کردند، حزب و سندیکا تشکیل دادند و بسیاری‌ از حکومت‌ها را از آنِ خود کردند، پس‌ از این شروع به تشکیل‌ سازمان‌های‌ دینی‌ کردید، در مراکز دینی‌ سخنرانی کردید و از مواضع مثبت دین‌ و سردمداران

سند شماره 03-05-69

موضوع: سخنرانی - دین و کارگر

مکان و تاریخ: بیروت – کلیسای الأیقونة العجائبیة دیر راهبه‌های محبت در اشرفیه

مناسبت: روز کارگر به دعوت سازمان کارگری جوانان مسیحی

منبع: دستنویس - آرشیو مجلس اعلای شیعیان؛ روزنامه النهار، 3/5/1969

مقدمه: اعضای جدید با کلیسا انتخاب کرد. پس از آیین رسمی کلیسا خلیل صاحی، رئیس سازمان، درباره فعالیت این سازمان در لبنان و همایش جهانی این سازمان که در 80 کشور شعبه دارد، سخنرانی کرد. او گفت که این همایش در بیروت در اواخر اوت و اوایل سپتامبر برگزار می‌شود. همچنین، خانم مای مر دعایی احساسی و درهعینهحال، محکم با عنوان «حضرت مریم، اسوه و نمونه» قرائت کرد. امام موسی صدر نیز با عنوان «دین و کارگر» درباره رابطه دین و کار سخنرانی کرد.

متن

‌موضع‌ دین در برابر کارگر در حمایت مادی دین‌ از کارگر و انواع تکریم‌ از او خلاصه می‌شود.

‌الف: حمایت مادی

دین کار را عامل‌ متمایز در عوامل سه‌گانه تولید، یعنی‌ کار و ابزار و سرمایه‌ می‌شمارد. در آموزه‌های دین‌ این تمایز بدین‌ شکل است:

1. تحریم ربا: ربا یعنی‌ سود ثابت‌ برای‌ سرمایه، چه‌ در حالت‌ سوددهی‌ و چه‌ در ضرر. دین بدون هیچ‌ استثنائی‌ ربا را مطلقاً‌ حرام‌ کرده‌ است.

2. هنگامی‌ که‌ سرمایه‌ و کار با هم‌ شریک می‌شوند، سرمایه‌ باید در سود شریک شود و نمی‌تواند مصون‌ از ضرر باشد. در فقه اسلامی در قرارداد مضاربه‌ بر مصونیت‌ کار از ضرر تأکید شده است، و ضرر را فقط متوجه‌ سرمایه‌ می‌داند.

3. ابزار را نمی‌توان‌ در سود شریک کرد. (ابزار جدید همچون کارخانه‌ و ابزار قدیمی مثل‌ گاو و وسایل شخم‌زنی‌ و غیره.) تنها امکان این است که اجرتی به صورت ثابت بدان اختصاص داد.

4. کارگر می‌تواند به‌ نسبت‌ معینی در سود شریک شود و یا اینکه مزد ثابتی داشته‌ باشد.

از این موارد می‌توان نتیجه‌ گرفت‌ که‌ کار سه‌ امتیاز نسبت‌ به‌ ابزار و سرمایه‌ دارد؛ شرکت‌ در سود، مصون‌ بودن‌ از ضرر و امکان دریافت اجرت ثابت. درحالی‌که سرمایه فقط‌ از امتیاز اول بهره می‌گیرد و می‌تواند به‌ نسبت‌ معینی در سود شریک شود. سرمایه‌ نمی‌تواند مصون‌ از ضرر باشد. همچنین، نمی‌تواند سود ثابتی داشته‌ باشد، چون رباست. ابزار نیز فقط امتیاز سوم را دارد، یعنی‌ فقط می‌تواند اجرت‌ ثابت‌ داشته باشد.

برای‌ اینکه از ضعف کارگر برای‌ مجبور کردنش به دستمزد اندک، سوءاستفاده‌ نشود، دین موضع سختگیرانه‌ و قاطعی دارد، و محرومیت کارگر از مزد خود را به‌طور بی‌نظیری‌ حرام‌ می‌داند. دین توافق‌ کارگر با سرمایه‌گذار را به‌ خودشان‌ واگذار کرده‌ است، تا با رعایت عدالت، زمینه‌ای‌ برای‌ انتخاب‌ بهترین‌ راه‌حل‌ها و عادلانه‌ترین‌ دستمزد فراهم شود.

دین به شکل‌ نادری بر پرداخت‌ سریع‌ دستمزد کارگر تأکید دارد، آن‌ هم‌ بسیار فراوان و در ضمن آموزه‌های‌ گسترده.

‌ب: تکریم کارگر و قداست کار