گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 350

فرزند و لذتی که رسیده، قناعت نمی‌کند. شما سرگرم این امورید، آن‌چنان‌که گوسفند سرگرم چرا و علف‌های پیرامون است. گوسفند همیشه به سوی علف و کاه شتابان است، چنان‌که حضرت علی(ع) در خطبه معروفی می‌گوید : «أَأَقنَعُ مِن نَفِسی بِأَن یُقالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ وَ لا أُشارِکَهُم فِی مَکارِهِ الدَّهرِ» (آیا به همین راضی باشم که مرا امیرالمؤمنین گویند و با مردم در سختی‌های روزگارشان مشارکت نداشته باشم یا آنکه در سختی زندگی مقتداشان نشوم.) سپس می‌افزاید : «فَبِمِا خَلَقتُ لِیَشغَلَنِی أَکلُ الطَیِّباتِ کَالبَهِیمـة المَربُوطَـةِ هَمُّها عَلَفُها.»[366] (مرا برای آن نیافریده‌اند که چون چارپایان در آغل بسته که همه مقصد و مقصودشان نشخوار علف است. غذاهای لذیذ و دلپذیر به خود مشغولم دارد.) حضرت علی(ع) به این نکته اشاره دارد که حیوانات سرگرم علف‌های پیرامون خود می‌شوند و فراموش می‌کنند که مقصود از آفرینش آن‌ها چیست.

«﴿أَلهاکُمُ التَّکاثُرُ حَتّی زُرتُمُ المَقابِر. » تلاش برای افزودن بر مال و جاه و زینت و این امور تا دیدن قبرها شما را به خود سرگرم می‌کند؛ یعنی شما از روز ولادت تا زمان مرگ به خود هیچ فرصتی نمی‌دهید تا به آینده و سرنوشت فکر کنید و تا رسیدن پایتان به گور مشغول زیاده‌خواهی هستید. پس زیاده‌خواهی شما را از اندیشیدن به سرنوشت و به آینده و به حقیقت زندگی بازداشته است. شما هیچ فرصت و ساعتی را در همه عمر خود برای فکر کردن نگذاشته‌اید.

معنای دومی که با تفسیر دیگری از آیه مطابقت دارد، این است که تکاثر دشمنی و رقابت زیاد است. یکی بر دیگری به بزرگی و زیاد داشتن فخر می‌فروشد و نفر دوم هم به زیاد داشتن و بزرگی به او فخرفروشی می‌کند. این معنا نیز درست است. این سخن بدین‌معناست که آدمی در زندگی دنیا در پی زیاده‌خواهی و رقابت برای بیشتر داشتن است، تا اینکه سرانجام بمیرد. گویند هنگام نزول این آیات دو قبیله بنو عبد مناف بن قصی و بنو سهم بن عمر، که از قبایل قریش بودند، درباره بزرگی و افراد بیشتر و غیر این‌ها با یکدیگر بحث می‌کردند. هر قبیله مدعی بود که بیشتر از دیگری دارد و بحثی طولانی میان آنان درگرفت. یکی از قبایل ادعا کرد که در منازعات و درگیری‌ها افراد بیشتری از ما کشته شده‌اند و اگر این افراد کشته نشده بودند، ما از شما بیشتر و توانمندتر بودیم. از همین رو، نمایندگانی انتخاب کردند تا به گورستان بروند و مرده‌ها را بشمرند. شروع به شمردن کردند و مرده‌های هر قبیله را شمردند و بر زنده‌ها افزودند تا بفهمند که کدام قبیله افراد بیشتری دارد. سرانجام، یکی از دو قبیله سه خانواده بیش از دیگری داشت. در اینجا رقابت و زیاده‌خواهی در تعداد افراد یک قبیله بود، هرچن د که مرده‌ها را نیز با زنده‌ها به حساب آوردند. این مسئله به اصطلاح اصولی‌ها «غایت داخل در مغیاه» است. آن‌قدر زیاده‌خواهی کردید تا کارتان به گورستان کشید؛ یعنی به گورستان رفتید تا ببینید افراد کدام قبیله بیشتر است. مقصود از اینکه کارتان به گورستان کشید، مرگ آنان نبود.

در معنای نخست غایت خارج از مغیاه است؛ زیاده‌خواهی شما را به خود مشغول کرده است تا اینکه مرگتان فرارسد و پس از مرگ، دیگر زیاده‌خواهی وجود ندارد. اما در معنای دوم، زیاده‌خواهی و رقابت، حتی تا زیارت قبرها نیز ادامه دارد. مقصود از زیارت قبور سرگرم شدن و کار لهو است. با اینکه

[366]. شریف الرضی، محمدبن‌حسین، نهج‌البلاغه، تصحیح صبحی صالح، چاپ اول : قم، هجرت، 1414ق، نامه 45.