موضوع: مقال? - اسلام، ارزشها و مفاهیم انسانی.
مکان و تاریخ: کنفرانس ششم «مجمع پژوهشهای اسلامی» (مجمع البحوث الإسلامیة)، قاهره، 30/03/????.
مناسبت: این کنفرانس هرساله در قاهره تشکیل میشد و در آن بسیاری از علما و دانشمندان اسلامی شرکت داشتند و دیدگاههای خود را دربار? مسائل مختلف اسلامی بیان میکردند.
منبع: مجل? الأهرام قاهره؛ آرشیو مجلس اعلای شیعیان.
تعریف دقیق ارزشها و مفاهیم انسانی، سهل ممتنع است و، از همین رو، مکاتب فکری در تبیین و تعریف دقیق و تعیین ابعاد آن با یکدیگر اختلاف نظر دارند. بیشتر پرچمداران اندیشههای اجتماعی و رهبران جنبشها و حرکتها ادعا میکنند که ویژگی اصلی فعالیت آنان انسانمحوری و تلاشهای آنان بشردوستانه است. برای اینکه در پیچیدگیهایی که بر مفهوم انسانیت سایه افکنده است، گرفتار نشویم و در گرداب تفسیرهای لفظی و تعریفهای منطقی غرق نشویم، لازم است به واقعیت انسان و ابعاد وجود او توجه کنیم و از آنجا به مصدر مشتق از انسان، یعنی انسانیت و معانی و ارزشهای آن و، همچنین، کارکرد و توان آن بپردازیم.
اول، انسان موجودی است عینی که با موجودات عینی دیگر، از نظر آزادی انتخاب، متفاوت است. بدینمعنا که رفتار و اعمال او ناشی از تأمل و اراد? اوست، گرچه به صورت نسبی.
دوم، انسان تا حد بسیاری از طبیعت و موجودات اطراف خود متأثر است.
سوم، انسان موجودی است اجتماعی که به میزان بسیار، بهطور خودجوش، با همنوعان خویش تعامل دارد.
چهارم، انسان اساساً مخلوقِ خداوندی است که آفرینند? جهان و هستی است. همین نسبتِ او با خداوند، خود ابعادی دارد که بر شخص انسان و هم? پیوندهای او تأثیر میگذارد.
این چهار ویژگی، فصول کتاب انسان را تشکیل میدهد. بنابراین، ارزشهای انسانی همان کانونهای اصیلی است که در سرشت آدمی قرار داده شده است تا با تلاش خود آنها را رشد دهد. این رشد امری است رو به کمال و در آن رشدِ هیچ بخشی از وجود انسان به رشد بخشهای دیگر زیانی وارد نخواهد کرد و هیچیک از این کانونها در حرکتِ مستمرِ آدمی به سوی احوال برتر متوقف نخواهد شد.
اینها خطوطی هستند که برای کمالِ همهجانب? آدمی ترسیم شده و از ذات و سرشت او سرچشمه میگیرد. فطرتِ الهی و صبغ? خدایی، که بشر براساس آن آفریده شده، همچون بذرها و استعدادهایی است که از ابتدای آفرینش در وجود او نهفته بوده است. لذا چنانچه فرد راه راست را طی کند، این استعدادها به ارزشها و مفاهیم واقعی تحول و تکامل مییابد.
اگر بُعدِ نخستِ وجودِ آدمی را انکار کنیم و معتقد
رنج می برد، تناقض آشکاری پدید می آورد.
این وضعیت، مرا به یاد سخنان برخی از سربازان مصری می اندازد که برای مرخصی به قاهره آمده بودند. آنان به من گفتند که چقدر از حضور بر سر سفره های بزرگ و مجلل یا اقامت در هتل های باشکوه، در حالی که کشور در حالت جنگ به سر می برد، ناراحتاند. اینگونه مظاهر تشریفاتی برای پذیرایی از گردشگران و خارجی ها ترتیب داده شده بود، ولی با این حال آنان را رنج می داد. این حالت در مورد سربازانی که در جنوباند یا هموطنان آوارهای که از مظاهر اسرافکاری در بیروت یا شمال یا دیگر مناطق خبردار می شوند، وجود دارد.
من از طریق این نشریه از هم? لبنانیان می خواهم که در ساختن جامعه ای جدید، عملگرا و جدی مشارکت داشته باشند، به طوری که طرح خدمت سربازی و دانش و تمرین نظامی برای به دست گرفتن سلاح و مواردی فراتر از آن عملی شود. چنانچه این ترس وجود دارد که تبلیغات انتخاباتی موجب برملاشدن مشکلات و ناگواری ها شود، مردم لبنان باید سخت تلاش کنند تا از بروز فاجعه جلوگیری کنند.
داده شود و کل منطقه رشد کند، ولی زندگی در آنجا محترمانه و آبرومندانه به پیش می رفت.
هیچ، به جز اینکه در ماه گذشته سیصد خانه ویران شد و ساکنان آن به دیگر خانه ها رفتند. از این به بعد، زندگی آنان همراه با سردرگمی خواهد بود، علاوه بر آنکه همواره در ترس و نگرانی به سر می برند.
این مجلس همواره به کار مشغول است و برای راهسازی، ساخت مدرسه، برق رسانی و پرداخت خسارت به هموطنان آسیب دیده تلاش می کند. من به این مجلس پیشنهاد داده بودم که برای بازسازی روستاهای ویران شده، به سبک روستاهای مستحکم و دژبندیشده تلاش کنند و مسئولان نیز به این پیشنهاد من پاسخ مثبت دادند. امیدوارم که این تصمیم سرآغاز اقدامی سودمند باشد.
در روزهای اخیر کمک های انسان دوستانه ای از کشورهای عربی و حتی غربی به لبنان ارسال شده است. آیا این کمک ها مختص جنوب است؟
آقای فرنجیه دربار? کمک های ارسال شده از کشورهای عربی با من صحبت کرده است. ایشان ابراز تمایل کرده است که لایحه ای انسانی تدوین شود تا در آینده لایحه ای پیشگام در روابط دوستان? لبنان با این کشورها باشد. آقای رئیسجمهور از من خواسته است که مسئله را مطالعه و بررسی کنم و من هرچه زودتر به این کار خواهم پرداخت.
شاید لازم است تصمیماتی گرفته شود تا لبنانیان و به ویژه ساکنان پایتخت را متوجه مشکلات جنوب کند.افراد خیّر و نیکوکار بسیارند.
به نظر من مردم لبنان دربار? مشکلات جنوب هوشیار و حساساند ولی راهکارها و ابزارهایی را که بتوانند به وسیل? آن با جنوب همدردی و همیاری کنند، نمی شناسند. به طور طبیعی مشکلات جنوب پیچیده و دارای بازتاب ها و پیامدهای مضاعفی است، ولی اگر ما یک راهحل مشخص ارائه کنیم، مردم از مسئولیت خود شانه خالی نمی کنند. من به نوب? خود راه حل های زیر را پیشنهاد می کنم:
1. تشکیل مجلسی ملی با حضور رهبران بلندپای? سیاسی کشور و به ریاست جناب رئیسجمهور. وظیف? این مجلس که مبنای آن کار داوطلبانه است، این خواهد بود که طرحی برای تحرکی بینالمللی آماده کند و هریک از اعضای آن نیز داوطلب شود تا مأموریت مشخصی را در کشوری خاص انجام دهد؛
2. افزایش بازدید مسئولان و همچنین هموطنان از جنوب؛
3. پرداختن دستگاه های تبلیغاتی، مطبوعات و رادیو و تلویزیون به مشکلات جنوب و توجه به آنها؛
4. تدوین طرح دفاعی حساب شده و کاملاً دقیقی از سوی دستگاه های اجرایی که منابع رسمی آن را تأیید کرده باشند، حتی در صورتی که این طرح به جان فشانی مردم و تجهیزات و امکانات بسیار نیازمند باشد و چندین سال به طول انجامد؛
5. ایجاد تحول تدریجی در جامعه و انتقال آن از مرحل? انفعال و سازش پذیری به مرحل? پویایی و ابتکار عمل و از حالت بیهودگی و خوشگذرانی به جدّیت و حالت تلاش برای آبادانی. برای دستیابی به این هدف باید از پذیرایی ها و سفره های رنگین و اشرافی اجتناب کرد، زیرا این حالت میان جامعه ای که خوشگذران و بی خیال است و جامعه ای که از نداشتن ضروریات
جنوب در آستان? ناامیدی اند و وضعیت در آنجا پیچیده تر از آن است که تصور شود. چه باید کرد؟
معامله بر سر جنوب مای? ننگ است و سکوت در برابر این فاجعه ننگی دیگر. به عقید? من اراد? مبارزه و نبرد برای پاسداری از میهن از مهمترین وظایف ملی است. حوادثی که هر روز در برابر چشمانمان، چه در داخل کشور و چه در خارج از آن (مثلاً در پاکستان، چک و اسلواکی و کامبوج) رخ می دهد، ثابت می کند که هرگز نمی توان به شرافت اخلاقی دشمن اعتماد کرد، مگر اینکه غافل و ساده لوح باشیم. همچنین ثابت می کند که اراد? مبارزه و پاسداری از وطن فقط وظیف? دولت نیست و زمانی این اراده تحقق می یابد که هم مردم و هم حکومت برای مبارزه قانع شده باشند و برای آن به پا خیزند.
امام صدر به هم? لبنانیان هشدار می دهد و می گوید:
اگر نخستین گام را حداقل برای برنامه ریزی بلندمدت دفاعی در این زمینه برنداریم، ناگزیر به سمت فاجعه پیش می رویم. جمال عبدالناصر روزی به من گفت: «وضع جنوب لبنان با سینا متفاوت است. اگر جنوب از دست برود، بازپس گیری آن محال است، در حالی که برای بازگرداندن سینا به مصر این مقدار سختی و مشکل وجود ندارد.»
من از وضعیت کنونی بسیار شگفت زده ام، زیرا می بینم از امکانات و توانمندی های متعددی که لبنان از آن برخوردار است، به قدر کافی برای پاسداری از میهن بهره برداری نمی شود. بنا بر نظر کارشناسان، لبنان با توجه به طبیعت مناسب جغرافیایی اش می تواند حداقل به مدت پنج روز مقاومت کند و به دفاع بپردازد، و جنگ در زمان حاضر بیش از این نیز به طول نمیانجامد.
ولی لبنان در برابر اسرائیل بیشتر شبیه گوسفندی در برابر گرگ است. امکاناتی که لبنان از آن برخوردار است در مقایسه با امکانات فراوانی که اسرائیل در اختیار دارد چیزی به حساب نمی آید!
فکر نمی کنم نیروهای بینالمللی مدافع اسرائیل، فعال تر و کارآمدتر از نیروهای طرفدار لبنان باشند. بر هر لبنانی - بدون استثنا - لازم است در ترغیب و تحریک این نیروها در شرق و غرب مشارکت داشته باشد که پشتوان? بزرگی را تشکیل می دهند. اگر این نیروها براساس یک موج تبلیغاتی هدایت شوند و به رهبری رئیسجمهور فعال گردند، می توانیم نوعی مصونیت به نفع لبنان پدید آوریم، مانند مصونیتی که واتیکان از آن برخوردار است و از همین رو، حمله به آن غیرممکن است. از این رو، بر هم? لبنانیان لازم است دست به کار شوند و افکارعمومی دنیا، چه ملتها و چه دولتها را از جاه طلبی های اسرائیل آگاه و آنان را متقاعد کنند که دلایل و مدارکشان درست است.
در طی سالهای اخیر اوضاع جنوب همواره در حال تغییر بوده است. پیشرفت کشاورزی و مهاجرت برخی از ساکنان به شهرها و حتی کشورهای دیگر، در ترقی سطح زندگی شهروندان نقش داشته است. در روستاها شاهد بودیم که خانه های بتونی ساخته می شد و مردم با توجه به سنت های دیرین? شرقیان در میهمان نوازی، هنگام پذیرایی از بازدیدکنندگان و مسافران، اثاثیه و مبلمان جدیدی تدارک می دیدند. افزون بر آن، بچه ها توانستند از هم? مقاطع تحصیلی بهرهمند شوند. در واقع اوضاع، ظرفیت بهترشدن را داشت. البته باید آب آشامیدنی به همه جا انتقال
موضوع: گفتوگوی مطبوعاتی ـ باید هم? نیروهای انسانی، چه ملی و چه بین المللی را برای مصلحت لبنان به حرکت واداریم
مکان و تاریخ: مجلس اعلای شیعیان در حازمیه.
مناسبت: افزایش تجاوزهای اسرائیل به جنوب، به گونه ای که سرنوشت آن به خطر افتاده است.
منبع: مجل? لاروو دو لیبان، 25/3/1971.
امام صدر اوضاع جنوب را کاملاً روشن می کند. این در حالی است که شمار اندکی از لبنانیان با فاجع? جنوب در هم? ابعاد حقیقی آن آشنایند. هنگامی که روستاها در آتش جنگ می سوزند، کشور و ملت و دولت همگی سخت متأثرند، روزنامه نگاران به سوی مناطق آسیب دیده می شتابند، دوربین ها بر روی قربانیان زوم می شود و اخبار مربوط به جنگ عنوان نخست روزنامه ها و نشریات را به خود اختصاص می دهد، ولی وقتی دوباره آرامش بر جنوب خیمه می زند و تنها بوی باروت و خاکستر باقی می ماند و مردم در خانه هایشان می خزند و از ترس تجاوز و حمله ای دوباره آرام آرام می میرند، کشور دوباره در بی توجهی و فراموشی فرو می رود.
جنوب می میرد… و درد و رنج آن را می توان در چهر? امام موسی صدر خواند. او چندی پیش و پس از سفری سه ماهه، از ایران بازگشته و چندین بازدید از روستاهای جنوبی نزدیک مرز داشته است.
از حازمیه، مقر مجلس اعلای شیعیان، امام موسی صدر که ریاست مجلس را برعهده دارد و به خاطر مسائل دینی آن آرام و قرار ندارد، آشکارا و بی پرده می گوید:
توصیف حالت روانی شهروندان جنوب برایم دشوار است، همچنان که پرداختن به وضعیت روانی کشور نیز برایم سخت است. در واقع اشغالگری اسرائیل در جنوب، شبیه هیچ اشغال دیگری نیست. من یکشنب? گذشته در بازدیدی که از مرزها داشتم، سربازان و گشتی های اسرائیلی را ندیدم، ولی به من گفته اند سربازان اسرائیلی می توانند با طی مسافت پانزده کیلومتری میان نیروهای اسرائیلی و ساکنان جنوب، آنان را غافلگیر کنند و مأموریت خود را به راحتی تمام انجام دهند. این مسئله که چندین بار در جنوب رخ داده، در دل مردم ترس و وحشت ایجاد کرده است، و هرچه اشغالگران نامرئیتر باشند، این ترس بیشتر میشود. از ساعت پنج بعدازظهر و پیش از آنکه تاریکی همه جا را فرا گیرد، برای ساکنان روستاهای مرزی، بیرون آمدن از خانه دشوار می شود، مگر آنکه وضعیتی بسیار ضروری پیش آید، زیرا از روبهرو شدن با دشمن در هراساند. می دانید که این حالت ترس و وحشت چگونه هرگونه فعالیت مفید و سازنده ای را فلج میکند. کشاورزی از این وضعیت آسیب دیده است، همچنانکه بسیاری از طرح ها و ارتباط با دیگر شهرها نیز با مشکل روبهرو
شده است.
و پایداری هایی که بدون فداکاری بزرگ مردانی سختاراده که کوه را از جا می کندند، پدید نمی آمد.
در عید از این اراده ها الهام میگیریم تا زخم هایمان را مرهم نهیم و در ارزیابی و سنجشی همه جانبه، وضعیت موجود را بررسی میکنیم؛ ارزیابی و سنجشی همراه با قاطعیتی قاضیوار، امیدی مؤمنانه و افتخار حقیقی به گذشته و حال؛ نه با تکیه بر کهنه ای که بت شده یا بیگانه ای که هنوز پذیرفته نشده است. بیایید از لهو و لهوانگیزی، فساد و فسادانگیزی و اقدامات نسنجیده و تفرقه افکنی های نابخردانه دوری کنیم و برای ساختن میهنی مبارز تلاش کنیم و لهو، هرزگی، مجله های فاسد، قلم های ناپاک، سفره های سیری ناپذیر قمار و پوشش های بی بندوبار را از میان برداریم و این موج ها را که ریشه و بنیاد امت را تهدید می کند و به اسم آزادی ترویج و تبلیغ می شود، متوقف کنیم. آزادی واقعی از این دورنگی و نفاق به دور است. و این ساخت? دشمن است.
بیایید از صدها هزار نفر از برادرانی که در مرزها هستند، در سنگرها و پناهگاه ها پشتیبانی کنیم. این کار بهتر از آن است که بر سر مزار کشته ای که جان خود را فدا کرده، پایکوبی کنیم یا خود را با خون سرباز دلاوری بیاراییم؛ سربازی که می دانسته چرا اسلحه به دست می گیرد و در همین راه کشته شده است. بیایید دست فرزندان و جگرگوشه هایمان را بگیریم و به قربانگاه مقدس الهی، یعنی قربانگاه آمادگی برای دفاع از شرافت و آزادگی و سازندگی ببریم تا بتوانیم وطنی یکپارچه، سرافراز، شکست ناپذیر و مقتدر بسازیم و آیا اینها جز با تصویب و اجرای طرح خدمت سربازی به دست می آید؟ و با گام برداشتن در مسیر دانش و فناوری های سالم؟ چراکه برای همه روشن شده است که دانش ناقص چیزی جز نادانی و ناکارآمدی نیست.
اگر در مسیر خدای یکتا و یگانه حرکت کنیم در واقع به سوی وحدت و همبستگی حقیقی و ارزش های آرمانی گام برداشته ایم، زیرا دیگر هیچ گونه غوغاسالاری، جبرگرایی، فسیل و اهداف و منافع شخصی در میان نخواهد بود.
فقط در این صورت است که توانسته ایم عیدی را که از ما ربوده اند، بازگردانیم و از عیدی که ما را به آن سرگرم کرده اند، فاصله بگیریم. اینجاست که خداوند به شما و عیدها و بلکه به هم? روزهایتان برکت می دهد. والسلام علیکم.
زمان… صاحب گوسال? طلایی، عید را می رباید و در پرتو آن قربانگاهی می سازد تا خود را مهتر همگان، از کلیسای مهد تا مسجد صخره، قرار دهد و بر این سرزمین پیشرو در قلب زمین چیره شود و با آن هرچه می خواهد بکند. در این میان، ما که استاد و پیش کسوت در قربانی دادنیم… در گوساله های طلایی، آجرهای چیدهشده و چند وجب زمین فرو می رویم و در حاشی? منطقه ای که خود اهل آنیم زندگی می کنیم و همچون یتیمانی که چشم به دستان فرومایه دوخته اند، به آن می نگریم.
ای برادران ایمانی، پس از عید چه رخ می دهد؟
به گمانم این تصادفی نیست که عید قربان امسال برابر با پنجم فوریه شده است… آیا در پیام ها و مفاهیم این روز دقت و درنگ می کنیم؟ برای این وضعیت در ذهن من چهار ضلع ترسیم شده است: دشمنی سرکش، دوستی محافظه کار، جهانی سازشکار و ما که به همراه گوساله های طلایی خود به سوی کشتارگاه می خزیم.
برادران!
عید باید مناسبتی باشد تا در مفاهیم و پیام های آن ژرف بیندیشیم و پس از آنکه روشن شد وضعیت کنونی ما فاسد و تباه است، فضای مناسبی را برای عملکردی دیگر، از عید اقتباس کنیم. در تاریخ امتها، جنبش هایی وجود داشته است… در تاریخ امتها بیداری هایی بوده است. پس کی زنگها به صدا درمی آیند و چه موقع بانگ مؤذن رسا به گوش می رسد؟
امتی که نمی داند چگونه نیروها و توانایی هایش را به کار گیرد، نمی تواند به موجودیت خود ادامه دهد، زیرا یکی از اصول اولیه در این عالم بیرون راندن بیگانه است و ملتی که نمی داند چگونه برای خود فرصت سازی کند یا اجازه می دهد فرصت هایش تباه شوند، نباید دیگرانی را سرزنش کند که برای او فرصت مرگ را رقم می زنند.
دشمن هم? توان خود را برای ورود به میدان مبارزه ای مستمر بسیج کرده و هم? نیروهای شر و تباهی را در راه آن به خدمت گرفته است تا از رهگذر آن به خرافه های دینی اش جام? عمل بپوشاند و خودش را عنصری برتر از بشر نشان دهد، ولی ما فقط با نیروهایی پراکنده و با رؤیای انسان های خواب آلود و مریض وارد این میدان شده ایم. میدان دیگر، میدان ورود به تمدن قرن بیستم و همگامشدن با دنیای جدید است، ولی برای ورود به این میدان نیز چیزی آماده نکرده ایم، به جز جلوه هایی بی فروغ و حاشیه هایی ناکارآمد و تشریفاتی ظاهری و عاری از هرگونه ژرفای انسانی.
در کشاکش این دو میدان، بیدهای اختلافات داخلی درون را میخورد و بریدن از میراثی غنی و محرومیت از هر آرزوی بزرگ و هر آرمان شریف نیز باعث ازهم گسیختگی بیشتر می شود.
در این میان، عید مناسبت خیره کننده ای است برای ژرف اندیشیدن در سرنوشت… ایام عید اراد? ما را برمی انگیزد و به ما هشدار می دهد و نهیب می زند که چرا پرچم آرمانخواهی و فداکاری را به دشمن خود سپردید و به جای خدای یگانه، گوسال? او را به خدایی گرفتید؟
ای مردم لبنان!
عید یعنی اینکه افکار خود را متمرکز و در حماسه های پایداری و ایستادگی تأمل کنید؛ حماسههایی که پیشینیان بزرگ شما در طول تاریخ رقم زده اند و در پرتو آن از موجودیت عظیم خود در برابر هم? عالم دفاع کرده اند؛ حماسه ها
موضوع: نام? عید - چرا پرچم آرمان خواهی و فداکاری را به دست دشمن خود سپردید و به جای خدای یگانه، گوسال? او را به خدایی گرفتید؟
مکان و تاریخ: بیروت، 5/2/1971.
مناسبت: عید سعید قربان.
منبع: روزنامه های لبنان در تاریخ 6/2/1971؛ آرشیو مجلس اعلای شیعیان.
مردم لبنان!
دوست داشتم دربار? عید با شما صحبت کنم، اما سرگردان ماندم که از کدامین عید سخن بگویم؟ از عید مرهم و درمان یا از عید زخم و جراحت؟ از عید امید و آرزو یا از عید ناامیدی و افسردگی؟ از عیدی که فرصت حماسه آفرینی بود ولی اکنون به سرودن حماسه محدود شده است. آیا دربار? عیدی صحبت کنم که شوق دیدار از آفریدگار است یا عیدی که چاپلوسی از آفریدگان شده است؟
به دنبال ریشه های این عید در زمانهای پیشین می گشتم. دیدم ابراهیم، پدر پیامبران و پیشوای یکتاپرستان در کهنسالی و با قلبی سرشار از ایمان، جگرگوش? خود را به قربانگاه می برد تا در پیشگاه خداوند و برای خشنودی او قربانی کند و خداوند مهربان و کریم نیز قربانی او را می پذیرد و فدیه ای از جانب خود برای او می فرستد و او را به امامت و پیشوایی هم? آفریدگان می گمارد.
پیامبر خاتم عید را هجرتی خالص برای خداوند قرار داد و آن را در حجگزاردن به سوی کعبه، برای هرکه بتواند به آن راه یابد، معنا کرد. حج همانا سفر از «من» به سوی «او»ست تا «من» را از آنچه در درون دارد تهی و با «او» پر کنیم. خانه و کاشانه و آسایش را رها کنیم و به سوی او برویم.
در میقات، در چند قدمی کعبه احرام می بندیم… یعنی لباس عَرَضی را قربانی می کنیم و از خوشی ها و لذت های جسم رو می گردانیم، سپس بر گرد کعبه طواف می کنیم و میان صفا و مروه هروله می کنیم?… یعنی وقار و خودپسندی را نیز قربانی می کنیم. آیا هم? اینها جز بذل مال در راه خداوند بلندمرتبه است؟ آری، هم? اینها راه پیامبر خاتم است… راهی که برای امت خویش در عید ترسیم کرد تا جایگاه والای خود را در معراج زندگی بشناساند. و بدینترتیب، نخستین صفحه را پشت سرمی گذاریم و صفحه ای دیگر می گشاییم و میخوانیم…
موسی(ع) سی شب را بر روی کوه می گذراند و هنگام بازگشت ده شب دیگر نیز بر موعد خود با پروردگارش می افزاید. سامری از غیبت نور و تأخیر موسی در بازگشت به میان بنی اسرائیل سوءاستفاده می کند و آنان را به پرستش گوساله ای فرا میخواند که خود از طلا ساخته بود تا چشم ها و جان ها را خیره سازد. آنان نیز پرستش خداوند را واگذاشتند و در برابر مال سر فرو آوردند و بهرهمندی از دنیا و خواهش های نفسانی را مقدسترین مقدسات و جولانگاه آرزوها و آرمان های خویش قرار دادند.
و زمان صفحه ای دیگر از این سِفر را رقم می زند… در طرف دیگر این صفحه، در این برهه از
دنبال تغییر نظام سیاسی و روی کار آمدن نظامی دیگر است؟
دانشجویان پاک ترین مردم و بااخلاص ترین آنان نسبت به میهن خودند. دانشجو پاک و سالم است و بیش از دیگران به آرمان گرایی نزدیک است و نباید هیچ جنبش دانشجویی را به گرایش های سیاسی متهم کرد، زیرا دانشجو به دنبال سود بردن و غنیمت شمردن فرصت است و مسئولان باید به خواسته های او گوش فرا دهند. پدید? تظاهرات دانشجویی نیز زایید? نامطلوببودن وضعیت عمومی کشور است، چون جامع? کنونی هیچ شهروندی را راضی نمی کند.
کسی که با ایجاد حروف الفبا هم? جهان را به رقابت فراخوانده است، توانایی آن را دارد که راهکار این مسئله را نیز پیدا کند. این راهکارها را می توان در دو مورد زیر خلاصه کرد:
1. ایجاد بیم? خانواده به شیو? تأمین اجتماعی و بیم? بهداشت و سلامت؛
2. تقویت ایمان مطلق.
روحانی باید از مادیات به دور باشد تا بتواند به وطن و جامع? خود خدمت کند. دین حقیقی، فرقه گرایی و مادی گرایی را نمی پذیرد. عالمان دینی در لبنان اگر تمایل صادقانه به اصلاح داشته باشند، می توانند کارهای بسیاری انجام دهند.
موضوع: سخنرانی ـ وجود طبقات در جامعه پذیرفتنی نیست، بلکه تفاوت در شایستگی هاست
مکان و تاریخ: مقر انجمن مار منصور.
مناسبت: دعوت انجمن مار منصور برای برگزاری نشستی در مقر آن، تحت عنوان «مسائل جاری».
منبع: روزنام? لسان الحال، بیروت 4/2/1971.
امام صدر در آغاز سخنان خود به مسائلی پرداخت که آنها را چالش و مشکل دانست و عبارت بودند از:
- مشکل جوانان و بهویژه آنچه به طور جدی در سال 1969 در آمریکا و اروپا رخ داد و دامن? آن به لبنان نیز کشیده شد؛
- مشکل کارگری که یکی از ابعاد مشکل جامع? طبقاتی است؛
- مشکل یهود و صهیونیسم جهانی.
سید موسی صدر به تفصیل به این مشکلات پرداخت و گفت: «بروز مشکل جوانان نشاندهند? گرایش به دگرگونی در کیفیت زندگی و پیامد فقدان پیوند فکری و فرهنگی میان نسل های جدید و نسل های گذشته است?… در درون این گرایش جوانان به دگرگونی، میل به نشان دادن شخصیت نهفته است و این پدیده با ایجاد مفاهیمی که نسل گذشته آنها را به کار نبرده است، آغاز می شود.»
امام فقدان پیوند خانوادگی را عامل دیگری در پیدایش این مشکل دانست و گفت: «نبودن مادر در کنار فرزندان و سرگرمبودن پدر به مسائل شغلی، پیوند خانوادگی را تضعیف کرده و همین عامل سبب شده است تا جنبش و انقلابی برای کنار زدن گذشته و رسیدن به وضعیتی جدید شکل بگیرد.»
امام صدر در ادامه به مشکل کارگری پرداخت و وجود طبقات در جامعه را رد کرد و گفت: «این طبقات، ساخت? فیلسوفان مادی گرا همچون کارل مارکس است و اگر سخنان آنها بر سر زبانها و قلمها نمی افتاد، شاید ما اکنون با آنها آشنا نبودیم.» امام صدر گفت: «درست این است که بگوییم در جامع? شرقی تفاوت در شایستگی هاست.»
امام صدر قول داد در جلس? دیگری دربار? مشکل سوم، یعنی مشکل یهود و صهیونیسم جهانی صحبت کند. پس از آن حاضران پرسش هایی مطرح کردند و امام صدر نیز به آنها پاسخ گفت.
زمان آن رسیده است که دوگانگی [زبانی] در امر آموزش را در لبنان کنار بگذاریم. باید به زبان مادری خود درس بخوانیم که ما را با تاریخ پیوند می دهد. اما این امر از ضرورت زمانی و انسانیِ فراگیری دیگر زبانها چیزی کم نمی کند.
