گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 369

یک فروشگاه گوشت چند تا مشتری دارد؟ تو همه مشتریان را می‌خواهی و من هم همین‌طور و درگیری پیش می‌آید و همین‌گونه است کارهای بزرگ و کوچک؛ زیرا خصوصیت‌های انسان یکی است، حتی اگر یک انسان همه کره زمین را در اختیار داشته باشد.

امروز کشور آمریکا چه اندازه است و چند کشور تحت سیطره آن قرار دارد؟ اما با این همه، طمع سیطره بر ویتنام و یا بخشی از خاورمیانه و یا آفریقا را هم دارد. در مقابل آمریکا، شوروی نیز همین‌گونه است. چقدر این کشور گسترده است، اما می‌خواهد بر شرق و غرب و کوبا و همه‌جا سیطره داشته باشد. نتیجه این نزاع درگیری و برخورد است. بنابراین، می‌توانیم نزاع همیشگی بشر را تفسیر کنیم؛ در طفولیت بر سر اسباب‌بازی، پس از طفولیت بر سر ریاست خانه، پس از آن بر سر قلدری در محل، پس از آن بر سر تملک زمین‌های روستا، پس از آن بر سر جلب مشتری‌های بازار و همین‌گونه سر نمایندگی و ریاست و حکومت بر دنیا. این نزاع و درگیری همیشگی است. اما چرا نزاع؟ زیرا بشر بلندپرواز و آزمند است و امکانات محدود. بلندپروازی‌های آدمی تمامی ندارد. از سوی دیگر، امکانات هم محدود است و در نتیجه، نزاعی دایمی صورت می‌گیرد. این تفسیر نزاع است.

نزاع، چنان‌که مکتب مارکسیسم می‌گوید، نیست. آنان معتقدند که نزاع پدیده‌ای طبیعی برای هر موجودی است. آنان این نزاع را تز و آنتی‌تز می‌نامند. این تضاد در امور بشری یعنی در فعل بشری نتیجه عدم تطابق میان بلندپروازی‌های انسان و امکانات برآورد این بلندپروازی‌هاست. دین این مشکل را چگونه حل می‌کند؟ آیا بلندپروازی‌ها و خواسته‌های آدمی را از او می‌گیرد؟ نه، هرگز چنین نمی‌کند، زیرا اگر خواسته‌های آدمی را از او بگیریم، او می‌میرد، و سنگ و ابزار و حیوان می‌شود. انسانی که خواسته‌ای ندارد، ناتوان است و تحرکی ندارد، چنان‌که در جوامع بدوی این‌گونه بود. در جوامع ابتدایی آدمیان بلندپروازی نداشتند و از همین رو، به زندگی پستی راضی بودند. دین نه‌تنها بلندپروازی‌های انسان را می‌پذیرد، بلکه تأیید و امضا می‌کند و این بلندپروازی را در انسان ایجاد می‌کند. فطرت خدا خالق آسمان‌ها و زمین است. اینکه همه شما یکسان هستید و اینکه هر فردی معادی و حشری قبل از این جهان دارد، حد و حدود انسان را گسترش می‌دهد. حدود انسان از زمین تا آسمان و از ازل تا ابد و از دنیا تا آخرت گسترده می‌شود. به سخن دیگر، حد انسان افزایش می‌یابد. من به عنوان یک موجود و یک فرد احساس می‌کنم که سری در آسمان دارم. چرا؟ از جانب خدا. من مخلوق خدایم و با او پیوند دارم. من پرتوی از خورشید هستی‌ام. این یعنی ایجاد خواسته و بلندپروازی‌ و دین می‌کوشد که این خواسته را برای آدمی بیافریند. دین نمی‌خواهد مانع خواسته‌های آدمی شود. خواسته‌ها و بلندپروازی آدمی حقی است پذیرفته و پسندیده.

دین چگونه مشکل تضاد را حل می‌کند؟ دین امکانات آدمی را توسعه می‌دهد. می‌گوید : ای انسان، تنها وسیله ارضای بلندپروازی‌ها مال و جاه و ریاست و اسباب‌بازی و گرفتن زمین‌های هم‌روستایی و جلب مشتری نیست. ابزار ارضای خواسته‌ها متعددند؛ بخشی از آن‌ها مادی‌اند و بخشی دیگر معنوی. ای انسان، درجاتی نزد خدا به دست آور که جزای خدا تمام‌تر است : « ﴿ وَ ما عِندَاللهَ خَیرٌ وَ أَبقی .»[395] خانه‌ای و یا زمین‌هایی و یا باغ‌هایی در بهشت به دست آور. سلطنت و کاخ و حکومتی

[395]. «آنچه نزد خداست، بهتر و ماندنی‌تر است.» (قصص، 60)