به‌‌سرعت‌ احساس اضطراب کرد، چراکه علم‌ و صنعت‌ و قوانین‌ وضعی مربوط به آن‌ها همه و همه ناپایدار و متزلزل‌‌اند و در طول تاریخِ تکامل متحول می‌شوند. درنتیجه، انسان ثَبات‌ و آرامش خود را، که‌ جز با ایمانِ‌ مطلق‌ به‌دست‌ نمی‌آمد، از کف‌ داد. زمانی این مسئله پیچیده‌تر شد که‌ سرعت‌ این تحولات بیشتر شد و نظریات‌ علمی‌ و اجتماعی و اکتشافات‌ تازه مؤثر‌ در تغییر حیات‌ انسانی‌ پی‌درپی دگرگون شد. اضطراب‌ زمانی پدید آمد که انسان‌ به‌ آب‌ یا هوا تکیه‌ زده بود. بنابر این‌ تفسیر، من‌ معتقدم‌ که‌ انسان اگر ایمان کاملی‌ داشته باشد و در ذهن خود نقش حقیقی‌ خدا در جهان‌ را به‌ او باز پس‌ دهد، نه‌ آنکه‌ او را جانشین‌ اسباب و عوامل مادی قلمداد کند، بلکه‌ او را‌ خداوند‌ خالق‌ اسباب و مسببات‌ و سببیت بداند و به او ایمان بیاورد و سپس،‌ به‌ دستاوردهای‌ تمدنش، از علم و سازمان‌ و صنعت‌ تا فلسفه و هنر، ابعاد حقیقی آن‌ها را ببخشد، در این صورت احساس‌ قدرت‌ و ثَبات خواهد کرد و از زندگی‌اش‌ لذت خواهد برد و از دستاوردهایش بهره‌مند خواهد شد. تردیدی‌ نیست‌ که‌ این امر به‌ تکوین تمدنی‌ جدید نیازمند است که فقط بر پایه‌ ماده‌ قوام‌ نمی‌گیرد و علاوه بر آن، از نو نیازمند به‌ تربیت انسان‌ هم‌ است.

در قرآن‌ کریم‌ آمده‌ است که انسان‌ خلیفه خدا بر روی زمین است. آیا معنای این‌ عبارت آن نیست که انسان‌ نقش برجسته‌ای‌ در کار آفرینش‌ دارد؟ آیا خلقت جز در نتیجه دغدغه صورت نمی‌گیرد؟

در پرتو‌ جوابی که به پرسش سابق شما دادم و نیز پس از پذیرفتن این‌ نکته‌ که‌ انسانِ‌ مخلوقِ خدا تنها عنصری است که در تحول جهان نقش دارد، می‌گویم که امکانات انسان، بنابر تعبیر شما، در زمینه تولید و خلق حد و مرزی‌ ندارد. مفهوم کلمه خلیفة‌الله آن‌ است که نقش‌ انسان رشد می‌کند و تا بی‌نهایت‌ وسعت‌ می‌یابد و تردیدی‌ نیست‌ که‌ نقش او، که‌ همان‌ مسخر کردن نیروهای جهان پس از اکتشاف‌ آن‌هاست، نقشی‌ است هماهنگ با آرزوها و بلندپروازی‌های انسان نامتناهی و اینکه انسان را هیچ حد و مرزی‌ نیست‌ تا احساس مزاحمت به‌ او دست دهد. اما انسان بزرگی‌ که‌ این نقش‌ را ایفا می‌کند، ذاتاً مخلوق‌ خداست و اگر روزی‌ بخواهد خود را از این واقعیت برهاند، خودش‌ را نقض کرده است؛ همان‌گونه که دستاوردهای انسان‌ از نظر کمّی‌ و کیفی‌ و شمول‌ به‌ هر درجه‌ای که برسد باز از حوزه‌ انسان و اینکه ساخته‌های‌ دست انسانی است‌ پا فراتر نمی‌گذارد؛ حتی اگر این مصنوعات‌ انسانی‌ در حیات‌ او تأ‌ثیر بگذارند و با او تعامل کنند و نحوه‌ زندگی او را دگرگون‌ سازند. این‌چنین‌ است که انگیزه آنچه شما آن‌ را خلق کردن به‌دست‌ انسان می‌نامید، همواره‌ بلندپروازی‌های انسان و اکثراً نیازهای اوست. اما این اضطراب از آنجا ناشی‌ شد که‌ انسان به نیازهای معنوی‌ و ملزومات ایمانش توجه نکرد. ازهاینهرو، ایمان ضعیف شد و رخت بربست، یا به‌ شبه‌ایمان تبدیل‌ گردید. درنتیجه، به‌ علت فقدان‌ ایمانی‌ زنده، احساس جدایی‌ از هستی‌ و غربت‌ سراسر وجود انسان را فراگرفت و به‌ اضطراب‌ مبتلا شد. دستاوردهای‌ فراوان‌ او هم‌ وی‌ را سودی‌ نبخشید.

اضطراب نخبگان

آیا ایمان به خدا در حکم پیوند کلی انسان‌ به‌ اوست‌ و آیـا ایـن‌ پیوند ریشه‌های اضطراب او را از میان‌ می‌برد؟ و اگر این‌طور باشد اضطراب انسان‌های بزرگ را، که‌ اساس‌ ایمان شناخته می‌شوند، چگونه

این مدت‌ می‌بینیم‌ که‌ نقش برجسته‌ای‌ در عرصه‌های‌ انسانی‌ داشته است، تا آنجا که مثلاً یک‌پنجم‌ علمای شیعه و کتاب‌های‌ تألیفی آنان‌ در جهان‌ از لبنان است.

بدون‌ تردید، این سرکوب‌ درازمدت نیز بر شیعیان تأثیرگذار بود و آن‌ وضعیت ناگوار‌ پیش از زمان‌ استقلال لبنان‌ را ایجاد کرد. وضعیتی که پس‌ از کسب استقلال به‌سرعت در حال تغییر است. ما امیدواریم سازمان‌دهی و رسیدگی‌ به‌ امور شیعیان‌ فصل جدیدی‌ در تاریخ شیعه باشد.

آیا می‌توان فهمید که‌ شیعیان کی هستند و به‌ چه‌ می‌اندیشند؟

درباره‌ اوضاع شیعیان در حال حاضر آنچه‌ می‌توانم‌ مختصراً در این گفت‌وگو مطرح‌ کنم آن است‌ که‌ آنان لبنانی‌هایی بسیار مخلص‌ و وفادارند. به‌ سرنوشت‌ مشترک اعراب‌ ایمان دارند و احساس مسئولیت‌ می‌کنند و مسئله‌ اصلی خود را مسئله طمع‌های‌ صهیونیست‌ها می‌دانند. اما درباره‌ صفات‌ اخلاقی‌ آنان از فرد دیگری بپرسید، چراکه تعریف‌ از خود پسندیده نیست. از نظر اجتماعی، به‌رغم‌ آنکه‌ بیشترین آمار بی‌سوادی‌ متعلق به آنان است، برای‌ یادگیری به طرز بی‌نظیری‌ آماده‌اند و باز از همین‌رو برای‌ بهبود بخشیدن‌ به‌ وضع اجتماعی‌ خود در زمینه‌های مختلف تلاش‌ و پشتکاری پایان‌ناپذیر دارند.

آیا تشیع‌ برای‌ پریشانی‌های انسان‌ معاصر جوابی روشن و واضح‌ دارد؟

مذهب‌ شیعه‌ که‌ در همه اصول و مبادی‌اش‌ مذهبی است‌ اسلامی، ایمان دارد که‌ دین همان فطرت است: فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا.[9] ازهاینهرو، انسانْ‌ کانون و مرکزِ توجهِ‌ همه تعالیم اسلامی است. اما انسانیت در همه جوانب‌ و ابعاد خود، غالباً، تحت تأثیر اوضاع اجتماع‌ و محیط‌ و منافعی است که‌ در آن‌ به‌سر می‌برد، و همین‌ امر خود بر ضرورت آسمانی‌ بودن دین تأ‌کید می‌کند. از همین رو،‌ می‌بینیم‌ که در تعالیم‌ اسلامی‌ درباره واقعیت‌ ذاتی‌ انسان و مراحل زندگی‌ مادی‌ او مطلقاً‌ تجاهلی‌ نشده‌ است، بلکه‌ نیازهای انسانی مقدس‌اند و برآورده کردن‌ آن‌ها از جانب‌ خدا نعمت‌ است، و حد و مرزهای‌ صحیح‌ آن از تعالیم‌ دینی‌ محسوب می‌شود. اما به‌ نظر من انسانِ پریشان‌ و مضطربِ‌ معاصرِ‌ ما، از زمان‌ آغاز تحول‌ عظیم‌ در صنعت‌ و تمدن‌ و مشارکت‌ عمومی بشر در امور جهان‌ و فناوری و ایجاد سازمان‌های‌ گوناگون به چنین حالتی‌ رسید، زیرا این انسان‌ تصور کرد که معبود دیگری غیر از خداوند پیدا کرده است و به‌ علم و صنعت‌ و دیگر دستاوردهای‌ تمدن‌ صفت مطلق بودن بخشید و خدا را انکار کرد و او را در عالم‌ طبیعت غیرمؤ‌ثر خواند. درنتیجه، نقش خدا در آفرینش‌ به‌ صورت‌ یکی از عناصر شیمیایی در آزمایشگاه یا چرخی از چرخ‌های کارخانه یا ماده‌ای زراعی‌ برای سرسبزی زمین‌ درآمد.

انکار خدا

آیا توجه‌ انسان به تولید و اکتشاف‌ و پیمودن راه‌های ناشناختـه و تلاش‌ برای شناخت، انکار خدا محسوب می‌شود؟

این انسانی که خدا را انکار کرد و به‌ مصنوعات و دستاوردهایش (بت‌هایش) صفت خدا را داد،


[9]ه«به‌ یکتاپرستی روی به‌ دین آور. فطرتی است‌ که‌ خدا همه را بدان‌ فطرت‌ بیافریده‌ است.» (روم،30)


بر توانایی‌های فرهنگی و تمدنی و انسانی‌ این مذهب،‌ که‌ کم‌نظیر هم‌ هست، دلالت می‌کند. سپس، گذشته را با امروز مقایسه‌ می‌کنم‌ و چیزی‌ که‌ آرزوها و خواسته‌های‌ من‌ و شیعیان‌ را ارضا کند، نمی‌یابم. نیز می‌دانم که امکانات‌ و توانمندی‌های افراد این فرقه از گذشته کمتر نیست و بیشتر است.

حال من، به‌مقتضای عشق‌ و مسئولیتی‌ که‌ دارم، به‌ علت این‌ تفاوت می‌اندیشم‌ و می‌بینم که علت‌ آن‌ فقدان سازمان‌دهی و تشکیلات است. مجلس‌ اعلای شیعیان نیز شیوه لبنانی برای‌ سامان‌دهی امور شیعیان‌ است.

از طرف دیگر، من‌ هم مثل هر فرد مؤ‌من به خدا و دینش یکی از تکالیف‌ واجب‌ خود را‌ تلاش‌ پیوسته‌ برای‌ خدمت‌ به‌ بندگان‌ خدا در ابعاد معنوی و اجتماعی آنان می‌دانم و معتقدم‌ که‌ این خدمت زمانی محقق می‌شود که وضعیت این گروه مؤمن‌ که‌ رسیدگی‌ به‌ برخی‌ از امور آنان به‌ من‌ واگذار شده، به سامان برسد.

من‌ به این امت به‌ صورت‌ عام و به‌ لبنان به‌طور خاص احساس‌ عشق و سرافرازی‌ و مسئولیت می‌کنم و دریافته‌ام‌ خدمتی که می‌خواهم انجام‌ دهم، بالاتر از توان‌ محدود من‌ است. بنابراین، اگر در سازمان‌دهی‌ نیروهای این‌ دسته‌ از هم‌وطنانم سهمی داشته‌ باشم، درواقع، به برخی از تکالیف‌ خود عمل کرده‌ام: «الخَلقُ کُلُّهُم عِیالُ‌اللهِ‌ وَ إن اَحَبَّهُم النّاسَ إلیه أنفَعُهُم لِخَلقِهِ.» (همه مردم عیال خدایند و محبوب‌ترین مردم نزد خداوند کسی است که به عیالش سودمندتر باشد.)[8] و در این هستی منظم نمی‌توان به‌طور کامل‌ به‌ کسی نفعی رساند مگر از طریق‌ تشکیلات و سازمان.

شیعیان در لبنان

تاریخ شیعه در لبنان از چه‌ وقت آغاز می‌شود؟ آنان از کجا آمدند و چگونه به جنوب لبنان‌ و سرزمین‌ بقاع‌ رسیدند؟ اولین شیعه‌ای‌ که‌ به‌ اینجا آمد که‌ بود؟

از یک سال پیش‌ به‌ سفارش دانشگاه‌ استراسبورگ‌ در پی‌ پاسخ‌ به‌ این پرسشِ‌ به‌خصوص برآمده‌ام و یک نسخه‌ از آن‌ را هم‌ برای‌ روزنامه النهار خواهم فرستاد. اما به‌طور خلاصه عرض‌ می‌کنم‌ که‌ تشیع‌ در لبنان از نیمه‌ اول قرن‌ نخست‌ هجری‌ آغاز شد. انتشار شیعه‌ در لبنان از طریق‌ یاران پیامبر بود که‌ برای‌ دعوت‌ مردم‌ به‌ دین اسلام‌ به‌ سرزمین‌ شام مسافرت می‌کردند. این عده‌ در روزگار پیامبر به‌ نام شیعه علی(ع) معروف شده‌ بودند: افرادی‌ همچون ابوذر غفاری و سلمان فارسی‌ و عده‌ای‌ دیگر. سپس،‌ این حرکت ادامه‌ پیدا کرد و به‌ دست بعضی از صحابه بزرگ پیامبر و تابعینی که با حکومت مدینه‌ و کوفه‌ هماهنگی نداشتند، رشد کرد. اینان بر ضد اعمال و رفتار حکام‌ شوریدند و در مقابل، حکام‌ نیز آنان‌ را به‌ سرزمین‌ شام تبعید کردند. به‌علاوه، علل دیگری‌ همچون جنگ امام‌ علی(ع) در صفین‌ و واقعه شهادت‌ امام‌ حسین(ع) و انتقال‌ اهل بیت‌ او به‌ این مناطق و عبور‌ اجباری‌ آنان‌ از این مناطق و بازتاب‌ این حادثه‌ در میان مردم‌ و دیگر مواردی‌ از این قبیل، سبب شد تا شیعیان‌ به‌ این مناطق‌ روی آورند و در آن رشد کنند. تشیع، پس‌ از گذشت‌ یک قرن و نیم از این تاریخ، به‌ عصر طلایی خود رسید و بر این منطقه، از جمله‌ لبنان، سیطره یافت و در تحولات‌ فرهنگی‌ و مدنی‌ و هنری‌ این منطقه‌ نقش عظیمی‌ ایفا کرد.

سپس، تشیع در طول هفت‌ قرن یا بیشتر با سرکوب‌های فرقه‌ای و استعمار مواجه شد و باز هم‌ در


[8]همجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج93، ص160.


سند شماره 08-06-69

موضوع: گفت‌وگوی مطبوعاتی ـ شیعیان، ملی‌گرایی دین

مکان و تاریخ: بیروت، 4/6/1969

مناسبت: این مصاحبه در پی انتخاب امام موسی صدر به ریاست مجلس اعلای شیعیان صورت گرفته است.

منبع: ضمیمه روزنامه النهار، 8/6/1969

این مصاحبه در کتاب نای و نی تحت عنوان «تشیع و دغدغه‌های انسان معاصر» درج شده است.

متن

الیاس الدیری نوشت: بارها از خود می‌پرسیدم: در گفت‌وگو با روحانیون، آیا می‌توان پرسشی به روز و جدی و چالشی مطرح کرد، بی‌آنکه آن‌ها را در محظوریت قراردهم و این مسئله گفت‌وگو را تحت‌تأثیر قرار دهد؟ و یا با خود می‌گفتم: روحانیون، برای انسان دنیای معاصر، آن هم در روزگاری آکنده از غوغا و رنج و هراس و در جهانی آکنده از دلتنگی و نگرانی و نومیدی، چه حرفی برای گفتن دارند؟

و یا از خود می‌پرسیدم: عالم دین در پاسخ به پرسش‌های نسل امروز ـ که در ابعاد مختلف از مرزهای ایمان و عقیده فراتر رفته است ـ چه می‌تواند بگوید؟

این پرسش‌ها در ذهنم بود، تا آنکه ناگهان خود را پیش روی فردی روحانی دیدم و برای پرسش‌هایی که ممکن بود خودم یا دیگران را به چالش بکشند، پاسخی یافت شد و امکان مطرح کردن و ارائه آن‌ها فراهم گردید.

اما پیش از ورود به جزئیات این مصاحبه، لازم می‌دانم که لحظاتی درباره شخصیت علامه امام موسی صدر درنگ و تأمل کنیم.

پیش از هر چیز، این مرد بلندقامت با سیمایی که ژرفا و آرامش خاصی با خود به همراه دارد، لذت اطمینان را در دل مخاطب می‌نشاند. کافی است به چشمان آکنده از آرامش و نشاط و هوشمندی‌اش نگاه کنی، تا بدون زحمت و دشواری، هر پرسشی را که می‌خواهی بر زبان آوری.

از هر کجا که پرسشی را پیش بکشی و هرطور آن را مطرح کنی، او آماده پاسخ‌گویی است. بدین‌ترتیب، احساس می‌کنی که او فقط روحانی نیست، بلکه دغدغه‌های انسان معاصر را عمیقاً درک می‌کند و از نگرانی‌ها و هراس‌ و دلتنگی‌های آدمی به‌خوبی آگاه است.

ماه گذشته و زمانی که هنوز ایشان به ریاست مجلس اعلای شیعیان انتخاب نشده بود، ویژه‌نامه النهار مصاحبه‌ای با ایشان انجام داده بود و این گفت‌وگو کامل‌کننده آن است.

از انتخاب‌ شما بـه مقام‌ ریاست مجلس اعلای‌ شیعیان‌ در محافـل‌ شیعه‌ و غیرشیعه استقبال‌ خوبی‌ شد و علت این‌ استقبال آن است‌ که‌ شما توانایی انجام دادن کار و به نتیجه رساندن آن‌ را دارید. اکنون چه برنامه‌ای آماده کرده‌اید و قصد انجام دادن چه‌ کاری‌ را دارید؟

من‌ به‌ سبب انتسابم به شیعه احساس‌ عشق و قدردانی و مسئولیت می‌کنم. چون به تاریخ‌ این فرقه‌ می‌نگرم،‌ صفحات درخشانی‌ می‌بینم که

پاکدستی و پاکدلی و اصولی از این دست فرا می‌خوانم.

آقای صدر همچنین گفته‌اند که به زودی در راه رفع تضادهای سیاسی میان‌ شیعه و از میان‌ برداشتن همه اسباب تفرقه تلاش خواهد کرد، زیرا این کار ضروری و ناگزیر و مقدمه همبستگی با دیگر مذاهب اسلامی است.

مسئله فلسطین

‌آقای صدر، همچنین، از مسئله فلسطین‌ سخن گفتند: «این مشکلی را که ما در آن به‌سر می‌بریم، مسئله سیاسی محدودی نمی‌بینم، بلکه پرداختن به آن را از وظایف اصلی دینی خود می‌دانم. ازهاینهرو، همواره با تمام‌ قدرت‌ وارد این مسئله شده‌ام تا به‌رغم امکانات ناچیز خود در حل آن مشارکت کنم. و از خدا می‌خواهم تا در این زمینه‌ افتخار خدمتی مقبول را به من عنایت فرماید. من به هر اقدامی‌ که بتواند حق‌ را به اهلش بازگرداند و مظلوم را در برابر ظالم یاری دهد، ایمان دارم.»

آیا برای ساختن بنای مجلس اعلای شیعیان تلاش خواهید کرد؟

‌به‌زودی برای تحقق این وظیفه تلاش‌ می‌کنیم، إن‌شاءالله.

منابع مالی آن را از کجا تأمین می‌کنید؟

‌تجارب ویژه‌ من نشان می‌دهد که بدون‌ شک فرزندان شیعیان توانگر، چه ‌آنان که مقیم داخل‌اند و چه‌ آنان که در خارج از کشور به‌سر می‌برند، برای‌ تحقق‌ این امر مشارکتی جدی خواهند کرد. در چند روز گذشته چندین نفر به من مراجعه‌ کردند و خواستار ادای‌ وظیفه‌شان در این کار شدند.

آیا آنان به مشارکت باور دارند و برای آن آماده‌اند؟

گرایش به نیکوکاری و آمادگی جدی برای‌ مشارکت در کارهای درست‌ و عام‌المنفعه در درون انسان‌ها وجود دارد، اما آنان نیازمندند افراد مورد اعتماد را شناسایی کنند. زمانی که فردی را بیابند که به واقع‌بینی و درست‌اندیشی‌اش اطمینان‌ دارند، لحظه‌ای در تقدیم هرآنچه از دستشان برآید تردید نخواهند کرد. بناهای رفیع و معابد و مدارس و طرح‌های نیکوکارانه، نشانه آشکار این گرایش درونی و این همراهی‌ است.

مقاومت فلسطین

نظر شما را درباره مقاومت فلسطین‌ نشنیدیم.

‌بارها گفته‌ام و بار دیگر می‌گویم که ما منادی حمایت از مقاومت‌ فلسطینیم و در راه این هدف به اشکال و شیوه‌های مختلف تلاش می‌کنیم. همچنین، ما می‌خواهیم محکم‌ترین همکاری‌ها را با کشورهای ‌عربی‌ دوست برای خدمت به مسئله بزرگ ما و خدمت به لبنان شکل دهیم.

بدون تردید حضرت‌عالی از اوضاع اجتماعی و اقتصادی و فقر و عقب‌ماندگی‌ای که جنوب از آن رنج می‌برد، اطلاع دارید. درباره جنوب چه‌ اندیشیده‌اید؟

‌جنوبْ نخستین هدف ماست. نخستین نقطه توجه و اهتمام‌ ما اوضاع شیعیان در تمام لبنان و جنوب به‌طور خاص است. اما هر کاری از این دست باید مسبوق به برنامه‌ریزی علمی‌ و مطالعات فراگیر درباره اوضاع و احوال شیعیان باشد. در پرتوی این برنامه‌ریزی‌ها و مطالعات بلافاصله دست به‌کار خواهیم شد و هدف ما ارتقای سطح زندگی شیعیان و تحقق‌ آرزوهایشان و تحقق طرح‌های شکوفایی و توسعه برای‌ غلبه بر عقب‌ماندگی‌ است.

به سکولاریسم اعتقاد ندارم‌

من در این چارچوب، اساساً‌، به سکولاریسم اعتقاد ندارم. یعنی در چارچوب‌ الگوی شهروندی‌ اگرچه برخی تصور می‌کنند که مردود شمردن فرقه‌گرایی به معنای پذیرفتن سکولاریسم است، اما چنین‌ تصوری نادرست است، چراکه می‌توان فرقه‌گرایی و سکولاریسم را یک‌جا مردود دانست و در کنار آن‌ می‌توان از رهاوردهای دین و نتایج مثبت آن بهره‌ گرفت، بی‌آنکه به آثار منفی فرقه‌گرایی‌ و فروپاشی جوامع مبتلا شد.

ثانیاً: درباره‌ مجلس اعلای شیعیان باید بگویم که در سخنرانی نخست خود پس از ابلاغ انتخاب من به ریاست این مجلس، خطوط کلی حرکت مجلس را در آینده به صراحت توضیح داده‌ام. در اینجا هم‌ می‌گویم که این مجلس سلاحی قاطع برای حمایت از وحدت‌ ملی و نزدیک ساختن پیروان اسلام از مذاهب مختلف و همبستگی آنان است.

راه این همبستگی، گفت‌وگویی است که قطعاً به تفاهم و نزدیکی و وحدت‌ می‌انجامد و گمان می‌کنم که برای همبستگی راهی جز گفت‌وگو و تفاهم وجود ندارد.

ثالثاً: معتقدم که نکته نخست این سخنم تا حدی پاسخ به سؤ‌ال بوده است. اکنون می‌گویم که دین به مفهوم درستش پیروان‌ خود را از دیگران منزوی نمی‌کند و آنان را به رها کردن‌ فعالیت‌های‌ اجتماعی و خدمات عمومی فرانمی‌خواند. بلکه عکس این قضیه درست است، زیرا تقرب به خدا در منطق دین از راه خدمت به خلق میسر است.

مأموریت مجلس جدید

معتقدم‌ که مجلس جدید که نقش آن در واژه‌ سازمان‌دهی خلاصه می‌شود، در آینده خواهد توانست این نقش را به صورتی بهتر ادا کند و سطح تربیت دینی‌ شیعیان را ارتقا دهد و آنان‌ را از فرقه‌گرایی و سکولاریسم دور کند.

شما از فعالیت‌های‌ اجتماعی و خدمات عمومی سخن گفتید، آیا سیاست در این حوزه وارد نمی‌شود؟

‌بله.

بنابراین، آیا درست است که شما به کار سیاسی روی نخواهید آورد و یا درست‌تر اینکه وارد سیاست نخواهید شد؟

دین مطلقاً مانع فعالیت سیاسی سالم با انواع مختلف آن‌ نیست، به شرط آنکه به لحاظ‌ اصول و راه و هدف با آن‌ هماهنگ باشد. چرا چنین نباشد… درحالی‌که فعالیت‌ سیاسی سالم مشارکت‌ در سازندگی آینده است. آیا دین پیروان‌ خود را از مشارکت در ساختن آینده باز داشته و کار ساختن آینده پیروان‌ خود را به دیگران سپرده است؟

اما درباره‌ خودم‌ همان‌طور که همواره‌ گفته‌ام، باید بگویم که امکانات اجتماعی من‌ که در اعتماد مردم‌ خلاصه می‌شود و از عنایات الهی است‌، از آنِ خود من نیست‌ و من حق تصرف در آن را ندارم، جز برای کسب رضای صاحب اصلی‌ آن‌ که خدا و دین است. همواره‌ گفته‌ام که من در مقام نقطه اشتراک این نیروها، نمی‌خواهم با یکی از گروه‌ها باشم، بلکه این امانت بر من ایجاب می‌کند که نقطه اشتراک همه فرزندانم و فرزندان مذهبم باشم.

من برای آنکه بتوانم‌ وظیفه اجتماعی خود را به درستی ادا کنم‌، آنان را به پایبندی به اصول‌ کلی مانند مبارزه با ظلم و فساد و استعمار و نیز به رهایی و

سند شماره 05-06-69

موضوع: گفت‌وگوی مطبوعاتی ـ به سکولاریسم و فرقه‌گرایی‌ و منفی‌گرایی اعتقادی ندارم

مکان و تاریخ: دارالفتوای جعفری، بیروت، 5/6/1969

مناسبت: انتخاب امام موسی صدر به ریاست مجلس اعلای شیعیان.

منبع: مجله الصیاد بیروت، شماره 1270، 5/6/1969

متن

حیدر الحومانی‌ در مقدمه این مصاحبه نوشته است: در این دفتر حرکتی وجود‌ دارد که آرامش نمی‌شناسد. این گفت‌وگو با سیدموسی صدر میان‌ موج دیدارهایی‌ صورت گرفت که به مناسبت انتخاب ایشان به ریاست مجلس اعلای شیعیان در دارالفتوای جعفری به راه افتاده است.

پرسش‌های فراوانی را با ایشان در میان گذاشتم. مانند اینکه چه‌ می‌خواهید؟ هدف از تأسیس مجلس اعلای شیعیان در این اوضاع که همگان خواهان برچیده‌ شدن بساط فرقه‌گرایی و تثبیت نشدن آن‌ در قالب اشخاص و هیئت‌ها و ادارات‌ و مجالس‌‌اند، چیست؟

با صراحت و صدق عالمی‌که فکر و ذهنش به روی دین و دنیا گشوده و بدون تعصب‌ و دارای افقی‌ گسترده‌ است، به تمام‌ پرسش‌هایم پاسخ‌ گفت.

چشم‌هایش‌ از شب‌بیداری سنگین شده بود، زیرا وی پیش از ساعت 2 یا 3 صبح نمی‌خوابد و با سپیده‌دم‌ یا با خروس‌خوان بیدار می‌شود. می‌خواند و می‌نویسد و می‌اندیشد.

آیا حضرت‌عالی فکر نمی‌کنید‌ که رد همه اشکال فرقه‌گرایی‌ در این کشور ضروری است؟

‌بله، حتماً.

بنابراین چرا شما که بنا به شنیده‌ها به سکولاریسم اعتقاد دارید، مجلس اعلای شیعیان را تشکیل دادید و چگونه خواستید چنین‌ مجلسی را تأسیس‌کنید؟

‌دین‌داری و تعهد.

اولاً: درباره رفتار عرفی و اجتماعی‌ام‌ در برابر دیگر فرقه‌ها باید بگویم که من نام این رفتار را رفتار سکولاریستی نمی‌گذارم، بلکه آن را رفتار دینی محض می‌دانم. نوعی دین‌ورزی و تعهد به آموزه‌های دینی درست داریم که تفاوتی تام با فرقه‌گرایی منفی و انزوا از جامعه دارد، زیرا در برابر ما سه‌ گزینه وجود دارد: دین‌ورزی و فرقه‌گرایی‌ و سکولاریسم. من‌ برای‌ خودم‌ گزینه دین‌ورزی را برگزیده‌ام‌، نه فرقه‌گرایی و نه سکولاریسم را.

اما اینکه می‌بینید من با پیروان‌ دیگر فرقه‌ها ارتباطات گسترده‌ دارم‌ و برای اهداف مشترک با آنان همکاری‌ می‌کنم، به معنای نادیده گرفتن اصول‌ دینی نیست، بلکه وفاداری به متن دین است، زیرا دین آموزه‌های مفصلی‌ درباره‌ چگونگی رفتار با پیروان مذاهب دیگر دارد.

فرقه‌گرایی‌ منفی این است که فرقه خود را دیواری‌ آهنین قرار دهیم‌ که ما را از دیگران جدا کند و جامعه واحد را به اجزای کوچک تجزیه کند. چنین‌ کاری از سوی دینِ صحیح‌ مردود است. من در طی ده‌سال‌گذشته در بسیاری از سخنرانی‌هایم به این نکته‌ توجه داده‌ام و از تفاوت میان فرقه‌گرایی و دین‌ورزی‌ سخن گفته‌ام.

وجود فرقه‌های مختلف در لبنان و سازمان‌دهی امور این فرقه‌ها سبب ضعف احساسات ملی است، به این مسئله از دریچه‌ای تنگ نگریسته است. ما بر این باوریم‌ که وجود فرقه‌های‌ سازمان‌یافته مختلف، نقطه آغاز همکاری‌ و دریچه‌های تمدن به روی دستاوردهای میلیاردها انسان در این عصر و اعصار گذشته است. این فرقه‌ها، این تجارب را وارد لبنان کرده‌اند و تبادل می‌کنند و پیکره‌ای‌ واحد را تشکیل می‌دهند که نباید عضوی‌ از آن ناقص باشد و درنتیجه، همبستگی ملی و انسانی تقویت می‌شود.

درباره مجلس ما می‌توانیم اعلام کنیم که آمادگی کامل‌ داریم با همه مسلمانان برای خدمت به اسلام عزیز و تلاش برای نزدیکی و وحدت مسلمانان همراهی کنیم. همچنین، آمادگی‌ کامل خود را برای همکاری با همه فرقه‌ها برای‌ خدمت به دین و اخلاق و پاسداری از این میهنِ گران‌ارج اعلام می‌کنیم.

سخنان جناب رئیس‌جمهور

جناب رئیس‌جمهور در پاسخ‌ به سخنان علامه صدر، بدون‌ آمادگی قبلی‌ سخنانی را ایراد کرد که متن آن چنین است:

حضرت‌ آقا، حضار محترم، همراهی‌ بهتر از پاسخ است. عواطف گران‌قدر حضرت‌عالی را سپاس می‌گویم. در استقبال گرمتان از من‌ سخنانی گفتید که گویای احساس صادقانه شما به شخص من و همه فرقه‌های تشکیل‌دهنده لبنان و وطنتان لبنان است. خوشوقتم تا به شیعیان‌ برای‌ مجلس‌ جدیدشان و به شخص حضرت‌عالی‌ به سبب اعتماد و اجماعی که شما را به این مسئولیت بزرگ برگزید، خالصانه تبریک بگویم. مسئولیتی که شما برعهده گرفته‌اید، به شما امکان می‌دهد بر امور فرقه شریفتان نظارت و اشراف داشته باشید و رشته‌های‌ محبت میان شیعه و دیگر فِرَق لبنانی را در دایره مبارک وحدت ملی تقویت کنید.

این وطن چیزی نیست جز خانواده‌ای واحد که چنان‌که حضرت‌عالی بیان‌ کردید، ایمان به خدای‌ یگانه و پروردگارِ وصف‌ناپذیر و تعریف‌ناپذیر آن را وحدت بخشیده است. عامل دیگری که به این وطن وحدت و یک‌پارچگی بخشیده است، ایمان به ارزش‌های معنوی است که بهترین‌ بنیان این وطن به‌ویژه در این دوره‌ حساس است که بیش از هر زمان دیگر بر ما ایجاب می‌کند صفوف خود را در برابر خطرهایی که لبنان را تهدید می‌کند، به‌‌هم‌ پیوسته و نیروهای پراکنده‌مان را یک‌پارچه کنیم. من اکنون ضرورتی نمی‌بینم در وصف و شمار این خطرها، سخن را دراز کنم، زیرا در مناسبتی شاد قرار داریم. من در این اوضاع ویژه، مزایا و سجایای عالی‌ای که شما بدان‌ آراسته‌اید و اخلاص فرزندان‌ شریف‌ شیعه و میهن‌دوستی و صدق و اخلاص شما را به این کشور، بهترین پشتیبان سیاسی‌ای می‌دانم که به ما اجازه می‌دهد تا میان‌ حقوق‌ و وظایف لبنان در چارچوب حاکمیت‌ و سلامت و کرامت و در زمینه همکاری برادرانه‌ عربی‌ تعادل و سازگاری ایجاد کنیم.

حضرت آقا، از خدا می‌خواهیم تا عمرتان را دراز گرداند و گام‌هایمان را در پیمودن‌ آنچه‌ خیر و صلاح لبنان و تمام فرقه‌های لبنانی است ـ که حضرت آقا از آن‌ها به خانواده تعبیر کردند ـ استوار بدارد. زنده‌باد لبنان.

رئیس‌جمهور پس از گفت‌وگو با علامه صدر و دیگر اعضای مجلس اعلای شیعیان و رئیس پارلمان و شخصیت‌های رسمی، دارالفتوای جعفری را همراه با بدرقه گرم حضار ترک کرد.

جناب‌ رئیس‌جمهور، برمبنای چنین واقعیتی، ما امروز با اطمینان و امید به آینده می‌نگریم، زیرا سازمان‌دهی‌ به امور شیعه به ما امکان می‌دهد که وضع موجود این فرقه را بهبود بخشیم و در بهبود وضع کشور فعالانه مشارکت جوییم. سازمان‌یابی نیروها از برخورد آن‌ها با یکدیگر و هدر رفتن آن‌ها جلوگیری می‌کند و درنتیجه، دستاوردها را فزونی می‌بخشد. در چنین اوضاعی و با ادای وظایف شهروندی به شیوه‌ای درست‌ هیچ مانعی‌ در برابر مطالبه حقوق و احقاق این حقوق از سوی مقامات و دیگر شهروندان وجود نخواهد داشت.

جناب‌ رئیس‌جمهور، ما معتقدیم صبغه دینی راز قدرت و کامیابی مجلس است، چراکه گذر از مَنیت‌گرایی‌های زمینی و گرایش‌های خاص، قطعاً به تقریب و نزدیکی و سهولتِ همکاری سازنده منجر می‌شود. شیعیان با آرا و افکار و مواضع مختلف گردهم آمدند و مجلس‌ را تشکیل دادند و اکنون برای کامیابی و تحقق‌ اهداف آن با هم‌ متحدند.

ایمان به خدایی که از وصف و تعریف فراتر است و تلاش برای‌ کسب خشنودی بی‌نهایت او، آرزوهای بلند ناگسستنی‌ای در انسان پدید می‌آورد و او را به جنبشی وامی‌دارد که تا آخرین لحظه زندگی‌اش و در خدمت به خلق خدا و به هدف طلب رضایت او ادامه می‌یابد.

این صبغه دینی اساس را ایمان و تکیه به خدا قرار می‌دهد و ما هم به او و نه‌ به خویش تکیه داریم، چراکه ما از خود چیزی نداریم‌ و نیروها و وجودمان همگی‌ امانتی از سوی خداست و اعتماد به خدا ما را از غروری بازمی‌دارد که انسان را به جمود می‌کشاند و احساس خودبسندگی و استغنا به او می‌دهد و فعالیت و تحرک ما را در مسیر خیر و مصلحت عمومی قرار می‌دهد و اگر ما گام در مسیر بدی‌ها نهیم و دل به هوی و هوس و خودپرستی دهیم، خدا از ما راضی نخواهد بود. این صبغه و ماهیت دینی‌ای که مجلس‌ دارد و سرمایه آن است، بر ما ایجاب می‌کند که به وضع تربیت دینی و جلوگیری از فساد و هرزگی اهتمام ورزیم. برای تحقق این هدف، ما وظیفه داریم‌ که با دولت‌ و دیگر فِرَق لبنانی همکاری و همیاری‌ کنیم. این همکاری‌ ثمربخش، به‌طور مستقیم به منافع ملی خدمت می‌کند و میهن‌ را از فروپاشی نجات می‌دهد و درهعینهحال، اعتماد متقابل برای‌ حفظ حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان را از طریقی اخلاقی‌ افزایش می‌دهد.

جناب رئیس‌جمهور، اجـازه می‌خواهـم پس از ایـن مقدمه و اطلاع از محتوای آن، به نام همه شیعیان لبنان که هیچ‌گاه در ادای وظیفه ملی و میهنی‌شان کوتاهی نکرده‌اند، به حضرت‌عالی اعلام‌ کنم که ما اکنون با افتخار تمام‌ و با اعتماد و امیدی بیشتر برای بر دوش‌کشیدن همه مسئولیت‌های ملی و ادای‌ وظیفه‌مان در حراست از استقلال لبنان و آزادی و تمامیت ارضی آن با بذل هرگونه‌ فداکاری و پرداخت‌ همه هزینه‌های آن آماده‌ایم.

من اعلام می‌کنم‌ که اکنون و پیش از آن، برای عمل به وظایفمان‌ در آزادسازی اراضی غصب‌شده از راه حمایت از مقاومت مقدس فلسطینی و مشارکت عملی با کشورهای دوست عرب آماده‌ایم. ما شهروندان‌ این کشور این مسئولیت‌ها را بر دوش خود احساس می‌کنیم و با همراهی و همدلی با رهبرانِ با اخلاصی که دشواری‌های رهبری را در این اوضاع سخت تحمل می‌کنند و تحت رهبری شما، جناب رئیس‌جمهور، به این وظایف عمل‌ خواهیم کرد.

حضرت‌ رئیس‌جمهور، هرکس‌ گمان‌ بَرد که

سند شماره 30-05-69

موضوع: سخنرانی ـ فِرَق دریچه‌های تمدن

مکان و تاریخ: بیروت، دارالفتوای جعفری، 29/5/1969

مناسبت: دیدار جناب رئیس‌جمهور با امام‌ صدر برای تبریک‌گویی به مناسبت انتخاب ایشان به ریاست مجلس اعلای شیعیان.

منبع: روزنامه النهار،30/5/1969؛ مجله الرقیب، 2/6/1969

بخشی از این سخنرانی در کتاب نای و نی تحت عنوان «فِرَق، دریچه‌های تمدن» درج شده است.

متن

رئیس‌جمهور، شارل حلو، ساعت 5:30 بعدازظهر پنجشنبه 29/5/1969 برای تبریک به علامه سیدموسی صدر به مناسبت انتخاب ایشان به ریاست مجلس اعلای شیعیان به دارالفتوای جعفری رفت.

علامه سیدموسی صدر و اعضای مجلس اعلای شیعیان و رئیس پارلمان، آقای صبری حمادة، و دیگر شخصیت‌های رسمی از ایشان استقبال کردند. در این دیدار امام موسی صدر و رئیس‌جمهور سخنرانی کردند.

سخنان امام موسی صدر

جناب رئیس‌جمهور، من پیش‌تر تاریخ علمای شیعه لبنـان را مطالعه می‌کردم و به نتیجه شگفتی دست یافتم. آن نتیجه این بود که یک‌پنجم علمای شیعه از لبنان‌اند و یک‌پنجم کتاب‌های شیعه را علمای شیعه لبنانی نوشته‌اند، با اینکه جمعیت شیعیان لبنان هیچ‌گاه به یک‌درصد جمعیت شیعه جهان نرسیده‌ است. هیچ روستا و مزرعه‌ای در لبنان نیست، مگر آنکه عالمی فقیه‌ یا ادیب یا فیلسوفی از آن‌ سربرآورده است.

من این پدیده را بررسی کردم. برخی این پدیده را نتیجه قداست این سرزمین و برکتی دانسته‌اند که خداوند بدان بخشیده است. اما اکنون و به مناسبت شکل‌گیری این مجلس، می‌توانم تفسیری علمی از این پدیده ارائه کنم. در این ایام دیدیم که لبنانی‌ها از همه طبقات ملت و علمای دین و رهبران غیردینی سیاسی و غیر این‌ها با ما همدلی و همراهی‌ کردند و این اتفاق مبارک را خوشامد گفتند. اکنون ما در خانه‌ خود و در میان‌ خود، شاهد حضور رئیس‌ کشوریم‌ که اوج این خوشامدگویی و تکمیل‌کننده این شادمانی است.

لبنان همین است که دلش را به روی علم و تشکیلات و ارشاد دینی تمام فرقه‌های خود گشوده است. لبنانْ و ملت بزرگش پشت این پدیده قرار دارند، زیرا فضیلت در فضایی مناسب رشد می‌کند و می‌بالد و شمار علما و تولیداتشان در چنین کشوری فزونی می‌گیرد. در مقابل این عواطف و مواضع، وظیفه خود می‌دانیم‌ از این ملت و کشور و رئیس بزرگوار آن، که قانون سامان‌دهی امور شیعیان در عهد ریاستش و با امضای او صادر شده و در ایام او اجرا شده است، عمیقاً‌ سپاسگزاری کنیم. از صاحب امضای دوم جناب نخست‌وزیر، رشید کرامی، نیز تشکر و تقدیر می‌کنیم. اما جناب‌ رئیس پارلمان، صبری حمادة، که در تمام مراحل این طرح را حمایت کرده و از آن‌ نگاهبانی و پشتیبانی‌کرده و با دل و خرد و تجربه‌‌اش به آن‌ خدمت‌ کرده‌ است؛ من اولیه از او به شیعیان نیستم تا از او سپاسگزاری کنم.