گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 374

چنین بود : «﴿أَفَلا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُورِ وَ حُصِّلَ ما فِی الصُّدُورِ إنَّ رَبَّهُم بِهِمْ یَوْمَئِذ لَخَبِیرٌ. »[401]

این سوره‌های سه‌گانه مانند سوره زلزله درباره زندگی پس از این دنیا و محاسبه پس از مرگ به انسان هشدار می‌دهد، چندان‌که اسلام یا قرآن بتواند توجه انسان‌هایی را جلب کند که غافل‌اند و غرق در زندگی مادی خویش و یا سرگرم امور معمولی زندگی هستند.

آدمی در این دنیا، به‌خصوص هنگام نزول این آیات، به مادیات و زندگی عادی و زیاده‌خواهی و تفاخر به عده جمعیت سرگرم بود. انسان غوطه‌ور در زندگی مادی و یا خواب که به این دنیا مشغول است و از پیروزی‌های مادی‌اش و افزون‌طلبی‌هایش مست است، چنین انسانی به تکانی شدید نیاز دارد، تا آگاه و بیدار شود و در این هنگام متوجه تفسیر قیامت می‌شود.

از این رو، در این سوره‌ها روش‌های گوناگونی برای تکان دادن و بیدار کردن آدمی به کار می‌رود، تا اینکه او را متوجه معاد کند. گاهی با عبارت « ﴿ ألهاکُمُ التَّکاثُرُ »، گاهی با عبارت «القارِعَـةُ مَا القارِعَـةُ» و گاهی نیز با تصویرسازی از یورشی شگفت : « ﴿ وَالعادِیاتِ ضَبحاً » قرآن با این روش می‌خواهد آدمی را بیدار کند، و پس از آنکه بیدار شد، به او نشان می‌دهد که کجاست و به او می‌گوید که قیامت و محاسبه را در پیش‌رو داری. اما روش این سوره با دیگر سوره‌ها متفاوت است. این سوره با به تصویر کشیدن برانگیختن و رستاخیز و قیامت آغاز می‌شود : « ﴿ إذا زُلزِلَتِ الأَرضُ زِلزالَها

گمان می‌برید هنگام زلزله آدمی چه احساسی دارد؟ نمی‌دانم آیا شما زلزله را تجربه کرده‌اید یا نه. هنگام زلزله آدمی به عجز خود پی می‌برد. انسان در وقت زلزله در ناتوان‌ترین لحظه زندگی خویش به سر می‌برد. زلزله شبیه هنگامی است که اتومبیلی واژگون می‌شود. انسانی که در آن نشسته است، خود را بی‌پناه می‌یابد. می‌خواهد ماشین بایستد و دیواری را بگیرد. می‌خواهد به چیزی تکیه کند. احساس می‌کند که به شکل شگفت‌آوری میان زمین و هوا معلق است. این حالت شبیه زلزله است.

زلزله باعث می‌شود که آدمی احساس حقارت و حیرت و ترس شگفتی کند، زیرا همه تکیه‌گاه‌های او روی زمین است. آیا این‌گونه نیست؟ به بیان دیگر، وقتی که ما ایستاده‌ایم یا بر زمین نشسته‌ایم، زمین را می‌گیریم تا بر آن مستقر شویم. اما وقتی زمین حرکت می‌کند، چه باید کرد؟ آدمی احساس حقارت و ضعف و عجز می‌کند، به‌خصوص اگر زلزله فراگیر باشد، زیرا گاهی زلزله‌ها محلی هستند. این زلزله‌ها در چند ثانیه همه‌چیز را خراب می‌کنند. ممکن است همه مدت این زلزله‌ها پانزده ثانیه باشد. زلزله‌های عادی در یک خط‌اند، یعنی یا عمودی‌اند و یا افقی. با این حال، آدمی احساس حقارت می‌کند. پس « ﴿ زُلزِلَتِ الأَرضُ زِلزالَها » چگونه است؟ «زِلزالَها» به چه معناست؟ ما می‌گوییم : «فلانٌ ضَرَبَ ضَربَتَهُ» (فلانی ضربه‌اش را زد)، «فُلانٌ أَلقی کَلِمَتَهُ» (سخنان خود را ارائه داد) «فُلانٌ إستَعمَلَ سِلاحَهُ» (سلاح خود را استفاده کرد) یعنی سلاح برگزیده‌اش، سخنان برگزیده‌اش. اما «فُلانٌ ضَرَبَ ضَربَةً» یعنی ضربه نهایی را زد، یعنی همه نیروهایش را در این ضربه به کار بسته است.

« ﴿ إذا زُلزِلَتِ الأَرضُ زِلزالَها .» مقصود زلزله‌ای

[401]. «آیا نمی‌داند که چون آنچه در گورهاست زنده گردد، و آنچه در دل‌ها نهان است آشکار شود، پروردگارشان در آن روز از حالشان آگاه است؟» (عادیات، 11-9)