گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 351

در گورستان آدمی باید عبرت بگیرد و به مرگ توجه کند، شما گورستان را نیز وسیله‌ای برای زیاده‌خواهی و فخرفروشی و سرگرمی می‌خواهید. آیه دراین‌باره نازل شده است. اما چنان‌که می‌دانید، معنا و تفسیر قرآن کریم منحصر در شأن و زمان نزول نیست، بلکه معنایی وسیع‌تر از شأن نزول دارد.

واقعیت این است که رقابت میان بنو عبد مناف بن قصی و بنو سهم بن عمر، بر سر مسئله‌ای ساده و معمولی بود. این مورد مثالی ساده و روشن بود. اما مشکل از این مسائل عمیق‌تر است. این مسئله حتی امروز نیز شایع است. امروز کسانی هستند که در قبرها با هم رقابت دارند و فخر می‌فروشند و زیاده‌خواهی می‌کنند. می‌گوید من فرزند فلان بن فلان هستم. معنای این سخن چیست؟ یعنی تو به کسی افتخار می‌کنی که مرده است. با کمی تأمل درمی‌یابیم که این سخن به همان معناست. در هنگام نزول آیات رقابت صورتی ساده و ابتدایی داشت و اکنون به معانی‌ای عمیق‌تر متحول شده است. مردمی که به خانواده‌ها و اجداد و گذشته‌های خود مباهات می‌کنند، همان‌هایی‌اند که زیاده‌خواهی آنان را به خود مشغول کرده است تا اینکه پا به گورستان بگذارند. زیارت قبر تنها به معنای رفتن به گورستان و سخن گفتن از مرده‌ها نیست. معنای دومی که گفتم نیز تفسیری از این آیه است.

معنای نخست : زیاده‌خواهیِ همیشگی به جای اندیشیدن به سرنوشت است تا اینکه سرانجام مرگ فرارسد.

معنای دوم : رقابت و هم‌چشمی و فخرفروشی است و چنان آدمی را به خود مشغول می‌کند که به مرده‌ها هم فخر می‌فروشد؛ خواه به روش قبیله بنو عبد مناف بن قصی و رفتن به گورستان و شمردن مرده‌ها، خواه به روش امروز ما که به مرده‌ها افتخار می‌کنیم. معنای دوم این دو آیه در ضمن سخنی زیبا از حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه آمده است، که مانند همه سخنان امام بسیار دلنشین است. آن را برای شما می‌خوانم. امام پس از قرائت این آیات می‌گوید : «یا لَهُ مِن مَرام ما أَبعَدَهُ وَ زَوراً ما أَغفَلَهُ وَ خَطَراً ما أَفظَعَهُ لَقَد استَخلَوا مِنهُم أَیَّ مُدَّکَر و تَناوَشَوهُم مِن مَکان بَعید. أَفَبِمَصارِعِ آبائِهِم یَفَخَرُونَ؟ أَم بِعَدِیدِ الهَلْکَی یَتَکاثَرُونَ؟» (شگفتا، چه مقصدی دور و چه دیدارکنندگانی غافل و چه کاری بزرگ و رسواکننده. جایگاه مردگان را از آنان تهی پنداشتند و آنان عجب اندرزدهندگانی هستند، از جایی دور آنان را طلب کردند. آیا بر گورهای پدرانشان می‌بالند یا به فزونی مردگانشان بر یکدیگر می‌نازند.) «زوراً» به معنای زائر و دیدارکننده است و مقصود از خالی دیدن مقبره‌ها این است که قبرها را خالی از عبرت یافتند. «مَصرَع» یعنی محل قتل و مدفن و قبر. تأمل کنید که امام چگونه این طرز تفکر را عمومیت می‌بخشد. مسئله فقط تعداد آنان نیست تا ادعا کند قبیله ما پنجاه یا شصت نفر است، بلکه اگر من به پدرم افتخار کنم، در حالی که اکنون او مرده است، این مسئله صادق است. امروز، به غیر از قبر چه پیوندی با پدرم دارم. اگر من امروز گفتم : من فرزند فلانی هستم، چه معنایی دارد؟ بدین‌معناست که من به این مسئله مباهات می‌کنم : «أَفَبِمَصارِعِ آبائِهِم یَفخَرُونَ أَم بِعَدِیدِ الهَلکَی یتَکاثَرُون؟» «عَدِیدِ الهَلکَی» (تعداد مرده‌ها) یعنی کسی را که از بین رفته است، می‌شمارند و او را ذکر و با آن زیاده‌خواهی می‌کنند. فخر یا به قبر و مرگ است، یا با «عدید الهلکی» زیاده‌خواهی می‌کنند، یعنی تعداد افراد خود را با شمردن مرده‌ها زیاد می‌کنند.