گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
در روایات متعددی آمده است : حاشا که خداوند سبحان و متعال انعام و اطعام کند و در این دنیا به بندگانش روزی دهد و سپس، آنان را به سبب این روزی مورد بازخواست قرار دهد. مثلاً امام میگوید : اگر مهمانی برای تو بیاید و تو به او آب و غذا دهی، آیا بعدها به این سبب او را مورد سؤال و بازخواست قرار میدهی؟ ممکن نیست. پس چگونه این مسئله را به خدا نسبت میدهید؟ خصوصاً با این بیان و در این مقام.
روایات دراینباره بسیارند، یعنی بیش از ده روایت تأکید میکند که مقصود از «نعیم» ولایت است. در روایاتی که از طریق راویان شیعه نقل شده و نه روایات مشهور، آمده است : «بُنِی الإسلامُ عَلَی خَمس: عَلَی الصَّلوةِ وَ الزَّکاةِ وَ الحَجِّ وَ الصَّومِ وَ الوِلایـة.»[369] (اسلام بر پنچ چیز بنا شده است : بر نماز و زکات و حج و روزه و ولایت.) همچنین، آمده است : «وَ لَم یناد بِشَیء کَما نُودِی بِالوَلایـة.»[370] (آن قدر که به ولایت دعوت شده است به چیز دیگری دعوت نشده است. ) روایات متواتر بسیاری نقل شده است که بنابر آن موجودات و اشیا و گیاهان به ولایت ایمان دارند. این اعتقاد به ولایت سبب میشود که ما مسئله ولایت را بیش از واجب دینی عادی در نظر آوریم. و چنین به ذهن ما القا میکند که ولایت امری تکوینی و دامنهدارتر از تکلیفی شرعی است.
نخست مقدمهای برای تأکید بر این روایات و تأیید قرآن بر صدق آنها و تفسیر درست آنها میگویم. ما هر روز در سوره حمد میخوانیم : « ﴿ إهدِنَا الصِّراطَ المُستَقِیمَ ﴾ ، ﴿ صِراطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِم ﴾ .»[371] این معنا در قرآن بسیار تکرار میشود : « ﴿ وَ مَن یُطِع اللّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِک مَعَ الَّذِینَ أَنعَمَ اللّهُ عَلَیهِم مِنَ النَّبِیینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحینَ ﴾ .»[372] بنابراین، عبارت « ﴿ أَنعَمَ اللهُ عَلَیهِم ﴾ » در قرآن درباره هدایتشدگان به کار رفته است؛ کسانی که هدایت شدهاند و راه را یافتهاند و منحرف نگشتهاند : « ﴿ غیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِم وَ لَاالضّالِّینَ ﴾ .»[373]
پس این آیات نیز تأکید دارند که «نعمت» همان نعمت هدایت است، نه نعمت خوردن و نوشیدن، زیرا که هدایت به راه درست، مهمترین مسئله زندگی است. ما میخوریم تا زندگی کنیم؛ میپوشیم تا زندگی کنیم؛ نَفَس میکشیم و به سایه و خانه پناه میبریم، تا زندگی کنیم. خوب زندگی کردیم، پس از آن چه؟ چرا زندگی میکنیم؟ هدف از زندگی چیست؟ این اموری که در پیرامون ماست، نیازهای مادی ما را برآورده میسازد تا زندگی ما تأمین باشد. اما زندگی برای چیست؟ آیا باز هم برای خوردن؟ برای نوشیدن؟ برای پناه بردن؟ این پذیرفتنی نیست. این نیازها مقدمات زندگیاند. پس زندگی و حیات برای چیست؟ سببش چیست؟
راهی که مسیر ما را در زندگی مشخص میکند و باعث میشود که ما در زندگی هدفی داشته باشیم، همان « ﴿ صراط مستقیم ﴾ » است و این نعمت حقیقی ارزانیشده به انسان است. اگر بخوریم و بنوشیم و زندگی کنیم، اما به راه راست هدایت نشویم، گم و منحرف میشویم و میمیریم و از یاد میرویم. اما اگر زندگی کنیم و در راه راست خود برویم، به این نعمت حقیقی میرسیم.
[369]. کلینی، محمدبنیعقوب، الکافی، چاپ چهارم : تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1407ق، ج 2، ص 18.
[370]. کلینی، محمّد بن یعقوب، همان.
[371]. «ما را به راه راست هدایت کن : راه کسانی که ایشان را نعمت دادهای.» (فاتحه، 6 و 7)
[372]. «و هرکه از خدا و پیامبرش اطاعت کند، همراه با کسانی خواهد بود که خدا نعمتشان داده است، چون انبیا و صدیقیان و شهیدان و صالحان.» (نساء، 69)
[373]. «همانان که نه درخور خشماند و نه گمگشتگان.» (فاتحه، 7)
