گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
داده است. مفسران به شکل گستردهای به این مسئله پرداختهاند. در روایات این مسئله مطرح شده است که مقصود از «نعیم» چیست؟ بالطبع، «نعیم» نعمت است. بسیاری از روایات توضیح میدهند که مقصود از نعیم سلامتی و امنیت است. برخی از روایات نیز میگویند که نعیم آب سرد و عسل گواراست و برخی روایات نیز غیر این معانی را ذکر کردهاند.
بیشک، نعمتهای خداوند فراواناند. چرا این جمله پس از این آیات آمده است؟ باری، خداوند میخواهد به کسانی که سرگرم زیادهخواهی هستند، هشدار بدهد که آتش پیش روی آنان است. اما چرا در آن روز از نعمتهای دنیوی بازخواست میکنند؟
قرآن نخست کسانی را که به دنیا سرگرماند، هشدار میدهد و تأکید و سرزنش و تمسخر میکند. اما پس از اینها نکتهای لطیف وجود دارد. قرآن میگوید : «﴿ ثُم لَتُسئَلُنَّ یومَئِذ عَنِ النَّعِیمِ﴾.» مقصود خداوند این است که زیادهخواهی در مال و جاه و زینت سرنوشتی جز جهنم ندارد، اما در عین حال، همه اینها نعمتهای خداوندند. این چیزهایی که در این دنیا شما را به خود مشغول میکنند، نعمتهای خداوندند؛ مال نعمت خداوند است؛ جاه نعمت خداوند است؛ زینت و علم و خوراک و همهچیز نعمتهای خداوندند. ما نمیخواهیم شما به زیادهخواهی سرگرم شوید. میخواهیم هرچیزی را در جای خود قرار دهید و از حد آن خارج نشوید و از دنیا بهرهمند شوید : « ﴿ قُل مَن حَرَّمَ زِینَـةَ اللهِ الَّتِی أَخرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیباتِ مِنَ الرِّزقِ ﴾ .»[368]
همه اینها نعمتهای خدایاند، اما مقصود از این نعمتها این نیست که تو زیادهروی کنی و به آنها سرگرم شوی و از همهچیز، جز خوردن و نوشیدن، غافل بمانی. وقتی میخوری و مینوشی و از مال لذت میبری، بدان که اینها نعمت خدایاند و باید شکر نعمت را به جای آوری و حق امانت را ادا کنی، زیرا که نعمتهای خداوندند. خداوند به تو داده و تو امانتدار این ثروت هستی و باید آن را در راه درست خود مصرف کنی و شکر خدا را به جای آوری. بنابراین، بهرغم آنکه زیادهخواهی سرنوشتی جز دوزخ ندارد، اینها نعمت خداوندند و بهرهمندی از این نعمتها و توجه به آنها هم نعمت خداوند است، و به آتش نمیانجامد. پس، آن کس که از این نعمتها استفاده میکند، بیآنکه شاکر صاحب نعمتها باشد و بیآنکه حق امانت را به جا آورد، نزد خداوند مسئول است و این کار عذاب او را در روز قیامت افزونتر میکند. به سخنی از حضرت علی توجه میکنیم. سخنی که از دیرباز به آن استشهاد میشود. در واقع، این بیان از سخنان جامع و کامل درباره نعمت و زیادهخواهی در آن است. امام میگوید : «لَیسَ الزُّهدُ أَن لا تَملِکَ شَیئاً بَلِ الزُّهدُ أَن لا یملِکَکَ شَیء.» (زهد آن نیست که مالک چیزی نباشی، بلکه زهد آن است که چیزی مالک تو نباشد.) هر اندازه که میخواهی مال جمع کن. این مسئله با زهد منافاتی ندارد. مهم آن است که تو مالک باشی، نه مملوک. من میتوانم اموال بسیاری داشته باشم و در آنها تصرف کنم و از آنها برای تربیت فرزندانم و رفتن به بهشت و کمک به مردم استفاده کنم. به بیان دیگر، من از مال چون ابزاری برای خود استفاده میکنم. اما گاهی اموالم مالکِ من میشوند. چه وقت این اتفاق میافتد؟
در مواقع بسیاری مردم منشی اموال خود هستند. اموال و باغهای فراوان دارند و همه
[368]. «بگو: چه کسی لباسهایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده و خوردنیهای خوشطعم را حرام کرده است؟» (اعراف، 32)
