موضوع: گفتوگوی مطبوعاتی - شیعیان و تفاوت آنان با اهل تسنن
مکان و تاریخ: قاهره، هتل شرایتون.
مناسبت: این مصاحبه در حاشی? سفر امام موسی صدر در قاهره به مناسبت ششمین همایش مجمع پژوهشهای اسلامی انجام شده است، اما مجله با تأخیر آن را در 15/5/71 به چاپ رسانده است.
منبع: مجل? رادیو و تلویزیون قاهره، شمار? 1887.
این گفتوگو تحت عنوان «فِرَق اسلامی» در کتاب ادیان در خدمت انسان به چاپ رسیده است.
امام موسی صدر، رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان، مردی بلندقامت با صدایی آرام است. سیمایی خوش ترکیب و تبسمی دائم بر لب دارد. گفت و شنود در اتاق امام موسی صدر واقع در هتل شرایتون میان ما سر گرفت و دو جلس? پی در پی به طول انجامید.
ایشان در گفت وگوهایمان برای پاسخ به پرسش های من به تعدادی از منابع و کتاب ها استناد می کردند، زیرا این پرسش ها، چنان که ایشان فرمودند، ممکن بود باب گفتمان را بین شیعیان و اهل تسنن بگشاید و اشکالات و ایرادهای دیدگاه های هرکدام از آن ها را در مورد دیگری از بین ببرد. عمام? سیاهی که روی سرش بود، نظرم را جلب کرد. از او پرسیدم:
چرا این عمام? سیاه را بر سر گذاشته اید؟ آیا نماد حزن و اندوه همیشگى شما در شهادت امام حسین (ع) است؟
در حال حاضر عمام? سیاه نشان? گروهى از علماى شیعه است که مانند من از نسل پیامبر گرامى اسلاماند. اما علماى دیگر عمام? سفید بر سر مى گذارند و، البته، مى دانیم که در گذشته نشان? علویان عمام? سبز بود و عمام? سیاه، نشان? عباسیان.
به طور دقیق نمى دانم این مسئله چگونه در طول تاریخ تغییر کرد.
آنچه از این سؤال به من مربوط مى شود، فقط مسائل مربوط به شیع? امامیه و برادران اهلسنت است که اکثر قاطع مسلمانان را تشکیل مى دهند.
پیش از اینکه به پاسخ سؤال بپردازم، براى روشن شدن رابط? بین دو فرقه، کلامى از استاد احمد حسن الباقوری مى آورم. ایشان در مقدم? کتاب المختصر النافع فى فقه الامامیة مى گوید: «پیوند هر دو فرقه با اسلام و براساس ایمان به خدا و سنت پیامبر(ص) استوار است و هر دو فرقه در اصولِ فراگیر اسلام اتفاقنظر کامل دارند و تفاوت میان ایشان از اختلافات فقهى یا سیاسى فراتر نمى رود.»
اما از نظر فقهى، هم? شیعیان امامیه، که شمارشان در دنیا بیش از صدمیلیون نفر است، فقط طبق مذهب اهلبیت عمل مى کنند، در حالى که اهلسنت حداقل به چهار مذهب تقسیم شده اند. در همین باره استاد الباقوری مى گوید: «هنگامى که قدم
جناب رئیسجمهور! شما عدالت را باور دارید و در نام? خود منطق? جنوب را فرزند بیمار خواندید و با عواطفی سرشار، اهالی هرمل را پذیرفتید و شنیدم که دردمندانه دربار? عکار سخن می گفتید…
در اینجا من تأکید می کنم که درخواست های پیاپی در مورد حقوق مناطق و فرقههای محروم که به امری تکراری تبدیل شده، همان ندای عدالت است که دلهای مردم آگاه و بیدار را آباد می کند. این خدمت صادقان? ملی است که گروهی از لبنانیان انجام میدهند که بیشترین اخلاص و فعالیت را در ساختن تاریخ و جغرافیای لبنان دارند. این عمل آنان گدایی یا درخواست ویژه یا جاه طلبی نیست، بلکه اندرزهایی است صادقانه برای پاسداری از لبنان و حفظ روحی? وطن پرستی در طبق? محروم آن و جلوگیری از گرفتارشدن آنان در جریان های گمراه کننده.
جناب رئیسجمهور! دولتمردان! مهربانان! سروران! زبان ما از سپاسگزاری ناتوان است. حضور شما در جشن هموطنانتان بیانگر عواطف و ایمان شماست. سپاسگزاری حقیقی ما این است که آماده ایم با جان و خون خود در راه پاسداری از لبنان همکاری کنیم و این تأکیدی است بر اینکه می خواهیم لبنان، آزاد، سربلند، مؤمن و عربی باقی بماند.
سیاست خارجی و در عرص? جهان عرب و همچنین در عرص? عدالت اجتماعی - که خود منادی آنید و بر آن پا می فشارید - و به طور خاص در عرص? اجرای بیم? درمان، ما را تشویق کردید.
شما با هم? این اقدامات ما را تشویق کردید که مشکلات دشوار خود را به طور واقع بینانه و همراه با امید و درد مطرح کنیم. امانت الهی و امانت لبنان نیز ما را به سخن گفتن در اینباره در این روز مبارک وامی دارد.
جناب رئیسجمهور! حضور شما در این مراسم در ادام? حضور پیدرپی شما در مراسم مختلف دینی در کنار فرقههای دینی لبنان است. شما به سخنان آنان گوش داده اید، پس اجازه دهید من نیز در اینجا مسئل? دشوار و پیچیده ای را مطرح کنم که هم? لبنانیان بدون استثنا بر ضرورت حل آن اتفاقنظر دارند و در باشکوه ترین همه پرسی خودجوش، نظر خود را دربار? آن اعلان کرده اند. این مسئله همان مسئل? اخلاق در لبنان است.
هم? مادران و پدران لبنانی و در رأس آنان شما جناب رئیسجمهور، بسیار برای آیند? فرزندان و کشور خود نگراناند. موج فساد و بی بندوباری، اوضاع اجتماعی را به توفانی سهمگین و ویرانگر تبدیل کرده است. این مشکل فراتر از وضع خاص یک دانشکده است و هم? رسانه های گروهی را فراگرفته و در فیلم ها و برنامه های تبلیغاتی بسیار فعال است. این مشکل در طول شبانه روز در عشرتکده ها جریان دارد و نیز در خانه ها و خیابان هایی که نزدیک است هم? آنها به عشرتکده تبدیل شوند.
متأسفانه زبان ها و قلم های پلید، این پدیده را به نام آزادی مقدس می شمارند. این موضع آنان درحقیقت بهکارگیری هم? ابزارهای فشار روانی و هم? ابزارهای سمعی- بصری و نیز سوءاستفاده از دستاوردهای جدید علمی برای توسع? فقط یک بُعد از ابعاد وجود انسان است، ولی این اقدام به ضرر دیگر ابعاد می انجامد و شاخصه ها و شایستگی های انسان را خدشه دار می کند. این اقدام آنان تجاوزی زشت و زیانبار و به منظور خشنود کردن دشمنان انسانیت است.
تفاوت بسیاری میان آزادی بیان و گمراه سازی و بزرگ نمایی وجود دارد. این مشکل به هیچ?وجه از مسئل? ما با اسرائیل کمتر نیست و بلکه بهروشنی با اسرائیل و صهیونیسم جهانی مرتبط است و حل آن نیز آسان تر از حل مشکل ملی و دینی ما در برخورد با اسرائیل نیست.
ای پدر لبنانیان! چشم نگران و خست? پدران و مادران لبنانی را می بینید که به جگرگوشه ها و پاره های دلشان دوخته شده است که در هرکجا در شعله های آتش سوزان راه می روند. ای قهرمان باایمان! این فریادهایی که می شنوید از شما می خواهد که چاره ای بجویید. از شما می خواهد که اندیشمندان لبنان را گرد آورید و با هم زوایای این مشکل و راهحل های فوری آن را بررسی کنید. اجازه دهید که از طرف خودم، هم کیشانم و هم? مسلمانان و لبنانیان به شما بگویم که ما برای هرگونه خدمت فکری، عملی و مادی در این زمینه آماده ایم.
تربیت دینی در مدارس، خدمت سربازی، کنترل اخلاقی، مراقبت خویشتن، فعالیت های ورزشی، فعالیت هایی که اوقات فراغت جوانان را پر کند و همچنین ایجاد فرصت های شغلی لازم برای همگان، هم? اینها و غیر اینها راهکارهایی است که باید مطالعه و بررسی شود. بدینترتیب، خواهید توانست خدمتی تاریخی به لبنان و جهان بیمار تقدیم کنید.
موضوع: سخنرانی - با خون و جان از لبنان پاسداری میکنیم و بر تداوم آزادگی، سربلندی، ایمان و عربیت آن پا می فشاریم
مکان و تاریخ: ساختمان مجلس اعلای شیعیان در حازمیه، 7/5/1971.
مناسبت: جشن میلاد پیامبر اکرم(ص).
منبع: روزنامه های لبنان، 8/5/1971؛ آرشیو مجلس اعلای شیعیان.
امام صدر در حضور رئیس جمهور لبنان، مسئولان بلندپایه، علمای دینی از فِرَق مختلف و جمعی از هم وطنان لبنانی سخنرانی زیر را ایراد کرد:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب رئیسجمهور
سروران گرامی
رسول اکرم در این روز دو بار متولد شد: یکبار با جسم خود و از شکم مادرش در مک? مکرمه و بار دیگر هنگام هجرت به مدینه که اسلام و رسالت پیامبر - یعنی گوهر وجودی اوـ به طور کامل تولد یافت. آغاز این تولد در مکه و انجام آن در مدینه بود و بدینترتیب، تاریخ اسلام آغاز شد.
ما در این مراسم که برای پاسداشت میلاد آن پیامبر بزرگ برگزار شده است، می کوشیم تا برای سومین بار آن حضرت را متولد کنیم؛ تولدی مجدّد در دلها و در جامعه و این کوششی انسانی و دینی است برای تحقق میلاد محمدی، در روزی که خداوند، محمد و رسالت او را متولد ساخت.
مشارکت رئیس و نظام و ملت لبنان و همچنین مشارکت جهان از طریق نمایندگان در این مراسم جشن، تلاش هم? ماست برای ساختن لبنانی بهتر و تولد جامعه ای بهتر.
رئیسجمهور در موقعیت های پاک و مقدس زمانی و مکانی به جمع ملت خود می آید تا برای آنان سخن بگوید و به سخنان آنان گوش فرا دهد. با آنان همکاری کند و آنان نیز با او همیاری کنند تا لبنانی بهتر بسازند و جامعه ای نو پدید آورند. در این میان، هم? دنیا با لبنان، این کشور کوچک و در عین حال بزرگ، برای خدمت به انسان همکاری و همیاری می کند.
و بدینترتیب، ما در نخستین مراسم جشن در این خان? اسلامی- لبنانی و با دلهایی سرشار از امید و ایمان و در ساختمانی که هم? در و دیوار آن خیرمقدم و خوش آمد می گوید، حضور شما، جناب رئیسجمهور و معاونان محترمتان و هم? نمایندگان جهان را گرامی می داریم.
ما مشکلات دشوار و پیچید? خود را با درد و امید برای شما مطرح می کنیم به امید آنکه آغازی باشد برای تولد لبنانی جدید و جامعه ای نو. این کار تلاشی است برای وفای به امانت این روز و پاسداری از مفهوم حقیقی آن تا به فضایی پوچ و شعاری گذرا و بتی در کنار دیگر بتها تبدیل نشود؛ بتهایی که زندگی مان را پر کرده اند، اندیشه هایمان را در بند کشیده اند، دستانمان را بسته اند و حرکت و پویایی مان را گرفته اند.
شما با موضع گیری های شرافتمندانه و جسوران? خود و بلکه با اقدامات شجاعان? موفق خود در عرص?
اشتباههایی از برخی سازمان ها و گروه ها سرمی زند و هرگز چریک ها و شهادت طلبان را معصوم نمی دانیم و همایش ملی اخیر نیز که در قاهره برگزار شد این مسئله را پذیرفت. آنچه ما می گوییم این است که این گونه اشتباه ها سزاوار مجازات اعدام و حکمِ نابودی مقاومت و جنبشی نیست که از شریف ترین جنبش های عربی و بشری به شمارمی آید.»
«این قضیه ارزش این همه جدال و سرزنش را ندارد، ولی در عین حال نباید دربار? آن تعلل و به آن بی اعتنایی کرد تا مانند آنچه در اردن رخ داد، پیش آید. وضعیت، هرگونه که باشد، می طلبد هم? ملتهای عرب و هم? مسئولان برای حل این مشکل و حفظ مقاومت تلاش کنند و مسلمانان نیز تصمیم قاطعی در اینباره بگیرند و با اعزام هیئتی غیر عرب به اردن برای حل مسئله و فروکش کردن بحران، گامی عملی در این راه بردارند.»
امام صدر دربار? تهدیدهای اسرائیل دربار? لبنان نیز گفت: «اسرائیل لبنان را پیش از هر کشور عربی دیگری تهدید می کند. اسرائیل، هم جنوب را تهدید می کند، هم اقتصاد و حاکمیت لبنان را، هم مسلمانان و مسیحیان را و حتی تاریخ و تمدن آن را. از این?رو، وضعیت کنونی با گذشته فرق می کند… خوشبختانه لبنان از امکانات جغرافیایی و انسانی و همچنین دوستی ها و روابط بین المللی و فرهنگی خوبی برخوردار است و همین امکانات او را برای ایفای نقشی فعال در این میدان توانمند ساخته است.»
«آنگونه که من از وضعیت کنونی اطلاع دارم، لبنان از تلاش های مصر در دو عرص? سیاسی و دفاعی - که بیشترین تلاش را در جهان عرب انجام می دهد?- به طور جدی و آشکارا قدردانی کرده است. همچنان که فعالیتهای دیپلماسی لبنان در جهان نیز مواضع مصر را تأیید می کند. در عرص? داخلی به نظر من مشکلی در زمین? فعالیت های جبه? مقاومت وجود ندارد… در اینجا جا دارد به سخن یکی از سیاستمداران بزرگ لبنان، استاد حمید فرنجیه، در سال 1953 اشاره کنیم که گفت: «لبنان باید ثابت کند که از بااخلاص ترین، پاک ترین و پربازده ترین ملتهاست.» مواضع رئیسجمهور، سلیمان فرنجیه، دربار? مسئل? فلسطین نیز چه پیش از ریاست جمهوری و چه پس از آن تغییری نکرده و همان تأیید و حمایت از آن است. از این رو، فکر نمی کنم دربار? آینده و سرنوشت لبنان نگرانی وجود داشته باشد.»
می دهد. باید دانست که مذاهب گوناگون فقهی در اسلام?… در خدمت تفکر و اندیش? اسلامیاند و وجود آنها هیچ خطری ندارد، زیرا تفاوت مذاهب باعث می شود احکام دینی انعطاف پذیرتر باشد و آسان تر در معرض تحول و اجتهاد قرار گیرد. آنچه خطرساز است، تأثیر این احکام بر وحدت امت است، مثلاً اختلاف نظر مذاهب اسلامی دربار? عید و آغاز ماه رمضان و تفاوت فتوای علما در شکل اذان و نماز جماعت و مناسک حج، هرچند در جزئیات باشد، موجب تفرقه در میان تود? مسلمانانی است که به مظاهر وحدت و همبستگی نیازمندند.»
«بدین منظور و پس از بررسی هایی در زمین? امکان یکپارچه سازی شعایر، به مجمع پیشنهاد دادم کمیته ای از علمای اسلام تشکیل شود تا اصول و مبانی یکپارچه سازی شعایر را تعیین کنند. در نشست مجمع با این پیشنهاد موافقت و مقرر شد در همین نشست، این مسئله بررسی و دربار? آن توافق شود و در نشست آینده به اجرا درآید.
من به عملی شدن این پیشنهاد بسیار امیدوارم و معتقدم اهداف آن فراتر از مسئل? یکپارچه سازی شعایر است و بستری فراهم می کند تا مسلمانان اتحاد و تعامل بیشتری داشته باشند.»
امام صدر در بخش دیگری از سخنان خود به تحولات جنگ با اسرائیل پرداخت و گفت: «نظر شخصی من این است که این جنگ فقط به جنب? نظامی محدود نمی شود. چند سال پیش خواندیم که بن گوریون گفته است 96 درصد از موفقیت ما در تأسیس اسرائیل، سیاسی و فقط 4 درصد آن نظامی بوده است… گذشته از آن، می بینیم که توان نظامی و اقتصادی اسرائیل در گرو کمک های خارجی است که خود، متأثر از تلاش های تبلیغاتی و دیپلماتیک است. از این?رو، ما نمی توانیم فقط بر جنب? نظامی تکیه کنیم و دیگر جوانب را واگذاریم… بر این اساس، معتقدم اهمیت تلاش سیاسی کمتر از تلاش نظامی نیست، در عین حال که نباید فقط بر جنب? سیاسی تکیه کرد، زیرا همانگونه که گفتم، این مسئله جوانب متعددی دارد.»
«تلاش های سیاسی مصر تا حد بسیاری توانسته است موجب انزوای سیاسی اسرائیل شود?… ولی ما انتظار نداریم که در دوره ای کوتاه همهچیز کاملاً تغییر کند، زیرا فعالیت های اسرائیل از مدتها پیش آغاز شده است. بنابراین، به نظر من اقدام نظامی، در این اوضاع و پس از این تلاشها موفقیت آمیزتر خواهد بود و در نزد افکارعمومی جهان جنب? انسانی و شرافتمندانه پیدا خواهد کرد. کوتاه سخن اینکه اگر تلاش های سیاسی، نظامی و تبلیغاتی در کنار فعالیتهای فزایند? مقاومتی ادامه یابد، ما در زمانی نه چندان طولانی در جنگ پیروز خواهیم شد.»
امام صدر همچنین دربار? درگیریهای اخیر حکومت اردن با سازمان های چریکی و شهادت طلب گفت: «مسئل? فلسطین به طور خاص جز از راه ایستادگی و مقاومت فلسطینیان حل نمی شود. حتی در مورد دیگر سرزمین های اشغال شد? عربی نیز مقاومت، عنصری اساسی و ضرورتی انکارناپذیر است که نمی توان خود را از آن بی نیاز دانست. از این رو، پشتیبانی از مقاومت، همردیف دیگر تلاش های سیاسی و نظامی است.»
وی افزود: «ما منکر این نیستیم که گاه
موضوع: گفتوگوی مطبوعاتی ـ من به پیشنهاد خود دربار? یکپارچه سازی شعایر دینی مسلمانان بسیار اهمیت می دهم
مکان و تاریخ: قاهره.
مناسبت: در حاشی? شرکت امام صدر در ششمین نشست مجمع پژوهشهای اسلامی در قاهره.
منبع: روزنام? المحرر بیروت، 20/4/1971.
قرار بود امام موسی صدر، رئیس مجلس اعلای شیعیان، دیروز به بیروت بازگردد ولی به تأخیرافتادن اختتامی? ششمین نشست مجمع پژوهش های اسلامی، که اکنون در قاهره در حال برگزاری است، موجب شد تا بازگشت امام چند روز به تأخیر بیفتد.
دیروز امام صدر مصاحب? جامعی کرد و در آن دو پیشنهادی را توضیح داد که در نشست مجمع مطرح کرده بود. پیشنهاد نخست دربار? پشتیبانی از جهاد مقدس بود و پیشنهاد دوم دربار? یک پارچه سازی شعایر دینی. افزون بر آن، به تحولات جنگ با اسرائیل نیز اشاره کرد.
امام صدر گفت: «جهاد مسئلهای نظامی و سیاسی است، ولی در عین حال به امکانات مالی و بشری نیاز دارد. هر مسلمانی وقتی حکم اعلان جهاد را می شنود، تا زمانی که دولت متبوع او از پذیرفتن این ندای مقدس خودداری کند، نمی تواند این حکم را اجرا کند. از این رو، نخست باید حکومت ها را مخاطب قرار دهیم و اگر آنها از گردننهادن به حکم جهاد خودداری کردند، ندای خود را متوجه ملتها کنیم و عمل به این وظیفه را از آنان درخواست کنیم. برای نمونه، هر مسلمان می تواند با خرید اوراق جهاد و مشارکت در تأمین هزینه های مالی جنگ، در پشتیبانی از رزمندگان مؤثر باشد. در حدیث شریفی آمده است: «مَنْ جَهَّزَ غازِیاً فَقَدْ غَزا.» (هرکه رزمنده ای را تجهیز کند، گویی خود جنگیده است.)
وی افزود: «از واقع? سال 1967 تاکنون، بسیاری از برادران ما در لبنان و بسیاری از لبنانیان مقیم آفریقای غربی برای پشتیبانی از جنگ اعراب و مقاومت فلسطین کمک مالی کرده اند. ما هم اکنون در انتظار صدور اوراق [مشارکت در] جهادیم تا با تلاشی گسترده آنها را میان هموطنانی توزیع کنیم که مایلاند در جنگ مشارکت کنند. بسیاری از جوانان نیز اعلام آمادگی کرده اند تا در صورت نیاز، [برای شرکت در جنگ] داوطلب شوند. ولی همانگونه که گفتم بدون تدوین اصول و قواعدی هماهنگ و یکپارچه برای وضعیت این داوطلبان، نمی توان اقدام مثبتی انجام داد. اقدام تأثیرگذار در این زمینه منطقه ای یا محلی نیست.»
امام صدر دربار? پیشنهاد خود برای یکپارچه سازی شعایر دینی گفت: «مقصود من از شعایر و احکام، آنهایی است که بازتاب آن بر تود? مردم نمایان می شود و آن شعایر را متفاوت و گاه متناقض جلوه
کیست؟ انسان انفاقکننده. تقدیمشونده کیست؟ پروردگار. آنچه تقدیم میشود چیست؟ شهادت و کرامت و زندگی جاودان.
اما راه دوم. اگر خونمان را در راه خدا انفاق نکنیم، خودمان را در هلاکت انداختهایم و زندگیمان را با خواری و خفت تقدیم خواهیم کرد. اسرائیل و استعمارگران، زندگی ما را از ما خواهند گرفت و ما نیز زندگیمان را با خواری به کسانی که خوارتر از ما هستند، میدهیم و بدینترتیب، هلاک میشویم. منطق الهی چنین است.
پس وقتی میگویم شما بدریان قرن ما هستید سخنی گزاف نگفتهام زیرا شما، گذشته و آینده، جدیت و شوخی و خواری و سربلندی را از یکدیگر جدا میکنید و تقدیم کردن جان به خداوند کریم را از تقدیم کردن آن به خوارترین مخلوقات متمایز میکنید. شما اعتماد را به امت و عزت را به مؤمنان باز میگردانید.
پس خوشا به حال شما ای جهادگران سربلند.
«بِسْمِ اللّهِ الرَّحْم?نِ الرَّحِیمِ وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ.»[41]
والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته
[41].?«سوگند به این زمان. که آدمی در خسران است. مگر آنها که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و یکدیگر را به حق سفارش کردند
و یکدیگر را به صبر سفارش کردند.» (عصر، 1-3)
و شریف و برتر به شمار میآیی،زیرا عطا میکنی.
چه چیز را عطا میکنی؟ جان خودت را در راه خدا عطا میکنی. چه کسی آن را از تو میگیرد؟ خداوند متعال. «إِنَّ اللّه اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّه فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّه فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ.»[39]
خداست که میپذیرد. درست است که فدا کردن جان، برای کرامت ما و دینمان و به نفع خودمان است، ولی خدا آن را میپذیرد. خدا آن را میپذیرد و در راه خود به شمار میآورد. پس کیست که روح ما را دریافت میکند؟ خداوند سبحان. ولی آیا ما میمیریم؟نه! قرآن کریم مرگ ما را انکار میکند. قرآن کتاب شعر نیست. قرآن میگوید: «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّه أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ.»[40]
شهید نمرده است. کسی که مرده چه وضعی دارد؟ مرده کسی است که هیچ عطا و بخشش ندارد و کاری انجام نمیدهد. مرده کسی است که رشد و حرکتی ندارد. شهید، پویایی و عطا و رشد دارد. چطور؟ شهید عمر کوتاه و فناپذیر خود را به ارزشها تبدیل میکند. زیرا خون شهید است که کرامت امت را حفظ میکند و پشتوان? تعالیم اسلامی است. شمع را دیدهاید؟ شمع مواد جامدی است که به نور تبدیل میشود. خون شهید به کرامت و به پاسداری از ارزشها و محافظت از اسلام تبدیل میشود. پس از شهادت شهید، هر انسانی نماز بخواند، شهید در آن شریک است؛ هر انسانی آموزشی بدهد، شهید در فضیلت علمآموزی او شریک است؛ هر انسانی کار نیکی انجام دهد، شهید در پاداش آن شریک است. هر انسانی از کرامت خود محافظت کند، خون شهید زیربنای آن کرامت به شمار میآید. پس از شهید شدنِ شهید، هر کار نیکی از امت سر بزند، مای? خشنودی شهید است و در نزد خدا درج? او بالاتر میرود، زیرا آنگونه که در حدیث شریف آمده است:«هرکس سنت نیکی پایهگذاری کند، هم پاداش آن سنت را دارد و هم پاداش کسانی که تا روز قیامت به آن سنت عمل میکنند.»
انسان وقتی خونش را در راه خدا تقدیم میکند، هر نتیجهای که این تقدیمِ خون داشته باشد، شهید در آن شریک است.از این رو، قرآن کریم میگوید: «بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ.» معنای رزق چیست؟ رزق الهی، رسیدن به کمال و افزایش درجه و مقام والا در بهشت است.
شهید هر روز بر درجهاش افزوده میشود. چرا؟ زیرا وقتی نمازگزار نماز میخواند، مؤذن اذان میگوید، قاری قرآن میخواند، نیکوکار صدقه میدهد، آموزگار آموزش میدهد، زن پاکدامنی و کرامت خود را حفظ میکند، کودک در آسایش تربیت میشود، پیر با کرامت زندگی میکند، این شهید است که با خون خود بارویی برای پاسداری از هم? این مسائل برپا ساخته است.
بنابراین دو راه وجود دارد:«راه اول اینکه روح خود را با سربلندی به پروردگاری که اکرم الاکرمین است تقدیم کنی. چگونه؟ با شهادت. تقدیمکننده
[39].?خدا از مؤمنان، جانها و مالهایشان را خرید تا بهشت از آنان باشد. در راه خدا جنگ میکنند، و چه بکشند یا کشته شوند. و عدهای که خدا در تورات و انجیل و قرآن قرار داده است به حق بر عهد? اوست و چه کسی بهتر از خدا به عهد خود وفا خواهد کرد؟ بدین خرید و فروخت که کردهاید شاد باشید که کامیابی بزرگی است.» (توبه،111)
[40].?کسانى را که در راه خدا کشته شده اند، مرده مپندار، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان به ایشان روزى می دهند.» (آل عمران، ???)
و اگر شهادت و جانفشانی را از میان آموزههایمان فراموش کنیم، در همین دور? تاریک از تاریخ امتمان باقی خواهیم ماند: دورهای که میبینیم به استعمار در پی استعمار و بهرهکشی در پی بهرهکشی و به پراکندگی داخلی و تجزی? منطقهای گرفتار است و با ما همچون گوشت قربانی رفتار میکنند.
طبیعتاً چنین وضعیتی را نه خدا و نه پیامبر او برای ما نخواستهاند. در قرآن کریم آمده است: «یَقُولُونَ لَئن رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِینَةِ لَیُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَلَکِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَا یَعْلَمُونَ.»[36] ولی عزت چگونه به ما و به امت ما باز میگردد بدون آنکه ما آموزههای اسلام را به طور کامل اجرا کنیم؟
این آموزهها در میان مسلمانان ناقص مانده بود، ولی با موضع و اقدام شما کامل شد. وقتی به شما میگوییم: «ای بدریان پیروزمند» به گزاف سخن نگفتهایم، زیرا شما در زندگی معاصر ما جنگ بدر جدیدی خلق میکنید و به جا میگذارید؛ یعنی روز جداشدن شوخی و بازی و بیتوجهی و تنبلی از جدیت و قاطعیت و جهاد و شهادت در امتمان. شما ارزیابی استعمارگران و دیگر امتها، که ما را بیتوجه و سهلانگار میشمردند و با خواری در ما مینگریستند، دگرگون میکنید.از امروز آنها فصلی نو در تاریخ حیات امتمان خواهند گشود و آن را فصل جدیت و سربلندی و افتخار به شمار خواهند آورد.
امروز ما میتوانیم به دشمنان تأکید کنیم که ما شکستخورده و ناتوان نیستیم؛ ما به خاکمان پایبندیم و آمادهایم زندگیمان را در راه کرامت خود فدا کنیم.
در این روز، ما از بین دو راه معروف در قرآن کریم، راه برتر را برمیگزینیم. قرآن در آیات جهاد، دو راه در برابر ما ترسیم میکند و میگوید: «وَأَنفِقُواْ فِی سَبِیلِ اللّه وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّه یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ.»[37]
انفاق در راه خدا تنها به معنای بخشیدن مال نیست، بلکه منظور از انفاق، بخشیدن هم? داشتههای انسان است. بخشیدن مال انفاق است؛ بخشیدن جان انفاق است؛ بخشیدن دانش انفاق است. این سخن خداوند است. خدا در آیهای دیگر از قرآن کریم میفرماید: «یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَکْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَیَسْأَلُونَکَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذَلِکَ یُبیِّنُ اللّه لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ.»[38]
در منطق اسلامی حتی عفو و گذشت نیز انفاق است. هرآنچه انسان دارد، اگر آن را ببخشد، انفاق در راه خدا کرده است. «وَأَنفِقُواْ فِی سَبِیلِ اللّه» یعنی زندگی را که بهترین و ارزشمندترین چیزی است که داری، در راه خدا انفاق کن وگرنه خودت را به هلاکت خواهی افکند. انفاق نکردن و جهاد نکردن و شهید نشدن به منزل? درانداختن خویش در هلاکت است. در برابر ما جز این دو راه نیست: یا اینکه جان خود را در راه خدا انفاق کنی و یا اینکه خود را به هلاکت دراندازی. فرق میان این دو راه در این است که در حالت نخست تو انفاق میکنی و در نتیجه کریم
[36].?«میگویند: چون به مدینه بازگردیم، صاحبان عزت ذلیلان را از آنجا بیرون خواهند کرد. عزت از آن خدا و پیامبرش و مؤمنان است ولی منافقان نمیدانند.» (منافقون، 8)
[37].?«و در راه خدا انفاق کنید و خویشتن را به دست خویش به هلاکت میندازید و نیکى کنید که خدا نیکوکاران را دوست دارد.» (بقره، ???)
[38].?«تو را از شراب و قمار مى پرسند. بگو: «در آن دو گناهى بزرگ و سودهایى است براى مردم و گناهشان از سودشان بیشتر است و از تو مى پرسند: چه چیزى انفاق کنند؟ بگو: آنچه افزون آید. خدا آیات را این چنین براى شما بیان میکند، باشد که در کار دنیا و آخرت بیندیشید.» (بقره، ???)
