گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
ذوق ادبی بیشتر داشته باشد، با قرآن انس بیشتری میگیرد و تعبیرات قرآنی را بیشتر درمییابد. معروف است که اعراب جمع شدند و گفتند که با محمد چه کنیم؟ این مرد بهسرعت پیش میرود و در فرزندان و جوانان ما تأثیر میگذارد. ولید گفت : من باید نخست به کلماتش گوش دهم. سپس راه چاره را بگویم. نزد پیامبر آمد و از او خواست تا پیامبر از قرآن برای او بخواند. پیامبر شروع به خواندن قرآن کرد تا به این آیه رسید : « ﴿ فَإن أَعرَضُوا فَقُل أَنذَرتُکُم صاعِقَـةً مِثلَ صاعِقَـةِ عاد وَ ثمود ﴾ .»[390] ولید دیگر صبر نکرد و منتظر نماند، فریاد کشید و فرار کرد و گفت : این سخنان به سخنان بشر نمیماند. از همین رو کوشید که اتهام اساسی متوجه سخن پیامبر کند. او گفت : این سخنان سحر است و پیامبر ساحر و این اتهام بین مردم متداول شد که این مرد ساحر است. این مسئله بر تأثیر عمیق آیات قرآنی بر عربها به هنگام گوش فرادادن به آن دلالت میکند.
در اینجا سخن دیگری از یکی از دانشمندان مسلمان غیرعرب، یعنی ابوالأعلی مودودی، که اهل پاکستان است، نقل میکنم. او میگوید : من شگفتزدهام که چرا عربها، با اینکه به زبان وحی گوش میدهند، ایمان ضعیفی دارند. میگوید : ما باید دهها سال عربی بخوانیم تا سخن خدا را دریابیم، در حالی که عربها از کودکی میتوانند قرآن را بفهمند. این توفیقی برای آنان است. آنان بیواسطه میتوانند کلام خدا را گوش فرادهند. پس باید تأثیر بیشتری نیز بپذیرند. بنابراین، هرکس که با قرآن آشنا شود، از معانی و الفاظ آن سیراب میشود و آن را نیک درمییابد.
آیات این سوره یکی از منظرههای عادی و معمول عربها را وصف میکند. این منظره صحنه غارت ناگهانی است که نزد عرب امری رایج بوده است. اما قرآن با چند واژه کم و کوتاه و آهنگین و با تقاطیع متناسب این صحنه را زیبا و احساسبرانگیز توضیح میدهد. لفظ و معنا در این آیات متناسب است. هنگامی که آدمی این آیات را میشنود، گویی این منظر با جزئیاتش در برابر چشمانش است.
«واو» ابتدای آیه برای سوگند است. اما نمیدانیم چرا خداوند برای این صحنهها سوگند یاد کرده است. « ﴿ وَالعادِیاتِ ضَبحاً ﴾ » یعنی به اسبهای تازنده سوگند میخورد. گلههایی از اسبهای دونده که نفسنفسزنان میرفتند. یعنی بهسرعت میتازد و نفسنفس میزند و شیهه سر میدهد. در این صحنه گروهی از اسبان که میدوند و نفسنفس میزنند، ترسیم شده است. این دویدن بهسرعت و شتاب و صدا و آتش بدل میشود.
« ﴿ فَالمُورِیاتِ قَدحاً ﴾ .» سُم اسبان با صخرهها برخورد میکند و بر اثر سرعت برخورد و اصطکاک جرقههای آتش ایجاد میشود. این مسئله به سبب سرعت اسبان طبیعی است. وقتی اسبان اینچنین با سرعت میتازند، این جرقه زده میشود. این جرقه کوچک است اگر بخواهیم بگوییم که با سرعت میتازند، میگوییم : « ﴿ فَالمُورِیاتِ قَدحاً ﴾ » یعنی این اسبها چنان بهسرعت و قدرت میتازند و نفسنفس میزنند که گویا آتش میافروزند، یعنی از بالا صدای نفسنفس آنان به گوش میرسد و آنان میدوند و از زیر پایشان نیز آتش افروخته است. این دو آیه وصف سرعت و شکوه منظره است.
آنها به کجا میروند؟ « ﴿ فَالمُغِیراتِ صُبحاً ﴾ .» اینها صبحگاه دست به غارت بردهاند. یعنی گروهی
[390]. «پس اگر اعراض کردند، بگو : شما را از صاعقهای همانند صاعقهای که بر عاد و ثمود فرود آمد میترسانم.» (فصلت، 13)
