عدالت‌پیشه و پایبند به سنت‌ها و حسابرسی اعمال که در گردش شب و روز و دیگر پدیده‌های جهان هستی می‌اندیشند. (سوره یس)؛ و آزموده شدن در پیشی جستن به سوی نیکی‌ها (سوره هود) و، سرانجام، توکل بر خداوند، تسبیح گفتن او، ذکر و یاد او و بردباری در برابر مسخره کردن‌ها و سرزنش‌ها و اتهام‌ها (سوره‌های فرقان و ق.)

خلاصه سخن اینکه تربیت قرآنی مبتنی بر ابزارهای تربیتیِ مناسب است و افزون بر آن، مقید به اصول دین و قواعد عمومیِ برگرفته از این اصول است، و همچنین، بر پایه حق و عدل و مدت معین استوار است و به همین ترتیب، مبانیِ دیگری که قرآن کریم اعلام می‌کند و میان آن‌ها و خواسته‌های تربیتی و جهت‌دهی زندگیِ انسانِ خواهانِ موفقیت به سوی راه و روش مبتنی بر عدل و حق و همسو با صفات خداوند و آموزه‌های او پیوند می‌دهد. شیوه تربیتی قرآن برنامه کاری زمان‌بندی‌شده دارد، یعنی نه زمان را نادیده می‌گیرد و نه تعیین آن را فروگذار می‌کند، درست همانند آفرینش هستی.

2. نتایج این شیوه

اول. ابعاد کار مطلوب، در نگاه مربی و در واقع تا دوردست، امتداد پیدا می‌کند و به ازل و ابد و به زمین و آسمان و اساس آفرینش می‌رسد. این احساس، تأثیرگذاری تربیت را تضمین می‌کند، همچنان‌که از استمرار آن محافظت می‌کند.

دوم. انسان در برابر این شیوه، همراهی جهان هستی با خود را احساس می‌کند و درمی‌یابد که همه موجودات همگام با او حرکت می‌کنند و هیچ‌گاه احساس غربت و تنهایی نمی‌کند، حتی اگر رفتار او مخالف یا متناقض یا در جهت دشمنی با رفتار دیگری باشد و معنای این حدیث شریف را درک می‌کند که «لاتَستَوحِشُوا فِی طَریقِ الهُدیِ لِقَّلِةِ أهِلِه.»[36] (مردم بیم مکنید در راه راست، که شمار روندگان آن چنین اندک چراست.)

به این ویژگی در قرآن کریم اشاره شده است : آیاتی که بر سجده خورشید و ماه و ستارگان و درختان و دریاها و رعد و همه جنبندگان تأکید می‌کند و می‌گوید که همه آن‌ها در برابر خداوند سجده می‌کنند و نماز می‌گزارند. انسان نیز با فطرت و جسم خویش با این کاروان بزرگِ هستی همگام می‌شود. این همگامی، اطاعت از امر و نهی و سجده کردن و تسبیح گفتن و نماز گزاردن و کار نیک را بر او بسیار آسان می‌کند.

سوم. متمرکز شدن همه نیروها و توانایی‌های فرد در همه موقعیت‌ها و بحران‌ها و نیز متمرکز شدن توانایی‌های جامعه با همه گروه‌ها و سطح‌های مختلف آن، چراکه خاستگاه یکی است، مسیر یکی است و شیوه نیز یکی است و، بدین‌ترتیب، در برآیند این توانایی‌ها نیروی بزرگی پدید می‌آید که در رسیدن به هیچ هدفی هرچند سخت و دشوار، ناتوان نیست. توانایی‌های فرد بسیار ولی پراکنده است. توانایی‌های جامعه نیز فراتر از آن است که تصور شود، ولی به‌تدریج کاهش می‌یابد و برخی با برخی دیگر برخورد پیدا می‌کند. با جهت‌دهی و هماهنگ‌سازی و بسیج این توانایی‌ها نیروی ذاتی امت شکست‌ناپذیر می‌شود.

3. شیوه قرآن در ارائه اسلام و دعوت به سوی آن

پس از آشنایی با شیوه اعجازآمیز قرآن در زمینه

[36]. شریف رضی، محمدبن حسین، نهج‌البلاغه، تصحیح صبحی صالح، چاپ اوّل : قم، هجرت، 1414 قمری، ص237.

نیست. این شیوه امتیازات متعددی دارد که می‌کوشیم پس از توضیح ویژگی‌های این شیوه آن‌ها را برشماریم.

در سوره الرحمن آیه 7 می‌خوانیم : «وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ.»[29]

در این آیات پیوند میان از اندازه درنگذشتن و وزن را به انصاف برپا داشتن و برافراشتن آسمان و گذاشتن ترازو را که نشانه حسابرسی و نظام‌مندی و عدالت در جهان هستی است، مشاهده می‌کنیم.

در سوره آل عمران پس از آیه «شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمًَا بِالْقِسْطِ.»[30] که بر عدالت خداوند تأکید دارد، آیات دیگری در مقام نتیجه این آیه آمده است که روشن‌ترین آن آیه زیر است : « ﴿ إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقّ وَیَقْتُلُونَ الِّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَاب أَلِیم .»[31] یعنی محکومیت دشمنان عدالت ناشی از عدالت‌گستری خداوند و یکی از نتایج آن است.

در سوره انبیا آیه 16 می‌خوانیم : « ﴿ وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ .»[32]

و در آیه 18 به برخی نتایج این اصل می‌رسیم : « ﴿ بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَی الْبَاطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَکُمُ الْوَیْلُ مِمَّا تَصِفُونَ .»[33]

در برخی از موارد، نتایج پیش از مبانی آمده است، ازجمله : «کَمْ تَرَکُوا مِن جَنَّات وَعُیُون وَزُرُوع وَمَقَام کَرِیم وَنَعْمَة کَانُوا فِیهَا فَاکِهِینَ کَذَلِکَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِینَ فَمَا بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّمَاء وَالْأَرْضُ وَمَا کَانُوا مُنظَرِینَ.»[34] [و در چند آیه بعد آمده است :] «وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ.»[35] نابودی کسانی که باغ‌ها و چشمه‌ها را بدون هیچ واکنشی بر جا می‌گذارند - چون قوم تُبَّع نیرومندتر از آنان بودند و آنان رستاخیز و حسابرسی اعمال را انکار می‌کردند - نابودی اینان اثری است طبیعی از مبتنی بودن آفرینش آسمان‌ها و زمین بر حق.

آیاتی از قرآن تأکید می‌کنند که آفرینش در شش روز و در مدتی معین انجام شده است. معنای روز در اصطلاح قرآن روشن است. مقصود از آن مراحل و دوران‌هاست. همان‌طور که از ابتدای سوره فصلت برمی‌آید، تأکید قرآن بر اینکه آفرینش در مدتی معین یعنی شش روز بوده است، مقدمه‌ای است برای نتایج مهم تربیتی که بنا بر وصف قرآن عبارت‌اند از : پیروزی رومیان پس از شکست خوردن و اینکه آنان تنها ظاهر زندگی دنیا را می‌شناسند (سوره روم)؛ ضرورت توجه به سوی خداوند و خواندن او با حالت زاری و به صورت پنهانی و از سر ترس و با طمع [به رحمت او] (سوره اعراف)؛ تشویق مؤمنان

[29]. «آسمان را برافراخت و ترازو نهاد، تا در ترازو تجاوز مکنید. وزن‌کردن را به عدالت رعایت کنید و کم‌فروشی مکنید.» (رحمن،7ـ 9)

[30]. «الله حکم کرد ـ و فرشتگان و دانشمندان نیزـ که هیچ خدایی برپای‌دارنده عدل جز او نیست» (آل‌عمران، 18)

[31]. «کسانی که به آیات خدا ایمان نمی‌آورند، و پیامبران را به ناحق می‌کشند، و مردی را که از روی عدل فرمان می‌دهد می‌‌کشند، به عذابی‌درآور بشارت ده» (آل‌عمران، 21)

[32]. «ما این آسمان و زمین و آنچه را میان آن دوست، به بازیچه نیافریده‌ایم.» (انبیاء، 16)

[33]. «بلکه حق را بر سر باطل می‌زنیم، تا آن را درهم کوبد و باطل نابودشونده است. و وای بر شما از آنچه به خدا نسبت می‌دهید.» (انبیاء، 18)

[34]. «بعد از خود، چه باغ‌ها و چشمه‌سارها بر جای گذاشتند، و کشتزارها و خانه‌های نیکو، و نعمتی که در آن غرق شادمانی بودند. بدین‌سان بودند و ما آن نعمت‌ها را به مردمی دیگر واگذاشتیم. نه آسمان بر آن‌ها گریست و نه زمین و نه به آن‌ها مهلت داده شد.» (دخان، 25ـ 29)

[35]. «ما این آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آن‌هاست به بازیچه نیافریده‌ایم؛ آن‌ها را به حق آفریده‌ایم، ولی بیشترین نمی‌دانند.» (دخان، 38ـ 39)

1. شیوه‌های تربیتی و شیوه قرآنی

ساده‌ترین شیوه برای تربیت، امر و نهی کردن مربی است. شکی نیست که این شیوه تأثیری محدود دارد و گاه با پیچیدگی‌ها و مسائل سلبی روبه‌رو می‌شود، به‌ویژه وقتی از خشونت استفاده می‌شود و وضع روانی مربی در نظر گرفته نمی‌شود. شیوه برتر آن است که مربی راه‌ها و ابزارهای متقاعدسازی را به کار بگیرد و بکوشد در عقل و دل فردی که در پی تربیت آن است، تأثیر بگذارد تا او را به هدف متقاعد کند و او را دوست بدارد تا بتواند به خود جذبش کند.

امّا شیوه سوم که مکاتب جدید اجتماعی به آن افتخار می‌کنند، توجه به محیط فرد یا گروهِ تربیت‌شونده است تا به فضایی برای هدف تربیتی تبدیل شود و جریانی در قبال آن شکل بگیرد که فعالیت تربیتی و متقاعدسازی را برای مربی آسان کند.

قرآن کریم این سه شیوه را در آنِِ واحد به کار برده و شیوه چهارمی نیز به آن‌ها افزوده است که مختص خود قرآن است و از معجزات اسلام به شمار می‌آید و مکاتب اصلاح‌گرا و انقلابی اخیر می‌کوشند از آن اقتباس کنند.

قرآن کریم با بیان‌ها و وسیله‌های گوناگون امر و نهی می‌کند و پی‌درپی دلیل می‌آورد و بر فطرت و اصول ثابت در میان ملت‌ها و عبرت‌هایی که می‌توان از امت‌های گذشته به دست آورد تکیه می‌کند و کلماتی به کار می‌برد که شبیه دلیل است، مانند «الطیبات» و «الخبائث» و همواره رحمت خداوند و مهرورزی و نعمت‌های او و همچنین، آگاهی او از مصالح همه مردم را یادآوری می‌کند. همه این‌ها برای این است که درباره مسئولیت‌ها پذیرشِ (متقاعد شدن) همراه با عاطفه به وجود آورد. (شیوه دوم)

پیامبر اعظم(ص) در خطبه وداع خویش اعلام کرد : «ایُّها الناسُ وَاللهِ ما مِن شَیء یُقَرِّبُکُم إلی الجَنَّةِ وَیُباعِدُکُم مِنَ النّارِ إلّا وَقَد أَمَرتُکُم بِهِ وَما مِن شَیء یُقَرِّبُکُم إلی النّارِ وَیُباعِدُکُم مِنَِ الجَنَّةِ إلّا وَقَد نَهَیتُکُم عَنه.»[28] (ای مردم، به خدا سوگند، هر آنچه شما را به بهشت نزدیک و از آتش دور می‌کرد، من شما را به آن فرمان دادم و هر آنچه شما را به آتش نزدیک و از بهشت دور می‌کرد، من شما را از آن بازداشتم.)

اهتمام اسلام به ایجاد فضای مناسب، از آموزه‌های قطعی آن درباره وجوب برپایی جامعه اسلامی و دستورات مهم آن درمورد فضاهای مناسب مانند نماز جماعت و نماز جمعه و حج و ماه رمضان و اعیاد و، همچنین، نهی از کناره‌گیری از مردم و جامعه و معاشرت با فاسدان و بدکاران و گنه‌کاران (جز برای اصلاح آنان)، روشن می‌شود.

با این همه قرآن کریم شیوه خاص خود را به کار می‌برد که می‌توانیم آن را انقلاب در مفاهیم یا تحولی ژرف در نگرش کلی به جهان هستی و زندگی و ارتباط با هدف تربیتی بنامیم.

وقتی قرآن کریم از رهگذر اعتقادات و معلوماتی که آیات آن برایمان بیان می‌کند، تصویری از آفرینش و موجودات و زندگی برای ما ترسیم می‌کند، می‌کوشد فضایی عام در ذهن انسان پدید آورد تا در آن حس کند که موفقیت و جاودانگی در پایبند بودن به رهنمودهای اسلام است و جهان هستی هر فرد یا گروهی را که با این قواعد هماهنگ و همسو نباشد، طرد می‌کند و سرنوشت آنان نیستی و فراموشی خواهد بود.

برتری این شیوه از شیوه‌های پیشین مناقشه‌بردار

[28]. کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی،چاپ چهارم : تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1407 قمری، ج2، ص74.

که اسرائیل از سازمان یونسکو رانده شد و سازمان ملل، صهیونیسم را نوعی نژادپرستی به شمار آورد و این، سرآغاز زوال اسرائیل است، چراکه دنیا آن را طرد کرد و آن را با خانواده بشری که تقسیم‌بندی نژادی را برنمی‌تابد، بیگانه دانست.

از این رو، اسرائیل در لبنان از اعراب انتقام گرفت، چون جنگی غیرمستقیم بر ضد عرب به راه انداخت و به عرب و لبنان خسارت‌های بشری و مادی بسیاری وارد آورد که بیشتر از کلّ خسارت‌های دو طرف در همه جنگ‌های عربی-اسرائیلی بود.

امام افزود : آتش جنگ هنوز در جنوب لبنان شعله‌ور است. اسرائیل می‌خواهد مردم جنوب را وادار به تعامل و همکاری با خود کند و به آب‌های جنوب چشم طمع دارد و می‌خواهد برای خود کمربندی امنیتی در برابر فلسطینیان ایجاد کند، ولی مردم جنوب، استوار ایستاده‌اند و آوارگی و خسارت و مرگ را ترجیح می‌دهند.

اسرائیل خسارت‌های معنوی و روانی نیز به اعراب وارد کرد که مهم‌ترین آن‌ها ایجاد فتنه فرقه‌ای و ناپایدار کردن وحدت ملی بود. این امر خطری برای اعراب به شمار می‌آید و در عین حال، ماهیت نژادپرستی اسرائیل را ثابت می‌کند. اسرائیل هنوز در کمین اعراب، اعمّ از مسلمانان و مسیحیان، است و جنگ‌های گوناگونی بر ضد همه آنان به پا می‌کند. اسرائیل اکنون ادعا می‌کند که پشتیبان مسیحیان در جنوب است و این بزرگ‌ترین خطر برای آنان است. اسرائیل به دنبال تحریک و فتنه‌انگیزی و ایجاد چالش‌ها و خلق جریانات [منحرف در عرصه] فرهنگی و تمدنی است. از این رو، رهبران اسلامی، در حال حاضر، خطرناک‌ترین مرحله زندگی خود را طی می‌کنند و این امر نیازمند هوشیاری و مراقبت و دوراندیشی با توجه به مقتضیات زمانه است.

سپس امام موسی صدر درباره مشکلات تربیتی معاصر و راه‌حل‌های آن سخنرانی کرد و پیشنهادهایی مطرح کرد.

2. متن سخنرانی

در وهله اوّل چنین به نظر می‌رسد که شیوه‌های تربیتی از اصول دین دور هستند، چراکه فقه اسلامی در بخش آداب و سنن و در مسائل مربوط به تولد فرزند، در کتاب نکاح مثلاً درباره تربیت کودک بحث کرده است، ولی اصول دین عبارت‌اند از ریشه‌های عقیدتی و فرهنگی اسلام و اوّلیات و بدیهیات آن. ولی با تأمل بیشتر روشن می‌شود که خود قرآن کریم در تربیت مسلمانان - چه فردی و چه گروهی - از شیوه پایبندی به اصول استفاده کرده است که در این پژوهش با آن آشنا می‌شویم و ثابت خواهد شد که جدا کردن شیوه‌های تربیتی از اصول دین جزئی از مصیبت بزرگ ما در فهم اسلام و دعوت به سوی آن است.

پژوهش حاضر ابتدا به شیوه‌های گوناگون تربیتی می‌پردازد و سپس، تلاش می‌کند شیوه قرآنی یعنی پیوند استوار میان شیوه تربیتی و اصول دین را معرفی کند و در لابه‌لای آن روش قرآن در ارائه اسلام و دعوت به سوی آن نیز روشن می‌شود؛ روشی که به‌طور کلی با روش آکادمیک متفاوت است. در این پژوهش به تقسیم‌بندی اسلام به اعتقادات و شریعت و تقسیم شریعت به فقه و اخلاق و تقسیم فقه به عبادات و معاملات و سیاست و احکام پرداخته شده است.

در پایان این پژوهش درباره ضرورت‌های مهم تربیتی معاصر و برخی پیشنهادها برای رویارویی با آن‌ها بحث می‌کنیم.

سند شماره 22-10-77

موضوع : مقاله - ضرورت پایبندی شیوه‌های تربیتی به مبادی دین

مکان و تاریخ : قاهره

مناسبت : برگزاری هشتمین همایش مجمع پژوهش‌های اسلامی.

منبع : آرشیو مجلس اعلای شیعیان؛ أمل و رسالة، شماره 23؛ روزنامه النهار، 23/10/1977

متن این سخنرانی امام موسی صدر در کتاب ادیان در خدمت انسان تحت عنوان «شیوه‌های تربیتی و مبادی دین» درج شده است.

متن

هشتمین همایش مجمع پژوهش‌های اسلامی به دعوت دانشگاه الأزهر و با حضور نمایندگان 56 کشور از قاره‌های پنج‌گانه و نمایندگان همه کشورهای عربی و اسلامی در قاهره برگزار شد. در این همایش هیئت‌هایی از انگلیس، اتریش، یوگسلاوی، یونان، قبرس، شوروی، تانزانیا، موریس، سومالی، نیجریه، توگو، سنگال، سیلان، هند، مالزی، اندونزی و جزایر کومور حضور داشتند. همایش به ریاست شیخ الأزهر با همکاری دبیرکل مجمع پژوهش‌ها، دکتر عبدالجلیل الشلبی، تشکیل شد. دستور کار و مباحث این همایش عبارت بود از : مشکلات جهان اسلام، امکان اجرای احکام اسلام در زمینه حل مشکلات معاصر، مسائل تربیتی معاصر، موضع اسلام در برابر جریان‌های سیاسی و عقیدتی معاصر.

همایش، کار خود را با برپایی نماز جمعه در دانشگاه الأزهر آغاز کرد و سپس به مدت یک هفته، هر روز در دو جلسه صبح و عصر، کار خود را ادامه داد و با بازدید از شهر آزادشده سوئز، در روز جمعه به کار خود پایان داد. این سند از دو بخش تشکیل شده است :

1. مقدمه سخنرانی امام صدر؛

2. متن سخنرانی.

1. مقدمه سخنرانی

اسرائیل در لبنان از اعراب انتقام گرفت

امام موسی صدر در آغاز سخنرانی خود در همایش گفت : همایش هشتم از چند نظر با همایش هفتم متفاوت است، ازجمله اینکه ما در این فاصله، یعنی از سال 1972 تا 1977، مجموعه‌ای از بهترین همکارانمان، یعنی شیخ محمد ابوزهره، شیخ عبدالله غوشه، استاد صالح بویصیر و آقای مالک بن نبی را از دست دادیم که برای آنان از خداوند طلب رحمت می‌کنیم.

تفاوت دیگر این است که همایش هفتم در شرایطی برگزار شد که کانال [سوئز] و سینا در اشغال دشمن بود و وقتی از شهر سوئز بازدید کردیم، هیچ موجود زنده‌ای غیر از سربازان و افسرانی که در مسجد الشهدا با آنان ملاقات کردیم، به چشم نمی‌خورد و آن مسجد، همچون دژی استوار در برابر دشمن، با کیسه‌های شن پوشانده شده بود.

امّا امروز کانال و بخشی از سینا آزاد شده و بخشی از جولان و شهر سوئز به زندگی طبیعی خود بازگشته است. این تنها پیروزی اعراب و مسلمانان نبود، بلکه سرآغاز پیروزی آنان و شکست‌های دشمن اسرائیلی در عرصه سیاست و دیپلماسی و نفت و اقتصاد بود. آخرین این پیروزی‌ها درعرصه فرهنگ و تفکر بود

مناطق شیعه‌نشین به دست مارونیان و اهل‌سنت و دروزی‌ها، بی‌توجهی حاکم آن دوره به این مسئله بوده است.

• پس از جنگ جهانی اوّل، قیمومت فرانسه جای دولت عثمانی را گرفت که دشمن شیعه در لبنان بود. در دوران قیمومت فرانسه نیز شیعیان همچنان مورد ستم بودند، زیرا فرانسه به دنبال آن بود که لبنان را کشوری مسیحی کند، همچنان‌که انگلیس نیز فلسطین را کشوری یهودی کرد. و وقتی تندروی از حد می‌گذشت، فرانسویان اهل‌سنت را ترجیح می‌دادند، زیرا اهل‌سنت در شهرهایی ساکن بودند که افکارِعمومی در آن‌ها از حساسیت بیشتری برخوردار بود. همچنین اهل‌سنت در سوریه نفوذ داشتند و فرانسه می‌خواست جنبش ملی را راضی نگه دارد. افزون بر آنکه نزاع فرانسه و انگلیس، منحصر به مناطق سنی‌نشین بود. فرانسه برای آرام کردن شیعیان، برخی از فئودال‌های شیعه را که از بروز یک جنبش مردمی موفق بر ضد خود می‌ترسیدند، به سوی خود جذب کرد و علت طرف‌داری برخی فئودال‌های شیعه از فرانسه همین است.

• وقتی لبنان پس از جنگ جهانی دوم به استقلال رسید، رهبران شیعه همچنان از حکومت مسیحی هم‌پیمان با بورژوازی سنی در بیروت، به‌شدت طرف‌داری می‌کردند و در این میان شیعیان تاوان می‌دادند.

• شیعیان به سبب عوامل جغرافیایی، محکوم به پرداخت تاوان بودند، برای اینکه در مناطق مرزی جنوب زندگی می‌کردند؛ مناطقی که در اوضاع کنونی ثبات و آرامش ندارد.

• لبنان، از نظر تاریخی، با سوریه و اسرائیل مشکل داشته و همواره شیعیان به سبب این اختلاف و به‌ویژه مشکل فلسطین و اسرائیل، تاوان داده‌اند. فلسطینیان، جنوب لبنان را مرکز عملیات خود بر ضد اسرائیل ساختند و در این میان، ضد حمله‌های طرف‌های درگیر به یکدیگر و اشغال سرزمین‌ها و از بین رفتن محصولات کشاورزی و مهاجرت به «کمربند فقر بیروت»، تاوانی بود که شیعیان می‌پرداختند.

• میان ثروتمندان شیعه (مقیم خارج کشور) و تهی‌دستان شیعه، پیمانی نانوشته وجود داشت که نیازمند مردی بود تا این دو تناقض را در پیمان آن‌ها رهبری کند.

• مردی که همه این ویژگی‌ها را در خود داشت، امام موسی صدر بود که در سال 1959، در سن بیست سالگی[27]، از ایران به لبنان بازگشت و در پرتو تیزهوشی بی‌نظیری که داشت، توانست جایگاه خود را پیدا کند. چشمان او نافذ و زیبا بود. مردی با هیبت و با صدایی ژرف و نافذ که قادر بود به عقل و دل شنوندگان راه یابد. موسی صدر به‌سرعت به نمادی برای ملت تبدیل شد.

[27]. کذا. ر.ک : توضیحات سند.

سند شماره 14-10-77

موضوع : مقاله - امام صدرْ مسیحی برای همه فصول

مکان و تاریخ : لندن، 7/10/1977

منبع : مجله ایونتز لندن، 7/10/1977؛ أمل و رسالة، شماره 21، 14/10/1977

بخشی از متن

مجله مزبور، تحلیلی طولانی تحت این عنوان درباره شخصیت موسی صدر در لبنان منتشر کرد که هیئت نظارت بر مطبوعات لبنان بیشتر آن را سانسور کرد و دو برگه کامل از آن را حذف کرد.

دفتر تبلیغات مجلس اعلای شیعیان، نسخه سانسورنشده این تحلیل را از شماره 27 مجله ایونتز به دست آورد و آن را ترجمه کرد. پس از بررسی دقیق، روشن شد که نویسنده این تحلیل باید غیرلبنانی و غیر عرب باشد، چون در چندین مورد اشتباه کرده است که نیازمند تصحیح و توضیح است. افزون بر آن، او به وقایع تاریخی مهمی پرداخته است که شایسته است هر ناظر دوراندیشی در آن‌ها تأمل کند تا بتواند بین حوادث گذشته و کنونی و آینده در صحنه لبنان و در عرصه شیعیان و دیگر فرقه‌ها و گروه‌ها در لبنان و منطقه مقایسه کند. در آینده بر اشتباهات و وقایعی که در مقاله نویسنده آمده است، مروری خواهیم کرد. برخی از نکات مطرح‌شده در مقاله، مثل بحث مهدویت و ابعاد فرقه‌ای حوادث و برخی آرزوهای بی پایه و اساس، باید به صورت علمی و در فضایی آرام بررسی شود.

جنبش و شخص امام از فرقه‌گرایی بسیار دور هستند. حضور امام در رأس نهاد مرکزی شیعه، باعث شد که این نهاد نخستین مجلس فرقه‌ای باشد که لغو فرقه‌گرایی را در لبنان تصویب کند. در مقدمه این تحلیل آمده است : در زمانی دیگر و مکانی دیگر، ممکن است امام موسی صدر را «روحانی‌ای سرسخت و سرکش» توصیف کنند، ولی امروز در لبنان او رهبری دارای کاریزمای بالا برای شیعیان و فردی مورد اعتماد است. او مردی است که باید به او توجه کرد.

• موسی صدر نمونه عالمی دینی در تاریخ معاصر خاورمیانه است که به درجه بالای سیاسی در کشور خود رسیده است. با در نظر گرفتن این ویژگی، می‌توان میان او و دیگران مقایسه کرد.

• جمعیت شیعیان در لبنان نزدیک به 900 هزار نفر است، یعنی بزرگ‌ترین فرقه در لبنان، هرچند آمارهایی رسمی، این فرقه را سومین فرقه پس از مارونیان و اهل‌سنت قرار داده است.

• شیعیان در لبنان بیش از هر کشور عربی دیگری مورد ستم قرار گرفته‌اند. آنان از مهاجرت و آوارگی رنج برده‌اند. بیشتر منطقه جبل عامل شیعه‌نشین بوده است، از منطقه ضنیه که اکنون اهل‌سنت در آن ساکن هستند، تا کسروان که در حال حاضر مارونی‌ها در آن سکونت دارند، تا بترون و کوره و تا متن و شوف که اکنون محل سکونت دروزی‌هاست، همگی شیعه‌نشین بوده‌اند. حتی امروزه نیز جبل عامل هنوز آثار شیعی در خود دارد؛ مسجدهای جامع و روستاها و مکان‌های دیگر، نام‌های شیعی دارند. علت تصرف شدن این

نمی‌توانم سالی را که گذشت، جزو دوره حکومت رئیس‌جمهور سرکیس بنامم، بلکه او از سوی ملت لبنان و کشورهای عربی و وجدان جهانی موظف شد تا فضای لبنان را برای روی کار آمدن دولت و برون‌رفت از عصر قانون جنگل آماده و هموار کند و می‌توانم بگویم ایشان تا حد بسیاری در این کار موفق شد. وقتی بحران جنوب پایان یابد و وفاق سیاسی شکل بگیرد، می‌توانیم بگوییم دوره رئیس‌جمهور سرکیس آغاز شده است. با این حال در سال گذشته نقاط قوت، بسیار بود و نقاط ضعفی نیز وجود داشت، ولی داوری کردن درباره آن‌ها مهم نیست، زیرا حاکمیت قانونی در کشور وجود نداشت و هنوز نیز مناطق بسیاری بیرون از چارچوب حاکمیت قرار دارند.

به نظر شما نیروهای بازدارنده عربی تا چه زمانی در لبنان باقی خواهند ماند و تا چه زمانی نقش آن‌ها مطلوب خواهد بود؟

ابتدا دوست دارم به نقش مهمی که کشور برادر، سوریه در جلوگیری از تشدید بحران در لبنان و جلوگیری از تجزیه لبنان ایفا کرد، اشاره کنم. این، نقشی تاریخی بود که برای سوریه ثبت خواهد شد. امّا درمورد باقی ماندن نیروهای بازدارنده عربی، این مسئله به تشکیل ارتش لبنان بستگی دارد که امیدوارم زمان آن نزدیک باشد. با رسیدن لبنان به مرحله خوداتکایی در زمینه امنیت داخلی، دیگر ضرورتی برای باقی ماندن نیروهای بازدارنده نمی‌ماند، زیرا این نیروها طبیعتاً موظف هستند مسئولیت مشخصی را انجام دهند. لبنان قربانی توطئه‌ای بین‌المللی بود و حضور نداشتن عرب در صحنه، شکافی برای نفوذ این توطئه بود. امیدواریم این بحران برای اعراب درس عبرت بوده باشد تا دریابند که حضور نداشتن در صحنه و درگیری آن‌ها با یکدیگر در منطقه، خطر بزرگی برای همه آنان است.

افزون بر آن، وفاق سیاسی به معنای وجود افکاری است که امکان گفت‌وگو درباره آن برای طرف‌های مختلف وجود داشته باشد و چنین چیزی موجود نیست. گذشته از آن، این طرف‌ها نمی‌توانند افکاری را که در این‌گونه گفت‌وگوهای حاشیه‌ای درباره آن توافق می‌شود، برای طرف‌داران خود به‌طور شفاف بیان کنند.

به نظر من وفاق سیاسی باید از رهگذر رئیس‌جمهور الیاس سرکیس شکل بگیرد. اوست که باید ساختاری سیاسی برای وفاق سیاسی مطلوب اعلام کند و با کمک همراهانش و پس از تماس‌های فشرده‌ای که انجام می‌دهد، این مسئله را بر عهده بگیرد و به پارلمان ارائه کند. بهتر است موافقت پارلمان با اصلاح قانون اساسی جلب شود و ماده‌ای درمورد همه‌پرسی مردمی برای مسائل مهم اضافه شود تا این ساختار به افکارِعمومی ارائه شود.

این روزها تلاش‌ها و دعوت‌های فراوانی برای تشکیل یک جبهه فراگیر ملی به چشم می‌خورد. نظر شما درباره شکل‌گیری چنین جبهه‌ای چیست و چه موضعی در قبال آن دارید؟

مهم این است که این جبهه، حالت تهاجمی به خود نگیرد تا بتواند موفق شود. این اقدام باید گامی در راه تبیین مطالبات و دیدگاه‌های بخش عمده‌ای از مردم باشد. با وجود این شرط، تشکیل چنین جبهه‌ای نقشی فعال در پیشبرد روند وفاق دارد.

وضع جنوب هنوز برای همه، در لبنان و در جهان عرب، نگران‌کننده است؛ به‌ویژه آنکه درگیری‌ها در آنجا با وجود توافق‌های آتش‌بس ادامه دارد. به نظر شما راه‌حل قطعی مشکل جنوب چیست و جنوب چگونه می‌تواند آرامش خود را بازیابد؟

راه‌حل برای همه معلوم است و همه نیز خواستار آن هستند. راه‌حل، ورود ارتش لبنان به منطقه مرزی است و در این صورت است که جنوب در چارچوب امنیت لبنان قرار می‌گیرد و درمان مشکلات و دردهای انباشته شده در آنجا آغاز می‌شود. من شیوه آقای سرکیس در درمان اوضاع جنوب را به‌طور کلی قبول دارم، هرچند این شیوه، آرمان‌های او و آرمان‌های شهروندان جنوب لبنان را برآورده نمی‌کند، زیرا ما به دنبال شتاب در راه‌حل هستیم و شتاب کردن در این فضای آکنده از تشنج و در این منطقه حساس، چه‌بسا بیش از آنکه سودمند باشد، زیان‌بار شود.

پس از گذشت حدود یک سال از طرح راه‌حل عربی برای بحران لبنان، لبنان امروز را چگونه می‌بینید؟

تردیدی نیست که بحران لبنان و پیامدها و عوامل و راه‌حل عربی آن موجب پررنگ شدن تصمیم برای عربی ماندن لبنان شد، همچنان‌که لبنانی‌سازی را در نزد عرب پررنگ‌تر کرد. حوادث ثابت کرد که لبنان در جهان عرب تأثیرگذارترین است و بیش از خود جهان عرب نیز تأثیرگذار است و این، فراتر از چیزی است که برخی از رهبران لبنان و رهبران عرب تصور می‌کردند.

گذشته از همه این‌ها، بحران تجربه تلخی بود که حتماً باید در روند ساختن لبنان آینده در نظر گرفته شود.

پس از گذشت یک سال از ریاست‌جمهوری آقای الیاس سرکیس، این سال از دوره ایشان را چطور ارزیابی می‌کنید؟

سند شماره 13-10-77

موضوع : گفت‌وگوی مطبوعاتی - راه‌حل سیاسی از رهگذر همه‌پرسی عمومی امکان‌پذیر است

مکان و تاریخ : بیروت

مناسبت : استمرار خطر اسرائیل برای جنوب که نمود آن در تجاوزهای شبه‌نظامیان به ساکنان برای مجبور کردن آنان به همکاری با اسرائیل یا مهاجرت است. همچنین، نبود چشم‌اندازی روشن برای فعالیت سیاسی در عرصه عربی و داخلی.

منبع : روزنامه الرأی کویت، 13/10/1977

متن

این روزها در لبنان پرسش‌هایی درباره گفت‌وگوی سیاسی میان طرف‌های مختلف لبنان و همچنین درباره لبنان آینده و آینده جنوب لبنان مطرح است. در مصاحبه روزنامه الرأی با امام موسی صدر، رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان، پرسش‌هایی درباره مسائل گوناگونی مطرح شد : پرسش‌هایی که هنوز ذهن شهروندان عادی لبنانی را مشغول کرده است، چه رسد به ذهن ناظرانی که اوضاع لبنان را پی‌گیری می‌کنند، و برای همه اهمیت دارد، خواه در داخل لبنان و خواه در جهان عرب.

امام صدر در پاسخ به پرسش‌های الرأی دیدگاه‌ها و مواضع خود را در قبال مسائل گوناگونی که در عرصه لبنان مطرح است، بیان کرد.

امام صدر درباره راه‌حل سیاسی می‌گوید : در اوضاعی که اسلحه در همه جای لبنان پخش شده است، نمی‌توان مشکل را از راه ملاقات و دیدار حل کرد. مشکل جز به دست آقای الیاس سرکیس که نماینده حاکمیت قانونی لبنان است، حل نمی‌شود.

رئیس مجلس شیعیان درباره جبهه فراگیر ملی که برای شکل‌گیری آن تلاش می‌شود، می‌گوید : این جبهه نباید در وضعیتی که سیاستِ عدم توازن حاکم است، حالت تهاجم داشته باشد. امام صدر درباره آینده جنوب لبنان که نگرانی‌های عربی بسیاری را در پی داشته است، گفت : زندگی عادی به جنوب باز نخواهد گشت، جز در پرتو ورود ارتش لبنان به آنجا. مسائل بسیار دیگری نیز در گفت‌وگوی الرأی با امام صدر مطرح شد. متن گفت‌وگو در ادامه می‌آید :

این روزها دیدگاه‌ها و پیشنهادهای فراوانی درباره وفاق سیاسی، که ممکن است طرف‌های مختلف لبنانی را گرد هم آورد، مطرح است. برداشت شما از این وفاق چیست و چگونه می‌تواند شکل بگیرد؟

از تحولات اخیری که چه در لبنان و چه در منطقه به‌طور کلی رخ داد، فکر نمی‌کنم وفاق سیاسی که درباره آن صحبت می‌کنند، بتواند تنها از راه ملاقات‌های دوجانبه و دیدارهای تشریفاتی شکل بگیرد، هرچند این دیدارها نیز نقش دارد و یخ‌های موجود در روابط طرف‌ها را آب می‌کند و فضای سیاسی مناسبی برای همدلی پدید می‌آورد، ولی به نظر من ممکن نیست وفاق از این راه‌ها شکل بگیرد، زیرا طرف‌های بسیاری وجود دارند که مشخص کردن و شناسایی همه آن‌ها و همچنین نادیده گرفتن آن‌ها دشوار است؛ چراکه هر گروه کوچکی می‌تواند روند صلح را با مشکل رو‌به‌رو کند. بنابراین، فضای لبنان بسیار حساس است، به‌ویژه آنکه اسلحه نیز در دست همه وجود دارد.