گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 349

یکی از مفسران بزرگ می‌گوید : وقتی این سوره را تلاوت می‌کنم، تصور می‌کنم که صدایی آسمانی از میان زمین و آسمان برخاسته و بشرِ غرقه در بازی‌های دنیا را، همچون مادیات و لهو و لعب و زینب و افزون‌خواهی و فخرفروشی، مخاطب می‌سازد که به هوش باش ای بشرِ غرق در دنیا و غافل از زندگی و آنچه در پس این زندگی هست. یکی از ادبا آدمی را این‌گونه وصف می‌کند : آدمیان چون گله‌ای گوسفندند و مرگ چونان گرگ یکی از گله را می‌گیرد و در برابر دیدگان دیگر گوسفندان می‌دَرَد، اما شگفت این است که دیگران با آسودگی و راحتی می‌چرند. آنان مشغول چَرا هستند و غافل‌اند از آنچه در انتظار آنان است یا در آینده برایشان اندیشیده شده. این اندیشمند می‌گوید : هنگامی که این آیات را می‌شنوم، هوشیار می‌شوم که این بشرِ غرق در دنیای سرشار از افزون‌خوانی و خودبزرگ‌بینی و سرگرم امور خویش، فقط به میان ولادت و مرگ نظر دارد و فقط به امروز خود می‌اندیشد، نه به فردا و آینده. پس از این متوجهِ غریوی آسمانی می‌شوم که از زبان محمد بر آدمیان فریاد می‌آورد. این الفاظ در اوج زیبایی و هماهنگ با معنایی است که الفاظ برای آن معنا بیان شده است.

و اما تفسیر سوره. معنای « ﴿ أَلهاکُمُ الَتّکاثُرُ » روشن است، یعنی افزون‌خواهی شما را به خود مشغول کرده است. «تکاثر» به دو معنا تفسیر شده است و به کار می‌رود و هر دو معنا در روایاتِ این آیه آمده است. معنای نخست تکاثر این است که انسان میل به زیاده‌خواهی دارد و همیشه در حال افزودن بر اموال خود است. پس تکاثر در مال یعنی تلاش همیشگی برای افزودن بر مال. زیاده‌خواهی در فرزند و جاه و همه وسایل زندگی هم داریم. تکاثر به این معنا افزودن تدریجی است. اما چرا «تکاثر» خوانده شده است و به باب تفاعل رفته است؟ با توجه به اینکه می‌دانیم در باب تفاعل دو طرف باید باشد. فی‌المثل، تضارب در این باب یعنی حسن زید را می‌زند و زید هم حسن را. اما چرا تکاثر به این باب رفته است؟ باب تفاعل و مفاعله در زبان عربی با توجه خاصی به کار می‌رود. مطالعه هم به باب مفاعله رفت است. مطالعه بدین‌معناست که من مطالعه می‌کنم، اما کتاب که مطالعه نمی‌کند. می‌گویند که مطالعه، زیرا وقتی من با کتاب رو در رو می‌شوم، کتاب نیز با من رو در رو می‌شود من از خود چیزی به آن می‌دهم و او نیز از خود و آنچه دارد، به من می‌دهد. این کاربرد در زبان عربی وجود دار د. تکاثر به این معناست که من بر مال خود می‌افزایم و مال نیز رغبت و بزرگی و عزت مرا در نزد مردم می‌افزاید. گویا در اینجا نوعی تعامل و تکاثر دو طرفه وجود دارد. اما تکاثر فقط برای زیاده‌خواهی به کار می‌رود، چنان‌که در این آیات به کار رفته است : « ﴿ اعلَمُوا أَنَّمَا الحَیاةُ الدُّنیا لَعِبُ وَ لَهوٌ وَ زِینَـة وَ تَفاخُرٌ بَینَکم .»[364] «تفاخر» به معنای «مفاخره» و فخرفروشی است. در ادامه همین آیه آمده است : « ﴿ وَ تَکاثُرٌ فِی الأموالِ وَ الأَولادِ کَمَثَل غَیث أَعجَبَ الکُفّارَ نَباتُهُ ثُّمَ یهِیجُ فَتَراهُ مُصفَرّاً ثُمَّ یکُونُ حُطاماً وَ فِی الآخِرَةِ عَذابٌ شَدِیدٌ .»[365] بنابراین، تکاثر به معنای زیاده‌خواهی همیشگی و تدریجی است. قرآن کریم می‌گوید : « ﴿ ألهاکُمُ التَّکاثُرُ .» یعنی شما روز و شب و همه ساعات را به زیاده‌خواهی و زیاده‌خواهی و زیاده‌خواهی سرگرمید. طمعی که پایان ندارد، و نفسی که به مال و جاه و

[364]. «بدانید که زندگی این‌جهانی بازیچه است و بیهودگی و آرایش و فخرفروشی.» (حدید، 20)

[365]. «و افزون‌جویی در اموال و اولاد همانند بارانی به وقت است که روییدنی‌هایش کافران را به شگفت افکند. سپس، پژمرده می‌شود و بینی که زرد گشته است و خاشاک شده است و در آخرت نصیب گروهی عذاب سخت است.» (حدید، 20)