موضوع: پیام - در مورد حاکمیت لبنان و قداست جهاد فلسطینیان هیچ اختلافی وجود ندارد
مکان و تاریخ: بیروت، 8/5/1973.
مناسبت: به دنبال درگیری های شدید میان ارتش لبنان و جبه? مقاومت فلسطین بهویژه در بیروت، امام صدر این پیام را خطاب به دو طرف صادر کرد.
منبع: روزنام? الحیاة بیروت، 9/5/1973.
برادران!
ما اکنون در اوضاع بسیار تلخ و دشواری قرار داریم که نه ملت ما و نه هیچ ملت دیگری با آن روبهرو نشده است. دشمن در روز روشن مغرورانه عید خود را در خیابان های قدس پاک جشن می گیرد و غاصبان، شبها در خانه هایشان آرمیده اند یا مجالس شادی برپا می کنند و ما که صاحبان آن سرزمین هاییم و مشکل آن به ما مربوط می شود، هدی? عید را از خون خود و کشتار برادرانمان به دشمن تقدیم می کنیم و شبهای او را با روغن دلهایمان روشن می کنیم و بندبند میهن را از هم جدا می کنیم و باقیماند? آرزوهایمان را بر باد می دهیم.
آنچه بر عمق فاجعه می افزاید این است که بیم آن می رود در اثر این درگیری ها، خطر سرنگونی کشور تحقق یابد و آرزوها و خیال های دشمن به دست ما لبنانیان که از نخستین دشمنان اسرائیل به شمار می آییم و به دست فلسطینیان، این قهرمانان جهادگر و آواره، به واقعیت تبدیل شود.
این تصویر تاریک که با خون و پیکرهای پارهپاره ترسیم می شود، در برابر هریک از ماست و هم? ما در قبال یکدیگر مسئولیم. اکنون زمان انتخابی دشوار است، زمان مسئولیت پذیری است. ما بر سر دوراهی قرار داریم.
برادران!
با وجود مشکلاتی که بر سر راه مسئولان و برادران عرب - که همه برای حل بحران تلاش کردهاند و می کنند - قرار گرفته است، اگر هم تفاهم میان ما در جایگاه برادر محال باشد آیا حتی نمی توان در برابر دشمنی که مهمترین سرمای? آن نیرنگ و تفرقه افکنی است ایستاد؟
زندگی هزاران نفر از کودکان و بی گناهان و حاصل تلاش کارگران و مهاجران و یکپارچگی کشور و مردم و بلکه تاریخ و هم? ارزش ها در انتظار موضع گیری قاطعان? ماست و خداوند نیز ما را به آن فرمان داده است و براساس آن به حساب ما رسیدگی خواهد کرد. اگر خداوند را یاری کنیم، او نیز به ما یاری خواهد رساند. پس باید بر احساسات افسارگسیخته و آشفت? خود چیره شویم و خودپرستی ها را سرکوب کنیم تا در جهاد اکبر پیروز شویم و صفحه ای را از دفتر تاریخ محو کنیم که دشمن پیروزیاش را جشن می گیرد و ما در برابر چشمان تماشاگر او به مبارزه با یکدیگر می پردازیم و نابودی خود را به مانند هدی? عید به او تقدیم می کنیم.
برادران!
سرنوشت حتمی ما تفاهم با یکدیگر است و مهمترین تکلیف ما دورکردن احساسات فرقه ای
مرگ که در مراسم جشن عید پاک نمود یافته است، معنای واقعی این مناسبت را به ما یادآوری می کند؟ آیا ستم یهود و گزافه گویی آنان را به یاد می آوریم؟ آیا از قبر خودپرستی و زندان خویشتن بیرون می آییم تا وارد رستاخیز جامعه و انسان حقیقی شویم؟»
امام موسی صدر سخن خود را با طرح این سؤال ادامه داد: «اگر به آتش کشیدن مسجدالاقصی و ورود [دشمن] به خانه ها و خیابان هایمان ما را به حرکت واندارد، دیگر چه عاملی می تواند ما را به حرکت درآورد؟ ما به رکود و ایستایی مبتلا شده ایم. ما به حرکت نیاز داریم. می خواهیم به عزت و سربلندی خود بازگردیم. ما عید پاک و رستاخیز را می خواهیم. ما میلاد و هجرت پیامبر را می خواهیم.»
ایشان افزود: «ما باید این مناسبت ها را گرامی بداریم و جشن بگیریم تا در پرتو آن بکوشیم و بسازیم و بپروریم. من این جشن، یعنی جشن انجمن جوانان مسیحی را نقط? عطف و رویدادی نو می شمارم. ما جشن های سنتی را از قالب بی روح و سنتی آن خارج کردهایم و این هوشیاری جدید، فراتر از دین و مذهب برگزارکنندگان است که به خودی خود سودمند است. در دوره ای که هریک از ما خود را به تنهایی یک امت به حساب می آورد و در نتیجه ما به امت های متعددی تبدیل شده ایم… در دوره ای که خودخواهی ما بیشتر شده است و با تشکیل خانواده ها و فرقه های خاص خود، جدای از جامعه و امت زندگی می کنیم و آنها را درک نمی کنیم… در روزگاری که مصیبت به اوج خود رسیده و خون قهرمانان مسلمان و مسیحی به زمین ریخته می شود؛ هم? این دردها و مشکل ها با گرامیداشت این مناسبت ها درمان می شود.»
امام دربار? وضعیت کنونی امت عرب و مسلمانان گفت: «ما در سخن سرایی، پنهانکردن حقیقت در پشت کلمات و حرف زدن به جای کار و تلاش تخصص داریم! ما در لبنان چه عذری داریم؟ آیا منتظر فتنه انگیزی و مبارزه طلبی بیشتریم؟ آیا به تحقیق و پژوهش دربار? مسائل اجتماعی و اوضاع عمومی کشور نیاز داریم؟ منتظر چه هستیم؟ دفاع از میهن را به امید چه کسی رها کرده ایم؟ اینکه حمایت از میهن را به عهد? برخی از مسئولان بگذاریم و خودمان تنها تماشاچی باشیم و فقط انتقاد کنیم، از حس میهن پرستی به دور است.»
وی افزود: «فکر نمی کنم ضمانت های بینالمللی یا ارتش کشورهای مجاور سودی برای ما داشته باشد و به ما کمک کند… اسرائیل همچنان باقی است و احتمال عقب نشینی یا ازبینرفتن آن وجود ندارد… دشمن رفتهرفته به ما نزدیکتر می شود و به سرزمین هایمان چشم طمع می دوزد.»
امام صدر در پایان گفت: «ملت کوچک یا ملت بزرگ در این جهان معنا ندارد، آنچه هست این است که ملتی می خواهد زندگی کند و ملت دیگری نمی خواهد. چیزی که باید به آن بیندیشیم این است که چگونه می توانیم جامعهای قهرمان بسازیم. دور? مردان قهرمان گذشته است و باید از فرد قهرمان به جامع? قهرمان برسیم. پس بیایید در این باره بیندیشیم و تحقیق کنیم و تأمل کنیم.»
موضوع: سخنرانی - ملت کوچک یا ملت بزرگ معنا ندارد، آنچه هست این است که ملتی می خواهد زندگی کند و ملت دیگری نمی خواهد
مکان و تاریخ: باشگاه انجمن جوانان مسیحی، 16/4/73.
مناسبت: به مناسبت میلاد پیامبر اکرم(ص) انجمن جوانان مسیحی از امام صدر برای سخنرانی دربار? این مناسبت دعوت کرد.
منبع: آرشیو مجلس اعلای شیعیان؛ روزنام? الحیاة بیروت، 17/4/73.
امام صدر در توضیح معنای گرامیداشت این مناسبت گفت:
«بزرگداشت هر مناسبت به معنای احیای آن در اوضاع زمانی و مکانی مشابه است؛ رغبتی است از سوی برگزارکنندگان به ایجاد انگیزه و تحرک و جهشی جدی در نفس انسان. مناسبتی که امروز جهان آن را گرامی می دارد، میلاد پیامبر(ص) و هجرت ایشان است. پیامبر اکرم(ص) در چنین روزهایی (17ربیع الاول) از مکه به مدینه هجرت کرد و ولادت آن حضرت نیز در همین تاریخ بود. ولادت نور… ولادت حرکت… ولادت برانگیختن انسانی جدید که مدتها راکد و خاموش مانده و کرامت انسانی را همنوعش خدشه دار کرده بود.»
ایشان همچنین گفت: «مفهوم این مناسبت در چنین روزهایی تولد اسلام است. ما می خواهیم این مفهوم را که از ذهن ها بیرون رفته است به آن بازگردانیم و از این رو سالگرد آن را گرامی می داریم. بسیاری از مردم وقتی مناسبتی را جشن می گیرند، فکر می کنند وظیفه و مسئولیت خود را انجام داده اند و بدینترتیب، مراسم گرامیداشت مانند دارویی مخدر، وجدان انسان را آسوده می کند. گرامیداشت هر مناسبت به این معنا، خطری است که مفهوم واقعی آن مناسبت را تهدید می کند و شعور انسانی را که می خواهیم در هنگام مناسبت ها پرشور و شوق باشد، به تخدیر می کشد.»
ایشان در ادامه افزود: «ما وقتی می خواهیم بجنگیم به جای آنکه بیندیشیم و آماده شویم، حرف می زنیم، صدایمان را بلند می کنیم، با شور و احساس سخن می گوییم، سخنرانی می کنیم و شعار می دهیم و پس از آن، احساس آسودگی می کنیم. گویا تکلیف خود را انجام داده ایم. سخن گفتن به عاملی آرامبخش و مخدر تبدیل شده است، زیرا وقتی سخن نمی گوییم حس مسئولیت وجدانی ما را به تلخی به کار و عمل وامی دارد. بنابراین، جشن های ما نوعی ادای وظیفه شده است. ما هدف و خود مناسبت را در ورای غباری از جشن ها و شعارها پنهان می کنیم و این همان خطری است که نهتنها در جشن میلاد پیامبر بلکه در هم? مناسبت ها، ما و امت ما را تهدید می کند. در هر مراسمی به سخنرانی، توصیف و مسائل ظاهری بسنده کرده ایم. این عید و جشن، اندوه عمیق ما را می پوشاند و انحطاطی را که به آن گرفتار شده ایم پنهان می کند.»
امام دربار? مناسبت عید پاک (قیام مسیح) گفت: «فردا عید پاک را جشن می گیریم. معنای دینی این مناسبت، رستاخیز و بازگشت به زندگی و به چالشکشیدن مرگ است. آیا این به چالشکشیدن
و فرهنگ های گوناگون و حتی وجود تمدن های گوناگونی که ذهنیت شهروند لبنانی را شکل می دهد، حق دارد حوادث را با توجه به ذهنیت های گروهی و مقایسه هایی که بیشتر اوقات حس دشمنی و کینه توزی ایجاد می کند، تحلیل و تفسیر کند. این وضعیت، کار حکومت را بسیار دشوار می کند و می طلبد که مسئولان در سطح بالایی از عدالت باشند و حتی گذشت و فداکاری داشته باشند. حوادث اخیر در دل بسیاری از هموطنان حس نفرت و دشمنی پدید آورد. هم? ما باید مسئولان را با خیرخواهی و انتقاد سازنده و مسئولیت پذیری کمک کنیم تا از بحران در حال گسترشی که خطر انفجار در آن وجود دارد بیرون رویم. اگر این وضعیت را اصلاح نکنیم، پیامدهای بدی خواهد داشت.
در واقع این پیشنهادی صرفاً تجاری از سوی روسیه برای ساخت بیمارستان است و ما آن را از نظر بهتر بودن شرایط آن در مقایسه با دیگر پیشنهادها بررسی میکنیم.
به کشور چین که 65 میلیون نفر از مردم آن مسلماناند.
برای شب نشینی از خانه بیرون می رود، در دادن مهر بی پایان خود به او کوتاهی کرده و محبت محدود و نارسای خدمتکار یا مربی را جانشین آن کرده است.
اسلام برای حل مشکلات ناشی از روابط جنسی میان مرد و زن راهحل جاودانه ای ارائه کرده است، ولی مسلمانان از آن استفاده نمی کنند. برخی آن را حرام می دانند و برخی دیگر آن را ناقص دانسته و رها کرده اند. اما با این حال این راهحل در آموزه های اسلامی وجود دارد و زمانی خواهد رسید که از آن برای رهایی از مشکلات معاصر استفاده خواهد شد. این راهحل، ازدواج موقت است که تنها در مدت، با ازدواج دایم متفاوت است. این نوع ازدواج به زن و مرد امکان می دهد روابطی را برقرار کنند که در جهان امروز به نام دوران نامزدی شناخته می شود. این روابط در اوضاع کنونی ضروری شده است، زیرا خانواده به تنهایی نمی تواند شخصیت کامل جوان (دختر یا پسر) را بشناسد و افزون بر آن، نمی تواند استمرار رفتار مورد انتظار در دو طرف را تضمین کند. این دو پدیده ناشی از تحولات سریع اجتماعی و از هم گسیختگی خانواده است. از این رو، ورود به زندگی زناشویی به امتحان و تجربه نیازمند است که از نظر شرعی فقط با ازدواج موقت به زمان مورد نیاز در دوران نامزدی، جایز است. گذشته از آن، ازدواج غیردائم می تواند مشکلات و نوساناتی را برطرف کند که گاه در زندگی زناشویی رخ می دهد و تداوم زندگی را غیرممکن می کند. در اثر همین مشکلات است که مردم به ازدواج مدنی رو آورده اند.
ما اطمینان داریم مشکلاتی که انسان در این زمینه از آن رنج می برد با ازدواج موقت حل می شود و بنا به گفت? برخی از پژوهشگران، این ازدواج در آینده ازدواج برتر خواهد بود. با این حال، هم? مسلمانان و هم? مذاهب اسلامی یا آن را حرام می دانند یا بر آن خرده می گیرند و از آن رو می گردانند.
مشکل توتون کاران پس از آنکه سیاستمداران وارد آن شدند و آن را متشنج کردند به کجا رسید؟ و راه حل این مشکل دیرینه چیست؟ (امام از فنجان چایی که جلو او بود جرعه ای نوشید و گفت:)
دولت همواره می کوشد تا مسائل اجتماعی را سیاسی کند، در حالی که دولت، مانند پدر، باید حتی در برابر حرکت ها و اقدامات سیاسی نیز بردبار باشد. اما وضعیت توتون کاران در واقع فاجعه است، زیرا آنان میزان ناچیزی از دسترنج خود را دریافت می کنند. البته انکار نمی کنم که مشکل در واقع افزایش قیمتها در هر سال است و در سالهای گذشته من به طور نامحسوس این مشکل را حل می کردم. ولی وظیف? حکومت این است که برای حل این مشکل چاره ای بیندیشد. راهحل این مشکل دشوار نیست. من با مسئولان بلندپایه پیشنهادی را بررسی کرده ایم که در اواخر سال جاری به مرحل? اجرا گذاشته خواهد شد. براساس این پیشنهاد سازمان دخانیات به شرکت تعاونی تبدیل می شود که کشاورزان به نسبت مجوزهایی که دارند و دولت به نسبت ارزش مؤسسات خود در آن شریکاند. این شرکت تعاونی تازهتأسیس برای بهبود کشت توتون، تعیین مساحت ها، افزایش سطح صنعتی سازی و یافتن جانشینی برای سیگارهای خارجی و دیگر موارد تلاش خواهد کرد.
لبنان با توجه به ساختار فرقه ای خود و وجود فرقهها
متفاوت است. من معتقدم تفاوت برخی از احکام در اسلام بیانگر همین تفاوت در توانایی ها و به منظور آسان کردن مسئولیت و وظیف? هریک از آنها برای ادای رسالت خویش در زندگی قرار داده شده است.
با دقت در آی? شریفه ای که دربار? چندهمسری بحث می کند، درمی یابیم که دو شرط متفاوت برای جواز این تعدد قرار داده است: «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى.»[90] یعنی جواز تعدد همسر مطلق نیست بلکه مربوط به حالت اجتماعی خاصی است که ایتام در جامعه زیاد شده باشند که در نتیجه اسلام برای حفظ حقوق و کرامت آنان چندهمسری را اجازه داده است. طبیعی است که این حالت، منحصر در مورد مطرحشده در آیه نیست، بلکه حاکم شرعی می تواند این حالت های اجتماعی خاص را مشخص کند و در غیر آنها چندهمسری را ممنوع کند. همچنان که طبیعت قاعد? شرط [در ضمن عقد] به زن اختیار می دهد برای تعدد همسران قید و شرط هایی متناسب با اوضاع خود قرار دهد. شرط دومی که آی? شریفه بیان می کند عدالت است: «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً.»[91] عدالت مفهومی است که براساس تغییر حقوق و نیازها و سطح آگاهی زن تغییر می کند. به راحتی می توان گفت: عدالت مفهوم عامی است که حاکم می تواند آن را تعریف و مشخص کند و حکم جواز تعدد را در پرتو مراحل اجتماعی و اوضاع گوناگون تغییر دهد.
مفهوم ناموس در جوامع ما با مفهوم آن در منطق دین متفاوت است. پیوندی که برخاسته از قرارداد ازدواج باشد، به ازبینرفتن ناموس نمی انجامد بلکه آن را تقویت می کند، در حالی که همین پیمان موجب ازبینرفتن دوشیزگی می شود. بنابراین، می توان برای روابط میان مرد و زن، شکل پیشرفته ای از ازدواج را در نظر گرفت که از هرج و مرج جلوگیری کند و موجب آسانشدن زندگی مشترک شود.
خیر، زیرا اینکه چه کسی این مسائل را آموزش دهد مشکل ساز است. این مسئله بسیار حساس و دقیق است و به فضایی مناسب نیاز دارد که در بیشتر مدارس وجود ندارد. بهتر آن است که آموزش مسائل جنسی به طور غیرمستقیم و در چارچوب خانواده انجام گیرد.
ازدسترفتن تسلط و کنترل خانواده بر فرزندان فاجع? بزرگ انسانی است که بر اثر گسستگی نسل ها از یکدیگر پدید آمده است. به نظر من علت این امر رسانه های گروهی و پیشرفت صنعت و فناوری نیست، بلکه علت اصلی این فاجعه، تغییر مفهوم عطا و بخشش در خانواده و پدر - به مثاب? جلو? خداوند در زمین?- و محدود و مقیّد شدن آن است. مادری که کودک خود را نزد خدمتکار یا مربی می گذارد و
[90].?«اگر شما را بیم آن است که در کار یتیمان عدالت نورزید.» (نسا، 3)
[91].?«و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید، تنها یک زن بگیرید.» (نسا، 3)
برای خدمت به آنان و کشور است. این وظایف را در غیر پایتخت نمی توان انجام داد. در مورد جنوب نیز باید بگویم این منطقه کانون فعالیت های مجلس اعلای شیعیان است و از کارهای مجلس در این منطقه می توان به تأسیس مجلس جنوب -?که یکی از نتایج اعتصاب ماه مه سال 1970 به دعوت مجلس به شمار می آید- و تقدیم لایح? خدمت سربازی و مسلح سازی هموطنان به پارلمان، اشاره کرد.
من به هیچ وجه با این تحلیل موافق نیستم. عادت قمه زنی در اصل هندی است نه ایرانی، و عرب قبل از ایرانیان، عاشورا را گرامی داشته اند. مراسمی که در ایام عاشورا برگزار می شود در واقع اعتراضی همیشگی به ستم و ستمگری در طول تاریخ است، اما عادت هایی از این قبیل در اصل بیانگر سه چیز است:
1. اندوه و اعتراض؛ 2. به تصویر کشیدن واقع? عاشورا که متأسفانه از نظر هنری به طور ناقص انجام می گیرد و باید اصلاح و کامل شود و در غیر این صورت باید آن را کنار گذاشت؛ 3. مظاهر خشونت مانند شمشیرزنی و مانند آن.
من فکر می کنم این عادت ها تمرینی برای فعالیت های فداکارانه و تربیت چریک در دوره ای تاریک از تاریخ این مذهب بوده است و در اوضاع کنونی باید شکل این فعالیت ها اصلاح شود و خارج از چارچوب مذهب قرار گیرد تا بتواند جوانانی تربیت کند که در راه مصالح ملی و قومی در برابر سختی ها و رنج ها بردبار باشند. در یک کلمه، مراسم عاشورا ثروتی است که از آن بهره برداری نشده است و به سرپرستی و پالایش و هدفمندسازی نیاز دارد.
مطرح شدن بحث فداکاری و چریک و مسائل ملی و قومی ما را بر آن داشت تا نظر ایشان را دربار? این سخن برخی از غربیان بپرسیم که « مرد عرب ناموس خود را به سرزمینش ترجیح می دهد » ؛ امام صدر دستی به پیشانی خود کشید و گفت:
مسئل? ناموس و غیرت مرد عرب به زن، بخشی از مسئل? ناموس امت است. هم? ثروت ها، نیروها، منافع و آزادی های فرد جزئی از کل است. بنابراین، وقتی به ناموس امت تجاوز شود، برای فرد نیز ناموسی باقی نمی ماند و وقتی فردی به ناموس خود سهل انگار و بی توجه باشد، ناموسی برای امت باقی نمی ماند. این واقعیت ما را در برابر ضرورت اصلاح رفتارها و کنار گذاشتن غیرت نابجا و غیرواقعی - که در دور? معینی از تاریخ نشان? غرور و خودخواهی مرد بود - قرار می دهد. ما باید دختران خود را به گونه ای تربیت کنیم که رسالت به دوش باشند، اهدافی بلند را دنبال کنند و هم? نیروی خود را در راه خدمت به اهداف والای قومی و ملی به کار گیرند تا اگر یکی از آنان ناگزیر شد وارد میدان شود یا مسئولیتی را بیرون از خانه یا وطن بر عهده گیرد، اعتماد به نفس و شجاعت داشته باشد و دچار مشکل و کمبود نشود. بنابراین، ناموس و سرزمین از یکدیگر جدا نیستند.
مرد و زن در مقام انسان با یکدیگر برابرند ولی در عین حال توانایی ها و استعدادهای آنان با یکدیگر
می گویند شما به دنبال نمایندگی مجلسید تا از رهگذر آن به ریاست مجلس دست یابید.
ایجاد نگرش یکسان و واحد به امور و همچنین انتخاب ابزارها و راهکارهای لازم برای رسیدن به اهداف در کشوری مانند لبنان کار دشواری است. من فقط می توانم بر این نکته تأکید کنم که آرمان های من بسیار بزرگتر از آن است که در قالب نمایندگی یا ریاست مجلس و یا حتی صلاحیت های قانونی برای مجلس اعلای شیعیان، محدود شود.
طرح اصلاح قانون مجلس به ادار? اوقاف و امور دینی مربوط می شود و برخی از نقایص موجود در آن به علت آن است که مجلس این قانون را شتابزده و بدون تحقیق و مطالعه تدوین کرد. در مورد اینکه ریاست مجلس مادامالعمر یا شش ساله باشد، من خواستار اصلاح آن نبوده ام و صورتجلسه های کمیسیون مدیریت و دادگستری و مجلس اعلای شیعیان نیز گواه آن است.
انگیز? کسانی که خواستار این اصلاحیهاند، این است که مجلس از این نظر با دیگر فرقهها برابر شود و مقام ریاست فرقه دستخوش بازی های سیاسی قرار نگیرد. من پیش از آنکه مجلس تأسیس شود و ریاست آن را بر عهده گیرم، مسئولیت هایی شبیه مسئولیت های کنونی داشتم که همگی برخاسته از ایمان، توانایی ها و آرمان های من است.
من عاملیه را مرکز کار عمومی و بخشش سودمند در چارچوب شیعه می دانم و به مرحوم رشید بیضون همچون پیشوایی احترام می گذاشتم و تا زمانی که عاملیه و دیگر مؤسسات آن باقی باشد نیز احترام خواهم گذاشت. اما مسئل? الحاق عاملیه به اوقاف شیعه به هیچ وجه درست نیست، زیرا اموال آن در مالکیت انجمن عاملیه است و سرپرستی اوقاف در صلاحیت مجلس نیست. گذشته از آنکه باید دانست مجلس جانشین دیگر مؤسسه ها نیست، بلکه پشتیبان آنهاست و امیدوار است ادار? اوقاف لبنان نیز عناصر امین و قابل اعتمادی همچون عناصری که در عاملیه مشغول کارند پیدا کند.
وجود دموکراسی در لبنان از یک سو و باز بودن راه اجتهاد در مسلک - مانند فقه - در نظر علمای شیعه از سوی دیگر، وحدت و یکپارچگی را به طور اجماعی و فراگیر دشوار می کند، ولی تحقق آن محال نیست. ما همواره خود را به برادرانمان، علمای شیعه نزدیک میکنیم.
وظایف مجلس اعلای شیعیان اقتضا می کند که محل آن در بیروت باشد. وظیف? اصلی مجلس، سرپرستی همهجانب? دینی بر مناطق شیعه نشین و پاسداری از حقوق شیعیان در کنار سایر لبنانیان و دیگر برادرانشان در جهان و همچنین ایجاد هماهنگی میان نیروهای شیعیان و ساماندهی آن
چه در حال و چه در آینده، تقدیم کنند. چنین اقداماتی به سطح بالایی از فرهنگ و هوشیاری و بیش از آن به اخلاص برای خداوند و ازخودگذشتگی در خدمت به مردم نیازمند است.
آیا علمای دین آن گونه اند که باید باشند و آیا مظاهر مادی، آنان را به دو گروه تقسیم کرده است؟
درحقیقت این اتهام، بسیار ظالمانه است و این تقسیم بندی جامع نیست. من وجود این دو گروه را در نهادهای دینی انکار نمی کنم، ولی تا آنجا که من می دانم بیشتر علما جزو قسم سوماند که مسئولیت هایی بیش از حد توان خود بر عهده دارند و همانگونه که در حدیث شریف آمده است مانند کسی که آتش بر روی دست گرفته، از دین پاسداری می کنند.
عقده های فکری، اجتماعی، اخلاقی و اقتصادی حاکم بر جوامع در برابر اینان همچون دیوارهایی بلند و استوار است و حتی این عقده ها به محیط زندگی آنان نیز رخنه می کند و موجب می شود که از درون احساس شکست و ناتوانی کنند.
مقایسه ای اندک میان عالم عادی و عالم پیشرو کافی است تا تفاوت بسیار میان آن در آرمان ها، رفتار و سطح زندگی روشن شود.
من در اینجا بر این حقیقت تأکید می کنم که چالشی که روحانی در عصر ما با آن روبهروست، بزرگترین چالش است. او با خشم بجا و سخن برحق خود این مشکل را به دوش می کشد و درد و رنج آن را جرعهجرعه فرو می برد و در این راه فقط خودش را سرزنش می کند.
چرا اندیشمندان بزرگ مسلمان همچون سیّد جمال الدین در قرن گذشته، دیگر ظهور نمی کنند؟
پاسخ این سؤال در وضعیت عمومی زندگی معاصر و پیچیدگی های آن نهفته است، که رهبری در هر بخش را به صورت گروهی و اجتماعی درآورده و مسئولیت ها را به کارشناسان ارجاع داده است، نه نوابغ. این تحول را، در رهبری های سیاسی، فکری و اجتماعی بهروشنی میتوان دید. در زمین? علوم و صنعت نیز انسان خود را در برابر آنچه ساخته، کوچک می شمارد و حیرت زده به آن می نگرد و گویا به زمانی بازگشته است که خطاب به انسان گفته می شد:«أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ.»[89]
اگر سیّد جمال الدین بزرگ و همفکران او در این زمان و اوضاع پیچید? آن زندگی می کردند، به سختی می توان گفت به موفقیتی چشمگیر همانند زمان خود دست می یافتند. بنابراین، برای داوری و مقایسه باید شرایط یکسان را در نظر گرفت.
(از شنیدن این سؤال غافل گیر و دستپاچه نشد. فقط چشمان درشتش برقی زد و گفت:)
من به شخصیت جناب فؤاد شهاب احترام می گذارم و او را پیشگام تشکیل دولت مستقل در لبنان می دانم.
ولی این احساس، مرا - چه از نظر تشکیلات دولتی و چه از نظر حزبی بودن مناطق - جزو یک جریان سیاسی معین قرار نمی دهد. افزون بر آنکه من کسانی را که این سخنان را مطرح می کنند، معذور می دانم، چون لبنانیان تخیل قوی و گسترده ای دارند.
[89].?«آیا چیزهایی را که خود می تراشید، می پرستید؟» (صافات، 95)
ولی وضع کشورهای شرقی و اسلامی با وضع کشورهای غربی کاملاً متفاوت است و حرکت های دینی که در اینجا لازم شمرده می شود، در کشورهای غربی چه از نظر علل و عوامل و چه از نظر محتوا، متفاوت است.
نهادهای دینی در غرب در پایان قرون وسطا مانع فعالیت های فرهنگی می شدند و آن را در چارچوب های خود محدود می کردند و از این روست که استبداد فکری بر انسان غربی حاکم بود و چارچوب فعالیت نهادهای دینی با وجود دستاوردهای ژرف و شگفت انگیز آن در زمین? الهیات و هنر محدود بود و در دنیای علمی و فرهنگی بر یافته های پیشینیان تکیه می کرد و آن را مقدس می شمرد و اصولی می دانست که باید از آن دفاع کرد.
این واقعیت بهروشنی در سخنان بنیان گذاران تمدن غرب همچون بیکن به چشم می خورد. آنها بر ضرورت سرنگونی بت بدعت های دینی و دیگر بتها تأکید می کنند.
اما حقیقت این است که دین در شرق هیچ گاه در برابر تفکر بشری و دستاوردهای فرهنگی و تمدن ساز او نایستاده است، بلکه شرق در سای? حکومت دین و براساس انگیزه های دینی به طور سخاوتمندانه به جهان خدمت کرده است و هنگامی که در اواخر قرن چهارم این انگیزه های دینی ضعیف و در قالب مؤسسه ها و مظاهر دیگر راکد شد، شرق نابارور شد و دیگر نتوانست خدمتی ارائه کند و خود وامدار دیگران شد.
جامع? شرقی وقتی اصالت فرهنگی خود را از دست داد، در معرض هجوم بیگانه قرار گرفت و این امر به استعمار فکری او انجامید، به گونه ای که فعالیت های او برخاسته از فرهنگ و عقید? عاریه ای او بود و در هم? زمینه ها در راستای اهداف استعمارگران حرکت می کرد. بنابراین، نهضتی که شما از آن سخن می گویید -?بر فرضی که وجود داشته باشد?- نهضتی غیر عربی و غیر شرقی است و در نتیجه، به آن اندازه که به دنبال بسترسازی برای فعالیت استعمارگران است، به دنبال سعادتمندکردن انسان های شرقی نیست. افزون بر آنکه به هیچ?وجه فصل جدیدی در تاریخ بشر شمرده نمیشود، حتی اگر فضا را نیز تسخیر کند.
وظیف? نهادهای دینی و علمای کشورهای عربی و بلکه هم? مشرقزمین این است که نقش پیشرو و پیشگامان? خود را در تربیت انسان معاصر و همچنین مضمون حقیقی خود احیا کنند تا تحت سیطر? اهداف و مبانی حاکم بر جامعه باقی نمانند که در واقع اصالتی ندارند و در خدمت مردم نیستند.
نهادهای دینی با وجود بهره مندی از اندیشه های اصیل، غالباً به مثاب? بخشی از حکومت ادای وظیفه می کنند و یا به گفت? یکی از نویسندگان نقش واعظان درباری را انجام می دهند. برخی از نهادهای دینی نیز وجود دارند که خود را پیشرفته و مترقی به حساب می آورند و همگام با جنبش های جدید اجتماعی که خواهان برآوردهشدن نیازهای عمومیاند، حرکت می کنند و در این مسیر از ابزارها و راهکارهای مورد استفاد? دیگر نهادها کمک می گیرند. در هر دو حالت، این نهادهای دینی نقش پیشرو خود را ازدست دادهاند و با شیوه های غیر اصیل در پی حاکمان یا توده های مردم می دوند.
تحول آفرینی و یا به گفت? شما حرکت های اصلاح طلبانه در این نهادها، به این است که اهدافی اصیل و راهکارهایی اصیل و پیشرفته در پیش بگیرند تا بتوانند خدمتی نو و بزرگ به جامعه ها،
