شما از آغاز تا پایان حوادث در جریان مواضع دولت و جبه? مقاومت بودید. آیا درست است که در ابتدا مواضع دو طرف تند و افراطی بود و سپس نرم شد؟
بی گمان تندروی در مواضع است که موجب تشنج و درگیری می شود و برخوردهای مسلحان? اخیر به خاطر برداشت های نادرست هر دو طرف بود. برخی از سران مقاومت بر این گمان بودند که لبنان قصد دارد مقاومت را از بین ببرد و آنچه را دربار? نزدیک شدن زمان حل مسالمت آمیز مسئله - که به نظر من چنین راهحلی بسیار بعید است - گفته می شد، به آن ربط می دادند و می گفتند تنها مشکلی که بر سر راه این راهحل وجود دارد، حضور جبه? مقاومت است و چون فعالیت مقاومت را در کشورهای مختلف عربی متوقف کردهاند، می خواهند آن را در لبنان نیز متوقف کنند. بسیاری از رهبران مقاومت اینگونه فکر می کردند. از سوی دیگر مسئولان لبنانی در پرتو بیانیه ها و شعارها و سخنان برخی از رهبران مقاومت در سخنرانی هایشان نگران شده و افزون بر آن برخی از احزاب و شخصیت ها نیز بر آنها تأثیر گذاشته بودند و می دانیم که لبنانیان در جلب توجه و تأثیر بر دیگران تخصص دارند. هم? این عوامل ذهن مسئولان بلندپای? لبنانی را به وجود نیت هایی برضد نظام و امنیت لبنان بدبین کرده بود.
پس از گفتوگوها و تماس هایی که انجام گرفت روشن شد که تصورات هر دو طرف نادرست بوده است، در نتیجه مواضع آنها بسیار متعادل شد و من اطمینان دارم که متعادل تر نیز خواهد شد؛ به گونه ای که تعادل در مواضع مقاومت به حدی خواهد رسید که مقامات و گروه ها و احزاب لبنانی آن را اصلاً تصور هم نمی کنند و همین طور حمایت گروه هایی که تصور می شود از دشمنان مقاومتاند، از جبه? مقاومت تا بدانجا خواهد رسید که سران مقاومت نیز اصلاً تصور نمی کنند.
توافقنام? قاهره به گونه ای، هست? مذاکرات جدید است و اوضاع امروز با اوضاعی که به این توافقنامه انجامید، متفاوت است… این توافقنامه که چارچوب حداقلی را برای گفتوگوی سودمند در نظر گرفته است در طی توافقی غیرکتبی در هتل ملکارت انجام شد… و با وجود آنکه برخی می گویند هیچ توافقی در کار نبوده است ولی من اطلاع دارم که میان دو طرف تفاهم وجود دارد و اقداماتی انجام شده است که کاملاً به مصلحت هر دو طرف است.
من چنین تحولی را بعید می دانم، زیرا اصلاح قانون اساسی به موافقت هم? مردم لبنان یا خدای نکرده انقلابی شدید و خشونت بار نیازمند است و من هیچ بستر مناسبی برای این امر نمی بینم. هیچ نشانه یا شاهدی برای اصلاح بنیادین در قانون اساسی به چشم نمی خورد و فکر می کنم گلایه هایی که امروزه در مورد نخستوزیر و نبود مشارکت عملی ایشان وجود دارد، بخشی از آن ناشی از مشخصنبودن مدت مسئولیت نخست وزیر است که در نتیج?
مقاومت با نظام کنونی لبنان ناسازگار است. من در حضور رهبر کل مقاومت به یکی از رهبران این گروه ها گفتم: «شما می توانید هر عقیده ای داشته باشید ولی نمی توانید در خاک لبنان به اعتقادات خود عمل کنید. فقط در خاک فلسطین می توانید به آنها عمل کنید.»
امام در ادامه می افزاید: «پس از بحث و گفتوگو من گفتم که بر این عقیده ام که هر اقدامی که مردم فلسطین و رهبران فلسطینی را از توجه به آزادسازی فلسطین بازدارد و آنها را به خود سرگرم کند، با روح مقاومت و انقلاب ناسازگار است. این گفتوگو در کنار همکاری ها و فعالیت های بسیار سودمند تا حدی در ایجاد گفتمانی پایدار نقش داشت و امیدوارم این گفتمان ادامه پیدا کند و هر گروهی به مواضع گروه دیگر احترام بگذارد. پشتیبانی از مقاومت نهتنها سرنوشت لبنان و تکلیف آن - حتی در زمین? جنگ سرد در جهان - به شمار می آید، بلکه می توان گفت مصلحت لبنان در این است که بگوییم برگ برند? لبنان حضور مقاومت است.»
در مورد مقامات سوریه باید بگویم در واقع تلاش من برای بازگشایی مرزها نبود، هرچند امیدوارم این اتفاق بیفتد. من فقط یک سفر به سوریه داشتم (ایشان ابتدای هفت? گذشته دوباره عازم دمشق شدند) که در زمان بالا گرفتن تنش ها و انتقال ارتش لبنان از جنوب به شرق و شمال و بیروت انجام گرفت. در آن زمان برخی از جوانان فلسطینی عضو جبه? مقاومت در سنگرها، پاسگاه ها و برخی از مناطق جنوب حضور یافته بودند و همین مرا به فکر فرو برد که شاید اسرائیل با سوءاستفاده از نبود نیروهای لبنانی، در صدد اشغال جنوب برآید. البته شواهدی نیز برای این احتمال پیدا کردم. این بود که بی درنگ به سوریه سفر کردم و توانستم از نظر نظامی جو را آرام کنم و به دنبال آن، موافقتنامه ای صادر شد و براساس آن، گروه های فلسطینی از مرزهای شرقی و شمال عقبنشینی کردند و در نتیجه، ارتش به جنوب لبنان بازگشت و بدینترتیب، بهانه از دست اسرائیل برای هرگونه اقدام نظامی و اشغال جنوب لبنان گرفته شد.
برخی از شواهد ثابت است و از پیش وجود داشت مثل نقشه های کشف شده و اظهارات مقامات اسرائیلی پس از جنگ سال 1967 دربار? اینکه مرزهای اسرائیل همه جا مناسب و مطلوب است مگر در مرز با لبنان. اما شواهدی که اخیراً به دست آوردم این بود که بسیاری از جوانان ما که در آمریکا به تحصیل مشغولاند، خبر داده اند که دانشجویان یهودی در آنجا در حال بررسی طرح هایی دربار? جغرافیای جنوب لبنان و همچنین در زمین? آب و برق و کشاورزی در آناند، در حالی که امسال خشکسالی است. در برخی از روزنامه های خارجی نیز خوانده بودم که بعضی از رهبران اسرائیل دربار? ضرورت باز کردن راه گفتوگو با مقامات لبنانی دربار? آبهای جنوب لبنان سخنانی گفته بودند و برخی شواهد دیگر…
جنبش هایی که در جنگ جهانی دوم و قبل و بعد از آن شکل گرفت روشن می شود. شمار اعضای جبه? مقاومت محدود است و فعالیت آن نیز سرّی است و ابعاد و جزئیات آن برای مردم روشن نیست. این فعالیت ها را معمولاً افرادی اندک انجام می دهند. ملت فلسطین را نه می توان مانند نیرویی سیاسی و اجتماعی از مبارزات آزادی بخش فلسطین دور کرد و نه می توان به طور آشکار آنها را در فعالیت های کلاسیک مقاومت به کار گرفت. این وضعیت، فلسطینیان را بر آن داشته است که مقاومت خود را انقلاب بخوانند و به مثاب? اعضا و تود? این انقلاب از آن حمایت و پاسداری کنند. اقدام انقلابی، اقدامی کاملاً مبتنی بر جنگ و گریز است. قوانین انقلاب با دیگر قوانین تفاوت دارد. اینجاست که دشواری تدوین توافق نامهای برای تعریف روابط میان مقاومت و حکومت هر کشوری روشن می شود. فقط در لبنان چنین نیست بلکه در هر کشوری حتی در سوریه، مصر، اردن، سودان و حتی لیبی یا هر کشور دیگری نیز چنین است. اینجاست که ضرورت گفتوگو روشن می شود، زیرا گفتوگو توافقنامهای پویا و زنده است در حالی که توافقنامه هایی که فقط بر روی کاغذ باشد، جامد و بی روح است و فقط وقتی بین دو دولت نظامی یا دو شرکت تجاری باشد، سودمند است. توافق نامه های کتبی نمی تواند روابط میان قوای نظامی و جبه? مقاومت را تعیین و ساماندهی کند و از این رو هر دو به گفتوگوهای همیشگی نیازمندند تا امکان تغییر، جنگ و گریز و به تأخیر انداختن و جلو انداختن وجود داشته باشد و تفاهم میان دو طرف بتواند پایدار بماند. در نتیجه باید گفت این سرنوشت لبنان است.
پس از آن امام صدر روند حوادث اخیر را آن گونه که خود از نزدیک لمس کرده است بازگو می کند و می گوید:
پس از این مقدمه، می توانم بگویم ما می شنیدیم که دولت در صدد از بینبردن مقاومت است و مسئولان بسیار ناراحتاند، ولی وقتی در طول این جریان ها با مسئولان تماس گرفتیم، دریافتیم که از بینبردن مقاومت بعیدترین فکری بود که ممکن بود به ذهن مسئولان خطور کرده باشد، زیرا روشن شد که رئیسجمهور، ارتش، دیگر مسئولان و حتی گروه های مردمی که گمان می شد مقاومت را تأیید نمی کنند و حتی گروه هایی که در گذشته و در چند مورد ازجمله در کحاله با مقاومت درگیری داشتند، دربار? این مسئله کاملاً تفاهم دارند. از این رو، می توانم بگویم مقامات لبنانی به تفاهم و همدلی، تمایل و حسن نیت دارند ولی به خاطر آنکه میان دو طرف به طور مستمر مذاکره وجود نداشت، این تفاهم تحقق نیافته بود و همین امر باعث شد روابط لبنان و فلسطین شکل بادیه نشینی پیدا کند.
همین احساس به طور کامل در سران مقاومت وجود دارد. در دیدارهایی که داشتیم دربار? هم? موضوعات گفتوگو کردیم و برای من روشن شد که مقاومت، هم به خاطر مصلحت لبنان و هم به خاطر مصلحت خودش به حاکمیت لبنان و پاسداری از آن اهتمام می ورزد و همچنین به ضرورت دخالت نکردن در مسائل داخلی لبنان از انتخاب کدخدا و شهردار گرفته تا اصل نظام، پایبند است. رهبر کنونی مقاومت بر این عقیده است که نباید در این مسائل دخالت کند ولی اصول اعتقادی برخی از گروه های
موضوع: گفتوگوی مطبوعاتی - هیچکس نمی تواند برای من نقش تعیین کند?… نقش من را خداوند، تاریخ میهن، دین و مذهب من تعیین کردهاند
مکان و تاریخ: بیروت.
مناسبت: در پی درگیری میان ارتش لبنان و جبه? مقاومت فلسطین و بسته شدن مرزهای سوریه و لبنان، امام صدر تلاش خستگیناپذیری برای آرام کردن اوضاع آغاز کرد.
منبع: آرشیو مجلس اعلای شیعیان؛ مجل? کل شیء بیروت، 30/6/1973.
در طی حوادث اخیر (و حتی پس از آن) ملاقات با امام صدر دشوار شده بود، زیرا ایشان به منظور تلاش برای فرونشاندن شعل? حوادث و جلوگیری از گسترش آن، همواره در حال رفت و آمد میان جنوب و بیروت و دمشق و بعبدا و… بود و برای خاموش کردن آتش فتنه می کوشید.
بازگشت امام صدر به صحن? حوادث سرنوشت ساز، بسیاری از کسانی را که می پنداشتند نقش او با تمام شدن دوران رئیس جمهور سابق پایان یافته است، غافل گیر کرد؛ همان کسانی که بیهوده می کوشیدند و هنوز نیز می کوشند نقش او را کم رنگ کنند و او را از صحن? سیاست داخلی و رهبری شیعیان کنار زنند.
در طی حوادث اخیر و پس از آن، تلاش های درخور ستایشی برای توقف زد و خورد و از بین بردن عوامل آن در سطح دولت و جبه? مقاومت انجام دادید و برای بازگشایی مرزها تماس هایی با مقامات سوری برقرار کردید… نتیج? رایزنی های شما در هریک از این زمینه ها چه بود و برای ادامه و تکمیل این تماس ها پس از آرام شدن اوضاع چه پیشنهادی دارید؟ امام پیش از پاسخ، تفاوت مقاومت و انقلاب را بیان می کند و می گوید:
شاید تعجب کنید که در سفرهایی که همراه با برخی از همکاران برای ملاقات با طرفهای درگیر در حوادث اخیر داشتم به آنچه به طور تئوری می اندیشیدم، اطمینان پیدا کردم. در طی این دیدارها دریافتم که هیچ عاملی برای برخورد میان دولت لبنان و جبه? مقاومت فلسطین وجود ندارد و حاکمیت لبنان و تمامیت ارضی آن و امنیت مردم آن هیچ تعارضی با حمایت از جبه? مقاومت ندارد… حوادث خونبار، آن هم در سطح گسترده ای که همه می دانیم، مرا دچار تردید کرد که شاید بیش از حد خوش بین بوده ام و یا تصوری که در ذهن داشته ام نادرست و خیالی بوده است، ولی در طول حوادث مطمئن شدم که برداشت نخست درست است، زیرا اگر همیشه برای تعیین مسئولیت ها و حقوق و تکالیف و نیز حل مشکلات زودگذر گفتوگو و مذاکره انجام گیرد، هیچ تعارضی میان حاکمیت کامل و یکپارچگی ملی و تمامیت ارضی و امنیت هموطنان لبنانی از یک سو و حمایت از جبه? مقاومت در ادای مسئولیت های آن وجود نخواهد داشت.
بی گمان مقاومت فلسطین حرکتی انقلابی است و اینجاست که فرق میان مقاومت فلسطین و
که در منطقه ای حساس و پرتنش قرار دارد. لبنان از این چالش ها قدرتی جدید برای تقویت خود به دست میآورد.
باید از لبنان، مهد ادیان و انسانیت پاسداری کرد. باید با گسترش دادن عدالت حقیقی آن را حفظ کنیم. از دیدگاه عدالت حقیقی، وقتی گروهی از هموطنان حقوق دیگران را پایمال می کنند این اقدام آنها، هم اهانت به لبنان است و هم اهانت به خود آنان.
چنین به نظر می آید که در لبنان شکل جدیدی از قدرت در بیرون از چارچوب های سنتی در حال شکل گیری است و ممکن است برای کسب قدرت در لبنان کشمکش روی دهد یا لبنان میان نیروهای چپ گرا و ترقی خواه و نیروهای راست گرا و محافظه کار تقسیم شود. نظر شما چیست؟
به نظر من تعدد فرقهها در لبنان، کشور را از جریان های سنتی جهان به دور نگه داشته است. نظام لبنان با دیکتاتوری سازگاری ندارد و هیچ گاه به غرب و بلوک راست گرایش کلی نداشته است تا به طور قطع بگوییم روزی نیز به شرق و بلوک چپ گرایش کلی پیدا خواهد کرد. این مسئله در گرو تأمین عدالت اجتماعی است که در صورت تأمین نشدن آن موجب انفجار اوضاع داخلی می شود.
قدرت معنوی و دوراندیشی امام همگان را وادار به احترام در برابر ایشان کرده است. وقتی از ایشان پرسیدم این قدرت از کجا سرچشمه می گیرد… لبخندی زد و با فروتنی آن را رد کرد، ولی سرانجام به آن اعتراف کرد و گفت:
اگر هم قدرتی در وجود من باشد برگرفته از سه عامل است:
1. صداقتم در حد ممکن؛
2. بر این عقیده ام که به کسی که با من گفتوگو می کند دیدگاه یا نظری را تحمیل نکنم؛
3. در اثر این نگرش می توانم بدون هیچگونه فشار یا ناراحتی حقیقت دیگران را درک کنم.
افزون بر آن من با اندیشه های پیچیده و ابهام آمیز زندگی نمی کنم و تلاش طاقت فرسای من، اندیشه ام را غنی و بی نیاز می کند. بی گمان وقتی خداوند توانا یکی از خادمان خود را می بیند که در خدمت به آفریدگانش از هیچ کوششی فروگذار نمی کند، او را یاری و هدایت می کند و چون بردباری و بزرگواری او بیش از آفریده اش است، دل و فکر مردم را به روی او می گشاید.
این مشکل بی تردید مشکلی سیاسی است و رهبران اصلی اهلسنت و دیگر لبنانیان تلاش های پیگیری را برای حل این مشکل و پیشگیری از افتادن در دام فرقه گرایی آغاز کردهاند.
اهمیت مأموریت شما در سوریه و همچنین تماس های شما با مسئولان سوری برای برطرف کردن هم? پیامدهای بحران بر هیچ کس پوشیده نیست.
من روابط ویژه ای با سوریه و مسئولان سوری، بهویژه رئیسجمهور، حافظ اسد، دارم و منطقی نیست که در این اوضاع تلاش و فعالیت خود را متوقف کنم و از آن برای خدمت به لبنان و کشورهای عربی بهره نگیرم.
از صمیم قلب آرزو می کنم که به نتایج مثبت و سازنده ای برسیم و همانگونه که قبلاً نیز گفتم: من به تماشای حوادث نمی نشینم و منتظر وقوع آنها در آینده نمی مانم. من بر این عقیده ام که این خود انسان است که سرنوشت خود را رقم می زند.
حوادث اخیر از بسیاری از مسائل پرده برداشت که از جمل? آن ها احساسات اصیل و ملی شیعیان است که رهبری دینی آن بر عهد? شماست و همین امر تحسین بسیاری از مردم لبنان را برانگیخت.
من بر این باورم که مردم لبنان از هم? فرقهها به لبنان پایبند و وفادارند و برخی از موضع گیری ها فقط نشان? تنوع در دیدگاه هاست. اما در مورد شیعیان و دیگرانی که مرا قبول دارند و سخنانم را می پذیرند، من از آنان خواستم در هر اوضاعی به شایعات توجه نکنند، زیرا اوضاع کنونی با هم? اوضاع دیگر متفاوت است و هیچ ارتباطی با وضعیت سال 1958 ندارد. تحریککردن عواطف یا گرایش ها ممکن است به اشغال لبنان از سوی اسرائیل بینجامد و در هیچ اوضاعی جایز نیست با طولانی کردن بحران ها و مشکلات خود را در دام [دشمن] بیندازیم.
باید پایان یابد و اگر آن را به حال خود رها کنیم تا وخیم تر شود، فکر نمی کنم به زودی پایان یابد. باید بی وقفه و به طور پیگیر تلاش کنیم.
اوضاع لبنان شکننده است تا حدی که دوام و پایداری آن تعجب برانگیز است و کوچک ترین لرزشی آن را در معرض خطر قرار می دهد. به نظر شما آیا این پدید? شگفت انگیز و خارق العاده زنده و پابرجا خواهد ماند؟ لبنان را چگونه تعریف می کنید؟
بی گمان وجود لبنان که دارای فرقههای متعدد و برخوردار از تسامح است، برهانی کوبنده در برابر اسرائیل به شمار میآید و آن را به چالش می کشد، زیرا اسرائیل بر پای? نژادپرستی و به مبارزه طلبیدن هم? جوامع و تفکرات موجود، استوار است. از این رو، پاسداری از لبنان، هم ضرورت بین المللی و هم وظیف? ملی است. نیرویی که اصول و مبانی لبنان را حفظ می کند، در ایمان مردم و موقعیت خاص آن نهفته است و خطرها و چالش هایی که با آن روبهروست، ناشی از موقعیت جغرافیایی آن است
به وجود آوردند که به حالت انفجار انجامید و بلکه مقدمات یک جنگ داخلی را فراهم آورد و جنوب را در معرض اشغال قرار داد و در یک کلمه، موجب نگرانی دربار? آیندهای مبهم و پیچیده شد.
من جبرگرا نیستم که معتقد باشم حوادث، مستقل از اراد? انسان رقم می خورد و به آینده نیز نه خوش بینم و نه بدبین. من به حوادث نگاه تماشاگرانه ندارم، بلکه همچون انسانی که با دیگر هموطنان در رقم زدن اتفاقات همکاری دارد به آنها می نگرم.
در طول سه روز از این حوادث خونبار، من مانند کسی که بر روی آتشی شعله ور نشسته باشد آرام و قرار نداشتم. پیدرپی با مسئولان لبنانی و میانجیگران عرب تماس داشتم و در عین احترام به صلاحیت های قانونی، نقشی افتخارآمیز داشتم و امیدوار بودم اقداماتی که برای برقراری صلح و آشتی انجام می گیرد موفقیتآمیز باشد. از این رو بود که گام های کوچکی در این راه برداشتم و بر این باور بودم که بر من در جایگاه شهروند واجب است که هم? توانایی و امکانات خود را به کار گیرم تا از شدت تنش بکاهم.
رهبران دینی طراز اوّل را گرد آوردم تا بتوانم شبح فرقه گرایی را از صحنه دور کنم و با امانتداری کامل دیدگاه های مختلف گروه های لبنانی را برای آنان بازگو کنم و از این راه میان هم? گروه های لبنانی همدلی و اتحاد فراگیر برقرار کنم. واقعیت این است که هم? علما با مسئل? فلسطین و آزادسازی قدس و قداست جهاد از یک سو و با حاکمیت لبنان - که بیش از هر کشور دیگری آزادی و عزت آنان را عینیت می بخشد - از سوی دیگر در ارتباطاند و آن را قبول دارند و همین امر آنان را قادر میکند تا با یکدیگر گفتوگو و مذاکره کنند. آقای یاسر عرفات از من خواست تا راه گفتوگوی شفاف و بی پرده میان جبه? مقاومت و اندیشمندان لبنانی را باز کنم.
خود رئیسجمهور به سران دینی اعلام کرده است که دولت لبنان به جبه? مقاومت احترام می گذارد و هرگز در فکر از بین بردن آن نبوده است. یاسر عرفات و رهبران مقاومت نیز به نوب? خود به علما اطمینان داده اند که به حاکمیت لبنان احترام می گذارند و به دخالت نکردن در امور لبنان پایبندند و در صددند که تصمیمات و برنامه هایشان را به طور تدریجی یا کلی به اجرا درآورند. طبیعی بود که گفتوگو با رهبران دینی، سطح گفتوگو را بالا برد و از رسیدن بحران به مرحل? انفجار جلوگیری کرد.
از سوی دیگر این ملاقات ها و گفتوگوها این زمینه را فراهم آورد که پیام وجدان فلسطینی از زبان رهبر فلسطینی مطرح شود. او به من گفت: «تیزهوشی لبنانی که برای هم? این مشکلات راهحل پیدا کرده بود، کجا رفته است تا ما را در پیمودن راه دور و درازمان یاری رساند و روابط ما با دیگران را ساماندهی کند؟» او مایل بود سران جبه? مقاومت با اندیشمندان لبنانی دیدار کنند و از من خواست راه را برای این گفتوگو باز کنم.
بدون تأخیر تلاش خود را آغاز کردم، زیرا یک روز تأخیر یعنی اضافهشدن یک خطر دیگر.
روز چهارشنب? آینده با دیدار با پاتریارک حکیم آغاز خواهد شد و به طور پیاپی ادامه خواهد یافت.
موضوع: گفتوگوی مطبوعاتی - پاسداری از لبنان ضرورتی بین المللی و وظیفهای ملی است
مکان و تاریخ: مجلس اعلای شیعیان.
مناسبت: تلاش همه جانب? امام برای ایجاد آشتی میان دولت و جبه? مقاومت فلسطین از یک سو و جبه? مقاومت و سوریه از سوی دیگر و همچنین میان گروه های مختلف داخلی.
منبع: مجل? لاروو دو لیبان، 25/6/1973.
وقتی امام صدر با تود? مردم سخن می گوید، به سختی می توان به گرایش او به یک دین خاص پی برد. اگر زمینه برای او فراهم می شد تا در کلیسا یا معبدی حضور یابد و خطاب به هم? مردم زمین سخن بگوید، می دیدیم که او همه را به الگویی واحد از صلح و عدالت و محبت فرامی خواند. کردار او همچون کردار پیامبری است که از اساطیر بیرون آمده است تا با روشن بینی و تیزهوشی و با تکیه بر نیروی انسان الهی در برابر چالش های عصر جدید بایستد. قدرت تأثیرگذاری او به حدی است که در پیدایش حوادث نقش دارد و در بحران ها، ابعاد حقیقی شخصیت او آشکار می شود.
از این رو، عجیب نیست که اکنون می بینیم او نقش اوّل را [در صحن? حوادث] بازی می کند. به دمشق می رود تا برای تداوم ارتباط میان سوریه و لبنان از یک سو و ارتباط میان دولت لبنان و جبه? مقاومت فلسطین از سوی دیگر تلاش کند. بین کاخ ریاست جمهوری و اردوگاه پناهندگان در رفت و آمد است و در هرکجا با مسئولان دیدار می کند. علما را به تشکیل جلسه و همبستگی بیشتر فرامی خواند. و هنگامی که در مقرّ مجلس اعلای شیعیان است، برای هم گرایی در هم? ابعاد ضروری تلاش می کند تا لبنان روی پای خود بایستد و هیچ یک از طرف های گفت وگو احساس شکست یا بی توجهی نکند و بلکه انگیز? بیشتری برای ادام? گفت وگو پیدا کند.
در عین حال او مردی است که سوار بر حوادث است، نه ثروت هنگفتی دارد و نه تجهیزات جنگی. نیروی ذاتی او از جنس دیگر است.
بعدازظهریکی از روزهایی که تماس هایی متعدد و متنوعی داشت با او دربار? حوادث ماه مه - که معادلاتی روشن در پی داشت - و نیز مواضع و مبانی او در طی این مرحله گفت وگو کردیم.
هیچ تناقضی میان حاکمیت لبنان و حمایت از مقاومت وجود ندارد
در همان ابتدا امام نظر خود را چنین بیان می کند:
درحقیقت من هیچ تناقضی میان این دو اصل مهم نمی بینم، حاکمیت لبنان و حمایت از جبه? مقاومت فلسطین از چند جهت با یکدیگر مرتبطاند. از سویی، مشکلاتی که در عرص? عمل پدیدار می شود از سه عامل اساسی ناشی می شود:
1. رویکرد قبیله ای حاکم بر روابط میان حکومت و جبه? مقاومت؛
2. رویکرد انقلابی و غیرانتظامی جبه? مقاومت؛
3. حیله گری دشمن مشترک یعنی اسرائیل.
این سه عامل با هم مشکلاتی از نظر رفتاری
کرد. در این صورت دیگر از هیچچیز نمی هراسد و مسئولیت و شیو? رفتار او روشن و شفاف است و بدون هیچ نگرانی اقدام می کند.
آنچه در این اوضاع از لبنانیان انتظار می رود همین است. این همان خط مشیای است که پیامبر اسلام و حضرت مسیح ترسیم کرده اند و امام علی(ع) و اصحاب پیامبر آن را پیموده اند و حضرت فاطمه(س) نیز در همین مسیر گام برداشته و مشخصه ها و ارکان مختلف آن را تبیین کرده است و ما نیز باید همین راه را طی کنیم. از خداوند سبحان می خواهم به ما توفیق دهد راه آنان را دنبال کنیم و مسئولیت پذیر باشیم. والسلام علیکم و رحمةالله.
«بسم الله الرحمن الرحیم وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ.»[95]
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ وَالصّلوة وَالسَّلامِ عَلی سَیِّدِ المُرْسَلینَ نَبیِّ الرّحْمُة وَسَیِّدَ الاُمُة خَاتَمِ الْاَنْبیاءِ وَالْمُرْسَلینَ وَ عَلی آلِ بَیتِهِ وَصَحْبِهِ وَمَنْ سَلَکَ طَریقَهُمْ وَوَقَفَ مَعَهُمْ وَاهْتَدی بِهُداهُمْ وَرَکِبَ سَفینَةَ وَلائِهِم اِلی یَوْمِ الدّینِ.
گواهی می دهیم که معبودی جز او نیست؛ خدایی که شریکی ندارد و یکتا و یگانه و بی نیاز است و نه همسری برگزیده و نه فرزندی دارد و گواهی می دهم که محمد بند? برگزیده و فرستاد? پسندید? خداوند است. خدا او را با دین حق و هدایت فرستاد و گواهی می دهم که مولای ما علیبنابیطالب، امیر مؤمنان، پیشوای سفیدرویان، جانشین پیامبر، فرستاد? پروردگار جهانیان و امام هدایت و پرهیزگاری است. او با جان و مال و هم? توان خود در راه خدا جهاد کرد و در تحکیم پایه های این دین و بالابردن نام اسلام در میان جهانیان نقش بسزایی داشت و گواهی می دهیم که یازده پیشوای معصوم (درود و سلام خدا بر آنان باد) از نسل او، پیشوایان هدایت و چراغ هایی در تاریکیاند که با نور آنان هدایت می شویم و راه آنان را دنبال می کنیم و برای عملی شدن شیوه ها و اندیشه های آنان تلاش می کنیم…
…امیدواریم که خداوند آنان را پیروز گرداند و از آنان دستگیری و حمایت کند و راه آنان را روشن نگه دارد و دلهایشان را قوی سازد تا با گامهایی استوار این راه ناهموار ولی مبارک را بپیمایند. از خداوند متعال می خواهیم ما را در این بلاها و گرفتاری های بزرگ از جهادگرانی قرار دهد که باقیماند? کرامت و سربلندی این امت را نجات دهد. والسلام علیکم ورحمةالله وبرکاته…
[95].?«سوگند به این زمان، که آدمی در خسران است. مگر آنها که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و یکدیگر را به حق سفارش کردند و یکدیگر را به صبر سفارش کردند.» (عصر، 1-3)
می دانند. آنان می خواهند این وعد? خداوند را با بمباران، اشغالگری، حیله گری، تجاوز، خشونت و کشتن انسان ها محقق کنند. این تصویری است که صهیونیسم از خداوند برای جهانیان ترسیم کرده و مؤمنان ضعیف را دربار? ایمانشان به تردید انداخته است. آزادسازی فلسطین و اصلاح این مجموعه از انسان ها- اگر اصلاح پذیر باشند - در واقع نجات آبروی خداوند است که برای هر مؤمنی بدون استثنا واجب است. بنابراین، تلاش برای آزادی فلسطین و حمایت از جهادگران و یاری آنها با هرآنچه در توان داریم، از اصولی است که هیچکس در آن تردید ندارد.
پس اختلاف در چیست؟ سختی ها و گرفتاری ها به چه شکلی پیش می آید؟ آیا دشمن می تواند با ترفندهای غیرمستقیم خود برادری را بر ضد برادرش و پسری را بر ضد پدرش و انسانی را بر ضد همسایه اش تحریک کند؟ مؤمنان هرگز چنین چیزی را تحمل نمی کنند و نمی پذیرند که مجری نقشه های دشمنانشان باشند. آیا دستان خرابکار توانسته است ما را از مسیر خود دور کند؟ آری دستان خرابکار می توانند بر انسان های ضعیف تسلط یابند و انسان های پوچ و بی محتوا را تحریک کنند. یکی از شعرا چنین انسان هایی را به نیزار تشبیه کرده است. می گوید فرد بیایمان مانند نی تهی و توخالی است و بر اثر بادی ملایم صدای فریاد و فغان آن به آسمان بلند می شود، ولی مؤمن به گفت? حدیث شریف همچون کوهی استوار است که هرچند توفانی سهمگین بر او بوزد، تکان نمی خورد و برنامه و رفتار و تکلیف و مسئولیت او روشن است. آیا نیرنگ و خرابکاری و فتنهانگیزی و ابهام افکنی ممکن است در سرنوشت مؤمن و میزان سعی و تلاش او اثر بگذارد؟ مردم لبنان هرگز چنین چیزی را نمی پذیرند و انسان های مجاهد هرگز آن را برنمی تابند.
بس است. ایمان، به شعار و توصیه و حضور در مسجد و کلیسا و ثبت مذهب در شناسنامه نیست. دین، رفتار و عملکرد انسان است. ایمان، پایداری و استواری و رفتار آگاهانه است. ایمان پیوندی ریشه دار در جان انسان است که در زمان های مختلف او را به حرکت درمی آورد و در لحظات حساس او را به برخورد سراسر مسئولانه وامی دارد.
برادران مؤمن!
در این لحظات و در این روزها که خیالمان آسوده است و احساس امنیت می کنیم و به آینده خوشبینیم، باید از خود و از دستاوردهایمان پاسداری کنیم و با دستانی نیرومند و استوار و مؤمن، میهن و حاکمیت کشور خود را حفظ کنیم و به دفاع از مجاهدان و برادران خود در هرکجا که هستند برخیزیم و مراقب باشیم که بر اثر شایعه های پوچ و باورنکردنی تحریک نشویم.
روزی شخصی از من پرسید: آیا درست است که شما را ترور کرده اند؟ به او گفتم: تو اکنون داری با من صحبت میکنی. چطور چنین چیزی می پرسی؟ تو مانند کسی هستی که انسانی را که خوابیده صدا می زند و وقتی او بیدار می شود و جواب او را می دهد به او می گوید آیا تو خوابی؟ روشن است که وقتی پاسخ داد دیگر موضوعی برای آن سؤال باقی نمی ماند. در چنین حالت هایی احساس ضعف و شکست بر فرد بیایمان غلبه می کند ولی انسان مؤمن و بیدار همواره احساس می کند که با خداوند است، مسیر او با نور خداوند روشن است، گامهای او به اراد? خداوند ثابت و استوار است، آیند? او به فرمان خداوند رقم می خورد و خداوند از او حمایت خواهد
