گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 352

«یرتَجِعَونَ مِنهَُم أَجساداً خَوَت وَ حَرَکات سَکَنَت.» (می‌خواهند که آن پیکرهای بی‌جان و بی‌جنبش بازگردند.) به مرده‌ها افتخار می‌کنند و از آنان چیزی کسب می‌کنند. مرده‌ها چه به شما می‌دهند؟ «أجساداً خَوَت»، یعنی جسدهای خالی و ازبین‌رفتنی.

«وَ لَأَن یَکُونُوا عِبَراً أَحَقُّ مِن أَن یَکُونُوا مُفتَخَراً وَ لَأَن یَهبِطُوا لَهُم جَنابَ ذِلَّـة أَحجَی مِن أَن یَقُومُوا لَهُم مَقامَ عِزّة.» (حال آنکه، آنها اگر مایه عبرت باشند، بهتر از آن است که موجب مباهات و اگر بر آستان ذلتشان نشانند خردمندانه‌تر از آن است که بر سریر عزت فرابرند.) «جَناب» یعنی آستانه. امام می‌گوید که به وسیله مرده‌ها از مقام خود‌بزرگ‌بینی خود به ذلت رسیدند؛ یعنی مرگ تنها سرنوشت پدران و اجداد آنان نیست، بلکه سرنوشت خودشان نیز است. به بیان دیگر، عاقلانه‌تر آن است که با یاد مرده‌ها به خاکساری و فروتنی بیفتیم، نه آنکه آنان را وسیله فخر و ارجمندی قرار دهیم.

«لَقَد نَظَرُوا إلَیهِم بِأَبصارِ العَشوَةِ وَ ضَرَبُوا مِنهُم فِی غَمَرةِ الجَهالَـة.» (هر آینه آنها را با چشمان کم‌سوی خود نگریستند و درباره آنها به ورطه جهالت فرو افتادند.) در ادامه می‌گوید : «وَلَوِ استَنطَقُوا عَنهُم عَرَصاتِ تِلکَ الدِّیارِ الخاوِیـة وَ الرُّبُوعِ الخالِیـةِ.» (اگر از رواق‌های آن سراهای ویران‌شده و آن زمین‌های خالی شده بپرسند.) «اسَتَنطَقُوا» یعنی اگر از آنان می‌پرسیدند و بازجویی می‌کردند و به سخن گفتن وامی‌داشتند و به آنان قدرت نطق می‌دادند. این عبارت بدین‌معناست که اگر به آن سرزمین و خانه‌های خالی فرصت و حق سخن گفتن می‌دادند، «لَقالَت ذَهَبُوا فِی الأَرضِ ضُلّالاً وَ ذَهَبتُم فِی أَعقابِهِم جُهّالاً تَطَئُونَ فِی هامِهِم.» (خواهند گفت که خداوندشان گمگشته و بی‌نشان و شما نادانان نیز از پی آنها خواهید رفت. اینک بر کله‌های آنان پا می‌نهید.) به چه کسانی افتخار می‌کنید، در حالی که بر جمجمه‌هایشان قدم برمی‌دارید. این سخن بدین سبب است که وقتی در گورستان راه می‌رویم، سرهای مرده‌ها زیر پاهای ماست.

«وَ تَستَنبِتُونَ فِی أَجسادِهِم.» (بر روی پیکرهاشان بذر می‌افشانید.) بر روی پیکرهای آنان گیاه و درخت زراعت می‌کنید، زیرا وقتی در این گورستان‌ها زراعت می‌شود، در واقع، گیاهان بر روی اجساد می‌روید. پس از این، حضرت علی(ع) با ادب فراوان تعبیری نیشدار به کار می‌برد : «وَ تَرتَعُونَ فِیما لَفَظُوا.» (و آنچه را از متاع دنیوی بر جای نهاده‌اند، می‌چرید.) واژه «لفظ» یعنی پرتاب کردن از دهان؛ کسی می‌خورد و مانده آن را از دهان بیرون می‌اندازد. هرکسی آنچه را دیگری از دهان خارج می‌کند، آلوده می‌داند و از آن بیزار است. امام می‌گوید که آنان اجساد خود را باقی گذاشته‌اند و شما بر آن کشت می‌کنید و سپس در آن می‌چرید : «وَ تَسکُنُونَ فِیما خَرَّبُوا.»[367] (و در خانه‌های ویرانشان جای می‌کنید.)

این سخنان امام ناظر به تفسیر دوم این آیات است. در «﴿أَلهاکُمُ التَّکاثُرُ حَتّی زُرتُمُ المَقابِرَ » غایت داخل در مغیاة است. مقصود آیه این است که رقابت و هم‌چشمی و تلاش برای پیشی گرفتن و برتری یک گروه بر گروه دیگر چندان شده است که به قبرهای پدران و تعداد نابودشده‌ها نیز رسیده است. زیاده‌خواهی چنان شما را مشغول کرده است که به زیارت قبرها و افتخار به قبرها نیز کشیده شده است.

[367]. شریف الرضی، محمدبن‌حسین، نهج‌البلاغه، تصحیح صبحی صالح، چاپ اول : قم، هجرت، 1414ق، خطبه 221.