مکان و تاریخ : بیروت
مناسبت : امام صدر، پس از بازگشت از سفر حج، این مقاله را درباره احساس و برداشت خود از حج و دیدارهای خود با مسئولان عربستان سعودی نوشت.
منبع : أمل و رسالة، شماره 29
متن
قرآن کریم، بین وجوب حج بر فرد مستطیع از یک سو و کفر شمردن خودداری از ادای آن از سوی دیگر، پیوند داده و در عین حال تأکید کرده است که خداوند از جهانیان بی نیاز است. هرکس در مفهوم آیات ژرف بنگرد، میتواند معانی متعددی از آیه حج به دست آورد، ازجمله اینکه :
1. حج بر فرد توانگر، یعنی کسی که، بنا بر احادیث، توانایی فراهم کردن توشه کافی و وسیله برای سفر حج و بازگشت داشته باشد، واجب است.
2. این بدان معناست که نگرش و روش و احساس، سه عنصری هستند که در حج به سوی خداوند تحول پیدا میکنند و این تحول در زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان ضروری است.
3. نکته دیگر اینکه سفر حج سفر ایمان در دو بعد آسمانی و زمینی آن است و انسان وقتی با جسم خود به سوی کعبه و دیگر مقامها حرکت میکند، از «خلق» به سوی «حق» و از فرد به سوی امت گام برمیدارد.
4. سفر از خلق به سوی حق، با بریدن از وابستگیهای مادی و عروج به دنیای آزادگی و وارستگی از مادیات تحقق مییابد. حاجی، خانه و خانواده و عادتها و شهر خود را رها میکند و وقتی به میقات میرسد، لباسهای خویش را کنار میگذارد و جسم خود را نادیده میگیرد و پس از ادای مناسک حج خواهشها و وقار خود و پرسشهای عقلانی خود را وامیگذارد و تسلیم اوامر پروردگار میشود و با نماد و رمز پرتاب سنگ، از دشمنان خداوند بیزاری میجوید و سرانجام با نماد و رمز قربانی کردن، از دارایی خود دست میشوید و بدینترتیب، از هرچه غیرخداست و از همه وابستگیهای مادی خود در زندگی، آزاد میشود.
5. سفر از فرد به سوی امت، با رها کردن ویژگیها و امتیازات فردی و خانوادگی و ملی و قومی و طبقاتی تحقق مییابد. فرد در شکلی یکدست و یکپارچه ذوب میشود و به قلب اسلام، کعبه مکرمه، و سپس به صفا و مروه نزدیک میشود. با حرکت دایرهای بر گرد کعبه و با حرکت افقی میان صفا و مروه، امواج فردها و گروهها در هم میآمیزند و وحدتی همگون و دارای آغاز و پایان و با رفتار و حرکات همسان پدید می آورند و بدینترتیب، کارگاه حج از فرد، گروه میسازد.
6. نکته دیگر اینکه روگرداندن از حج به منزله کفر و خودبزرگبینی و خودپسندی است و این همان چیزی است که عبارت « ﴿ فَإِنَّ الله غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ ﴾ .»[41] آن را بیان میکند.
[41]. «خدا از جهانیان بینیاز است.» (آل عمران، 97)
سؤال باقی ماند. آیا وفاق و همبستگی در لبنان، همانند ازدواج موقت، برای شرایط خاص و استثنایی و دارای مدت محدود است یا طرفهای درگیر موفق خواهند شد که صفحههای سیاه گذشته را در هم بپیچند و به وفاق و همبستگی بازگردند؟
نمیگیرد. ساختاری که میتواند لبنان را به وطنی جدید تبدیل کند، کدام است؟
درست است. رهبران سیاسی نمیتوانند قربانیان ویرانیها را نادیده بگیرند و نمیتوانند مصالح خود را به جای مواضع سیاسی و اجتماعی توجیه کنند. امّا ساختاری که میتواند لبنانی جدید و وطنی جدید بسازد، من چنین ساختاری را پیچیده نمیبینم، بلکه کافی است که بر پایه عدالت و برابری در حقوق و تکالیف استوار باشد. و این به معنای لغو فرقهگرایی سیاسی به یکباره و یا تدریجی است، البته باید ضمانتهای روشن و عادلانهای برای کسانی که احساس نگرانی میکنند، وجود داشته باشد.
شما در کنفرانس علمای مسلمان، اعلام کردید که موضع مسلمانان عرب و غیرعرب درمورد فاجعه لبنان متناسب با عظمت فاجعه نبود. شما چه انتظاری داشتید؟
جهان عرب و دولتهای اسلامی، جزئیات بحران را نمیدانستند و از این رو، در صدد حل آن برنیامدند و در نتیجه آن، آسیب بزرگی به لبنان وارد شد. گواه این سخن همین بس که وقتی دولتهای عربی در ریاض گرد هم آمدند، چارهاندیشی و گشایش آغاز شد. نزاع عربی، بحران ما را شدیدتر میکرد و شکافی بود که توطئه اسرائیلی از طریق آن نفوذ میکرد و اوضاع ما را بر هم میریخت. اکنون موضعگیری یکپارچه براساس مصلحت لبنان، این وطن یکپارچه عربی، ضامن از بین رفتن بحران است. همچنین موضع مسئولانه آنان و مسلمانان به لبنان کمک میکند که از زیر آوارها سر برآورد.
اختلافات عقیدتی یا فرقهای میان فِرق اسلامی در لبنان چیست؟ آیا میان آنها اختلاف در مواضع سیاسی نیز وجود دارد؟
در لبنان میان مسلمانان اختلاف سیاسی وجود ندارد، بلکه موضع آنان در جنگ، با وجود مذاهب گوناگونی که دارند، همان موضع کنفرانس ریاض، یعنی موضع عرب بود. پس از جنگ نیز همه با حکومت قانونی همراه بودند و در همه حال به دنبال حفظ مقاومت فلسطین و یکپارچگی لبنان و عربی بودن آن و پایان دادن به جنگ بودند. اختلاف مذهبی نیز از مسائل فرعی است و مهمْ نقاط مشترک است.
جناب امام، اهلسنت، ازدواج موقت (متعه) را حرام میدانند و میگویند مذهب شیعه آن را حلال میشمارد. ازدواج موقت چیست؟ نظر شما درباره سخن اهلسنت چیست؟
ازدواج موقت ازدواجی کامل با همه شرایط آن، ازجمله صیغه عقد و مهریه و عده و انتساب فرزندان به پدر و مادر است. تفاوت آن با ازدواج عادی در این است که مدت آن مشخص است. این ازدواج که برای شرایط خاص و استثنایی وضع شده است، به اتفاق همه مسلمانان [در زمان پیامبر] مشروع بود و بنا بر عقیده شیعه، عمر بن خطاب، به علل سیاسی و نظامی، آن را تحریم کرد. اهلسنت این تحریم را دائمی قلمداد کردهاند.
باید توجه داشت که دادگاههای شرعی، چیزی دراینباره ثبت نکردهاند و آن را حکمی استثنایی و برای شرایط خاص میدانند. اسباب و عواملی وجود دارد که تأکید میکنند نیاز به این ازدواج در آینده، ضرورت قانونی کردن آن را اقتضا خواهد کرد.
سؤالهایی که در ذهن ما بود برطرف شد و تنها یک
این جنگ، پیروزی ندارد و صرفاً یک مانور سیاسی زیانبار و خطرناک است و از این رو، همه مایل به پایان یافتن آن هستند.
5. اعراب و بهویژه عناصر اصلی آن (اعضای کنفرانس ریاض) و بهطور اخص، سوریه، مسئولیت مضاعفی نسبت به لبنان بر عهده گرفتند و اگر این امر بهطور کامل انجام میگرفت، اثری از توطئه نمیماند و بلکه دیگر رخ نمیداد.
اوضاع جنوب به چه سمتی میرود؟
در جنوب هنوز جنگ لبنان ادامه دارد؛ افزون بر آن، نیروهای بازدارنده نمیتوانند وارد جنوب شوند. از این رو، اسرائیل در حال حاضر از عنصری جدید بهره میبرد که آن را قادر میکند تا در صورت به تنگ آمدن از فشارها به اعراب حمله کند. این عنصر جدید این است که افکارِعمومی جهان این دروغ را باور کرده که اسرائیل از مسیحیان در برابر اکثریت مسلمان در جنوب پشتیبانی میکند، و این چیزی است که مناخیم بگین به آن تصریح کرده و خطرآفرینترین عنصر در عرصه لبنان به شمار می آید.
عنصر دیگری که وجود دارد، این «درک نادرست» برخی از جبهههای مخالف فلسطینی و برخی از چپگرایان تندروِ لبنانی است که [میپندارند] تنش در جنوب باعث میشود مسئله فلسطین زنده باقی بماند و اهرم فشاری بر وجدان عرب باشد.
شکی نیست که این درک نادرست و همچنین موضع راستگرایان تندروِ لبنانی، یعنی تلاش برای کسب دستاوردهای بیشتر به ضرر نظام لبنان است و هر دو با نقشه اسرائیل همسوست.
شما به توافقنامه قاهره که اجرا نشد و توافقنامه شتورا که با مشکل روبهرو شده است، چه انتقاداتی دارید؟
اجرای مرحلهای توافقنامهها، از تجربههای کنفرانس ریاض بود؛ یعنی طرح «امنیت مرحلهای» که ثابت شد موفقیتآمیز نیست. درمورد توافقنامه شتورا، مقامات لبنانی به اجرای آن ادامه میدهند و فلسطینیان و لبنانیان، به غیر از آن گروههایی که ذکر کردیم، پیگیر اجرای آن هستند، ولی نزدیک بودن منطقه به اسرائیل و کوتاهی در مسئولیتها، دشواریهای بزرگی در این راه پدید میآورد. همواره نظر من این بوده است که حل مشکل لبنان باید از جنوب آغاز شود و هرکه میپندارد حل این مشکل به ضرر جنوب یا بدون در نظر گرفتن جنوب امکان پذیر است، سخت در اشتباه است.
جناب امام، نظر شما درمورد اتهام آشکار همزیستی ملت لبنان با دشمنان در جنوب چیست؟
امام صدر نگاهی کرد، در حالی که شبح لبخندی بر لبانش بود؛ لبخندی که وقتی لب به سخن باز کرد، زود ناپدید شد :
هوشیاری و بردباری و آرامش خاطر ملت لبنان در جنوب علیرغم دردهای سختی که وصفناپذیر است، خود ضمانت حقیقی صلح است. موضع ملت در جنوب، تنها عامل کنار نگذاشتن سلاح عربی تحریم، بر ضد اسرائیل بود. همه فشارهایی که بر لبنان وارد شد، شکست خورد و هیچ نتیجهای در بر نداشت و مردم دردها و خطرها و رنج آوارگی را تحمل کردند و با دشمن تعامل نکردند.
برخی میگویند پیش از توافق بر سر ساختار لبنان فردا، وفاق و همبستگی ملی یا سیاسی شکل
مکان و تاریخ : دقاهره - دفتر کمیته مرکزی علمای مسلمان.
مناسبت : هشتمین همایش مجمع پژوهشهای اسلامی در قاهره.
منبع : مجله روز الیوسف مصر، 7/11/1977
متن
به قلم سمیر عزت :
امام موسی صدر، رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان، با دیدگاههای خود که مبتنی بر دستاوردهای علمی و واقعی بود و منابع و تحلیلهای محکمی داشت، شور و هیجانی در همایش مجمع پژوهشهای اسلامی به پا کرد.
او فردی است که از ریزترین جزئیات بحران لبنان و تحولات آن آگاه است؛ خوشبین است ولی با احتیاط. او معتقد است آتش جنگ لبنان خاموش شده است، ولی جنگ هنوز ادامه دارد! و تجربه احزاب از چپ و راست در لبنان شکست خورده است و ساختار جدید لبنان باید مبتنی بر لغو فرقهگرایی باشد... اسرائیل در شرایطی نیست که بتواند جنگ تازهای به راه بیندازد، ولی در آینده حمله خواهد کرد.
با امام در سالن کمیته مرکزی، محل برگزاری کنفرانس علمای مسلمان، ملاقات کردم. سپس گفتوگو را در اتاق ایشان در طبقه بیست و دوم هتل شرایتون آغاز کردم :
جناب امام، آیا به نظر شما صلح به لبنان نزدیک شده است؟
بله، عوامل منطقی برای پایان دادن به بحران فراهم شده است، ولی دشمن استثنایی و خطرناک برای لبنان و عرب باعث میشود که خوشبینی ما آمیخته با احتیاط باشد.
چطور؟
عوامل منطقی که برای پایان دادن به بحران فراهم شده، متعدد است که عبارت است از :
1. توطئه اسرائیلی - بینالمللی به اهداف خود رسیده است و هیچ علتی برای ادامه یافتن بحران وجود ندارد. مقاومت فلسطین آسیب دیده؛ وحدت ملی لبنان و شکل همزیستی خدشهدار شده؛ روابط سوریه و فلسطین دچار تنش شده و هر دو طرف میکوشند تا شکاف به وجود آمده را پر کنند. گذشته از آن، بار مسئولیت سوریه به سبب مسئله امنیت لبنان که بخش عمدهای از تلاش و نیروی سوریه مصروف آن میشود، بیشتر شده است.
2. اقدامات عربی برای جلب اعتماد آمریکا موفقیتآمیز بوده و از این رو، میبینیم ایالات متحده در خاموش کردن آتش جنگ در جنوب مشارکت میکند و این عاملی جدید در صحنه است که آقای سرکیس نقش فعالی در پیدایش آن داشته است.
3. اسرائیل در شرایطی نیست که بتواند جنگ تازهای به راه بیندازد، چراکه دنیا او را به جنگطلبی متهم میکند و این عاملی دیگر است.
4. برای طرفهای لبنانی و فلسطینی روشن شد که
فعالیتهایی است که در سراسر جهان صورت میگیرد تا یک کتاب چند بار چاپ یا ترجمه نشود. مجمع دیگر مؤسسههای جهان را از این فعالیتها آگاه میکند تا نیروها صرفهجویی شود و به سوی مواردی که خلأ فعالیتی هست، جهتدهی شود.
درمورد تصمیمات این نشست باید شجاعانه و مخلصانه ایستادگی کرد و نباید هیچ تصمیمی دو بار گرفته شود؛ باید درباره عواملی که مانع اجرای تصمیمات گرفتهشده از همایش اوّل تاکنون شدهاند، بحث و بررسی صورت گیرد؛ باید در صورت فراهم نبودن شروط اجرا، از هرگونه تصمیمگیری خودداری کرد. در این صورت، نشست باید به صدور فتوا یا پیشنهاد بسنده کند.
نظر رئیس همایش درباره سخنرانی این بود که این سخنرانی ارزشمندی بود و ما آن را چاپ و توزیع میکنیم و کمیتهای برای بررسی پیشنهادهای مطرحشده در آن تشکیل خواهیم داد.
بیشتر شرکتکنندگان در همایش درباره سخنانامام نظر دادند.
بیزاری بجوییم و مسلماً او در هر اوضاعی از همراهی ستمگران و متمایل شدن به آنان خشنود نمیشود.
انسان معاصر رنجدیده است و هر اندازه رشد کند، باز درجهای از محرومیت را احساس میکند. او سازمانها و اشخاص را مسئول محرومیت و فراهم نبودن فرصتهای مناسب برای خود میداند و انتظار دارد در وجود مبلغ یا عالم مسلمان حرارت مبارزه و فریاد حقخواهی را احساس کند.
3. پیشرفت و نوسازی شکلی یعنی کمک گرفتن از ابزارهای پیشرفته و روشهای نو برای ارائه اندیشهها و احکام و سازماندهی مؤسسههای دینی بهگونهای که از لحاظ شکلی و ابزارهای کاری در سطح مؤسسههای بینالمللی قرار گیرند.
بهرهمندی از آمارهای دقیق و نو درباره مسلمانان جهان و امور تربیتی آنان و رهبران روحانی و مؤسسههای دینی و کتابها و روزنامهها و امکانات آنها و سهمی که در رسانههای شنیداری و دیداری دارند، از ضرورتهای اولیه پیشرفت است. باید توجه داشت که سزاوارترین مؤسسه برای این امر الأزهر شریف است، چراکه بدون این پیشرفتها نمیتواند نقش سرپرستی خود را ایفا کند.
رنجهای برخی از مسلمانان جهان اسلام ازجمله مسلمانان فیلیپین و اریتره و حبشه برای همه معلوم است، ولی اطلاعات پراکنده نشان میدهد که مصیبتهای دیگری در تایلند و مجارستان هست که کمتر از مصیبت اینان نیست.
تا آنجا که من مشاهده کردهام، موضع مسلمانان عرب و غیرعرب در برابر محنت مسلمانان لبنان متناسب با بزرگی محنت نبود. این امر ناشی از ناآگاهی آنان از واقعیت حوادثی است که در لبنان رخ داده و هنوز در جنوب ادامه دارد.
به وضع مذاهب اسلامی در سراسر جهان باید با سماحت و جدیت بالا رسیدگی شود، بهویژه درمورد کسانی که به سبب دور بودن از فهم درست و نیز ظهور بدعتگذاران در میان آنان، از اصول و ارکان اسلام منحرف شدهاند. من تاکنون هیچ اهتمامی در سطح مطلوب درمورد این دسته از مردم ندیدهام جز اینکه برخی آنان را از خود راندهاند و برخی دیگر آنان را پذیرفتهاند، بدون آنکه مشکلشان را حل کنند، در حالی که این عده بسیار تشنه تصحیح اندیشههای خود و پیوستن به برادران دینی خود هستند.
مؤسسات متولی امور مسلمانان از کنفرانسها و مراکز فرهنگی گرفته تا غیر آنها فراوان شدهاند و افراد فعالیتهای گستردهای صورت میدهند. وقت آن فرا رسیده است که مجمع پژوهشهای اسلامی به شورای عالی رهبری تبدیل شود که مؤسسهها و کنفرانسهای اسلامی در آن نمایندگی داشته باشند. این امر نیازمند آن است که هیئتی از علمای بزرگ اسلام و اعضای مجمع یا همایش یا دیگران به انتخاب مجمع برای مسائل علمی تعیین شوند و خود مجمع و دبیرخانه آن تنها مسئولیت سرپرستی مسلمانان جهان و بررسی و پیگیری احوال آنان را بر عهده داشته باشد. در این صورت، این همایش هیئت عمومی خواهد شد و مجمع نیز دبیرخانه دائمی میشود.
نیازی به گفتن نیست که مجمع بنا بر این طرح در ارتباط دائم با اعضای همایش و دیگران خواهد ماند تا اطلاعاتی را که به دست آن میرسد، بهطور منظم و دستهبندیشده ذخیره کند و درمورد آنها گزارش ارسال کند.
از مهمترین کارهایی که مطلوب است اینگونه شوراهای عالی صورت دهند، هماهنگسازی
فعالیتهای تبلیغی آن برای ترویج مسیحیت بحث کنیم. اگر بخواهیم وضعیت را با در نظر گرفتن این عناصر اساسی بررسی کنیم و در صدد برآییم مشکل را با همه ابعاد آن مطالعه کنیم، افق آینده را تیره و تاریک خواهیم دید و توفانهای سهمگین از هر طرف ما را درخواهد نوردید.
آیا این محنت تلخ ما را به ناامیدی میکشاند؟ نه؛ جز کافران کسی از رحمت خداوند ناامید نمیشود، ولی در عین حال کوچک انگاشتن مشکل و آماده نبودن برای رویارویی با آن با روحیه مسئولیتپذیری سازگار نیست. بنابراین، اصلی که ناامیدی را از ما دور میکند از این سخن حضرت یعقوب(ع) ریشه میگیرد که : « ﴿ یَا بَنِیَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن یُوسُفَ وَأَخِیه ﴾ .»[40]
5. چند پیشنهاد
حضور ما در همایشی که علمای مسلمانان از سراسر جهان در آن گِرد آمدهاند از عنایتهای خداوند است. این، هشتمین همایش است، یعنی در برابر آن مجموعهای از تجارب قرار دارد که به آن امکان میدهد مسائل را ارزیابی کند.
وجود مجمع پژوهشهای اسلامی نشانهای است از عزم دانشگاه الأزهر برای رویارویی با مشکلات با روحیه کامل مسئولیت پذیری.
من به اینجا نیامدهام تا مسئولیتها و تکالیف بیشتری به الأزهر پیشنهاد دهم بدون آنکه خود و همراهانم را در این همایش برای برعهده گرفتن مسئولیتهای مرحله جدید فرا نخوانم.
این پیشنهادها ارائه میشود تا مورد بحث و بررسی قرار گیرد و هریک از ما نقش خود را ایفا کند. رهبران مسئول در جهان اسلام نیازمند سه عنصر هستند :
1.تقویت بُعد معنوی و تهذیب نفس در مبلغان. جهان امروز با وجود پیشرفتهای مادی و بلکه به سبب همین پیشرفت، مشتاق صفای روحی و وارستگی از مادیات است و باید اعتراف کرد که ظاهر [زندگی] بسیاری از علمای دینی اینگونه نیست. من نمیگویم عالم و مبلغ دینی باید بهرهگیری از زندگی دنیا را رها کند، چراکه اسلام رهبانیت و گوشهنشینی را رد میکند و امام علی(ع) فرموده است : «لَیسَ الزُّهدُ أَن لاتَملِکَ شَیئاً بَل الزّهدُ أن لا یَملکَکَ شَیٌء.» (پارسایی آن نیست که مالک چیزی نباشی، بلکه پارسایی آن است که چیزی مالک تو نباشد.)
سخن من این است که رشد وضع مادی زندگی انسان باید همراه با رشد جنبه معنوی باشد تا منحرف نشود و این چیزی است که مصرّانه خواستار آن هستیم.
هنوز نیز مقدار اندکی از معنویت بر بسیاری از اسباب مادی غلبه دارد و تجربههای ما از سراسر جهان حتی در کشورهای بسیار پیشرفته آن را ثابت میکند.
2. اهتمام آشکار به وضع ستمدیدگان و راضی نبودن به رفتار ستمگران و تلاش پیگیر برای کاستن از دردهای مردم و خشم گرفتن بر کسانی که آنان را از حقوقشان محروم میکنند.
چرا ما اجازه دهیم احزاب الحادی، مبارزه در راه طبقات زحمتکش یا استعمارشده را به انحصار خود درآورند در حالی که اسلام، ایمان کسی را که شب سیر بخوابد و همسایهاش گرسنه باشد، نپذیرفته است. مگر نه اینکه پیامبر(ص) به ما فرمان داده است با دست و زبان و دل خود از کار ناپسند
[40]. «ای پسران من، بروید و از یوسف و برادرش را بجویید.» (یوسف،87)
و خوشرویی و خوشگمانی و برابری با برادران خود برخورد کند، بدون آنکه آنان را خدا یا شیطان یا بنده خود قرار دهد و همچنین، تأثیر معاد بر دقت انسان در رفتار خود و حسابرسی از خویشتن و احساس مسئولیت و دیگر تأثیرات، فراتر از آن است که بتوان آنها را برشمرد.
مطالعات اسلامی نیازمند رشتهای خاص برای بررسی یکپارچگی اسلام و جدا نبودن اجزای آن از یکدیگر است و کسی که میخواهد درباره ارتباط میان احکام سخن بگوید، ناگزیر باید این رشته را برای همه پژوهشگران و مبلغان دینی ضروری بداند.
4. مسائل مهم تربیتی معاصر
ویژگی برجسته عصر ما این است که عصر تخصصهاست و نمیتوان مردم را به دو دسته دانا و نادان تقسیم کرد، چراکه بیشتر مردم در رشته تخصصی خود کارشناس هستند و این امر، دعوت دینی و تربیت را دشوارتر از قبل کرده است.
از سوی دیگر، اندیشههای سیاسی که غالباً دربردارنده طمعهای اقتصادی هستند، امروزه مبتنی بر عقاید و نظریات فلسفی هستند و با بهکارگیری همه ابزارها آنها را ترویج میکنند و مؤسسههای بینالمللی آنها را با ابزارها و دستگاههای جدید و پیشرفته و دقیق پشتیبانی میکنند.
این مکاتب با ادیان در جنگ هستند، ولی در عین حال از روشهای دعوت دینی استفاده میکنند و خواستار پذیرفتن اصول و مبانی آنها هستند و با تمام توان و با نقشههای دقیق بر ضد دعوت اسلامی ایستادگی میکنند و از بهکارگیری هیچ روشی برای از بین بردن آن باکی ندارند.
حمله به مؤسسات دینی و علما تنها وسیله در دست آنان نیست بلکه ایجاد چنددستگی و اختلافات داخلی و به خدمت گرفتن برخی عناصر - آگاهانه یا ناآگاهانه - برای قد علم کردن در برابر رهبران روحانی و به چالش کشاندن آنان و اثبات ناتوانی آنان برای بر دوش کشیدن مسئولیت، ابزارهای دیگر آنان است.
بنابراین، باید این حقیقت را دریابیم که جوامع ما صحنه نبرد اعتقادی با طرفهای متعدد است و در این نبرد، برابری در ابزارها و امکانات وجود ندارد.
از جهتی دیگر، به سبب آنکه سیاستها خاستگاه عقیدتی دارند، تعدد سیاستهای حاکم بر کشورهای اسلامی، تفرقه فکری میان کشورها و در درون کشورها را امری حتمی کرده است.
گذشته از آن، وضعیت دردناک و افزایش تشکیک درباره رهبران سبب شده است که افراد و گروههای بسیاری با وجود نداشتن صلاحیت و به سبب رنجهای روحی در برابر این مشکل بایستند و این وضع به نوبه خود سبب شده است که آنان گاه به راهحلهای نادرست و افراطی و گاه سازشکاریهای ذلتبار کشیده شوند.
هریک از این دو روش واکنشها و تأثیرات اجتماعی خود را دارند، ازجمله برخورد با اقلیتها که خود به چنین بیماریهایی مبتلا هستند. این امر آنان را در موضع دفاعی قرار میدهد یا بهانه به دست استعمارگر میدهد تا اقلیتها را در موضع دفاع از خود قرار دهد و، در نتیجه، مشکلات افزایش یابد.
با وجود همه این محنتها، ما هنوز درباره زمینه تربیتی موجود در جهان اسلام صحبت میکنیم، بدون آنکه اسرائیل و شرارتها و توطئهها و ابزارهای خطرناک گوناگون آن را در نظر داشته باشیم و بدون آنکه از قدرت استعمار و دامها و فرهنگهای آن و
تربیت، به نکته اساسی دیگری میرسیم که میتواند کبرای بحث تربیتی ما باشد. این نکته، اتحاد اسلام با عمل است. مسلمانان و حتی دانشمندان و پژوهشگران بنا به علل تعلیمی، اسلام را به چند بخش تقسیم کردهاند : علم اعتقادات و علوم وابسته به آن، مانند فلسفه الهی و علم کلام؛ علم فقه و اقسام آن : عبادات، معاملات، سیاست و احکام که هریک زیرمجموعههایی دارد؛ علم اخلاق.
اسلام همچنین به اصول - که نیازمند ایمان و دلیل قطعی است - و فروع تقسیم شده است.
این تقسیمبندیها که با انگیزههای علمی و گاه بنا بر درجه اهمیت صورت گرفته، موجب نوعی ضعف تربیتی و تا حد بسیاری بیتوجهی و بیپروایی شده است تا جایی که کار برخی مسلمانان به آنجا رسیده است که در دل به اسلام اعتراف دارند، ولی آشکارا به عبادات پایبند نیستند.
دور بودن از اخلاق اسلامی نیز بیماری رایجی است حتی در میان دینداران و، همچنین، بسیاری از مسلمانان از مسائل اجتماعی و سیاسی اسلام ناآگاهاند.
علت همه اینها، این تقسیمبندی آکادمیک برای اسلام است، در حالی که قرآن کریم مسائل اعتقادی را در کنار مسائل علمی قرار میدهد و میان آن دو و اخلاق پیوند میدهد، همانگونه که در شیوه تربیتی قرآن نیز این پیوند را مشاهده میکنیم.
در ابتدای سوره بقره، پرهیزگاران با پنج ویژگی وصف شدهاند : سه ویژگی اعتقادی است که عبارتاند از ایمان به غیب و ایمان به آنچه بر پیامبر(ص) و دیگر پیامبران نازل شده است و یقین به آخرت. دو ویژگی عملی است که عبارتاند از نماز و زکات. نماز ایمان به غیب را حفظ میکند و نماز بدون پرداخت زکات نیز سزاوار نکوهش است. (سوره ماعون)
در کمتر آیهای از قرآن کریم ذکر مسائل اعتقادی (ایمان) بدون اشاره به کار نیک (عمل صالح) آمده است، با وجود آنکه این دو از نظر تقسیمبندی فقهی از دو مقوله متفاوت هستند.
با بررسی دقیق احکام اسلامی درمییابیم که میان آنها تأثیر متقابل آشکاری وجود دارد و فعالیتهای عملی تأثیر گستردهای بر ایمان دارد و ایمان [نیز به نوبه خود] زیربنای اخلاق است و، در عین حال، از آن تأثیر میپذیرد، همچنانکه مسائل اعتقادی چشمانداز کلی مسائل اجتماعی را ترسیم میکند.
قرآن کریم در چندین مورد به این تأثیرگذاری متقابل اشاره کرده است، ازجمله : «ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَی أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُون.»[37] و «بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ یَسْأَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ.»[38]
این آیات بیانگر تأثیر عمل بر عقیده است.
روایات وقتی کبر و خودپسندی را حرام اعلام میکند، آن را نوعی شرک و شبیه انگاشتن به فرمانروایی خداوند عزوجل میخواند. بسیاری از کافران و بزرگ آنان ابلیس نیز به سبب آنکه بزرگی ورزیدند، کافر شدند : « ﴿ خَلَقْتَنِی مِن نَّار وَخَلَقْتَهُ مِن طِین ﴾ .»[39]
تأثیر اصول دین و بهویژه توحید، بر عبادات و پرورش و اصلاح انسان بهگونهای که با خوشبینی
[37]. «آنگاه فرجام کسانی که بدی کردند [بسی] بدتر بود، [چرا] که آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به ریشخند میگرفتند.» (روم،10)
[38]. «انسان شک در معاد ندارد بلکه او میخواهد آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت در تمام عمر گناه کند . از اینرو میپرسد قیامت کی خواهد بود.» (قیامة، 5ـ6)
[39]. «مرا از آتش آفریدهای و او را از گل.» (اعراف، 12)
