‌مرا به بی‌توجهی ‌متهم ‌کند، باید ‌خودم ‌را محاسبه ‌کنم ‌و إن‌شاءالله ‌کوتاهی ‌نخواهم ‌کرد، زیرا ایمان ‌به ‌خدا را در خدمت ‌به ‌خلق ‌می‌دانم، همان‌گونه ‌که ‌در رفتن ‌به ‌مسجد و عبادت کردن.

اشغال‌ کاخ‌های ‌خالی‌

شما در سخنرانی‌تان‌ در سه‌شنبه ‌گذشته ‌در میان ‌توده ‌اعتصاب‌کنندگان، طرح ‌تازه‌ای مطرح ‌کردید و آن ‌خودداری ‌پناه‌جویان ‌از رفتن ‌به ‌‌چادرهای ‌صلیب ‌سرخ ‌بود. این طرح ‌تأثیر عمیقی ‌بر مردم ‌لبنان‌ و به‌ویژه، ‌اهالی ‌جنوب ‌بر جای ‌نهاد. خصوصاً ‌آنکه فرمودید که ابتدا ساختمان مجلس اعلای شیعیان را در حازمیه اشغال خواهند کرد. آیا فکر می‌کنید که ‌با اعتراض‌ و مخالفت ‌برخی، ‌به‌ویژه چهار ‌درصدی ‌که ‌مقدرات ‌این‌کشور را به ‌دست ‌دارند، مواجه ‌خواهید شد؟

‌همان‌گونه ‌که در آغاز سخنم ‌بیان‌ کردم، من نه سیاستمدار ‌و نه مدیر هستم ‌و پیشنهادی ‌برای ‌نظامی ‌بدیل ‌و یا نظمی ‌ندارم که گروه‌های ‌مختلف‌ خواهان ‌آن‌اند. من مردی روحانی‌ام ‌و ورود من ‌به ‌این بحران، همانند ورود شهروندی ‌است ‌که ‌برای وطنش ‌احساس ‌خطر می‌کند. همان‌گونه ‌که ‌دولت حق ‌دارد در حالت ‌جنگی ‌هر زمینی ‌را که ‌استراتژی ‌دفاعی‌اش ‌اقتضا می‌کند، مصادره ‌کند و همان‌گونه‌ که ‌ارتش‌حق‌ دارد که‌ از هر گذرگاهی به ‌اقتضای اوضاع ‌نظامی‌اش عبور کند، تصور می‌کنم ‌که‌ ما نیز در وضعیتی مشابه ‌قرار داریم.

شهروند جنوبی آواره ‌نیست، بلکه ‌شهروندی ‌است ‌که ‌فعالانه ‌در آبادانی ‌بیروت ‌و بالا رفتن ‌این‌قصرها و خانه‌ها مشارکت ‌داشته ‌است. بنابراین، ‌لازم ‌است‌ به ‌این ‌هم‌وطن ‌که ‌از خانه‌اش ‌رانده شده، توجه ‌شود. او در این ‌وضعیت ‌تقصیر و گناهی ‌ندارد، بلکه گناه‌ را دولت ‌در حق ‌او مرتکب ‌شده ‌است. دولت ‌در برابر او مسئولیت ‌کامل ‌دارد و باید چون ‌شهروندی‌ عادی ‌و شرافتمند با او برخورد کند و خوراک ‌و پوشاک ‌او را ‌محترمانه ‌برایش ‌تأمین ‌کند. امتناع ‌از پذیرش ‌چادرهای ‌صلیب ‌سرخ، طبیعتاً، ‌امری ‌ضروری ‌است، زیرا دولت انجمن ‌خیریه ‌نیست. دولت ‌مسئول ‌امور شهروندان ‌است.

بر این ‌اساس، ‌من ‌تصور می‌کنم که‌ هر ابزاری برای ‌سلامت‌ و بقای ‌این‌ کشور و پیشگیری ‌از انفجار آن ‌از درون، ضرورتی ‌حیاتی ‌و وظیفه‌ای ‌ملی ‌است.

دولت ‌می‌تواند در وقت گرفتاری ‌و سختی به ‌یاری ‌ایشان ‌بشتابد و هزاران ‌خانه‌ خالی ‌را در بیروت ‌و مناطق ‌مختلف ‌لبنان ‌بگیرد و به ‌اسکان ‌محترمانه آنان اختصاص ‌دهد. چنان‌که ‌گفتم، این‌کار نوعی ‌هم‌دردی ‌و ادای ‌وظیفه ‌ملی ‌است. ساختمان ‌مجلس ‌اعلای ‌شیعیان ‌در حازمیه ‌نباید چونان ‌ساختمانی ‌مجلل خالی ‌بماند و آماده ‌استقبال ‌از مهمانان ‌رسمی ‌باشد. وقتی ‌مردم ‌از بی‌پناهی‌ در حال ‌مرگ‌اند، ما کرامت ‌نداریم. ازهاینهرو، گفتم ‌که این ‌ساختمان ‌وسیع باید به ‌اسکان ‌هم‌وطنان ‌جنوبی‌ای ‌اختصاص ‌یابد که ‌آن ‌را بنا کرده‌اند.

بر این ‌اساس ‌و بدون ‌هیچ‌ حرف ‌و حدیثی، معتقدم ‌که ‌دولت ‌می‌تواند هتل‌های ‌خالی ‌و خانه‌های‌ خالی ‌را مصادره ‌و یا اجاره ‌کند تا خشم ‌فرو خفته‌ در درون ‌مردم منفجر نشود.

بیروت ‌برای‌کمک‌ به ‌جنوب ‌آماده ‌است

‌با این ‌حال، ‌لازم ‌است ‌که بگویم ‌همه ‌تلاش‌های ‌ما اکنون برای ‌بازگرداندن ‌مهاجران ‌جنوبی ‌از بیروت به ‌مناطق ‌خودشان ‌است. دیروز مذاکره‌ای ‌با مؤسسه

ژوئن ‌به ‌این ‌طرف، ‌پس ‌از تحرکات ‌و طمع‌ورزی‌های ‌اسرائیل ـ که ‌به ‌صراحت ‌می‌گوید همه مرزهایش را طبیعت مشخص کرده است، ‌به ‌جز در مرز ‌شمالی یعنی مرز لبنان ـ ‌جنوب ‌در برابر خطر سریع‌ و شدید و تحمل‌ناپذیری‌ قرار گرفته ‌است.

از آغاز خطر، دلسوزان‌ نصحیت ‌می‌کنند. از شما پنهان ‌نمی‌کنم ‌که ‌حتی ‌نمایندگان ‌مذاکره‌ و بحث کردند و مشکلات ‌را به ‌مسئولان ‌گوشزد کردند، ولی ‌نتوانستند هیچ ‌کاری ‌را به ‌پیش ‌ببرند. وقتی ‌انسان ‌به چنین ‌وضعی ‌می‌رسد، احساس ‌نومیدی می‌کند و در موضع ‌مقامات در مقابل ‌جنوب ‌شک ‌می‌کند. من ‌به ‌نوبه ‌خود ‌با تمام نیروها و توانایی‌هایم ‌و با ارتباطاتی ‌که ‌با مسئولان دارم ‌و با توجه ‌به ‌احترامی که ‌آنان ‌برای ‌من‌ قائل‌اند، در ده‌ها سخنرانی ‌و بیانیه‌ و بحث ‌و گفت‌وگو تلاش ‌کردم، ‌ولی ‌موفق ‌نشدم.

جنوب را عملاً ‌در لبه پرتگاه سقوط یافتیم. من ‌اطمینان ‌ندارم‌ که ‌این ‌تابستان ‌بگذرد و جنوب ‌بخشی ‌از کشور ما باقی مانده باشد. در چنین ‌اوضاع ‌و احوالی ‌طبیعی است که ‌من در مقام ‌شهروندی عادی، ‌که ‌برای ‌وطنش ‌احساس‌خطر می‌کند، حرکت ‌و از حق ‌خود دفاع‌ کنم. من ‌به ‌روش‌های سلبی ‌روی ‌آورده‌ام ‌و صددرصد یقین ‌دارم ‌که ‌این ‌روش‌ها سلبی ‌است، ‌ولی ‌از ژرفای ‌وجدان ‌معتقدم که ‌مورد رضایت‌ خدای ‌سبحان ‌و تکلیف ‌دینی ‌و ملی ‌من ‌است. من ‌به ‌هیچ‌کس ‌اجازه ‌نمی‌دهم ‌به سبب این ‌روش ‌که ‌در پیش ‌گرفته‌ام، به من اعتراض کند و امیدوارم ‌به سبب لهجه ‌تند و تیزی ‌که ‌در تذکر به ‌مسئولان ‌به ‌کار گرفته‌ام، معذورم ‌بدارند. معتقدم که سقوط ‌جنوب ‌به ‌معنای ‌فروپاشی ‌لبنان ‌است و انسانی ‌که ‌خودش ‌و کشورش ‌را در معرض ‌خطر می‌بیند، ناچار است ‌با همه ‌وسایلی ‌که ‌در اختیار دارد، از خود دفاع‌ کند و من ‌نیز إن‌شاءالله همین ‌کار را خواهم‌ کرد.

مراقب مجلس ‌جنوب خواهیم ‌بود

حضرت‌ امام، تأکید و تأییدی ‌که ‌شما با آن ‌مواجه ‌شدید، زعامت ‌شما را در جنوب تثبیت ‌کرده ‌است. آیا فکر می‌کنید که ‌دولت ‌برنامه‌ای ‌برای ‌این ندارد که ‌بار بی‌توجهی ‌طولانی‌مدت به ‌جنوب را ــ که ‌دستاویز مردم ‌این ‌منطقه ‌در مقابله ‌با دولت ‌شده ــ بر دوش ‌شما بیندازد؟

‌اگر مقصود شما مسئولیت ‌فردی است، من ‌پیش ‌و پس‌ از این ‌احساس ‌مسئولیت ‌کرده ‌و می‌کنم، چه ‌دولت ‌بخواهد و چه‌ نخواهد. من ‌فکر می‌کنم که مسئولیت ‌هم‌تراز آگاهی ‌است. به همان ‌اندازه ‌که ‌انسان ‌مشکل‌ را درک ‌می‌کند، مسئول ‌است ‌و باید همه ‌امکانات ‌و توانایی‌های ‌خود را در مواجهه ‌با خطرها و به ‌تناسب ‌درجه ‌شدت آن‌ها به ‌کار گیرد. من ‌احساس ‌کرده‌ام که ‌تا زمانی ‌که ‌حضور دارم‌ و صدایم شنیده می‌شود، مسئولیت‌ دارم.

اما اگر منظور شما از مسئولیت ‌آن ‌چیزی است که ‌در پارلمان ‌درباره ‌ریاست ‌من ‌بر مجلس ‌جنوب شنیده‌اید، باید بگویم ‌که اگر خوش‌بینانه هم به این ‌پیشنهاد نگاه کنم من‌ شخصاً ‌این ‌پیشنهاد را بلافاصله‌ رد کردم. اما نظارت‌ و مراقبت ‌بر این مجلس را رد نخواهم ‌کرد و از اقدام به هر کاری ‌که ‌به ‌نفع ‌جنوب ‌تمام ‌شود، سر بر نخواهم ‌تافت. من ‌نخواهم‌ پذیرفت ‌که ‌دست‌های غیرامین ‌و ناآگاه ‌و غیردلسوز مسئولیت ‌اداره ‌این ‌مجلس ‌را برعهده ‌گیرند. همچنین، ‌خواهم ‌کوشید که همه ‌نیروها و اطلاعات ‌و فعالیت‌ها و پشتوانه ‌مردمی‌ام ‌را در خدمت‌ این مجلس قرار دهم ‌تا در کار خود موفق ‌باشد.

از این‌رو، تصور می‌کنم ‌که ‌پیش‌ از آنکه ‌کسی

که ‌اسرائیل ‌به ‌جنوب ‌لبنان ‌چشم ‌طمع ‌دوخته ‌است، زیرا این ‌منطقه ‌از مهم‌ترین ‌مناطق‌ جهان‌ است. ما در قرآن مناطق ‌معدودی ‌را با عنوان ‌«سرزمین ‌مبارک ‌یا سرزمینی‌ که ‌خدا برکتش ‌را به ‌آن ‌بخشیده ‌است» ‌می‌شناسیم ‌که ‌طبعاً ‌شامل ‌فلسطین ‌و جنوب ‌لبنان ‌نیز می‌شود.

بنابر آمارها روشن ‌شده ‌است‌ که حدود یک ‌میلیون ‌متر مکعب ‌آب ‌در جنوب ‌وجود دارد. با این ‌حال، ‌روستاهای ‌این ‌منطقه ‌از تشنگی رنج می‌برد. افزون ‌بر وجود منابع ‌آبی، جنوب ‌لبنان همانند منطقه ‌جولان‌ منطقه‌ای ‌استراتژیک است ‌که ‌دارای زمین حاصل‌خیز و آفتاب ‌کافی ‌و هوشمندی ‌مردم ‌و دریاست. منطقه ‌جنوب ‌لبنان ‌از غنی‌ترین ‌مناطق ‌جهان ‌است.

جنوب ‌لبنان ‌در قدیم ‌از لحاظ تمدن در غنی‌ترین ‌مناطق‌ ‌دنیا بوده است. در صور و صیدا و قانا و جبل‌عامل و در این‌ مناطق مکاتب ‌فرهنگی ‌مختلفی ‌قرار داشت. جزین ‌و تمام ‌منطقه‌ جنوب درخشان‌ترین ‌منطقه ‌جهان ‌بود. این ‌پیشینه ‌سبب ‌شد تا اسرائیلی‌ها از دورترین‌ زمان‌ها، بنا به ‌اطلاعات ‌روشن، به ‌خاک ‌این ‌منطقه ‌طمع ‌بورزند. بنابراین، لازم و ضروری ‌بود که ‌مسئولان ‌لبنان ‌از زمان ‌سر برآوردن ‌رژیم ‌اسرائیل، برای ‌رویارویی ‌با دشمن ‌از راه ‌تقویت‌ بنیادهای ‌دفاعی ‌و تقویت ‌ارتش ‌و تجهیز منطقه ‌جنوب برای‌ مقابله ‌با دشمن آماده ‌می‌شدند.

کم‌کاری ‌دولت در مقاوم‌سازی ‌روستاها

شک ‌نیست ‌که ‌هر منطقه ‌به ‌لحاظ ‌ساخت‌وساز، اقتضائات ‌خاص ‌خود را دارد که ‌متفاوت با دیگر مناطق ‌است.

مثلاً ‌در ژاپن ‌وقتی‌ که ‌می‌خواهند خانه ‌بسازند، با محاسبه ‌مقاومت ‌آن‌ در برابر زمین‌لرزه ‌می‌سازند. ازهاینهرو، مناطقی ‌هم که ‌در معرض ‌خطر تجاوز دشمن ‌قرار دارد، باید ساخت‌وسازش ‌متناسب ‌با خطر تجاوز باشد. از آغاز می‌بایست ‌مسئولان ‌ما خطر وجود اسرائیل ‌را در مناطق ‌مرزی ‌جنوب ‌درک‌ می‌کردند، زیرا اسرائیلی‌ها از آغاز برپایی ‌دولت اسرائیل، در نزدیکی ‌مرز با لبنان ‌شهرک‌هایی تأسیس ‌کردند. با اینکه ‌می‌دانند لبنان‌ کشوری ‌صلح‌طلب ‌است ‌و دنبال ‌جنگ ‌نیست، ‌از آغاز تأسیس‌ اسرائیل ‌احتیاط‌ کردند و ‌شهرک‌های ‌مستحکم ‌به ‌نام‌ کیبوتص ساختند.

اما اینجا نه‌ چیزی ‌ساختند و نه ‌مردم ‌را راهنمایی ‌کردند و چنان‌که ‌گفتم، اندک ‌نشانه‌های ‌عمران ‌و آبادانی ‌در این ‌منطقه ‌هم ‌نتیجه ‌فعالیت‌های ‌فردی ‌است. بنابراین، مسئولان نه ‌وسایل ‌حمایتی ‌و دفاعی ‌را فراهم ‌کردند و نه ‌مردم‌ را راهنمایی‌ کردند که ‌ساخت‌وساز روستاها و خانه‌هایشان ‌را با توجه ‌به ‌احتمال ‌تجاوز دشمن، ‌که ‌از دیرزمان ‌روشن ‌بود، سامان ‌دهند. تجاوز امروز اسرائیل ‌به ‌بهانه ‌حضور چریک‌های ‌فلسطینی ‌است. اما اساساً‌ طمع‌های‌ اسرائیل ‌کاملاً ‌آشکار است ‌و با بود یا نبود چریک‌ها ارتباطی ‌ندارد.

ناامیدی ‌از موضع ‌دولت

به ‌این ترتیب، بی‌توجهی ‌به ‌جنوب ‌از زمان عثمانی‌ها و فرانسوی‌ها تاکنون ‌ادامه ‌داشته ‌است ‌و جبل‌عامل ‌به ‌«جنوب ‌لبنان» تبدیل ‌شده ‌است.

طبعاً، ‌همه ‌این ‌مشکلات را تحمل کردیم. مردم ‌با تلاش ‌شخصی ‌خود زندگی‌شان ‌را به‌پیش ‌برده‌اند، چون از دولت ‌خبری ‌نبود و زندگی خود را می‌کردند. اما از زمانی ‌که ‌بحران ‌شدت گرفت، یعنی ‌از پنجم ‌

در بُعد اجتماعی: از طرح‌های عمومی ‌دولت ‌در این ‌منطقه خبری نبود، حتی طرح‌های ‌حیاتی و ضروری. برخی ‌نمونه‌ها را ذکر می‌کنم که ادعایم ‌مستند به ‌دلیل ‌باشد. شهری ‌مانند بنت‌جبیل‌ که ‌مرکز شهرستان ‌است، هنوز هم ‌فاقد آب ‌است ‌و هر پانزده ‌روز یک ‌بار چند ساعتی ‌آب ‌دارد و دوباره ‌تا پانزده ‌روز دیگر خبری ‌از آب ‌نیست. تصور کنید: مرکز شهرستان، آن ‌هم ‌در مناطق ‌مرزی، فاقد آب ‌است.

مناطقی ‌نیز مانند بنی‌حیان‌ که ‌از مهم‌ترین ‌و حساس‌ترین ‌مناطق ‌است، تا کنون فاقد راه ‌است ‌و بیت‌لیف ‌که ‌روستای ‌استراتژیک ‌بزرگی ‌است، فاقد راه ‌است ‌و در داخل ‌آن ‌هم ‌جاده ‌ندارد.

پروژه ‌لیطانی ‌از 14 سال ‌پیش ‌به ‌راه ‌افتاده‌ و تاکنون ‌بیش ‌از260 میلیون ‌لیره ‌هزینه ‌در بر داشته ‌است. اداره کل ‌لیطانی هنوز نقشه فعالیت ‌خود را فراهم ‌نکرده ‌است، یعنی ابتدایی‌ترین ‌لوازم ‌برنامه‌ریزی را ندارد.

این مؤسسه ‌در جِزّین هم ‌پروژه‌ای را به ‌صورت ‌آزمایشی ‌اجرا کرد که ‌ناکام ‌بود، چون زمینی آهکی است و اصلاً‌ مناسب ‌کشاورزی ‌نیست. این‌گونه ‌اموال ‌مردم ‌جنوب ‌را ضایع و پروژه‌های ‌جنوب ‌را تباه‌ می‌کنند. آب ‌و برق ‌برای ‌برخی ‌مناطق ‌تا حد بسیاری ‌فراهم ‌است، ‌ولی ‌روستاهای بسیاری، ‌به‌ویژه ‌در منطقه ‌بنت‌جبیل، ‌هنوز از آب ‌محروم‌اند.

برخی ‌نشانه‌های ‌عمران و آبادانی در جنوب به چشم می‌خورد که بیننده خیال می‌کند باعث و بانی آن دولت است. اما من به‌طور قطع ‌می‌گویم ‌که آن‌ها نتیجه ‌تلاش‌های‌ فردی ‌است. هزاران ‌تن ‌از جوانان ‌جنوب ‌از روستاهایشان ‌به‌ بیروت ‌رفته‌اند و ‌به ‌سخت‌ترین‌ کارها تن داده‌اند و خودشان ‌را کشته‌اند و دو دستاورد داشتند؛ زمینه تحصیل‌ فرزندانشان‌ ‌را فراهم ‌آوردند و منزلی از بتون ساختند. این ‌آبادانی ‌جزئی ‌که ‌مشاهده می‌شود با اقدام‌ خود مردم ‌است ‌و نه ‌با مشارکت ‌دولت.

وعده‌های ‌وزارت ‌آموزش

اما از حیث ‌فرهنگی‌ و آموزشی ‌هم ‌سستی ‌و بی‌توجهی ‌به ‌اوج ‌خود رسیده ‌است. اگر این ‌بی‌توجهی ‌به ‌صورت ‌طبیعی ‌بود و با وعده‌ها همراه ‌نمی‌شد، تحمل ‌آن ‌آسان‌تر بود. از مدت‌ها پیش ‌وزارت ‌آموزش ‌اعلام کرد ‌که ‌هر روستایی که ‌قطعه‌ای زمین ‌در اختیار و تملک ‌این ‌وزارتخانه ‌درآورد، در آنجا برای ‌مردم ‌آن روستا مدرسه ‌خواهد ساخت. اما یک‌درصد از این ‌وعده‌ها هم ‌اجرا نشده ‌است. گویی ‌می‌خواهند زمین‌های ‌مردم ‌را فقط ‌تحت ‌تصرف ‌خود درآورند و مدرسه‌ای ‌هم ‌برایشان ‌نسازند.

این ‌بخشی ‌از وضعیت ‌ناگوار اجتماعی ‌و فرهنگی‌ای ‌است ‌که ما در آن ‌به‌سر می‌بریم، با اینکه ‌می‌دانیم ‌فعالیت ‌و هوش ‌و اقبال ‌به ‌علم ‌و علاقه‌مندی ‌به ‌تمدن ‌و پیشرفت ‌و آرزوی ‌زندگی ‌برتر، همانند همه ‌مناطق ‌در منطقه ‌جنوب ‌هم ‌وجود دارد، زیرا غالب ‌جوانان ‌جنوب ‌را که ‌از کشور هجرت‌کرده‌اند، انسان‌هایی ‌موفق ‌و پرتوان ‌می‌یابید.

میان ‌آرواره‌های ‌اژدها

تمام‌ آنچه گفته ‌شد از حیث ‌اجتماعی ‌و عمرانی ‌و فرهنگی ‌بود. اما مشکل کنونی ما مشکل ‌دفاعی ‌است. جنوب ‌از سال 1948 ‌تاکنون ‌خود را در میان آرواره‌های ‌اژدها دیده ‌است. هرکس ‌که ‌اسرائیل ‌را حقیقتاً ‌بشناسد ــ چه ‌از طریق ‌کتاب‌ها و نقشه‌ها و چه ‌از طریق ‌بیانات مسئولان ‌اسرائیلی ــ درک ‌می‌کند

که ‌وطن ‌در خطر است، زیرا در خطر قرارگرفتن ‌جنوب ‌به ‌معنای ‌در خطر قرارگرفتن ‌لبنان ‌است. فروپاشی ‌جنوب ‌به‌طور خودکار زمینه ‌فروپاشی ‌اقتصادی ‌و اجتماعی ‌لبنان ‌را فراهم ‌می‌کند. چراکه‌ با همان اوضاع و احوال و اسبابی ‌که ‌جنوب ‌فرو می‌پاشد، دیگر مناطق ‌لبنان ‌هم فرومی‌پاشد. بنابراین، مردم ‌لبنان درباره ‌کشورشان ‌عملاً ‌احساس ‌خطر کرده‌اند و شک ‌نیست ‌که ‌همه ‌لبنانی‌ها زمانی‌که ‌احساس ‌کنند وطنشان ‌در معرض ‌خطر قرار گرفته ‌است، حرکت ‌می‌کنند و اراده‌ و تصمیم ‌خود را در حراست ‌از وطن‌ علناً ‌نشان‌ می‌دهند.

شک ‌نیست‌ که ‌صرف علت ‌اعتصاب، در صورتی ‌که ‌به دعوت‌کننده ‌اعتصاب ‌اطمینان‌ وجود نداشته ‌باشد، کافی ‌نیست‌ و من ‌خدا را بر اعتمادی ‌که در درون مردم ‌لبنان است، شکر می‌گویم. اعتمادی که ‌در نتیجه ‌زیستن ‌با آنان ‌در طی ‌بیش ‌از ده ‌سال ‌و در مناطق ‌و مواضع ‌مختلف شکل گرفته است.

جنوب ‌از دیرباز گرفتار بی‌توجهی ‌است

‌تصور می‌کنم‌ که پاسخ به‌ پرسش درباره قصه جنوب را می‌توانم‌ در یک جمله ‌خلاصه‌کنم ‌و آن ‌این ‌است‌که ‌«وطن ‌در خطر است.»

شک ‌نیست ‌که ‌جنوب ‌گرفتار بی‌توجهی ‌و سهل‌انگاری ‌است ‌و این ‌بیماری‌ای ‌قدیمی است، زیرا چنان‌که ‌می‌دانیم، پس ‌از دوران ‌طلایی ‌جنوب ‌که ‌ما آن ‌را به ‌نام ‌جبل‌عامل ‌نام‌گذاری ‌کرده‌ایم ‌و در آن ‌دوره ‌جنوب ‌منبع گسترش ‌دانش ‌و فرهنگ ‌و تمدن ‌برای جهان ‌بوده ‌است، در زمان ‌حاکمیت عثمانی‌ها ‌گرفتار سرکوب ‌و ستم ‌شد. بسیاری ‌از علما و جوانان ‌خوب ‌در این ‌دوره کشته ‌و یا آواره شدند و کتابخانه‌های ‌جنوب ‌سوزانده ‌شد. جوانان ‌جنوب ‌به ‌سخت‌ترین مناطق ‌و جنگ‌ها فرستاده ‌می‌شدند که ‌هنوز هم ‌در ذهن ‌مردم ‌بر جا مانده ‌است ‌که‌ می‌گویند: «فلانی ‌به ‌یمن ‌رفته ‌است.»

این ‌ضرب‌المثل ‌از آنجا ناشی ‌شده‌ است ‌که‌ جوانان ‌منطقه ‌جنوب ‌را به ‌یمن ‌می‌فرستادند و معنایش ‌آن ‌است ‌که‌ کسی‌ که ‌به ‌یمن ‌برود، برنمی‌گردد. بعدها آن‌ها پذیرفتند که ‌به‌ جای فرستادن جوانان ‌به ‌یمن، بدیلی را بپذیرند و آن لیره‌های ‌طلا بود. به ‌این ‌ترتیب‌، جوانان ‌جنوب ‌را زمین‌گیر و اقتصاد جنوب‌ را خراب ‌کردند. سپس، ‌برخی نوچه‌های خود را بر منطقه ‌جنوب ‌مسلط کردند که رفتار فرقه‌گرایانه ‌زجرآوری ‌داشتند.این رفتار ‌روحیه ‌اهالی ‌این‌ منطقه ‌را درهم ‌می‌شکست.

نمایندگان ‌جنوب ‌حق ‌آن‌ را ادا نکردند

استعمار عثمانی رفت ‌و استعمار فرانسوی از راه ‌رسید و به ‌آن ‌بی‌توجهی ‌ادامه ‌داد و مشکل ‌را حل ‌نکرد. سپس، ‌استعمار فرانسوی ‌رفت ‌و استقلال ‌لبنان ‌اعلام ‌شد.

چنان‌که‌ می‌دانیم ‌استقلال ‌لبنان ‌در نتیجه ‌نوعی ‌هم‌پیمانی ‌میان فرقه‌های ‌مختلف ‌حاصل ‌آمد، ولی ‌این ‌هم‌پیمانی ‌به ‌توده‌های ‌جنوب ‌منتقل ‌نشد و سببش ‌این ‌بود که‌ نمایندگان ‌جنوب ‌که ‌در تکوین ‌این‌ کشور مشارکت ‌داشته‌اند، تلاش ‌نکردند که حقوق ‌تقسیم‌ و توزیع‌شده ‌میان فرقه‌های ‌مختلف ‌را به ‌همه ‌لبنان ‌تعمیم ‌دهند. نتیجه ‌این‌ شد که ‌منطقه ‌جنوب ‌گرفتار محرومیت ‌در ابعاد مختلف ‌است.

در بُعد فرهنگی ‌و آموزشی: نسبت باسوادها ‌در جنوب ‌بسیار کم ‌است.

در بُعد عمرانی: روستاهای ‌جنوب ‌از آب ‌و برق‌ و راه و آبادانی محروم‌اند.

گوشه‌گیری او را از مناصب ‌می‌دانیم. اما این ‌امر مانع ‌از ادای ‌مسئولیت وی نمی‌شود، چون زعامت به سوی او رفته است و او مسئول است. هر لبنانی ‌حق دارد ‌از وی بپرسد و البته ‌خود وی‌ هم ‌بر این ‌امر تأکید دارد.

امروزه، امام ‌صدر حامل ‌رسالت ‌آگاه‌سازی ‌دولت ‌از وظایفش ‌و نیز حامل ‌رسالت ‌دفاع ‌از اهالی ‌و اراضی ‌و کرامت ‌جنوب ‌است. او، همچنین، ‌حامل ‌رسالت ‌ارشاد و هدایت ‌مردم ‌جنوب ‌و حمایت از ‌آنان‌ در برابر کسانی ‌است ‌که ‌ممکن ‌است ‌از خشم ‌مردم ‌جنوب ‌سوءاستفاده‌ کنند ‌و نیروهایشان ‌را برای ‌منافع ‌خود به ‌کار گیرند.

امیدهای بسیاری ‌به ‌امام ‌بسته‌ایم‌، زیرا زعامت ‌وی ‌بزرگ ‌و مسئولیتش ‌بزرگ‌تر است.

2ـ گفت‌وگوی محمد رسلان با امام

‌جنوب ‌لبنان ‌رنجی می‌کشد که پیش‌بینی‌پذیر بود.

‌اسرائیل ‌گاه‌وبی‌گاه ‌به ‌خاک ‌لبنان تجاوز می‌کند و گشتی‌های ‌ضد گلوله‌شان، حرمت ‌مرزهای ‌جنوب ‌را که ‌در طول ‌سال‌های ‌گذشته در امنیت‌ و آرامش ‌قرار داشت، شکسته ‌است.

پس ‌از ‌تجاوز خشن اسرائیل ‌که ‌اخیراً ‌منطقه ‌بنت‌جبیل ‌شاهد آن ‌بوده ‌است، کوچ ‌دسته‌جمعی ‌اهالی ‌از این ‌منطقه ‌شروع ‌شد و اکنون ‌تقریباً‌ خالی ‌از سکنه ‌شده ‌است.

پس ‌از به ‌راه ‌افتادن ‌سیل ‌مهاجران، فریاد دادخواهی ‌و کمک ‌همه ‌لبنانی‌ها را تکان داد، ولی ‌چنان‌که ‌به ‌نظر می‌رسد، مسئولان ‌هنوز تکان ‌نخورده‌اند.

صاحب ‌این ‌فریاد بلند، امام ‌سید موسی ‌صدر، رئیس ‌مجلس ‌اعلای ‌شیعیان ‌لبنان، ‌است‌ که ‌مردم ‌را به ‌اعتصاب ‌عمومی سه‌شنبه ‌گذشته فراخواند و ندای ‌او با لبیک ‌مطلق‌ همه ‌لبنانی‌ها مواجه ‌شد.

از این گذشته، وی ‌خواهان ‌اعطای ‌حق ‌حیات ‌به ‌مردم ‌جنوب ‌شد و تهدید کرد ‌که کاخ‌ها و آپارتمان‌های ‌شیک ‌خالی را برای ‌پناه ‌دادن ‌به ‌مردم ‌مهاجر جنوب اشغال می‌کند، زیرا آنان‌ هیچ‌گاه ‌در چادرهای ‌صلیب ‌سرخ ‌زندگی ‌نخواهند کرد.

میعادگاه ‌مجله الجمهور با امام ‌موسی ‌صدر، مدرسه فنی‌وحرفه‌ای صور بود که ‌آنجا با ما صریح و خطیر سخن ‌گفت. حقیقت را اگر بخواهم ‌بگویم، ‌این ‌است ‌که ‌سخنانی ‌از این ‌دست ‌در تاریخ ‌بحران‌های ‌لبنان ‌برای ‌نخستین ‌بار گفته ‌می‌شود.

از امام ‌صدر پرسیدیم: مردم ‌دعوت ‌شما به ‌اعتصاب ‌عمومی ‌هفته گذشته ‌را اجابت کردند. دلیلش ‌آن ‌است‌ که ‌شما خشم ‌همه ‌لبنانی‌ها را از ‌وضع ‌موجود در جنوب ‌علنی‌ و آشکار بیان ‌کردید. آیا امکان دارد با لهجه ‌صریحی‌ که ‌دارید و ما را به آن ‌عادت ‌داده‌اید، داستان ‌جنوب‌ را از آغاز تا این وضع کنونی ‌که به آن ‌گرفتار آمده ‌است، ‌برایمان ‌روایت ‌کنید؟

حقیقت ‌این ‌است ‌که ‌هم‌نوایی ‌مردم ‌همه ‌مناطق ‌و فرقه‌ها ‌و همه ‌گروه‌های ‌لبنانی، دلیل ‌روشنی ‌است ‌بر اینکه ‌تمام ‌مردم ‌لبنان ‌در این ‌مرحله ‌اهمیت وضعیت کنونی را به‌خوبی درک کرده‌اند. به ‌بیانی ‌عام‌تر، اعتصاب ‌به معنای ‌تعطیل‌ یک ‌روز است ‌و تغییر عادت ‌در این اوضاع ‌سخت ‌اقتصادی، خالی ‌از دشواری ‌نیست.

همراهی ‌مردم ‌با اعتصاب ‌به ‌معنای ‌آن ‌است ‌که ‌آنان ‌به علت ‌اعتصاب ‌و کسی ‌که ‌‌به ‌اعتصاب دعوت کرده ‌است، باور دارند.

اما علت ‌اعتصاب؛ درحقیقت ‌عبارت از این ‌است

مسئولیت ‌وی چندان ‌سنگین ‌است ‌که ‌گفته ‌می‌شود اکنون ‌بار مسئولیت ‌هیچ ‌رهبر دیگری ‌به ‌لحاظ ‌ظرافت‌ و اهمیت ‌و دقت مهم‌تر از مسئولیت ‌وی ‌نیست.

این ‌مرد در پی ‌نمایندگی ‌نیست ‌و به ‌هیچ ‌منصبی طمع ندارد تا بخواهیم ‌او را در چارچوبی ‌ارزیابی کنیم ‌که ‌سیاستمداران ‌لبنان ‌بدان ‌عادت ‌کرده‌اند. ازهاینهروست ‌که کلمات‌ وی‌ تأثیری ‌شگرف ‌و بازتابی ‌تا دوردست‌ها دارد. مواضع ‌او نیز انعکاس ‌دردهای ساکنان ‌جنوب‌ و امیدهای ‌آنان ‌است. در نتیجه، مسئولیت‌هایی ‌را بر دوش ‌حضرت ‌ایشان ‌می‌گذارد که ‌سیاستمداران ‌حرفه‌ای ‌احساس ‌نمی‌کنند.

از این ‌روست که ‌وقتی ‌ایشان ‌مردم ‌را به ‌اعتصاب ‌روز سه‌شنبه ‌دعوت‌ می‌کند، همه ‌لبنان به او ‌لبیک ‌می‌گویند، چون ‌اطمینان ‌کامل ‌دارند که ‌اقدام ‌وی ‌در چارچوب ‌منافع ‌ملی ‌و به‌دور از هرگونه ‌گرایش ‌به‌ جریان‌ها یا گروه‌های ‌سیاسی ‌است، چنان‌که ‌خود وی ‌تأکید دارد.

نیز ازهاینهروست ‌که ‌دولت ‌لبنان ‌وظیفه ‌خود دید تا با همه ‌دستگاه‌ها و ابزارهای ‌رسانه‌ای‌اش ‌با وی ‌هم‌نوایی ‌کند، چنان‌که ‌روزنامه‌نگاران ‌نیز به ‌صورتی ‌خودجوش ‌به‌طور کامل ‌با وی ‌همراه ‌شدند.

نیز ازهاینهروست‌ که ‌هر کلمه‌ای ‌که ‌بر زبان ‌ایشان ‌جاری ‌می‌شود، محل اهتمام ‌و توجه ‌است، زیرا وی ‌توده‌هایی ‌را مخاطب ‌خود قرار می‌دهد که ‌به ‌سبب‌ اوضاع ‌اخیر، حساس و دقیق شده‌اند و هر آنچه ‌وی ‌گفته ‌است ‌و می‌گوید، در وجدان‌ها بازتاب ‌می‌یابد و اثری در جان‌ها دارد.

وی ‌بارها خواسته‌های‌ مردم ‌جنوب ‌را گفته ‌و تکرار کرده ‌و توضیح‌ داده ‌و بر آن ‌پای ‌فشرده ‌است. با همه ‌ابزارها برای ‌تحقق ‌آن ‌خواسته‌ها، مسئولان ‌را تهدید کرده ‌است، حتی ‌هشدار داده که ‌قصرها و خانه‌های ‌خالی ‌از سکنه ‌را اشغال ‌خواهد کرد و حتی راه‌های تنفس ‌لبنان ‌را خواهد گرفت تا اگر قرار باشد جنوب ‌بمیرد، همه ‌لبنان ‌یک‌جا بمیرد. چنین ‌هشدارهایی، در همه ‌مجامع ‌و محافل ‌سر و صدا برپا کرده ‌است. برخی ‌این ‌وضع ‌را به معنای ‌دعوت ‌به ‌خشونت ‌تفسیر کرده‌اند و آن ‌را همانند به‌کارگیری ‌توپخانه ‌برای ‌شکار گنجشک مایه ‌هرج‌ومرج‌ دانسته‌اند. در حالی که ‌واقعیت، ‌چنان‌که‌ دیگران و آنان که ‌امام را می‌شناسند، این ‌است‌ که ‌در کشوری ‌مانند لبنان‌ که ‌از مسئولیت‌شناسی ‌در آن خبری ‌نیست، گاهی‌ تهدید به ‌استفاده ‌از توپخانه‌ تنها راه ‌شکار گنجشک ‌است. تهدید به ‌استفاده ‌از توپخانه ‌به ‌معنای ‌شلیک ‌گلوله آن ‌نیست‌ و سید موسی ‌صدر که ‌قدرت ‌خطاب ‌به ‌توده‌ها و برانگیختن ‌احساساتشان‌ را دارد، درهعینهحال، قدرت ‌انعطاف ‌کافی ‌و سخن ‌نافذ برای‌ توضیح ‌وضعیت ‌و آرام ساختن ‌احساسات مردم را نیز دارد. این ‌برای ‌آن ‌است ‌که ‌دعوت ‌وی، ‌در واقع، ‌برای ‌حمایت ‌از جنوب است ‌و نه ‌کوچ ‌دادن ‌اهالی ‌آن؛ برای ‌تقویت ‌جنوب ‌است ‌و نه ‌ترک ‌آن ‌و رها کردن ‌آن ‌برای ‌چپاول دشمن؛ و برای ‌خیزش ‌اجتماعی ‌جنوب ‌است ‌و نه ‌سیاسی‌سازی ‌فضای ‌جنوب. آقای ‌صدر قطعاً‌ در چارچوب منافع ملی ‌لبنان ‌حرکت می‌کند. بزرگ‌ترین ‌دلیل ‌این ‌ادعا زمانی آشکار می‌شود که ‌گروه‌هایی را بشناسی که ‌در خفا با وی ‌دشمنی می‌کنند ‌و در برابر او اظهار نگرانی می‌کنند.

امام‌ موسی ‌صدر با تأکید تمام بیان ‌می‌کند که ‌سیاستمدار نیست ‌و خیال ‌رسیدن ‌به‌ هیچ ‌منصب ‌سیاسی ‌را در سر نمی‌پروراند. چنین ‌چیزی ‌کاملاً‌ پذیرفته ‌و ‌تردیدناپذیر است، زیرا همه زهد وی و

سند شماره 04-06-70

موضوع: گفت‌وگوی ‌مطبوعاتی ـ ‌جنوب‌ گرفتار بی‌توجهی ‌است ‌و اسرائیل ‌از زمان ‌تأسیس ‌به ‌خاک ‌لبنان طمع ‌داشته‌ است.

مکان: بیروت

مناسبت: سردبیر مجله الجمهور، آقای فرید ابوشهلا، سرمقاله‌ای درباره ‌امام ‌صدر چاپ کرد ‌و گفت‌وگوی ‌آقای محمد رسلان، دبیر ‌تحریریه با امام ‌موسی‌ صدر نیز در همین شماره ‌مجله ‌منتشر شد.

‌منبع: مجله الجمهور، 4/6/1970

متن‌

1. سرمقاله آقای ‌فرید ابوشهلا

مسئولیت ‌زعامت

‌خطاست ‌اگر کسی ‌بپندارد که حوادث ‌جنوب ناگهانی ‌اتفاق‌ افتاده ‌است. هر آدم ‌بصیر و برخوردار از اندک ‌آگاهی ‌سیاسی ‌و اجتماعی ‌می‌داند که‌ جنوب با گام‌هایی ‌بلند ‌به ‌سوی ‌سرنوشتی‌ حرکت می‌کند که ‌اکنون ‌در آستانه ‌آن ‌قرار گرفته‌ است، زیرا جنوب ‌از آغاز استقلال ‌لبنان‌ تا کنون ‌و حتی ‌پیش ‌از استقلال، هیچ‌گاه‌ عضو سالمی ‌از پیکره ‌لبنان ‌نبوده، هرچند عضو اساسی ‌آن ‌بوده ‌است. هیچ‌گاه‌ عضو سالمی ‌نبوده ‌است، زیرا همواره‌ از امراض ‌متعدد که ‌همگان ‌می‌دانند، شکایت داشته ‌و هیچ‌کس ‌تاکنون تلاشی برای ‌درمان ‌ریشه‌ای ‌و کارآمد آن نکرده است.

مسئولیت‌ این‌ تقصیر به همان ‌اندازه ‌که ‌بر دوش ‌دولت ‌لبنان ‌قرار دارد، بر دوش زعما ‌و نمایندگان ‌و وکلای ‌جنوب ‌نیز سنگینی‌ می‌کند که ‌بخشی ‌مهم ‌از دولت ‌لبنان‌اند.

اگر از سرنوشت‌ اجتماعی ‌و اقتصادی ‌جنوب ‌در طول ‌ربع ‌قرن پس ‌از استقلال ‌آن ‌صرف‌نظر کنیم، ‌باید دست‌کم ‌از سرنوشت ‌سیاسی ‌آن، ‌به‌ویژه،‌ پس ‌از ژوئن ‌1967 یعنی ‌از زمان ‌بروز خطر اسرائیل ‌بپرسیم. از این تاریخ ‌به ‌این ‌سو، اسرائیل ‌همواره ‌منتظر فرصت ‌مناسب‌ و به دست ‌آوردن ‌بهانه ‌برای تصرف ‌این ‌منطقه ‌عزیز از لبنان ‌بوده ‌است. وقایع گوناگون ثابت کرده ‌است که حمایت بین‌المللی از لبنان ‌باوری‌ خطا و خیالی‌ خام ‌است. بنابراین، ‌ضرورت ‌داشت که به ‌سرنوشت ‌جنوب ‌نگاهی ‌دقیق ‌شود و مراقبت ‌کافی‌ برای ‌حمایت ‌و حراست ‌از جنوب ‌و ارتقای آن در ‌همه ‌ابعاد صورت ‌پذیرد تا مردم ‌جنوب ‌وابستگی ‌بیشتری ‌به ‌سرزمین ‌خود پیدا کنند و بیشتر به ‌روستاها و خانه ‌خود دل ‌ببندند.

اما هیچ‌یک‌ از این ‌آرزوها برآورده ‌نشد و حتی دولت ‌لبنان از پیش ‌تدابیر لازم را در مواجهه با کوچ ‌اجباری ‌اهالی ‌جنوب ‌‌اتخاذ نکرد.

ربع ‌قرن ‌بی‌توجهی ‌و مسئولیت‌ناشناسی ‌و سه ‌سال ‌خطر اسرائیل ‌و تجاوزات ‌فزاینده ‌آن، که ‌به ‌بهانه ‌پاسخ ‌به‌ عملیات ‌چریکی ‌فلسطینی‌ها از خاک ‌لبنان صورت می‌گیرد، باید به ‌نتایجی ‌می‌انجامید که ‌مشاهده‌ می‌کنیم.

در دل ‌این‌ آشوب ‌و خلأ مستمر، رهبری‌ جدیدی ‌ظهور یافت که‌ همان‌ رهبری ‌حضرت ‌امام سید موسی ‌صدر، رئیس ‌مجلس ‌اعلای ‌شیعیان ‌لبنان‌، است. این ‌مرد با اینکه ‌رهبری ‌دینی ‌است، ناگهان ‌بار مسئولیت ‌سیاسی ‌و اجتماعی ‌بزرگی‌ را احساس‌کرد که ‌فرزندان ‌جنوب ‌و رهبران ‌و نمایندگانشان با همه ‌تعدد فرقه‌ها ‌و گرایش‌هایشان ‌بر دوش ‌او نهادند. بار

بعدی ‌را خواهیم‌گرفت.

برادران ‌عزیز، ما در پی ‌ایجاد مشکلات ‌برای ‌وطن‌ عزیز خود نیستیم ‌که ‌بیشتر از همیشه به ‌آرامش نیاز ‌دارد. اما وعده‌های ‌پیشین‌ عملی ‌نشده ‌است ‌و خبرهایی ‌که ‌درباره ‌تلاش ‌برای ‌تقسیط ‌اعطای ‌منابع ‌مالی ‌به مجلس جنوب به ما می‌رسد و اینکه ‌این مجلس را به ‌عرصه ‌بروکراسی ‌اداری انداخته ‌و ‌آن را ‌ابزار ارضای برخی افراد قرار داده‌اند ‌و دیگر اقدامات ‌شک‌برانگیز در این زمینه، ما را وامی‌دارد که با احتیاط‌ و به ‌دقت ‌تدابیری‌ را که ‌قرار است‌ اتخاذ شود، پیگیری کنیم.

برآوردن ‌نیازهای‌ ضروری کنونی جنوب ‌که مجلس جنوب برای ‌آن ‌تشکیل ‌و سی ‌میلیون ‌لیره ‌لبنانی ‌فعلاً ‌بدان ‌اختصاص‌ داده ‌شده‌ است، مقتضی ‌آن ‌است‌ که ‌اداره مجلس جنوب ‌به‌ دست ‌افراد نیرومند و امین و کارشناس ‌و صادق‌ سپرده ‌شود.

ما تا چهارشنبه ‌منتظر می‌مانیم ‌و به ‌مسئولیت‌پذیری‌ مسئولان‌ در این وضعیت ‌ویژه خوش‌بینیم ‌که ‌میهن ‌و تاریخ‌ آنان ‌را به کمک ‌می‌خواند و خدا آنان‌ را به ‌ادای ‌امانت ‌در خدمت ‌به خلق دعوت ‌می‌کند. والسلام‌ علیکم.

الف. ‌باید بدانیم‌ که ‌اسرائیل دشمن ‌لبنان‌ است، چنان‌که ‌دشمن ‌فلسطین ‌و دیگر ملل ‌عرب ‌است.

ب. ‌مقاومت ‌فلسطین ‌تنها راه‌حل ‌آزاد‌سازی‌ فلسطین ‌و مبارزه با این ‌دشمن ‌است.

ج. ‌مقاومت ‌هم به نقاط ‌جهش ‌و حرکت ‌و هم‌ به پایگاه‌های ‌ثابت ‌نیازمند‌ است. با این ‌مبانی ‌سه‌گانه ‌وظیفه ‌لبنان‌ را در مقابل ‌مقاومت ‌می‌شناسیم.

د. وجود مقاومت ‌و نفوذ مقاومت ‌از طریق ‌مرزها به ‌خاک‌ اسرائیل نه ‌با حقوق ‌بین‌الملل‌ منافات‌ دارد و نه‌ با توافق‌نامه ‌آتش‌بس. لبنان ‌هم ‌پلیس ‌اسرائیل ‌نیست.

هـ. قطعنامه ‌شورای ‌امنیت پس ‌از درگیری‌های عرقوب ‌نشان ‌می‌دهد که ‌جهان ‌با بهانه‌های ‌اسرائیل‌ در توجیه ‌تجاوزات ‌خود به ‌لبنان‌ فریب ‌نمی‌خورد و وجود مقاومت ‌و ترک ‌آن دلیل ‌موجهی ‌برای ‌تجاوز به ‌خاک‌ لبنان ‌نیست. ازهاینهرو، اسرائیل کوشید که به ‌حادثه حمله ‌به‌ اتوبوسی ‌نزدیک ‌مرزهای ‌لبنان ‌متوسل‌ شود و از طریق‌ دستگاه‌های ‌تبلیغاتی‌اش‌ آن ‌را به ‌جهانیان ‌نشان ‌دهد تا هجوم ‌وحشیانه‌اش ‌را به جنوب ‌توجیه ‌کند.

و. در پرتو داده‌های‌ فوق ‌و با پرهیز از بهانه‌ها و با توجه ‌به ‌اینکه ‌وجود مقاومت ‌در لبنان را ‌شورای‌ امنیت ‌و دیگران ‌به ‌رسمیت ‌شناخته‌‌اند، می‌توان وضع‌ کنونی ‌را سامان ‌داد.

ما به ‌درستی ‌دریافته‌ایم که مقاومت فلسطین ‌بر حفظ سلامتی ‌لبنان و مردم تأکید می‌ورزد، چنان‌که ‌بر آزادی ‌فلسطین ‌نیز پافشاری ‌می‌کند. بیانیه ‌اخیر سازمان ‌فتح ‌و بحث‌های کنگره ‌ملی ‌فلسطین ‌در قاهره بر این مسئله ‌تأکید دارد.

به ‌این ‌ترتیب، همکاری ‌مستحکم‌ برای ‌اجرای ‌توافق‌نامه‌ قاهره ‌امری‌ ممکن‌ و قطعی است. هدف ‌از این ‌همکاری، تأمین ‌منافع‌ لبنان ‌و توان‌بخشی به ‌مقاومت ‌فلسطینی ‌برای شدت ‌بخشیدن ‌به ‌شورش‌ها در داخل ‌اراضی ‌اشغالی ‌و سازمان ‌بخشیدن ‌به‌ نیروهایش ‌و کسب ‌تأیید و توجه ‌بیشتر جهان ‌عرب ‌و به‌ویژه، ‌مناطق پایگاه‌هاست.

پنجم ‌اینکه ‌در زمینه ‌عملی ‌ساختن ‌خواسته‌ها و زمان‌های ‌مشخص‌شده ‌برای ‌شدت ‌بخشیدن ‌به ‌اعتصابات، گام‌های‌ مثبتی‌ برداشته شده ‌است ‌که‌ عبارت‌اند از:

1. پارلمان لایحه ‌تأسیس مجلسی ویژه جنوب ‌را به ‌تصویب ‌رسانده ‌و مبلغ ‌سی ‌میلیون ‌لیره ‌از ‌محل ‌اعتبارات ‌سال ‌را برای ‌رفع ‌نیازهای ‌فوری جنوب ‌تخصیص ‌داده ‌و به‌ دولت ‌ده ‌روز مهلت ‌داده ‌است که سازوکار تأسیس ‌این مجلس را فراهم‌ آورد تا بدون‌ تأخیر، وظایف‌ خود را آغاز کند.

2. با توجه به طولانی بودن حل مسئله فلسطین، دولت ‌لبنان به اتفاق‌ آرا برنامه‌هایی ‌را برای هماهنگی و همکاری ‌میان‌ دولت ‌و مقاومت ‌فلسطینی ‌و فراهم ‌آوردن ‌فضایی ‌بهتر برای ‌آنان ‌تصویب‌ کرده ‌است.

3.‌ دولت‌ برای تصویب طرح‌ قانون ‌خرید سلاح‌های ‌جدید برای ‌ارتش‌ و نیز طرح ‌قانون‌ نظام وظیفه عمومی تلاش کند.

4. شهرداری‌ها و به‌ویژه، ‌شهرداری ‌بیروت ‌و طرابلس‌ و برخی‌ شهرداری‌های ‌جبل ‌لبنان ‌و بقاع، مواضع ‌وطن‌دوستانه ‌و مشوقانه‌ای اتخاذ کرده‌اند.

5. ‌اینکه ‌این‌ گام‌ها و برنامه‌ها، اقدامات ‌و ابتکارات ‌دلسوزانه‌ای ‌است ‌که ‌ما را وامی‌دارد که تا برگزاری‌ جلسه هیئت ‌دولت ‌در چهارشنبه 3 ‌ژوئن صبر کنیم. دولت در این جلسه ‌درباره تصویب ‌این ‌طرح‌ها و پروژه‌ها و اجرایی ‌شدن‌ آن‌ها تصمیم‌گیری ‌می‌کند. پس‌ از آن ‌و به ‌تناسب ‌اقدام‌ هیئت‌ دولت، تصمیمات ‌