گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
در آخرت کسب کن. رضای خدا را به دست آور. قلبهای شکسته را دریاب. دین میخواهد آنچه خواستههای آدمی را ارضا میکند، دگرگون سازد، و امکانات برآورده کردن خواستهها را فزونی بخشد.
اینها را گفتم تا به آیه « ﴿ وَ إنَّهُ لِحُبِّ الخَیرِ لَشَدِیدٌ ﴾ » برسیم. آدمی خیر را دوست دارد. کدام خیر را؟ این نشانه آدمی است. قرآن سوگند میخورد که آدمی کفر میورزد اما خیر را هم دوست دارد. فطرت او پاک است و خیر و اصلح را دوست دارد.
پس از سوگند خوردن و تأکید بر اینکه انسان بر نعمات خداوند کفر میورزد و خود گواه بر خویش است و خیر را بسیار دوست دارد، پس از این نوبت چیست؟ «أَفَلا یَعلَمُ.» آیا نمیداند؟ چه چیزی را نمیداند؟ قرآن چیزی نمیگوید. فقط زمان آن را میگوید : هنگامی که آنچه در قبور است، خارج میشود. یعنی در روز محشر، هنگامی که مردهها را از قبر خارج میکنند. خداوند میتوانست، بگوید: «إذا أُخرَجَ ما فِی القُبُورِ.» اما میگوید « ﴿ إذا بُعثِرَ ما فِی القُبُورِ ﴾ .» واژه «بُعثِرَ» با تصویر آغاز سوره متناسب است. «تَبَعثَرَ» به معنای به هم زدن و نامنظم ساختن است؛ یعنی کسی از اینجا میآید، کسی سرش بیرون میزند، دستی از آنجا، پایی از جای دیگر، خاکهایی از قبر در آمده و صخرههایی در اینجا، جسد برای روز قیامت نمانده است و پراکنده است. آیا اینگونه نیست؟ پراکنده میشود؛ قسمتی از خاک به درخت سیب تبدیل میشود، قسمتی دیگر به مکان دیگری میرود و صخره میشود، قسمتی دیگر سنگ میشود و با آن این ساختمان ساخته میشود. «بُعثِر» یعنی پراکنده میشود و حرکت میکند. قطعهای سنگ اینجا میآید و قطعهای دیگر به آنجا میرود. بخشی از خاک درخت سیب و بخشی دیگر صخره میشود : « ﴿ بُعثِرَ ما فِی القُبُورِ ﴾ .» کاملاً شبیه «فَأَثَرنَ بِهِ نَقعاً فَوَسَطنَ بِهِ جَمعاً» است.
« ﴿ إذا بُعثِرَ ما فِی القُبُورِ ﴾ » یعنی آدمی به روز حساب آورده میشود.
« ﴿ وَ حُصِّلَ ما فِی الصُّدورِ ﴾ » یعنی آنچه از پنهانکاریها و کینهها و دشمنیها و مشکلات درونی در سینههاست، آشکار میگردد. همهچیز روشن میشود. اگر همهچیز روشن شود، آیا آدمی نخواهد دانست؟ چه چیزی را؟ قرآن نمیگوید که آدمی چه چیزی را نمیداند.
« ﴿ إنَّ رَبَّهُم بِهِم یَومَئِذ لَخَبِیرٌ ﴾ .» خداوند خالق در آن هنگام از آدمی آگاه است. اما این عبارت مفعول «یَعلَمُ» نیست، زیرا مفعول «یَعلَمُ» «إنَّ» نمیگیرد. اگر «أَفَلا یَعلَمُ» معلول بود، جمله «إنَّ رَبَّهُم» پایان مطلب بود. لازم است که «إنَّ رَبَّهُم» جمله مستقلی بهمثابه پایان این راه باشد. قرآن میگوید : به این غارتِ هیجانانگیز سوگند یاد میکنیم که آدمی کفر میورزد و خیر را دوست میدارد و خود گواه است. اما متأسفانه انسانی که خیر را دوست دارد و خیر را برای خود میخواهد، در عین حال، ناسپاس است، همهچیز روشن است آنگاه که انسان از قبر برانگیخته میشود و آنچه در سینه نهان دارد، آشکار میشود و خواهد دانست که خداوند به همهچیز آگاه است و این جهان پایان میپذیرد و حیات مادی محدود است. آیا حقیقت را نخواهد دانست که توجه به عمل صالح و خیر همگانی و حیات همیشگی و سعادت ابدی به مصلحت اوست. آیا نخواهد دانست که نیکبختی در کسب رضای خدا و کفر نورزیدن به نعمات اوست. کی میخواهد این چیزها را بداند؟ آنگاه که از گورها برانگیخته شود و آنچه در سینه پنهان دارد، آشکار گردد و پروردگارشان در آن روز از حالشان آگاه است.
